تاریخ همچون تخته پاره کشتی است که بر گرداب شناور است و آنچه در آن تباه شده و از میان رفته بیش از آن است که بر جای مانده.
فرانسیس بیکن
Schindler @Diiaazepam
فرانسیس بیکن
Schindler @Diiaazepam
شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم. #نيچه @Diiaazepam
Diazepam
شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم. #نيچه @Diiaazepam
.شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم
نیچه با طرح این موضوع،در قلمرو ارزیابی دوباره ی تمام ارزش ها ،دست به کاری بس بزرگ میزند و در این راه،گامی بلند بر میدارد.
انسان برای آن کردن چیزها،همه چیز را کوچک کرده است.انسان برای هر آنچه که هست،تعریفی عموم یو مشترک و دردسترس دارد.انسان،گله وار زندگی میکند و فردیت خویش را به فراموشی سپرده است.
از همین رو،فهرستی برای خود فراهم ساخته که در آن کار های خوب و بد را ساده لوحانه و از سر تنبلی،دسته بندی کرده است و مطابق این سیاهه،همه چیز را می سنجد و مینگرد.انسان در مسیر گمراهی و دور افتادن از غریزه و طبیعت خود،مهم ترین و بنیادی ترین نیرو های درونی خویش را سرکوب میکند:شهروت رانی و قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بزرگ میشمارد و اینگونه از خویشتن خویش فاصله میگیرد.
آری چه بسیارند ناکسانی که مفهوم والای شهوت را با پلیدی روان خویش آلوده اند و نامی زشت از آن بر جا نهاده اند.چه بسیارند ناتوانانی که مفهوم والای قدرت را به منجلاب تباهی خویش کشده اند و بدنام کرده اند. و چه بسیارند فرومایگانی که با خودپسندی های بی جا،مفهوم والای خودخواهی و خود باوری را به سراشیب سقوط انداخته اند وآری،چه بسیارند.به قول نیچه:بس بسیاران،زندگی را تباه کرده اند.
اما مگر این انسان های والاتر نیستند که باید مفاهیم والا را نجات دهند و برکشند و به اوج برسانند؟مگر این جانهای آزاده نیستند که باید والاترین ارزشها را از اسارت توده ها برهانند و جانی دوباره به غریزه های نیم مرده خواری کشیده فرو داشته شده بدهند؟
#نيچه_شناس
#نيچه
Schindler @Diiaazepam
نیچه با طرح این موضوع،در قلمرو ارزیابی دوباره ی تمام ارزش ها ،دست به کاری بس بزرگ میزند و در این راه،گامی بلند بر میدارد.
انسان برای آن کردن چیزها،همه چیز را کوچک کرده است.انسان برای هر آنچه که هست،تعریفی عموم یو مشترک و دردسترس دارد.انسان،گله وار زندگی میکند و فردیت خویش را به فراموشی سپرده است.
از همین رو،فهرستی برای خود فراهم ساخته که در آن کار های خوب و بد را ساده لوحانه و از سر تنبلی،دسته بندی کرده است و مطابق این سیاهه،همه چیز را می سنجد و مینگرد.انسان در مسیر گمراهی و دور افتادن از غریزه و طبیعت خود،مهم ترین و بنیادی ترین نیرو های درونی خویش را سرکوب میکند:شهروت رانی و قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بزرگ میشمارد و اینگونه از خویشتن خویش فاصله میگیرد.
آری چه بسیارند ناکسانی که مفهوم والای شهوت را با پلیدی روان خویش آلوده اند و نامی زشت از آن بر جا نهاده اند.چه بسیارند ناتوانانی که مفهوم والای قدرت را به منجلاب تباهی خویش کشده اند و بدنام کرده اند. و چه بسیارند فرومایگانی که با خودپسندی های بی جا،مفهوم والای خودخواهی و خود باوری را به سراشیب سقوط انداخته اند وآری،چه بسیارند.به قول نیچه:بس بسیاران،زندگی را تباه کرده اند.
اما مگر این انسان های والاتر نیستند که باید مفاهیم والا را نجات دهند و برکشند و به اوج برسانند؟مگر این جانهای آزاده نیستند که باید والاترین ارزشها را از اسارت توده ها برهانند و جانی دوباره به غریزه های نیم مرده خواری کشیده فرو داشته شده بدهند؟
#نيچه_شناس
#نيچه
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
گاهی تنهایی
آواز غمگین پرنده ای ست
که هر روز جفتش را می خواند
و نمی داند
که آخرین بازمانده از نسل خویش است!
#علی_داوری
Diamond @Diiaazepam
آواز غمگین پرنده ای ست
که هر روز جفتش را می خواند
و نمی داند
که آخرین بازمانده از نسل خویش است!
#علی_داوری
Diamond @Diiaazepam
• فیلم سینمایی #نفس ساخته نرگس آبیار در مقام نماینده سینمای ایران برای رقابت در اسکار۲۰۱۸ در بخش بهترین فیلم خارجی زبان انتخاب شد.
Nemo @Diiaazepam
Nemo @Diiaazepam
این ترسناکه که آدمهایی که اینقدر به تو نزدیک هستن
چطوری میتونن به اين سرعت باهات غريبه بشن...
"طولانیترین سواری (The Longest Ride) / جورج تلمن جونیور"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
چطوری میتونن به اين سرعت باهات غريبه بشن...
"طولانیترین سواری (The Longest Ride) / جورج تلمن جونیور"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
🔸🔸🔸
ز تمام بودنی ها
"تو" همین از آنِ من باش
که به غیرِ با تو بودن
دلم آرزو ندارد!
#حسین_منزوی
Schindler @Diiaazepam
ز تمام بودنی ها
"تو" همین از آنِ من باش
که به غیرِ با تو بودن
دلم آرزو ندارد!
#حسین_منزوی
Schindler @Diiaazepam
معلوم نیست انسان چرا همیشه عاشق کسی میشود که شایستگی عشقش را ندارد. شاید این تنها راه برای بازیافتن تعادل از دست رفتهی دنیایی است که در آن زندگی میکنیم
این قدیمیترین نوع خود آزاری است، عشق ورزی به کسی که قادر به عشق ورزی نیست، و احمقانهترین نوع آن
اوریانا فالاچی
Schindler @Diiaazepam
این قدیمیترین نوع خود آزاری است، عشق ورزی به کسی که قادر به عشق ورزی نیست، و احمقانهترین نوع آن
اوریانا فالاچی
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
انقدر كه سيگاراى هاى كوفتى مزاجم را تلخ كرده اند كه
قهوه ام را هم ديگر بدون شكر و شكلات ميخورم
انگار شيرينى از زندگى من حذف شده؟!
به راستى بانى اش كيست؟!
Leo @Diiaazepam
قهوه ام را هم ديگر بدون شكر و شكلات ميخورم
انگار شيرينى از زندگى من حذف شده؟!
به راستى بانى اش كيست؟!
Leo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
روزي ما دوباره كبوتر هايمان را
پرواز خواهيم داد
و مهرباني
دست زيبايي را خواهد گرفت
و من آن روز را انتظار ميكشم
حتي روزي كه نباشم
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
پرواز خواهيم داد
و مهرباني
دست زيبايي را خواهد گرفت
و من آن روز را انتظار ميكشم
حتي روزي كه نباشم
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
گابریل گارسیا مارکز - ترجمه ی احمد شاملو
برای چه گوارا
و مرد افتاده بود.
يكى آوازداد: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
دو تن آوازدادند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
دهها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
تمامى آن سرزمينيان گرد آمده اشكريزان خروش برآوردند:
دلاور برخيز!
و مرد به پاى برخاست
نخستين كس را بوسه ئى داد
و گام در راه نهاد
Schindler @Diiaazepam
برای چه گوارا
و مرد افتاده بود.
يكى آوازداد: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
دو تن آوازدادند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
دهها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخيز!
و مرد همچنان افتاده بود.
تمامى آن سرزمينيان گرد آمده اشكريزان خروش برآوردند:
دلاور برخيز!
و مرد به پاى برخاست
نخستين كس را بوسه ئى داد
و گام در راه نهاد
Schindler @Diiaazepam
🔝
پائیز
آمد که آمد ؛
به جهنم
چه فایده ،
وقتی تو نباشی
بهشت هم که باشد
مفت نمی ارزد
#محمدرمضان_نیا
Diamond @Diiaazepam
پائیز
آمد که آمد ؛
به جهنم
چه فایده ،
وقتی تو نباشی
بهشت هم که باشد
مفت نمی ارزد
#محمدرمضان_نیا
Diamond @Diiaazepam
سرباز نه کشت هیچ کس را و نه مرد
نه دل به شب گلوله و مرگ سپرد
تنها به بغل گرفت عکسی را..بعد
یک پارچه ی سفید را بالا برد
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
نه دل به شب گلوله و مرگ سپرد
تنها به بغل گرفت عکسی را..بعد
یک پارچه ی سفید را بالا برد
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
یک سمت تویی و عشق:مرگی ساده
یک سمت جهان به قتل من آماده
میترسم مثل بچه گنجشکی که
در دست دو بچه شرور افتاده
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
یک سمت جهان به قتل من آماده
میترسم مثل بچه گنجشکی که
در دست دو بچه شرور افتاده
#سيد_مهدي_موسوی
Schindler @Diiaazepam
دستمزد
_هی رفیق تا حالا دقت کردی،صاحب های این کارخونه،تو این دوازده سالی که ما براشون کار میکنیم،هیچ وقت بهمون پول ندادن؟
_عجب،پس ما تو این سال ها چه جوری زندگی کردیم،دیوونه؟
_با اون کار اعتباریای لعنتی
_خب اونام توشون پوله دیگه!
_ولی اونا هیچ وقت پولمونو به خودمون نمیدن.
_چه فرقی داره؟
_فرقش اینه که هر ماه پول وام خونه،قبض آب،و برق و پول سرویس و صد تا چیز دیگه رو ازش کم میکنن.
_بقیه اش رو بهمون میدن
_اره ولی اونم باز تو کارت اعتباریه.فقط میتونیم باهاش از فروشگاه لباس و غذا بخریم.
_ما که چیز دیگه ای لازم نداریم
_چرا نمیفهمی؟اونا باید پول مون بدن به خودمون.اصلا من دوست دارم تمام پول هام ببرم و بولینگ بازی کنم.دوست دارم انقدر قبض برق رو ندم تا قطعش کنن.به کسی به چه ربطی داره؟
_متاسفم:من مشکل تو رو نمیفهمم.
داستان کوتاه
شرق غمگین📚📚
علی توکلی
Schindler @Diiaazepam
_هی رفیق تا حالا دقت کردی،صاحب های این کارخونه،تو این دوازده سالی که ما براشون کار میکنیم،هیچ وقت بهمون پول ندادن؟
_عجب،پس ما تو این سال ها چه جوری زندگی کردیم،دیوونه؟
_با اون کار اعتباریای لعنتی
_خب اونام توشون پوله دیگه!
_ولی اونا هیچ وقت پولمونو به خودمون نمیدن.
_چه فرقی داره؟
_فرقش اینه که هر ماه پول وام خونه،قبض آب،و برق و پول سرویس و صد تا چیز دیگه رو ازش کم میکنن.
_بقیه اش رو بهمون میدن
_اره ولی اونم باز تو کارت اعتباریه.فقط میتونیم باهاش از فروشگاه لباس و غذا بخریم.
_ما که چیز دیگه ای لازم نداریم
_چرا نمیفهمی؟اونا باید پول مون بدن به خودمون.اصلا من دوست دارم تمام پول هام ببرم و بولینگ بازی کنم.دوست دارم انقدر قبض برق رو ندم تا قطعش کنن.به کسی به چه ربطی داره؟
_متاسفم:من مشکل تو رو نمیفهمم.
داستان کوتاه
شرق غمگین📚📚
علی توکلی
Schindler @Diiaazepam
معرفی وضعیت گروتسک:
گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ست؛ پدیدهای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک میتواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بیتناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک میتواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.
در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزیست که به شکل چندشآوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسانهای اولیه غارنشین بر دیوارههای مغارههای محل زندگی خود میکشیدند.
از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعدههای معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشیهای غارنشینها به کار میرفت. برخی از این نقاشیها خارقالعاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات. اما ایتالیاییها این نقاشیها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک میدانستند.
در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بیتناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار میرفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار میرفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندشآور دارد، نمونهای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.
ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندشآور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیتها به تنهایی میتوانند رعبآور باشند، اما رفتارهای خندهدار آنها بر عنصر ترس غلبه میکند. در این داستان، نه تنها شخصیتها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضتهای ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بیمعناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت. فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویامانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونههای این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال میتواند باشد.
علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست. بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن مینویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار میبرند. در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز میتوان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیتهای منحصر به فرد دید.
با اینحال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار میرود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگها (انسانهای نیمهربات)، شخصیتهای عجیب و غریب مجموعه فیلمهای دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار میرود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنرهای دیجیتالی تولید میشوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی میکنند.
ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیتهایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و دهها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارقالعاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.
گذشته از افسانهها و قصههای فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهیست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز میتوان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژهای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کارهای مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونههای عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویهخانم) و نیز رمانهای داییجان ناپلئون، اثر ایرج پزشکزاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونههایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.
#گروتسك
#معرفي
Schindler @Diiaazepam
گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ست؛ پدیدهای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک میتواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بیتناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک میتواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.
در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزیست که به شکل چندشآوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسانهای اولیه غارنشین بر دیوارههای مغارههای محل زندگی خود میکشیدند.
از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعدههای معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشیهای غارنشینها به کار میرفت. برخی از این نقاشیها خارقالعاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات. اما ایتالیاییها این نقاشیها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک میدانستند.
در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بیتناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار میرفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار میرفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندشآور دارد، نمونهای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.
ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندشآور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیتها به تنهایی میتوانند رعبآور باشند، اما رفتارهای خندهدار آنها بر عنصر ترس غلبه میکند. در این داستان، نه تنها شخصیتها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضتهای ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بیمعناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت. فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویامانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونههای این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال میتواند باشد.
علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست. بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن مینویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار میبرند. در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز میتوان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیتهای منحصر به فرد دید.
با اینحال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار میرود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگها (انسانهای نیمهربات)، شخصیتهای عجیب و غریب مجموعه فیلمهای دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار میرود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنرهای دیجیتالی تولید میشوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی میکنند.
ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیتهایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و دهها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارقالعاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.
گذشته از افسانهها و قصههای فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهیست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز میتوان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژهای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کارهای مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونههای عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویهخانم) و نیز رمانهای داییجان ناپلئون، اثر ایرج پزشکزاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونههایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.
#گروتسك
#معرفي
Schindler @Diiaazepam