هیچ هنری به اندازهی سینما از آگاهیِ ما در نمیگذرد و راست به سراغِ احساساتِ ما در ژرفای اتاقهای تاریکِ روحمان نفوذ نمیکند.
"اینگمار برگمان"
#نقل_قول
«روز ملی سینما مبارک»
Nemo @DIiaazepam
"اینگمار برگمان"
#نقل_قول
«روز ملی سینما مبارک»
Nemo @DIiaazepam
همه در برابر پادشاه، برخورد و نگرش خوب و زيبايی داريم؛
ولی خوب بودن در برابر آدمهای فقیر، هنرمندی ست!
مارك تواین
Schindler @Diiaazepam
ولی خوب بودن در برابر آدمهای فقیر، هنرمندی ست!
مارك تواین
Schindler @Diiaazepam
یکی از دوستان در همین انجمن از پرسیده اند که:چرا خدمتگزار مردم بودن بد است؟
پرسش ایشان بر گرفته از جستاری بود در چنین گفت زرتشت:درباره ی فرزانگان نامدار
نیچه همواره حاکمانی ک خود را خدمتگذار مردم نامیده اند نکوهیده است.اما چرا؟این پرسش بجاست که پاسخی برازنده می خواهد.
نخست باید دانست آنچه که حاکمان با عنوان خدمتگزاری میکنند،نه خدمت کردن به مردم،که به خدمت مردم رسیدن است.
کسانی که قدرت را در دست گرفته و بر سرنوشت ملتها چیره گشته اند خود را از سر نیرنگبازی و وارونه نمایی و به دروغ،خدمتگزار میخوانند تا در پوشش امن خدمتگزاری و از طریق تخمین توده ها،بنیاد خودکامگی و بیدادگری خود را هر چه استوار تر کنند.ملت ما در این زمینه،چندان که باید تجربه دارد.
وانگهی مگر کسانی که بر کرسی هدایت و ارشاد نشسته اند،چه میکنند جز این که خوراکی در خود عوامیت به آنها میدهند و در واقع،همان نسخه ای را برایشان می پیچند که خود از قبل برای خود پیچیده اند؟
فرزانگان نامدار برای اینکه خوشایند مردم باشند و به قول معروف:کارشان بگیرد و دکانشان رونق داشته باشد،آنچه را که از خود مردم گرفته اند به خودشان باز پس میدهند.از همین روست که نیچه،آنها را جانورانی بارکش میداند که گاری عوامیت را میکشند و خدمتگذار خرافات مردم اند.
#نیچه_شناس
Schindler @Diiaazepam
پرسش ایشان بر گرفته از جستاری بود در چنین گفت زرتشت:درباره ی فرزانگان نامدار
نیچه همواره حاکمانی ک خود را خدمتگذار مردم نامیده اند نکوهیده است.اما چرا؟این پرسش بجاست که پاسخی برازنده می خواهد.
نخست باید دانست آنچه که حاکمان با عنوان خدمتگزاری میکنند،نه خدمت کردن به مردم،که به خدمت مردم رسیدن است.
کسانی که قدرت را در دست گرفته و بر سرنوشت ملتها چیره گشته اند خود را از سر نیرنگبازی و وارونه نمایی و به دروغ،خدمتگزار میخوانند تا در پوشش امن خدمتگزاری و از طریق تخمین توده ها،بنیاد خودکامگی و بیدادگری خود را هر چه استوار تر کنند.ملت ما در این زمینه،چندان که باید تجربه دارد.
وانگهی مگر کسانی که بر کرسی هدایت و ارشاد نشسته اند،چه میکنند جز این که خوراکی در خود عوامیت به آنها میدهند و در واقع،همان نسخه ای را برایشان می پیچند که خود از قبل برای خود پیچیده اند؟
فرزانگان نامدار برای اینکه خوشایند مردم باشند و به قول معروف:کارشان بگیرد و دکانشان رونق داشته باشد،آنچه را که از خود مردم گرفته اند به خودشان باز پس میدهند.از همین روست که نیچه،آنها را جانورانی بارکش میداند که گاری عوامیت را میکشند و خدمتگذار خرافات مردم اند.
