🔻کانون آسیب های اجتماعی دانشگاه خوارزمی برگزار میکند:
میزگرد دانشجویی:روسپیگری
🔻تسهیلگر:
سرکار خانم دکتر اعظم پیلهوری (عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی)
📆زمان: دوشنبه۲۳مهر،ساعت۱٠
📍مکان: دانشگاه خوارزمی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،کلاس۲٠۱
ورود برای تمامی دانشجویان آزاد است
@kharazmi_socialharms
@EveDaughters
میزگرد دانشجویی:روسپیگری
🔻تسهیلگر:
سرکار خانم دکتر اعظم پیلهوری (عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی)
📆زمان: دوشنبه۲۳مهر،ساعت۱٠
📍مکان: دانشگاه خوارزمی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،کلاس۲٠۱
ورود برای تمامی دانشجویان آزاد است
@kharazmi_socialharms
@EveDaughters
👍2
نخستین روزنامهنگار زن ایرانی
عزت ملکخانم، ملقب به اشرفالسلطنه، همسر اعتمادالسطنه معروف، وزیر انطباعات دوره ناصرالدینشاه، نخستین زن خبرنگار در تهران قدیم است. خواندن قصه ملک خانم و ماجراهای گزارش های جالبش خالی از لطف نیست.
اشرف السطنه علاوه بر خبرنگار نخستین زن عکاس در تهران هم بود. البته از این بانو بهعنوان نخستین زن عکاس هم یاد میشود. مهرشاد کاظمی، تهرانپژوه، با بیان این مطلب میگوید: «سیدفرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران، در کتاب «مطبوعات ایرانی» با اشاره به این موضوع، از اشرفالسلطنه بهعنوان نخستین زن روزنامهنگار ایرانی یاد میکند و مینویسد «نخستین زن مطبوعات ایران عزت ملکخانم، دختر امامقلی میرزای عمادالدوله دولتشاهی است. در زمان حکمرانی پدرش در کرمانشاهان در سال ۱۲۴۱ به دنیا آمد. در سال ۱۲۵۰ با اعتمادالسلطنه که پیشخدمت شاه بود، ازدواج کرد و بعد از مدتی عنوان اشرفالسلطنه گرفت و راهی تهران شد.»
ادامه را در لینک زیر بخوانید؛
https://ir-women.com/20103
#اشرف_السلطنه #عزت_ملکخانم #تاریخ_مطبوعات_ایران #زنان_پیشگام #روزنامهنگاری #تاریخ_تهران #زنان_ایرانی #زنان_خبرنگار
@EveDaughters
عزت ملکخانم، ملقب به اشرفالسلطنه، همسر اعتمادالسطنه معروف، وزیر انطباعات دوره ناصرالدینشاه، نخستین زن خبرنگار در تهران قدیم است. خواندن قصه ملک خانم و ماجراهای گزارش های جالبش خالی از لطف نیست.
اشرف السطنه علاوه بر خبرنگار نخستین زن عکاس در تهران هم بود. البته از این بانو بهعنوان نخستین زن عکاس هم یاد میشود. مهرشاد کاظمی، تهرانپژوه، با بیان این مطلب میگوید: «سیدفرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران، در کتاب «مطبوعات ایرانی» با اشاره به این موضوع، از اشرفالسلطنه بهعنوان نخستین زن روزنامهنگار ایرانی یاد میکند و مینویسد «نخستین زن مطبوعات ایران عزت ملکخانم، دختر امامقلی میرزای عمادالدوله دولتشاهی است. در زمان حکمرانی پدرش در کرمانشاهان در سال ۱۲۴۱ به دنیا آمد. در سال ۱۲۵۰ با اعتمادالسلطنه که پیشخدمت شاه بود، ازدواج کرد و بعد از مدتی عنوان اشرفالسلطنه گرفت و راهی تهران شد.»
ادامه را در لینک زیر بخوانید؛
https://ir-women.com/20103
#اشرف_السلطنه #عزت_ملکخانم #تاریخ_مطبوعات_ایران #زنان_پیشگام #روزنامهنگاری #تاریخ_تهران #زنان_ایرانی #زنان_خبرنگار
@EveDaughters
👍3
چطور یک مرد میتواند احساس یک زن را که بچهیی در شکم دارد، درک کند؟
مردها که حامله نمیشوند،
و راستی به نظر تو حامله نشدن برای مرد
مزیت است یا نقص؟
تا دیروز فکر میکردم یک مزیت است.
حالا مطمئنم که نقص و بدبختی است.
خیلی غرورانگیز است که آدم بتواند موجودی زنده را در بطن خود داشته باشد و بهجای یک نفر خود را دو نفر بداند.
لحظههایی هست که حس میکنی که دنیا را فتح کردهای و هیچ چیز نمیتواند آرامشی را که به آن دست یافتهای برهم بزند
ـ نه دردهایی که باید تحمل کنی،
نه کاری که احیانا ترک میکنی،
و نه آن آزادی که بدون شک
از دست میدهی.
@EveDaughters
مردها که حامله نمیشوند،
و راستی به نظر تو حامله نشدن برای مرد
مزیت است یا نقص؟
تا دیروز فکر میکردم یک مزیت است.
حالا مطمئنم که نقص و بدبختی است.
خیلی غرورانگیز است که آدم بتواند موجودی زنده را در بطن خود داشته باشد و بهجای یک نفر خود را دو نفر بداند.
لحظههایی هست که حس میکنی که دنیا را فتح کردهای و هیچ چیز نمیتواند آرامشی را که به آن دست یافتهای برهم بزند
ـ نه دردهایی که باید تحمل کنی،
نه کاری که احیانا ترک میکنی،
و نه آن آزادی که بدون شک
از دست میدهی.
اوریانا فالاچی
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
@EveDaughters
👍6💔3
شرکت تویوتا ژاپن به مناسبت روز جهانی دختر، از دکتر لیلا شریفیان تقدیر کرد
🔻#لیلا_شریفیان، دکترای مکانیک، از سال ۲۰۱۲ در دپارتمان قوای محرکه تویوتا مشغول به کار است. او در سوئیس دکترای مکانیک گرفته و بعد به بلژیک رفته تا با تویوتا کار کند.
لیلا شریفیان سال ۱۳۸۳, مدرک ارشد خود را از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است.
🔻تویوتا از دستاوردهای او در این حوزه تشکر کرده و نقش او را به عنوان الگویی موفق برای دختران سراسر جهان در عرصه علم و فناوری برجسته کرده است.
@EveDaughters
🔻#لیلا_شریفیان، دکترای مکانیک، از سال ۲۰۱۲ در دپارتمان قوای محرکه تویوتا مشغول به کار است. او در سوئیس دکترای مکانیک گرفته و بعد به بلژیک رفته تا با تویوتا کار کند.
لیلا شریفیان سال ۱۳۸۳, مدرک ارشد خود را از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است.
🔻تویوتا از دستاوردهای او در این حوزه تشکر کرده و نقش او را به عنوان الگویی موفق برای دختران سراسر جهان در عرصه علم و فناوری برجسته کرده است.
@EveDaughters
❤19👏1
Audio
تعرض جنسی، مجادله بر سر مفهوم رضایت
دکتر فاطمه موسوی ویایه
۱۷ مهرماه. فرهنگسرای ملل. کانون فرهنگ و زندگی
https://t.me/women_socialproblems
@EveDaughters
دکتر فاطمه موسوی ویایه
۱۷ مهرماه. فرهنگسرای ملل. کانون فرهنگ و زندگی
https://t.me/women_socialproblems
@EveDaughters
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥دکتر تانیا حاج حسن، پزشک مراقبتهای ویژه کودکان که به عنوان یکی از پزشکان بدون مرز در غزه حضور داشته است میگوید بیش از ۲۰ هزار کودک در غزه مفقود شدهاند...
حالا معنی مفقود شدن این کودکان چیست؟
@EveDaughters
حالا معنی مفقود شدن این کودکان چیست؟
@EveDaughters
😢9🤬1
معرفی کتاب «زنان زرخرید،بررسی وضعیت کنیزان در ایران از طاهریان تا مغول»
«دکتر شهلا اعزازی، عضو گروه مطالعات زنان-۱۴۰۱»
در ایران تا اواخر دوران قاجار بردهداری رواج داشت. تنها در سال ۱۳۰۷ شمسی بر اساس قانون «منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی بردگان هنگام ورود به ایران» مبادله غلام و کنیز منسوخ شد. متاسفانه، سنت طولانی بردهداری در ایران کمتر مورد بررسی قرار گرفته است و دادههای تاریخی در مورد بردگان و بخصوص کنیزان به عنوان فرودستترین افراد جامعه بسیار محدود است.
کتاب «زنان زرخرید» را فریبا کاظمنیا نوشته و انتشارات تیسا آن را منتشر کرد. این کتاب با رویکردی جامعهشناختی تلاشی است برای بررسی فرایند کنیز شدن زنان در ایران و فروششان در بازارهای بردهفروشان. نویسنده تلاش میکند تا جزییات زندگی بردگان -کنیزان- در خانههای مالکان و از دست دادن هرگونه هویت فردیشان منجمله نام و تبدیل آنان به موجوداتی منفعل در جهت کامجویی مردان را بررسی کند.
فریبا کاظم نیا، ابتدا نگاهی کوتاه به پیشینه تاریخی کنیزان دارد و سپس راههای تحصیل کنیزان مانند جنگهای برون مرزی و داخلی، غارت، دزدی و راهزنی، مصادره اموال، اسارت دختران به ازای مالیات و فروش فرزندان را توضیح میدهد.
کنیزان کالا بودند و به عنوان کالا در بازارها به فروش میرسیدند، هنگام فروش روی و موی کنیزان را میگشودند و حتی خریدار مجاز به دیدن اندام آنان نیز بود، آنان نه نامی داشتند و نه اختیاری در مورد خوراک، پوشاک و نوع کاری که باید انجام میدادند. فرمانبرداری محض از مالک جزیی از ذات برده تصور میشد.
کنیزان پس از فروش، آموزش هم میدیدند؛ آموزش کنیزان نه برای آماده سازی آنان برای زندگی اجتماعی، که بر اساس بهرهگیری بیشتر از کالای خریداری شده بود تا سود بیشتری نصیب مالک خود کنند. پیشههای کنیزان متفاوت بود؛ پیشههای خانگی یعنی خدمتکاری آشپزی، دایگی و البته مشاطگی و پیشههای بزمی و رامشگری.
اما اصولا کنیزان وسیلهای برای کامجویی بودند. مالک حق بهرهگیری جنسی از کنیزان را بر اساس آیات و احکام اسلامی که مباشرت مردان مسلمان را به همسران و کنیزانشان محدود میکرد داشت. این امر نه فقط در مورد کنیزانی که برای بهرهگیری جنسی خریداری میشدند صدق میکرد بلکه برای کلیه کنیزان چه در آشپزخانه یا موقعیت خدمتکاری. زیرا به گفته عنصرالمعالی در قابوسنامه « از بهر شهوت از بازار کنیزکی توان خرید که چندین رنج و خرج نباشد» از طرف دیگر به فحشا واداشتن کنیزان در روسپیخانهها نیز در شهرهای متعدد دیده شده است.
نکته مهمی که در کتاب به آن پرداخته اما هنوز جای تبیین و تحلیل دارد ایده نویسنده در مورد تاثیر شرایط زندگی فرودستانه کنیزان بر زندگی زنان آزاده و ایجاد هنجارهایی مشابه برای آنان است. کنیزان بیش از غلامان تحت ستم بودند که ناشی از موقعیت فرودستی زنان در جامعه بود. وجود کنیزان فرمانبردار و مطیع که هیچگونه حقی در زندگی برای خود نداشتند و تنها برای لذتجویی مردان در خانهها و دربار در کنار سایر زنان آزاده زندگی میکردند به وجود ایده «زن/همسر/کنیز» کمک کرد، به نوعی که حتی زنان آزاده نیز خود را به عنوان کنیز شوهر در نظر میگرفتند. کنیزی که ویژگیهای اطاعت و انفعال او از لحاظ احکام دین و جامعه مقبول بود؛ الگویی از زن که هنوز هر چند با واژگانی دیگر زن موردپسند جامعه را تعریف میکند.
کتاب دارای زبانی ساده و روان است و به خوبی شرایط زندگی بخشی از تاریخ و افراد نادیده انگاشته شده جامعه را بیان میکند. متاسفانه کتاب تنها به بررسی دوران گذشته (طاهریان تا مغول ) پرداخته، بررسی وضعیت کنیزان در دوره جدید بخصوص دوران قاجار برای درک بهتر موقعیت کنیزان و زنان آزاده و واکنش به پایان بردهداری در ایران مفید است.
@womenstudiesisaorg
@EveDaughters
معرفی کتاب «زنان زرخرید،بررسی وضعیت کنیزان در ایران از طاهریان تا مغول»
«دکتر شهلا اعزازی، عضو گروه مطالعات زنان-۱۴۰۱»
در ایران تا اواخر دوران قاجار بردهداری رواج داشت. تنها در سال ۱۳۰۷ شمسی بر اساس قانون «منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی بردگان هنگام ورود به ایران» مبادله غلام و کنیز منسوخ شد. متاسفانه، سنت طولانی بردهداری در ایران کمتر مورد بررسی قرار گرفته است و دادههای تاریخی در مورد بردگان و بخصوص کنیزان به عنوان فرودستترین افراد جامعه بسیار محدود است.
کتاب «زنان زرخرید» را فریبا کاظمنیا نوشته و انتشارات تیسا آن را منتشر کرد. این کتاب با رویکردی جامعهشناختی تلاشی است برای بررسی فرایند کنیز شدن زنان در ایران و فروششان در بازارهای بردهفروشان. نویسنده تلاش میکند تا جزییات زندگی بردگان -کنیزان- در خانههای مالکان و از دست دادن هرگونه هویت فردیشان منجمله نام و تبدیل آنان به موجوداتی منفعل در جهت کامجویی مردان را بررسی کند.
فریبا کاظم نیا، ابتدا نگاهی کوتاه به پیشینه تاریخی کنیزان دارد و سپس راههای تحصیل کنیزان مانند جنگهای برون مرزی و داخلی، غارت، دزدی و راهزنی، مصادره اموال، اسارت دختران به ازای مالیات و فروش فرزندان را توضیح میدهد.
کنیزان کالا بودند و به عنوان کالا در بازارها به فروش میرسیدند، هنگام فروش روی و موی کنیزان را میگشودند و حتی خریدار مجاز به دیدن اندام آنان نیز بود، آنان نه نامی داشتند و نه اختیاری در مورد خوراک، پوشاک و نوع کاری که باید انجام میدادند. فرمانبرداری محض از مالک جزیی از ذات برده تصور میشد.
کنیزان پس از فروش، آموزش هم میدیدند؛ آموزش کنیزان نه برای آماده سازی آنان برای زندگی اجتماعی، که بر اساس بهرهگیری بیشتر از کالای خریداری شده بود تا سود بیشتری نصیب مالک خود کنند. پیشههای کنیزان متفاوت بود؛ پیشههای خانگی یعنی خدمتکاری آشپزی، دایگی و البته مشاطگی و پیشههای بزمی و رامشگری.
اما اصولا کنیزان وسیلهای برای کامجویی بودند. مالک حق بهرهگیری جنسی از کنیزان را بر اساس آیات و احکام اسلامی که مباشرت مردان مسلمان را به همسران و کنیزانشان محدود میکرد داشت. این امر نه فقط در مورد کنیزانی که برای بهرهگیری جنسی خریداری میشدند صدق میکرد بلکه برای کلیه کنیزان چه در آشپزخانه یا موقعیت خدمتکاری. زیرا به گفته عنصرالمعالی در قابوسنامه « از بهر شهوت از بازار کنیزکی توان خرید که چندین رنج و خرج نباشد» از طرف دیگر به فحشا واداشتن کنیزان در روسپیخانهها نیز در شهرهای متعدد دیده شده است.
نکته مهمی که در کتاب به آن پرداخته اما هنوز جای تبیین و تحلیل دارد ایده نویسنده در مورد تاثیر شرایط زندگی فرودستانه کنیزان بر زندگی زنان آزاده و ایجاد هنجارهایی مشابه برای آنان است. کنیزان بیش از غلامان تحت ستم بودند که ناشی از موقعیت فرودستی زنان در جامعه بود. وجود کنیزان فرمانبردار و مطیع که هیچگونه حقی در زندگی برای خود نداشتند و تنها برای لذتجویی مردان در خانهها و دربار در کنار سایر زنان آزاده زندگی میکردند به وجود ایده «زن/همسر/کنیز» کمک کرد، به نوعی که حتی زنان آزاده نیز خود را به عنوان کنیز شوهر در نظر میگرفتند. کنیزی که ویژگیهای اطاعت و انفعال او از لحاظ احکام دین و جامعه مقبول بود؛ الگویی از زن که هنوز هر چند با واژگانی دیگر زن موردپسند جامعه را تعریف میکند.
کتاب دارای زبانی ساده و روان است و به خوبی شرایط زندگی بخشی از تاریخ و افراد نادیده انگاشته شده جامعه را بیان میکند. متاسفانه کتاب تنها به بررسی دوران گذشته (طاهریان تا مغول ) پرداخته، بررسی وضعیت کنیزان در دوره جدید بخصوص دوران قاجار برای درک بهتر موقعیت کنیزان و زنان آزاده و واکنش به پایان بردهداری در ایران مفید است.
@womenstudiesisaorg
@EveDaughters
Telegram
attach 📎
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۰ثانیه خون جگر را با ابیات پروین خونینتر کنید
چیزها دیده و نخواستهام
دل من هم دل است، آهن نیست
روی مادر ندیدهام هرگز
چشم طفل یتیم، روشن نیست
کودکان گریه میکنند و مرا
فرصتی بهر گریه کردن نیست...
کودکان را کلیج هست و مرا
نان خشک از برای خوردن نیست
جامهام را به نیم جو نخرند
این چنین جامه، جای ارزن نیست
ترسم آنگه دهند پیرهنم
که نشانی و نامی از تن نیست...
درسهایم نخوانده ماند تمام
چه کنم، در چراغ روغن نیست
همه گویند پیش ما منشین
هیچ جا، بهر من نشیمن نیست...
من که هر خط نوشتم و خواندم
بخت با خواندن و نوشتن نیست
پشت سر اوفتادهٔ فلکم
نقص حطی و جرم کلمن نیست
مزد بهمن همی ز من خواهند
آخر این آذر است، بهمن نیست
چرخ، هر سنگ داشت بر من زد
دیگرش سنگ در فلاخن نیست
چه کنم، خانهٔ زمانه خراب
که دلی از جفاش ایمن نیست
#پروین_اعتصامی
@EveDaughters
چیزها دیده و نخواستهام
دل من هم دل است، آهن نیست
روی مادر ندیدهام هرگز
چشم طفل یتیم، روشن نیست
کودکان گریه میکنند و مرا
فرصتی بهر گریه کردن نیست...
کودکان را کلیج هست و مرا
نان خشک از برای خوردن نیست
جامهام را به نیم جو نخرند
این چنین جامه، جای ارزن نیست
ترسم آنگه دهند پیرهنم
که نشانی و نامی از تن نیست...
درسهایم نخوانده ماند تمام
چه کنم، در چراغ روغن نیست
همه گویند پیش ما منشین
هیچ جا، بهر من نشیمن نیست...
من که هر خط نوشتم و خواندم
بخت با خواندن و نوشتن نیست
پشت سر اوفتادهٔ فلکم
نقص حطی و جرم کلمن نیست
مزد بهمن همی ز من خواهند
آخر این آذر است، بهمن نیست
چرخ، هر سنگ داشت بر من زد
دیگرش سنگ در فلاخن نیست
چه کنم، خانهٔ زمانه خراب
که دلی از جفاش ایمن نیست
#پروین_اعتصامی
@EveDaughters
💔8
🩺 اینفوگرافی سرطان سینه
اکتبر ماه اطلاعرسانی درباره سرطان سینه است. این سرطان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است.
در ایران از هر ۳۵ زن ۱ نفر مبتلا به سرطان سینه است.
۴۰٪ از مبتلایان به سرطان سینه در ایران دیر متوجه بیماری خود میشوند.
با این نشانه ها و علائم میتونید سرطان سینه را تشخیص دهید.
@EveDaughters
اکتبر ماه اطلاعرسانی درباره سرطان سینه است. این سرطان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است.
در ایران از هر ۳۵ زن ۱ نفر مبتلا به سرطان سینه است.
۴۰٪ از مبتلایان به سرطان سینه در ایران دیر متوجه بیماری خود میشوند.
با این نشانه ها و علائم میتونید سرطان سینه را تشخیص دهید.
@EveDaughters
🙏2👍1
🔴 خبرنگار صداوسیما: یک مادر برای ثبت نام فرزندش مجبور شده کلاس های مدرسه دولتی را تمیز کند!
💢 این تخلف در شهر قدس رخ داده
📌 سعید یقینی از خبرنگاران خبرگزاری صداوسیما است./عبدیمدیا
🔹مسعود بهرامی مدیرکل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران در واکنش به خبر منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر اینکه در یکی از مدارس شهر قدس، مادری در ازای هزینه ثبتنام فرزند خود در مدرسه دولتی مجبور به نظافت مدرسه شده بود گفت: در حال بررسی موضوع هستیم. انشاءالله اطلاع رسانی کامل انجام خواهد شد.
@Khabar_Fouri
@EveDaughters
💢 این تخلف در شهر قدس رخ داده
📌 سعید یقینی از خبرنگاران خبرگزاری صداوسیما است./عبدیمدیا
🔹مسعود بهرامی مدیرکل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران در واکنش به خبر منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر اینکه در یکی از مدارس شهر قدس، مادری در ازای هزینه ثبتنام فرزند خود در مدرسه دولتی مجبور به نظافت مدرسه شده بود گفت: در حال بررسی موضوع هستیم. انشاءالله اطلاع رسانی کامل انجام خواهد شد.
@Khabar_Fouri
@EveDaughters
🤬12
بیماران جنسی همه جا هستند
پریا در کودکی مورد آزار جنسی همسرِ مادر خود قرار گرفته و این راز را از همه پنهان کرده است. او پس از سال ها مجبور می شود به خاطر بیماری مادرش با پدرخوانده خود که مدت ها قبل از آن ها جدا شده بود روبرو شود و... در این فیلم کوتاه که بر اساس داستانی واقعی روایت شده به خانواده ها آموزش داده می شود که افراد مبتلا به پدوفیلی یا تمایل جنسی به کودکان گاهی ممکن است از مورد اعتماد ترین افراد خانواده باشند.
فیلم کوتاه ۱۷دقیقه پریا(۱۴۰۳)، به کارگردانی #شاهین_صمدپور به همراه گوشه ای از بازخوردهای قابل انتشار ببینید تا بهتر متوجه حضور بیماران جنسی در اطراف خود شوید.
🎞 تماشای فیلم از آپارت:
https://www.aparat.com/m/bazds
@EveDaughters
پریا در کودکی مورد آزار جنسی همسرِ مادر خود قرار گرفته و این راز را از همه پنهان کرده است. او پس از سال ها مجبور می شود به خاطر بیماری مادرش با پدرخوانده خود که مدت ها قبل از آن ها جدا شده بود روبرو شود و... در این فیلم کوتاه که بر اساس داستانی واقعی روایت شده به خانواده ها آموزش داده می شود که افراد مبتلا به پدوفیلی یا تمایل جنسی به کودکان گاهی ممکن است از مورد اعتماد ترین افراد خانواده باشند.
فیلم کوتاه ۱۷دقیقه پریا(۱۴۰۳)، به کارگردانی #شاهین_صمدپور به همراه گوشه ای از بازخوردهای قابل انتشار ببینید تا بهتر متوجه حضور بیماران جنسی در اطراف خود شوید.
🎞 تماشای فیلم از آپارت:
https://www.aparat.com/m/bazds
@EveDaughters
😢11
Forwarded from مؤسسهٔ رحمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️همیشه خانواده با جایگاهی محبتآمیز و به عنوان پناهگاهی امن در برابر دنیای بیرون معرفی میشود، اما تحقیقات اجتماعی نشان میدهند که خانه همیشه امن نیست به خصوص برای زنان:«گیدنز در یک بررسی از آمار جرایم میگوید احتمال به قتل رسیدن زنان در خانه توسط اعضای خانواده بسیار بیشتر از احتمال به قتل رسیدن آنها در خیابان در شب است.»
🎬فاطمه موسوی ویایه_پژوهشگر اجتماعی_ در نشست «خانه امن نیست» درباره علل قتلهای ناموسی و خشونت علیه زنان توضیح میدهد.
🔻این نشست مرداد ۰۳ در موسسه رحمان برگزار شد. ویدیوی کامل نشست «خانه امن نیست» را از یوتیوب رحمان ببینید.
تدوین :سارا صارمی
@rahmaninstitute
🎬فاطمه موسوی ویایه_پژوهشگر اجتماعی_ در نشست «خانه امن نیست» درباره علل قتلهای ناموسی و خشونت علیه زنان توضیح میدهد.
🔻این نشست مرداد ۰۳ در موسسه رحمان برگزار شد. ویدیوی کامل نشست «خانه امن نیست» را از یوتیوب رحمان ببینید.
تدوین :سارا صارمی
@rahmaninstitute
💔4👍1
ده سال پیش در چنین روزی
زنان در اصفهان قربانی اسیدپاشی شدند
حادثه اسیدپاشی در اصفهان در ۲۳ مهر سال ۱۳۹۳ روی داد و در جریان آن، مهاجمان موتورسوار دستکم چهار زن را هدف قرار دادند.
انتشار تصاویر قربانیان این حادثه که مرضیه، سهیلا، مینا و سارا نام داشتند و معرفی نکردن عاملان این حادثه زمینهساز برگزاری تجمعهای اعتراضی در ایران شد که با برخورد پلیس و بازداشت برخی از معترضان مواجه شد.
در سال ۹۷ پرونده اسیدپاشان اصفهان در حالی بسته شد که عوامل اسیدپاشی پیدا نشدند./دادبان
@EveDaughters
زنان در اصفهان قربانی اسیدپاشی شدند
حادثه اسیدپاشی در اصفهان در ۲۳ مهر سال ۱۳۹۳ روی داد و در جریان آن، مهاجمان موتورسوار دستکم چهار زن را هدف قرار دادند.
انتشار تصاویر قربانیان این حادثه که مرضیه، سهیلا، مینا و سارا نام داشتند و معرفی نکردن عاملان این حادثه زمینهساز برگزاری تجمعهای اعتراضی در ایران شد که با برخورد پلیس و بازداشت برخی از معترضان مواجه شد.
در سال ۹۷ پرونده اسیدپاشان اصفهان در حالی بسته شد که عوامل اسیدپاشی پیدا نشدند./دادبان
@EveDaughters
💔7🤬2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه اول:
عذرخواهی صداوسیما بابت پخش صدای خواننده زن
اطلاعیه صدا و سیما:
در ثانیههای پایانی برنامه به مورخ ۲۱ مهرماه، بر اثر سهلانگاری و خطای فردی، بخشی از موسیقی یک فیلم سینمایی ایرانی پخش شد که در آن حدود شرعی رعایت نشده بود.مسئولان برنامه در بدو اتفاق متوجه این اشتباه شده و ضمن برخورد جدی با عامل این سهلانگاری، راه اشتباه مجدد را بستند./توییتر فارسی
صحنه دوم:
زمانی امام موسی صدر به فیروز، خواننده زن لبنانی ابراز ارادت کرد و علاقمندی خود را به شرکت در کنسرت ایشان مطرح کرد. فیروز به همراه همکاران خود به هتل اقامت امام موسی صدر رفته و کنسرت زندهای درباره فلسطین برگزار کردند.
لینک مشاهده جزئیات خبر:
https://t.me/EveDaughters/1484
دیدگاه فیض کاشانی درباره خوانندگی زنان:
https://t.me/baznegari/1019
جواز تکخوانی زنان از نظر امام خمینی:
https://t.me/baznegari/899
پ.ن: بنظر میرسد تفقه صداسیما بجز در ایام خاص، یعنی موقع انتخابات، تجمعات سیاسی و امثالهم حتی دایر بر فقه سنتی هم نیست.
@EveDaughters
عذرخواهی صداوسیما بابت پخش صدای خواننده زن
اطلاعیه صدا و سیما:
در ثانیههای پایانی برنامه به مورخ ۲۱ مهرماه، بر اثر سهلانگاری و خطای فردی، بخشی از موسیقی یک فیلم سینمایی ایرانی پخش شد که در آن حدود شرعی رعایت نشده بود.مسئولان برنامه در بدو اتفاق متوجه این اشتباه شده و ضمن برخورد جدی با عامل این سهلانگاری، راه اشتباه مجدد را بستند./توییتر فارسی
صحنه دوم:
زمانی امام موسی صدر به فیروز، خواننده زن لبنانی ابراز ارادت کرد و علاقمندی خود را به شرکت در کنسرت ایشان مطرح کرد. فیروز به همراه همکاران خود به هتل اقامت امام موسی صدر رفته و کنسرت زندهای درباره فلسطین برگزار کردند.
لینک مشاهده جزئیات خبر:
https://t.me/EveDaughters/1484
دیدگاه فیض کاشانی درباره خوانندگی زنان:
https://t.me/baznegari/1019
جواز تکخوانی زنان از نظر امام خمینی:
https://t.me/baznegari/899
پ.ن: بنظر میرسد تفقه صداسیما بجز در ایام خاص، یعنی موقع انتخابات، تجمعات سیاسی و امثالهم حتی دایر بر فقه سنتی هم نیست.
@EveDaughters
👍4🤬1
این روزها که معیشت خانوادهها تنگ است و مردان ناچارند ساعات زیادی را به دور از خانواده در پی کسب روزی باشند و کودکان و مادران، ساعت طولانی روز را با هم سپری کنند. اما در پس این روزها، ایامی را میبینم که کودکان امروزمان در غیاب الگوی مردانه زندگیشان با خلاءهای بزرگی دست و پنجه نرم میکنند.
والدین دو رکن شکل گیری شخصیت و هویت کودک و الگوهای مردانگی و زنانگی هستند که فقدان یا کم رنگ بودن هر کدام آسیبی عمیق بر پیکره کودکان وارد میکند.
شاید بگویید مردان سابقا هم تمام وقت در بیرون از منزل کار میکردند و زنان در خانه، اما آنچه تفاوت زندگی دیروز و امروز را بیشتر نمایان میکند، گستردگی خانواده دیروز نسبت به امروز است، وجود پدر بزرگ و مادربزرگ، خاله و دایی و عمو و عمه، برادران و خواهران و ... هر کدام بخشی از هویت بخشی کودک را بر عهده میگرفتند اما امروزه که به ازدواج و فرزندآوری نسل تک فرزند یا کم فرزند رسیدیم و ازدواج هم در سنین بالاتر رخ میدهد خلا نبود فامیل نیز مشاهده میشود که نمیتواند جایگزینی برای نبود پدران در خانه باشد و...
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
والدین دو رکن شکل گیری شخصیت و هویت کودک و الگوهای مردانگی و زنانگی هستند که فقدان یا کم رنگ بودن هر کدام آسیبی عمیق بر پیکره کودکان وارد میکند.
شاید بگویید مردان سابقا هم تمام وقت در بیرون از منزل کار میکردند و زنان در خانه، اما آنچه تفاوت زندگی دیروز و امروز را بیشتر نمایان میکند، گستردگی خانواده دیروز نسبت به امروز است، وجود پدر بزرگ و مادربزرگ، خاله و دایی و عمو و عمه، برادران و خواهران و ... هر کدام بخشی از هویت بخشی کودک را بر عهده میگرفتند اما امروزه که به ازدواج و فرزندآوری نسل تک فرزند یا کم فرزند رسیدیم و ازدواج هم در سنین بالاتر رخ میدهد خلا نبود فامیل نیز مشاهده میشود که نمیتواند جایگزینی برای نبود پدران در خانه باشد و...
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
👍12
همکارم امسال مادربزرگ شد. گذاشت پدر و مادر جدید بی خوابیهای اول را بکشند و استرس حمام اول و افتادن بند ناف و واکسن سوم را تحمل کنند، بعد موهایش را نارنجی کرد و از ما خداحافظی کرد و سوار هواپیما شد با یک ساعت پرواز به همین کشور کناری رفت دیدار نوه اش که دیگر سه ماهه شده بود.
من هر هفته بیشتر مشتاق و کنجکاو نوزاد بودم تا او. من جای او بودم تا از همان ساعات آغاز درد در بیرون در بیمارستان کشیک نمیدادم، قرار نمیگرفتم...
چندی بعد پدرش فوت کرد و بهش ارث بزرگی رسید. چند مزرعه بزرگ در دل آلپ با اصطبل اسبهای عربی و چند تراکتور. گاهی میرود سرکشی و عکسهای اینستاگرام پسند میفرستد به ایمیل گروهی کمپانی.
یک شعر کودکستانی آلمانی هست در مورد مادربزرگ مدرنی که در مرغداری سوار موتور میشود و به بینی اش حلقه پیرسینگ دارد و ماهی اش پیپ می کشد و سگش بلد است بشمارد... به همکارم گفتم الان تو مصداق عملی این شعری... گفت واقعا! ولی راستش دوست ندارم به من بگویند مادربزرگ!!
یک روز هم چند کار نیمه تمامش را سپرد به ما و رفت مرز اتریش دیدن و تیمار مادر نود و یک ساله اش که لگنش شکسته بود. از روی نقل قولها و حکایتهای پدربزرگ و مادربزرگم که از کودکی میشنیدم هر سالمندی که لگنش بشکند دیگر کارش تمام است
فکر کردم لابد همکارم هم به زودی باز مرخصی میگیرد و میرود خاکسپاری... که دو هفته بعد برگشت و گفت مادرش از اتاق عمل آمده و فیزیوتراپ دارد و چون هم دیگر مجبور نیست از شوهر سختگیر فقیدش اجازه خاصی بگیرد کلی روحیه گرفته و خودش داده حمامش را برایش بازسازی کنند و تا راهروها همه جا سراسر سفید و مدرن بشود و مشخصا رو به بهبودی است و به زودی خودش دوباره از پس کارهایش برمیاید و... و در آخر گفت امیدوارم مادرم دستکم چند سال دیگر زندگی باکیفیتی را تجربه کند..
تعجبم از کجاست؟ از اینجاست که خودم
نیم قرن از مادرش کوچکترم و چنین امیدی به زندگی ندارم. امیدورزی، خصلتی اکتسابی و یادگرفتنی است.
مادربزرگم از وقتی کودک بودم دچار روماتیسم مزمن و اختلال عصب های عضلانی بود و به مرگ زیاد فکر میکرد و از مردن زیاد می ترسید و از جایی به بعد زندگی را کاملا متوقف کرده بود تا رسیدن آن بهبودی که هرگز اتفاق نیفتاد.
مادرم خیلی زودتر از موقع خودش را در هیأت مادربزرگ میدید و بزرگسالان را حتی با پنج سال اختلاف سن به فرزندی می پذیرفت و حقیقتا آرزوی چندانی جز سلامتی و خوشبختی و رها زیستن ما نداشت!
در حقیقت برای خودش تنها آرزویی که قائل بود اینکه ببیند ما خوشیم..
نه فقط اینها، که زنان بسیاری در اطراف من از میانسالی به بعد در بی آرزویی و در کهنسالی خودخواسته ای زیسته اند...
من نمیدانم محیط و آنچه در جغرافیا میگذرد دقیقا چقدر قدرت دارد تا آدم را بی آرزو کند.
صرفا یک فرق بزرگ میبینم در میدان دید آدمهای همسن هم نسل در جغرافیای متفاوت. حتی با تغییر جغرافیا و تغییر افق دید، آنچه در درون آدم میگذرد میتواند چندان تفاوت ماهوی نکند.
