#معرفی_فیلم
من تونیا هستم (I, Tonya)
ژانر : زندگینامه, درام, ورزشی
سال انتشار : 2017
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 11 میلیون دلار
فروش فیلم : 39.3 میلیون دلار
امتیاز : 7.6
منتقدین : 77/100
کارگردان : Craig Gillespie
نویسنده : Steven Rogers
بازیگران : Margot Robbie, Sebastian Stan, Allison Janney
خلاصه داستان : داستان فیلم بر اساس زندگینامه تونیا هاردینگ، اسکیتباز معروف آمریکایی در دهه 90 میلادی است
yon.ir/6XF2i
Nemo @Diiaazepam
من تونیا هستم (I, Tonya)
ژانر : زندگینامه, درام, ورزشی
سال انتشار : 2017
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 11 میلیون دلار
فروش فیلم : 39.3 میلیون دلار
امتیاز : 7.6
منتقدین : 77/100
کارگردان : Craig Gillespie
نویسنده : Steven Rogers
بازیگران : Margot Robbie, Sebastian Stan, Allison Janney
خلاصه داستان : داستان فیلم بر اساس زندگینامه تونیا هاردینگ، اسکیتباز معروف آمریکایی در دهه 90 میلادی است
yon.ir/6XF2i
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
#معرفی_فیلم من تونیا هستم (I, Tonya) ژانر : زندگینامه, درام, ورزشی سال انتشار : 2017 محصول : امریکا بودجه فیلم : 11 میلیون دلار فروش فیلم : 39.3 میلیون دلار امتیاز : 7.6 منتقدین : 77/100 کارگردان : Craig Gillespie نویسنده : Steven Rogers بازیگران…
#نقد_فیلم
رکس رید | نیویورک آبزرور : این فیلم بسیار زیبا و فوقالعاده چشمگیر که داستانی کاملا واقعی و نسبتا خندهداری هم دارد، با صحنههای مختلف خود با عجله زیاد آدرنالین را درون بیننده افزایش میدهد، به طوری که تا حدودی احساساتی که در مخاطب وجود دارد توسط این صحنههای هیجانانگیز شکسته شده و پایمال میشود.
آلیسون شومیکر | کانسیکوئنس آو ساوند : مارگو رابی در خیلی از آثار به طرز خیلی خوب و شگفتانگیزی هنرنمایی کرده است. حتی در آثاری مثل فیلم Suicide Squad (جوخه انتحاری) که اثر آنچنان موفق و محبوبی هم نبود، خیلی دوست داشتنی بازی کرد و یکی از معدود نقاط مثبت آن هم بود. اما به نظر میرسد که فیلم I, Tonya اصلا چیز دیگری است؛ رابی در این اثر به معنای واقعی کلمه فوقالعاده و برجسته ایفای نقش کرده است.
اوون گلیبرمن | ورایتی : فیلم I, Tonya به معنای واقعی کلمه یک اثر فوقالعاده زیبا و انفجاری است. اگرچه فیلمنامه این فیلم به شدت به حقایق و جزئیات اصلی داستان وفادار است و تا انتها آنها را رها نمیکند اما خود داستان فیلمنامه هم به نوبهی خود پیچ و خمهای زیاد و البته روند زیبایی دارد. از طرف دیگر و مهمترین مسئله درباره این اثر، تیم بازیگری آن است که به طرز خیلی دقیق و خوبی انتخاب شدهاند و این بازیگران به نحوی در نقش خود فرو رفتهاند و به طریقی زیبا بازی میکنند که هیچکس نمیتواند حتی تصور کند که شاید بازیگر دیگری بتواند بهتر از آنها روی پرده سینما ظاهر شود.
Nemo @Diiaazepam
رکس رید | نیویورک آبزرور : این فیلم بسیار زیبا و فوقالعاده چشمگیر که داستانی کاملا واقعی و نسبتا خندهداری هم دارد، با صحنههای مختلف خود با عجله زیاد آدرنالین را درون بیننده افزایش میدهد، به طوری که تا حدودی احساساتی که در مخاطب وجود دارد توسط این صحنههای هیجانانگیز شکسته شده و پایمال میشود.
آلیسون شومیکر | کانسیکوئنس آو ساوند : مارگو رابی در خیلی از آثار به طرز خیلی خوب و شگفتانگیزی هنرنمایی کرده است. حتی در آثاری مثل فیلم Suicide Squad (جوخه انتحاری) که اثر آنچنان موفق و محبوبی هم نبود، خیلی دوست داشتنی بازی کرد و یکی از معدود نقاط مثبت آن هم بود. اما به نظر میرسد که فیلم I, Tonya اصلا چیز دیگری است؛ رابی در این اثر به معنای واقعی کلمه فوقالعاده و برجسته ایفای نقش کرده است.
اوون گلیبرمن | ورایتی : فیلم I, Tonya به معنای واقعی کلمه یک اثر فوقالعاده زیبا و انفجاری است. اگرچه فیلمنامه این فیلم به شدت به حقایق و جزئیات اصلی داستان وفادار است و تا انتها آنها را رها نمیکند اما خود داستان فیلمنامه هم به نوبهی خود پیچ و خمهای زیاد و البته روند زیبایی دارد. از طرف دیگر و مهمترین مسئله درباره این اثر، تیم بازیگری آن است که به طرز خیلی دقیق و خوبی انتخاب شدهاند و این بازیگران به نحوی در نقش خود فرو رفتهاند و به طریقی زیبا بازی میکنند که هیچکس نمیتواند حتی تصور کند که شاید بازیگر دیگری بتواند بهتر از آنها روی پرده سینما ظاهر شود.
Nemo @Diiaazepam
او یک نگاه داشت
به صد چشم مینهاد
او یک ترانه داشت
به صد گوش میسرود.
من صد ترانه خواندم و
نشنود هیچکس
من صد نگاه داشتم و
دیدهای نبود.
نصرت رحمانی
Schindler @Diiaazepam
به صد چشم مینهاد
او یک ترانه داشت
به صد گوش میسرود.
من صد ترانه خواندم و
نشنود هیچکس
من صد نگاه داشتم و
دیدهای نبود.
نصرت رحمانی
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
آری، بشر موجود سرسختیست.
من تصور میکنم بهترین تعریفی که
میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارتست از موجودی که
به همه چیز عادت میکند.
🕴 فیودور داستایفسکی
📚 خاطرات خانه مردگان
Nemo @Diiaazepam
من تصور میکنم بهترین تعریفی که
میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارتست از موجودی که
به همه چیز عادت میکند.
🕴 فیودور داستایفسکی
📚 خاطرات خانه مردگان
Nemo @Diiaazepam
کاشکی آخر این سوز بهاری باشد
کاشکی در بغلت راه فراری باشد
کاشکی بد نشود آخر این قصهی بد
کاشکی باز بخوابیم، ولی تا به ابد...
سید مهدی موسوی
Schindlerr @Diiaazepam
کاشکی در بغلت راه فراری باشد
کاشکی بد نشود آخر این قصهی بد
کاشکی باز بخوابیم، ولی تا به ابد...
سید مهدی موسوی
Schindlerr @Diiaazepam
بیا ساقی!
بزن سازی!
برقصانم!
چونان چرخی! بگردانم،
سرم غوغاست... بفهمانم!
دلم شیداست!... مرنجانم!
من آن جانم!، که جانم، میفروشم...!
پی الهامی از وحی و سروشم...
مولانا
Nemo @Diiaazepam
بزن سازی!
برقصانم!
چونان چرخی! بگردانم،
سرم غوغاست... بفهمانم!
دلم شیداست!... مرنجانم!
من آن جانم!، که جانم، میفروشم...!
پی الهامی از وحی و سروشم...