#نیچه_شناس
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
یکی از دوستان در همین انجمن از پرسیده اند که:چرا خدمتگزار مردم بودن بد است؟ پرسش ایشان بر گرفته از جستاری بود در چنین گفت زرتشت:درباره ی فرزانگان نامدار نیچه همواره حاکمانی ک خود را خدمتگذار مردم نامیده اند نکوهیده است.اما چرا؟این پرسش بجاست که پاسخی برازنده…
مطالبي كه با #نيچه_شناس در كانال گذاشته ميشود حتما مطالعه كنيد به خصوص كساني كه مطالعه اي در فلسفه "علی الخصوص نيچه" دارند.
Schindler @Diiaazepam
Schindler @Diiaazepam
از لیوانها
به لیوان شکسته فکر می کنی
از آدمها
به کسی که از دست داده ای
به کسی که به دست نیاورده ای
همیشه چیزی که نیست
بهتراست
#علیرضا_روشن
Diamond @Diiaazepam
به لیوان شکسته فکر می کنی
از آدمها
به کسی که از دست داده ای
به کسی که به دست نیاورده ای
همیشه چیزی که نیست
بهتراست
#علیرضا_روشن
Diamond @Diiaazepam
قول داده بودی
با اولین برف به خیابان برویم
و آدم برفی رویایی مان را بسازیم
امروز برف آمد
من حتی منتظرت هم نبودم
آخر چطور انتظار کسی که نیست را بکشم
هویج را در سوپ ریختم
دکمه ها را به لباسم دوختم
کلاه را بر سرم گذاشتم
دوتکه چوب را در شومینه انداختم
قدری برف برداشتم
و فقط سردیه روز قرار را حس کردم
و در حسرت دستان گرمت سوختم
این شد عاقبت آدم برفی ما
و قرار روز برفی
و شعری که ميشد
شادترین شعر سال باشد...
#یکتا_رفیعی
Diamond @Diiaazepam
با اولین برف به خیابان برویم
و آدم برفی رویایی مان را بسازیم
امروز برف آمد
من حتی منتظرت هم نبودم
آخر چطور انتظار کسی که نیست را بکشم
هویج را در سوپ ریختم
دکمه ها را به لباسم دوختم
کلاه را بر سرم گذاشتم
دوتکه چوب را در شومینه انداختم
قدری برف برداشتم
و فقط سردیه روز قرار را حس کردم
و در حسرت دستان گرمت سوختم
این شد عاقبت آدم برفی ما
و قرار روز برفی
و شعری که ميشد
شادترین شعر سال باشد...
#یکتا_رفیعی
Diamond @Diiaazepam
سال ها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق
چه ها می خواهی؟
#قیصر_امین_پور
Diamond @Diiaazepam
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق
چه ها می خواهی؟
#قیصر_امین_پور
Diamond @Diiaazepam
چرا همه رفته بودناشونو میذارن برا پاییز...
چرا پاییز هیشکی برنمیگرده؟
#رادیو_چهرازی
Diamond @Diiaazepam
چرا پاییز هیشکی برنمیگرده؟
#رادیو_چهرازی
Diamond @Diiaazepam
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايی نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايی نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﯽ ﺣﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪﻫﻢ ﻣﯽﺯﻧﺪ ، ﺍﻣﺎ
ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ
ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯽ . _ ﻭﻟﺘﺮ
< اﻋﺘﻘﺎﺩ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ!
ﻭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ.. >
Nemo @Diiaazepam
ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ
ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯽ . _ ﻭﻟﺘﺮ
< اﻋﺘﻘﺎﺩ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ!
ﻭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ.. >
Nemo @Diiaazepam
از در بالا رفتم
پلهها را باز کردم
لباسِ خوابم را خواندم
و دکمههایِ دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم
و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم...
آخ! ... از دیشب که مرا بوسید
همه چیز را
قاطی کردهام.
#رومن_لنسکی
Diamond @Diiaazepam
پلهها را باز کردم
لباسِ خوابم را خواندم
و دکمههایِ دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم
و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم...
آخ! ... از دیشب که مرا بوسید
همه چیز را
قاطی کردهام.
#رومن_لنسکی
Diamond @Diiaazepam
آيا مرا دوست داشت؟ بله مرا با كينه و نفرت دوست میداشت. قويترين محبت ها هم همين است ...
#همیشه_شوهر
#فئودور_داستایفسکی
Diamond @Diiaazepam
#همیشه_شوهر
#فئودور_داستایفسکی
Diamond @Diiaazepam
بازی مسخره ایست زندگی...
فکرش را بکن
یک عمر
تو را فراموش نکنم
بعد سر پیری
آلزایمر بگیرم!
