خلخالی او را احتیاطاً اعدام کرد!!
"بازخوانیِ گزارش اعدام دکتر #محمدرضا_عاملی_تهرانی."
متخصص بیهوشی، استاد دانشگاه تهران
از سیاستمداران دوره پهلوی
داریوش همایون دلیل اصلی اعدام دکتر عاملی را آگاهیهایِ وی در مورد پرونده سینما رکس میداند.
"دکتر عاملی تهرانی از سوی شریف امامی مامور رسیدگی به این پرونده شد. او اطلاعات زیادی در باره این جنایت جمع کرد. او را در دادگاه انقلاب محکوم کردند، چون میترسیدند که زمانی این اطلاعات درز پیدا کند.
در نتیجه خلخالی «احتیاطاً »او را اعدام کرد."
🔸علیرضا نوریزاده از واپسین روزهای دکتر عاملی چنین روایت میکند:
"لباس کارگری به تنش کرده بودند، با جارو و سطلی در دست. آنقدر در همین چند روز لاغر شده بود که نمیشد او را شناخت. موقع ملاقات، دو پاسدار بالای سرِ دکتر ایستاده بودند و وقتی تاثر مرا دیدند، یکی از آنها گفت:
" رفیق به حال اینها متاثر میشوی؟
اینها زالوهایی هستند که خون خلق را مکیدهاند."
- دکتر نگاهی به آنها کرد و گفت:
"من خون خلق را مکیدهام؟!"
- و بعد بیآنکه اعتنایی به خندهی آنها بکند، گفت:
"خردم کردهاید، فکرش را بکن، با مسلسل مرا میبرند تا توالتها را تمیز کنم. زمینها را بشویم. فکرش را بکن. اینها همه معاود عراقیاند که دارند انتقام شکستهایشان را از ایرانیان میگیرند. باور کن از زندگی خسته شدهام و…."
نتوانستم طاقت بیاورم، بیرون آمدم و ماجرا را به بازرگان گفتم، داریوش فروهر در مورد دکتر عاملی خیلی تلاش کرد، اما دکتر، رازی را با خود داشت که نمیشد حفظش کرد. ساعت یازده شب بود که او را آوردند، آنقدر لاغر شده بود که به زحمت خود را سرِ پا نگاه میداشت.
آن شب شومترین شب زندان قصر بود.
در بازجویی به دکتر عاملی قول داده بودند اگر در دادگاه سخنی از سینما رکس نگوید، حداکثر به دو سال زندان قابل عفو محکوم خواهد شد.
آن شب خیلی از ژنرالها هم بودند. چهرههای سیاسی گذشته را نیز شکسته و ویران شده میتوانستی ببینی.
چهرهی عاملی با همهی ضعف و شکستگی، با همان لبخند جاودانه از دیگران متمایز بود.
خلخالی رییس دادگاه بود. زوارهای بازپرس و منشی و برادر خلیل طهماسبی تروریست فدایی اسلامی و ربانی املشی اعضای دادگاه، هادی غفاری نیز حاضر بود.
ادعانامهای که علیه دکتر عاملی تنظیم شده بود، آنقدر مسخره بود که حتی تماشاچیان دادگاه که اغلب پاسدار و یا از خانواده چریکها بودند خندهشان گرفت.
(اتهامات دروغین: دکتر عاملی تهرانی یکی از عوامل کشتار هفده شهریور، و از افرادی بوده که پایههای رژیم را مستحکمتر کرده و او با فساد اخلاق و ….)
جملات را نمیشنیدم. دکتر مثل سیاوش، پاکیزه و مطهر آماده بود که به میانهی آتش برود.
- برخاست و با شهامتِ تحسین برانگیزی گفت:
"شما مرا محاکمه نمیکنید، بلکه شما دارید ایران را محاکمه میکنید، امروز انسانها را در سینما رکس، زنده به گور کردید و به آتش کشیدید، تا از بوی گوشت سوخته پانصد ایرانی سرمست شوید."
- دکتر میگفت و میخروشید. چند بار خواستند ساکتش کنند، حتی یک بار خلخالی گفت:
" به جای این حرفها توبه کن، تا محکوم به زندان شوی و در زندانِ ما تبدیل به آدم گردی."
- دکتر فریاد زد:
" شما مرا آدم کنید؟
مرا که با یزدانم الفت و عشق دارم، آدم کنید؟!"
- ساعت ۲ آرای دادگاه را خواندند. دکتر را به ده سال محکوم کرده بودند. برادرزادهی بازرگان آمده بود که به خلخالی دستور بازرگان را ابلاغ کند.