مولانا
Nemo @Diiaazepam
و مردم کشتارگاه
که خاک باغچه هاشان هم خونیست
وآب حوض هاشان هم خونیست
و تخت کفشهاشان هم خونیست
چرا کاری نمیکنند
چرا کاری نمیکنند
چقدر آفتاب زمستان تنبل است
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
که خاک باغچه هاشان هم خونیست
وآب حوض هاشان هم خونیست
و تخت کفشهاشان هم خونیست
چرا کاری نمیکنند
چرا کاری نمیکنند
چقدر آفتاب زمستان تنبل است
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
شماری بسیار از ساده اندیشان و ظاهر بینان می انگارند منظور نیچه از این گزین گویه،آن بوده است که زن ها را باید شلاق زد.نسخت باید گفت:هرگز چنین استنباط غلطی با اندیشه های نیچه،سازگار نیست.اگر نیچه میخواست چنین حکمنی را صادر کند،چرا سر راست نگفت که زن ها را باید زد؟
نیچه که با تمامی فیلسوفان و پیامبران و فرزانگان جهان رد افتاده بود،مگر واهمه ای داشت که به یک سخن ساده را اینگونه بپیچاند و در هاله ای از ابهام بپوشاند؟
وانگهی،این سخن از زبان زرتشت نیست.بلکه سخنی از زبان زنان درباره ی زنان است.و تازه،آن هم به کنایه گفته شده است.زنی پیر که برای رسیدن به این حقیقت،موی خود را سپید کرده ،این گزین گویه را به زرتشت هدیه میکند.پیرزن در آغاز گفتگو،از زرتشت میخواهد که با او درباره ی زنان،سخن بگوید و زرتشت به درخواست او سخنانی بسیار می گوید و سر انجام،پیرزن،تنها همین جمله را _به عنوان حقیقتی کوچک_در پاسخ به زرتشت بر زبان می آورد.اما پیش از گفتن آن،هشدار میدهد که:
نهان اش کن و دهان اش بگیر و گرنه به بانگ بلند فریاد خواهد کرد.
این حقیقت کوچک یاران و شاگران زرتشت_پس از دیدارش با پیرزن_او را می بیند که هراسان،چیزی را زیر خرقه اش پنهان کرده است و هسته می گذرد.چرا زرتشت،چنین میکند؟او که عاشق حقیقت است و اکنون که حقیقتی را به چنگ آورده باید با سینه ای افراخته و گامهایی استوار و محکم از نزد پیرزن بازگردد.پس چرا این گونه نیست؟چرا زرتشت همگان بردن این حقیقت با خود به قول یارانش:می خزد؟چرا دانستن این سخن،هر کسی را سزاوار نیست؟
پاسخ اش پیش روی ماست.
مگر نه اینکه نیچه با ثبت این گزین گویه در شاهکارش،دهان این حقیقت را گشود و این حقیقت،چنان فریاد بلندی کشید که مردم دنیا همنگی از میان تمامی گزین گویه هایش،تنها همین یک سخن را شنیدند و دودستی به آ« چسبیدند؟و به راستی هم کسانی که هیچ از نیچه نخوانده اند و نمیدانند،این یک سخن را اما شنیده اند.حتی خبر مرگ خدا در برابر این حقیقت کوچک،چندان میان اسنان ها پر طنین و آشوبگر نبوده است.زرتشت،این حقیقت را در زیر خرقه اشنهان کرده بود و می هراسید،چرا که می دانست،این حقیقت که برای او حقیقتی ساده و دریافتنی و کوچک است،نزد مردم هرگز چنان که باید دریافته نخواهد شد و چه هیولاهای هولناک که از درون آن سر بر نخواهند کشید.
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
نیچه که با تمامی فیلسوفان و پیامبران و فرزانگان جهان رد افتاده بود،مگر واهمه ای داشت که به یک سخن ساده را اینگونه بپیچاند و در هاله ای از ابهام بپوشاند؟
وانگهی،این سخن از زبان زرتشت نیست.بلکه سخنی از زبان زنان درباره ی زنان است.و تازه،آن هم به کنایه گفته شده است.زنی پیر که برای رسیدن به این حقیقت،موی خود را سپید کرده ،این گزین گویه را به زرتشت هدیه میکند.پیرزن در آغاز گفتگو،از زرتشت میخواهد که با او درباره ی زنان،سخن بگوید و زرتشت به درخواست او سخنانی بسیار می گوید و سر انجام،پیرزن،تنها همین جمله را _به عنوان حقیقتی کوچک_در پاسخ به زرتشت بر زبان می آورد.اما پیش از گفتن آن،هشدار میدهد که:
نهان اش کن و دهان اش بگیر و گرنه به بانگ بلند فریاد خواهد کرد.
این حقیقت کوچک یاران و شاگران زرتشت_پس از دیدارش با پیرزن_او را می بیند که هراسان،چیزی را زیر خرقه اش پنهان کرده است و هسته می گذرد.چرا زرتشت،چنین میکند؟او که عاشق حقیقت است و اکنون که حقیقتی را به چنگ آورده باید با سینه ای افراخته و گامهایی استوار و محکم از نزد پیرزن بازگردد.پس چرا این گونه نیست؟چرا زرتشت همگان بردن این حقیقت با خود به قول یارانش:می خزد؟چرا دانستن این سخن،هر کسی را سزاوار نیست؟
پاسخ اش پیش روی ماست.
مگر نه اینکه نیچه با ثبت این گزین گویه در شاهکارش،دهان این حقیقت را گشود و این حقیقت،چنان فریاد بلندی کشید که مردم دنیا همنگی از میان تمامی گزین گویه هایش،تنها همین یک سخن را شنیدند و دودستی به آ« چسبیدند؟و به راستی هم کسانی که هیچ از نیچه نخوانده اند و نمیدانند،این یک سخن را اما شنیده اند.حتی خبر مرگ خدا در برابر این حقیقت کوچک،چندان میان اسنان ها پر طنین و آشوبگر نبوده است.زرتشت،این حقیقت را در زیر خرقه اشنهان کرده بود و می هراسید،چرا که می دانست،این حقیقت که برای او حقیقتی ساده و دریافتنی و کوچک است،نزد مردم هرگز چنان که باید دریافته نخواهد شد و چه هیولاهای هولناک که از درون آن سر بر نخواهند کشید.
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
این حقیقت چیست؟
نیچه در جستاری دیگر از چنین گفت زرتشت با نام ((سرود رقصی دیگر)) زندگی را چون بانویی دلربا به تصویر می کشد که زرتشت میخواهد او را با ضرب تازیانه اش به شور آورد و برقصاند.هنگامی که زرتشت با زندگی_که یک زن است_سخن می گوید،پرده از معمای این گزین گویه واپس می زند:
((باید با ضرب تازیانه ام برقصی و فریاد بزنی!تازینه را فراموش نکرده ام؟نه))
دراین جا باید چند نکته را روشن کرد
نخست باید بدانیم که چرا زندگی،بصورت یک زن در برابر زرتشت،ظاهر می شود؟نیچه بسیاری از واژگانی را که در ربان آلمانی_از نظر دستوری_مونث می باشند،در نوشته های خود به بازی می گیرد و آنها را زن و دارای خصلتهای زنانه می شمارد،از جمله مفاهیمی چون:حقیقت،فرزانگی،عقل ،ایده و..
زندگی را نیز بر پایه ی همین بازی زبانی،زن می خواند.
نکته ی دیگری که برای درک این سخن رمز گشایانه باید بدانیم،معنای ((رقص ))در فلسفه ی نیچه است.نیچه، رقص را نشانه ی سبک پایی و سبکبالی انسان می داند و از رقص،چون مهمترین ویژگی انسانی برای رسیدن به فراسوی خود یعنی جایگاه ابرانسان، یاد می کند:
(سبکپایی،نخستین صفت خدایگانی ست))
و سبکپایی و رقص را چنان ارج می نهد که آشکارا می گوید الف تا یای فلسفه ی من است و بس:
((الف تا یای من این است که هر آنچه سنگین است سبک شود
و تن ها همه رقاص و جان ها همه پرنده.))
