Diazepam
#مسخ #کافکا #معرفی_کتاب Schindler @Diiaazepam
رمان مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی میتوانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است . اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر به تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست میدهد بلکه به مرور به موجودی بیمصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند . این خانواده سمبل جامعهایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بیرحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسانهایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ میکند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند . انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بیآزاری چون او نیست . هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر میشود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظهها را برای رسیدن به مرگ می شمارند . مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایه ای از خود شخصیت نویسنده است .
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
مسخ و تناسخ
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
رمان مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی میتوانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است . اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر به تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست میدهد بلکه به مرور به موجودی بیمصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند . این خانواده سمبل جامعهایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بیرحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسانهایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ میکند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند . انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بیآزاری چون او نیست . هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر میشود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظهها را برای رسیدن به مرگ می شمارند . مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایه ای از خود شخصیت نویسنده است .
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
***
مسخ | فرانتس کافکا
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکدهها و آموزشگاههای ادبیات سراسر جهان غرب تدریس میشود.
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که به یک مخلوق نفرتانگیز حشرهمانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمیشود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوسوار داستان دارد.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشرهشناسانه بداند به او تبریک میگویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایهای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
#مسخ
#کافکا
#معرفی_کتاب
Forwarded from Diazepam
Maskh-www.BagheFarhang.com_.pdf
3.3 MB
Forwarded from Diazepam
مسخ و تناسخ
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
مسخ_اسم،عربی:تغییر شکل،تغییر ظاهر،از شکل افتادگی،بی ریختگی،بدترکیبی،تحریف،قلب،تناسخ،انتقال روح،هیولا.
چرا گرگور سامسا دفعتا مسخ شد؟چرا به حشره تبدیل شد؟این پرسش را فقط با توسل به حدس و گمان میتوان پاسخ گفت.
اعتقاد به تغییر شکل و امکان تبدیل چیزی به چیز دیگر تقریبا در همه فرهنگ های کهن دیده میشود.اسطوره ها،افسانه ها،قصه ها،متل ها،از چین و هند و ایران تا یونان و روم،تا سرزمین اسکیمو ها و سرخ چوستان،مملو از این گونه باور هاست.مسخ و تناسخ در ادیان مختلف و در کتاب های مقدس این ادیان به صراحت یا به کنایت آمده است.تناسخ در اسلام جایی ندارد،اما مسخ را طبق نص قرآن میبینیم:فقلنا لهم کونو قردة{پس گفتیم بوزینه شوید}{ایه 65،سوره بقره}
کافکار نام خانوادگی گرگور را دانسته و آگاهانه انتخاب کرده است و این انتخاب تصادفی نبوده.سمسا در واقع خلاصه شده کلمه سامسارا است.واژه سامسارا،سانسکریت است.سَمارَتلفظ میشود و در لغت به معنای همراه دویدن است،که در کیش هندوئیسم مفهوم مذهبی به خود گرفته و به معنای چرخه مستعمری در آمده است که روح در آن چرخه پیوسته از نو زاده میشود.بنا به اعتقاد هندو ان که به برخی مذاهب و کیش های دیگر نیز سرایتا کرده است روح پس از پرواز از بدن،بسته به گناهانی که متوفا در زندگی مرتکب شده است،در قالب مناسب خود،حیوانی یا انسانی،با درجات مختلف از ادنی تا اعلی در می آید و این چرخه آن قدر تکرار میشود تا روح به کلی از همه پلیدی ها پاک شود.
کافکا انسانی مردن است.فروید،نیچه،هگل،داروین،نیوتن را خوانده است پس وقتی از مسخ سخن میگوید،جوهر نمادین و استعاری این مفهوم را در نظر دارد.گرگور مسخ میشود:انسانی که از شیوه زیست مادی ،و از شغل ناخواسته،کسل کننده و دنیای ماشینی ،استثمار کننده و به تحیلی به جان آمده است.خانواده سامسا،از دسترنج گرگور تغذیه میکند.گرگور با کمال میل وظیفه اش را انجام میدم و حتی احساس انسانی وی بعد از دگردیسی،چون رسوبی در اعماق وجودش باقی است.مسخ گرگور طغیان انسان علیه زندگی انگلی است.
#کافکا
#مسخ
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam