روشنائی پيش میآيد
و مرا در بر میگيرد.
دنيا زيباست
و دستانم از اشتياق سرشار
نگاه از درختان بر نمیگيرم
كه سبزند و بار آرزو دارند
راه آفتاب از لابلای ديوارها میگذرد
پشت پنجره درمانگاه نشسته ام
بوی دارو رخت بربسته
ميخك ها جائی شكفته اند
میدانم.
اسارت مسئله ای نيست
ببين !
مسئله اينست كه تسليم نشوی...
ناظم حكمت
Schindler @Diiaazepam
و مرا در بر میگيرد.
دنيا زيباست
و دستانم از اشتياق سرشار
نگاه از درختان بر نمیگيرم
كه سبزند و بار آرزو دارند
راه آفتاب از لابلای ديوارها میگذرد
پشت پنجره درمانگاه نشسته ام
بوی دارو رخت بربسته
ميخك ها جائی شكفته اند
میدانم.
اسارت مسئله ای نيست
ببين !
مسئله اينست كه تسليم نشوی...
ناظم حكمت
Schindler @Diiaazepam
امروز صبح، موتسارت را خاموش کردم,
تا گوش بسپارم به مرغی مقلد
که بیرون پنجره ام بر سیمی نشسته بود.
مرحوم موتسارتِ بی نوا، در مقایسه بازنده شد.......
اما تا صدای موتسارت محو شد، مرغ مقلد پرید.
داشت به موتسارت گوش می کرد.
اریک_پل_شیفر
Schindler @Diiaazepam
تا گوش بسپارم به مرغی مقلد
که بیرون پنجره ام بر سیمی نشسته بود.
مرحوم موتسارتِ بی نوا، در مقایسه بازنده شد.......
اما تا صدای موتسارت محو شد، مرغ مقلد پرید.
داشت به موتسارت گوش می کرد.
اریک_پل_شیفر
Schindler @Diiaazepam
باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آميز
جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها، پاييز
#مهدی_اخوان_ثالث
منتظرتان بودیم حضرت پاییز💛🍂🍁🌾
Diamond @Diiaazepam
خنده اش خونی ست اشک آميز
جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها، پاييز
#مهدی_اخوان_ثالث
منتظرتان بودیم حضرت پاییز💛🍂🍁🌾
Diamond @Diiaazepam
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
Diamond @Diiaazepam
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
Diamond @Diiaazepam
اگه تا پنج دقیقه دیگه برنگشتم......
یه خورده بیشتر منتظر بمونید!
ایس ونچورا: کارآگاه حیوانات (Ace Ventura: Pet Detective) / تام شادیاک
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
یه خورده بیشتر منتظر بمونید!
ایس ونچورا: کارآگاه حیوانات (Ace Ventura: Pet Detective) / تام شادیاک
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
حسادت احساس وحشتناکی است. به هیچ یک از رنج ها شبیه نیست، زیرا در آن هیچگونه تعالی یا حتی غم واقعی وجود ندارد. فقط رنج میدهد و بس. نفرتانگیز است!
📖 روزهای برمه
#جرج_اورول
Nemo @Diiaazepam
📖 روزهای برمه
#جرج_اورول
Nemo @Diiaazepam
از دکارت تا کانت ...
دکارت (2) : شک دکارتی
شک دکارتی:
دکارت ابتدا داده هایی که با حواس پنجگانه دریافت می شوند را مورد پرسش قرار می دهد
ایا می توان به انها شک کرد ؟ دکارت می گوید این ادراکات اسانترین راه برای ساختن باورها هستند ولی اغلب فریبنده اند ، مثال معروفش هم چوبی که در اب شکسته به نظر می رسد ولی در واقعیت این طور نیست (دکارت مثال های دیگر هم میزند) ، او حتی اصرار می کند که این شک به حواس را هر جور که هست منتفی کند مثلا می گوید ایا من اینجا ننشسته ام و لباسی در تن ندارم ؟ آیا این دست ها و این بدن مال من نسیتند؟
و خودش اینگونه پاسخ می دهد که ولی ایا من در خواب هم ندیدم که اینجا نشسته ام ؟ فرد اطمینان دارد که انچه در خواب می بیند باطل است پس از کجا اطمینان کنم که معلومات در بیداری هم مانند خواب ، یک سری رویاهای فریبنده نیستند ؟
در ادامه دکارت می گوید ایا می توان به جهان هستی هم شک کرد ؟ بله زیرا ما جهان را با حواس مان درک می کنیم و نشان دادیم که حواس خطا پذیرند و ما را فریب می دهند و به چیزی که یک بار ما را فریب داده نباید اعتماد کرد
در مرحله بعد دکارت می پرسد ایا به باور های علوم طبیعی هم می توان شک کرد ؟ بله ، زیرا انها هم مبتنی بر حس هستند و امروز هم ثابت شده که نظرات گذشتگان (مثلا هیئت بطلمیوسی) بی اعتبار بوده است و سر انجام در مرحله ی اخر دکارت می گوید ایا به ریاضیات هم می توان شک کرد ؟
جالب اینکه ریاضیاتی که دکارت همیشه برای انها اعتبار یقینی قائل بود را هم زیر سوال می برد تا بگوید بگذارید به همه چیز شک کنیم ، دکارت دلیل می اورد که شاید شیطانی خبیث وجود دارد که همه ی این باورها که من انها را یقینی میدانم و با چنان بداهتی انها را پذیرفته ام که شک پذیر نباشند ، را در سر من انداخته تا مرا فریب دهد
*****
حال در چنین وضعیت دکارت به همه چیز شک کرده است و می خواهد اولین اصل معروف و یقینی خود را بیان کند
دکارت در این مرحله می گوید حتی اگر همه ی باورهایی که من دارم کذب باشند و من تا به امروز فریب خورده باشم ، در حقیقت این مساله که من برای فریب خوردن باید وجود داشته باشم نمی توان شک کرد ، در واقع وقتی من به همه چیز شک می کنم پس در اینکه من هستم و شک میکنم نباید شکی داشته باشم ، و از انجا که شک کردن ، یکی از مصادیق اندیشیدن است پس اولین اصل مطلق و بدیهی و یقینی خود را صادر می کند : cogito ergo sum "می اندیشم پس هستم"
پس "می اندیشم ، هستم " یا اصل کوژیتو دکارت از هر سه فیلتر یاد شده می گذرد یعنی بدیهی است و جای کوچکترین شکی ندارد (1) ، وابسته به خود و مستقل از هر چیز دیگریست ، وجود من را هم اثبات می کند (2
#اهورا
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
دکارت (2) : شک دکارتی
شک دکارتی:
دکارت ابتدا داده هایی که با حواس پنجگانه دریافت می شوند را مورد پرسش قرار می دهد
ایا می توان به انها شک کرد ؟ دکارت می گوید این ادراکات اسانترین راه برای ساختن باورها هستند ولی اغلب فریبنده اند ، مثال معروفش هم چوبی که در اب شکسته به نظر می رسد ولی در واقعیت این طور نیست (دکارت مثال های دیگر هم میزند) ، او حتی اصرار می کند که این شک به حواس را هر جور که هست منتفی کند مثلا می گوید ایا من اینجا ننشسته ام و لباسی در تن ندارم ؟ آیا این دست ها و این بدن مال من نسیتند؟
و خودش اینگونه پاسخ می دهد که ولی ایا من در خواب هم ندیدم که اینجا نشسته ام ؟ فرد اطمینان دارد که انچه در خواب می بیند باطل است پس از کجا اطمینان کنم که معلومات در بیداری هم مانند خواب ، یک سری رویاهای فریبنده نیستند ؟
در ادامه دکارت می گوید ایا می توان به جهان هستی هم شک کرد ؟ بله زیرا ما جهان را با حواس مان درک می کنیم و نشان دادیم که حواس خطا پذیرند و ما را فریب می دهند و به چیزی که یک بار ما را فریب داده نباید اعتماد کرد
در مرحله بعد دکارت می پرسد ایا به باور های علوم طبیعی هم می توان شک کرد ؟ بله ، زیرا انها هم مبتنی بر حس هستند و امروز هم ثابت شده که نظرات گذشتگان (مثلا هیئت بطلمیوسی) بی اعتبار بوده است و سر انجام در مرحله ی اخر دکارت می گوید ایا به ریاضیات هم می توان شک کرد ؟
جالب اینکه ریاضیاتی که دکارت همیشه برای انها اعتبار یقینی قائل بود را هم زیر سوال می برد تا بگوید بگذارید به همه چیز شک کنیم ، دکارت دلیل می اورد که شاید شیطانی خبیث وجود دارد که همه ی این باورها که من انها را یقینی میدانم و با چنان بداهتی انها را پذیرفته ام که شک پذیر نباشند ، را در سر من انداخته تا مرا فریب دهد
*****
حال در چنین وضعیت دکارت به همه چیز شک کرده است و می خواهد اولین اصل معروف و یقینی خود را بیان کند
دکارت در این مرحله می گوید حتی اگر همه ی باورهایی که من دارم کذب باشند و من تا به امروز فریب خورده باشم ، در حقیقت این مساله که من برای فریب خوردن باید وجود داشته باشم نمی توان شک کرد ، در واقع وقتی من به همه چیز شک می کنم پس در اینکه من هستم و شک میکنم نباید شکی داشته باشم ، و از انجا که شک کردن ، یکی از مصادیق اندیشیدن است پس اولین اصل مطلق و بدیهی و یقینی خود را صادر می کند : cogito ergo sum "می اندیشم پس هستم"
پس "می اندیشم ، هستم " یا اصل کوژیتو دکارت از هر سه فیلتر یاد شده می گذرد یعنی بدیهی است و جای کوچکترین شکی ندارد (1) ، وابسته به خود و مستقل از هر چیز دیگریست ، وجود من را هم اثبات می کند (2
#اهورا
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
این شعر یکی از بهترین های شل سیلور استاین هست:
او از غرق شدن می ترسيد
برای همین ،هیچ وقت شنا نمیکرد
سوار قایق نمی شد
حمام نمیکرد
و به آبگیری پا نمی گذاشت
شب و روز در خانه می نشست
در را به روی خود قفل می کرد
