یادگیری
اصطلاح یادگیری معانی گسترده ای دارد. ما موضوع های مختلف درسی و غیر درسی را یاد میگیریم.ما دوست داشتن،کینه توزی و عواطف مختلف دیگر را یاد می گیریم.همچنین،ما ورزش ها و فعالیت های مختلف،حرفه های گوناگون،و سرگرمی ها متنوع را یاد میگیریم.
به طور خلاصه،می توانیم بگوییم یادگیری هم کسب دانش و هم ایجاد تغییر در رفتار و عواطف.به عنوان مثال وقتی در یک کتاب روانشناسی می خوانیم که جانداران تقویت کننده های کوچک فوری را به تقویت کننده های بزرگ در می آورند ترجیح میدهند و آن را به یاد می سپاریم،در ما یادگیری رخ می دهد،زیرا به دانش تازه ای دست می یابیم.همچنین وقتی به کمک مربی و تمرین قادر به راندن اتومبیل می شویم،در ما یادگیری صورت می گیرد زیرا رفتار و اعمال ما به کمک آن ورزش مربی و تمرین های خودمان تغییر میکند.بنابر این ،یادگیری عامل مهمی در زندگی ما حساب می آید که بقاء و سعادت ما به آن وابسته است.توانایی ما انسان ها در سازگاری با حوادث و رویداد های مهم زندگی و کسب لذت از فعالیت های بدنی،هنر،ادبیات و علم از یادگیری ناشی می شود.
یادگیری هم به صورت عمدی یا ارادی و هم به صورت غیر عمدی یا اتفاقی صورت می پذیرد.در یادگیری عمدی،ما به قصد می کوشیم تا چیزی را یاد بگیریم:مثل زمانی که به تحصیل درس های مدرسه اقدام میکنیم.به خلاف یادگیری عمدی،در یادگیری اتفاقی که غیر ارادی است بی آن که خودمان بخواهیم،یاد میگیریم: مثل موقعی که در حین عبور از خیابان چشممان به تصویر یا تبلیغی بر روی دیوار می افتد و بعد ها به یاد می آوریم که آن تصویر یا تبلیغ درباره چه چیزی بوده است.
هر چند که یادگیری غیر عمدی زیاد اتفاق می افتد،اما بیشترین یادگیری ها ما عمدی یا ارادی اند که در زندگی همه انسان ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.یادگیری موضوع های مختلف درسی،فعالیت های مختلف شغلی و ...به صورت عمدی رخ می دهند که به تصمیمی گیری ،بذل و توجه و اقدام هدفمند از سوی ما نیاز دارند. بنابراین،توجه یا دقت عنصر بسیار موثر در یادگیری است و چنان چه ما در ضمن یادگیری تمامی توجهمان معطوف به آنچه می آموزیم نباشد به خوبی یاد نمیگیریم و وقت و نیروی مان به هدر می رود.
Schindler @Diiaazepam
اصطلاح یادگیری معانی گسترده ای دارد. ما موضوع های مختلف درسی و غیر درسی را یاد میگیریم.ما دوست داشتن،کینه توزی و عواطف مختلف دیگر را یاد می گیریم.همچنین،ما ورزش ها و فعالیت های مختلف،حرفه های گوناگون،و سرگرمی ها متنوع را یاد میگیریم.
به طور خلاصه،می توانیم بگوییم یادگیری هم کسب دانش و هم ایجاد تغییر در رفتار و عواطف.به عنوان مثال وقتی در یک کتاب روانشناسی می خوانیم که جانداران تقویت کننده های کوچک فوری را به تقویت کننده های بزرگ در می آورند ترجیح میدهند و آن را به یاد می سپاریم،در ما یادگیری رخ می دهد،زیرا به دانش تازه ای دست می یابیم.همچنین وقتی به کمک مربی و تمرین قادر به راندن اتومبیل می شویم،در ما یادگیری صورت می گیرد زیرا رفتار و اعمال ما به کمک آن ورزش مربی و تمرین های خودمان تغییر میکند.بنابر این ،یادگیری عامل مهمی در زندگی ما حساب می آید که بقاء و سعادت ما به آن وابسته است.توانایی ما انسان ها در سازگاری با حوادث و رویداد های مهم زندگی و کسب لذت از فعالیت های بدنی،هنر،ادبیات و علم از یادگیری ناشی می شود.