#آریا_معصومی
Diamond @Diiaazepam
فکرش را بکن
یک عمر
تو را فراموش نکنم
بعد سر پیری
آلزایمر بگیرم!
#آریا_معصومی
Diamond @Diiaazepam
Haji Morad
Sadegh Hedayat
داستان صوتى "حاجى مراد"
نويسنده: صادق هدايت
مدت زمان: ١٥ دقيقه
حجم فايل: ٦ مگابايت
كانال تلگرام:
@Diiaazepam
نويسنده: صادق هدايت
مدت زمان: ١٥ دقيقه
حجم فايل: ٦ مگابايت
كانال تلگرام:
@Diiaazepam
نیمی از یک مترسک با نیمی از یک بدن باهم پیوند خوردن تا پیکر من شدن .
کلاغها هرروز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیم دیگه میرقصن
سالهاست من حامیه گندمهای تو بودم به زندگیم برای تو خو کرده وجودم .
تو از کلبه ی اون دور هر صبح با لبخندی وپیش از خواب هر شب پنجره رو میبندی و من با شیاطین تا صبح میجنگیدم و هر بار پیش از صبح بغزم رو میبلعیدم و تو درست به کسی زندگیت رو مدیونی که مدتهاست از اون هیچ چیزی نمیدونی .
سالهاست زندانی آزادی تو هستم قهرمان یا قربانی از این دو واژه خستم .
سالهاست پوست گرمی رو با شوق نبوسیدم مدتهاست که توی آب صورتم روندیدم.
دلم برای تو برای تو از نزدیک تنگه برای نفس تو یه گوشه تاریک
دلم برای اشک
دلم برای خواب
دلم برای سیب
دلم برای آب
دلم برای زن
دلم برای تن
دلم برای من
دلم برای من
دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم
دلم چقدر تنگه و من سالهاست برای خودم دلم تنگه و من چقدر برای خودم دلم تنگه ...
نیمی از یک مترسک با نیمی از یک بدن باهم پیوند خوردن تا پیکر من شدن .
کلاغها هرروز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیم دیگه میرقصن .سالهاست من حامیه گندمهای تو بودم به زندگیم برای تو خو کرده وجودم .
تو از کلبه ی اون دور هر صبح با لبخندی وپیش از خواب هر شب پنجره رو میبندی و من با شیاطین تا صبح میجنگیدم و هر بار پیش از صبح بغزم رو میبلعیدم و تو درست به کسی زندگیت رو مدیونی که مدتهاست از اون هیچ چیزی نمیدونی .
سالهاست زندانی آزادی تو هستم قهرمان یا قربانی از این دو واژه خستم .
سالهاست پوست گرمی رو با شوق نبوسیدم مدتهاست که توی آب صورتم روندیدم.
دلم برای تو برای تو از نزدیک تنگه برای نفس تو یه گوشه تاریک
دلم برای اشک دلم برای خواب دلم برای سیب دلم برای آب دلم برای زن دلم برای تن دلم برای من دلم برای من دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم دلم چقدر تنگه و من سالهاست برای خودم دلم تنگه و من چقدر برای خودم دلم تنگه ...
#هادی_پاکزاد
Diamond @Diiaazepam
کلاغها هرروز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیم دیگه میرقصن
سالهاست من حامیه گندمهای تو بودم به زندگیم برای تو خو کرده وجودم .
تو از کلبه ی اون دور هر صبح با لبخندی وپیش از خواب هر شب پنجره رو میبندی و من با شیاطین تا صبح میجنگیدم و هر بار پیش از صبح بغزم رو میبلعیدم و تو درست به کسی زندگیت رو مدیونی که مدتهاست از اون هیچ چیزی نمیدونی .
سالهاست زندانی آزادی تو هستم قهرمان یا قربانی از این دو واژه خستم .
سالهاست پوست گرمی رو با شوق نبوسیدم مدتهاست که توی آب صورتم روندیدم.
دلم برای تو برای تو از نزدیک تنگه برای نفس تو یه گوشه تاریک
دلم برای اشک
دلم برای خواب
دلم برای سیب
دلم برای آب
دلم برای زن
دلم برای تن
دلم برای من
دلم برای من
دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم
دلم چقدر تنگه و من سالهاست برای خودم دلم تنگه و من چقدر برای خودم دلم تنگه ...
نیمی از یک مترسک با نیمی از یک بدن باهم پیوند خوردن تا پیکر من شدن .
کلاغها هرروز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیم دیگه میرقصن .سالهاست من حامیه گندمهای تو بودم به زندگیم برای تو خو کرده وجودم .
تو از کلبه ی اون دور هر صبح با لبخندی وپیش از خواب هر شب پنجره رو میبندی و من با شیاطین تا صبح میجنگیدم و هر بار پیش از صبح بغزم رو میبلعیدم و تو درست به کسی زندگیت رو مدیونی که مدتهاست از اون هیچ چیزی نمیدونی .
سالهاست زندانی آزادی تو هستم قهرمان یا قربانی از این دو واژه خستم .
سالهاست پوست گرمی رو با شوق نبوسیدم مدتهاست که توی آب صورتم روندیدم.
دلم برای تو برای تو از نزدیک تنگه برای نفس تو یه گوشه تاریک
دلم برای اشک دلم برای خواب دلم برای سیب دلم برای آب دلم برای زن دلم برای تن دلم برای من دلم برای من دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم دلم چقدر تنگه و من سالهاست برای خودم دلم تنگه و من چقدر برای خودم دلم تنگه ...
#هادی_پاکزاد
Diamond @Diiaazepam
نتایج دراز مدت انقلاب
میتوانیم ارزیابی تاثیر دراز مدت انقلاب را با مقایسه جوامعی آغاز کنیم که شبیه یکدیگرند با این تفاوت که بعضی از آنها انقلاب را تجربه کرده حال انکه دیگران فاقد چنین تجربه ای بوده اند.برای مثال ، میتوانیم توسعه چین را در طول چهل سال گذشته با هند مقایسه کنیم. هر دو کشور تقریبا در یک زمان ،اندکی پس از جنگ جهانی دوم، از زیر نفوذ مستقیم غرب خارج شدند،اما در حالی که چین انقلاب را تجربه کرد، هند چنین تجربه ای نداشت. در هند اگر چه جنبشهای نیرومند اعتراض علیه حکومت انگلستان آشفتگیهای بسیاری اینجا کرد،اما انگلیسیها بدون آنکه در طی یک فرایند انقلابی سرنگون شوند ،عقب نشینی کردند.
راههای توسعه ای که این دو جامعه از دهه 1940 به بعد در پیش گرفته اند به طور قابل ملاحظه متفاوت است.در چین ،حزب کمونیست دستگاه حکومتی متمرکز و نیرومندی را به وجود آورد و سانسور شدیدی بر مطبوعات و رسانه های دیگر تحمیل کرد. برعکس،هند دارای پارلمانی مطابق مدل غربی با انتخابات چند حزبی است.میزان آزادی سیاسی در چین، برحسب گوناگونی عقایدی که علنا میتوانند بیان گردند و انواع سازمان سیاسی که قانونا می تواند تشکیل شود،بسیار کمتر از هند است.از سوی دیگر ،پیشرفت چین در زمینه کاهش فقر شدید، از میان بردن فساد اداری و فراهم کردن تسهیلات بهداشتی،درمانی و رفاهی به مراتب بیشتر بوده و سطح سواد در چین بسیار بالاتر از هند است.با در نظر گرفتن خشونت فراوان سالهای قبل از انقلاب،ویژگی برجسته دوره حاکمیت کمونیستی در چین فقدان نسبی سرکوب خشن توسط دولت بوده است. کشتارها یا بازداشتهای جمعی مانند آنچه در دوره استالینی در شوروی به چشم می خورد در چین کمتر وجود داشته است.
برآورد ها در مورد توسعه اقتصادی چین متفاوت است،اما عموما اعتقاد براین است که نرخ رشد در چین طی پانزده سال بعد ازانقلاب بالا بوده است.بسیار بالاتر از نرخ رشد در هند.طی این دوره و سالهای بعد از آن نرخ رشد همواره بسیار جلوتر از افزایش جمعیت بوده است.بازم هم، برخلاف هند اصلاحات ارضی چین نیز بسیار موفقیت آمیزتر بود،قدرت ملاکان ثروتمند در هم شکسته شد و اراضی مجدادا در میان دهقانان فقیر توزیع شد.
هند یا چین هیچ کدام یک فرایند با ثبات توسعه را تجربه نکرده است. درهند حکومت مرکزی تلاش کرده است در کشوری که اخلافات منطقه ای قابل ملاحظه است کنترل برقرار کند. بین سالهای 1966 و 1968 انقلاب فرهنگی چین را دستخوش آشوب کرد. طی این دوره میلیونها نفر از مردم که اکثرا جوانان بودند در صدد برآمدند تا بار دیگر ارزشهای پرولتری را بر متخصصان و مدیران و مقامات حزبی که به گمان آنها آموزشهای انقلاب را نادیده میگرفتند تحمیل کنند. امروز این فرایند با فرایندی که از مکانیسمهای سرمایه داری انگیزه شخصی و سود را به منظور بهبود کارآیی تولید کشاورزی و صنعتی مورد تاکید قرارمیدهد.
#جامعه_شناسی
#آنتونی_گیدنز
#انقلاب
schindler @Diiaazepam
میتوانیم ارزیابی تاثیر دراز مدت انقلاب را با مقایسه جوامعی آغاز کنیم که شبیه یکدیگرند با این تفاوت که بعضی از آنها انقلاب را تجربه کرده حال انکه دیگران فاقد چنین تجربه ای بوده اند.برای مثال ، میتوانیم توسعه چین را در طول چهل سال گذشته با هند مقایسه کنیم. هر دو کشور تقریبا در یک زمان ،اندکی پس از جنگ جهانی دوم، از زیر نفوذ مستقیم غرب خارج شدند،اما در حالی که چین انقلاب را تجربه کرد، هند چنین تجربه ای نداشت. در هند اگر چه جنبشهای نیرومند اعتراض علیه حکومت انگلستان آشفتگیهای بسیاری اینجا کرد،اما انگلیسیها بدون آنکه در طی یک فرایند انقلابی سرنگون شوند ،عقب نشینی کردند.
راههای توسعه ای که این دو جامعه از دهه 1940 به بعد در پیش گرفته اند به طور قابل ملاحظه متفاوت است.در چین ،حزب کمونیست دستگاه حکومتی متمرکز و نیرومندی را به وجود آورد و سانسور شدیدی بر مطبوعات و رسانه های دیگر تحمیل کرد. برعکس،هند دارای پارلمانی مطابق مدل غربی با انتخابات چند حزبی است.میزان آزادی سیاسی در چین، برحسب گوناگونی عقایدی که علنا میتوانند بیان گردند و انواع سازمان سیاسی که قانونا می تواند تشکیل شود،بسیار کمتر از هند است.از سوی دیگر ،پیشرفت چین در زمینه کاهش فقر شدید، از میان بردن فساد اداری و فراهم کردن تسهیلات بهداشتی،درمانی و رفاهی به مراتب بیشتر بوده و سطح سواد در چین بسیار بالاتر از هند است.با در نظر گرفتن خشونت فراوان سالهای قبل از انقلاب،ویژگی برجسته دوره حاکمیت کمونیستی در چین فقدان نسبی سرکوب خشن توسط دولت بوده است. کشتارها یا بازداشتهای جمعی مانند آنچه در دوره استالینی در شوروی به چشم می خورد در چین کمتر وجود داشته است.
برآورد ها در مورد توسعه اقتصادی چین متفاوت است،اما عموما اعتقاد براین است که نرخ رشد در چین طی پانزده سال بعد ازانقلاب بالا بوده است.بسیار بالاتر از نرخ رشد در هند.طی این دوره و سالهای بعد از آن نرخ رشد همواره بسیار جلوتر از افزایش جمعیت بوده است.بازم هم، برخلاف هند اصلاحات ارضی چین نیز بسیار موفقیت آمیزتر بود،قدرت ملاکان ثروتمند در هم شکسته شد و اراضی مجدادا در میان دهقانان فقیر توزیع شد.
هند یا چین هیچ کدام یک فرایند با ثبات توسعه را تجربه نکرده است. درهند حکومت مرکزی تلاش کرده است در کشوری که اخلافات منطقه ای قابل ملاحظه است کنترل برقرار کند. بین سالهای 1966 و 1968 انقلاب فرهنگی چین را دستخوش آشوب کرد. طی این دوره میلیونها نفر از مردم که اکثرا جوانان بودند در صدد برآمدند تا بار دیگر ارزشهای پرولتری را بر متخصصان و مدیران و مقامات حزبی که به گمان آنها آموزشهای انقلاب را نادیده میگرفتند تحمیل کنند. امروز این فرایند با فرایندی که از مکانیسمهای سرمایه داری انگیزه شخصی و سود را به منظور بهبود کارآیی تولید کشاورزی و صنعتی مورد تاکید قرارمیدهد.
#جامعه_شناسی
#آنتونی_گیدنز
#انقلاب
schindler @Diiaazepam