بازرگان روی کاغذی با عجله نوشته بود:
"حجت الاسلام خلخالی
با موافقت امام هیچکس را تیرباران نکنید و آقای عاملی تهرانی را به سلطنت آباد عودت دهید."
- صدای تیر بلند شد. همه وحشتزده به طرف حیاط دویدند. دکتر روی زمین افتاده بود و خلخالی با هفت تیری بالای سرش بود.
- یکی از افسرانِ زندانی ساعتی بعد با چشم گریان گفت:
"وقتی دکتر را از دادگاه به سلول باز میگرداندند خلخالی گفته بود:
" توی وزیرهای شاه، تو خیلی خوشتیپ بودی…. "
- لحظاتی بعد به دستور خلخالی او را به حیاط آورده بودند. می گریستم و راه میرفتم تا سه راه زندان پیاده آمدم، و جملهی دکتر توی گوشم زنگ میزد.
آخرین جملهاش:
" به همسرم و به یارانم بگویید، دیگر به من نیندیشند، فقط در اندیشه ایران باشند.
- دارایی دکتر عاملی، یک ماشین پیکان و تعدادی کتاب بود و در خانه کرایهای زندگی میکرد."
🔸۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۸؛ دکتر محمدرضا عاملی تهرانی، از بنیانگذاران حزب پان ایرانیست و نویسنده کتابهای ملیگرایی (ناسیونالیسم)، به وسیله آیتالله خلخالی کشته شد...
"بازخوانیِ گزارش اعدام دکتر #محمدرضا_عاملی_تهرانی."
متخصص بیهوشی، استاد دانشگاه تهران
از سیاستمداران دوره پهلوی
داریوش همایون دلیل اصلی اعدام دکتر عاملی را آگاهیهایِ وی در مورد پرونده سینما رکس میداند.
"دکتر عاملی تهرانی از سوی شریف امامی مامور رسیدگی به این پرونده شد. او اطلاعات زیادی در باره این جنایت جمع کرد. او را در دادگاه انقلاب محکوم کردند، چون میترسیدند که زمانی این اطلاعات درز پیدا کند.
در نتیجه خلخالی «احتیاطاً »او را اعدام کرد."
🔸علیرضا نوریزاده از واپسین روزهای دکتر عاملی چنین روایت میکند:
"لباس کارگری به تنش کرده بودند، با جارو و سطلی در دست. آنقدر در همین چند روز لاغر شده بود که نمیشد او را شناخت. موقع ملاقات، دو پاسدار بالای سرِ دکتر ایستاده بودند و وقتی تاثر مرا دیدند، یکی از آنها گفت:
" رفیق به حال اینها متاثر میشوی؟
اینها زالوهایی هستند که خون خلق را مکیدهاند."
- دکتر نگاهی به آنها کرد و گفت:
"من خون خلق را مکیدهام؟!"
- و بعد بیآنکه اعتنایی به خندهی آنها بکند، گفت:
"خردم کردهاید، فکرش را بکن، با مسلسل مرا میبرند تا توالتها را تمیز کنم. زمینها را بشویم. فکرش را بکن. اینها همه معاود عراقیاند که دارند انتقام شکستهایشان را از ایرانیان میگیرند. باور کن از زندگی خسته شدهام و…."
نتوانستم طاقت بیاورم، بیرون آمدم و ماجرا را به بازرگان گفتم، داریوش فروهر در مورد دکتر عاملی خیلی تلاش کرد، اما دکتر، رازی را با خود داشت که نمیشد حفظش کرد. ساعت یازده شب بود که او را آوردند، آنقدر لاغر شده بود که به زحمت خود را سرِ پا نگاه میداشت.
آن شب شومترین شب زندان قصر بود.
در بازجویی به دکتر عاملی قول داده بودند اگر در دادگاه سخنی از سینما رکس نگوید، حداکثر به دو سال زندان قابل عفو محکوم خواهد شد.
آن شب خیلی از ژنرالها هم بودند. چهرههای سیاسی گذشته را نیز شکسته و ویران شده میتوانستی ببینی.
چهرهی عاملی با همهی ضعف و شکستگی، با همان لبخند جاودانه از دیگران متمایز بود.
خلخالی رییس دادگاه بود. زوارهای بازپرس و منشی و برادر خلیل طهماسبی تروریست فدایی اسلامی و ربانی املشی اعضای دادگاه، هادی غفاری نیز حاضر بود.
ادعانامهای که علیه دکتر عاملی تنظیم شده بود، آنقدر مسخره بود که حتی تماشاچیان دادگاه که اغلب پاسدار و یا از خانواده چریکها بودند خندهشان گرفت.
(اتهامات دروغین: دکتر عاملی تهرانی یکی از عوامل کشتار هفده شهریور، و از افرادی بوده که پایههای رژیم را مستحکمتر کرده و او با فساد اخلاق و ….)
جملات را نمیشنیدم. دکتر مثل سیاوش، پاکیزه و مطهر آماده بود که به میانهی آتش برود.
- برخاست و با شهامتِ تحسین برانگیزی گفت:
"شما مرا محاکمه نمیکنید، بلکه شما دارید ایران را محاکمه میکنید، امروز انسانها را در سینما رکس، زنده به گور کردید و به آتش کشیدید، تا از بوی گوشت سوخته پانصد ایرانی سرمست شوید."
- دکتر میگفت و میخروشید. چند بار خواستند ساکتش کنند، حتی یک بار خلخالی گفت:
" به جای این حرفها توبه کن، تا محکوم به زندان شوی و در زندانِ ما تبدیل به آدم گردی."
- دکتر فریاد زد:
" شما مرا آدم کنید؟
مرا که با یزدانم الفت و عشق دارم، آدم کنید؟!"
- ساعت ۲ آرای دادگاه را خواندند. دکتر را به ده سال محکوم کرده بودند. برادرزادهی بازرگان آمده بود که به خلخالی دستور بازرگان را ابلاغ کند.
بازرگان روی کاغذی با عجله نوشته بود:
"حجت الاسلام خلخالی
با موافقت امام هیچکس را تیرباران نکنید و آقای عاملی تهرانی را به سلطنت آباد عودت دهید."
- صدای تیر بلند شد. همه وحشتزده به طرف حیاط دویدند. دکتر روی زمین افتاده بود و خلخالی با هفت تیری بالای سرش بود.
- یکی از افسرانِ زندانی ساعتی بعد با چشم گریان گفت:
"وقتی دکتر را از دادگاه به سلول باز میگرداندند خلخالی گفته بود:
" توی وزیرهای شاه، تو خیلی خوشتیپ بودی…. "
- لحظاتی بعد به دستور خلخالی او را به حیاط آورده بودند. می گریستم و راه میرفتم تا سه راه زندان پیاده آمدم، و جملهی دکتر توی گوشم زنگ میزد.
آخرین جملهاش:
" به همسرم و به یارانم بگویید، دیگر به من نیندیشند، فقط در اندیشه ایران باشند.
- دارایی دکتر عاملی، یک ماشین پیکان و تعدادی کتاب بود و در خانه کرایهای زندگی میکرد."
🔸۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۸؛ دکتر محمدرضا عاملی تهرانی، از بنیانگذاران حزب پان ایرانیست و نویسنده کتابهای ملیگرایی (ناسیونالیسم)، به وسیله آیتالله خلخالی کشته شد...
😢201💔60❤35🔥5👍3
ونزوئلا پس از آنکه ترامپ جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای مادورو به دلیل اتهامات مرتبط با مواد مخدر تعیین کرد، پرواز، فروش و آموزش همه پهپادها را در سراسر کشور ممنوع کرد.
تنها نیروهای امنیتی و دفاعی دولتی معاف هستند.
@C_B_SHAHZADEH
تنها نیروهای امنیتی و دفاعی دولتی معاف هستند.
@C_B_SHAHZADEH
❤124🔥38🤩26👍10👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروردگارا، این آخرین تیر در کمان آرش، این آخرین پر سیمرغ، این آخرین درفش کاویانی در دستان کاوه آهنگر را تو برایمان نگه دار که تو نیک میدانی، که این مرد تمام دارایی ایران است، تمام هستی ماست و امید ۸۵ میلیون ایرانی.
خدایا امید مردم ایران را به تو میسپاریم که تو بهترین نگهبانی..
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#جاوید_شاه
@C_B_SHAHZADEH
خدایا امید مردم ایران را به تو میسپاریم که تو بهترین نگهبانی..
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#جاوید_شاه
@C_B_SHAHZADEH
❤331👍16💯9🥰5👌2
من بدون پهلوی هیچ آینده ی روشنی برای ایران عزیزمون نمیبینم.
هشدار والاحضرت یاسمین پهلوی رو باید جدی گرفت.
#همکاری_ملی
🔗 آپاستروف اِس s’ (@Aapostrophe_Ss)
@C_B_SHAHZADEH
هشدار والاحضرت یاسمین پهلوی رو باید جدی گرفت.
#همکاری_ملی
🔗 آپاستروف اِس s’ (@Aapostrophe_Ss)
@C_B_SHAHZADEH
❤309👍44💯18👏6💔1
دختری ۲۴ ساله در کرج که زیر شکنجه سرکوبگران به قتل رسید. پدرش رو تهدید کردند و تعهد گرفتن تا پیکر بیجان فرزندش رو تحویل دادند.
