Atheism Society
374 subscribers
958 photos
415 videos
10 files
178 links
ارتباط با ادمین
@Modirgozar_bot

خداناباوری، درمان تروریسم دینی!
Download Telegram
چند سطری در باب #عرفان

تا ملت زودباورمان از چاله‌دین به چاه‌عرفان سقوط نکنند


✓ عرفان‌اسلامی

۱- در ادیان‌سامی، خدا وجودی کامل و تواناست که دنیا را خلق کرده و خود همچون یک ناخدا نقش هدایت، نظارت و دخالت دارد.
چون وجود چنین خدایی با عقل و علم در تضاد است، #فلاسفه با استدلال‌های‌عقلی خود، خدای دیگری که #واجب‌الوجود است را معرفی کردند، اما هم پای استدلال آنان چوبین بود و هم وجود یا عدم وجود چنین خدایی نقشی در زندگی بشر نداشت
پس اینبار #عرفا وارد شده و خدای سومی معرفی کردند که نه هنری چون وحی‌‌کتاب‌از آسمان‌ها را دارد و نه پایه استدلال‌عقلی، تمام عالم تجلی وجود خداست و جز خدا هیچ چیز وجود ندارد. خدایی که عرفا از کلاه خود بیرون کشیدند خدای وحدت وجودی بود. وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت

کعبه، بتخانه و میکده تفاوتی باهم ندارند و همه جلوه‌گاه وجود خدا هستند و خالق و مخلوقی وجود ندارد. همانگونه که حلاج می‌گفت انا‌الحق


۲- در ادیان، انسان بنده خداست و باید طبق دستور خدا عمل نموده و از از آنچه خدا نهی کرده، دوری کند و مقام والای انسان در #بندگی و #بردگی است. در عرفان رابطه انسان با خدا، رابطه عبد با معبود نیست، انسان معبودی ندارد و خدا ذات اصلی خودش است که باید به آن عشق بورزد


۳ - برای درک عرفانی روح باید از بدن خارج شده و به #عالم‌مجرد برود، که در آن شرایط انسان دیگر خود دنیایی‌اش نیست، تصاویری می‌بیند و صداهایی می‌شنود که دنیایی نیستند
چنین حالتی در اثر در علم پزشکی #اسکیزوفرنی نام دارد و رفتن به این حالت با مصرف مواد توهم‌زا و یا تحریک قسمت‌های مربوط به تخیلات و رویاپردازی مغز نیز ممکن است


۴ - عرفا قوای‌حسی (که تنها راه ارتباط ما با دنیای بیرونی هستند) و حتی استدلال عقلی را نه تنها باطل، که اساسا بیهوده دانسته و درک صحیح را از راه قلب و با کشف و شهود می‌دانند و می‌خواهند از راه شاخت خود، به شناخت خدا برسند! مثلا حدیثی برای علی‌بن‌ابیطالب ساخته‌اند که:
من عرف نفسه، فقد عرف ربه


۵ - در عرفان، #انسان نقش بنیادین در جهان‌هستی دارد که نشانگر درک بسیار قدیمی از جهان که مبتنی بر مرکزیت زمین در جهان و بی‌ارزش بودن تمام جهان در مقابل زمین به عنوان پایگاه و جایگاه انسان است، می‌باشد


۶- روش عملی و نماد بیرونی عرفان #تصوف است که از طریق سیر و سلوک انجام می‌شود. (اگرچه برخی سعی در تفاوت قائل شدن بین عرفان و تصوف دارند) عزلت‌گزینی، جامعه‌گریزی و دوری از وظایف اجتماعی و روگرداندن از دنیا از ویژگی‌های تصوف هستند

راهکار تصوف اصلاح و کنترل نفس و ترک علایق دنیوی و ریاضت و خویشتن‌داری است. این نگرش از یک عارف، یک موجود بدون بهره اقتصادی و اجتماعی و سیاسی می‌سازد که در واقع #انگل‌اجتماع است

آن کس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهان‌اش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند


۷- عرفان اسلامی اصولا مردانه است و اثری از زن در این باور وجود ندارد و #عشق شامل عشق به خدا و الگوگیری از مراد (و گاه شاهدبازی در سماع) بوده و زن (به ویژه نزد عرفایی چون غزالی و سنایی) فقط مظهر پلیدی است


نگارنده امیر


@atheism_society
حکومت‌های خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغ‌های قلمرو عمومی را نابود می‌کنند تا شهروندان نتوانند هم‌دیگر را ببینند..

در چنین تاریکی‌ای که آرنت آن را به #عصر_ظلمت تعبیر می‌کند دیگر نوری بر قلمرو عمومی تابیده نمی‌شود و چشم چشم را نمی‌بیند و انسان‌ها «تنها» می‌شوند و این‌گونه می‌شود که حکومت‌های خودکامه با همه‌ی هیمنه و حشمت و هیاهوی خود به مصاف شهروندی می روند که این‌‌طور تنها و تک‌افتاده است. این شهروند ِ تنها و تک‌افتاده در آماج این حمله، یا درهم شکسته می‌شود و یا این تنهایی مایه و پایه‌ای برای اِعمال اقتدار بر او می‌شود. این‌گونه می‌شود که از شهروند، آدمکی فرمان‌بر، توجیه‌گر و سر به راه خلق می‌شود که فاقد تشخیص خوب و بد است و به رغم معمولی و پیش‌پا افتاده‌بودنش، می‌تواند به مهیب‌ترین و تصورناپذیرترین جنایت‌ها دست بزند.

#انسان_ها_در_عصر_ظلمت
#هانا_آرنت
@atheism_society