فتوحات التاریخ 🔻
عنوان ویدیو: 🔹بازگشت دوران حملات صلیبی🔹 ❌حاوی تصاویر دلخراش❌ توضیحات: 🔸(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) آنها میخواهند نور الله را با دهان خود خاموش کنند، ولی الله متعال کاملکنندهی…
قهرمانان همیشه نقاب ندارند...
پلیس #نروژ روز یکشنبه (روز عرفه)11 آگوست 2019 اعلام کرد که یک حمله تروریستی به مسجدی در نزدیکی اوسلو انجام شده است،پلیس نروژ تایید کرد در حادثه تیراندازی در مسجد النور یک تن کشته شده و ضارب مجروح نیز بازداشت شده است.
#تروریست نروژی که ۲۱ سال سن دارد با کلاه ایمنی، جلیقهٔ ضد گلوله و چند قبضه اسلحه وارد مسجد شده بود، اما محمد رفیق عمر، افسر سابق نیروی هوایی #پاکستان که ۷۵ سال سن دارد با دویدن به سوی تیرانداز،توانست با دست خالی او را خلع سلاح کند و از تکرار حادثه مرگبار مسجد کرایست چرچ #نیوزیلند جلوگیری کند!
برادر قهرمان ما در هنگام برخورد با تروریست نروژی زخمی شد، از الله شفای عاجل را برای این ایشان خواستاریم!
شبکه «ان آر کای» نروژ اعلام کرد که پلیس تعداد قابل توجهی اسلحه پیدا کرد که فرد مهاجم در بیرون مسجد گذاشته بود،فرد مهاجم به این حمله در اینترنت نامهای منتشر کرده و از عامل حمله خونین ماه مارس به مسجد نیوزلند تجلیل کرده بود.
@Dirilis_history
پلیس #نروژ روز یکشنبه (روز عرفه)11 آگوست 2019 اعلام کرد که یک حمله تروریستی به مسجدی در نزدیکی اوسلو انجام شده است،پلیس نروژ تایید کرد در حادثه تیراندازی در مسجد النور یک تن کشته شده و ضارب مجروح نیز بازداشت شده است.
#تروریست نروژی که ۲۱ سال سن دارد با کلاه ایمنی، جلیقهٔ ضد گلوله و چند قبضه اسلحه وارد مسجد شده بود، اما محمد رفیق عمر، افسر سابق نیروی هوایی #پاکستان که ۷۵ سال سن دارد با دویدن به سوی تیرانداز،توانست با دست خالی او را خلع سلاح کند و از تکرار حادثه مرگبار مسجد کرایست چرچ #نیوزیلند جلوگیری کند!
برادر قهرمان ما در هنگام برخورد با تروریست نروژی زخمی شد، از الله شفای عاجل را برای این ایشان خواستاریم!
شبکه «ان آر کای» نروژ اعلام کرد که پلیس تعداد قابل توجهی اسلحه پیدا کرد که فرد مهاجم در بیرون مسجد گذاشته بود،فرد مهاجم به این حمله در اینترنت نامهای منتشر کرده و از عامل حمله خونین ماه مارس به مسجد نیوزلند تجلیل کرده بود.
@Dirilis_history
Deleted Account
#معرفی_کتاب #فریاد_آشنا📝 نویسنده : سید ابوالحسن علی الندوی مترجم : عبدالحکیم عثمانی تعداد صفحات :51 موضوع: کتاب حاضر با فریاد وامعتصماه شروع شده و بیانگر پیوند ناگسستنی اسلام و مسلمان، با عزت، شرف، غیرت و بزرگی است، غیرت و عزتی که هیبتش ترس بر اندام کفر…
الا الحبیب #رسول_الله ﷺ
استاد «شورس کشمیری» در روزنامه ی مشهورش «جتان»صادره از لاهور #پاکستان در مورد شاعر بزرگ شبه قاره #هند «اختر شیرانی» که غزلهای عاشقی سرآمد شاعران زمان خود بود و در نوشیدن شراب نیز معتاد بود
چنین نقل کرده است:
جماعتی از جوانان و شاعران در هتلی در لاهور گردهم آمدند، در این جمع جوانانی کمونیست که خیلی زیرک، با هوش نیز وجود داشتند، آنها با استاد شیرانی موضوعات مختلفی را مورد بحث قرار دادند،استاد شیرانی که بر اثر نوشیدن شراب تعادلش را از دست داده و در بدنش رعشه ای ایجاد شده بود و
در اوج نشاط و طراوت قرار داشت، ناگهان یکی از جوانان کمونیست حاضر در جلسه از فرصت استفاده نمود و اینگونه استاد را مورد سؤال قرار داد: نظرت در مورد محمد چیست؟ به محض طرح این سؤال گویا صاعقه ای فرود آمد،طوفانی برپا شد هنوز جوانک جمله اش را تمام نکرده بود که شاعر مدهوش و مست، لیوان شیشه ای را با قدرت تمام بر سرش کوبید:
ای بی ادب! چگونه به خود اجازه میدهی تا این انسان گنهکار که بر شقاوت خویش اعتراف دارد، به این سؤال زشت و قبیح پاسخ دهد؟ از من فاسق چه میخواهی بپرسی؟ شاعر لرزه بر اندام، در حالی که از فرط گریه داشت بر زمین می افتاد، جوان بی ادب و بی نزاکت را با خشم شديد این چنین مورد خطاب قرار داد:
ای بی حیا! چگونه به خود اجازه دادی تا این نام مبارک و مقدس را بر زبان کثیف بیاوری؟ مگر دیگر موضوعی وجود نداشت که در این حریم مقدس پا گذاشتی؟ شاعر بر جوان حمله ور شد و از او خواست تا سریعا از این گناه نابخشودنی توبه کند و به او گفت:
من از خبائث باطنی شما کاملاً اطلاع دارم و شما را خوب می شناسم...!
جوان گمان نمی کرد با چنین نتیجه ای خطرناک روبرو شود و در وجود شاعر چنین شیر درنده ای را می خروشاند ...
جوان کوشید تا موضوع را تغییر دهد اما سودی نداشت ، شاعر دستور داد که جوان را از مجلس بیرون کنند..
شاعر آن شب را با گریه و زاری سپری کرد و با خود گفت: این جوانان ملحد چقدر وقیح و جسور شده اند میخواهند آخرین چیزی که ما به آن افتخار می کنیم و در زندگی به آن عشق داریم از ما بگیرند،من بدون تردید انسان گناهکاری هستم و به آن اعتراف می کنم اما اینها از من می خواهند تا از اسلامم نیز دست بکشم،نه هرگز چنین نخواهم کرد...!
برگرفته از کتاب #فریاد_آشنا
سید ابوالحسن علی الندوی
#شارلی_ابدو #حکام_خائن
@Dirilis_history
استاد «شورس کشمیری» در روزنامه ی مشهورش «جتان»صادره از لاهور #پاکستان در مورد شاعر بزرگ شبه قاره #هند «اختر شیرانی» که غزلهای عاشقی سرآمد شاعران زمان خود بود و در نوشیدن شراب نیز معتاد بود
چنین نقل کرده است:
جماعتی از جوانان و شاعران در هتلی در لاهور گردهم آمدند، در این جمع جوانانی کمونیست که خیلی زیرک، با هوش نیز وجود داشتند، آنها با استاد شیرانی موضوعات مختلفی را مورد بحث قرار دادند،استاد شیرانی که بر اثر نوشیدن شراب تعادلش را از دست داده و در بدنش رعشه ای ایجاد شده بود و
در اوج نشاط و طراوت قرار داشت، ناگهان یکی از جوانان کمونیست حاضر در جلسه از فرصت استفاده نمود و اینگونه استاد را مورد سؤال قرار داد: نظرت در مورد محمد چیست؟ به محض طرح این سؤال گویا صاعقه ای فرود آمد،طوفانی برپا شد هنوز جوانک جمله اش را تمام نکرده بود که شاعر مدهوش و مست، لیوان شیشه ای را با قدرت تمام بر سرش کوبید:
ای بی ادب! چگونه به خود اجازه میدهی تا این انسان گنهکار که بر شقاوت خویش اعتراف دارد، به این سؤال زشت و قبیح پاسخ دهد؟ از من فاسق چه میخواهی بپرسی؟ شاعر لرزه بر اندام، در حالی که از فرط گریه داشت بر زمین می افتاد، جوان بی ادب و بی نزاکت را با خشم شديد این چنین مورد خطاب قرار داد:
ای بی حیا! چگونه به خود اجازه دادی تا این نام مبارک و مقدس را بر زبان کثیف بیاوری؟ مگر دیگر موضوعی وجود نداشت که در این حریم مقدس پا گذاشتی؟ شاعر بر جوان حمله ور شد و از او خواست تا سریعا از این گناه نابخشودنی توبه کند و به او گفت:
من از خبائث باطنی شما کاملاً اطلاع دارم و شما را خوب می شناسم...!
جوان گمان نمی کرد با چنین نتیجه ای خطرناک روبرو شود و در وجود شاعر چنین شیر درنده ای را می خروشاند ...
جوان کوشید تا موضوع را تغییر دهد اما سودی نداشت ، شاعر دستور داد که جوان را از مجلس بیرون کنند..
شاعر آن شب را با گریه و زاری سپری کرد و با خود گفت: این جوانان ملحد چقدر وقیح و جسور شده اند میخواهند آخرین چیزی که ما به آن افتخار می کنیم و در زندگی به آن عشق داریم از ما بگیرند،من بدون تردید انسان گناهکاری هستم و به آن اعتراف می کنم اما اینها از من می خواهند تا از اسلامم نیز دست بکشم،نه هرگز چنین نخواهم کرد...!
برگرفته از کتاب #فریاد_آشنا
سید ابوالحسن علی الندوی
#شارلی_ابدو #حکام_خائن
@Dirilis_history
👏1