Atheism Society
374 subscribers
958 photos
415 videos
10 files
178 links
ارتباط با ادمین
@Modirgozar_bot

خداناباوری، درمان تروریسم دینی!
Download Telegram
من #محتاج به #خدا نیستم


خدا در معادلات فکری من و زندگی روزمره من جایی ندارد. افزون بر آن برای زندگی کردن من محتاج به خدا نیستم.

در طول تاریخ انسان با زشتی و سختی و مرگ همراه بوده و در این لحظات به فکر خدا بوده است. انسان در لحظه شادمانی با زمین و مردم در می‌آمیزد در چنین لحظه‌ای خدا محو می‌شود و یا کم‌سو می‌شود. ولی در لحظه دردناک و مرگ، خدا با قدرت وارد ذهن و احساس و زندگی می‌شود

از نظر آخرت‌شناسی دینی، خدا با قدرت در ذهن عمل می‌کند. حال در جامعه‌ای که سکولار شده و در آن انسان‌ها بیش از پیش به عقلانیت فردی و زمینی رسیده‌اند و انسان اراده خود را بر اراده خدا غلبه داده است، خدا عقب‌نشینی می‌کند.

همه مردمان سکولار به ناباوری نمی‌رسند و روان‌شناسی انسان‌ها متفاوت است ولی هستند کسانی که جاذبه خدایی دیگر در آن‌ها کارساز نیست.

در نظام خورشیدی تمام سیاره‌ها در مدارهای دور و نزدیک با جاذبه خورشید هستند ولی در زندگی سیاره‌هایی هستند که با انرژی جدید #خودساخته به نظام و کهکشان دیگری می‌گرایند.

نظام فلسفه و اندیشه‌ورزی و هنری‌پروری و فکر انتقادی، نظامی دیگری است که بر ستون خداپرستی لرزه می‌اندازد و انسان با جرأت را از خدا دور می‌کند

این انسان، محتاج نیرو و انگیزه در زندگی است. ولی این منشا نیرو و انگیزه دیگر خدا نیست. در چنین ذهنی خدا طلب نمی‌شود، خدا آرامش‌بخش نیست و خدا توانایی خود را از دست داده است. این انسان به منشا انرژی دیگر دست یافته است. اندیشه‌ورزی و فلسفه‌ورزی و استقلال نظری و روانی و بهره‌گیری عقلانی از تمام امکانات دانش و منابع روی زمین، قاعده کار این انسان است. عشق و معنویت و عاطفه و احساس در چنین فردی زنده است ولی منشا یا هدف آن‌ها، آسمان و خدا و یک نیروی موهوم نیست

مسئولیت و اخلاق و آرمان‌خواهی در چنین فردی یک واقعیت است ولی این مسئولیت و اخلاق و آرمان‌خواهی از وجدان شخصی می‌آید و به زمین و طبیعت و موجودات آن توجه دارد

به قول #لوک‌فری فیلسوف فرانسوی:
ما نه در زمان پایان ارزش‌های فداکارانه، بلکه به معنای درست کلمه، در زمان انسانی‌سازی ارزش‌های فداکارانه، زمان حرکت از مفهوم دینی فداکاری به این ایده که فداکاری فقط از طرف و برای خود بشریت لازم است، زندگی می‌کنیم


