شادیهایت را بر صورت من بریز
فروردین من
و اضافههایش را پست کن
برای کسی که بهاری ندارد
شادا بهار
که دست مرا گرفته نمیدانم به کجا میبرد
شادا من
که دست بهار را گرفته به خانه خود میبرم
#شمس_لنگرودی
Nemo @Diiaazepam
فروردین من
و اضافههایش را پست کن
برای کسی که بهاری ندارد
شادا بهار
که دست مرا گرفته نمیدانم به کجا میبرد
شادا من
که دست بهار را گرفته به خانه خود میبرم
#شمس_لنگرودی
Nemo @Diiaazepam
هى مى گويند به چيزهاى قشنگ فكر كن
انگار از كهكشان راه شيرى آمده ام
وقتى همه دوست داشتنى ها را بر من حرام
و تمام دوست نداشتنى ها را حلال كرده اند
شما بگوييد
غير از چاى و سيگار و پنجره
چيزى براى دوست داشتن هست
#امير_وجود
Nemo @Diiaazepam
انگار از كهكشان راه شيرى آمده ام
وقتى همه دوست داشتنى ها را بر من حرام
و تمام دوست نداشتنى ها را حلال كرده اند
شما بگوييد
غير از چاى و سيگار و پنجره
چيزى براى دوست داشتن هست
#امير_وجود
Nemo @Diiaazepam
تفاوت علم و دانش چیست
تفاوت علم و دانش چیست در این مقاله به تفاوت علم science و دانش Knowledge پرداخته شده است
در واقع توضیح داده می شود که علم زیر شاخه درخت دانش می باشد
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
تفاوت علم و دانش چیست در این مقاله به تفاوت علم science و دانش Knowledge پرداخته شده است
در واقع توضیح داده می شود که علم زیر شاخه درخت دانش می باشد
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش اول
علم عبارت است از شیوه فهم و کسب معلومات قابل اعتماد (که البته این معلومات خطاناپذیر نیست) از جهان مادی، از جمله توصیف پدیده های قابل مطالعه که به ترتیب زیر فراهم می آید: از راه مشاهده دقیق و روشن (تا حد امکان)، ثبت هوشمندانه آن، طبقه بندی موضوعی آن، استخراج احکام و قوانین عمومی از آن که مبین نظم و ترتیب است، استنتاج احکام دیگر از این قوانین با روش استقرا، تایید این احکام با مشاهده بیشتر و ارایه فرضیه ها و تئوری هایی که بیشترین تعداد ممکن قوانین را به هم مرتبط ساخته و به شرح آنها می پردازد. یعنی علم به چگونگی و چرایی امور پرداخته و آنها را توصیف کرده و توضیح می دهد.
علم به توضیح و توصیف جهان مادی می پردازد و برای تصرف در آن شیوه هایی را ارایه می دهد. این قدرت تصرف در طبیعت به آن حقانیت و عینیت می دهد. توضیحات علمی انعکاسی از واقعیات هستند که بیشتر از معارف دیگر واقعیات را منعکس می کنند و آزمایش آنها برای هر کسی امکانپذیر است. علم، جهان طبیعت را آنچنان که هست توصیف می کند، نه آنچنان که باید باشد و نه آنطور که می خواهیم باشد. تفاوت علم با فلسفه و هنر نیز در همین است. از آنجایی که علم یک حرفه دموکراتیک است، برجسته ترین دانشورزان، چه «نیوتن» و چه «انیشتین» باید به کوچک ترین انتقاد پایین ترین عضو جامعه علمی پاسخ بدهند و او را از نظر علمی قانع کنند. در این حرفه هیچگونه ولی امر، مراد، مرجعیت و رهبری وجود ندارد. اگر ادعای برجسته ترین پژوهشگر با مدرک تجربه و آزمایش همراه نباشد، رد می شود. بر همین بنیان است که نظریات دانشورزان عمده ای نظیر «نیوتن» در زمینه کیمیاگری و «لینوس پاولینگ» در زمینه اهمیت ویتامین C در افزایش طول عمر پذیرفته نشده است.
معنی کلمه عربی علم و معادل فارسی آن یعنی دانش همانند واژه فیلسوف و فلسفه طی تاریخ تغییر پیدا کرده است و باعث سردرگمی ها، کژفهمی ها و بدفهمی های بسیاری شده است. از آنجایی که علم به مفهوم science با تعریف و کاربرد امروزی آن هیچگاه در ایران و سایر کشورهای اسلامی تولد نیافت، هنگام ورود این واژه به این کشورها از کلمه علم که به معنای معرفت (knowledge) و اطلاعات (information) به کار می رفت به عنوان معادل آن استفاده شد. امروزه هم در زبان عربی و هم در زبان پارسی به همین معانی به کار برده می شود، نه به معنای خاص آن که علوم تجربی(empirical science) باشد. علم و دانش همان معرفت است و عالم و دانشمند کسی است که دانای به مسایل است و نادان و جاهل کسی است که از آن مسایل بی اطلاع است. در زبان فارسی و عربی علم را به کلام و فلسفه و حتی ادبیات نیز اطلاق می کنند (مثلا در تعریف از یک ادیب، تاریخدان یا مترجم می گویند او شخص عالم و دانشمندی است).
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
علم عبارت است از شیوه فهم و کسب معلومات قابل اعتماد (که البته این معلومات خطاناپذیر نیست) از جهان مادی، از جمله توصیف پدیده های قابل مطالعه که به ترتیب زیر فراهم می آید: از راه مشاهده دقیق و روشن (تا حد امکان)، ثبت هوشمندانه آن، طبقه بندی موضوعی آن، استخراج احکام و قوانین عمومی از آن که مبین نظم و ترتیب است، استنتاج احکام دیگر از این قوانین با روش استقرا، تایید این احکام با مشاهده بیشتر و ارایه فرضیه ها و تئوری هایی که بیشترین تعداد ممکن قوانین را به هم مرتبط ساخته و به شرح آنها می پردازد. یعنی علم به چگونگی و چرایی امور پرداخته و آنها را توصیف کرده و توضیح می دهد.
علم به توضیح و توصیف جهان مادی می پردازد و برای تصرف در آن شیوه هایی را ارایه می دهد. این قدرت تصرف در طبیعت به آن حقانیت و عینیت می دهد. توضیحات علمی انعکاسی از واقعیات هستند که بیشتر از معارف دیگر واقعیات را منعکس می کنند و آزمایش آنها برای هر کسی امکانپذیر است. علم، جهان طبیعت را آنچنان که هست توصیف می کند، نه آنچنان که باید باشد و نه آنطور که می خواهیم باشد. تفاوت علم با فلسفه و هنر نیز در همین است. از آنجایی که علم یک حرفه دموکراتیک است، برجسته ترین دانشورزان، چه «نیوتن» و چه «انیشتین» باید به کوچک ترین انتقاد پایین ترین عضو جامعه علمی پاسخ بدهند و او را از نظر علمی قانع کنند. در این حرفه هیچگونه ولی امر، مراد، مرجعیت و رهبری وجود ندارد. اگر ادعای برجسته ترین پژوهشگر با مدرک تجربه و آزمایش همراه نباشد، رد می شود. بر همین بنیان است که نظریات دانشورزان عمده ای نظیر «نیوتن» در زمینه کیمیاگری و «لینوس پاولینگ» در زمینه اهمیت ویتامین C در افزایش طول عمر پذیرفته نشده است.
معنی کلمه عربی علم و معادل فارسی آن یعنی دانش همانند واژه فیلسوف و فلسفه طی تاریخ تغییر پیدا کرده است و باعث سردرگمی ها، کژفهمی ها و بدفهمی های بسیاری شده است. از آنجایی که علم به مفهوم science با تعریف و کاربرد امروزی آن هیچگاه در ایران و سایر کشورهای اسلامی تولد نیافت، هنگام ورود این واژه به این کشورها از کلمه علم که به معنای معرفت (knowledge) و اطلاعات (information) به کار می رفت به عنوان معادل آن استفاده شد. امروزه هم در زبان عربی و هم در زبان پارسی به همین معانی به کار برده می شود، نه به معنای خاص آن که علوم تجربی(empirical science) باشد. علم و دانش همان معرفت است و عالم و دانشمند کسی است که دانای به مسایل است و نادان و جاهل کسی است که از آن مسایل بی اطلاع است. در زبان فارسی و عربی علم را به کلام و فلسفه و حتی ادبیات نیز اطلاق می کنند (مثلا در تعریف از یک ادیب، تاریخدان یا مترجم می گویند او شخص عالم و دانشمندی است).
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش دوم
در زبان فارسی واژه «علم» و «علمی» نیز به معنای واقعی، ضدخرافی و حقیقی به کار رفته است. بسیاری از افراد غیرمذهبی، به ویژه مارکسیست های روسی مآب، فلسفه خود را علمی می خوانند یعنی فلسفه درست و حق در برابر فلسفه مخالفان خود که باطل، نادرست، خرافی و غیرعلمی است. این کاربرد علم برای مفاهیم مختلف (یعنی برای هرگونه معرفت ازجمله فلسفه، ادبیات و معارف مذهبی در گذشته و هم اکنون برای علوم تجربی) باعث مغالطات، اشتباهات فلسفی و زبان شناختی زیادی در زبان عربی و فارسی شده است. در حالی که در غرب منظور از واژه علم
(science) مشخص است و فقط برای علوم تجربی به کار می رود و مرز قاطع و روشنی با سایر معارف مثل ادبیات، فلسفه و کلام دارد. نبودن یک واژه مناسب معادل science در زبان فارسی و عربی باعث سوءاستفاده های زیادی از علوم تجربی شده است. مثلا بعضی ها، آگاهانه و ناآگاهانه با به کار بردن واژه علم به جای اطلاعات، فلسفه، ادبیات وکلام، همان اعتبار و عینیتی را که ویژه علوم تجربی است، می خواهند برای این رشته از معارف کسب کنند. مثلا می گویند علم اثبات کرده است که فرشته و روح وجود دارد که در همه این موارد منظورشان از علم همان استدلال ها و احتجاجات فلسفی و کلامی است، نه شیوه علوم تجربی. واژه علم هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی به معنی وسیع تری که معرفت (knowledge) است به کار می رود و شامل همه نوع معلومات می شود (از فیزیک و شیمی تا فقه، ادبیات، فلسفه و تاریخ). در حالی که در زبان های اروپایی science معنی مشخصی دارد که شامل ادبیات و فقه و فلسفه نمی شود.
در اولین برخوردهای ایرانیان با اروپایی ها نیز مترجمین متوجه شده بودند که علم، واژه رسایی برای این مفهوم نیست. در دو قرن گذشته معادل های متعددی برای science به کار گرفته شده است مانند علوم جدیده، علوم اروپایی، علوم دقیقه، علوم طبیعی، علوم تجربی و به معنای علومی است که شیوه کسب معرفت یا اثبات و رد نظریه ها و مفاهیم آنها به روش پیش بینی، مشاهده، آزمایش و تایید و رد است (به قول «کارل پوپر» ابطال پذیر هستند). اما هیچ کدام از این معادل ها معنای دقیق science را نمی رسانند و هیچگاه به طور وسیعی در زبان فارسی جا نیفتادند و علم همچنان معادلی برای science باقی ماند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
در زبان فارسی واژه «علم» و «علمی» نیز به معنای واقعی، ضدخرافی و حقیقی به کار رفته است. بسیاری از افراد غیرمذهبی، به ویژه مارکسیست های روسی مآب، فلسفه خود را علمی می خوانند یعنی فلسفه درست و حق در برابر فلسفه مخالفان خود که باطل، نادرست، خرافی و غیرعلمی است. این کاربرد علم برای مفاهیم مختلف (یعنی برای هرگونه معرفت ازجمله فلسفه، ادبیات و معارف مذهبی در گذشته و هم اکنون برای علوم تجربی) باعث مغالطات، اشتباهات فلسفی و زبان شناختی زیادی در زبان عربی و فارسی شده است. در حالی که در غرب منظور از واژه علم
(science) مشخص است و فقط برای علوم تجربی به کار می رود و مرز قاطع و روشنی با سایر معارف مثل ادبیات، فلسفه و کلام دارد. نبودن یک واژه مناسب معادل science در زبان فارسی و عربی باعث سوءاستفاده های زیادی از علوم تجربی شده است. مثلا بعضی ها، آگاهانه و ناآگاهانه با به کار بردن واژه علم به جای اطلاعات، فلسفه، ادبیات وکلام، همان اعتبار و عینیتی را که ویژه علوم تجربی است، می خواهند برای این رشته از معارف کسب کنند. مثلا می گویند علم اثبات کرده است که فرشته و روح وجود دارد که در همه این موارد منظورشان از علم همان استدلال ها و احتجاجات فلسفی و کلامی است، نه شیوه علوم تجربی. واژه علم هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی به معنی وسیع تری که معرفت (knowledge) است به کار می رود و شامل همه نوع معلومات می شود (از فیزیک و شیمی تا فقه، ادبیات، فلسفه و تاریخ). در حالی که در زبان های اروپایی science معنی مشخصی دارد که شامل ادبیات و فقه و فلسفه نمی شود.
در اولین برخوردهای ایرانیان با اروپایی ها نیز مترجمین متوجه شده بودند که علم، واژه رسایی برای این مفهوم نیست. در دو قرن گذشته معادل های متعددی برای science به کار گرفته شده است مانند علوم جدیده، علوم اروپایی، علوم دقیقه، علوم طبیعی، علوم تجربی و به معنای علومی است که شیوه کسب معرفت یا اثبات و رد نظریه ها و مفاهیم آنها به روش پیش بینی، مشاهده، آزمایش و تایید و رد است (به قول «کارل پوپر» ابطال پذیر هستند). اما هیچ کدام از این معادل ها معنای دقیق science را نمی رسانند و هیچگاه به طور وسیعی در زبان فارسی جا نیفتادند و علم همچنان معادلی برای science باقی ماند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش سوم
در قرون اولیه گسترش اسلام که مسلمانان به ترجمه آثار فلسفی، ریاضی و نجوم ملل دیگر دست زدند همین مشکل را داشتند و متوجه بودند که این دانش ها که حاصل کنجکاوی، خرد و تجربه انسانی است با علوم اسلامی مانند تفسیر، فقه، حدیث و رجال بسیار متفاوت است و به همین جهت برای نشان دادن فرق آنها با علوم اسلامی که حاصل وحی یا مستند و مربوط به آن بودند آنها را علوم اوائل نامیدند. برای حل این سردرگمی و روشن ساختن این دو جنبه معرفت انسانی اینجانب واژه دانشورزی (مانند کشاورزی) را برای
science، دانشورز (مانند کشاورز) را برای scientist و دانشورزانه را برای scientific پیشنهاد می کنم و معتقدم بهتر است واژه دانشورزی برای دانش هایی که شیوه تجربی را برای شناخت جهان مادی به کار می روند و بار غیرمعنوی و اعتقادی دارند و علم را برای معارفی که بار اعتقادی و مذهبی دارند یا شیوه کسب معرفت، در آنها با دانشورزی متفاوت است و بر اساس ارجاع و استناد به اشخاص مورد اعتماد و مرجع (authorithy) است، به کار بگیریم. برای فهم دانشورزی و فناوری غرب باید بین این دو گروه از معارف تفاوت قائل شویم زیرا علم حدیث یا فقه با شیمی و ترمودینامیک از نظر شیوه کسب معرفت، دقت معرفت حاصل و کاربرد، بسیار تفاوت دارند و نمی توان آنها را در یک ردیف دانست.
تا پیش از قرن شانزدهم، جهان از نظر علمی و فنی کم و بیش در یک حالت متعادل بود و معارف موجود آن زمان به شیوه آزمون و خطا به آهستگی شکل می گرفت. همه علوم در دامن فلسفه پرورش می یافتند تا اینکه در اوایل این قرن با پیشرفت علوم تجربی و اهمیت نقش تجربه در کسب معرفت، دانش جدیدی شکل گرفت که با علوم قبلی که بر اساس استناد و اعتقاد به فلاسفه و دانشمندان گذشته بود، بسیار متفاوت بود. غربیان هم در نامگذاری این علوم مشکل کنونی ما را داشتند و همه علوم تجربی را که تازه در حال شکل گیری بودند مانند کارهای «کوپرنیک»، «کپلر» و «گالیله» فلسفه طبیعی (natural philosophy) می نامیدند که بعدها تحت نام فیریک از فلسفه جدا شد. سپس سایر شعبه های دانشورزی (نظیر شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی) از فلسفه جدا شدند و به شکل مستقلی درآمدند و نام جدیدی یافتند و بدین ترتیب مسیر رشد علم و تکنولوژی یکسره به نفع غرب تغییر یافت.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که دانشورزان به تعریف دانشورزی و اینکه کار دانشورزی چیست و چه هدف ها و وظایفی دارد توجهی ندارند و آن را به فلاسفه علم واگذارده اند. توجه آنها بر کاربرد و کاری است که از دانشورزی برمی آید. یعنی ممکن است دانشورزان بر سر تعریف واژه علم یا دانشورزی به توافق جامعی نرسند، اما روی شیوه کار دانشورزی یا «روش علمی» اتفاق نظر دارند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
در قرون اولیه گسترش اسلام که مسلمانان به ترجمه آثار فلسفی، ریاضی و نجوم ملل دیگر دست زدند همین مشکل را داشتند و متوجه بودند که این دانش ها که حاصل کنجکاوی، خرد و تجربه انسانی است با علوم اسلامی مانند تفسیر، فقه، حدیث و رجال بسیار متفاوت است و به همین جهت برای نشان دادن فرق آنها با علوم اسلامی که حاصل وحی یا مستند و مربوط به آن بودند آنها را علوم اوائل نامیدند. برای حل این سردرگمی و روشن ساختن این دو جنبه معرفت انسانی اینجانب واژه دانشورزی (مانند کشاورزی) را برای
science، دانشورز (مانند کشاورز) را برای scientist و دانشورزانه را برای scientific پیشنهاد می کنم و معتقدم بهتر است واژه دانشورزی برای دانش هایی که شیوه تجربی را برای شناخت جهان مادی به کار می روند و بار غیرمعنوی و اعتقادی دارند و علم را برای معارفی که بار اعتقادی و مذهبی دارند یا شیوه کسب معرفت، در آنها با دانشورزی متفاوت است و بر اساس ارجاع و استناد به اشخاص مورد اعتماد و مرجع (authorithy) است، به کار بگیریم. برای فهم دانشورزی و فناوری غرب باید بین این دو گروه از معارف تفاوت قائل شویم زیرا علم حدیث یا فقه با شیمی و ترمودینامیک از نظر شیوه کسب معرفت، دقت معرفت حاصل و کاربرد، بسیار تفاوت دارند و نمی توان آنها را در یک ردیف دانست.
تا پیش از قرن شانزدهم، جهان از نظر علمی و فنی کم و بیش در یک حالت متعادل بود و معارف موجود آن زمان به شیوه آزمون و خطا به آهستگی شکل می گرفت. همه علوم در دامن فلسفه پرورش می یافتند تا اینکه در اوایل این قرن با پیشرفت علوم تجربی و اهمیت نقش تجربه در کسب معرفت، دانش جدیدی شکل گرفت که با علوم قبلی که بر اساس استناد و اعتقاد به فلاسفه و دانشمندان گذشته بود، بسیار متفاوت بود. غربیان هم در نامگذاری این علوم مشکل کنونی ما را داشتند و همه علوم تجربی را که تازه در حال شکل گیری بودند مانند کارهای «کوپرنیک»، «کپلر» و «گالیله» فلسفه طبیعی (natural philosophy) می نامیدند که بعدها تحت نام فیریک از فلسفه جدا شد. سپس سایر شعبه های دانشورزی (نظیر شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی) از فلسفه جدا شدند و به شکل مستقلی درآمدند و نام جدیدی یافتند و بدین ترتیب مسیر رشد علم و تکنولوژی یکسره به نفع غرب تغییر یافت.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که دانشورزان به تعریف دانشورزی و اینکه کار دانشورزی چیست و چه هدف ها و وظایفی دارد توجهی ندارند و آن را به فلاسفه علم واگذارده اند. توجه آنها بر کاربرد و کاری است که از دانشورزی برمی آید. یعنی ممکن است دانشورزان بر سر تعریف واژه علم یا دانشورزی به توافق جامعی نرسند، اما روی شیوه کار دانشورزی یا «روش علمی» اتفاق نظر دارند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش آخر
تفاوت علم و فناوری
چنان که در قسمت پیشین بیان شد، علم و فناوری در مسیر توسعه خود همگرایی های را با یکدیگر تجربه می کنند، اما همیشه به این معنا نیست که علم و فناوری هر دو در یک مسیر گام بر می دارند بلکه در ماهیت و اهداف خود دو مفهوم متفاوت هستند.
علم را می توان جستجوی قوانین موضوعی حاکم بر پدیده های طبیعی، بدون توجه به کاربردهای اقتصادی آن دانست، در حالی که فناوری کاربرد مستقیم اصول و قوانین علمی برای زندگی انسان در فرآیند تولید است. فناوری با دانش چگونگی و علم با دانش چرایی مرتبط است. به عبارتی می توان علم را زاینده دانش و فناوری را تسهیل گر ثروت مادی دانست،[13]و تنها وقتی برای چیزهای جدید، به راه انداختن یک سیستم یا ارائه یک خدمت، علم به اجرا گذاشته می شود ما وارد قلمرو فناوری می شویم. بر این اساس تفاوت های را میان علم و فناوری متخصصان بر می شمارند:[14]
در حالی که هدف اساسی علم و فناوری هر دو دستیابی به شناخت انواع منابع است فعالیت های علمی در جهت ایجاد اطلاعات اساسی و بالقوه برای توسعه فناوری به کار می روند.
علم مرز ندارد و در تمام جهان منتشر می شود و فناوری محدود به مرزهای تجاری است.
فعالیت های علمی بر حسب محاسن ذاتی و فناوری بر حسب میزان کمک به اهداف اجتماعی و اقتصادی ارزیابی می شوند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
تفاوت علم و فناوری
چنان که در قسمت پیشین بیان شد، علم و فناوری در مسیر توسعه خود همگرایی های را با یکدیگر تجربه می کنند، اما همیشه به این معنا نیست که علم و فناوری هر دو در یک مسیر گام بر می دارند بلکه در ماهیت و اهداف خود دو مفهوم متفاوت هستند.
علم را می توان جستجوی قوانین موضوعی حاکم بر پدیده های طبیعی، بدون توجه به کاربردهای اقتصادی آن دانست، در حالی که فناوری کاربرد مستقیم اصول و قوانین علمی برای زندگی انسان در فرآیند تولید است. فناوری با دانش چگونگی و علم با دانش چرایی مرتبط است. به عبارتی می توان علم را زاینده دانش و فناوری را تسهیل گر ثروت مادی دانست،[13]و تنها وقتی برای چیزهای جدید، به راه انداختن یک سیستم یا ارائه یک خدمت، علم به اجرا گذاشته می شود ما وارد قلمرو فناوری می شویم. بر این اساس تفاوت های را میان علم و فناوری متخصصان بر می شمارند:[14]
در حالی که هدف اساسی علم و فناوری هر دو دستیابی به شناخت انواع منابع است فعالیت های علمی در جهت ایجاد اطلاعات اساسی و بالقوه برای توسعه فناوری به کار می روند.
علم مرز ندارد و در تمام جهان منتشر می شود و فناوری محدود به مرزهای تجاری است.
فعالیت های علمی بر حسب محاسن ذاتی و فناوری بر حسب میزان کمک به اهداف اجتماعی و اقتصادی ارزیابی می شوند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
شكفتي همچو گل در بازوانم
درخشيدي چو مي در جامِ جانم
به بالِ نغمه آن چشمِ وحشي
كشاندي تا بهشتِ جاودانم
#فريدون_مشيري
Schindlerr @Diiaazepam
درخشيدي چو مي در جامِ جانم
به بالِ نغمه آن چشمِ وحشي
كشاندي تا بهشتِ جاودانم
#فريدون_مشيري
Schindlerr @Diiaazepam
این کشور رویشگاه انسانهای تنهاست و حد فاصل این آدمهای تنها، فرسافرسنگ راه است، اگر به همسایگی دیوار به دیوار باشند.
▫️محمود دولتآبادی
▫️میم و آن دیگران
Nemo @Diiaazepam
▫️محمود دولتآبادی
▫️میم و آن دیگران
Nemo @Diiaazepam
زمانی که داشتی به دنیا میومدی مادرت بهم چیزی گفت هیچ وقت درست نفهمیدم ،اون گفت :ما فقط الان اینجا ، در کنار بچه هامون هستیم تا خاطراتی برای اونها باشیم.
Interstellar 2014
Nemo @Diiaazepam
Interstellar 2014
Nemo @Diiaazepam
#معرفی_فیلم
هنرمند فاجعه (The Disaster Artist)
ژانر : بیوگرافی، درام، کمدی
سال انتشار : 2017
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 10 میلیون دلار
فروش فیلم : 29.5 میلیون دلار
امتیاز : 7.6
منتقدین : 76/100
کارگردان :James Franco
نویسنده :Scott Neustadter, Michael H. Weber
بازیگران :James Franco, Dave Franco, Ari Graynor
خلاصه داستان : وقتی "گرگ سسترو" بازیگر بلند پرواز با "تامی وایزیو" عجیب در کلاس بازیگری آشنا می شود، دوستی منحصر بفردی را آغاز می کنند و باهم به هالیوود سفر می کنند تا آرزوهایشان را به واقعیت تبدیل کنند.
yon.ir/YowKi
Nemo @Diiaazepam
هنرمند فاجعه (The Disaster Artist)
ژانر : بیوگرافی، درام، کمدی
سال انتشار : 2017
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 10 میلیون دلار
فروش فیلم : 29.5 میلیون دلار
امتیاز : 7.6
منتقدین : 76/100
کارگردان :James Franco
نویسنده :Scott Neustadter, Michael H. Weber
بازیگران :James Franco, Dave Franco, Ari Graynor
خلاصه داستان : وقتی "گرگ سسترو" بازیگر بلند پرواز با "تامی وایزیو" عجیب در کلاس بازیگری آشنا می شود، دوستی منحصر بفردی را آغاز می کنند و باهم به هالیوود سفر می کنند تا آرزوهایشان را به واقعیت تبدیل کنند.
yon.ir/YowKi
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
#معرفی_فیلم هنرمند فاجعه (The Disaster Artist) ژانر : بیوگرافی، درام، کمدی سال انتشار : 2017 محصول : امریکا بودجه فیلم : 10 میلیون دلار فروش فیلم : 29.5 میلیون دلار امتیاز : 7.6 منتقدین : 76/100 کارگردان :James Franco نویسنده :Scott Neustadter…
#نقد_فیلم
مایکل رتشافن | The Hollywood Reporter
«جیمز فرانکو» که در نقش «وایزو» ی فریفته و بدبخت بسیار عالی ایفای نقش کرده است رهبر تنی چند از چهره های آشنا شده است که یک کمدی برنده و شبیه به Ed Wood که خود می تواند به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شود را به عهده داشته است.
پیتر دبروژ | Variety
به گونه ای، در میان تلاش برای تصویر کردن عجیب بودن وایزو، «جیمز فرانکو» موفق می شود تا به داخل روح او نگاه بیاندازد
پیتر بردشا | The Guardian
لطیفه های پر تعداد فیلم هیچ وقت باعث نمی شوند که از هدف اصلی فیلم که دست کم نگرفتن استعدادهای یک شخص تحت هر شرایطی است غافل شویم.
اریک چیلدرس | The Playlist
اگر تنها یک کار باشد که «هنرمند فاجعه»(The Disaster Artist) به خوبی انجام می دهد، این است که همه را ترغیب می کند تا «اتاق»(The Room) را ببینند. این مسئله بی شک «تامی» را خوشحال خواهد کرد اما در عین حال شما باز هم می خواهید که «تامیِ جیمز فرانکو» را نیز ببینید و کار خارق العاده او در تصویر کردن این شخصیت و تجربه ای که برای طرفداران خلق کرده است را قدر بدانید.
Nemo @Diiaazepam
مایکل رتشافن | The Hollywood Reporter
«جیمز فرانکو» که در نقش «وایزو» ی فریفته و بدبخت بسیار عالی ایفای نقش کرده است رهبر تنی چند از چهره های آشنا شده است که یک کمدی برنده و شبیه به Ed Wood که خود می تواند به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شود را به عهده داشته است.
پیتر دبروژ | Variety
به گونه ای، در میان تلاش برای تصویر کردن عجیب بودن وایزو، «جیمز فرانکو» موفق می شود تا به داخل روح او نگاه بیاندازد
پیتر بردشا | The Guardian
لطیفه های پر تعداد فیلم هیچ وقت باعث نمی شوند که از هدف اصلی فیلم که دست کم نگرفتن استعدادهای یک شخص تحت هر شرایطی است غافل شویم.
اریک چیلدرس | The Playlist
اگر تنها یک کار باشد که «هنرمند فاجعه»(The Disaster Artist) به خوبی انجام می دهد، این است که همه را ترغیب می کند تا «اتاق»(The Room) را ببینند. این مسئله بی شک «تامی» را خوشحال خواهد کرد اما در عین حال شما باز هم می خواهید که «تامیِ جیمز فرانکو» را نیز ببینید و کار خارق العاده او در تصویر کردن این شخصیت و تجربه ای که برای طرفداران خلق کرده است را قدر بدانید.
Nemo @Diiaazepam
زمانی که مرگ در شریان زندگی جاری شود، هیچ مجالی برای گریز از این کابوس نخواهد بود، هنگامی که کفن پا به سفرهٔ ناپاک و بی سیرت بشر پست بگذارد، همه چیز را زنده زنده مدفون کند.
بی ارزش هایی، ارزش یافته، از غریضهٔ پست حیوانی، چشمانتان کور و گوش هایتان ناشنواست، هر آنچه میبینید توهمی بیش نیست، نقابی سرد و مضحک بر چهره جسم و روحتان، از گوشت یکدیگر بخورید که شما جاودانگی را نیز گمراه ساخته اید، مرگ پوسته زشتتان را میسوزاند و بوی گند نفرت انگیزتان نمایان خواهد شد، این سرنوشت بشریست که به ظاهر خویش بیش از شعور و انسانیت بها میدهند...
Ugmid @Diiaazepam
بی ارزش هایی، ارزش یافته، از غریضهٔ پست حیوانی، چشمانتان کور و گوش هایتان ناشنواست، هر آنچه میبینید توهمی بیش نیست، نقابی سرد و مضحک بر چهره جسم و روحتان، از گوشت یکدیگر بخورید که شما جاودانگی را نیز گمراه ساخته اید، مرگ پوسته زشتتان را میسوزاند و بوی گند نفرت انگیزتان نمایان خواهد شد، این سرنوشت بشریست که به ظاهر خویش بیش از شعور و انسانیت بها میدهند...
Ugmid @Diiaazepam
مردم حقیقت را نمیپذیرند،
چون نمیخواهند
به تخیلاتی که تمام عمر
بر اساس آن زندگی کردهاند،
آسیبی وارد شود...
#فردریش_نیچه
Nemo @Diiaazepam
چون نمیخواهند
به تخیلاتی که تمام عمر
بر اساس آن زندگی کردهاند،
آسیبی وارد شود...
#فردریش_نیچه
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهربانى يكديگر.........
گاهى دلگرمى يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانيكه شادى را علتند نه شريك،
و غم را شريكند نه دليل
#کانال_گلدانه
Nemo @Diiaazepam
گاهى دلگرمى يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانيكه شادى را علتند نه شريك،
و غم را شريكند نه دليل
#کانال_گلدانه
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود :
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
Nemo @Diiaazepam
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود :
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
Nemo @Diiaazepam
هرگاه
تصاویر تبلیغ شده رهبران
در اماکن عمومی
بزرگتر از اندازه تمبر پستی شود
خطر دیکتاتوری حتمی است!!
#ولادیمیر_ناباكوف
Nemo @Diiaazepam
تصاویر تبلیغ شده رهبران
در اماکن عمومی
بزرگتر از اندازه تمبر پستی شود
خطر دیکتاتوری حتمی است!!
#ولادیمیر_ناباكوف
Nemo @Diiaazepam