قسمت چهارم
همین منطق در ارتباط با زنان نیز به کار گرفته میشود. زنان بیش از آن دمدمیمزاج و احساساتی تلقی میشوند که از امتیازات «مرد عاقل» برخوردار باشند. چنانکه جوآنا بورک از دانشگاه بربک لندن نشان داده است، در بریتانیای قرن نوزدهم، زنان حتی کمتر از حیوانات اهلی تحت محافظت و حمایت قانون قرار داشتند. بر این اساس، شاید جای تعجب نباشد که هوش رسمی در طول دههها، بیش از آنکه درمانی برای سرکوب زنان باشد، در مقام عامل تشدیدکنندۀ نابرابری عمل کرده است.
معیارهای هوش برای توجیه برخی از شدیدترین نمونههای وحشیگری در تاریخ به کار گرفته شده است. بااینحال، حاکمیت عقل همواره منتقدان خود را داشته است. از دیوید هیوم تا فردریش نیچه و از زیگموند فروید تا پسامدرنیسم، سنتهای فلسفی متعددی بودهاند که این مفهوم را به چالشکشیدهاند. این سنتها نمیپذیرند که ما تا بدان حد که تصور میکنیم هوشمند باشیم یا هوش بالاترین فضیلت بشری باشد.
شایستهسالاریِ مبتنی بر هوش همواره یکی از تلقیهای مرتبط با ارزش اجتماعی بوده است و البته یکی از اثرگذارترین آنها. ورود به مدارس و حرفههای خاصی چون خدمات کشوری بریتانیا بر اساس آزمونهای هوش صورت میگیرد، اما دیگر عرصهها به معیارهای دیگری چون خلاقیت یا روح کارآفرینی اهمیت بیشتری میدهند. گرچه ما همواره امیدواریم که مدیران دولتی افراد باهوشی باشند، اما همیشه سیاستمدارانِ ظاهراً باهوشتر را انتخاب نمیکنیم.
باری، وقتی به این مسئله میاندیشیم که هوش در طول دو هزار سال گذشته برای توجیه امتیاز و سلطۀ گروهی خاص به کار گرفته شده است، آیا تعجبی دارد که چشمانداز نزدیک و حتمی از حضور رباتهای فوق هوشمند ما را به هراس اندازد؟
از فیلم «۲۰۰۱؛ یک اودیسۀ فضایی» تا مجموعه فیلمهای «نابودگر»، نویسندگان دربارۀ قیامِ ماشینها علیه انسان خیالپردازی کردهاند. حال میتوانیم علت این دیدگاه را دریابیم. اگر تا پیش از این باور داشتیم که بالاترین مدارج جامعه باید به برجستهترین مغزها واگذار شوند، حال باید انتظار داشته باشیم که توسط رباتهایی با توان هوشی بیشتر به موجوداتی زائد بدل گردیم و به پایین هرم جامعه رانده شویم. با پذیرش این ایده که باهوشترینها از حق استثمار و سلطه بر افرادی کمهوشتر برخوردارند، طبیعی است که از تبدیلشدن به بردگان مخلوقات فوقالعاده باهوش خود در هراس باشیم. درحقیقت اگر موقعیت کنونی، قدرت و ثروت خود را بر اساس هوش توجیه میکنیم، آنگاه قابل درک است که هوش مصنوعیِ فرادست خود را بهمنزلۀ خطری وجودی تلقی نماییم.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
همین منطق در ارتباط با زنان نیز به کار گرفته میشود. زنان بیش از آن دمدمیمزاج و احساساتی تلقی میشوند که از امتیازات «مرد عاقل» برخوردار باشند. چنانکه جوآنا بورک از دانشگاه بربک لندن نشان داده است، در بریتانیای قرن نوزدهم، زنان حتی کمتر از حیوانات اهلی تحت محافظت و حمایت قانون قرار داشتند. بر این اساس، شاید جای تعجب نباشد که هوش رسمی در طول دههها، بیش از آنکه درمانی برای سرکوب زنان باشد، در مقام عامل تشدیدکنندۀ نابرابری عمل کرده است.
معیارهای هوش برای توجیه برخی از شدیدترین نمونههای وحشیگری در تاریخ به کار گرفته شده است. بااینحال، حاکمیت عقل همواره منتقدان خود را داشته است. از دیوید هیوم تا فردریش نیچه و از زیگموند فروید تا پسامدرنیسم، سنتهای فلسفی متعددی بودهاند که این مفهوم را به چالشکشیدهاند. این سنتها نمیپذیرند که ما تا بدان حد که تصور میکنیم هوشمند باشیم یا هوش بالاترین فضیلت بشری باشد.
شایستهسالاریِ مبتنی بر هوش همواره یکی از تلقیهای مرتبط با ارزش اجتماعی بوده است و البته یکی از اثرگذارترین آنها. ورود به مدارس و حرفههای خاصی چون خدمات کشوری بریتانیا بر اساس آزمونهای هوش صورت میگیرد، اما دیگر عرصهها به معیارهای دیگری چون خلاقیت یا روح کارآفرینی اهمیت بیشتری میدهند. گرچه ما همواره امیدواریم که مدیران دولتی افراد باهوشی باشند، اما همیشه سیاستمدارانِ ظاهراً باهوشتر را انتخاب نمیکنیم.
باری، وقتی به این مسئله میاندیشیم که هوش در طول دو هزار سال گذشته برای توجیه امتیاز و سلطۀ گروهی خاص به کار گرفته شده است، آیا تعجبی دارد که چشمانداز نزدیک و حتمی از حضور رباتهای فوق هوشمند ما را به هراس اندازد؟
از فیلم «۲۰۰۱؛ یک اودیسۀ فضایی» تا مجموعه فیلمهای «نابودگر»، نویسندگان دربارۀ قیامِ ماشینها علیه انسان خیالپردازی کردهاند. حال میتوانیم علت این دیدگاه را دریابیم. اگر تا پیش از این باور داشتیم که بالاترین مدارج جامعه باید به برجستهترین مغزها واگذار شوند، حال باید انتظار داشته باشیم که توسط رباتهایی با توان هوشی بیشتر به موجوداتی زائد بدل گردیم و به پایین هرم جامعه رانده شویم. با پذیرش این ایده که باهوشترینها از حق استثمار و سلطه بر افرادی کمهوشتر برخوردارند، طبیعی است که از تبدیلشدن به بردگان مخلوقات فوقالعاده باهوش خود در هراس باشیم. درحقیقت اگر موقعیت کنونی، قدرت و ثروت خود را بر اساس هوش توجیه میکنیم، آنگاه قابل درک است که هوش مصنوعیِ فرادست خود را بهمنزلۀ خطری وجودی تلقی نماییم.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
قسمت آخر
دغدغۀ آنچه ما با هوش مصنوعی خواهیم کرد از دغدغۀ آنچه هوش مصنوعی ممکن است بهخودیخود انجام دهد مهمتر است، چرا که بهکارگیریِ هوش مصنوعی توسط ما انسانها علیه یکدیگر یا تکیۀ بیشازحد بر آن احتمال بیشتری دارد. مانند داستان «شاگرد جادوگر»، اگر هوش مصنوعی به آسیبی بینجامد، احتمالاً به این سبب است که ما با نیت خیر اهدافی بداندیشانه را برای آنها تعریف کردهایم، نه به این سبب که خود آنها آرزوی تسلط بر ما را داشتهاند. درواقع بلاهت طبیعی و نه هوش مصنوعی همچنان بزرگترین خطر است.
تأمل و گمانهزنی دربارۀ این نکته فینفسه جالبتوجه است که اگر مقولۀ هوش را بهنحو دیگری بنگریم، هوش مصنوعی چه وضعیتی خواهد یافت. افلاطون باور داشت که فیلسوفان باید پادشاهی را به ریشخند بگیرند، چرا که آنها بهطور طبیعی تأمل دربارۀ بشریت را به میل تسلط بر او ترجیح میدهند. در سنتهای دیگر، بهویژه سنتهای شرقی، انسان هوشمند کسی است که دامهای گستردۀ پیش پای قدرت را بهعنوان نشانههای غرور و پوچی مذمت میکند. از دید آنها هوشمند کسی است که ابتذال و رنج روزمرگی را از پیش پای خویش برمیدارد.
