Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
پس نصایح ماکیاولی دقیقا چه بوذد و چرا کتاب های او باعث حیرت بسیاری از خوانندگانش شد؟
س نصایح ماکیاولی دقیقا چه بود؟
نظریه اصلی او این بود که شهریار باید از ((virtu))برخورد دار باشد.این کلمه ایتالیایی و به معنی مردانگی یا رشادت است.مفهوم آن چیست؟ماکیاولی معتقد بود که موفقیت تا حدودی زیادی به خوش اقبالی بستگی دارد. به عقیده او نیمی از اتفاقاتی که برای ما رخ میدهد به بخت و اقبال،و نیمی دیگر به تصمیمات و انتخاب های ما بستگی دارد.ولی در عین حال معتقد بود که میتوان با شجاعت و سرعت در تصمیمگیری احتمال موفقیت را افزایش داد.صرف این واقعیت که شانس و اقبال نقش عمده ای را در زندگی ما ایفا میکنند بدین معنا نیست که مانند قربانی ها رفتار کنیم .رود ممکن است طغیان کند و ما نمیتوانیم از آن جلوگیری کنیم،ولی ساخت سد و ایجاد سایر امکانات دفاعی روی رود باعث افزایش حفط بقا میشود.به بیان دیگر،رهبری که امادگی دارد و از فرصت هایش استفاده میکند،موفق تر از رهبری ست که این کار را نمیکند..

ماکیاولی معتقد بود فلسفه اش ریشه در واقعیت دارد.او منطورش را از طریق مثال های مختلفی از تاریخ متاخر رویداد های سیاسی و افرادی که با آنها ملاقات کرده بود به خوانندگان نشان داد.مثلا زمانی که چزاره بورجا متوجه شد که خانواده ارسینی مشغول توطئه چینی برای سرنگونی اوست طوری وانمود کرد که از این قضیه اطلاعی ندارد.او رهبران انها را فریب داد و برای مذاکره به محلی به نام سینیگالیکا کشاندشان.هنگامی که به آنجات رسیدند همه آنها را به قتل رساند.ماکیاولی این فریب را تایید میکرد و این از نظریه او نمونه خوبی از ((virtu)) بود.
به نظر میرسد ماکیاولی با قتل و جنایت موافق بوده است.در واقع در شرایطی که نتایج این اقدام توجیهی برای آن بود،همین طور هم بود.ولی منظورش از مثال هایی که میزد این نبود.از نظر ماکیاولی نتیجه نهایی مهم تر از راه دستیابی به آن بود:بورجا شهریار خوبی بود،چون در مورد کاری که بایستی برای حفط قدرتش انجام میداد،نازک طبعی به خرج نمیداد.کشتار بی هدف؛کشتن تنها به صرف کشتن،مورد نظر ماکیاولی نبود:جنایاتی که توصیف میکرد از این نوع نبودند.او معتقد بود عمل کردن بر اساس نازک طبعی در چنین شرایطی هم به ضرر بورجا بود و هم به ضرر کشور تمام میشد

#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
#ماكياولي

Schindler @Diiaazepam
ماکیاولی...قسمت پایانی

نکته ای که ماکیاولی بر آن تاکید میکند این است که بهتر است از رهبر بترسند تا این که دوستش داشته باشند.ایدئال این است مردم رهبرشان را هم دوست داشته باشند و هم از او بترسند،ولی دستیابی به چنین هدفی دشوار است.اگر بر عشق و علاقه مردم به خود تکیه کنید،این خطر وجود دارد که در شرایط دشوار از شما دست بکشند.ولی اگر از شما بترسند به شما خیانت نخواهند کرد.این بخشی از بد گمانی او و دیدگاه پست او در باره ماهیت انسان محسوب میشود.به اعتقاد او نوع انسان قابل اعتماد،طمعکار و دو روست.برای این که حاکمی موفق باشید با این موضوع را بدانید.اعتماد کردن به وعده های دیگران خطرناک است،مگر این که آنها را از عواقب خلف وعده ترسانده باشید.
اگر میتوانید با مهربانی،عمل کردن به وعده ها و مورد علاقه بودن به اهدافتان برسید باید این کار ها را انجام دهید(یا حداقل تظاهر به انجام دادن آنها کنید).ولی اگر نمیتوانید،باید این خصوصیات انسانی را با خصوصیات حیوانی در هم بیامیزید.سایر فلاسفه معتقدند رهبران باید بر خصوصیات انسانیشان متکی باشند ولی ماکیاولی معتقد بود رهبران گاهی هم باید مانند حیواناتی درنده خو عمل کنند.حیواناتی که انسان باید از آنها الگو بردارد شیر و روباه است.روباه مکار است و به دام نمی افتد و شیر قدرتمند و ترسناک.همیشه مانند شیر بر اساس غریزه درنده خویی عمل کردن خطرناک است چون آدمی را در معرض گرفتار شدن در دام قرار میدهد.از آنجا که همیشه نمیتوان مانند روباهی مکار بود:برای حفظ قدرت گاهی هم به قدرت شیر نیاز است.ولی اگر بر مهربانی و عدالت متکی باشیم زیاد دوام نمی آوریم.خوشبختانه مردم زود باورند و فریب ظواهر را میخورند.پس میتوان در ظاهر رهبری شرافتمند و مهربان بود،ولی در واقع پیمان شکنی و ظلم پیشه کرد.
ماکیاولی خود را واقع بین میدانست و به اعتقاد خودش به خود خواهی عمیق نوع انسان پی برده بود.

#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
#ماكياولي

Schindler @Diiaazepam
زندگی همین است. به یک گل می‌ماند که شاد و خندان توی چمن شکفته می‌شود: یک بز سر می‌رسد، می‌بلعدش، و همه‌چیز تمام می‌شود.


"ایوانف / آنتوان چخوف"
#کتاب

Nemo @Diiaazepam
لاشه ی تانک ها

نفربرها

گل کرده

دشت را لاله پر کرده

بچه ها

در منطقه ای جنگی

به اردو آمده اند

توپ عمل نکرده ای

لای بوته ها پیدا می کنند

یکی شوت می زند

همه گل می خورند

#علي_عبدالرضايي

Schindler @Diiaazepam
🎂 HBD 👏
🕴《 Keanu Reeves 》 #53
🏷 2 September 1964
📂 Filmography 👇
📽 - The Matrix Trilogy
📽 - John Wick 1&2
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
Nemo @Diiaazepam
همه‌ی آدم‌ها از مرگ می‌ترسن... اما وقتی باهاش روبه‌رو می‌شن وقتی که تنها یه‌ذره مونده تا تموم بشه، ازش استقبال می‌کنن چون اونجاست که معنای واقعی رهایی رو می‌فهمن!


"كارآگاه حقيقى (True Detective) / كرى فوكونوگا"
#سریال
📷 goo.gl/tCpZkH

Nemo @Diiaazepam
Diazepam
Photo
#معرفی_فیلم

شیر (Lion )

ژانر :درام
سال انتشار : 2016
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 12 میلیون دلار
فروش فیلم : 140.1 میلیون دلار
امتیاز : 8.1
منتقدین : 69/100
کارگردان : Garth Davis
نویسنده : Saroo Brierley, Luke Davies
بازیگران : Dev Patel, Nicole Kidman, Rooney Mara

خلاصه داستان : پسربچه ای پنج ساله در خیابان‌های کلکته کیلومترها دور از خانه گم می‌شود و از پس از پشت سر گذاشتن بسیاری از خطرات توسط زوجی بزرگ می‌شود، اکنون پس از ۲۵ سال او تصمیم میگیرد تا به دنبال خانواده‌ی واقعی‌اش بگردد و…


Nemo @Diiaazepam
یک بار به مترسکی گفتم : لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای.
گفت : لذت ترساندن عمیق و پایدار است من از آن خسته نمی شوم.
دمی اندیشیدم و گفتم : درست است چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام .
گفت : فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند.
آنگاه من از پیش او رفتم و ندانستم که که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من.
یک سال گذشت و مترسک فیلسوف شد.
هنگامی که باز از کنار او میگذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند

#داستان_کوتاه
#جبران_خیلیل_جبران

Schindler @Diiaazepam
اتّفاق است اینکه با یک شعر، آنکه با یک نگاه می افتد

می زند زل به «چشم» غمگینی... و به روز «سیاه» می افتد



سال ها حوض بی سر و پایی فکرهای بدون شرحی داشت

حال روی جنازه ی سنگیش روزها عکس ماه می افتد!



هوس و عشق از ازل با هم دشمنان همیشگی بودند

بعد تو آمدی و دنیا دید: عشق هم به گناه می افتد



خواستم انتهای غم باشی، شعر خواندم که عاشقم باشی

گفته بودند و باز یادم رفت: چاهکن توی چاه می افتد!



