Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
چیزی که دنیا بهش نیاز داره
بازگشت به نجابت و مهربانیه




📽 Roman Holiday


Nemo @Diiaazepam
اگر کسی برای ما ارزشمند باشد، باید این راز را از او پنهان کنیم چنان که جنایتی را پنهان می‌کنیم این واقعیت خوشایند نیست ، اما حقیقت دارد . آدم‌ها تاب مهربانی بسیار را ندارند.

ارتور شوپنهاور

Schindler @Diiaazepam
ﺩﺭﯾﻐﺎ ﺷﯿﺮﺁﻫﻦ ﮐﻮﻩ ﻣﺮﺩﺍ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ،
ﻭ ﮐﻮﻩ ﻭﺍﺭ
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺍﻓﺘﯽ
ﻧﺴﺘﻮﻩ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ
ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ.

#ﺍﺣﻤﺪ_ﺷﺎﻣﻠﻮ

Nemo @Diiaazepam
از كسی نمی‌پرسند
چه هنگام می‌تواند «خدانگهدار» بگوید؟

از عادات انسانی‌اش نمی‌پرسند.
از خویشتنش نمی‌پرسند.

زمانی به ناگاه
باید با آن رو در روی در آید؛
تاب آرد؛
بپذیرد؛
وداع را،
درد مرگ را،
فرو ریختن را؛
تا دیگر بار،
بتواند كه برخیزد


کتاب : سکوت سرشار از ناگفته هاست

اثر : #مارگوت_بیکل

ترجمه : #احمد_شاملو

Ugmid @Diiaazepam
اجازه نده غم گذشته و ترس آینده،
شادی کنونی ات را از تو بگیرد.

Nemo @Diiaazepam
همه‌ی ما
فقط
حسرت بی‌پایان
یک اتفاق ساده‌ایم
که جهان را
بی‌جهت
یک‌جور عجیبى
جدی گرفته‌ایم!

#سید_علی_صالحی

Nemo @Diiaazepam
این روزها
عجیب تمرین خوب بودن
وشاد بودن میکنم
میدانی؟ زندگی درست مثل بستنیست
ازآن لذت نبری تمام شده
خوب است با لذت تمامش کنی وگرنه باید حسرت آب شدنش را تماشا کنی
روزهایی هست که تلخند درست مثل دارک
اما طعم شیرین وانیلی دوباره حال خوب را به چشمانت میدهد.
باور دارم که ،حال بد، مرورغمها همه و همه آنقدر راحت است که همه از عهده اش برمی آینداین خوب بودن است که نادر است و یک سبک زندگی. شادی این نیست که هیچ غمی نباشد بلکه درک درست از غم و امید به روزهای شاد معنای شادیست

Nemo @Diiaazepam
نشسته بودم و فكر مي كردم چقدر غم انگيز است كه مردم طوري بار مي آيند كه به چيزي شگفت انگيز چون زندگي عادت مي كنند. يك روز ناگهان، اين واقعيت را كه وجود داريم بديهي فرض مي كنيم - و از آن به بعد، بله، از آن به بعد ديگر تا نزديكي هاي وقتي مي خواهيم دوباره دنيا را ترك كنيم، در اين باره فكر نمي كنيم!


📚راز فال ورق
👤يوستين گوردر

Nemo @Diiaazepam
داشتم از درد به خودم میپیچیدم
همسایه ها گفتند:
چقدر قشنگ قر میدهی ! ! !
و سالهاست ...
رقاص پر درد خیابانهایم...!

#صادق_هدایت

Nemo @Diiaazepam
«به آنها بگویید زندگی شگفت انگیزی داشتم.»

آخرین کلام در بستر مرگ / ۲۹ آوریل ۱۹۵۱ /
#لودویگ_ویتگنشتاین

Nemo @Diiaazepam
گذشته ها گذشته،
آینده هم معلوم نیست چی میشه
پس بهتره فکر الان باشیم.




📽 Kung Fu Panda

Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
بدنم زجر میکشد، پوست تنم درد میکند ، سینه ام ، دست و پایم سرم خالی است و دلم بهم میخورد و از همه بدتر طعمی است که در دهنم است نه خون است ، نه مرگ است ، نه تب ، اما همه اینها با هم ، کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت پیدا کنم چه سخت است ،چه تلخ است انسان بودن.

آلبر كامو

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من، از من خشنود شود و به معصیت من، از من خشم گیرد. پس او خود در بند من است تا من چه کنم!

عطار نيشابوري

تذكره الاولياء📚📚

Schindler @Diiaazepam
"تهران و من"

هر صبح
چون زبانِ تَر و خشکِ برگ ها
از نیشِ ناگهانیِ آفتاب
آماس می کند...
تهران، چون کرمِ پیر
در پیله ای تنیده ز ابریشمِ غبار
دار می شود
دردی نهفته در دلش احساس می کند
هر ظهر چون زبانِ تب آلودِ برگ ها
طعمِ شرابِ تلخ و گسِ آفتاب را احساس می کند
من هم چو کرم پیر
در پیله ای تنیده ز ابریشمِ خیال
از هوش می روم
شعری نگفته در دلم آماس می کند...

#نادر_نادرپور

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
منو بفهم!
من مثل یه دنیای عادی نیستم
دیوونگی‌های خودمو دارم
من توو یه بُعد دیگه زندگی میکنم...


#چارلز_بوکفسکی

Nemo @Diiaazepam
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود :
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟

لئو بوسکالیا

Nemo @Diiaazepam
آفتاب خسته زمستان به زحمت از بالای پرچین دیده می شد.منتظر بودم دختر ها بیدار شوند.خانه بسیار ساكت بود
هوس سیگار کردم احمقانه بود.سال ها سيگار نمی کشیدم بله اما حالا دلم می خواست.زندگي همین است.اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستانی تصمیم می گيريد چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید مردی را دوست دارید از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی در میابید که او خواهد رفت چون زن دیگري را دوست دارد و
باید اضافه کرداین مرد شرمنده است که اشتباه کرده است چون پشت تلفن ګفت:مرا بببخش میدانم اشتباه میکنم
اما خواهش می کنم....
من یک حباب صابون هستم شاید از آنهم فنانا پذير تر

#انا_گاوالدا
من او را دوست داشتم📚📚

Schindler @Diiaazepam
15 جمله ابتدایی معروف ترین رمان های جهان:

همه خانواه های خوشبخت مثل هم هستند اما هر خانواده بدخت،به راه و روش خودش بدبخت است.
(آناکارنینا،لئوتولستوی)

این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی با ثروت مناسب،باید به دنبال همسر گردد.
(غرور و تعصب،جین آستین)

بهترین دوران بود.بدترین دوران بود.دوران درایت بود دوران حماقت بود.اوج ایمان بود.اوج شک بود.فصل روشنایی بود.فصل تاریکی بود.بهار امید بود،زمستان یاس بود.همه چیز در یک قدمی ما بود.همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم.همه مستقیم به بهشت می رفتیم و.همه مستقیم در جهت مخالف می رفتیم.
(داستان دو شهر،چارلز دیکنز)

روز سرد روشنی از ماه آوریل بود.ساعت سیزده بار نواخت.
(1984،جرج اورول)

هیچی در مورد من نمیدانید،مگر اینکه کتابی با نام ((ماجراهای تام سایر))را خوانده باشید.اما اصلا مهم نیست.آن کتاب را اقای مارک تواین نوشته بود تقریبا همه اش حقیقت بود.
(ماجراهای هالکبری فین،مارک تواین)



اگر واقعا می خواهید از این ماجرا مطلع شوید حتما اولین چیزی که میخواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از به دنیا آمدن من چه می کردند و همه این چیز های مسخره دیوید کاپرفیلدی.اما راستش را بخواهیم من حالش را ندارم این حرف ها را بزنم.
(ناتور دشت،جی دی سلنیجر)

در سال های جوان تر و ضعیف تر بودنم پدرم به من نصیحتی کرد که از همان موقع در ذهنم می چرخد.این طور گفت که هر وقت می خواهی از کسی ایراد بگیری فقط یادت باشد که همه مردم دنیا،شانس و بختی که تو داشتی را نداشتند
(گتسبی بزرگ،فیتز جرالد)

یک روز که گرگور سامسا از خوابی تلخ بیدار شد که در رختخوابش به یک سوسک غول آسا بدل شده است.
(مسخ،فرانتس کافکا)

مرا اسماعیل صدا بزنید
(موبی دیک،هرمان ملویل)

دوشیزه بروکس زیبایی داشت که انگار لباس های کهنه به آن جلوه بیشتری میداد.
(میدل مارچ،جرج اولویت)

همه بچه ها به جز یکی،بزرگ می شوند.
(پیتر پن،جی ام بری)

گریز ناپذیر بود.عطر بادام تلخ همیشه او را به یاد سرانجام عشقی نافرجام می انداخت.
(عشق سال های وبا،گابریل گارسیا مارکز)

سرما با میلی از زمین برخاست،و مه با کمرنگ شدنش سپاهی را نشان می داد که روی تپه کشیده شده بود و استراحت می کرد.
(نشان سرخ دلبری،استفان کرین)

مامان امروز مرد یا شاید دیروز،نمی دانم.
(بیگانه،البر کامو)

پیرمردی بود که تنها در خلیج ماهیگیری میکرد و هشتاد و چهار روز بود که ماهی نگرفته بود.

(پیرمرد و دریا،ارنست همینگوی)

Schindler @Diiaazepam