قهرت را می توانم تحمل کنم
بهانه ات را...
لج بازی ات را...
اما دامن آبی چین دارت را نه!
ماهی کوچکی می شوم
که بعد از عمری
دریا را دیده!
#محسن_حسینخانی
Diamond @Diiaazepam
بهانه ات را...
لج بازی ات را...
اما دامن آبی چین دارت را نه!
ماهی کوچکی می شوم
که بعد از عمری
دریا را دیده!
#محسن_حسینخانی
Diamond @Diiaazepam
Diazepam
نتایج دراز مدت انقلاب میتوانیم ارزیابی تاثیر دراز مدت انقلاب را با مقایسه جوامعی آغاز کنیم که شبیه یکدیگرند با این تفاوت که بعضی از آنها انقلاب را تجربه کرده حال انکه دیگران فاقد چنین تجربه ای بوده اند.برای مثال ، میتوانیم توسعه چین را در طول چهل سال گذشته…
نتایج کوتاه مدت انقلاب
به دنبال بسیاری از انقلابها یک دوره جنگ داخلی پدید می آید، که طی آن رژیم تازه باید گروههای مخالف را شکست دهد.انقلابها معمولا در شرایطی رخ می دهد که در آن اقتدار حکومت قبلی به طور اساسی تحلیل رفته است و جنبشهای مختلفی برای جانشینی آن با یکدیگر رقابت میکنند.برخی از آنها ممکن است از نظر نظامی به اندازه کافی نیرومند باشند و به مبارزه بر ضد حکومت جدید ادامه دهند،یا از کشورهای دیگری که از هدف آنها حمایت می کنند کمک مالی دریافت کنند. در انقلابهای روسیه،چین و کوبا چنین حالتی وجود داشت،اگر چه میزان مخالفتی که هر یک از این انقلابها با آن مواجه گردیدند متفاوت بود_روسیه عملا مورد تهاجم نیروهایی قرار گرفت که توسط دولتهای غربی برای کمک به نیروهای وفادار به رژیم پیشین فرستاده شده بودند.
انقلابها به نام آزادی صورت می گیرند، اما اغلب به دنبال آنها یک دوره سرکوب شدید اجتماعی به وجود می آید.در انقلاب آمریکا چنین نشد و استثنائات دیگری نیز وجود دارد.برای مثال، در کوبا، اگر چه برخی از ثروتمندان از کشور گریختند،حبس و کشتار خودسرانه توسط مقامات حکومتی جدید کمتر وجود داشت. اما در موارد بیشتری به دنبال انقلابها دوره های حبس و اعدامهای گسترده خودسرانه و سانسور شدید آمده است.بعضی از انقلابها خشونت زیادی در پی داشته اند. اصطلاح وحشت انقلابی که اولین بار برای توصیف پیامد انقلاب 1789 فرانسه به کار رفت به معنای استفاده منظم از خشونت برای تحمیل اطاعت نسبت به مقامات حاکم جدید است . تعداد زیادی از افرادی که پشتیبانان رژیم پیشین یا دشمنان انقلاب دانسته می شدند،تحت پیگرد قرار گرفته و در برابر عموم اعدام شدند.
این گونه حوادث معمولا چند سال پس از در دست گرفتن قدرت توسط رژیم جدید اتفاق می افتد،و نه بلافاصله پس از پیروزی انقلاب،زیرا معمولا پیش از آنکه حکومت انقلابی دست به اجرای برنامه رادیکال جدید خود بزند یک دوره استقرار وجود دارد. در این مرحله مقامتی که از جانب حامیان رژیم گذشته یا از سوی گروههای ناراضی دیگر صورت می گیرد ممکن است با مخالفت ایجاد شده در نتیجه سیاستهای جدید ترکیب شود. برای مثال، در شوروی، استالین سیاست ایجاد مزارع جمعی را در برابر مقاومت گسترده دهقانان دنبال کرد. دراین فرایند ودر تصفیه های گروهای ناراضی،افراد بسیاری جان خود را از دست دادند یا به اردوهای کار اجباری انتقال یافتند،برآورد گردیده این که 5 درصد جمعیت شوروی طی این دوره بازداشت شدند. اما این حوادث تقریبا یک دهه پس از خود انقلاب روی داد.
#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب
Schindler @Diiaazepam
به دنبال بسیاری از انقلابها یک دوره جنگ داخلی پدید می آید، که طی آن رژیم تازه باید گروههای مخالف را شکست دهد.انقلابها معمولا در شرایطی رخ می دهد که در آن اقتدار حکومت قبلی به طور اساسی تحلیل رفته است و جنبشهای مختلفی برای جانشینی آن با یکدیگر رقابت میکنند.برخی از آنها ممکن است از نظر نظامی به اندازه کافی نیرومند باشند و به مبارزه بر ضد حکومت جدید ادامه دهند،یا از کشورهای دیگری که از هدف آنها حمایت می کنند کمک مالی دریافت کنند. در انقلابهای روسیه،چین و کوبا چنین حالتی وجود داشت،اگر چه میزان مخالفتی که هر یک از این انقلابها با آن مواجه گردیدند متفاوت بود_روسیه عملا مورد تهاجم نیروهایی قرار گرفت که توسط دولتهای غربی برای کمک به نیروهای وفادار به رژیم پیشین فرستاده شده بودند.
انقلابها به نام آزادی صورت می گیرند، اما اغلب به دنبال آنها یک دوره سرکوب شدید اجتماعی به وجود می آید.در انقلاب آمریکا چنین نشد و استثنائات دیگری نیز وجود دارد.برای مثال، در کوبا، اگر چه برخی از ثروتمندان از کشور گریختند،حبس و کشتار خودسرانه توسط مقامات حکومتی جدید کمتر وجود داشت. اما در موارد بیشتری به دنبال انقلابها دوره های حبس و اعدامهای گسترده خودسرانه و سانسور شدید آمده است.بعضی از انقلابها خشونت زیادی در پی داشته اند. اصطلاح وحشت انقلابی که اولین بار برای توصیف پیامد انقلاب 1789 فرانسه به کار رفت به معنای استفاده منظم از خشونت برای تحمیل اطاعت نسبت به مقامات حاکم جدید است . تعداد زیادی از افرادی که پشتیبانان رژیم پیشین یا دشمنان انقلاب دانسته می شدند،تحت پیگرد قرار گرفته و در برابر عموم اعدام شدند.
این گونه حوادث معمولا چند سال پس از در دست گرفتن قدرت توسط رژیم جدید اتفاق می افتد،و نه بلافاصله پس از پیروزی انقلاب،زیرا معمولا پیش از آنکه حکومت انقلابی دست به اجرای برنامه رادیکال جدید خود بزند یک دوره استقرار وجود دارد. در این مرحله مقامتی که از جانب حامیان رژیم گذشته یا از سوی گروههای ناراضی دیگر صورت می گیرد ممکن است با مخالفت ایجاد شده در نتیجه سیاستهای جدید ترکیب شود. برای مثال، در شوروی، استالین سیاست ایجاد مزارع جمعی را در برابر مقاومت گسترده دهقانان دنبال کرد. دراین فرایند ودر تصفیه های گروهای ناراضی،افراد بسیاری جان خود را از دست دادند یا به اردوهای کار اجباری انتقال یافتند،برآورد گردیده این که 5 درصد جمعیت شوروی طی این دوره بازداشت شدند. اما این حوادث تقریبا یک دهه پس از خود انقلاب روی داد.
#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب
Schindler @Diiaazepam
شهریور
شهری جهنمی هست ؛
که تو نیستی
وَ از طرفی ،
پائیز هم دارد می رسد
#محمد_رمضان_نیا
Diamond @Diiaazepam
شهری جهنمی هست ؛
که تو نیستی
وَ از طرفی ،
پائیز هم دارد می رسد
#محمد_رمضان_نیا
Diamond @Diiaazepam
- اگه میتونستی با هر کسی دعوا کنی، کی رو انتخاب میکردی؟
+ احتمالاً با رئیسم.
- واقعاً؟
+ آره. تو با کی دعوا میکردی؟
- با پدرم.
+ من پدرمو نمیشناسم. نه اینکه که کاملاً نشناسم ولی وقتی من ۶ سالم بود گذاشت رفت. با یه زن دیگه ازدواج کرد و صاحب چندتا بچهی دیگه شد. اون تقریباً هر ۶ سال یهبار این کارو میکرد. میرفت یه شهر دیگه و یه خانوادهی جدید درست میکرد.
- جاکِش داشته شعبه میزده!
- پدر من دانشگاه نرفته بود. برای همین براش خیلی مهم بود که من برم. وقتی درسم تموم شد از راه دور بهش زنگ زدم و گفتم "خب پدر، حالا چی؟" گفت "برو کار پیدا کن". شده بود ۲۵ سالم. دوباره بهش زنگ زدم و گفتم "پدر حالا چی؟" گفت "چهمیدونم... برو زن بگیر."
+ نه... نمیشه زن گرفت. من یه پسر ۳۰ سالهام.
- ما از نسل مردهایی هستیم که تو دامن زنها بزرگ شدیم. واسه همین فکر نمیکنم که چارهی زندگیِ ما یه زن دیگه باشه.
"باشگاه مشتزنی (Fight Club) / دیوید فینچر"
#فیلم
📷 goo.gl/ofQaTh
Nemo @Diiaazepam
+ احتمالاً با رئیسم.
- واقعاً؟
+ آره. تو با کی دعوا میکردی؟
- با پدرم.
+ من پدرمو نمیشناسم. نه اینکه که کاملاً نشناسم ولی وقتی من ۶ سالم بود گذاشت رفت. با یه زن دیگه ازدواج کرد و صاحب چندتا بچهی دیگه شد. اون تقریباً هر ۶ سال یهبار این کارو میکرد. میرفت یه شهر دیگه و یه خانوادهی جدید درست میکرد.
- جاکِش داشته شعبه میزده!
- پدر من دانشگاه نرفته بود. برای همین براش خیلی مهم بود که من برم. وقتی درسم تموم شد از راه دور بهش زنگ زدم و گفتم "خب پدر، حالا چی؟" گفت "برو کار پیدا کن". شده بود ۲۵ سالم. دوباره بهش زنگ زدم و گفتم "پدر حالا چی؟" گفت "چهمیدونم... برو زن بگیر."
+ نه... نمیشه زن گرفت. من یه پسر ۳۰ سالهام.
- ما از نسل مردهایی هستیم که تو دامن زنها بزرگ شدیم. واسه همین فکر نمیکنم که چارهی زندگیِ ما یه زن دیگه باشه.
"باشگاه مشتزنی (Fight Club) / دیوید فینچر"
#فیلم
📷 goo.gl/ofQaTh
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
می خواهم اقلا یک نفر باشد
که من با او
از همه چیز،
همان طور حرف بزنم
که با خودم حرف می زنم.
#فئودور_داستایوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
که من با او
از همه چیز،
همان طور حرف بزنم
که با خودم حرف می زنم.
#فئودور_داستایوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
آن سيه چرده که شيرينی عالم با اوست
چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولی
او سليمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکين که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران
چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست
با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل
کشت ما را و دم عيسی مريم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشايش بس روح مکرم با اوست
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولی
او سليمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکين که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران
چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست
با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل
کشت ما را و دم عيسی مريم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشايش بس روح مکرم با اوست
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
خاله محبوب میگوید: من فقط به عشقِ ماتیک زدن زن جعفر شدم. جعفر شوهر اولش بود.
گفتند: تا عروسی نکنی نمیتوانی ماتیک بزنی.
مامان نمیداند به خاطر چه چیزی زن آقا جان شد؛
یک روز مرا به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و باید این دفعه دختر او باشم! یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت: پدرت نیست، شوهرت است!
از آن به بعد هر وقت مشت میخوردم، میفهمیدم اتفاق مهمی افتاده است!
پرنده من
#فریبا_وفی
Diamond @Diiaazepam
گفتند: تا عروسی نکنی نمیتوانی ماتیک بزنی.
مامان نمیداند به خاطر چه چیزی زن آقا جان شد؛
یک روز مرا به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و باید این دفعه دختر او باشم! یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت: پدرت نیست، شوهرت است!
از آن به بعد هر وقت مشت میخوردم، میفهمیدم اتفاق مهمی افتاده است!
پرنده من
#فریبا_وفی
Diamond @Diiaazepam
خیالم از تو
که رفته ای و دیگر نمی آیی
راحت است ؛
نگرانِ خودمم
که هنوز هم عاشقت هستم ؛
وَ پائیز دارد می رسد
Diamond @Diiaazepam
که رفته ای و دیگر نمی آیی
راحت است ؛
نگرانِ خودمم
که هنوز هم عاشقت هستم ؛
وَ پائیز دارد می رسد
Diamond @Diiaazepam
آنجا یک قهوه خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای،چرا؟ دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟! عجله، همیشه عجله.
کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه ی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام.
محمود دولتآبادي
Nemo @Diiaazepam
کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه ی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام.
محمود دولتآبادي
Nemo @Diiaazepam
#پنج_شنبه را بايد چاي دم كرد
تلفن را كشيد
پرده را بست
خاموش و كم نور و مست
پنج شنبه را بايد رو به روي هم نشست
بايد از تو نوشت
بايد آرام گونه ات را بوسيد
Diamond @Diiaazepam
تلفن را كشيد
پرده را بست
خاموش و كم نور و مست
پنج شنبه را بايد رو به روي هم نشست
بايد از تو نوشت
بايد آرام گونه ات را بوسيد
Diamond @Diiaazepam
گریس: تو فکر کردی من یه فاحشهام؟
تامی: همهی ما فاحشهایم، گریس. فقط بخشهای مختلفی از خودمون رو میفروشیم.
"پیکی بلایندرز (Peaky Blinders) / اتو باتهرست"
#سریال
Nemo @Diiaazepam
تامی: همهی ما فاحشهایم، گریس. فقط بخشهای مختلفی از خودمون رو میفروشیم.
"پیکی بلایندرز (Peaky Blinders) / اتو باتهرست"
#سریال
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
توضيحاتي درباره اين جمله معروف نيچه: خدا مرده است. #نيچه_شناس Schindler @Diiaazepam
خدا مرده است
ای اانسان های والاتر،این خدا بزرگترین خطر برای شما بود تنها از آن زمان که او در گور،جای گرفته است شما دیگر بار رستاخیز کرده اید.
زرتشت،شخصیت نمادین فلسفه نیچه،آنگاه که پس از سال ها غار نشینی و خلوت گزینی و خودسازی،از بلندای خویش به سوی انسان ها فرو می آید،نخستین پیامی که با خود به همراه می آورد،خبر مرگ خداست:خدا مرده است
این به چه معناست؟
زرتشت در اصل میخواهد با انسان از ابر انسان سخن بگوید.اما اگر خدا هنوز در میان آدمین ،برترین جایگاه را داشته باشد،ابرانسان هرگز برنخواهد خاست.اگر مردم هنوز خداپرست و خداباور باشند،سفر شگرفت درونی خود را ا انسان به فراسوی خویش،یعنی ابر انسان،هرگز نتوانند آغازید.
همین که اندیشه ظهور ابر انسان در ذهن زرتشت درخشیده،نشان میدهد که ایمان به خدا در میان بشر،دیگر کارکرد چند هزار ساله خود را از دست داده و زمینه برای برخاستن ابرانسان فراهم شده است.
اما مردم هنوز با جنازه ی خخدا سرخوش اند و نمیدانند که او دیگر نیست.پس به بشارتگری چون زرتشت،نیاز دارند که به آنها بگویید:خدا مرده است.البته این درست که زمینه ی مرگ خدا در میان بشر آماده بوده است.اما همین خبر تکان دهنده و باور نکردنی،خود،فرایند مرگ خدا را شتاب می بخشد و به انجام میرساند.
مرگ خدا لازمه ی زندگی ابر انسان است.
چرا که با وجود خدا،آفریگار،تنها یکی خواهد بود حال آنکه مهم ترین ویژگی ابرانسان،آفرینندگی اوست.آنگاه که آفریدن،فقط در انحصار بخدا باشد،ابرانسانی در میان نخواهد بود.
انسان تاکنون همه ی امید ها و آرزو های خود را در خدا متجلی دیده است.خدا برای انسان،هزار سال،مظهر قدرت و عظمت و زیبایی بوده است.اما زرتشت از راه میرسد و میخواهد این راه به بیراهه رفتهی انسان را به سوی ابرانسان بازگرداند:
روزگاری چون به دریاهای دور فرامینگریستند،میگفتند،خدا.اکنون شما را آموزانده ان که بگویید:ابرانسان
خدا برای انسان،پنداری بیش نیست.
انسان با تصور وجود خدا،خدا را نیافرید،بلکه به خیالپردازی کرد.این آفرینش نیست.اما ابر انسانی که زرتشت،فراروی بشریت می نهد،تصوری است که میتواند به حقیقت بپیوندد،موجودی است که میتواند آفریده شود.حال آنکه خدا همیشه در حد یک پندار ،باقی خواهد ماند و موجودیت نخواهد یافت.نیچه در این باره چه زیبا مینویسد:
خدایی توانید آفرید؟پس ،از خداییان هیچ مگویید اما ابر انسان را چه نیک توانید آفرید.برادران،ای بسا خود نتوانید:اما توانید خود را چنان باز آفرید که پدران و نیاکان ابرانسان باشید.و این باد بهین افرینش شما.
پس به روشنی میتوان دریافت که تصور وجود خدا،انسان را از ار آفرینندگی،باز می دارد. و اگر انسان،آفریننده نباشد هرگز ابر انسانی پدید نخواهد آمد و انسان در سراشیبی تباهی،فرو خواهد غلتید.
خدا اندیشه ای است که انسان را فراتر از انسان نمی برداما زرتشت میخواهد انسان را به فراسویی ببرد که ابرانسان شود.نیچه در جایی دیگر می نویسد:
خداوند پاسخی ابتدا است،بی نزاکتی علیه ما متفکران است.اساسا حتی یک ممنوعیت ابتدایی برای ما:نباید بیاندیشی
اری خدا مرده است که ابر انسان،جایگزین او شود،که انسان،جایگاه راستین خود را دریابد.که انسان از درون خود،پلی به فراسوی خود بزند.که انسان،همین تن و زمین را دوست بدارد و امید به پندار های ابرزمینی نبندد.که انسان،خود،آفریننده و ارزشگذار باشد.
#نيچه_شناس
#نيچه
Schindler @Diiaazepam
ای اانسان های والاتر،این خدا بزرگترین خطر برای شما بود تنها از آن زمان که او در گور،جای گرفته است شما دیگر بار رستاخیز کرده اید.
زرتشت،شخصیت نمادین فلسفه نیچه،آنگاه که پس از سال ها غار نشینی و خلوت گزینی و خودسازی،از بلندای خویش به سوی انسان ها فرو می آید،نخستین پیامی که با خود به همراه می آورد،خبر مرگ خداست:خدا مرده است
این به چه معناست؟
زرتشت در اصل میخواهد با انسان از ابر انسان سخن بگوید.اما اگر خدا هنوز در میان آدمین ،برترین جایگاه را داشته باشد،ابرانسان هرگز برنخواهد خاست.اگر مردم هنوز خداپرست و خداباور باشند،سفر شگرفت درونی خود را ا انسان به فراسوی خویش،یعنی ابر انسان،هرگز نتوانند آغازید.
همین که اندیشه ظهور ابر انسان در ذهن زرتشت درخشیده،نشان میدهد که ایمان به خدا در میان بشر،دیگر کارکرد چند هزار ساله خود را از دست داده و زمینه برای برخاستن ابرانسان فراهم شده است.
اما مردم هنوز با جنازه ی خخدا سرخوش اند و نمیدانند که او دیگر نیست.پس به بشارتگری چون زرتشت،نیاز دارند که به آنها بگویید:خدا مرده است.البته این درست که زمینه ی مرگ خدا در میان بشر آماده بوده است.اما همین خبر تکان دهنده و باور نکردنی،خود،فرایند مرگ خدا را شتاب می بخشد و به انجام میرساند.
مرگ خدا لازمه ی زندگی ابر انسان است.
چرا که با وجود خدا،آفریگار،تنها یکی خواهد بود حال آنکه مهم ترین ویژگی ابرانسان،آفرینندگی اوست.آنگاه که آفریدن،فقط در انحصار بخدا باشد،ابرانسانی در میان نخواهد بود.
انسان تاکنون همه ی امید ها و آرزو های خود را در خدا متجلی دیده است.خدا برای انسان،هزار سال،مظهر قدرت و عظمت و زیبایی بوده است.اما زرتشت از راه میرسد و میخواهد این راه به بیراهه رفتهی انسان را به سوی ابرانسان بازگرداند:
روزگاری چون به دریاهای دور فرامینگریستند،میگفتند،خدا.اکنون شما را آموزانده ان که بگویید:ابرانسان
خدا برای انسان،پنداری بیش نیست.
انسان با تصور وجود خدا،خدا را نیافرید،بلکه به خیالپردازی کرد.این آفرینش نیست.اما ابر انسانی که زرتشت،فراروی بشریت می نهد،تصوری است که میتواند به حقیقت بپیوندد،موجودی است که میتواند آفریده شود.حال آنکه خدا همیشه در حد یک پندار ،باقی خواهد ماند و موجودیت نخواهد یافت.نیچه در این باره چه زیبا مینویسد:
خدایی توانید آفرید؟پس ،از خداییان هیچ مگویید اما ابر انسان را چه نیک توانید آفرید.برادران،ای بسا خود نتوانید:اما توانید خود را چنان باز آفرید که پدران و نیاکان ابرانسان باشید.و این باد بهین افرینش شما.
پس به روشنی میتوان دریافت که تصور وجود خدا،انسان را از ار آفرینندگی،باز می دارد. و اگر انسان،آفریننده نباشد هرگز ابر انسانی پدید نخواهد آمد و انسان در سراشیبی تباهی،فرو خواهد غلتید.
خدا اندیشه ای است که انسان را فراتر از انسان نمی برداما زرتشت میخواهد انسان را به فراسویی ببرد که ابرانسان شود.نیچه در جایی دیگر می نویسد:
خداوند پاسخی ابتدا است،بی نزاکتی علیه ما متفکران است.اساسا حتی یک ممنوعیت ابتدایی برای ما:نباید بیاندیشی
اری خدا مرده است که ابر انسان،جایگزین او شود،که انسان،جایگاه راستین خود را دریابد.که انسان از درون خود،پلی به فراسوی خود بزند.که انسان،همین تن و زمین را دوست بدارد و امید به پندار های ابرزمینی نبندد.که انسان،خود،آفریننده و ارزشگذار باشد.
#نيچه_شناس
#نيچه
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
MV5BMDIzODcyY2EtMmY2MC0.jpg
#معرفی_فیلم
نمایش ترومن (The Truman Show)
ژانر :کمدی،درام،علمی-تخیلی
سال انتشار : 1998
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 60 میلیون دلار
فروش فیلم : 264.1 میلیون دلار
امتیاز : 8.1
منتقدین : 90/100
کارگردان : Peter Weir
نویسنده : Andrew Niccol
بازیگران : Jim Carrey, Ed Harris, Laura Linney
خلاصه داستان : یک شبکه تلویزیونی با زوجی که در شرف بچه دار شدن هستند قراردادی بسته وبه توافق میرسند که این شبکه تلویزیونی از تولد تا مرگ فرزند آنها را به صورت زنده وبصورت نمایش سریال به کل دنیا پخش کنند.
Nemo @Diiaazepam
نمایش ترومن (The Truman Show)
ژانر :کمدی،درام،علمی-تخیلی
سال انتشار : 1998
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 60 میلیون دلار
فروش فیلم : 264.1 میلیون دلار
امتیاز : 8.1
منتقدین : 90/100
کارگردان : Peter Weir
نویسنده : Andrew Niccol
بازیگران : Jim Carrey, Ed Harris, Laura Linney
خلاصه داستان : یک شبکه تلویزیونی با زوجی که در شرف بچه دار شدن هستند قراردادی بسته وبه توافق میرسند که این شبکه تلویزیونی از تولد تا مرگ فرزند آنها را به صورت زنده وبصورت نمایش سریال به کل دنیا پخش کنند.
Nemo @Diiaazepam