عشق مثل دونده ای گیج است، گاه در راه مانده می بازد

گاه هم پشت خطّ پایانی توی یک پرتگاه می افتد



دست می لرزد از... نمی داند! عقل شک می کند به بودنِ خویش

من منم! تو تویی! تو، من، من، تو... بعد به اشتباه می افتد!!



مثل کابوس دردناکی که شخصیت های واقعی دارد

می رود سمت ِ ... دور می گردد، می دود سوی ِ ... آه! می افتد



زندگی ایستگاه غمگینی ست اوّل جاده های خیس جهان

چمدانی که منتظر مانده، اتوبوسی که راه می افتد...

#سید_مهدی_موسوی

Schindler @Diiaazepam
هنگام کار کردن راحت هستم ، چیزی که مرا خسته میکند بیکاری و دیگر اشخاص است.
#پیکاسو

Schindler @Diiaazepam
تفاوت بین دموکراسی و دیکتاتوری اینست کــه در دموکراسی .

اول رای می دهی و بعدا دستور می گیری ؛

در دیکتاتوری دیگر مجبور نیستی وقتت را برای رای دادن تلف کنی.

#چارلز_بوکوفسکی

Schindler @Diiaazepam
یک شب که ضیافتی در کاخ برپا بود مردی آمد وخود را در برابر امیر به خاک انداخت و همة مهمانان او را نگریستند و دیدند که یکی از چشمانش بیرون آمده و از چشمخانه خالیش خون میریزد. امیر از او پرسید «چه بر سرت آمده؟» مرد در پاسخ گفت: « ای امیر، پیشة من دزدیست، امشب برای دزدی به دکان صراف رفتم، وقتی که از پنجره بالا میرفتم اشتباه کردم و داخل دکان بافنده شدم. در تاریکی روی دستگاه بافندگی افتادم و چشمم از کاسه درآمد. اکنون ای امیر، میخواهم داد مرا از مرد بافنده بگیری.»
آنگاه امیر کس در پی بافنده فرستاد و او آمد، و امیر فرمود تا چشم او را از کاسه درآورند.
بافنده گفت: « ای امیر، فرمانت رواست. سزاست که یکی از چشمان مرا درآورند. اما افسوس! من به هردو چشمم نیاز دارم تا هردو سوی پارچه ای را که میبافم ببینم. ولی من همسایه ای دارم که پینه دوز است و او هم دو چشم دارد، و در کار و کسب او هردو چشم لازم نیست.»
امیر کس در پی پینه دوز فرستاد. پینه دوز آمد و یکی از چشمانش را درآوردند.
و عدالت اجرا شد.

#داستان_كوتاه
#جبران_خليل_جبران

Schindler @Diiaazepam
جایی که سهم مَرد به جز تازیانه نیست

حق باتوست

ماندن ما در اینجا عاقلانه نیست

ما میرویم از این شهر

گرچه مقصدمان نامشخص است

هر جا بریم بی شک از این شهر بهتر است


"فگار"

Nemo @Diiaazepam
دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار ساعتی سر بسته بماند
مستت می کند اندوه

#شمس_لنگرودی

Schindler @Diiaazepam
غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچ جا راه نمی‌برد. اما نباید ایستاد. این که می‌دانیم نخواهیم رسید: نباید ایستاد. وقتی هم که مردیم، مردیم به درک !

#صمد_بهرنگی

Ugmid @Diiaazepam
کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرح‌بخش و یار حورسرشت

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز؟
که خیمه؛ سایه ابر است و بزمگه؛ لبِ کِشت

چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه؛ خرید و نقد؛ بهشت

به مَی عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است؟ که تقدیر بر سرش چه نوشت

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گر چه غرق گناه است؛می رود به بهشت

#حافظ
Diamond @Diiaazepam
مهم نیست تا کجا فرار کنی.
فاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند.
وقتی توفان تمام شد،
یادت نمی‌آید چگونه از آن گذشتی٬
چطور جان به در بردی.
حتّی در حقیقت مطمئن نیستی
توفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است.
وقتی از توفان بیرون آمدی
دیگر همان آدمی نیستی که
قدم به درون توفان گذاشت...!


هاروکی موراکامی
کافکا در کرانه


Blueish @Diiaazepam
نگفتن، همان دروغ گفتن است؛
قدری کثیف تر ...

يک عاشقانه‌ی آرام
#نادر_ابراهیمی
Diamond @Diiaazepam
دل را
چنان به مهر تو بستم
که بعد از این
دیگر هوای دلبرِ دیگر نمی‌کنم ...


#فروغ_فرخزاد

‎Diamond @Diiaazepam