کاترین! هیچ وقت تسلیم نشو.
خیلی چیزها رو در درونت داری و نجیب ترینشون، احساس خوشبختیه.
فقط منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زن ها دچارش میشن.
تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.
#مرگ_خوش
#آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
خیلی چیزها رو در درونت داری و نجیب ترینشون، احساس خوشبختیه.
فقط منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زن ها دچارش میشن.
تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.
#مرگ_خوش
#آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
بانوی پیر انگلیسی خودکشی می کند. در دفتر یادداشت هایش از ماه ها پیش هر روز یک چیز می نوشته است: "امروز کسی نیامد."
جلد سوم یادداشت ها
#آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
جلد سوم یادداشت ها
#آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
هیچ کس متوجه این موضوع نمیشود که بعضیها چه تلاش زیادی میکنند تا شاید بتوانند معمولی به نظر برسند.
#آلبر_کامو
Lachrymose @Diiaazepam
#آلبر_کامو
Lachrymose @Diiaazepam
از دست دادنِ زندگی چیزی نیست، و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت!
اما از دست رفتنِ معنای زندگی و نابود شدن بهانهی هستی، این است آنچه تحمل کردنی نیست.
نمیشود بیدلیل زندگی کرد ...
📚 کالیگولا
👤 #آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
اما از دست رفتنِ معنای زندگی و نابود شدن بهانهی هستی، این است آنچه تحمل کردنی نیست.
نمیشود بیدلیل زندگی کرد ...
📚 کالیگولا
👤 #آلبر_کامو
Diamond @Diiaazepam
در انتهای گورستان، در فضایی پوشیده از درختان سقز، دو گودال وسیع کنده بودند. یکی گودال مردان بود و دیگری گودال زنان.
از این نظر، مقامات مسئول مراعات اصول اخلاقی را میکردند و بعدها بود که بر اثر جبر حوادث، این آخرین نشانهی عفت نیز از میان رفت و بی آنکه پروای عفت و حیا داشته باشند، زنان و مردان را آمیخته با هم و بر روی هم به خاک سپردند.
📖 طاعون
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
از این نظر، مقامات مسئول مراعات اصول اخلاقی را میکردند و بعدها بود که بر اثر جبر حوادث، این آخرین نشانهی عفت نیز از میان رفت و بی آنکه پروای عفت و حیا داشته باشند، زنان و مردان را آمیخته با هم و بر روی هم به خاک سپردند.
📖 طاعون
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
همیشه درباره آدم هایی که عاشقشان هستیم، دوبار خودمان را فریب می دهیم.
ابتدا برای مزیت هایشان، سپس برای نقص هایشان.
سوء تفاهم
#آلبر_کامو
به مناسبت سالروز درگذشت آلبرکامو🖤
Diamond@Diiaazepam
ابتدا برای مزیت هایشان، سپس برای نقص هایشان.
سوء تفاهم
#آلبر_کامو
به مناسبت سالروز درگذشت آلبرکامو🖤
Diamond@Diiaazepam
"فکر کردن"
دلیلِ "بودن" نیست !
من #عصیان میکنم .. پس هستم.
انسانی که معترض نباشد ، انسان نیست ..!
انسان طاغی
#آلبر_کامو
Schindler @Diiaazepam
دلیلِ "بودن" نیست !
من #عصیان میکنم .. پس هستم.
انسانی که معترض نباشد ، انسان نیست ..!
انسان طاغی
#آلبر_کامو
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
مثل اینکه این خشم بیش از اندازه مرا از درد تهی و از امید خالی ساخته بود برای اولین بار خود را به دست بی قیدی و بی مهری جذاب دنیا سپردم.
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
همواره زمانی فرا می رسد که باید میان
تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید،
این معیار انسان شدن است!
#آلبر_کامو
Schindler @Diiaazepam
تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید،
این معیار انسان شدن است!
#آلبر_کامو
Schindler @Diiaazepam
شما از روز داوری الهی سخن میگویید، اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم.
من چیزی را دیدم که به مراتب از آن سختتر است. من داوری آدمیان را دیدم.
#آلبر_کامو
#سقوط📚📚
Schindler @Diiaazepam
من چیزی را دیدم که به مراتب از آن سختتر است. من داوری آدمیان را دیدم.
#آلبر_کامو
#سقوط📚📚
Schindler @Diiaazepam
زمانی می رسد که انسان دیگر جوشش عشق را حس نمی کند.
آن چه که می ماند تنها فقط تراژدی ست.
زیستن برای کسی یا چیزی دیگر معنایی ندارد. دیگر هیچ چیز معنایی ندارد جز اندیشه مردن به خاطر چیزی.
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
آن چه که می ماند تنها فقط تراژدی ست.
زیستن برای کسی یا چیزی دیگر معنایی ندارد. دیگر هیچ چیز معنایی ندارد جز اندیشه مردن به خاطر چیزی.
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی کتاب بیگانه:(1)
مورسو شخصیت اصلی و کلیدی رمان بیگانه، کارمند فرانسوی جوانی در شهر الجزایر است که گرفتار یک سری از رویدادها می شود که خود را دربه وقوع پیوستنشان بی تقصیر می داند. رمان با شک او در این که روز دقیق فوت مادرش چه زمان بوده آغاز می شود: " امروز مامان مرد.. شاید هم دیروز، نمی دانم" (ص 33) این بی اهمیتی او نسبت به مرگ مادرش از همان ابتدا خواننده را برای رویارویی با شخصیتی متفاوت با انسان های اطراف آماده می کند.
او طی اتفاقاتی که او را در معرض خطر قرار می دهند، عربی را روی ساحل می کشد. در دادگاه محاکمه می شود و در آخر نیز به مرگ با گیوتین محکوم می گردد. اگر چه داستان به شیوه ی اول شخص مفرد بیان شده اما به نظر می رسد که مورسو حاشیه ای ترین شخصیت این رمان باشد. برچسب" کجرو" می خورد بدون اینکه حتی بتواند از خود دفاعی بکند. گویا نگریستن او در مراسم خاکسپاری مادرش محکم ترین دلیل برای محکوم بودن بوده است.
بیگانه که نخستین اثر کامو ست سرگذشت انسانی ست که روند جامعه پذیری را آن گونه که باید طی نکرده است. برداشت مخاطب از شخصیت مورسو در ابتدا شاید بدایند باشد. مخاطب از همان آغاز داستان با یک تناقض عجیب روبه رو می شود. او مورسو و صداقت بی چون و چرا در رفتارش را با تمام وجود می ستاید اما از تضاد او با جامعه که او را برچسب "بیگانه" زده سخت آزرده خاطر می شود. ممکن است همین تناقض باشد که باعث شود خواننده داستان را نیمه تمام رها کند.
مورسو را نمی توان قهرمان نامید، زیرا او آدمی نیست که بداند وجه تمایزش با دیگران چیست. کامو در رمان بیگانه قهرمان سازی نمی کند. او زندگی انسانی را تصویر می کند که از قراردادهای اجتماعی پا فراتر می نهد و به همه قواعد مسلم انسان های اطرافش با دیده ی بی اعتنایی نگاه می کند. مورسو به همه چیز به غیر از خوشی های حسی بی توجه است. به گفته ی خود کامو، مورسو نمی تواند یا نمی خواهد که در "بازی همگانی شرکت کند". آنجایی که گریستن بر سر خاک مادر تبدیل به هنجار شده، مورسو صادقانه هیچ واکنشی نشان نمی دهد، تنها چون مرگ برای او اصلی پذیرفته شده است.
ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
مورسو شخصیت اصلی و کلیدی رمان بیگانه، کارمند فرانسوی جوانی در شهر الجزایر است که گرفتار یک سری از رویدادها می شود که خود را دربه وقوع پیوستنشان بی تقصیر می داند. رمان با شک او در این که روز دقیق فوت مادرش چه زمان بوده آغاز می شود: " امروز مامان مرد.. شاید هم دیروز، نمی دانم" (ص 33) این بی اهمیتی او نسبت به مرگ مادرش از همان ابتدا خواننده را برای رویارویی با شخصیتی متفاوت با انسان های اطراف آماده می کند.
او طی اتفاقاتی که او را در معرض خطر قرار می دهند، عربی را روی ساحل می کشد. در دادگاه محاکمه می شود و در آخر نیز به مرگ با گیوتین محکوم می گردد. اگر چه داستان به شیوه ی اول شخص مفرد بیان شده اما به نظر می رسد که مورسو حاشیه ای ترین شخصیت این رمان باشد. برچسب" کجرو" می خورد بدون اینکه حتی بتواند از خود دفاعی بکند. گویا نگریستن او در مراسم خاکسپاری مادرش محکم ترین دلیل برای محکوم بودن بوده است.
بیگانه که نخستین اثر کامو ست سرگذشت انسانی ست که روند جامعه پذیری را آن گونه که باید طی نکرده است. برداشت مخاطب از شخصیت مورسو در ابتدا شاید بدایند باشد. مخاطب از همان آغاز داستان با یک تناقض عجیب روبه رو می شود. او مورسو و صداقت بی چون و چرا در رفتارش را با تمام وجود می ستاید اما از تضاد او با جامعه که او را برچسب "بیگانه" زده سخت آزرده خاطر می شود. ممکن است همین تناقض باشد که باعث شود خواننده داستان را نیمه تمام رها کند.
مورسو را نمی توان قهرمان نامید، زیرا او آدمی نیست که بداند وجه تمایزش با دیگران چیست. کامو در رمان بیگانه قهرمان سازی نمی کند. او زندگی انسانی را تصویر می کند که از قراردادهای اجتماعی پا فراتر می نهد و به همه قواعد مسلم انسان های اطرافش با دیده ی بی اعتنایی نگاه می کند. مورسو به همه چیز به غیر از خوشی های حسی بی توجه است. به گفته ی خود کامو، مورسو نمی تواند یا نمی خواهد که در "بازی همگانی شرکت کند". آنجایی که گریستن بر سر خاک مادر تبدیل به هنجار شده، مورسو صادقانه هیچ واکنشی نشان نمی دهد، تنها چون مرگ برای او اصلی پذیرفته شده است.
ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی کتاب بیگانه:(2)
کامو در این رمان به فلسفه ی اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر نظر دارد. این فلسفه جهان را بی معنا تصویر می کند. در این میان این انسان است که به همه چیز معنا می بخشد. همان طور که سارتر می گوید که اگر وجود مقدم بر ماهیت باشد پس بشر مسئول ماهیت خویش است. او همواره باید بار سنگین این مسئولیت را بر دوش بکشد، انتخاب کند و راه را برای دیگران هموار نماید. در حقیقت آدمی هرگاه که بر سر انتخاب چند راه ممکن می ماند، باید همواره این را در نظر داشته باشد که اگر دیگران نیز این راه را برگزینند، چه می شود؟ پس این انسان است که با انتخاب های خود به همه چیز که پیش از آن بی معنا بوده، معنا می دهد.
مورسو محکوم می شود در حالی که هیچ نقشی در دفاع از خود ندارد. تصویری که خود او در آخر رمان ازاین محکوم شدن خلق می کند اگر نخواهیم بگوییم بی نظیر است بی تردید کم نظیر است! مورسو بعد از این که متوجه می شود که محکوم است که با گیوتین اعدام شود می گوید: " ... ناگذیر از دریافتن این شدم که تا اینجا درباره ی این موضوع ها تصورهای نادرستی داشته ام. مدتها باور داشتم- و نمی دانم چرا- که برای رسیدن به گیوتین باید بالای صفه ی اعدام رفت، از پله ها بالا رفت... ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
اینجا مورسو تصور خود را از علت محکوم شدن در میان می گذارد. اینکه گیوتین بخواهد جایی فراتر از آدمهای زمینی باشد بدین معناست که دستوری ما فوق منطق و شعور انسان ها بوده که برچسب محکوم به اعدام را به فردی زده است. در حالی که گیوتین جایی میان دیگر انسان ها قرار دارد. این همان آدمها هستند که بر یک فرد برچسب متفاوت بودن یا به زبانی بهتر بیگانه بودن را می زنند.
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
کامو در این رمان به فلسفه ی اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر نظر دارد. این فلسفه جهان را بی معنا تصویر می کند. در این میان این انسان است که به همه چیز معنا می بخشد. همان طور که سارتر می گوید که اگر وجود مقدم بر ماهیت باشد پس بشر مسئول ماهیت خویش است. او همواره باید بار سنگین این مسئولیت را بر دوش بکشد، انتخاب کند و راه را برای دیگران هموار نماید. در حقیقت آدمی هرگاه که بر سر انتخاب چند راه ممکن می ماند، باید همواره این را در نظر داشته باشد که اگر دیگران نیز این راه را برگزینند، چه می شود؟ پس این انسان است که با انتخاب های خود به همه چیز که پیش از آن بی معنا بوده، معنا می دهد.
مورسو محکوم می شود در حالی که هیچ نقشی در دفاع از خود ندارد. تصویری که خود او در آخر رمان ازاین محکوم شدن خلق می کند اگر نخواهیم بگوییم بی نظیر است بی تردید کم نظیر است! مورسو بعد از این که متوجه می شود که محکوم است که با گیوتین اعدام شود می گوید: " ... ناگذیر از دریافتن این شدم که تا اینجا درباره ی این موضوع ها تصورهای نادرستی داشته ام. مدتها باور داشتم- و نمی دانم چرا- که برای رسیدن به گیوتین باید بالای صفه ی اعدام رفت، از پله ها بالا رفت... ماشین (گیوتین) هم سطح همان آدم هایی ست که به سویش گام بر می دارند. او (فرد محکوم) پیش آن می رود همان طور که آدم به دیدار کسی می رود... بالا رفتن به طرف صفه ی اعدام، صعود به آسمان، چیزی بود که تخیل می توانست با آن درآمیزد. در حالی که، آنجا نیز، ماشین همه چیز را خرد می کند." ( بیگانه، آلبر کامو، ص 134- 135)
اینجا مورسو تصور خود را از علت محکوم شدن در میان می گذارد. اینکه گیوتین بخواهد جایی فراتر از آدمهای زمینی باشد بدین معناست که دستوری ما فوق منطق و شعور انسان ها بوده که برچسب محکوم به اعدام را به فردی زده است. در حالی که گیوتین جایی میان دیگر انسان ها قرار دارد. این همان آدمها هستند که بر یک فرد برچسب متفاوت بودن یا به زبانی بهتر بیگانه بودن را می زنند.
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
بیگانه_1002577110.pdf
690.5 KB
Forwarded from Diazepam
همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته بیگانه می یابد ...
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
#بیگانه
#البر_کامو
#معرفی_کتاب
Schindler @Diiaazepam
این دنیا بی اهمیت است،
و هرکه به این حقیقت برسد
آزادی اش را به دست می آورد.
#آلبر_کامو
📖 کالیگولا
Nemo @Diiaazepam
و هرکه به این حقیقت برسد
آزادی اش را به دست می آورد.
#آلبر_کامو
📖 کالیگولا
Nemo @Diiaazepam
هیچ چیزی در دنیا به این نمیاَرزد که انسان از آنچه دوست دارد روگردان شود...
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
#آلبر_کامو
Nemo @Diiaazepam
هیچ چیزی در دنیا به این نمی ارزد که انسان از آنچه دوست دارد رو گردان شود.
با وجود این، من هم روی گردانده ام، بی آنکه قادر باشم بدانم چرا...
طاعون / #آلبر_کامو
@Diiaazepam
با وجود این، من هم روی گردانده ام، بی آنکه قادر باشم بدانم چرا...
طاعون / #آلبر_کامو
@Diiaazepam
گاه تشخیصِ کسی که دروغ میگوید، از کسی که راست میگوید آسانتر است.
حقیقت همچون روشنایی چشم را کور میکند. دروغ، بر عکس، همچون آفتابی که در حال برخاستن یا فروخفتن است، به همه چیز جلوه میبخشد !
📓 سقوط
✍🏻 #آلبر_کامو
@Diiaazepam
حقیقت همچون روشنایی چشم را کور میکند. دروغ، بر عکس، همچون آفتابی که در حال برخاستن یا فروخفتن است، به همه چیز جلوه میبخشد !
📓 سقوط
✍🏻 #آلبر_کامو
@Diiaazepam