اسپینوزا (3) : تعاریف جوهر ، حالت ، صفت
اسپینوزا در مورد تعریفِ چیزی که علت خودش باشد می گوید:
من چیزی را "علت خود" می دانم که ذاتش مستلزم وجودش باشد و طبیعت انرا بدون وجود داشتن نتوان تصور کرد (این تعریفی است که از ابن میمون اخذ کرده است / اخلاق / تعریف 1 )
1 . نعریف جوهر :
جوهر ان است که در خودش باشد و به نفس خود به تصور آید ، یعنی تصورش مستلزم تصور چیز دیگری نباشد (اخلاق / تعریف 3)
بنابر این وجود متعلق به طبیعت جوهر است ، و هر جوهری در خود ، حاوی تبیین کامل طبیعت و وجود خویش است ، در این صورت جوهر ضرورتا "علت خودش" است و ذاتش مستلزم وجود خودش است و نمی تواند موجود نباشد ، پس اولین مشکل حل شد ، یعنی جوهر مستقل از هر چیز دیگریست و ضرورتا وجود دارد (ذاتش وجود داشتنش را اقتضا می کند)
(نکته : دوستان توجه کنند که در فلسفه ی اسلامی ما یک وجود داریم و یک ماهیت ، جوهر و اعراض اقسام ماهیت هستند ولی در فلسفه ی غرب وجود و جوهر یکی گرفته می شود یا به عبارتی وجود" ذاتیِ جوهر است)
****************
2 . تعریف حالت :
حالت چیزی است که ممکن نیست مستقلا وجود داشته باشد ، بلکه فقط در چیز دیگر موجود و وابسته به ان است ، پس حالات مثل واژه ی اعراض در فلسفه ی ارسطو هستند ، من ، شما ، میز ، صندلی ، کوه ، درخت همه حالات متفاوت جوهر هستیم
(مثال ساده وقتی می گوییم سیب سرخ ، سیب جوهر است و مستقل از هر چیزی ولی سرخی چیزیست که باید سیب باشد تا بر ان عارض شود ، پس سیب جوهر و سرخی عرض ان (حالت ان) ست ، حال کل جهان را یک جا تصور کنید ، تمام چیزهای جهان حالت های یک جوهر هستند ، من و شما و کوه و درخت و غیره وابسته به خود نیستیم ، ولی جهان بعنوان یک کل ، جوهر است ، پس ضرورتا موجود است و علت خودش است و مستقل از هر چیزی و بالذات است)
حال اسپینوزا می گوید ما جز جوهر و حالاتِ جوهر هیچ چیز دیگری نداریم (و منطقا هم نخواهیم داشت)
****************
3 . تعریف صفت : صفت چیزی است که عقل انرا به مثابه "مقوم ذات جوهر" درک می کند
کمی تامل کنید چون اینجا کمی دشوار می شود ، اگر یادتان باشد دکارت می گفت اگر "موم" را حرارت دهیم تمام کیفیات ان از دست می رود ولی سه چیز باقی می ماند که ما بصورت روشن و متمایز با عقل استنتاج می کنیم ، ان چیزها امتداد (ابعاد) ، (انعطاف) شکل پذیری ، حرکت پذیری هستند ، یعنی وقتی موم را حرارت دهید هر چیز که با حس ادراک می کنیم مثل بو ، مزه ، رنگ و... همه و همه از بین میروند و این نشان می دهد که قائم به ذهن ما هستند ولی امتداد و انعطاف و حرکت پذیری با عقل (بصورت تصوری روشن و متمایز) درک می شود و نیازی به تجربه (ادراک حسی) ندارند ، حال اینجا باعث می شود صفت را بهتر درک کنیم
این نظر می گوید هر چه با حس درک می شود مثل رنگ و بو ومزه و.... ذات اشیا نیستند ولی امتداد یا بعد ، انعطاف و قابلیت حرکت در مکان ، اینها خصوصات ذاتی اشیاست (اشیا یا جوهر مادی)، یعنی اگر خصوصیات ذاتی جسمی مثل موم تغییر می کند (منظور تغییر جوهر مادی) ، تغییر ان در وضع مکانی انهاست ، ولی باز امتداد و بُعد و حرکت پذیری را دارند ، پس یک جوهر مادی خصوصیت اشغال کردن مکان را دارد ، یا ذاتش "در مکان بودن" است