من یکی، واقعا آرزوی دیدن پنجاه سال دیگر را ندارم.
راستش، بسیار پیش آمده که دنیا و زیستن، حوصله مرا سر ببرد.
و فکر میکنم به زنی نود ساله در دامنه آلپ با لگنی مخلوط از استخوان و فلز، که دارد به کیفیت زیست در چندین سال بعدش فکر میکند.
.فکر میکنم او دورنمایی با بازه ای چندساله میبایست داشته باشد که همزمان با منی که زیر بار بازسازی حمام رفته ام و صد بار این وسط به خودم لعنت فرستاده ام که مگر چند سال زنده ای حالا که کل یک حمام را بریزی بسازی، ول میکردی این دو صباح عمر را... و بعد یکی مثل او، که از کمیت هم گذشته ولی از کیفیت نه./زن امروزی
@EveDaughters
من هر هفته بیشتر مشتاق و کنجکاو نوزاد بودم تا او. من جای او بودم تا از همان ساعات آغاز درد در بیرون در بیمارستان کشیک نمیدادم، قرار نمیگرفتم...
چندی بعد پدرش فوت کرد و بهش ارث بزرگی رسید. چند مزرعه بزرگ در دل آلپ با اصطبل اسبهای عربی و چند تراکتور. گاهی میرود سرکشی و عکسهای اینستاگرام پسند میفرستد به ایمیل گروهی کمپانی.
یک شعر کودکستانی آلمانی هست در مورد مادربزرگ مدرنی که در مرغداری سوار موتور میشود و به بینی اش حلقه پیرسینگ دارد و ماهی اش پیپ می کشد و سگش بلد است بشمارد... به همکارم گفتم الان تو مصداق عملی این شعری... گفت واقعا! ولی راستش دوست ندارم به من بگویند مادربزرگ!!
یک روز هم چند کار نیمه تمامش را سپرد به ما و رفت مرز اتریش دیدن و تیمار مادر نود و یک ساله اش که لگنش شکسته بود. از روی نقل قولها و حکایتهای پدربزرگ و مادربزرگم که از کودکی میشنیدم هر سالمندی که لگنش بشکند دیگر کارش تمام است
فکر کردم لابد همکارم هم به زودی باز مرخصی میگیرد و میرود خاکسپاری... که دو هفته بعد برگشت و گفت مادرش از اتاق عمل آمده و فیزیوتراپ دارد و چون هم دیگر مجبور نیست از شوهر سختگیر فقیدش اجازه خاصی بگیرد کلی روحیه گرفته و خودش داده حمامش را برایش بازسازی کنند و تا راهروها همه جا سراسر سفید و مدرن بشود و مشخصا رو به بهبودی است و به زودی خودش دوباره از پس کارهایش برمیاید و... و در آخر گفت امیدوارم مادرم دستکم چند سال دیگر زندگی باکیفیتی را تجربه کند..
تعجبم از کجاست؟ از اینجاست که خودم
نیم قرن از مادرش کوچکترم و چنین امیدی به زندگی ندارم. امیدورزی، خصلتی اکتسابی و یادگرفتنی است.
مادربزرگم از وقتی کودک بودم دچار روماتیسم مزمن و اختلال عصب های عضلانی بود و به مرگ زیاد فکر میکرد و از مردن زیاد می ترسید و از جایی به بعد زندگی را کاملا متوقف کرده بود تا رسیدن آن بهبودی که هرگز اتفاق نیفتاد.
مادرم خیلی زودتر از موقع خودش را در هیأت مادربزرگ میدید و بزرگسالان را حتی با پنج سال اختلاف سن به فرزندی می پذیرفت و حقیقتا آرزوی چندانی جز سلامتی و خوشبختی و رها زیستن ما نداشت!
در حقیقت برای خودش تنها آرزویی که قائل بود اینکه ببیند ما خوشیم..
نه فقط اینها، که زنان بسیاری در اطراف من از میانسالی به بعد در بی آرزویی و در کهنسالی خودخواسته ای زیسته اند...
من نمیدانم محیط و آنچه در جغرافیا میگذرد دقیقا چقدر قدرت دارد تا آدم را بی آرزو کند.
صرفا یک فرق بزرگ میبینم در میدان دید آدمهای همسن هم نسل در جغرافیای متفاوت. حتی با تغییر جغرافیا و تغییر افق دید، آنچه در درون آدم میگذرد میتواند چندان تفاوت ماهوی نکند.
من یکی، واقعا آرزوی دیدن پنجاه سال دیگر را ندارم.
راستش، بسیار پیش آمده که دنیا و زیستن، حوصله مرا سر ببرد.
و فکر میکنم به زنی نود ساله در دامنه آلپ با لگنی مخلوط از استخوان و فلز، که دارد به کیفیت زیست در چندین سال بعدش فکر میکند.
.فکر میکنم او دورنمایی با بازه ای چندساله میبایست داشته باشد که همزمان با منی که زیر بار بازسازی حمام رفته ام و صد بار این وسط به خودم لعنت فرستاده ام که مگر چند سال زنده ای حالا که کل یک حمام را بریزی بسازی، ول میکردی این دو صباح عمر را... و بعد یکی مثل او، که از کمیت هم گذشته ولی از کیفیت نه./زن امروزی
@EveDaughters
👍6