@atheism_society
💥 سياست، كفايت و درايت، تمام چيزى كه امام على نداشت

#قسمت_اول

همه ما درباره وقايع صدر اسلام بارها و بارها مطالبى را از #روحانيون_مسلمان و خصوصاً #آخوندهاى_شيعه شنيده ايم.
اما آنچيزى كه كمتر و يا اصلا از آن حرف زده نشده است،
نقاط ضعف #على_بن_ابيطالب است كه با وضوح تمام در جاى جاى تاريخ اسلام به چشم ميخورد،
چه آنجا كه روحانيون شيعه او را عامل خلقت كائنات ميدانند و چه آنجا كه اهل سنت #دامادى_محمد و خلافت او پس از #عثمان را برايش فضيلت ميشمارند.
على بن ابيطالب در خانه محمد بزرگ شده بود و زمانى كه محمد ادعاى نبوت كرد نوجوانى بيش نبود كه نزديكى به محمد و تمايل او به دين تازه تأسيس اسلام،
او را به #انسانى_خشك_مقدس و متعصب تبديل كرده بود كه بارها بدليل همين خشك مقدس بودن، جان انسانهاى بيگناهى را گرفته و هميشه مورد بخشش و حمايت شديد پيامبر اسلام قرار گرفته بود.(رك: من لا یحضر الفقیه ج ١ حديث ٣٤٢٥ - امالی شیح صدوق برگ ١٦٤)
اين حمايتهاى محمد و اين اعمال على، از او #شخصى_بسيار_منفور و دل نچسب در ميان ياران محمد به وجود آورده بود كه تنها راه چاره محمد براى نجاتش ازين تنفر اصحابش، ازدواج فاطمه با او بود.
خود محمد نيز از اين خلق و خوى على آگاه بود و تمام تلاشش در حمايتهاى بى دريغ از او، جلوگيرى از خشم و نفرت اطرافيانش بود و نه توانائى هاى على بن ابيطالب.(رك: داستان #غدير_خم و علتش)
به عنوان مثال اينكه در هيچ جائى از تاريخ اسلام نمى بينيم كه محمد به على مسئوليتى مهم داده باشد و در هيچكدام از جنگها فرماندهى هيچ سپاهى را در هيچ برهه اى از زمان به وى واگذار نكرد.
پس از مرگ محمد على جوانى حدود ٣٠-٣٢ ساله بود كه هيچ اعتبارى در ميان اصحاب محمد نداشت و اينرا تمامى اصحاب محمد ميدانستند،
به همين دليل نيز در انتخاب جانشين محمد حتى او را براى مشورت دعوت نكردند، فراموش نكنيم كه كسانى كه بيش از ٢٠ سال در كنار محمد بودند بهتر از من و شما و آخوندها، صلاح ملك خويش ميدانستند، پس نعره هاى گوشخراش روحانيون شيعه در جانشينى برحق على به درد خودشان و پاى منبريهاشون ميخورد و نه به درد تاريخ و محققين.

ادامه دارد .....

@atheism_society
🔻سرنوشت دو خیابان در گذر تاریخ

درسال ۱۳۵۴ شهردار وقت تهران غلامرضا نیک پی به دعوت شهردار سئول "پایتخت کره جنوبی" به کره میرود و در آنجا پیمان خواهر خواندگی دو شهر به امضای دو شهردار تهران و سئول میرسد، در این پیمان یکی از اصلی ترین خیابان های سئول بنام تهران نامگذاری ویکی از خیابان های اصلی تهران نیز سئول نامگذاری می شود.
شهردار وقت سئول در حین عقد پیمان نامه در دفتر یادبود جمله ای را مینویسد که جالب و درعین حال بسیار اندوهناک است:
("امیدوارم در آینده روزی شهر سئول به شهر پیشرفته ای چون تهران تبدیل شود")

سرنوشت این دو خیابان جلوه ی معنا داری به روند پیشرفت در این دو کشور بخشیده است، معنایی که برای ما ایرانی ها بسیار قابل تامل می باشد.
بعد از گذشت ۴۰ سال از آن تفاهم خیابان سئول در تهران تنها اتوبانی آنهم "خارج از استاندارد" به خود دیده است،
و این در حالی است که خیابان تهران در سئول به اصلی ترین و گران ترین خیابان کره تبدیل شده، دفاتر شرکت های بزرگ تجاری صنعتی و نیز اَبَر شرکت های جهانی چون سامسونگ، ال جی، یاهو، گوگل ومایکروسافت و و و در این خیابان قرار دارند.

زنده یاد غلامرضا نیک‌ پی‌ (۱۳۰۶ـ ۱۳۵۸) زاده اصفهان، دارای دکترایِ اقتصاد از دانشگاه لندن بود.
نیک‌ پی‌ در مدت ۸ سالی‌ که شهردار تهران بود، تهران را به یک پایتخت کاملا مدرن، با استاندارهای امروزی و تحت کنترل تبدیل کرد.
برایِ زیبا سازی، امنیت و سرعت آمد و شد تلاش بسیار کرد، همچنین طرح‌هایِ امروزی مانند سازمان شهرداری، شهرسازی ، فضایِ سبز و و و همه و همه در زمان او انجام شد ...
بدون هیچگونه تردیدی تهران یکی‌ ازبهترین پایتخت‌هایِ جهان بود که آب و هوایی پاکیزه و با کیفیت و ترافیکی تحت کنترل داشت و نیک‌ پی‌ بسیار به این موارد افتخار میکرد.
پس از فاجعه بهمن ماه ۱۳۵۷ و در فروردین ماه ۱۳۵۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست خلخالی او را به جرم بی پایه و"مسخره" سخت گیری در اجرایِ قوانین و مجوزها و همچنین مجانی‌ نکردن آب و برق به تیرباران محکوم و حکم چند دقیقه بعد از ابلاغ به او به اجرا در آمد..
یادش گرامی باد...

@atheism_society