حال اسپینوزا می گوید اشیا در مکان را میشود به نحو پیشینی (آ پریوری) با عقل استنتاج کرد (بدون نیاز به تجربه و حس) ، بخاطر اینکه بُعد ، جزئی از خصوصیت ذاتی شی دارای ابعاد (جوهر مادی) است ، یعنی این بُعد میتواند به ما کمک کند جوهر مادی را بشناسیم ، پس بُعد صفت جوهر مادی است که " عقل انرا به مثابه "مقوم ذات جوهر" درک می کند" ، در واقع صفت چیزیست که عقل در چنین فرایند تصور کامل و منظمی به جوهر نسبت می دهد
پس خلاصه اینکه جوهر چیزیست که ذاتش مستقل از هر چیزی و ضرورتا موجود و بدون علت و بالذات است
حالات چیزیست که وابسته به غیر هستند و خودش نمی تواند علت خودش باشد و وجودش وابسته به جوهر است
و صفت چیزی است که توسط ان ما می توانیم با عقل ، جوهر را درک کنیم
#باروخ_اسپینوزا
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
اسپینوزا در مورد تعریفِ چیزی که علت خودش باشد می گوید:
من چیزی را "علت خود" می دانم که ذاتش مستلزم وجودش باشد و طبیعت انرا بدون وجود داشتن نتوان تصور کرد (این تعریفی است که از ابن میمون اخذ کرده است / اخلاق / تعریف 1 )
1 . نعریف جوهر :
جوهر ان است که در خودش باشد و به نفس خود به تصور آید ، یعنی تصورش مستلزم تصور چیز دیگری نباشد (اخلاق / تعریف 3)
بنابر این وجود متعلق به طبیعت جوهر است ، و هر جوهری در خود ، حاوی تبیین کامل طبیعت و وجود خویش است ، در این صورت جوهر ضرورتا "علت خودش" است و ذاتش مستلزم وجود خودش است و نمی تواند موجود نباشد ، پس اولین مشکل حل شد ، یعنی جوهر مستقل از هر چیز دیگریست و ضرورتا وجود دارد (ذاتش وجود داشتنش را اقتضا می کند)
(نکته : دوستان توجه کنند که در فلسفه ی اسلامی ما یک وجود داریم و یک ماهیت ، جوهر و اعراض اقسام ماهیت هستند ولی در فلسفه ی غرب وجود و جوهر یکی گرفته می شود یا به عبارتی وجود" ذاتیِ جوهر است)
****************
2 . تعریف حالت :
حالت چیزی است که ممکن نیست مستقلا وجود داشته باشد ، بلکه فقط در چیز دیگر موجود و وابسته به ان است ، پس حالات مثل واژه ی اعراض در فلسفه ی ارسطو هستند ، من ، شما ، میز ، صندلی ، کوه ، درخت همه حالات متفاوت جوهر هستیم
(مثال ساده وقتی می گوییم سیب سرخ ، سیب جوهر است و مستقل از هر چیزی ولی سرخی چیزیست که باید سیب باشد تا بر ان عارض شود ، پس سیب جوهر و سرخی عرض ان (حالت ان) ست ، حال کل جهان را یک جا تصور کنید ، تمام چیزهای جهان حالت های یک جوهر هستند ، من و شما و کوه و درخت و غیره وابسته به خود نیستیم ، ولی جهان بعنوان یک کل ، جوهر است ، پس ضرورتا موجود است و علت خودش است و مستقل از هر چیزی و بالذات است)
حال اسپینوزا می گوید ما جز جوهر و حالاتِ جوهر هیچ چیز دیگری نداریم (و منطقا هم نخواهیم داشت)
****************
3 . تعریف صفت : صفت چیزی است که عقل انرا به مثابه "مقوم ذات جوهر" درک می کند
