پدر با ۹۵ هزار تومن خانه خرید،
پسر ۷ کیلو پیاز ...
🔴واین #سرانجامی است که احمقان و #شورشیان ۵۷ به #ارمغان اوردند
انان که در #ماه به دنبال #تصویر بودند
و افسوس که از #گرما_خورشید غافل شدند و این #سرزمین به #یخبندان_فلاکت مبدل شد....
ما که در سایه خورشید معذب بودیم
چشمان کور سزاوار همین شب بودیم
#ننگ_نفرین_ابدی_بر_مجاهدین_منفور
#ایرانو_پس_میگیریم
#سال۹۸سال_براندازی
@c_b_shahzadeh
پسر ۷ کیلو پیاز ...
🔴واین #سرانجامی است که احمقان و #شورشیان ۵۷ به #ارمغان اوردند
انان که در #ماه به دنبال #تصویر بودند
و افسوس که از #گرما_خورشید غافل شدند و این #سرزمین به #یخبندان_فلاکت مبدل شد....
ما که در سایه خورشید معذب بودیم
چشمان کور سزاوار همین شب بودیم
#ننگ_نفرین_ابدی_بر_مجاهدین_منفور
#ایرانو_پس_میگیریم
#سال۹۸سال_براندازی
@c_b_shahzadeh
⚠️در این #تصویر عمیق، یک پسر با ظرف، یک سرکوبگر، و یک سطل زباله قرار دارد.
روی سپر سرکوبگر، کلمهٔ پلیس(Police) تبدیل به (Pouch) به معنی (کیسه) شده است. البته اینجا معنی (کیف پول) را هم میدهد. زبالهها همان حکومت و وابستگان به قدرت هستند و پلیس اینجا نقش کیسهای برای محافظت از زبالهها را بازی میکند. پلیس، با اینکه میداند بوی تعفن این زبالهها(حکومت) همهجا را به گند کشیده است، اما با کمال میل نقش کیسه زباله را برای محافظت از سیستم، برعهده گرفته است. یعنی مهم نیست چه چیزی در جریان است، مهم نیست در چه کثافتی فرو رفتهایم، حتی اگر یک بچه با ظرف غذا باشد، جواب «سرکوب» است. زیرا مردم به طور کامل حذف شدهاند و اولویت محافظت از سیستم و دریافت پول برای مزدوری است.
بچهای که به سمت زبالهها میرود، «مردم» هستند. ظرف غذا، نشان از گرسنگی دارد. و رفتن به سمت زبالهها، یعنی مردم برای بقا، متکی به سیستم هستند، مهم نیست چقدر زباله باشد. این تصویر، میزان و خطر وابستگی مردم به سیستم، و تهاجم حکومت برای فقر و ضعیف شدن عمدی مردم را نشان میدهد. همچنین به مردم یادآوری میکند پلیسی دیگر وجود ندارد و جمع دزدان، جمع است.
روی سپر سرکوبگر، کلمهٔ پلیس(Police) تبدیل به (Pouch) به معنی (کیسه) شده است. البته اینجا معنی (کیف پول) را هم میدهد. زبالهها همان حکومت و وابستگان به قدرت هستند و پلیس اینجا نقش کیسهای برای محافظت از زبالهها را بازی میکند. پلیس، با اینکه میداند بوی تعفن این زبالهها(حکومت) همهجا را به گند کشیده است، اما با کمال میل نقش کیسه زباله را برای محافظت از سیستم، برعهده گرفته است. یعنی مهم نیست چه چیزی در جریان است، مهم نیست در چه کثافتی فرو رفتهایم، حتی اگر یک بچه با ظرف غذا باشد، جواب «سرکوب» است. زیرا مردم به طور کامل حذف شدهاند و اولویت محافظت از سیستم و دریافت پول برای مزدوری است.
بچهای که به سمت زبالهها میرود، «مردم» هستند. ظرف غذا، نشان از گرسنگی دارد. و رفتن به سمت زبالهها، یعنی مردم برای بقا، متکی به سیستم هستند، مهم نیست چقدر زباله باشد. این تصویر، میزان و خطر وابستگی مردم به سیستم، و تهاجم حکومت برای فقر و ضعیف شدن عمدی مردم را نشان میدهد. همچنین به مردم یادآوری میکند پلیسی دیگر وجود ندارد و جمع دزدان، جمع است.
Forwarded from گــارد شـــاهــنــشــاهــی
به نظر شما کدوم یک ازین دو عکس توصیف بهتری برای شعار مرحوم شدهی زن زندگی آزادی هست؟
#زن_زندگی_آزادی
#تصویر_مفهومی
#زن_زندگی_آزادی
#تصویر_مفهومی
نوای جاودان بنان
سالهاست که طنین صدای بنان، در گوش تاریخ موسیقی ایران باقی مانده و هیچ گرد و غباری از گذر زمان نتوانسته شفافیت آن را کدر کند. او نه فقط خوانندهای صاحبسبک، بلکه روایتی زنده از ظرافت، وقار و لطافت موسیقی ایرانی بود. تصنیفهایش، مانند نسیمی که از روزگار گذشته میوزد، هنوز دلها را به لرزه درمیآورد. از کاروان تا الهه ناز، از رویای هستی تا بهار دلنشین، هر کدام پنجرهای به احساسی ناب و جاودانهاند.