و به پنجره ها میخ می کوبید
و از ترس اینکه موجی از سر برسد
مثل بید می لرزید و اشک میریخت
عاقبت انقدر گریه کرد
که اتاق پر شد از اشک
و او را در خود غرق کرد
#شل_سیلور_استاین
Schindler @Diiaazepam
او از غرق شدن می ترسيد
برای همین ،هیچ وقت شنا نمیکرد
سوار قایق نمی شد
حمام نمیکرد
و به آبگیری پا نمی گذاشت
شب و روز در خانه می نشست
در را به روی خود قفل می کرد
و به پنجره ها میخ می کوبید
و از ترس اینکه موجی از سر برسد
مثل بید می لرزید و اشک میریخت
عاقبت انقدر گریه کرد
که اتاق پر شد از اشک
و او را در خود غرق کرد
#شل_سیلور_استاین
Schindler @Diiaazepam
شروع فصل و شعر پاييز فروغ فرخزاد
از چهره طبيعت افسونكار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
اين جلوه هاي حسرت و ماتم را
پاييز،اي مسافر خاك آلود
در دامنت چه چيز نهان داري
جز برگ هاي مرده و خشكيده
ديگر چه ثروتي به جهان داري؟
جز غم چه ميدهد به دل شاعر
سنگين غروب تيره و خاموشت؟
جز سردي و ملال چه مي بخشد
بر جان دردمند من آغوشت؟
در دامن سكوت غم افزايت
اندوه خفته ميدهد آزارم
آن آرزوي گمشده ميرقصد
در پرده هاي مبهم پندارم
پاييز،اي سرود خيال انگيز
پاييز،اي ترانه محنت بار
پاييز،اي تبسم افسرده
بر چهره طبيعت افسونكار
#فروغ_فرخزاد
Schindler @Diiaazepam
از چهره طبيعت افسونكار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
اين جلوه هاي حسرت و ماتم را
پاييز،اي مسافر خاك آلود
در دامنت چه چيز نهان داري
جز برگ هاي مرده و خشكيده
ديگر چه ثروتي به جهان داري؟
جز غم چه ميدهد به دل شاعر
سنگين غروب تيره و خاموشت؟
جز سردي و ملال چه مي بخشد
بر جان دردمند من آغوشت؟
در دامن سكوت غم افزايت
اندوه خفته ميدهد آزارم
آن آرزوي گمشده ميرقصد
در پرده هاي مبهم پندارم
پاييز،اي سرود خيال انگيز
پاييز،اي ترانه محنت بار
پاييز،اي تبسم افسرده
بر چهره طبيعت افسونكار
#فروغ_فرخزاد
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ما دارو را برای افریقا ارسال کردیم
و این یک کار انسانی و شرافتمندانه است،
اما داروها یک مشکل دارد،
روی آن نوشته "بعد از غذا"
چارلز بوکوفسکی. Schindler @Diiaazepam
و این یک کار انسانی و شرافتمندانه است،
اما داروها یک مشکل دارد،
روی آن نوشته "بعد از غذا"
چارلز بوکوفسکی. Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت.
"صائب تبریزی"
Nemo @Diiaazepam
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت.
"صائب تبریزی"
Nemo @Diiaazepam
تو رفته ای
و بحران نوشیدن چای
بی تو دراین خانه
مهم ترین بحران خاور میانه است
این احمق ها
هنوز
سر نفت میجنگند...!!!
#پوریا_عالمی
Schindler @Diiaazepam
و بحران نوشیدن چای
بی تو دراین خانه
مهم ترین بحران خاور میانه است
این احمق ها
هنوز
سر نفت میجنگند...!!!
#پوریا_عالمی
Schindler @Diiaazepam
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
تا ببينم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد که ايام نماند
گو نه دل باش و نه ايام چه خواهد بودن
مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او
رحم آن کس که نهد دام چه خواهد بودن
باده خور غم مخور و پند مقلد منيوش
اعتبار سخن عام چه خواهد بودن
دست رنج تو همان به که شود صرف به کام
دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن
پير ميخانه همیخواند معمايی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل
تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
#حافظ
Dimond @Diiaazepam
تا ببينم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد که ايام نماند
گو نه دل باش و نه ايام چه خواهد بودن
مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او
رحم آن کس که نهد دام چه خواهد بودن
باده خور غم مخور و پند مقلد منيوش
اعتبار سخن عام چه خواهد بودن
دست رنج تو همان به که شود صرف به کام
دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن
پير ميخانه همیخواند معمايی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل
تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
#حافظ
Dimond @Diiaazepam