کمی تامل کنید چون اینجا کمی دشوار می شود ، اگر یادتان باشد دکارت می گفت اگر "موم" را حرارت دهیم تمام کیفیات ان از دست می رود ولی سه چیز باقی می ماند که ما بصورت روشن و متمایز با عقل استنتاج می کنیم ، ان چیزها امتداد (ابعاد) ، (انعطاف) شکل پذیری ، حرکت پذیری هستند ، یعنی وقتی موم را حرارت دهید هر چیز که با حس ادراک می کنیم مثل بو ، مزه ، رنگ و... همه و همه از بین میروند و این نشان می دهد که قائم به ذهن ما هستند ولی امتداد و انعطاف و حرکت پذیری با عقل (بصورت تصوری روشن و متمایز) درک می شود و نیازی به تجربه (ادراک حسی) ندارند ، حال اینجا باعث می شود صفت را بهتر درک کنیم
این نظر می گوید هر چه با حس درک می شود مثل رنگ و بو ومزه و.... ذات اشیا نیستند ولی امتداد یا بعد ، انعطاف و قابلیت حرکت در مکان ، اینها خصوصات ذاتی اشیاست (اشیا یا جوهر مادی)، یعنی اگر خصوصیات ذاتی جسمی مثل موم تغییر می کند (منظور تغییر جوهر مادی) ، تغییر ان در وضع مکانی انهاست ، ولی باز امتداد و بُعد و حرکت پذیری را دارند ، پس یک جوهر مادی خصوصیت اشغال کردن مکان را دارد ، یا ذاتش "در مکان بودن" است
حال اسپینوزا می گوید اشیا در مکان را میشود به نحو پیشینی (آ پریوری) با عقل استنتاج کرد (بدون نیاز به تجربه و حس) ، بخاطر اینکه بُعد ، جزئی از خصوصیت ذاتی شی دارای ابعاد (جوهر مادی) است ، یعنی این بُعد میتواند به ما کمک کند جوهر مادی را بشناسیم ، پس بُعد صفت جوهر مادی است که " عقل انرا به مثابه "مقوم ذات جوهر" درک می کند" ، در واقع صفت چیزیست که عقل در چنین فرایند تصور کامل و منظمی به جوهر نسبت می دهد
پس خلاصه اینکه جوهر چیزیست که ذاتش مستقل از هر چیزی و ضرورتا موجود و بدون علت و بالذات است
حالات چیزیست که وابسته به غیر هستند و خودش نمی تواند علت خودش باشد و وجودش وابسته به جوهر است
و صفت چیزی است که توسط ان ما می توانیم با عقل ، جوهر را درک کنیم
#باروخ_اسپینوزا
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
همه ایستاده بودند...
حتي یکي نمیتوانست بنشیند....
انتظار است دیگر،
لعنتي...
مثل بي خوابي،
دلت میخواهد بنشیني،
خسته ای، اما نمیتواني...
دلت میخواهد آب بخوری،
اما جا نداری...
دلت میخواهد بایستي،
ولي مگر مي شود همه اش ایستاد...
و اگر بخواهي قدم بزني،
کجا بروی...؟
#عباس_معروفی
Nemo @Diiaazepam
حتي یکي نمیتوانست بنشیند....
انتظار است دیگر،
لعنتي...
مثل بي خوابي،
دلت میخواهد بنشیني،
خسته ای، اما نمیتواني...
دلت میخواهد آب بخوری،
اما جا نداری...
دلت میخواهد بایستي،
ولي مگر مي شود همه اش ایستاد...
و اگر بخواهي قدم بزني،
کجا بروی...؟
#عباس_معروفی
Nemo @Diiaazepam
ما به واسطه کسانی که ما را دوست دارند و کسانی که ما را دوست ندارند، شکل می گیریم. مهم تر از آن اینکه ما به واسطه نارحتی های روانی که ادعا می کنند عشق هستند؛ ولی عزت نفس کم، رفتار وابستگی متقابل، بی اعتمادی به دیگران، مکانیسم های دفاعی و ترس و اضطراب را باعث می شوند، شکل می پذیریم. عمده آنچه ما آن را عشق می نامیم، عشق نیست؛ بلکه فرافکنی های روان رنجور است و سوء استفاده و کنترل گری و سوء برخورد.
معماى عشق
#پيتمن_مك_گى
Diamond @Diiaazepam
معماى عشق
#پيتمن_مك_گى
Diamond @Diiaazepam
رابرت: آرزوهای قدیمی آرزوهای خوبی بودن. هیچوقت بهشون نرسیدیم، امّا خوشحالم که داشتمشون...
