این احساس که انسان سرنوشت معینی دارد که با آشکار شدن تدریجی سرشت او معلوم می شود،ضرورتا همیشه تجربه ای یک سر دردناک و تحمل ناپذیر نیست.شاید همین تجربه پناهگاهی موقتی برای در امان ماندن از آشوب زندگی برای انسان فراهم کند. اما پناهگاهی موقتی ،چون حتی اگر کسی زندگی بی عیب و نقصی داشته باشد،آن زندگی حتما "آن قدر بی عیب و نقصه که حال آدمو به هم می زنه".چنین زندگیی همیشه محصول نیروهای رقیب و متعارض تخیل،احساسات،عقل،نیاز،احساس هدر شدن و شکوفایی و مانند اینهاست.
📚#فسلفه_زندگی
👤#کریستوفر_همیلتن
فصل ۷(پوچی و سرنوشت/صفحه 168)
Nemo @Diiaazepam
📚#فسلفه_زندگی
👤#کریستوفر_همیلتن
فصل ۷(پوچی و سرنوشت/صفحه 168)
Nemo @Diiaazepam
سیگارم را در قاب پنجره می تکانم
بی هیچ واهمه ای
زیرا جهان زیرسیگاری من است...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
بی هیچ واهمه ای
زیرا جهان زیرسیگاری من است...
#حسین_پناهی
Nemo @Diiaazepam
«آزادی»
آزادی!
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود.
میهن!
کدامین میهن؟
خاکی که هر روز چندینبار میکُشیم؟
دشتی که مرده شویخانه شده است؟
کوهی که تابوت گشته است؟
سنگ،گِل،ماسه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمیدانم کدام است میهن؟
کدام است آزادی؟
جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت میکنیم؟
معشوقهای که در خواب
چشمهایش را میرباییم؟
ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج میبریم؟
ماهی که در شب چهارده میدزدیم؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود...
#شیرکو_بیکس
🔸ترجمه:
#علی_رسولي
Schindler @Diiaazepam
آزادی!
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود.
میهن!
کدامین میهن؟
خاکی که هر روز چندینبار میکُشیم؟
دشتی که مرده شویخانه شده است؟
کوهی که تابوت گشته است؟
سنگ،گِل،ماسه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمیدانم کدام است میهن؟
کدام است آزادی؟
جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت میکنیم؟
معشوقهای که در خواب
چشمهایش را میرباییم؟
ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج میبریم؟
ماهی که در شب چهارده میدزدیم؟
آزادی، اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میشود...
#شیرکو_بیکس
🔸ترجمه:
#علی_رسولي
Schindler @Diiaazepam
ممتاز ترين نوع زيبايى آن است كه به آرامى در ما نفوذ مى كند و ما آن را بدون آنكه توجّه كنيم، با خود داريم و ديگر بار در روياهاى خود با آن مواجه مى شويم.
نیچه
Schindler @Diiaazepam
نیچه
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
♫♫ شنبه روز بدی بود، روز بیحوصلهگی،
وقت خوبی که میشد غزلی تازه بگی؛
ظهر یکشنبهی من، جدول نیمهتموم،
همه خونههاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛
صفحهی کهنهی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد من ئه،
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!
غروب سهشنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بودهن
به خودم هی زدم از اینجا برو!
اما موش خورده شناسنامهی من!
عصر چارشنبهی من!
عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جونسختی ما!
روز پنجشنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوکاش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!
جمعه حرف تازهئی برام نداشت،
هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود!
فرهاد
هفته خاکستری
Schindler @Diiaazepam
وقت خوبی که میشد غزلی تازه بگی؛
ظهر یکشنبهی من، جدول نیمهتموم،
همه خونههاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛
صفحهی کهنهی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد من ئه،
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!
غروب سهشنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بودهن
به خودم هی زدم از اینجا برو!
اما موش خورده شناسنامهی من!
عصر چارشنبهی من!
عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جونسختی ما!
روز پنجشنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوکاش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!
جمعه حرف تازهئی برام نداشت،
هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود!
فرهاد
هفته خاکستری
Schindler @Diiaazepam
تو شعری با شال گردن سرخ بودی
در خلوتترین پارک جهان
و حضورت خرناسهی بلندگوها را
به زیباترین اُپرای هستی بدل میکرد...
يغما گلرويي
Nemo @Diiaazepam
در خلوتترین پارک جهان
و حضورت خرناسهی بلندگوها را
به زیباترین اُپرای هستی بدل میکرد...
يغما گلرويي
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
حق با بودايى ها است.
آدم هاى گناهكار
به مرگ محكوم نمى شوند،
به زندگى محكوم مى شوند.
#استيو_تولتز
Diamond @Diiaazepam
آدم هاى گناهكار
به مرگ محكوم نمى شوند،
به زندگى محكوم مى شوند.
#استيو_تولتز
Diamond @Diiaazepam
: پاسخ به دکارت
همانطور که در مبحث دکارت گفتیم ، سوالی که دکارت با ان روبرو شد و واقعا در پاسخ به ان به بن بست خورد این بود که اگر روح و ماده دو جوهر مجزا هستند پس چگونه بر روی هم تاثیر می گذارند ؟ دکارت گفت توسط غده ی صنوبری (غده ای درون مغز) که من نمیدانم چطور خودش ندانست (یا شاید هم میدانست) که پاسخ مزخرفی می دهد ولی اسپینوزا با وحدتی که بین دو جوهر برقرار میکند می تواند به این سوال هم پاسخ دهد ، او می گوید روح و ماده در واقع یک چیزند که از دو دیدگاه ، دیده می شوند ، در واقع دکارت می گوید جوهر سومی هم وجود دارد که جوهر حقیق و کامل است ولی اسپینوزا می گوید کل جهان هستی یک چیزست و ان " طبیعت یا خداوند " است ، چرا که جوهر چیزیست که مستقل از غیر و وابسته به خود و بالذات است ، اگر طبق نظر دکارت نفس و ماده جوهری مجزا هستند و خداوند علت انهاست ، علت مندی جوهر ، انرا وابسته به غیر می کند و این تناقض است زیرا جوهر طبق تعریف وابسته به چیزی نیست
اسپینوزا چهار برهان دارد که اثبات می کند خداوند بالضروره موجود است ، این برهان ها در صدد این هستند که اثبات کنند چیز یا چیزهایی "وجود" دارند ، حال که چیزی وجود دارد یا جوهر است یا صفات و حالات جوهر ، اگر جوهر است که مطلوب اثبات شده ( QED ) زیرا خداوند تنها جوهر هستی است و اگر صفات و حالات است اسپینوزا با یک سری اصول موضوعه و تعاریف و قضایا اثبات می کند که این حالات وابسته به جوهری هستند ، پس در هر حال جوهر وجود دارد و در نتیجه ضرورتا خداوند (خدای اسپینوزا که همان طبیعت است) وجود دارد
پس نفس و جسم (روح و ماده) هر دو یک جوهر هستند که از دو دیدگاه دیده شده اند ، درواقع نفس همان جسم است که با مرگ از بین می رود (این عقیده که نفس باقی نمی ماند سبب یکی از بزرگترین و تیزترین و گاها بد لحن ترین ایرادات منتقدان ، به او شد) ، ملاحظه می کنید که اسپینوزا تا چه حد فراتر از زمان خود فکر میکند
#باروخ_اسپینوزا
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
همانطور که در مبحث دکارت گفتیم ، سوالی که دکارت با ان روبرو شد و واقعا در پاسخ به ان به بن بست خورد این بود که اگر روح و ماده دو جوهر مجزا هستند پس چگونه بر روی هم تاثیر می گذارند ؟ دکارت گفت توسط غده ی صنوبری (غده ای درون مغز) که من نمیدانم چطور خودش ندانست (یا شاید هم میدانست) که پاسخ مزخرفی می دهد ولی اسپینوزا با وحدتی که بین دو جوهر برقرار میکند می تواند به این سوال هم پاسخ دهد ، او می گوید روح و ماده در واقع یک چیزند که از دو دیدگاه ، دیده می شوند ، در واقع دکارت می گوید جوهر سومی هم وجود دارد که جوهر حقیق و کامل است ولی اسپینوزا می گوید کل جهان هستی یک چیزست و ان " طبیعت یا خداوند " است ، چرا که جوهر چیزیست که مستقل از غیر و وابسته به خود و بالذات است ، اگر طبق نظر دکارت نفس و ماده جوهری مجزا هستند و خداوند علت انهاست ، علت مندی جوهر ، انرا وابسته به غیر می کند و این تناقض است زیرا جوهر طبق تعریف وابسته به چیزی نیست
اسپینوزا چهار برهان دارد که اثبات می کند خداوند بالضروره موجود است ، این برهان ها در صدد این هستند که اثبات کنند چیز یا چیزهایی "وجود" دارند ، حال که چیزی وجود دارد یا جوهر است یا صفات و حالات جوهر ، اگر جوهر است که مطلوب اثبات شده ( QED ) زیرا خداوند تنها جوهر هستی است و اگر صفات و حالات است اسپینوزا با یک سری اصول موضوعه و تعاریف و قضایا اثبات می کند که این حالات وابسته به جوهری هستند ، پس در هر حال جوهر وجود دارد و در نتیجه ضرورتا خداوند (خدای اسپینوزا که همان طبیعت است) وجود دارد
پس نفس و جسم (روح و ماده) هر دو یک جوهر هستند که از دو دیدگاه دیده شده اند ، درواقع نفس همان جسم است که با مرگ از بین می رود (این عقیده که نفس باقی نمی ماند سبب یکی از بزرگترین و تیزترین و گاها بد لحن ترین ایرادات منتقدان ، به او شد) ، ملاحظه می کنید که اسپینوزا تا چه حد فراتر از زمان خود فکر میکند
#باروخ_اسپینوزا
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
اسب، اسب بدنيا مى آيد؛
اما انسان، انسان بدنيا نمى آيد
بايد او را آموزش و تعليم داد
تا انسان شود!
#يوستين_گردر
Diamond @Diiaazepam
اما انسان، انسان بدنيا نمى آيد
بايد او را آموزش و تعليم داد
تا انسان شود!
#يوستين_گردر
Diamond @Diiaazepam
معنای زندگی کردن همراه با درد کشیدن در لحظات حساس زندگی است که نمود مییابد. لحظاتی که شاید در ظاهر، انسان به اوج نیستی میرسد، اما با باز شدن روزنهی کوچکی از امید، زندگیاش دگرگون میگردد. گویا درد و رنج لازمهی زیستن است چرا که اگر قرار باشد انسان همیشه در خوشی و راحتی باشد، شاد بودن دیگر برایش جذابیتی ندارد. همینطور اگر قرار باشد همیشه با غم و غصه زندگی را سپری کند، دیگر تلاش و تکاپو
برایش جایی نخواهد داشت.
اینگونه مارا ننگرید
#فرخنده_بی_طرف
Diamond @Diiaazepam
برایش جایی نخواهد داشت.
اینگونه مارا ننگرید
#فرخنده_بی_طرف
Diamond @Diiaazepam
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد! گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما...
ولی غافلیم...! شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان، بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوستکنده و با لبخند میگوید بفرما !!
#عباس_معروفی
Diamond @Diiaazepam
ولی غافلیم...! شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان، بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوستکنده و با لبخند میگوید بفرما !!
#عباس_معروفی
Diamond @Diiaazepam
در قصه هایی که مردها برای توجیه زندگی از خود ساخته اند، اولین موجود انسانی زن نیست؛ مردی است به اسم آدم.
حوا بعدا پیدایش می شود؛ برای اینکه آدم را از تنهایی در بیاورد و برایش دردسر و ناراحتی درست کند!!
در نقاشی های در و دیوار کلیساها، خدا پیرمردی ریش سفید است نه پیرزنی سپید مو... قهرمان ها نیز همه مرد هستند!
به کودکی که هرگز زاده نشد
#اوریانا_فالاچی
Nemo @Diiaazepam
حوا بعدا پیدایش می شود؛ برای اینکه آدم را از تنهایی در بیاورد و برایش دردسر و ناراحتی درست کند!!
در نقاشی های در و دیوار کلیساها، خدا پیرمردی ریش سفید است نه پیرزنی سپید مو... قهرمان ها نیز همه مرد هستند!
به کودکی که هرگز زاده نشد
#اوریانا_فالاچی
Nemo @Diiaazepam
بزن باران که بی صبرند یاران
نمان خاموش، گریان شو بباران
بزن باران بشوی آلودگی را
زدامان بلند روزگاران...
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند...
وحشی بافقی
Nemo @Diiaazepam
نمان خاموش، گریان شو بباران
بزن باران بشوی آلودگی را
زدامان بلند روزگاران...
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند...
وحشی بافقی
Nemo @Diiaazepam
آدمی ،
متعلق به جایی ست
که میخواهد آنجا ،
زمان را متوقف کند ...
#امراه_سربس
#نویسنده_ترک
Nemo @Diiaazepam
متعلق به جایی ست
که میخواهد آنجا ،
زمان را متوقف کند ...
#امراه_سربس
#نویسنده_ترک
Nemo @Diiaazepam