یادگیری هم به صورت عمدی یا ارادی و هم به صورت غیر عمدی یا اتفاقی صورت می پذیرد.در یادگیری عمدی،ما به قصد می کوشیم تا چیزی را یاد بگیریم:مثل زمانی که به تحصیل درس های مدرسه اقدام میکنیم.به خلاف یادگیری عمدی،در یادگیری اتفاقی که غیر ارادی است بی آن که خودمان بخواهیم،یاد میگیریم: مثل موقعی که در حین عبور از خیابان چشممان به تصویر یا تبلیغی بر روی دیوار می افتد و بعد ها به یاد می آوریم که آن تصویر یا تبلیغ درباره چه چیزی بوده است.
هر چند که یادگیری غیر عمدی زیاد اتفاق می افتد،اما بیشترین یادگیری ها ما عمدی یا ارادی اند که در زندگی همه انسان ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.یادگیری موضوع های مختلف درسی،فعالیت های مختلف شغلی و ...به صورت عمدی رخ می دهند که به تصمیمی گیری ،بذل و توجه و اقدام هدفمند از سوی ما نیاز دارند. بنابراین،توجه یا دقت عنصر بسیار موثر در یادگیری است و چنان چه ما در ضمن یادگیری تمامی توجهمان معطوف به آنچه می آموزیم نباشد به خوبی یاد نمیگیریم و وقت و نیروی مان به هدر می رود.
Schindler @Diiaazepam
دوستان سعي ميكنيم مفاهيم را در چند قسمت و طي چند روز در كانال به اشتراك بگذاريم كه مطالعه مطالب براي شما آسان تر باشد.
و در اخر مطالب مربوط به يك قسمت را در يك فايل Word قرار ميدهيم كه دسترسي به آن راحت باشد
از اين هشتك ها استفاده كنيد:
#مقاله
#فلسفه
#نيچه_شناس
#جامعه_شناسی
#نايجل_واربرتون
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
Schindler @Diiaazepam
و در اخر مطالب مربوط به يك قسمت را در يك فايل Word قرار ميدهيم كه دسترسي به آن راحت باشد
از اين هشتك ها استفاده كنيد:
#مقاله
#فلسفه
#نيچه_شناس
#جامعه_شناسی
#نايجل_واربرتون
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
Schindler @Diiaazepam
احساس
سنگ خارا نیست
که همینطور بماند و
بماند و بماند...
احساس مثل شاپرک
مثل عطر
میپرد!
درست توی همان روزهایی که دوستت دارم
دوستم داشته باش!
👤 مهدیه لطیفی
Nemo @Diiaazepam
سنگ خارا نیست
که همینطور بماند و
بماند و بماند...
احساس مثل شاپرک
مثل عطر
میپرد!
درست توی همان روزهایی که دوستت دارم
دوستم داشته باش!
👤 مهدیه لطیفی
Nemo @Diiaazepam
یک روزهایی حتی حوصله خودت را هم نداری
دوست داری اصلا به دور از تمدن باشی
به دور از پاسخ دادن در مورد حالت به کسی
به دور از حرفی، حدیثی، آدمی
تک و تنها
یک گوشه
کنار آتش
فنجان داغ چای در دست،
خودت باشی و خودت
میدانی؟ حال با این اوصاف چه میچسبد؟؟
یک آغوش که پرتت کند درون دریایی از حس و حال خوب
عجیب لذت بخش است
عجیب...
#حسن_علینژاد
Nemo @@Diiaazepam
دوست داری اصلا به دور از تمدن باشی
به دور از پاسخ دادن در مورد حالت به کسی
به دور از حرفی، حدیثی، آدمی
تک و تنها
یک گوشه
کنار آتش
فنجان داغ چای در دست،
خودت باشی و خودت
میدانی؟ حال با این اوصاف چه میچسبد؟؟
یک آغوش که پرتت کند درون دریایی از حس و حال خوب
عجیب لذت بخش است
عجیب...
#حسن_علینژاد
Nemo @@Diiaazepam
در بین این همه مشغولیت های کاری،
این زندگیه که داره از بین میره.
📽 Toni Erdmann (2016)
Nemo @Diiaazepam
این زندگیه که داره از بین میره.
📽 Toni Erdmann (2016)
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
این
فصلِ دیگریست
که سرمایش از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده میکند.
یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده میکند!
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
فصلِ دیگریست
که سرمایش از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده میکند.
یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده میکند!
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان ، غم مخور
حافظ
Schindler @Diiaazepam
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان ، غم مخور
حافظ
Schindler @Diiaazepam
خانهی من درب و داغون است. سقف خراب است، مبلها خرابند،
صندلیها خرابند، کف اتاق خراب است، دیوارها خرابند، مستراح خراب است.
با اینحال در آن زندگی میکنیم، چون خانهی من است و از پول هم خبری نیست.
مادرم میگوید که جهان سوم حتی همین خانه خراب هم ندارد و ما نباید ناشکری کنیم؛ جهان سوم از ما هم سومیتر است...!
📓 در آفریقا همیشه مرداد است
✍🏻 #مارچلو_د_اورتا
این کتاب مجموعهای است از شصت انشای دبستانی که «مارچلو د اورتا»، آموزگار یکی از دبستانهای شهرک آرزانو طی ده سال و از میان تعداد بیشماری انشا انتخاب کرده است.
Nemo @Diiaazepam
صندلیها خرابند، کف اتاق خراب است، دیوارها خرابند، مستراح خراب است.
با اینحال در آن زندگی میکنیم، چون خانهی من است و از پول هم خبری نیست.
مادرم میگوید که جهان سوم حتی همین خانه خراب هم ندارد و ما نباید ناشکری کنیم؛ جهان سوم از ما هم سومیتر است...!
📓 در آفریقا همیشه مرداد است
✍🏻 #مارچلو_د_اورتا
این کتاب مجموعهای است از شصت انشای دبستانی که «مارچلو د اورتا»، آموزگار یکی از دبستانهای شهرک آرزانو طی ده سال و از میان تعداد بیشماری انشا انتخاب کرده است.
Nemo @Diiaazepam
ما همه بعد از مدتى
به همان نظرى كه ديگران نسبت به ما دارند
معتقد مى شويم...
📚 هزارتوهاى بورخس
Nemo @Diiaazepam
به همان نظرى كه ديگران نسبت به ما دارند
معتقد مى شويم...
📚 هزارتوهاى بورخس
Nemo @Diiaazepam
آموزش شهروند خوب بودن به کودکان نیازمند یک برنامه ریزی است, آن هم برنامه ریزی برای آموزش مهارت های گوناگون زندگی به آنان این نوع آموزش بستری را ایجاد می کند که کودکان در آن با وظایف خود و حقوق خود آشنا شوند و به خوبی درک کنند که مشارکت مدنی یا همان سازگاری اجتماعی را خود انسان ها پدید می آورند
خالق اثر جاویدان امیل، بنیان گذار قرارداد اجتماعی، ژان ژاک روسو؛ روحت شاد باد. وی آغاز یادگیری کودکان را نه در سنین ابتدایی، نه در دوره پیش دبستان، بلکه از آغاز کودکی می دانست. آموزش دوران نخست کودکی موجب ایجاد و تثبیت جنبه هایی از رشد در کودکان می شود که یکی از این جنبه ها توجه به سازگاری اجتماعی و رشد عاطفی در کودکان است. اگر این سخن روان شناسان را بپذیریم که شخصیت اصلی کودکان در چهار سال اول زندگی شان شکل می گیرد، بنابراین زمان انعقاد این سازگاری و ارتباط مناسب و بهنجار کودک با اجتماع نیز در همین زمان شکل می گیرد. تعلیم و تربیت والدین در این برهه به کودک کمک می کند که با محیط اطراف خود دوست باشد، ارزش ها و هنجارهای جامعه خود را بشناسد و بداند که جامعه ایمن ساخته نمی شود، مگر آنکه خانواده هایی ایمن در دل آن زندگی کنند و کودک ایرانی به خوبی می آموزد که در جامعه اش چگونه باشد و چطور حقوق شهروندی را رعایت کند. او به خوبی می داند که روزی که بزرگ شد، در محیط کارش چطور دوسوم زمان اداری را به رتق وفتق مسائل شخصی و بررسی گوشی همراهش بپردازد؛ به خوبی می داند که چگونه برای حل مشکلاتش با پول از دیگران کمک بگیرد و مشکلش را حل کند. او به خوبی آموخته است که از کودکی حق خود را از همه بگیرد و هنگام استفاده از قطار درون شهری پای همه را لگد کند و برای خودش، عروسکش، کیفش و مادرش جا بگیرد و بدون پلک زدن در چشم پیرزن ها و پیرمردها خیره شود و به خودش ببالد، آری اینها مفهوم سازگاری اجتماعی را القا می کند و کودکان ما به خوبی از دوران نخست کودکی با این موارد آشنا می شوند. آنها می دانند که هرکجا دلشان بخواهد می توانند آب دهن بیندازند و برای رفع حاجت نیازی به استفاده از سرویس بهداشتی ندارند، فضای سبز اتوبان ها، پشت درخت ها و لب جوی ها را مکان مناسبی برای این کار می دانند، چراکه از اوان کودکی با این موارد عجین شده اند. شهروند دموکرات شدن کودک ما مستلزم پرورش آنان در محیطی شایسته پرور است. چنین محیطی ساخته نمی شود، مگر با حضور پدر و مادری که برای کودکشان وقت صرف کنند؛ پدر و مادری که می گویند، می شنوند و رفتار شایسته از خود بروز می دهند و به خوبی می دانند که دختر خوب و پسر خوب زمانی معنای حقیقی می یابد که مادر خوب و پدر خوب وجود داشته باشد؛ پدر و مادری که بدانند کودکان از رفتار افراد شاخص زندگی شان همانند سازی می کنند. آموزش شهروند خوب بودن به کودکان نیازمند یک برنامه ریزی است، آن هم برنامه ریزی برای آموزش مهارت های گوناگون زندگی به آنان؛ این نوع آموزش بستری را ایجاد می کند که کودکان در آن با وظایف خود و حقوق خود آشنا شوند و به خوبی درک کنند که مشارکت مدنی یا همان سازگاری اجتماعی را خود انسان ها پدید می آورند. آموزش شهروندی به کودکان با باید ها و نبایدها یا بکن ها و نکن ها میسر نمی شود، بلکه این واقعیت اجتماعی که از شاخص های اصلی دموکراسی در جامعه به شمار می آید، از طریق رفتار شایسته والدین به خوبی به کودکان انتقال می یابد.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
