Diazepam
#مسخ #کافکا #معرفی_کتاب Schindler @Diiaazepam
رمان مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی میتوانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است . اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر به تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست میدهد بلکه به مرور به موجودی بیمصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند . این خانواده سمبل جامعهایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بیرحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسانهایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ میکند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند . انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بیآزاری چون او نیست . هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر میشود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظهها را برای رسیدن به مرگ می شمارند . مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایه ای از خود شخصیت نویسنده است .
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
مسخ و تناسخ
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
دانشجوهای دانشگاه هاروارد بر این باورند که اختراع یک شغل، بهتر از پیدا کردن یک شغله!
"شبکه اجتماعی (The Social Network) / دیوید فینچر"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
"شبکه اجتماعی (The Social Network) / دیوید فینچر"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
هیچ موجود زنده ای، جز انسان، با منفی گرایی امیخته نیست. هیچ موجود زنده ای، جز انسان، به زمین، سخاوتمند و مهربان ستم نمی کند. ایا تا به حال به درختی ناشاد و یا گلی افسرده برخورده ای؟
#اکهارت_تله
Diamond @Diiaazepam
#اکهارت_تله
Diamond @Diiaazepam
قهوه خانه خالی
نجیب محفوظ @CafeKetab
📙 داستانکوتاه : #قهوه_خانه_خالی
✍🏻 نویسنده : #نجیب_محفوظ
📝 ترجمه : #فرشته_افضلی
🎙 با صدای : #بهروز_رضوی
⏳ زمان : 20 دقیقه
🗜 حجم : 10 مگابایت
Diamond @Diiaazepam
✍🏻 نویسنده : #نجیب_محفوظ
📝 ترجمه : #فرشته_افضلی
🎙 با صدای : #بهروز_رضوی
⏳ زمان : 20 دقیقه
🗜 حجم : 10 مگابایت
Diamond @Diiaazepam
بنگر ز جهان، چه طَرْف بربستم؟ هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ.
#خیام
Schindler @Diiaazepam
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ.
#خیام
Schindler @Diiaazepam
آن غاليه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در اين جا
ياريست چو حوری و سرايی چو بهشتی
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد
چون بالش زر نيست بسازيم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شداد
يک شيشه می و نوش لبی و لب کشتی
تا کی غم دنيای دنی ای دل دانا
حيف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابی جهان است
کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
تقدير چنين بود چه کردی که نهشتی
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در اين جا
ياريست چو حوری و سرايی چو بهشتی
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد
چون بالش زر نيست بسازيم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شداد
يک شيشه می و نوش لبی و لب کشتی
تا کی غم دنيای دنی ای دل دانا
حيف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابی جهان است
کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
تقدير چنين بود چه کردی که نهشتی
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
ما نمى توانیم بدون مشارکت زنان و آزادشدن آن ها انقلابی داشته باشیم. برتری مردان به شیوه ی بسیار زیرکانه ای آموزش داده شده است. خیلى طول کشید که من متوجه شوم مرد بودن من چگونه میدان حرکت "یوکو" را محدود مى کند. او زن سرخ و آزاده اى است که توانست به سرعت به من نشان دهد که کار من کجا غلط است. هرچند خودم تصور می کردم رفتار کاملا طبیعی دارم و به همین دلیل من همیشه علاقمندم بدانم رفتار کسانى که ادعاى رادیکالیسم مى کنند با زنان چه گونه است.
#جان_لنون
Diamond @Diiaazepam
#جان_لنون
Diamond @Diiaazepam
نیاکان ما بسی نادان تر و بی اندیشه تر از ما بوده اند. آنها دارای روش ها و سلوک و اعتقاداتی بوده اند که اکنون ما با دیده تمسخر بدآنها نگاه کرده و دچار شگفتی میشویم.
پس چگونه می توانیم پاره ای از پندارها را از کل و اصل جدا نموده و به علت اینکه پدران و نیاکان ما بدآنها ایمان داشته اند آنها را پذیرفته و به قسمت های دیگر از همان اصل و کل به دیده تحقیر و تمسخر بنگریم.
به همین جهت معتقدات مذهبی نیز جزء همان پندارها و اعتقاداتی است که از اصل خود جدا شده و بنابر مقتضیاتی رنگ معنویت و روحانیت گرفته اند.
#آینده_یک_پندار
#زیگموند_فروید
Diamond @Diiaazepam
پس چگونه می توانیم پاره ای از پندارها را از کل و اصل جدا نموده و به علت اینکه پدران و نیاکان ما بدآنها ایمان داشته اند آنها را پذیرفته و به قسمت های دیگر از همان اصل و کل به دیده تحقیر و تمسخر بنگریم.