تصور کنید اگر این دیدگاهها گسترش یابد، اگر ما باور پیدا کنیم که مردمان هوشمند آنهایی نیستند که ادعای حق حاکمیت دارند، بلکه آنهایی هستند که در مکانهای دورافتاده به مدیتیشن مشغولاند تا خود را از امیال اینجهانی رهایی بخشند؛ یا اگر باور داشته باشیم که باهوشترینها کسانی هستند که برای گستراندن صلح و روشنایی به میان مردم باز میگردند، آنگاه با چنین تصویری آیا باز هم از رباتهای باهوشتر از خود احساس ترس خواهیم کرد؟
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
دغدغۀ آنچه ما با هوش مصنوعی خواهیم کرد از دغدغۀ آنچه هوش مصنوعی ممکن است بهخودیخود انجام دهد مهمتر است، چرا که بهکارگیریِ هوش مصنوعی توسط ما انسانها علیه یکدیگر یا تکیۀ بیشازحد بر آن احتمال بیشتری دارد. مانند داستان «شاگرد جادوگر»، اگر هوش مصنوعی به آسیبی بینجامد، احتمالاً به این سبب است که ما با نیت خیر اهدافی بداندیشانه را برای آنها تعریف کردهایم، نه به این سبب که خود آنها آرزوی تسلط بر ما را داشتهاند. درواقع بلاهت طبیعی و نه هوش مصنوعی همچنان بزرگترین خطر است.
تأمل و گمانهزنی دربارۀ این نکته فینفسه جالبتوجه است که اگر مقولۀ هوش را بهنحو دیگری بنگریم، هوش مصنوعی چه وضعیتی خواهد یافت. افلاطون باور داشت که فیلسوفان باید پادشاهی را به ریشخند بگیرند، چرا که آنها بهطور طبیعی تأمل دربارۀ بشریت را به میل تسلط بر او ترجیح میدهند. در سنتهای دیگر، بهویژه سنتهای شرقی، انسان هوشمند کسی است که دامهای گستردۀ پیش پای قدرت را بهعنوان نشانههای غرور و پوچی مذمت میکند. از دید آنها هوشمند کسی است که ابتذال و رنج روزمرگی را از پیش پای خویش برمیدارد.
تصور کنید اگر این دیدگاهها گسترش یابد، اگر ما باور پیدا کنیم که مردمان هوشمند آنهایی نیستند که ادعای حق حاکمیت دارند، بلکه آنهایی هستند که در مکانهای دورافتاده به مدیتیشن مشغولاند تا خود را از امیال اینجهانی رهایی بخشند؛ یا اگر باور داشته باشیم که باهوشترینها کسانی هستند که برای گستراندن صلح و روشنایی به میان مردم باز میگردند، آنگاه با چنین تصویری آیا باز هم از رباتهای باهوشتر از خود احساس ترس خواهیم کرد؟
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
دوستان عزیز مطالبی که با عنوان #مقاله #جامعه_شناسي #نيچه_شناس و #فلسفه در کانال گذاشته می شود را حتما مطالعه کنید.
Schindler @Diiaazepam
Schindler @Diiaazepam
٢ درصد از مردم؛
می اندیشند،
٣ درصد فکر می کنند
که می اندیشند
و ٩۵ درصد حاضرند بمیرند
اما فکر نکنند...
🕴 جورج برنارد شاو
Nemo @Diiaazepam
می اندیشند،
٣ درصد فکر می کنند
که می اندیشند
و ٩۵ درصد حاضرند بمیرند
اما فکر نکنند...
🕴 جورج برنارد شاو
Nemo @Diiaazepam
اما وادي ديگري هست كه هميشه ميتوانيم احساسات صادقانه را در آن تجربه كنيم_محضر دوست.آنجا خود پسنديهاي حقيرمان را دور مي ريزيم و صميميت و تفاهم را حس ميكنيم؛همان جا كه خودخواهي هاي حقير غير ممكنند و شراب و كتاب و كلام معناي ديگري به زندگي ما مي دهند.به اين ترتيب چيزي ساخته ايم كه هيچ دروغي به آن راه ندارد.آنجا در ارامش كامليم.
گيرنده شناخته نشد📚📚
كاترين كريسمن تيلور
schindler @Diiaazepam
گيرنده شناخته نشد📚📚
كاترين كريسمن تيلور
schindler @Diiaazepam
وقتی به واتیکان سفرکردم،دیوارهای کلیسا رادیدم که ازطلاساخته شده بودند
پاپ گفت:شما بایدبه ماکمک کنیدتامابتوانیم به فقراکمک کنیم
باخودگفتم:لعنتی ها!برویددیوارهایتان رابفروشید
مارادونا
Nemo @Diiaazepam
پاپ گفت:شما بایدبه ماکمک کنیدتامابتوانیم به فقراکمک کنیم
باخودگفتم:لعنتی ها!برویددیوارهایتان رابفروشید
مارادونا
Nemo @Diiaazepam
من از دستورات شما پیروی نمیکنم
چون اگر پیروی کنم
یعنی قبول کردم که
شما این حق رو دارید که
به من دستور بدید
و شما این حق رو ندارید.
📽 Camp X-Ray
Nemo @Diiaazepam
چون اگر پیروی کنم
یعنی قبول کردم که
شما این حق رو دارید که
به من دستور بدید
و شما این حق رو ندارید.
📽 Camp X-Ray
Nemo @Diiaazepam
● مهم ترین چیزی که یک انسان می تواند بیاموزد، اهمیت این سه واژه ی ساده است: "من اشتباه کردم." این سه واژه به مراتب بیشتر از سه واژه ی "من دوستت دارم." کار شما را پیش می برد.
چارلتون هستون
Nemo @Diiaazepam
چارلتون هستون
Nemo @Diiaazepam
هميشه يك نفر هست كه روز آدم را خراب كند؛
البته اگر به قصد نابودى كل زندگى ات نيامده باشد!
📚عامه پسند
#چارلز_بوكوفسكى
Nemo @Diiaazepam
البته اگر به قصد نابودى كل زندگى ات نيامده باشد!
📚عامه پسند
#چارلز_بوكوفسكى
Nemo @Diiaazepam
مرد فقیری از خدا سوال کرد:
چرا من اینقدر فقیر هستم؟!
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفتهای که بخشش کنی!
مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم؟
خدا پاسخ داد: داراییهایت کم نیست!
یک صورت؛ که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان؛ که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب؛ که میتوانی به روی دیگران بگشایی!
چشمانی؛ که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
"فقر واقعی، فقر روحی است"...
Nemo @Diiaazepam
چرا من اینقدر فقیر هستم؟!
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفتهای که بخشش کنی!
مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم؟
خدا پاسخ داد: داراییهایت کم نیست!
یک صورت؛ که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان؛ که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب؛ که میتوانی به روی دیگران بگشایی!
چشمانی؛ که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
"فقر واقعی، فقر روحی است"...
Nemo @Diiaazepam
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی ست
و دوستت می دارم رازی ست
که در میان حنجره ام دق میکند!
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا
به تو معتادم
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
شادی کلام نامفهومی ست
و دوستت می دارم رازی ست
که در میان حنجره ام دق میکند!
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا
به تو معتادم
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
Forwarded from Diazepam
2.آیا نیچه پوچ گرا بود؟
نیچه نه تنها پوچ گرا نبود،که همواره در ستیزی خستگی ناپذیر با نهیلیسم به سر میبرد.تنها دو ابراژده ها در برابر انسان او قرار داشت:نهیلیسم و مسیحیت.نیچه،مسیحیت را نیز همان نهیلیسم میدانست،چرا که سیستم مسیحیت برپایهی خوار داشت تن و زمین و دل به ماورا یعنی به هیچ،استوار است.پس میتوان در یک کلام گفت:نیچه بزرگترین هیچ انگار ستیز در جهان بود.
جای شگفتی نیست که نیچه شناسان،هیچ انگارش بیندازند و او را باژگونه ی آنچه که هست ببینند و ای بسا،گمراهی این گروه از آنجا سرچشمه میگیرد که نیچه در مقام یک نابودگر بزرگ،آنهارا به اشتباه می اندازد.آفریننده،نخست باید ویرانگر و ارزش شکن باشد.اگر آفریننده،ریشه ی همه ی اخلاقیات و جزمیات را نخشکاند،برای نهال تازه ای که خواهد کاشت،مجال رشد و شکوفایی نمی ماند.آری،باید از همهی آنچه که داریم تهی شویم تا جای برای پدیده های نو،باز شود.به قول حافظ:عالمی دگر بباید ساخت وز نو آدمی.
اما در این فرایند چه رخ میدهد؟مردم،تنها نابودگری آفریننده را میبینند و هرگز گمان نمیبرند که ویران کردن ها برای برچا داشتن های آینده است.از همین رو.آفریننده ای که هیچ چیز این زندگی را نمی خواهد و پس میزند،پوچ گرا می انگارد.حال آنکه او عاشق زندگی است و عشق بزرگش به زندگی،چیزی فراتر از این چیز های کوچک و پست که اکنون هست میخواهد.
صادق هدایت این ارزشمند ترین نویسنده و مبارز ایرانی،این سراپاشور،این عاشق زندگی نیز قربانی کژفهمی های عوام شد.چه بسیارند ایرانیانی که خیال میکنند،هدایت هیچ انگار و زندگی ستیز بود.حال آنکه نا امیدی شدید او از عشق بی پایان او به زندگی راستین،خبر میداد.او یک آفریننده بود.آفریننده ای که تنها مانده بود و به قول نیچه،یاران خود را نداشت.او برای از نو ساختن و آفریدن،چاره ای نداشت جز آنکه ویرانگری بزرگ باشد و تنها از زشتی ها و پلشتی های این زندگی،سخن براند.چرا که زندگی دیگری میخواست.او زندگی را خوار میشمرد،اری،اما با همین خوارشماری که زندگی را پاس میداشت.
فراموش نکنیم سخن نیچه را که میگفت:خواردارندگان بزرگ،پاس دارندگان بزرگ اند.
#نیچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
نیچه نه تنها پوچ گرا نبود،که همواره در ستیزی خستگی ناپذیر با نهیلیسم به سر میبرد.تنها دو ابراژده ها در برابر انسان او قرار داشت:نهیلیسم و مسیحیت.نیچه،مسیحیت را نیز همان نهیلیسم میدانست،چرا که سیستم مسیحیت برپایهی خوار داشت تن و زمین و دل به ماورا یعنی به هیچ،استوار است.پس میتوان در یک کلام گفت:نیچه بزرگترین هیچ انگار ستیز در جهان بود.
جای شگفتی نیست که نیچه شناسان،هیچ انگارش بیندازند و او را باژگونه ی آنچه که هست ببینند و ای بسا،گمراهی این گروه از آنجا سرچشمه میگیرد که نیچه در مقام یک نابودگر بزرگ،آنهارا به اشتباه می اندازد.آفریننده،نخست باید ویرانگر و ارزش شکن باشد.اگر آفریننده،ریشه ی همه ی اخلاقیات و جزمیات را نخشکاند،برای نهال تازه ای که خواهد کاشت،مجال رشد و شکوفایی نمی ماند.آری،باید از همهی آنچه که داریم تهی شویم تا جای برای پدیده های نو،باز شود.به قول حافظ:عالمی دگر بباید ساخت وز نو آدمی.
اما در این فرایند چه رخ میدهد؟مردم،تنها نابودگری آفریننده را میبینند و هرگز گمان نمیبرند که ویران کردن ها برای برچا داشتن های آینده است.از همین رو.آفریننده ای که هیچ چیز این زندگی را نمی خواهد و پس میزند،پوچ گرا می انگارد.حال آنکه او عاشق زندگی است و عشق بزرگش به زندگی،چیزی فراتر از این چیز های کوچک و پست که اکنون هست میخواهد.