بنان، با صدای آرام و روحنوازش، گویی پلی بود میان گذشته و آینده، میان خاطراتی که از دست رفتهاند و امیدی که هنوز باقی مانده است. امروز، در سالگرد درگذشتش، یاد او را نه فقط در نغمههای ماندگارش، که در دلهای عاشقان موسیقی زنده نگه میداریم.
عکسی از سال بیست و هفت
این عکس منتشرنشده، از فیلم گمشدهی طوفان زندگی بنان را در کنار ژاله علو در اوایل دهه بیست نشان میدهد؛ دورانی که هنوز بسیاری از آثار جاودانهاش را نخوانده بود، اما صدای پرطنینش در دل دوستداران موسیقی جوانه میزد. تصویری سرشار از صفا، بیتکلفی و لحظههایی که دیگر تکرار نخواهند شد.
در میان جمعی از دوستان، در فضایی که ساده اما پر از شور زندگی است، بنان با همان آرامش خاص خود نشسته، چشمانش درخشان، لبخندش صمیمی. در کنار او ژاله علو، که هنوز در ابتدای راه درخشان هنریاش بود، با چهرهای شاد و دلنشین دیده میشود. نوای موسیقی، صدای خندهها، و دستهایی که به نشانه ریتم به هم میخورند، گویی از میان قاب تصویر به گوش میرسد.
این تصویر، نه فقط یادگاری از یک عصر فراموششده، بلکه روایتی زنده از روزگاری است که موسیقی و هنر، بیادعا اما عمیق، در دل آدمها ریشه داشتند.
_____
#بنان #غلامحسین_بنان #ژاله_علو #موسیقی_ایرانی #نوای_جاودان #تصویر_منتشر_نشده #خاطره_بازی #هنر_قدیم #کاروان #الهه_ناز #نوستالژی
🔗 tehrannegativ
@C_B_SHAHZADEH
سالهاست که طنین صدای بنان، در گوش تاریخ موسیقی ایران باقی مانده و هیچ گرد و غباری از گذر زمان نتوانسته شفافیت آن را کدر کند. او نه فقط خوانندهای صاحبسبک، بلکه روایتی زنده از ظرافت، وقار و لطافت موسیقی ایرانی بود. تصنیفهایش، مانند نسیمی که از روزگار گذشته میوزد، هنوز دلها را به لرزه درمیآورد. از کاروان تا الهه ناز، از رویای هستی تا بهار دلنشین، هر کدام پنجرهای به احساسی ناب و جاودانهاند.
بنان، با صدای آرام و روحنوازش، گویی پلی بود میان گذشته و آینده، میان خاطراتی که از دست رفتهاند و امیدی که هنوز باقی مانده است. امروز، در سالگرد درگذشتش، یاد او را نه فقط در نغمههای ماندگارش، که در دلهای عاشقان موسیقی زنده نگه میداریم.
عکسی از سال بیست و هفت
این عکس منتشرنشده، از فیلم گمشدهی طوفان زندگی بنان را در کنار ژاله علو در اوایل دهه بیست نشان میدهد؛ دورانی که هنوز بسیاری از آثار جاودانهاش را نخوانده بود، اما صدای پرطنینش در دل دوستداران موسیقی جوانه میزد. تصویری سرشار از صفا، بیتکلفی و لحظههایی که دیگر تکرار نخواهند شد.
در میان جمعی از دوستان، در فضایی که ساده اما پر از شور زندگی است، بنان با همان آرامش خاص خود نشسته، چشمانش درخشان، لبخندش صمیمی. در کنار او ژاله علو، که هنوز در ابتدای راه درخشان هنریاش بود، با چهرهای شاد و دلنشین دیده میشود. نوای موسیقی، صدای خندهها، و دستهایی که به نشانه ریتم به هم میخورند، گویی از میان قاب تصویر به گوش میرسد.
این تصویر، نه فقط یادگاری از یک عصر فراموششده، بلکه روایتی زنده از روزگاری است که موسیقی و هنر، بیادعا اما عمیق، در دل آدمها ریشه داشتند.
_____
#بنان #غلامحسین_بنان #ژاله_علو #موسیقی_ایرانی #نوای_جاودان #تصویر_منتشر_نشده #خاطره_بازی #هنر_قدیم #کاروان #الهه_ناز #نوستالژی
🔗 tehrannegativ
@C_B_SHAHZADEH