به همین جهت معتقدات مذهبی نیز جزء همان پندارها و اعتقاداتی است که از اصل خود جدا شده و بنابر مقتضیاتی رنگ معنویت و روحانیت گرفته اند.
#آینده_یک_پندار
#زیگموند_فروید
Diamond @Diiaazepam
همیشه جستجوگر بودم و هستم، اما دیگر در ستاره ها و کتاب ها دنبال چیزی نمی گردم. اکنون بیشتر دنبال صدایی هستم که از وجودم برمی آید.
#هرمان_هسه
Diamond @Diiaazepam
#هرمان_هسه
Diamond @Diiaazepam
Big Medicine
Mari Boine
اندیشیدن به اینکه از کجا آمدهایم،
چقدر آمدهایم و تا کجا پیش رفتهایم؛
نغمهای خودرو هست،میلیونها هارمونی،
تذکرهای با هریک از ماهست،
درست در درون هر فرد
طبیب بزرگی هست.
#مدیتیشن
Diamond @Diiaazepam
چقدر آمدهایم و تا کجا پیش رفتهایم؛
نغمهای خودرو هست،میلیونها هارمونی،
تذکرهای با هریک از ماهست،
درست در درون هر فرد
طبیب بزرگی هست.
#مدیتیشن
Diamond @Diiaazepam
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام :
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد، یاد نمیدهند.
مرد ماسهای
#نیل_گیمن
Diamond @Diiaazepam
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد، یاد نمیدهند.
مرد ماسهای
#نیل_گیمن
Diamond @Diiaazepam
ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﯽ ﭘﯿﺸﻪ ﻛﻨﺪ، ﺑﯽ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻛﺴﺐ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﺮﻭﻣﻨﺪ.
ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ، ﺷﯿﺮ ﯾﺎ ﺧﻂ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ. ﺷﯿﺮ ﺁﻣﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ.
ﻭ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﺧﻂ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﻩ ﺑﺎﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺧﻂ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ،
ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ.
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺷﺪ. ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺷﺘﺎﺑﺰﺩﻩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ. ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﺎﻡ ﺩﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ. ﻣﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﯿﻢ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺘﯿﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺁﺩﻡ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ. ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺳﻔﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﻫﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ.
#ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ_ﺳﻔﺮ_ﺑﺎ_ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﯿﮑﻠﺖ
#اﺭﻧﺴﺘﻮ_چه_گوارا
Nemo @Diiaazepam
ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ، ﺷﯿﺮ ﯾﺎ ﺧﻂ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ. ﺷﯿﺮ ﺁﻣﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ.
ﻭ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﺧﻂ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﻩ ﺑﺎﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺧﻂ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ،
ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ.
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺷﺪ. ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺷﺘﺎﺑﺰﺩﻩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ. ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﺎﻡ ﺩﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ. ﻣﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﯿﻢ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺘﯿﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺁﺩﻡ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ. ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺳﻔﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﻫﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ.
#ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ_ﺳﻔﺮ_ﺑﺎ_ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﯿﮑﻠﺖ
#اﺭﻧﺴﺘﻮ_چه_گوارا
Nemo @Diiaazepam
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی
در این ایستگاه نشستهام!
#رسول_يونان
Schindler @Diiaazepam
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی
در این ایستگاه نشستهام!
#رسول_يونان
Schindler @Diiaazepam
دلیل آنکه در این عالم فراوانی هنوز فقر هست این است که بسیاری از مردم این قانون اصلی زندگی را نمی فهمند و این حقیقت را نمی یابند که برای قدرت جذب نخست باید بدهند و ببخشند و بدانند آنچه از آنها بیرون می تراود همان را به سوی خود جذب می کنند.
قانون توانگرى
#كاترين_پاندر
Diamond @Diiaazepam
قانون توانگرى
#كاترين_پاندر
Diamond @Diiaazepam
اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم
قهوهخانهها به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم بی هدف با تو پرسه بزنم
خیابانها به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم بی هراس نامت را در گلو بگردانم
کلمات به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم فریاد بزنم «دوستت دارم»
دهانم به چه کار میآید؟...
#سعاد_الصباح
Diamond @Diiaazepam
قهوهخانهها به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم بی هدف با تو پرسه بزنم
خیابانها به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم بی هراس نامت را در گلو بگردانم
کلمات به چه کار میآیند؟
و اگر نتوانم فریاد بزنم «دوستت دارم»
دهانم به چه کار میآید؟...
#سعاد_الصباح
Diamond @Diiaazepam
مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
#خيام
Schindler @Diiaazepam
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
#خيام
Schindler @Diiaazepam