#The_Bridge_Of_MadisonCountry
Nemo @Diiaazepam
#The_Bridge_Of_MadisonCountry
Nemo @Diiaazepam
منصور حلاج را که میبردند پای چوبه ی دار ، به خواهرش گفتند بیا برای آخرین وداع.
او هم آمد اما بدون حجاب ظاهر ؛ بدون چادر ...
مردها همه بانگش زدند که: "پس حجابت کجاست زنک ؟! "
او گفت: "من اینجا مردی جز منصور نمیبینم .
اگر مردی به جز منصور میبینید؛ نشانم دهید تا مویم را از او بپوشانم."
Schindler @Diiaazepam
او هم آمد اما بدون حجاب ظاهر ؛ بدون چادر ...
مردها همه بانگش زدند که: "پس حجابت کجاست زنک ؟! "
او گفت: "من اینجا مردی جز منصور نمیبینم .
اگر مردی به جز منصور میبینید؛ نشانم دهید تا مویم را از او بپوشانم."
Schindler @Diiaazepam
طبیعت بی جان...
دسته ی کاغذ
بر میز
در
نخستین نگاهِ آفتاب
کتابی مبهم و
سیگاری خاکسترشده کنارِ فنجانِ چایِ از یاد رفته
بحثی ممنوع
در ذهن
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
دسته ی کاغذ
بر میز
در
نخستین نگاهِ آفتاب
کتابی مبهم و
سیگاری خاکسترشده کنارِ فنجانِ چایِ از یاد رفته
بحثی ممنوع
در ذهن
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
◇ بی خداها حوصلهام را سر میبرند؛ چون فقط دربارهی خدا حرف میزنند...
📔عقاید یک دلقک
👤هانریش_بل
Nemo @Diiaazepam
📔عقاید یک دلقک
👤هانریش_بل
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
به كسي كه دوستش داري بگو كه چقدر بهش علاقه داري
و چقدر در زندگي برايش ارزش قائل هستي
چون زماني كه از دستش بدهي
مهم نيست كه چقدر بلند فرياد ميزني
او ديگر صدايت را نخواهد شنيد
#پابلو_نروادا
Schindler @Diiaazepam
و چقدر در زندگي برايش ارزش قائل هستي
چون زماني كه از دستش بدهي
مهم نيست كه چقدر بلند فرياد ميزني
او ديگر صدايت را نخواهد شنيد
#پابلو_نروادا
Schindler @Diiaazepam
مواظب همدیگه باشیم !!
از یه جایی بــه بعد... دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم
از یه جایی بــه بعد... دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم
از یه جایی بــه بعد... دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم...!!
پس قدر خودمون، خانواده مون، دوستانمون، زندگیمون و کلا حضور خوشرنگمون رو تو صفحهی دفتر وجود بدونیم...
محبت تجارت پایاپای نیست؛
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی!
بی شمار محبت کنیم...
حتی اگر به هر دلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود
Nemo @Diiaazepam
از یه جایی بــه بعد... دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم
از یه جایی بــه بعد... دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم
از یه جایی بــه بعد... دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم...!!
پس قدر خودمون، خانواده مون، دوستانمون، زندگیمون و کلا حضور خوشرنگمون رو تو صفحهی دفتر وجود بدونیم...
محبت تجارت پایاپای نیست؛
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی!
بی شمار محبت کنیم...
حتی اگر به هر دلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود
Nemo @Diiaazepam
آسوده باش، حالم خوب است
فقط در حیرتم
که از چه هوای رفتن به جائی دور
هی دل بیقرارم را پیِ آن پرنده میخواند!
به خدا من کاری نکردهام
فقط لای نامههائی به ریرا
گلبرگ تازهئی کنار میبوسمت جا نهاده و
بسیار گریستهام
#سيد_علي_صالحي
Nemo @Diiaazepam
فقط در حیرتم
که از چه هوای رفتن به جائی دور
هی دل بیقرارم را پیِ آن پرنده میخواند!
به خدا من کاری نکردهام
فقط لای نامههائی به ریرا
گلبرگ تازهئی کنار میبوسمت جا نهاده و
بسیار گریستهام
#سيد_علي_صالحي
Nemo @Diiaazepam
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد:
فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد:
چرا از کشیش نمی پرسی؟
جک نزد کشیش می رود و می پرسد:
جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.
کشیش پاسخ می دهد:
نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند.
ماکس می گوید:
تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.
ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد:
آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم ؟
کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد:
مطمئنا، پسرم. مطمئناً، این یک عبادت است.
Schindler @Diiaazepam
فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد:
چرا از کشیش نمی پرسی؟
جک نزد کشیش می رود و می پرسد:
جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.
کشیش پاسخ می دهد:
نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند.
ماکس می گوید:
تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.
ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد:
آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم ؟
کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد:
مطمئنا، پسرم. مطمئناً، این یک عبادت است.
Schindler @Diiaazepam
بی اشتهایی، از بدترین دردهاست بخصوص وقتی سیر به دنیا می آیین. قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پر از خوراکی می کنن. پیش از این که درخواست کنین، بوسه می گیرین، قبل از اینکه پول درآرین، خرج می کنین، اینا آدم رو خیلی اهلِ مبارزه بار نمی آره.
برای ما بی اقبال ها، چیزی که زندگی رو اشتها آور میکنه، اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حدِ امکاناتِ ماست...
مهمانسرای دو دنیا
#اریک_امانوئل_اشمیت
Diamond @Diiaazepam
برای ما بی اقبال ها، چیزی که زندگی رو اشتها آور میکنه، اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حدِ امکاناتِ ماست...
مهمانسرای دو دنیا
#اریک_امانوئل_اشمیت
Diamond @Diiaazepam
این احساس که انسان سرنوشت معینی دارد که با آشکار شدن تدریجی سرشت او معلوم می شود،ضرورتا همیشه تجربه ای یک سر دردناک و تحمل ناپذیر نیست.شاید همین تجربه پناهگاهی موقتی برای در امان ماندن از آشوب زندگی برای انسان فراهم کند. اما پناهگاهی موقتی ،چون حتی اگر کسی زندگی بی عیب و نقصی داشته باشد،آن زندگی حتما "آن قدر بی عیب و نقصه که حال آدمو به هم می زنه".چنین زندگیی همیشه محصول نیروهای رقیب و متعارض تخیل،احساسات،عقل،نیاز،احساس هدر شدن و شکوفایی و مانند اینهاست.
📚#فسلفه_زندگی
👤#کریستوفر_همیلتن
فصل ۷(پوچی و سرنوشت/صفحه 168)
Nemo @Diiaazepam
📚#فسلفه_زندگی
👤#کریستوفر_همیلتن
فصل ۷(پوچی و سرنوشت/صفحه 168)
Nemo @Diiaazepam
سیگارم را در قاب پنجره می تکانم
بی هیچ واهمه ای
زیرا جهان زیرسیگاری من است...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
بی هیچ واهمه ای
زیرا جهان زیرسیگاری من است...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
«آزادی»
آزادی!
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود.
میهن!
کدامین میهن؟
خاکی که هر روز چندینبار میکُشیم؟
دشتی که مرده شویخانه شده است؟
کوهی که تابوت گشته است؟
سنگ،گِل،ماسه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمیدانم کدام است میهن؟
کدام است آزادی؟
جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت میکنیم؟
معشوقهای که در خواب
چشمهایش را میرباییم؟
ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج میبریم؟
ماهی که در شب چهارده میدزدیم؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود...
#شیرکو_بیکس
🔸ترجمه:
#علی_رسولي
Schindler @Diiaazepam
آزادی!
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود.
میهن!
کدامین میهن؟
خاکی که هر روز چندینبار میکُشیم؟
دشتی که مرده شویخانه شده است؟
کوهی که تابوت گشته است؟
سنگ،گِل،ماسه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمیدانم کدام است میهن؟
کدام است آزادی؟
جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت میکنیم؟
معشوقهای که در خواب
چشمهایش را میرباییم؟
ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج میبریم؟
ماهی که در شب چهارده میدزدیم؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود...
#شیرکو_بیکس
🔸ترجمه:
#علی_رسولي
Schindler @Diiaazepam
ممتاز ترين نوع زيبايى آن است كه به آرامى در ما نفوذ مى كند و ما آن را بدون آنكه توجّه كنيم، با خود داريم و ديگر بار در روياهاى خود با آن مواجه مى شويم.
نیچه
Schindler @Diiaazepam
نیچه
Schindler @Diiaazepam