خالق اثر جاویدان امیل، بنیان گذار قرارداد اجتماعی، ژان ژاک روسو؛ روحت شاد باد. وی آغاز یادگیری کودکان را نه در سنین ابتدایی، نه در دوره پیش دبستان، بلکه از آغاز کودکی می دانست. آموزش دوران نخست کودکی موجب ایجاد و تثبیت جنبه هایی از رشد در کودکان می شود که یکی از این جنبه ها توجه به سازگاری اجتماعی و رشد عاطفی در کودکان است. اگر این سخن روان شناسان را بپذیریم که شخصیت اصلی کودکان در چهار سال اول زندگی شان شکل می گیرد، بنابراین زمان انعقاد این سازگاری و ارتباط مناسب و بهنجار کودک با اجتماع نیز در همین زمان شکل می گیرد. تعلیم و تربیت والدین در این برهه به کودک کمک می کند که با محیط اطراف خود دوست باشد، ارزش ها و هنجارهای جامعه خود را بشناسد و بداند که جامعه ایمن ساخته نمی شود، مگر آنکه خانواده هایی ایمن در دل آن زندگی کنند و کودک ایرانی به خوبی می آموزد که در جامعه اش چگونه باشد و چطور حقوق شهروندی را رعایت کند. او به خوبی می داند که روزی که بزرگ شد، در محیط کارش چطور دوسوم زمان اداری را به رتق وفتق مسائل شخصی و بررسی گوشی همراهش بپردازد؛ به خوبی می داند که چگونه برای حل مشکلاتش با پول از دیگران کمک بگیرد و مشکلش را حل کند. او به خوبی آموخته است که از کودکی حق خود را از همه بگیرد و هنگام استفاده از قطار درون شهری پای همه را لگد کند و برای خودش، عروسکش، کیفش و مادرش جا بگیرد و بدون پلک زدن در چشم پیرزن ها و پیرمردها خیره شود و به خودش ببالد، آری اینها مفهوم سازگاری اجتماعی را القا می کند و کودکان ما به خوبی از دوران نخست کودکی با این موارد آشنا می شوند. آنها می دانند که هرکجا دلشان بخواهد می توانند آب دهن بیندازند و برای رفع حاجت نیازی به استفاده از سرویس بهداشتی ندارند، فضای سبز اتوبان ها، پشت درخت ها و لب جوی ها را مکان مناسبی برای این کار می دانند، چراکه از اوان کودکی با این موارد عجین شده اند. شهروند دموکرات شدن کودک ما مستلزم پرورش آنان در محیطی شایسته پرور است. چنین محیطی ساخته نمی شود، مگر با حضور پدر و مادری که برای کودکشان وقت صرف کنند؛ پدر و مادری که می گویند، می شنوند و رفتار شایسته از خود بروز می دهند و به خوبی می دانند که دختر خوب و پسر خوب زمانی معنای حقیقی می یابد که مادر خوب و پدر خوب وجود داشته باشد؛ پدر و مادری که بدانند کودکان از رفتار افراد شاخص زندگی شان همانند سازی می کنند. آموزش شهروند خوب بودن به کودکان نیازمند یک برنامه ریزی است، آن هم برنامه ریزی برای آموزش مهارت های گوناگون زندگی به آنان؛ این نوع آموزش بستری را ایجاد می کند که کودکان در آن با وظایف خود و حقوق خود آشنا شوند و به خوبی درک کنند که مشارکت مدنی یا همان سازگاری اجتماعی را خود انسان ها پدید می آورند. آموزش شهروندی به کودکان با باید ها و نبایدها یا بکن ها و نکن ها میسر نمی شود، بلکه این واقعیت اجتماعی که از شاخص های اصلی دموکراسی در جامعه به شمار می آید، از طریق رفتار شایسته والدین به خوبی به کودکان انتقال می یابد.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
برای خوشبخت شدن،
مهم نیست که چقدر داشته باشیم،
مهم این است که چقدر لذت ببریم.
🕴 Charles Haddon Spurgeon
Nemo @Diiaazepam
مهم نیست که چقدر داشته باشیم،
مهم این است که چقدر لذت ببریم.
🕴 Charles Haddon Spurgeon
Nemo @Diiaazepam
از تن، چيز كمی می ماند
از چتر، انحنای دستهاش
از قطاری كه از آن جا ماندهای، باد.
#زابینه_نائف
Nemo @Diiaazepam
از چتر، انحنای دستهاش
از قطاری كه از آن جا ماندهای، باد.
#زابینه_نائف
Nemo @Diiaazepam
محمدعلی جمالزاده دربارهء ترجمهء محمد قاضی از "دن کیشوت" گفته بود:
"اگر سروانتس فارسی میدانست و میخواست دن کیشوت را به فارسی بنویسد، از این بهتر نمیشد"
Nemo @Diiaazepam
"اگر سروانتس فارسی میدانست و میخواست دن کیشوت را به فارسی بنویسد، از این بهتر نمیشد"
Nemo @Diiaazepam
ما دارو را برای آفریقا ارسال کردیم و این یک کار انسانی و شرافت مندانه است ، اما دارو ها یک مشکل دارد ، روی آن نوشته شده : بعد از غذا
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
تفکر
پس از آنکه در زمینه ای قدری دانش کسب کردیم یا مقداری یادگیری انجام دادیم،می توانید در باره آنچه یاد گرفته ایم به تفکر بپردازیم پس تفکر دخل و تصرف در دانش یا یادگیری ها و تعبیر و تفسیر و مقابله و مقایسه و سازمان دهی آنهاست.مهم ترین و کلی ترین نوع تفکر حل مسئله است.در حل مسئله،ما با استفاده از یادگیری های قبلی مان گره یا مشکلی را می گشاییم یا به سوالی جواب می دهیم.به سخن دیگر،در حل مسئله ما دانش و مهارت های قبلا آموخته شده خود را در موقعیت های تازه به کار می بندیم.
مانند یادگیری،تفکر نیز هم می تواند ارادی باشد و هم غیر ارادی.تفکر غیر ارادی شامل رویا(خواب دیدن) و رویای روز(خیال پردازی) است و در این نوع تفکر،اندیشه ها،بی آنکه هدف شناخته شده ای را دنبال کنند یا در پی راه حل برای مسئله خاصی باشند،رخ می دهند.به سخن دیگر،در این نوع تفکر،جریان اندیشه خارج از کنترل فرد است و حلقه های تداعی اندیشه ها زنجیروار و به طور غیر خودبه خودی به دنبال یک دیگر اتفاق می افتند.در مقابل تفکر غیر ارادی یا بی هدف،تفکر ارادی یا هدفمند قرار دارد که نام کلی آن حل مسئله است.زمانی که شخص با موقعیتی روبه رو می شود که با استفاده از اطلاعات و مهارت هایی که در لحظه برخورد با آن موقعیت در اختیار دارد نمیتواند به آن موقعیت سریعا پاسخ دهد.
هرچند که حل مسئله مهم ترین و شاخص ترین نوع تفکر است.اما تفکر انواع دیگری دارد که همه از مشتقات حل مسئله اند.از جمله آنها میتوان به انسجام محاسبات ریاضی،استدلال و آفرینندگی اشاره کرد.
Schindler @Diiaazepam
پس از آنکه در زمینه ای قدری دانش کسب کردیم یا مقداری یادگیری انجام دادیم،می توانید در باره آنچه یاد گرفته ایم به تفکر بپردازیم پس تفکر دخل و تصرف در دانش یا یادگیری ها و تعبیر و تفسیر و مقابله و مقایسه و سازمان دهی آنهاست.مهم ترین و کلی ترین نوع تفکر حل مسئله است.در حل مسئله،ما با استفاده از یادگیری های قبلی مان گره یا مشکلی را می گشاییم یا به سوالی جواب می دهیم.به سخن دیگر،در حل مسئله ما دانش و مهارت های قبلا آموخته شده خود را در موقعیت های تازه به کار می بندیم.
مانند یادگیری،تفکر نیز هم می تواند ارادی باشد و هم غیر ارادی.تفکر غیر ارادی شامل رویا(خواب دیدن) و رویای روز(خیال پردازی) است و در این نوع تفکر،اندیشه ها،بی آنکه هدف شناخته شده ای را دنبال کنند یا در پی راه حل برای مسئله خاصی باشند،رخ می دهند.به سخن دیگر،در این نوع تفکر،جریان اندیشه خارج از کنترل فرد است و حلقه های تداعی اندیشه ها زنجیروار و به طور غیر خودبه خودی به دنبال یک دیگر اتفاق می افتند.در مقابل تفکر غیر ارادی یا بی هدف،تفکر ارادی یا هدفمند قرار دارد که نام کلی آن حل مسئله است.زمانی که شخص با موقعیتی روبه رو می شود که با استفاده از اطلاعات و مهارت هایی که در لحظه برخورد با آن موقعیت در اختیار دارد نمیتواند به آن موقعیت سریعا پاسخ دهد.
هرچند که حل مسئله مهم ترین و شاخص ترین نوع تفکر است.اما تفکر انواع دیگری دارد که همه از مشتقات حل مسئله اند.از جمله آنها میتوان به انسجام محاسبات ریاضی،استدلال و آفرینندگی اشاره کرد.
Schindler @Diiaazepam
مقایسه ادراک،یادگیری،و تفکر با یک دیگر
حال که با سه مفهوم تفکر،ادراک و یادگیری آشنا شدیم،میتوانیم این فعالیت های اساسی را با هم مقایسه کنیم.چنان که دیدیم،ادراک در رباطه آنی فرد با محیط،یعنی پاسخ دادن به محرک ها در زمان حال،گفته می شود.در مقابل،تفکر به استفاده از تجارب و یادگیری های گذشته اشاره می کند.با این حال،تفکر و ادراک از هم جدا شدنی نیستند،زیرا تجربه های گذشته بر فرایند ادراک تاثیر میگذارند و پاسخ به محیط بلافصب نیز چگونگی تفکر را تحت تاثیر قرار میدهد.از سوی دیگر،چون یادگیری به کسب تجربه،افزوده شدن اطلاعات تازه به مجموعه اطلاعات قبلی،یا ایجاد تغییر در پاسخ ها و اطلاعات قبلی گفته می شود ولی در تفکر یادگیری های گذشته مورد استفاده قرار می گیرند،پس یادگیری و تفکر در فرایند یا دوجریان متفاوتند.با این حال،از آ«جا که بازسازی یادگیری های گذشته،یعنی تفکر،می تواند به یادگیری های تازه بیانجامد،پس یادگیری و تفکر مکمل یک دیگرند.
با توجه به این توضیحات هم ادراک و هم تفکر تحت تاثیر یادگیری قرار دارند.از یک سو یادگیری مبنای ادراک است.زیرا ما پس از دریافت اطلاعات حسی،آنها را ،به کمک تجارب گذشته،یعنی یادگیری های قبلی مان ادراک میکنیم.از سوی دیگر،یادگیری اساس تفکر است.زیرا ما در تفکر یا اندیشیدن،بر یادگیری های قبلی مان عمل می کنیم و در آنها دخل و تصرف می نماییم.بنابراین،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است.
Schindler @Diiaazepam
حال که با سه مفهوم تفکر،ادراک و یادگیری آشنا شدیم،میتوانیم این فعالیت های اساسی را با هم مقایسه کنیم.چنان که دیدیم،ادراک در رباطه آنی فرد با محیط،یعنی پاسخ دادن به محرک ها در زمان حال،گفته می شود.در مقابل،تفکر به استفاده از تجارب و یادگیری های گذشته اشاره می کند.با این حال،تفکر و ادراک از هم جدا شدنی نیستند،زیرا تجربه های گذشته بر فرایند ادراک تاثیر میگذارند و پاسخ به محیط بلافصب نیز چگونگی تفکر را تحت تاثیر قرار میدهد.از سوی دیگر،چون یادگیری به کسب تجربه،افزوده شدن اطلاعات تازه به مجموعه اطلاعات قبلی،یا ایجاد تغییر در پاسخ ها و اطلاعات قبلی گفته می شود ولی در تفکر یادگیری های گذشته مورد استفاده قرار می گیرند،پس یادگیری و تفکر در فرایند یا دوجریان متفاوتند.با این حال،از آ«جا که بازسازی یادگیری های گذشته،یعنی تفکر،می تواند به یادگیری های تازه بیانجامد،پس یادگیری و تفکر مکمل یک دیگرند.
با توجه به این توضیحات هم ادراک و هم تفکر تحت تاثیر یادگیری قرار دارند.از یک سو یادگیری مبنای ادراک است.زیرا ما پس از دریافت اطلاعات حسی،آنها را ،به کمک تجارب گذشته،یعنی یادگیری های قبلی مان ادراک میکنیم.از سوی دیگر،یادگیری اساس تفکر است.زیرا ما در تفکر یا اندیشیدن،بر یادگیری های قبلی مان عمل می کنیم و در آنها دخل و تصرف می نماییم.بنابراین،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است.
Schindler @Diiaazepam
خلاصه
به طور خلاصه،وقتی ما چیزی را احساس میکنیم،یکی از اندام ها یا اعضای حسی مان تحریک می شود.این عمکل بدون اینکه ما اراده کنیم اتفاق می افتد.
در ادراک،علاوه بر اینکه چیزی را حس میکنیم،می فهمیم که آن چیست.ادرام یعنی معنی دارن کردن اطلاعات دریافتی از راه حس است،و این به کمک آنچه ما از قبل آموخته ایم اتفاق می افتد.ما غالبا احساس های مختلفی را با هم تجربه می کنیم،اما تنها آنچه را که مورد توجه قرار می دهیم ادراک میکنیم.یعنی بدون توجه کردن قادر به ادراک امور نیستیم.
یادگری به کسب دانش و تغییر در رفتار و عواطف گفته می شود.یادگیری به طور عمدی رخ می دهد و هم به صورت غیر عمدی،اما یادگیری عمدی در زندگی ما انسان ها نقش بیشتری ایفا میکند.
تفکر به دخل و تصرف و ایجاد تغییر در یادگیری های قبلی گفته می شود.تفکر نیز،مانند یادگیری،هم ارادی و هم غیر ارادی است.
ادراک،یادگیری،و تفکر فرایند های مکمل یک دیگرند و از هم تاثیر می پذیرند.با این حال،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است که بقیه فعالیت های ذهنی از آن تاثیر می پذیرند.
Schindler @Diiaazepam
به طور خلاصه،وقتی ما چیزی را احساس میکنیم،یکی از اندام ها یا اعضای حسی مان تحریک می شود.این عمکل بدون اینکه ما اراده کنیم اتفاق می افتد.
در ادراک،علاوه بر اینکه چیزی را حس میکنیم،می فهمیم که آن چیست.ادرام یعنی معنی دارن کردن اطلاعات دریافتی از راه حس است،و این به کمک آنچه ما از قبل آموخته ایم اتفاق می افتد.ما غالبا احساس های مختلفی را با هم تجربه می کنیم،اما تنها آنچه را که مورد توجه قرار می دهیم ادراک میکنیم.یعنی بدون توجه کردن قادر به ادراک امور نیستیم.
یادگری به کسب دانش و تغییر در رفتار و عواطف گفته می شود.یادگیری به طور عمدی رخ می دهد و هم به صورت غیر عمدی،اما یادگیری عمدی در زندگی ما انسان ها نقش بیشتری ایفا میکند.
تفکر به دخل و تصرف و ایجاد تغییر در یادگیری های قبلی گفته می شود.تفکر نیز،مانند یادگیری،هم ارادی و هم غیر ارادی است.
ادراک،یادگیری،و تفکر فرایند های مکمل یک دیگرند و از هم تاثیر می پذیرند.با این حال،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است که بقیه فعالیت های ذهنی از آن تاثیر می پذیرند.
Schindler @Diiaazepam