#اسما_شجاعی
#علیه_فراموشی
🔗 ░ب░ه░ا░ر░ (@Bahar_e_Azadi)
@C_B_SHAHZADEH
#اسما_شجاعی
#علیه_فراموشی
🔗 ░ب░ه░ا░ر░ (@Bahar_e_Azadi)
@C_B_SHAHZADEH
💔287😢38❤10🔥6
این بی ناموسا ی غربتی پابرهنه
کی بودن ؟؟
از کجا ریختن تو ایران ؟؟
در 37 روز صدارت بختیار بیشرف 80 هزار نفر بطور غیر قانونی از مرز عراق وارد ایران شدن .
🔗 جانفدای وطن دریابان بایندر (@janbaz1320vatan)
@C_B_SHAHZADEH
کی بودن ؟؟
از کجا ریختن تو ایران ؟؟
در 37 روز صدارت بختیار بیشرف 80 هزار نفر بطور غیر قانونی از مرز عراق وارد ایران شدن .
🔗 جانفدای وطن دریابان بایندر (@janbaz1320vatan)
@C_B_SHAHZADEH
😢172🔥63😱12❤10💔5👍4💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 وزیر نیرو:
آقای نتانیاهو گفتن میتونیم آب ایران تامین کنیم، خودش خجالت میکشه، ما چندبرابر اون داریم آب مردم تامین میکنیم.
@C_B_SHAHZADEH
آقای نتانیاهو گفتن میتونیم آب ایران تامین کنیم، خودش خجالت میکشه، ما چندبرابر اون داریم آب مردم تامین میکنیم.
@C_B_SHAHZADEH
🔥179🤩54😱6🕊4❤2
کمپین بازگشت شاهزاده
🔺 وزیر نیرو: آقای نتانیاهو گفتن میتونیم آب ایران تامین کنیم، خودش خجالت میکشه، ما چندبرابر اون داریم آب مردم تامین میکنیم. @C_B_SHAHZADEH
⭕️ کارخانه آب شیرین کن سورک یک تأسیسات بزرگ نمکزدایی در اسرائیل است که در ۱۵ کیلومتری جنوب تلآویو واقع شده است. این کارخانه که توسط شرکت IDE Technologies توسعه یافته است، دارای ظرفیت تولید روزانه ۶۲۴ هزار متر مکعب آب است.
این کارخانه با استفاده از فناوری اسمز معکوس و غشاهای ۱۶ اینچی، آب دریا را شیرین میکند. علاوه بر این، توسعهی فاز دوم این کارخانه با ظرفیت ۵۴۸ هزار متر مکعب در روز نیز در حال انجام است. پس از تکمیل فاز دوم، سورک به یکی از بزرگترین کارخانههای نمکزدایی جهان تبدیل خواهد شد.
برخلاف حرف وزیر نیرو، پس از تکمیل،سورک ۲ ششمین کارخانه نمک زدایی خواهد بود که در اسرائیل در کنار هادرا ، اشکلون ، اولین سورک ، پالماخیم و اشدود فعالیت می کند و اسرائیل چندبرابر جمعیت خود منابع ابی در اختیار دارد.
برخلاف حرف های قالیباف اسرائیل آب فاضلاب تصفیه نمیکند، بلک آب دریا را تصفیه میکند.
@C_B_SHAHZADEH
این کارخانه با استفاده از فناوری اسمز معکوس و غشاهای ۱۶ اینچی، آب دریا را شیرین میکند. علاوه بر این، توسعهی فاز دوم این کارخانه با ظرفیت ۵۴۸ هزار متر مکعب در روز نیز در حال انجام است. پس از تکمیل فاز دوم، سورک به یکی از بزرگترین کارخانههای نمکزدایی جهان تبدیل خواهد شد.
برخلاف حرف وزیر نیرو، پس از تکمیل،سورک ۲ ششمین کارخانه نمک زدایی خواهد بود که در اسرائیل در کنار هادرا ، اشکلون ، اولین سورک ، پالماخیم و اشدود فعالیت می کند و اسرائیل چندبرابر جمعیت خود منابع ابی در اختیار دارد.
برخلاف حرف های قالیباف اسرائیل آب فاضلاب تصفیه نمیکند، بلک آب دریا را تصفیه میکند.
@C_B_SHAHZADEH
👍195❤31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در برهه بسیار حساسی هستیم گوش فرا دهید
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده
#KingRezaPahlavi
@C_B_SHAHZADEH
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده
#KingRezaPahlavi
@C_B_SHAHZADEH
👍305❤33💯21
⭕️🔴 بنا بر اطلاع خبرنگار انصاف نیوز، خبر سخنرانی رهبری در روز جمعه صحت ندارد و جزییات منتشر شده از سفر رئیس دفتر آیت الله خامنهای به قم نیز مورد تایید نیست.