و در جایی دیگر اهمیت رقص را اینگونه رقم می زند:
((آموزش رقص را هر گونه که باشد،از آموزش و پرورش والا نمیتوان برداشت.توانایی رقصیدن با پاها،با مفهوم،با واژه ها:آیا باز هم نیازی به گفتن آن هست که رقص با قلم را نیز می باید دانست که نوشتن را نیز می باید آموخت؟))
همچنین زرتشت به انسان های والاتر،یاداوری می کند که:
((برادران،برکشید دل های خویش را،بالا و بالاتر و پاهای خویش را نیز از یاد مبرید.برکشید پاهای خویش را نیز،ای رقاصان خوب))
و باز می گوید:
((از این مطلق خواهان دوری کنید آنان را پاهخایی سنگین و دل هایی دمناک است.آ«ان رقص نمی دانند.زمین چگونه تواند برای چنین کسانی سبک باشد))
0اری نمونه ها بسیارند
اکنون به روشنی میتوان دریافت که نیچه،رقص را که نماد شور و شادی و سبکبالی است،چون ارزنده ترین کار،فراروی انسان می نوهد.انسان باید درهمه ی کاهایش برقصد و یک رقصنده باشد.حتی هنگامی که می اندیشد ومی نویسد،باید اندیشه ها و نوشته هایش به در رقص در آیند و رقصان،پدیدار شوند.این یکی از مهمترین ویژگی های فلسفی نیچه است که با رقص،گام در جدس ترین عرصه،یعنی عرصه ی اندیشه می گذارد:درست باژگوئنه ی آنچه که در قلمروفلسفه می بینیم که چگونه سرد و سنگین و خشک و رسمی به بیان اندیشه ها می پردازند.حال آنکه واژه های در زبان نیچه،دست در دست هم می رقصند و آواز می خوانند و شور می انگیزند.
پس باید رقصید.
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
نیچه در جستاری دیگر از چنین گفت زرتشت با نام ((سرود رقصی دیگر)) زندگی را چون بانویی دلربا به تصویر می کشد که زرتشت میخواهد او را با ضرب تازیانه اش به شور آورد و برقصاند.هنگامی که زرتشت با زندگی_که یک زن است_سخن می گوید،پرده از معمای این گزین گویه واپس می زند:
((باید با ضرب تازیانه ام برقصی و فریاد بزنی!تازینه را فراموش نکرده ام؟نه))
دراین جا باید چند نکته را روشن کرد
نخست باید بدانیم که چرا زندگی،بصورت یک زن در برابر زرتشت،ظاهر می شود؟نیچه بسیاری از واژگانی را که در ربان آلمانی_از نظر دستوری_مونث می باشند،در نوشته های خود به بازی می گیرد و آنها را زن و دارای خصلتهای زنانه می شمارد،از جمله مفاهیمی چون:حقیقت،فرزانگی،عقل ،ایده و..
زندگی را نیز بر پایه ی همین بازی زبانی،زن می خواند.
نکته ی دیگری که برای درک این سخن رمز گشایانه باید بدانیم،معنای ((رقص ))در فلسفه ی نیچه است.نیچه، رقص را نشانه ی سبک پایی و سبکبالی انسان می داند و از رقص،چون مهمترین ویژگی انسانی برای رسیدن به فراسوی خود یعنی جایگاه ابرانسان، یاد می کند:
(سبکپایی،نخستین صفت خدایگانی ست))
و سبکپایی و رقص را چنان ارج می نهد که آشکارا می گوید الف تا یای فلسفه ی من است و بس:
((الف تا یای من این است که هر آنچه سنگین است سبک شود
و تن ها همه رقاص و جان ها همه پرنده.))