صادق هدایت این ارزشمند ترین نویسنده و مبارز ایرانی،این سراپاشور،این عاشق زندگی نیز قربانی کژفهمی های عوام شد.چه بسیارند ایرانیانی که خیال میکنند،هدایت هیچ انگار و زندگی ستیز بود.حال آنکه نا امیدی شدید او از عشق بی پایان او به زندگی راستین،خبر میداد.او یک آفریننده بود.آفریننده ای که تنها مانده بود و به قول نیچه،یاران خود را نداشت.او برای از نو ساختن و آفریدن،چاره ای نداشت جز آنکه ویرانگری بزرگ باشد و تنها از زشتی ها و پلشتی های این زندگی،سخن براند.چرا که زندگی دیگری میخواست.او زندگی را خوار میشمرد،اری،اما با همین خوارشماری که زندگی را پاس میداشت.
فراموش نکنیم سخن نیچه را که میگفت:خواردارندگان بزرگ،پاس دارندگان بزرگ اند.
#نیچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
عیب رندان مکنای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن دروَد عاقبت کار که کشت
حافظ
Schindler @Diiaazepam
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن دروَد عاقبت کار که کشت
حافظ
Schindler @Diiaazepam
به اعتقاد من، عصر ما تنها شایسته یک لقب و نام است: عصر فاحشه. مردم ما به تدریج خود را با فرهنگ فاحشه هاعادت می دهند. شکل های عجیب و ناشناخته ای از فحشا وجود دارد که فحشای معمولی در مقایسه با آن کسب شرافتمندانه ای است: حداقل آنجا در مقابل پول چیزی به آدم می دهند.
#هاینریش_بل
عقاید یک دلقک📚📚
Schindler @Diiaazepam
#هاینریش_بل
عقاید یک دلقک📚📚
Schindler @Diiaazepam
همیشه
پر از "مهربانی" میمانم
حتی اگر هیچ کس
قدر مهربانیم را نداند…
این "ذات و سرشت" من است؛
من "خدایی" دارم
که به جای همه برایم جبران میکند...
Nemo @Diiaazepam
پر از "مهربانی" میمانم
حتی اگر هیچ کس
قدر مهربانیم را نداند…
این "ذات و سرشت" من است؛
من "خدایی" دارم
که به جای همه برایم جبران میکند...
Nemo @Diiaazepam
چیزی که سبب شده است
زنده بودن را تقریبا با ارزش بدانم
و بگویم زندگی تقریبا به زیستنش می ارزد،
بعد از موسیقی، دیدار با انسان هاست،
انسانهایی که همه جا حضور دارند.
مقصودم از "انسانها " مردمانی است که
در جامعه ای که به شکل تکان دهنده ای بی آبروست،
آبرومندانه رفتار می کنند...!
🕴 کورت ونه گات
Nemo @Diiaazepam
زنده بودن را تقریبا با ارزش بدانم
و بگویم زندگی تقریبا به زیستنش می ارزد،
بعد از موسیقی، دیدار با انسان هاست،
انسانهایی که همه جا حضور دارند.
مقصودم از "انسانها " مردمانی است که
در جامعه ای که به شکل تکان دهنده ای بی آبروست،
آبرومندانه رفتار می کنند...!
🕴 کورت ونه گات
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
گاهی هیچ چیز برای از دست دادن ندارم،
لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم...
#چارلی_چاپلین
Nemo @Diiaazepam
لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم...
#چارلی_چاپلین
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
هميشه
چيزهايى را كه نداشتهام را
دوست داشتهام
همچون تو
كه بسيار دورى
كه بسيار ندارمت
پابلو نرودا
Schindler @Diiaazepam
چيزهايى را كه نداشتهام را
دوست داشتهام
همچون تو
كه بسيار دورى
كه بسيار ندارمت
پابلو نرودا
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
اي بسا كس كه زنجير خويش نتواند گسست
اما بند گسلِ دوست خويش تواند بود
سوختن در آتشِ خويشتن را خواهان باش
بي خاكستر شدن نو كي تواند شد؟؟
#چنين_گفت_زرتشت
#نيچه
Schindler @Diiaazepam
اما بند گسلِ دوست خويش تواند بود
سوختن در آتشِ خويشتن را خواهان باش
بي خاكستر شدن نو كي تواند شد؟؟
#چنين_گفت_زرتشت
#نيچه
Schindler @Diiaazepam