(نکته ای زیرش خط کشیدم داشته باشید تا پست بعدی)
@C_B_SHAHZADEH
(نکته ای زیرش خط کشیدم داشته باشید تا پست بعدی)
@C_B_SHAHZADEH
🤩143🔥21❤5
کمپین بازگشت شاهزاده
⭕️🔴 بنا بر اطلاع خبرنگار انصاف نیوز، خبر سخنرانی رهبری در روز جمعه صحت ندارد و جزییات منتشر شده از سفر رئیس دفتر آیت الله خامنهای به قم نیز مورد تایید نیست. (نکته ای زیرش خط کشیدم داشته باشید تا پست بعدی) @C_B_SHAHZADEH
🔺️ تصاویری از حضور رئیسدفتر آیت الله خامنه ای در بیت مراجع تقلید مکارم شیرازی و سبحانی و ابلاغ سلام ایشان ...
(تکذیبش >>تصویرش)
@C_B_SHAHZADEH
(تکذیبش >>تصویرش)
@C_B_SHAHZADEH
🔥173🤩36❤10😢3
#امیرحسین_موسوی هم عین ما اکانت ناشناسی بود که روزی هم تو توییتر هم کف خیابون مبارزه میکرد
اما الان اسیر جنگ ضحاکه
صداش باشیم..
🔗 𓄂2کامروا𓆃 (@imdearie2)
@C_B_SHAHZADEH
اما الان اسیر جنگ ضحاکه
صداش باشیم..
🔗 𓄂2کامروا𓆃 (@imdearie2)
@C_B_SHAHZADEH
❤272😢35👍7🤩2
شما اصلاحطلبها بیشتر از هر گروه دیگری به ایران خیانت کردهاید و روزی باید تاوان جنایت و خیانت خود را بپردازید.
ایران واقعی امروز ما این گونه است.
در حال خودسوزی.
🔗 Hesam Orouji (@hesamorouji)
@C_B_SHAHZADEH
ایران واقعی امروز ما این گونه است.
در حال خودسوزی.
🔗 Hesam Orouji (@hesamorouji)
@C_B_SHAHZADEH
👍232🔥23❤4
❤179👏74👍10🎉3
روزی که خان شدم
بهار ۱۳۵۵ بود؛ از بهبهان بهم خبر دادند که یکی از بستگان نزدیکم داره ازدواج می کنه. دانشجو بودم؛ دانشجوی تعهد دبیری. حقوق ماهیانه ام ۱۳۴۰ تومن بود. البته یه کار دانشجویی هم بهم داده بودند. زیرزمین دانشگاه روزی دو ساعت با دستگاه پلی کپی جزوه های درسی استادان رو تکثیر می کردیم. ماهیانه ۳۰۰ تومن بابت این کار به حسابم واریز می شد. البته بماند که کاری به کارکردن و حضورم برای تکثیر جزوه ها نداشتند. چون می دونستند ما از دستگاه پلی کپی برای تکثیر اعلامیه های ضد شاه استفاده می کنیم. القصه مجموع دریافتی ماهیانه ام ۱۶۴۰ تومن بود. حالا سر برج بود، حقوقم رو دریافت کرده بودم. باید حتما در جشن عروسی شرکت می کردم.
نخستین کاری که کردم با دو ریال کرایه اتوبوس رفتم راه آهن و برای صرفه جویی یه بلیط برای روز بعد با تخفیف نیم بهای دانشجویی خریدم، ۱۷ تومن، قطار درجه ۳ به مقصد اهواز.
برگشتم دانشگاه و با دوستان برای خرید کادو مشورت کردم. هر کسی یه پیشنهادی می داد. هیچکدوم به دلم ننشست. تا این که یکی از خانم های محجبه فوق مایه دار بالاشهری گفت: کریمی پور الان تو تهران مد شده برا هدیه عروسی سکه طلا میدن. گفتم ولی تو بهبهان دادن سکه جا نیفتاده. ولی اینقده تو گوشم خوند تا پذیرفتم.
خودش با خودروی گالانت قرمز رنگش منو برد خیابون تخت جمشید (امروز طالقانی) پیش یه طلا-جواهر فروش آشنا. پس از احوالپرسی گفت که سکه می خواد برا هدیه عروسی. بیدرنگ جواهری رفت یه جعبه پر از سکه تمام پهلوی رو پیشخوان گذاشت. همکلاسیم بهش گفت: آقای...ببین خط و مت نداشته باشه. ارزونم حساب کن، دانشجو هستیم. گفت چشم. چن تا کادو کنم؟ بهای هر سکه ۲۶۰ تومن بود. رفتم تو فکر. خب چرا نیم سکه نخرم. هر کدوم ۱۳۵ می شد. همین جوری تو فکرم غوطه ور بودم. یهو همکلاسیم گفت: کریمی پور کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟ یه دفه گفت: آقای...دو سکه بسه. کسی که از دانشجو بیشتر انتظار نداره. هاج و واج مونده بودم. روم نشد به خانم بگم: بابا این اجاره ۲/۵ ماهه اتاقم تو خیابان ایرانمهره. غرورم اجازه نمیداد. با دستای لرزون و پشت تیر کشیده ۵۲۰ تومن شمردم و به فروشنده دادم. اونم نامردی نکرد و ۱۰ تومن رو بهم برگردوند. گفت: اینم برا خیر مقدم خانم. قند تو دلم آب شد. با این ۱۰ تومن فردا تو راه رسیدن به اهواز و بهبهان، تو قطار میتونسم حسابی از خجالت خودم درآم.
بالاخره به عروسی رسیدم. همه فامیل هدایای خودشون رو دادند. گوسفند، پول نقد (حداکثر ۱۰۰ تومن)، پارچه، جعبه ظروف ملامین، چرخ گوشت و...نوبت من رسید. با افتخار یه جعبه کوچیک به مادر عروس دادم. گفت با اجازه بازش می کنم. بعد از باز کردن جعبه هاج و واج مونده بود.
یه دفه رقص کنان و کل زنان اومد وسط و فریاد کشید: آ یداله سِر تخت طلا، هم دو سکه تمام طلا. یهو زنان همه باهم کل زنان خوندند: آ یداله سر تخت طلا.
بابام، داییم، عمه هام و برادر بزرگم چار چشمی نگام میکردن. تمام خونه و جشن میهمانی رو سکوت فراگرفته بود. اون شب تنها زمانی در همه عمرم بود که احساس خانی بهم دست داد و دیگه هم تکرار نشد که نشد.
#یدالله_کریمی_پور
@C_B_SHAHZADEH
بهار ۱۳۵۵ بود؛ از بهبهان بهم خبر دادند که یکی از بستگان نزدیکم داره ازدواج می کنه. دانشجو بودم؛ دانشجوی تعهد دبیری. حقوق ماهیانه ام ۱۳۴۰ تومن بود. البته یه کار دانشجویی هم بهم داده بودند. زیرزمین دانشگاه روزی دو ساعت با دستگاه پلی کپی جزوه های درسی استادان رو تکثیر می کردیم. ماهیانه ۳۰۰ تومن بابت این کار به حسابم واریز می شد. البته بماند که کاری به کارکردن و حضورم برای تکثیر جزوه ها نداشتند. چون می دونستند ما از دستگاه پلی کپی برای تکثیر اعلامیه های ضد شاه استفاده می کنیم. القصه مجموع دریافتی ماهیانه ام ۱۶۴۰ تومن بود. حالا سر برج بود، حقوقم رو دریافت کرده بودم. باید حتما در جشن عروسی شرکت می کردم.
نخستین کاری که کردم با دو ریال کرایه اتوبوس رفتم راه آهن و برای صرفه جویی یه بلیط برای روز بعد با تخفیف نیم بهای دانشجویی خریدم، ۱۷ تومن، قطار درجه ۳ به مقصد اهواز.
برگشتم دانشگاه و با دوستان برای خرید کادو مشورت کردم. هر کسی یه پیشنهادی می داد. هیچکدوم به دلم ننشست. تا این که یکی از خانم های محجبه فوق مایه دار بالاشهری گفت: کریمی پور الان تو تهران مد شده برا هدیه عروسی سکه طلا میدن. گفتم ولی تو بهبهان دادن سکه جا نیفتاده. ولی اینقده تو گوشم خوند تا پذیرفتم.
خودش با خودروی گالانت قرمز رنگش منو برد خیابون تخت جمشید (امروز طالقانی) پیش یه طلا-جواهر فروش آشنا. پس از احوالپرسی گفت که سکه می خواد برا هدیه عروسی. بیدرنگ جواهری رفت یه جعبه پر از سکه تمام پهلوی رو پیشخوان گذاشت. همکلاسیم بهش گفت: آقای...ببین خط و مت نداشته باشه. ارزونم حساب کن، دانشجو هستیم. گفت چشم. چن تا کادو کنم؟ بهای هر سکه ۲۶۰ تومن بود. رفتم تو فکر. خب چرا نیم سکه نخرم. هر کدوم ۱۳۵ می شد. همین جوری تو فکرم غوطه ور بودم. یهو همکلاسیم گفت: کریمی پور کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟ یه دفه گفت: آقای...دو سکه بسه. کسی که از دانشجو بیشتر انتظار نداره. هاج و واج مونده بودم. روم نشد به خانم بگم: بابا این اجاره ۲/۵ ماهه اتاقم تو خیابان ایرانمهره. غرورم اجازه نمیداد. با دستای لرزون و پشت تیر کشیده ۵۲۰ تومن شمردم و به فروشنده دادم. اونم نامردی نکرد و ۱۰ تومن رو بهم برگردوند. گفت: اینم برا خیر مقدم خانم. قند تو دلم آب شد. با این ۱۰ تومن فردا تو راه رسیدن به اهواز و بهبهان، تو قطار میتونسم حسابی از خجالت خودم درآم.
بالاخره به عروسی رسیدم. همه فامیل هدایای خودشون رو دادند. گوسفند، پول نقد (حداکثر ۱۰۰ تومن)، پارچه، جعبه ظروف ملامین، چرخ گوشت و...نوبت من رسید. با افتخار یه جعبه کوچیک به مادر عروس دادم. گفت با اجازه بازش می کنم. بعد از باز کردن جعبه هاج و واج مونده بود.
یه دفه رقص کنان و کل زنان اومد وسط و فریاد کشید: آ یداله سِر تخت طلا، هم دو سکه تمام طلا. یهو زنان همه باهم کل زنان خوندند: آ یداله سر تخت طلا.
بابام، داییم، عمه هام و برادر بزرگم چار چشمی نگام میکردن. تمام خونه و جشن میهمانی رو سکوت فراگرفته بود. اون شب تنها زمانی در همه عمرم بود که احساس خانی بهم دست داد و دیگه هم تکرار نشد که نشد.
#یدالله_کریمی_پور
@C_B_SHAHZADEH
❤145😢26👍12👏2🤩2
Forwarded from پسر عاقل نوح
این اتمام حجت رو بخونید و نشر بدهید لطفا:
مگر نمیگفتیم اگر «ما»در سال ۵۷ بودیم،چنین میکردیم و چنان؟
وضعیت و جنگ امروز نیز،،همان جنگ سال ۵۷ است،یا در کنار شاه و ایران میمانیم یا کشور را به دست تبار چپ آغشته به اسلام شریعتی و جلال آل احمد و ارانی و جزنی و مشتی لاشی سیاسی میدهیم.
فلاکت امروز،بانی نقد و دلیل محکم دیگری بر #نه_به_جمهورى است،جمهوری یعنی بدبختی و ویرانی و بعنوان یک ناسیونالیست به جد دشمن جمهوری شدن دوباره ی ایرانم و بجز پادشاهی #پهلوی رضایت نمیدهم.
اما در تصویر(جمهوری خواهان)هرآنچه را که باید،برای تایید اعتقادم و همچنین رد جمهوری این قماش،حی و حاضر است.
تصویری تماما چپ و تفاله های باقیمانده از
تفکرات مسعود رجوی(نیکفر-فتاپور-رحمانی و...)
تفکرات خمینی(گلرو-شریعتمداری و...)
تفکرات فرزندان اخلاقی استالین همچوکیانوری و ساعدی و...(خلیق)
و تفکرات میرحسین و کروبی(عربشاهی)
سایرین در همین مجموعه قرار میگیرند همچو خانم عظیمی که ادامه همان نویسندگان چپ ایرانیست)همچو شاملو و آریانپور.
پنل ها از آخر به اول بنا به رسوم چپ!
این وقیحان امروزه بی هیچ ابایی پرچم اقلیم کردستان را سر در دکان خود نصب کرده و در پنل سوم مینویسند:«نوزایی ملی و موجودیت سرزمینی»که در قدم اول بجز دادن کردستان در نقشه ی محول شده ی غرب با محوریت شریعتمداری (توجه به اسناد و مدارک) در یک معامله ی تبادل قدرت،اندیشه ی دیگر ندارند که بارها گفته ایم برای چپ بودن،اول قدم آنست که بی وطن باشی و به تقلید از پدران غربی شان،جهان وطنی پیشه کنی و مرز را هیچ احترامی نباید و نشاید.
پلان دوم و مشارکت زنان!! گویی قدمی تازه برداشته اند در تاریخ این سرزمین که انقدر برایشان عجیب است که ان را در پلانی جدا مطرح میکنند تا نماد روشنفکری و تفاوت با پدران پنجاه و هفتی شان باشد و تازه دریافته اند که زن را موجودیتی است و مشارکتی باید و نیز بویی از شعار ززآ را هم به نشست خود دهند تا در این دایره ی از قبل تعریف شده،انجام وظیفه نمایند.
و پلان اول باز هم طبق معمول این تبار ورشکسته،بازی با کلمات و مصادره به مطلوب که ویژه و خاص این چپ مفلس است و این بار مضحک ترین واژه هارا کنار هم چیدن:
ارزیابی همگرایی و تمرین دموکراسی قطعا با صدای تقی رحمانی،چرا که همسرش این هفته هم جایزه ای برده!!!و خود را محق میداند که اندیشه ی اسلامی و مذهبی خود را با قوانین فقهی سید حسن مدرس در قالب یک سپهر سیاسی بازتعریف کند.
تاکید میکنم، جنگ امروز دقیقا جنگ ۵۷ است،یا کنار ایران و شاه یا همراه با مشتی دریوزه ی انیرانی به جد جا*ش سیاسی منفعت طلب که خمینی اوج هنر و توانایی شان بود و هست.
#پسرعاقل_نوح
مگر نمیگفتیم اگر «ما»در سال ۵۷ بودیم،چنین میکردیم و چنان؟
وضعیت و جنگ امروز نیز،،همان جنگ سال ۵۷ است،یا در کنار شاه و ایران میمانیم یا کشور را به دست تبار چپ آغشته به اسلام شریعتی و جلال آل احمد و ارانی و جزنی و مشتی لاشی سیاسی میدهیم.
فلاکت امروز،بانی نقد و دلیل محکم دیگری بر #نه_به_جمهورى است،جمهوری یعنی بدبختی و ویرانی و بعنوان یک ناسیونالیست به جد دشمن جمهوری شدن دوباره ی ایرانم و بجز پادشاهی #پهلوی رضایت نمیدهم.
اما در تصویر(جمهوری خواهان)هرآنچه را که باید،برای تایید اعتقادم و همچنین رد جمهوری این قماش،حی و حاضر است.
تصویری تماما چپ و تفاله های باقیمانده از
تفکرات مسعود رجوی(نیکفر-فتاپور-رحمانی و...)
تفکرات خمینی(گلرو-شریعتمداری و...)
تفکرات فرزندان اخلاقی استالین همچوکیانوری و ساعدی و...(خلیق)
و تفکرات میرحسین و کروبی(عربشاهی)
سایرین در همین مجموعه قرار میگیرند همچو خانم عظیمی که ادامه همان نویسندگان چپ ایرانیست)همچو شاملو و آریانپور.
پنل ها از آخر به اول بنا به رسوم چپ!
این وقیحان امروزه بی هیچ ابایی پرچم اقلیم کردستان را سر در دکان خود نصب کرده و در پنل سوم مینویسند:«نوزایی ملی و موجودیت سرزمینی»که در قدم اول بجز دادن کردستان در نقشه ی محول شده ی غرب با محوریت شریعتمداری (توجه به اسناد و مدارک) در یک معامله ی تبادل قدرت،اندیشه ی دیگر ندارند که بارها گفته ایم برای چپ بودن،اول قدم آنست که بی وطن باشی و به تقلید از پدران غربی شان،جهان وطنی پیشه کنی و مرز را هیچ احترامی نباید و نشاید.
پلان دوم و مشارکت زنان!! گویی قدمی تازه برداشته اند در تاریخ این سرزمین که انقدر برایشان عجیب است که ان را در پلانی جدا مطرح میکنند تا نماد روشنفکری و تفاوت با پدران پنجاه و هفتی شان باشد و تازه دریافته اند که زن را موجودیتی است و مشارکتی باید و نیز بویی از شعار ززآ را هم به نشست خود دهند تا در این دایره ی از قبل تعریف شده،انجام وظیفه نمایند.
و پلان اول باز هم طبق معمول این تبار ورشکسته،بازی با کلمات و مصادره به مطلوب که ویژه و خاص این چپ مفلس است و این بار مضحک ترین واژه هارا کنار هم چیدن:
ارزیابی همگرایی و تمرین دموکراسی قطعا با صدای تقی رحمانی،چرا که همسرش این هفته هم جایزه ای برده!!!و خود را محق میداند که اندیشه ی اسلامی و مذهبی خود را با قوانین فقهی سید حسن مدرس در قالب یک سپهر سیاسی بازتعریف کند.
تاکید میکنم، جنگ امروز دقیقا جنگ ۵۷ است،یا کنار ایران و شاه یا همراه با مشتی دریوزه ی انیرانی به جد جا*ش سیاسی منفعت طلب که خمینی اوج هنر و توانایی شان بود و هست.
#پسرعاقل_نوح
❤166👍45👏3🔥1