و در جایی دیگر اهمیت رقص را اینگونه رقم می زند:
((آموزش رقص را هر گونه که باشد،از آموزش و پرورش والا نمیتوان برداشت.توانایی رقصیدن با پاها،با مفهوم،با واژه ها:آیا باز هم نیازی به گفتن آن هست که رقص با قلم را نیز می باید دانست که نوشتن را نیز می باید آموخت؟))
همچنین زرتشت به انسان های والاتر،یاداوری می کند که:
((برادران،برکشید دل های خویش را،بالا و بالاتر و پاهای خویش را نیز از یاد مبرید.برکشید پاهای خویش را نیز،ای رقاصان خوب))
و باز می گوید:
((از این مطلق خواهان دوری کنید آنان را پاهخایی سنگین و دل هایی دمناک است.آ«ان رقص نمی دانند.زمین چگونه تواند برای چنین کسانی سبک باشد))
0اری نمونه ها بسیارند
اکنون به روشنی میتوان دریافت که نیچه،رقص را که نماد شور و شادی و سبکبالی است،چون ارزنده ترین کار،فراروی انسان می نوهد.انسان باید درهمه ی کاهایش برقصد و یک رقصنده باشد.حتی هنگامی که می اندیشد ومی نویسد،باید اندیشه ها و نوشته هایش به در رقص در آیند و رقصان،پدیدار شوند.این یکی از مهمترین ویژگی های فلسفی نیچه است که با رقص،گام در جدس ترین عرصه،یعنی عرصه ی اندیشه می گذارد:درست باژگوئنه ی آنچه که در قلمروفلسفه می بینیم که چگونه سرد و سنگین و خشک و رسمی به بیان اندیشه ها می پردازند.حال آنکه واژه های در زبان نیچه،دست در دست هم می رقصند و آواز می خوانند و شور می انگیزند.
پس باید رقصید.
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
حتی اگر که گاو هـم باشی ،
چنانچه در موقعیت مناسب قرار بگیری
کسانی پیدا میشوند که تو را بپرستند !
#برتراند_راسل
Nemo @Diiaazepam
چنانچه در موقعیت مناسب قرار بگیری
کسانی پیدا میشوند که تو را بپرستند !
#برتراند_راسل
Nemo @Diiaazepam
هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آنکه از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی...
📚 به خاطر وین دیکسی
🕴کیت دی کامیلو
Nemo @Diiaazepam
📚 به خاطر وین دیکسی
🕴کیت دی کامیلو
Nemo @Diiaazepam
کاری که میکنی رو میشه عوض کرد،
ولی چیزی که میخوای رو نمیشه عوض کرد.
پیکی بلایندرز (Peaky Blinders) / اتو باتهرست
#سریال
Nemo @Diiaazepam
ولی چیزی که میخوای رو نمیشه عوض کرد.
پیکی بلایندرز (Peaky Blinders) / اتو باتهرست
#سریال
Nemo @Diiaazepam
کارل گرینفلد : نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعهی کتابها؛ این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است!
Schindler @Diiaazepam
کارل گرینفلد : نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعهی کتابها؛ این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است!
Schindler @Diiaazepam
اگر ناگریز به انتخاب میان خیانت به کشورم و خیانت به دوستم باشم، امیدوارم جرأت این را داشته باشم که به کشورم خیانت کنم.
«ای.ام.فورستر»
📚 نقل قول های مشاهیر
Nemo @Diiaazepam
«ای.ام.فورستر»
📚 نقل قول های مشاهیر
Nemo @Diiaazepam
از کارگری در محضر دادگاه پرسیدند مایل است به روش دنیوی سوگند بخورد یا به روش کلیسایی؟
جواب داد: "من بیکار هستم."
«اصلا در این گفتهاش نشانی از حواس پرتی در میان نبود. او با این جواب خاطرنشان کرد که در وضعیتی به سر میبرد که طرح چنین پرسشهایی و حتا دستور چنین دادگاهی، برایاش پشیزی ارزش ندارد.»
#برتولت_برشت
Nemo @Diiaazepam
جواب داد: "من بیکار هستم."
«اصلا در این گفتهاش نشانی از حواس پرتی در میان نبود. او با این جواب خاطرنشان کرد که در وضعیتی به سر میبرد که طرح چنین پرسشهایی و حتا دستور چنین دادگاهی، برایاش پشیزی ارزش ندارد.»
#برتولت_برشت
Nemo @Diiaazepam
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam