فرهنگ جامعه ایرانی از زنی که به خانه بخت می رود انتظارات عجیبی دارد :
* دختر با لباس سفید (عروس) به خانه شوهر می رود و با لباس سفید (کفن) بر می گردد
* زن نمونه باید مطیع حرف شوهر باشد و هر چه می گوید گوش دهد ( به عبارتی زن خوب دیگر تصمیم گیرنده نیست بلکه یک مطیع و فرمانبردار است)
* زن خوب باید با تمام سختی های زندگی شوهر بسوزد و بسازد
* زن خوب حتی اگر شوهرش خطایی کرد باید آبروداری کند و خطاهایش را بپوشاند
* زن اگر از خانه شوهر رو بگرداند و رو به خانه پدری کند جایگاهی جز یک طفیلی و سربار نخواهد داشت
و هزاران ویژگی دیگر
اینگونه است که این فرهنگ ( که البته خجالت می کشم نام فرهنگ بر ان بگذارم) زنان را ستمکشانی تصور کرده که علی رغم ضعیفه بودن و ناقص العقل بودن و ... باید انقدر قوی باشد که کتک های شوهر؛ اهانت های شوهر؛ درد دوری از والدین؛ انجام کار بدون مزد و ... را به جان بخرد و هر زمان شوهر اراده فرمود همچون کنیزکی مهربان تمام قد در مقابلش ایستاده و سر تعظیم فرو آورد و لبخند زنان بگوید " سرورم از زندگی در خانه شما آنقدر راضی هستم که محال است از تو جدا شوم ، حتی اگر با کمربند سیاهم کنی یا زیر چشمانم سرمه سیاه بکوبی و یا استخوانهایم را ورز دهی؛ من #کیسه_بکس تو خواهم ماند "
و اینجاست که صدا و سیمای ما نیز همنوا با این فرهنگ ؛ مهر تایید بر ان می کوبد و مدال افتخار بر سینه چنین زنان و شوهرانی اویزان می کند ؛
هزاران مرحبا بر شوهرانی که #دست_بزن دارند و هزاران افرین بر زنانی که این شوهران را می بخشند
اما هیچ کس به این رسانه نگفت ظلم پروری خود ظلمی است بزرگ
و بی حرمتی به بانوی خانه یعنی تربیت نسلی ظلوم و جهول
و این داستان ادامه خواهد داشت تا این قوم نخواهند اصلاح شوند ...
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی_دکتری_مطالعات_زنان
@EveDaughters
* دختر با لباس سفید (عروس) به خانه شوهر می رود و با لباس سفید (کفن) بر می گردد
* زن نمونه باید مطیع حرف شوهر باشد و هر چه می گوید گوش دهد ( به عبارتی زن خوب دیگر تصمیم گیرنده نیست بلکه یک مطیع و فرمانبردار است)
* زن خوب باید با تمام سختی های زندگی شوهر بسوزد و بسازد
* زن خوب حتی اگر شوهرش خطایی کرد باید آبروداری کند و خطاهایش را بپوشاند
* زن اگر از خانه شوهر رو بگرداند و رو به خانه پدری کند جایگاهی جز یک طفیلی و سربار نخواهد داشت
و هزاران ویژگی دیگر
اینگونه است که این فرهنگ ( که البته خجالت می کشم نام فرهنگ بر ان بگذارم) زنان را ستمکشانی تصور کرده که علی رغم ضعیفه بودن و ناقص العقل بودن و ... باید انقدر قوی باشد که کتک های شوهر؛ اهانت های شوهر؛ درد دوری از والدین؛ انجام کار بدون مزد و ... را به جان بخرد و هر زمان شوهر اراده فرمود همچون کنیزکی مهربان تمام قد در مقابلش ایستاده و سر تعظیم فرو آورد و لبخند زنان بگوید " سرورم از زندگی در خانه شما آنقدر راضی هستم که محال است از تو جدا شوم ، حتی اگر با کمربند سیاهم کنی یا زیر چشمانم سرمه سیاه بکوبی و یا استخوانهایم را ورز دهی؛ من #کیسه_بکس تو خواهم ماند "
و اینجاست که صدا و سیمای ما نیز همنوا با این فرهنگ ؛ مهر تایید بر ان می کوبد و مدال افتخار بر سینه چنین زنان و شوهرانی اویزان می کند ؛
هزاران مرحبا بر شوهرانی که #دست_بزن دارند و هزاران افرین بر زنانی که این شوهران را می بخشند
اما هیچ کس به این رسانه نگفت ظلم پروری خود ظلمی است بزرگ
و بی حرمتی به بانوی خانه یعنی تربیت نسلی ظلوم و جهول
و این داستان ادامه خواهد داشت تا این قوم نخواهند اصلاح شوند ...
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی_دکتری_مطالعات_زنان
@EveDaughters
#تک_همسری یا #چند_همسری
خیلی ها وقتی سوره نساء دا می خوانند می گویند سوره سنگینی برای زنان ایت و فک می کنند در حق زنان اجحاف شده است .
چگونه می شود خدا در سوره ای که نامش را "زن" نامیده است آیات و کلامی بیان کند که جنبه برداشت منفی و #جنس_دومی داشته باشد؟
موضوعی در این سوره می درخشد؛ #یتیم_نوازی.
یتیم نوازی انقدر مهم است که در داستان خضر و موسی، حضرت خضر تا درست کردن دیواری برای نگهداری اموال یتیمان اقدام می کنند.
جالب انکه معترض به عمل حضرت خضر، موسی عمران (ع) یکی از پیامبران اولوالعظم است که با چرا گفتن، مردود تمرین صبر و تسلیم می شود.
گاهی اقداماتی انجام می شود که دلیل آن برای ما روشن نیست.
نظام اسلام بر مبنای تک همسری است یا چند همسری ؟
چطور می شود خدا پدیده #چند_همسری را در سوره نساء ( زنان) بیان می کند؟
آیا منظور او تضییع و کوچک نمودن زنان است یا دلیل دیگری در پس این سخن نهفته است؟
شاید نظام اسلام #تک_همسری باشد.
اما ربط #یتیم_نوازی و #چند_همسری در کجاست؟
در دنیا به دلایل متعددی هر ساله کودکان زیادی یتیم می شوند دختر یا پسر، فرقی ندارد.
پس از بیان وجود یتیم در ایات دو ترس (خفتم ان لا تقسطوا.... خفتم ان لا تعدلوا) مطرح می شود.
می ترسی !
ترس از اجرای قسط
ترس از اجرای عدالت
و در میان این دو ترس، سخن از ازدواج به میان امده!!
و ایا در هنگام ترس باید بروی ازدواج کنی؟ ( آیا منطقی است که ترس مبنای ازدواج باشد؟ ان هم نه یکی ! تا چهار تا؟!!!!)
عقل سلیم در حالت ترس به تو اجازه ازدواج نمی دهد.
ولی جالب است که یک جا ترس مجوز نکاح شده و ان هم ترس از اجرای قسط در خصوص یتیمان است .
و سوالی مطرح است خفتم دوم به زنان بر می گردد یا به همان یتیمان؟!
احتمالا این ایه مربوط به یتیمان است نه امتیاز به مرد و سلب امتیاز از زن.
این ایه دو مرحله دارد
1. اجرای قسط یتیمان برای کسانی که در وادی مسئولیت یتیمان قرار می گیرد مثل برادری که برادرش فوت کرده
ظاهرا در اسلام فقط حمایت مالی مطرح نیست پا فراتر می گذارد . وقتی مسئولیت ایجاد شد باید پاسخگو باشد و عواطف انسانی پدرانه و مادرانه به این یتیمان مهم است . در اسلام یتیم خانه وجود خارجی ندارد . روانشناسی خانواده اهمیت دارد
در عاطفه هم قسط هست .
مردانی که وظیفه سرپرستی دارند بروند زنانی را بیاورند تا برای این یتیمان مادری کنند.
یعنی زنی برای اعطای قسط عاطفی مادرانه برای این یتیمان در کنار مردی برای اجرای قسط مادی و معنوی پدرانه.
اما اگر این زن در کنار زن اول قرار گرفت و مرد ترس از اجرای عدالت پیدا کرد چه؟
یعنی زمانی که نتوانست میان دو زن شرایط متوازنی ایجاد کند تکلیف چیست ؟
ممکن است این عدم اجرای عدالت هم به زنان لطمه بزند و هم به فرزندان .
اینجا اگر می ترسی عدالت بر قرار نشود با همان زن خودت این کار را بکن و با کمک زن خودت مسئولیت یتیمانی را که داری بر عهده بگیر
اما چرا از اول اینکار را نکنی ؟!
شاید به خاطر سختی نگاهداری یتیم برای زن اول باشد یا امکان عدم اجرای قسط مادرانه در بین فرزندان خود و فرزندان یتیم
ظاهرا تعداد زنها به تعداد یتیمان مرتبط می شود
زنهایی به تعداد یتیمان . ظرفیت را خدا می شناسد
قسط بین یتیمان و زنان
قسط تبلور کلیه حقوق موجود در اطراف یک وجود است
ترس دوم ترس از عدالت برای زنان است
پس (مراحل را ببین) خدا به زن هم اهمیت می دهد زنها مهم ترند
زن نباید بسوزد تا یتیم مشکلش حل شود
پس بهتر است با همان همسرت و امکانات خودت مشکل قسط یتیمان را حل کنی
عدالت را بین زن ها اجرا کردن سخت تر است پس واحده را انجام بده
می توان با تفسیری نو به این ایات نگریست
شاید اصل در اسلام #تک_همسری باشد نه #چند_همسری
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
@femailinsociety
خیلی ها وقتی سوره نساء دا می خوانند می گویند سوره سنگینی برای زنان ایت و فک می کنند در حق زنان اجحاف شده است .
چگونه می شود خدا در سوره ای که نامش را "زن" نامیده است آیات و کلامی بیان کند که جنبه برداشت منفی و #جنس_دومی داشته باشد؟
موضوعی در این سوره می درخشد؛ #یتیم_نوازی.
یتیم نوازی انقدر مهم است که در داستان خضر و موسی، حضرت خضر تا درست کردن دیواری برای نگهداری اموال یتیمان اقدام می کنند.
جالب انکه معترض به عمل حضرت خضر، موسی عمران (ع) یکی از پیامبران اولوالعظم است که با چرا گفتن، مردود تمرین صبر و تسلیم می شود.
گاهی اقداماتی انجام می شود که دلیل آن برای ما روشن نیست.
نظام اسلام بر مبنای تک همسری است یا چند همسری ؟
چطور می شود خدا پدیده #چند_همسری را در سوره نساء ( زنان) بیان می کند؟
آیا منظور او تضییع و کوچک نمودن زنان است یا دلیل دیگری در پس این سخن نهفته است؟
شاید نظام اسلام #تک_همسری باشد.
اما ربط #یتیم_نوازی و #چند_همسری در کجاست؟
در دنیا به دلایل متعددی هر ساله کودکان زیادی یتیم می شوند دختر یا پسر، فرقی ندارد.
پس از بیان وجود یتیم در ایات دو ترس (خفتم ان لا تقسطوا.... خفتم ان لا تعدلوا) مطرح می شود.
می ترسی !
ترس از اجرای قسط
ترس از اجرای عدالت
و در میان این دو ترس، سخن از ازدواج به میان امده!!
و ایا در هنگام ترس باید بروی ازدواج کنی؟ ( آیا منطقی است که ترس مبنای ازدواج باشد؟ ان هم نه یکی ! تا چهار تا؟!!!!)
عقل سلیم در حالت ترس به تو اجازه ازدواج نمی دهد.
ولی جالب است که یک جا ترس مجوز نکاح شده و ان هم ترس از اجرای قسط در خصوص یتیمان است .
و سوالی مطرح است خفتم دوم به زنان بر می گردد یا به همان یتیمان؟!
احتمالا این ایه مربوط به یتیمان است نه امتیاز به مرد و سلب امتیاز از زن.
این ایه دو مرحله دارد
1. اجرای قسط یتیمان برای کسانی که در وادی مسئولیت یتیمان قرار می گیرد مثل برادری که برادرش فوت کرده
ظاهرا در اسلام فقط حمایت مالی مطرح نیست پا فراتر می گذارد . وقتی مسئولیت ایجاد شد باید پاسخگو باشد و عواطف انسانی پدرانه و مادرانه به این یتیمان مهم است . در اسلام یتیم خانه وجود خارجی ندارد . روانشناسی خانواده اهمیت دارد
در عاطفه هم قسط هست .
مردانی که وظیفه سرپرستی دارند بروند زنانی را بیاورند تا برای این یتیمان مادری کنند.
یعنی زنی برای اعطای قسط عاطفی مادرانه برای این یتیمان در کنار مردی برای اجرای قسط مادی و معنوی پدرانه.
اما اگر این زن در کنار زن اول قرار گرفت و مرد ترس از اجرای عدالت پیدا کرد چه؟
یعنی زمانی که نتوانست میان دو زن شرایط متوازنی ایجاد کند تکلیف چیست ؟
ممکن است این عدم اجرای عدالت هم به زنان لطمه بزند و هم به فرزندان .
اینجا اگر می ترسی عدالت بر قرار نشود با همان زن خودت این کار را بکن و با کمک زن خودت مسئولیت یتیمانی را که داری بر عهده بگیر
اما چرا از اول اینکار را نکنی ؟!
شاید به خاطر سختی نگاهداری یتیم برای زن اول باشد یا امکان عدم اجرای قسط مادرانه در بین فرزندان خود و فرزندان یتیم
ظاهرا تعداد زنها به تعداد یتیمان مرتبط می شود
زنهایی به تعداد یتیمان . ظرفیت را خدا می شناسد
قسط بین یتیمان و زنان
قسط تبلور کلیه حقوق موجود در اطراف یک وجود است
ترس دوم ترس از عدالت برای زنان است
پس (مراحل را ببین) خدا به زن هم اهمیت می دهد زنها مهم ترند
زن نباید بسوزد تا یتیم مشکلش حل شود
پس بهتر است با همان همسرت و امکانات خودت مشکل قسط یتیمان را حل کنی
عدالت را بین زن ها اجرا کردن سخت تر است پس واحده را انجام بده
می توان با تفسیری نو به این ایات نگریست
شاید اصل در اسلام #تک_همسری باشد نه #چند_همسری
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
@femailinsociety
تفکیک جنسی نگاه_جنسیتی یا نگاه_جنسی
از وقتی درحال پژوهش روی موضوع عفاف_جنسی هستم رفتار زنان و مردان را بیشتر زیر نظر میگیرم.
نکته مهمی توجه مرا جلب کرده
وآن عادی شدن تفکیک_جنسیتی دربسیاری مکانها چون وسایل نقلیه عمومی، مدارس، زیارتگاهها، سالنهای ورزشی و... است، که غالبا این تفکیک فیزیکی بر مبنای جنسیت افراد است.
اما اثر این تفکیک فیزیکی در ذهن و روان ناخودآگاه افراد بی اثر نبوده است و تاثیر آن، بیشتر آفت ذهن گروه متدین شده است.
زن یا مرد متدین چنین در آموزه های ذهنی خود ترسیم کرده اند که هرنوع رابطه زن با مرد (از سلام و احوالپرسی ساده تاسطوح بالاتر) علاوه بر زیر سوال بردن تفکیک_جنسیتی بار جنسی هم به همراه دارد.
مثلا اگر زن متدینی به همراه آقایی در خیابان راه برود، باکسی صحبت کند، بخندد یاسوار خودروی آنها شود تصور وجود رابطه جنسی درذهن افراد شکل میگیرد.
سوالی که در ذهنم ترسیم شده این است که آیا تفکیک_جنسیتی باعث حساس سازی ذهنی و نگاه_جنسی در جامعه شده است؟ و چنین نگاهی چه عواقب و آثارسوئی به همراه خواهدداشت؟
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
از وقتی درحال پژوهش روی موضوع عفاف_جنسی هستم رفتار زنان و مردان را بیشتر زیر نظر میگیرم.
نکته مهمی توجه مرا جلب کرده
وآن عادی شدن تفکیک_جنسیتی دربسیاری مکانها چون وسایل نقلیه عمومی، مدارس، زیارتگاهها، سالنهای ورزشی و... است، که غالبا این تفکیک فیزیکی بر مبنای جنسیت افراد است.
اما اثر این تفکیک فیزیکی در ذهن و روان ناخودآگاه افراد بی اثر نبوده است و تاثیر آن، بیشتر آفت ذهن گروه متدین شده است.
زن یا مرد متدین چنین در آموزه های ذهنی خود ترسیم کرده اند که هرنوع رابطه زن با مرد (از سلام و احوالپرسی ساده تاسطوح بالاتر) علاوه بر زیر سوال بردن تفکیک_جنسیتی بار جنسی هم به همراه دارد.
مثلا اگر زن متدینی به همراه آقایی در خیابان راه برود، باکسی صحبت کند، بخندد یاسوار خودروی آنها شود تصور وجود رابطه جنسی درذهن افراد شکل میگیرد.
سوالی که در ذهنم ترسیم شده این است که آیا تفکیک_جنسیتی باعث حساس سازی ذهنی و نگاه_جنسی در جامعه شده است؟ و چنین نگاهی چه عواقب و آثارسوئی به همراه خواهدداشت؟
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
امروز روز نکوداشت #زنان_روستایی بود
با شنیدن نام #زنان_روستایی یاد #کوکب_خانم می افتم. زنی پاکیزه که از شیر، پنیر ،خامه ، سرشیر، ماست و ... درست می کرد.
زنی که مظهر کدبانو گری بود و خانواده به برکت دسترنج او بر سفره پر مهر پدر و مادر جمع می شدند.
فاصله این #زنان_روستایی با زنان شاغل امروزی تفاوت از زمین تا اسمان است.
این زنان در کنار سودآوری برای خانواده در حوزه های مواد ارگانیک خوراکی، لباس ها و صنایع دستی و ... و حتی درامدزایی برای خانواده در اثر فروش محصولات تولیدی اش، همچنان نقش #زن_سنتی ایران را به عنوان یک مادر یا همسر ایفا می کنند. اما زن شاغل دنیای مدرن به سختی اشتغالش را با همسرداری و به خصوص مادری هماهنگ می کند . کار در بیرون غالبا مانع از تغذیه سالم فرزندان شده و بسیاری از کودکان نسل حاضر با مشکلاتی مثل #اضطراب_جدایی و... دست به گریبانند.
سوال اینجاست که حقوق زنان در اشتغال از چه الگویی می تواند تبعیت کند تا عوارض ان در خانواده به حداقل برسد و رضایت (خود و دیگران) و بهره وری (فردی و اجتماعی) در حد اعلا باشد.
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
#سمیه_اصغرزاده
@EveDaughters
@femailinsociety
با شنیدن نام #زنان_روستایی یاد #کوکب_خانم می افتم. زنی پاکیزه که از شیر، پنیر ،خامه ، سرشیر، ماست و ... درست می کرد.
زنی که مظهر کدبانو گری بود و خانواده به برکت دسترنج او بر سفره پر مهر پدر و مادر جمع می شدند.
فاصله این #زنان_روستایی با زنان شاغل امروزی تفاوت از زمین تا اسمان است.
این زنان در کنار سودآوری برای خانواده در حوزه های مواد ارگانیک خوراکی، لباس ها و صنایع دستی و ... و حتی درامدزایی برای خانواده در اثر فروش محصولات تولیدی اش، همچنان نقش #زن_سنتی ایران را به عنوان یک مادر یا همسر ایفا می کنند. اما زن شاغل دنیای مدرن به سختی اشتغالش را با همسرداری و به خصوص مادری هماهنگ می کند . کار در بیرون غالبا مانع از تغذیه سالم فرزندان شده و بسیاری از کودکان نسل حاضر با مشکلاتی مثل #اضطراب_جدایی و... دست به گریبانند.
سوال اینجاست که حقوق زنان در اشتغال از چه الگویی می تواند تبعیت کند تا عوارض ان در خانواده به حداقل برسد و رضایت (خود و دیگران) و بهره وری (فردی و اجتماعی) در حد اعلا باشد.
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
#سمیه_اصغرزاده
@EveDaughters
@femailinsociety
🎞 فیلم برنامه ریزی نشده
داستان زنی بود که بعد سقط جنین ، به عنوان یک مشاور یک موسسه سقط جنین در آمریکا و بعدها به عنوان رئیس همون موسسه مقدمات سقط 22 هزار جنین رو فراهم کرد و در اثر یک حادثه فهمید که اشتباه کرده و از کار خوش پشیمون شد
فیلم جالبی هست از چند جهت
1. غرب مسیر فمینیست های رادیکال رو طی کرد و در خیلی جاها فهمید که اشتباه کرده ولی ما حواسمون نیست که امار سقط جنین در کشور ما در حال افزایشه
2. در این فیلم هم مثل چند فیلم دیگه ای که دیدم ، حمایت شوهر از زن برام خیلی جالب بود . شوهر این زن علی رغم اینکه با شغل همسرش مشکل داشت، بخاطر عشق به زن به زندگی با اون ادامه داد بدون هیچ جنگ و سرکوب و تنها در لحظاتی اون رو راهنمایی می کرد که مسیر درست چیه و زمانی هم که زن از کارش پشیمون شد ، مرد اون رو تحت چتر حمایتی خودش گرفت و کمکش کرد حالش بهتر بشه و در مبارزات علیه موسسه پیروز بشه
جالبه که ما چرا در فیلمهامون کمتر حمایت زن و شوهر رو از هم نشون می دیم ولی غربی که ما مدعی هستیم خانواده براش اهمیتی نداره، انقدر تو فیلمهاش نقش اعضای خانواده رو پر رنگ می کنه
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
داستان زنی بود که بعد سقط جنین ، به عنوان یک مشاور یک موسسه سقط جنین در آمریکا و بعدها به عنوان رئیس همون موسسه مقدمات سقط 22 هزار جنین رو فراهم کرد و در اثر یک حادثه فهمید که اشتباه کرده و از کار خوش پشیمون شد
فیلم جالبی هست از چند جهت
1. غرب مسیر فمینیست های رادیکال رو طی کرد و در خیلی جاها فهمید که اشتباه کرده ولی ما حواسمون نیست که امار سقط جنین در کشور ما در حال افزایشه
2. در این فیلم هم مثل چند فیلم دیگه ای که دیدم ، حمایت شوهر از زن برام خیلی جالب بود . شوهر این زن علی رغم اینکه با شغل همسرش مشکل داشت، بخاطر عشق به زن به زندگی با اون ادامه داد بدون هیچ جنگ و سرکوب و تنها در لحظاتی اون رو راهنمایی می کرد که مسیر درست چیه و زمانی هم که زن از کارش پشیمون شد ، مرد اون رو تحت چتر حمایتی خودش گرفت و کمکش کرد حالش بهتر بشه و در مبارزات علیه موسسه پیروز بشه
جالبه که ما چرا در فیلمهامون کمتر حمایت زن و شوهر رو از هم نشون می دیم ولی غربی که ما مدعی هستیم خانواده براش اهمیتی نداره، انقدر تو فیلمهاش نقش اعضای خانواده رو پر رنگ می کنه
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
خانه ها پیش و پس از کرونا
🖋خیلی وقته که ما عادت کردیم صبح زود از خانه بیرون بیاییم و بریم سرکار.
ساعت ها بیرون از خانه کار کنیم و حتی ناهار رو و یا حتی صبحانه رو بیرون از منزل بخوریم.
شب دیر وقت به خونه برگردیم و خسته و کوفته یه شام حاضری دست و پا کنیم و بخوریم بعدش هم گوشی به دست روی مبل یا کاناپه یا تخت دراز بکشیم و به پاسخ پیامهای ارسالی مشغول شده و کمی هم اخبار های جدید رو دنبال کنیم .
مدت هاست یاد گرفتیم خونه حکم یه خوابگاه یا استراحتگاه رو داره و فقط برای اینکه در یه جای راحت استراحت کنیم بهش پناه می بریم.
خیلی وقت ها، شب ها یا در تعطیلات اگر اعضای یک خانواده کنار هم جمع می شن ، حرفی برای گفتن ندارن و برای اینکه سکوت خونه بشکنه تلویزیون رو روشن می کنند یا به گوشی نگاه می کنن. خانواده ها به خانواده های نقطه ای تبدیل شدن و هر کس فقط با خودش زندگی می کنه.
کرونا یکی از اثرات مثبتی که داشت این بود که ما حتی از سر اجبار هم شده ، مدتی رو تمام وقت کنار هم بگذرونیم . در این تمام وقت ها یک حسن هایی وجود داره . یک نفر خیلی سخته 24 ساعتش رو بدون صحبت کردن ، فقط در فضای مجازی بگذرونه. مجبوره برای صبحانه، ناهار، شام، چای و ... بیاد سر سفره جمع قرار بگیره و عذاب وجدان می گیره (البته اگر هنوز جنسش خراب نشده باشه ) که هیچ کمکی در اوردن و بردن سفره و یا نظافت خانه و ... نکنه .
اینها یادمون می اندازه که خانه یک مفهومی بیشتر از خوابگاه داره و خانواده کسانی هستند که به جز خودت می تونی به اونها هم توجه کنی.
کرونا یادمون می اندازه برای اینکه لحظات شادتری رو در خانه سپری کنیم باید ارتباط صمیمانه رو با خانواده سپری کنیم.
و وقتی شادی در خانه اوج می گیره یادمون می افته که هیچ چیزی با ارزش تر از اعضای خانواده وجود نداره و کار کردن در بیرون منزل فقط یه ابزار هست برای اینکه بتونیم نیازهای شادی بخشی خانواده رو تامین کنیم....
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@femailinsociety
@EveDaughters
🖋خیلی وقته که ما عادت کردیم صبح زود از خانه بیرون بیاییم و بریم سرکار.
ساعت ها بیرون از خانه کار کنیم و حتی ناهار رو و یا حتی صبحانه رو بیرون از منزل بخوریم.
شب دیر وقت به خونه برگردیم و خسته و کوفته یه شام حاضری دست و پا کنیم و بخوریم بعدش هم گوشی به دست روی مبل یا کاناپه یا تخت دراز بکشیم و به پاسخ پیامهای ارسالی مشغول شده و کمی هم اخبار های جدید رو دنبال کنیم .
مدت هاست یاد گرفتیم خونه حکم یه خوابگاه یا استراحتگاه رو داره و فقط برای اینکه در یه جای راحت استراحت کنیم بهش پناه می بریم.
خیلی وقت ها، شب ها یا در تعطیلات اگر اعضای یک خانواده کنار هم جمع می شن ، حرفی برای گفتن ندارن و برای اینکه سکوت خونه بشکنه تلویزیون رو روشن می کنند یا به گوشی نگاه می کنن. خانواده ها به خانواده های نقطه ای تبدیل شدن و هر کس فقط با خودش زندگی می کنه.
کرونا یکی از اثرات مثبتی که داشت این بود که ما حتی از سر اجبار هم شده ، مدتی رو تمام وقت کنار هم بگذرونیم . در این تمام وقت ها یک حسن هایی وجود داره . یک نفر خیلی سخته 24 ساعتش رو بدون صحبت کردن ، فقط در فضای مجازی بگذرونه. مجبوره برای صبحانه، ناهار، شام، چای و ... بیاد سر سفره جمع قرار بگیره و عذاب وجدان می گیره (البته اگر هنوز جنسش خراب نشده باشه ) که هیچ کمکی در اوردن و بردن سفره و یا نظافت خانه و ... نکنه .
اینها یادمون می اندازه که خانه یک مفهومی بیشتر از خوابگاه داره و خانواده کسانی هستند که به جز خودت می تونی به اونها هم توجه کنی.
کرونا یادمون می اندازه برای اینکه لحظات شادتری رو در خانه سپری کنیم باید ارتباط صمیمانه رو با خانواده سپری کنیم.
و وقتی شادی در خانه اوج می گیره یادمون می افته که هیچ چیزی با ارزش تر از اعضای خانواده وجود نداره و کار کردن در بیرون منزل فقط یه ابزار هست برای اینکه بتونیم نیازهای شادی بخشی خانواده رو تامین کنیم....
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@femailinsociety
@EveDaughters
نگاهی بر شرایط عمومی قصاص و ظرفیت های ارتکاب #قتل_ناموسی
یکی از مسائلی که در برخی مناطق کشور ما شیوع دارد وقوع پدیده #قتل_ناموسی است که غالبا توسط پدر و با کمک برادران انجام می شود.
همانطور که می دانیم دین مبین اسلام قصاص را برای اولیای دم یک حق می داند و خداوند در ایه 178 سوره بقره می فرماید: " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى"
در این ایه از شرایط عمومی قصاص برابری در حریت، و برابری در جنسیت عنوان شده است و قید دیگری در این آیه دیده نمی شود
قانون گذار جمهوری اسلامی به تبعیت از فقه امامیه در ماده 301 قانون مجازات اسلامی به بیان شرایط عمومی قصاص پرداخته و چنین اشعار می دارد : "قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنیٌ علیه نباشد و مجنیٌ علیه، عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد."
و مستند عدم قصاص پدر و جد پدری را برخی روایات از امام صادق و امام باقر عنوان می کنند
و دلایل عدم قصاص را به طور کلی در موارد زیر خلاصه می کنند:
1. عدم بازدارندگی قصاص برای پدر یا جد پدری
2. حیات بخشی فرزند به واسطه پدر و حرمت پدر
3. عدم تسلی اولیای دم بواسطه قصاص پدر
4. عدم عبرت پذیری
5. عدم اصلاح اجتماعی
6. عدم احقاق حق
7. عدم پیشگیری
و امثال آن است و معتقدند اولا پدر حیات بخش به فرزند است پس فرزند نباید موجب سلب حیات پدر شود.
ثانیا از آنجا که محبت پدر به فرزند بی نهایت است و خود نقش بازدارندگی قوی دارد پس پدری که با چنین عاملی از قتل بازداشته نشده ، پس قصاص هم نمی تواند موجب بازدارندگی شود .
ثالثا این جرم بسیار کم اتفاق می افتد و نادر است پس قصاص پدر باعث پیشگیری و عبرت آموزی و اصلاح اجتماعی نمی شود.
رابعا اگر علاوه بر فرزند مقتول ، پدر هم کشته شود 2 رنج به خانواده داده می شود و تسلی خاطر ایجاد نمی کند
و در نهایت پدر خود ولی دم است و صرفا با قتل مانع ارث بری خود از مقتول می شود.
من در این نوشته قصد ندارم درست یا غلط بودن این ماده قانونی و نظر فقها را بیان کنم، صرفا چند سوال مطرح می کنم و امید دارم که صاحب نظران حقوقی ( در دفاع از قانونی که تصویب کرده اند) و صاحب نظران فقهی ( در دفاع از مستندات فقهی ) به این سوالات پاسخ دهند و انوار عموم روشن گردد .
1. آیا در دنیایی که علم ثابت کرده نقش پدر و مادر در تولید فرزند مساوی است آیا تنها پدر حیات بخش است؟ چرا اگر مادر مرتکب قتل شود قصاص می شود ؟
2. در جهانی که مهر مادری در بین تمام اقشار پذیرفته شده است و در دینی که بهشت را زیر پای مادران می داند و محبت مادرانه را خالصانه ترین محبت می داند و در کشوری که نقش مادری در آن از چنان جایگاهی برخوردار است که مادر نمادی از محبت بی حدو حصر الهی تصویر میشود ، چگونه است که فقط پدر محبت بازدارنده دارد و مادر با آن روح لطیفش از چنین بازدارندگی برخوردار نمی باشد و اگر مرتکب قتل فرزند شود ، این محبت او را نجات نمی دهد و مستحق قصاص است اما پدر از این امتیاز برخوردار است ؟
3. قتل فرزند توسط مادران هم بسیار نادر هست و شاید هر چند سال یک بار اتفاق بیفتند و این در حالی است که اگر آمار مقتولان ناموسی و یا جنایات پدر در قبال فرزند را با قتل توسط مادران مقایسه کنیم ، به احتمال زیاد آمار قتلهای توسط مادران آنها کمتر خواهد بود . پس چرا آنجا نمی گوییم چون این امر نادر است پس قصاص باعث عبرت آموزی نمی شود ؟
4. به این سوال پاسخ دهید که چگونه است که قصاص پدر قاتل در کنار فرزند 2 رنج را ایجاد می کند ، اما اضطراب دائمی سایر فرزندان و مادر از تکرار جرم پدر و مشاهده قاتل در خانواده و اجبار به پذیرش مجدد او توسط مادر و فرزندان هیچ رنجی را در پی ندارد ؟ ایا این ترس و اضراب و ناراحتی مردن هر روزه نیست ؟
5. و در نهایت اینکه چگونه در خانواده ای که پدر قاتل است ، سایر اولیای دم جرات اخذ دیه یا درخواست مجازات تعزیری را داشته باشند و چه تضمینی بر جان و مال و حیات این خانواده وجود دارد ؟
اینها تنها گوشه ای از ابهامات فقهی ، قانونی #قتل_ناموسی است که با توجه به بن بست های قانونی هر سال رو به فزونی است و امروز نیز خبری ناگوار از قتل دختری 14 ساله توسط پدر را شنیدیم .
و چه راحت با سانسور رسانه ای که در تلاش است بخشی از این رنج ها را به تصویر بکشد این حقیقت را در نطفه خفه می کنیم
#میخواهم_زنده_بمانم،
#مغزهای_کوچک_زنگ_زده،
#خانه_پدری.
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
@femailinsociety
یکی از مسائلی که در برخی مناطق کشور ما شیوع دارد وقوع پدیده #قتل_ناموسی است که غالبا توسط پدر و با کمک برادران انجام می شود.
همانطور که می دانیم دین مبین اسلام قصاص را برای اولیای دم یک حق می داند و خداوند در ایه 178 سوره بقره می فرماید: " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى"
در این ایه از شرایط عمومی قصاص برابری در حریت، و برابری در جنسیت عنوان شده است و قید دیگری در این آیه دیده نمی شود
قانون گذار جمهوری اسلامی به تبعیت از فقه امامیه در ماده 301 قانون مجازات اسلامی به بیان شرایط عمومی قصاص پرداخته و چنین اشعار می دارد : "قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنیٌ علیه نباشد و مجنیٌ علیه، عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد."
و مستند عدم قصاص پدر و جد پدری را برخی روایات از امام صادق و امام باقر عنوان می کنند
و دلایل عدم قصاص را به طور کلی در موارد زیر خلاصه می کنند:
1. عدم بازدارندگی قصاص برای پدر یا جد پدری
2. حیات بخشی فرزند به واسطه پدر و حرمت پدر
3. عدم تسلی اولیای دم بواسطه قصاص پدر
4. عدم عبرت پذیری
5. عدم اصلاح اجتماعی
6. عدم احقاق حق
7. عدم پیشگیری
و امثال آن است و معتقدند اولا پدر حیات بخش به فرزند است پس فرزند نباید موجب سلب حیات پدر شود.
ثانیا از آنجا که محبت پدر به فرزند بی نهایت است و خود نقش بازدارندگی قوی دارد پس پدری که با چنین عاملی از قتل بازداشته نشده ، پس قصاص هم نمی تواند موجب بازدارندگی شود .
ثالثا این جرم بسیار کم اتفاق می افتد و نادر است پس قصاص پدر باعث پیشگیری و عبرت آموزی و اصلاح اجتماعی نمی شود.
رابعا اگر علاوه بر فرزند مقتول ، پدر هم کشته شود 2 رنج به خانواده داده می شود و تسلی خاطر ایجاد نمی کند
و در نهایت پدر خود ولی دم است و صرفا با قتل مانع ارث بری خود از مقتول می شود.
من در این نوشته قصد ندارم درست یا غلط بودن این ماده قانونی و نظر فقها را بیان کنم، صرفا چند سوال مطرح می کنم و امید دارم که صاحب نظران حقوقی ( در دفاع از قانونی که تصویب کرده اند) و صاحب نظران فقهی ( در دفاع از مستندات فقهی ) به این سوالات پاسخ دهند و انوار عموم روشن گردد .
1. آیا در دنیایی که علم ثابت کرده نقش پدر و مادر در تولید فرزند مساوی است آیا تنها پدر حیات بخش است؟ چرا اگر مادر مرتکب قتل شود قصاص می شود ؟
2. در جهانی که مهر مادری در بین تمام اقشار پذیرفته شده است و در دینی که بهشت را زیر پای مادران می داند و محبت مادرانه را خالصانه ترین محبت می داند و در کشوری که نقش مادری در آن از چنان جایگاهی برخوردار است که مادر نمادی از محبت بی حدو حصر الهی تصویر میشود ، چگونه است که فقط پدر محبت بازدارنده دارد و مادر با آن روح لطیفش از چنین بازدارندگی برخوردار نمی باشد و اگر مرتکب قتل فرزند شود ، این محبت او را نجات نمی دهد و مستحق قصاص است اما پدر از این امتیاز برخوردار است ؟
3. قتل فرزند توسط مادران هم بسیار نادر هست و شاید هر چند سال یک بار اتفاق بیفتند و این در حالی است که اگر آمار مقتولان ناموسی و یا جنایات پدر در قبال فرزند را با قتل توسط مادران مقایسه کنیم ، به احتمال زیاد آمار قتلهای توسط مادران آنها کمتر خواهد بود . پس چرا آنجا نمی گوییم چون این امر نادر است پس قصاص باعث عبرت آموزی نمی شود ؟
4. به این سوال پاسخ دهید که چگونه است که قصاص پدر قاتل در کنار فرزند 2 رنج را ایجاد می کند ، اما اضطراب دائمی سایر فرزندان و مادر از تکرار جرم پدر و مشاهده قاتل در خانواده و اجبار به پذیرش مجدد او توسط مادر و فرزندان هیچ رنجی را در پی ندارد ؟ ایا این ترس و اضراب و ناراحتی مردن هر روزه نیست ؟
5. و در نهایت اینکه چگونه در خانواده ای که پدر قاتل است ، سایر اولیای دم جرات اخذ دیه یا درخواست مجازات تعزیری را داشته باشند و چه تضمینی بر جان و مال و حیات این خانواده وجود دارد ؟
اینها تنها گوشه ای از ابهامات فقهی ، قانونی #قتل_ناموسی است که با توجه به بن بست های قانونی هر سال رو به فزونی است و امروز نیز خبری ناگوار از قتل دختری 14 ساله توسط پدر را شنیدیم .
و چه راحت با سانسور رسانه ای که در تلاش است بخشی از این رنج ها را به تصویر بکشد این حقیقت را در نطفه خفه می کنیم
#میخواهم_زنده_بمانم،
#مغزهای_کوچک_زنگ_زده،
#خانه_پدری.
#سمیه_اصغرزاده
دانشجوی دکتری مطالعات زنان
@EveDaughters
@femailinsociety
🖋 کرونا و جلوت زنانه
مرد محل کارش کرونا گرفت .
رفت بیمارستان
دکتر معاینه اش کرد و گفت: حالت خیلی بد نیست ، پیشنهاد من اینه که تو خونه خودت رو قرنطینه کنی و استراحت کنی تا خوب شی. اگر حالت بدتر شد بیا بیمارستان.
مرد دارو ها رو گرفت و اومد خونه.
همسرش وقتی حال مرد رو دید سریع رختخواب رو اماده کرد و بهش گفت استراحت کنه.
براش سوپ اماده کرد و در کنارش به درس های انلاین بچه ها هم رسیدگی کرد.
مرد تب و لرز داشت و سرفه می کردو هر لحظه حالش بدتر می شد و زن هر بار می رفت و پاشویه می داد و قرص ها و غذا رو به شوهرش می خوراند.
برای اینکه بچه ها مبتلا نشن دائما در حال تمیز کردن سرویس بهداشتی و اتاق بود. اما خودش ناچارا به اتاق می رفت و بر می گشت.
14 روز به این صورت گذشت.
خستگی امانش رو بریده بود.
خریدهای منزل. درس و مشق پسر و دخترش. رسیدگی به همسرش. پخت و پز و رفت و روب.
فردای روزی که همسرش خوب شد، نفسی عمیق کشید و از ضعف شدید بی حال افتاد. اورژانس اومد و بهش سرم وصل کرد و رفت. کمی بهتر شد اما بعد از ظهر تب و لرز کرد. اورژانس رسوندش بیمارستان و بستری اش کردند.
فقط چند روز کوتاه...
همسرش نمی دونست چه کار کنه. بچه ها رو گذاشته بود پیش دوست خانوادگی و خودش در به در تو بیمارستان ها پی دوا و دکتر می گشت.
اما به جای خبر بهبودی، خبر پر کشیدن این مادر رو به شوهر دادن.
انگار آسمون رو سرش خراب شد.
نمی دونست آیا بیماری خودش سبب فوت همسرش شده یا خسته شدن زنش یا بیماری کرونا یا عفونت بیمارستان یا ...
هزار فکر تو ذهنش رژه می رفت.
خدایا این دو سه روز که همسرم تو بیمارستان بود نمی دونستم با بچه ها چکار کنم، حالا که دیگه نیست من چطوری این بچه ها رو بزرگ کنم؟
کی بعد از همسرم می خواد به درس و مشقهاشون برسه؟
کی وقتی من می رم سر کار کنارشون باشه.
و ...
زن رو به خاک سپردن و در این مدت بچه ها در فضای غم و اندوه خانه نه به شبکه شاد آموزش متصل شدند و نه دوست و معلمی در کنارشان قرار گرفت.
#سمیه_اصغرزاده
دانشجودکتری مطالعات زنان
● براساس یک داستان حقیقی
@EveDaughters
مرد محل کارش کرونا گرفت .
رفت بیمارستان
دکتر معاینه اش کرد و گفت: حالت خیلی بد نیست ، پیشنهاد من اینه که تو خونه خودت رو قرنطینه کنی و استراحت کنی تا خوب شی. اگر حالت بدتر شد بیا بیمارستان.
مرد دارو ها رو گرفت و اومد خونه.
همسرش وقتی حال مرد رو دید سریع رختخواب رو اماده کرد و بهش گفت استراحت کنه.
براش سوپ اماده کرد و در کنارش به درس های انلاین بچه ها هم رسیدگی کرد.
مرد تب و لرز داشت و سرفه می کردو هر لحظه حالش بدتر می شد و زن هر بار می رفت و پاشویه می داد و قرص ها و غذا رو به شوهرش می خوراند.
برای اینکه بچه ها مبتلا نشن دائما در حال تمیز کردن سرویس بهداشتی و اتاق بود. اما خودش ناچارا به اتاق می رفت و بر می گشت.
14 روز به این صورت گذشت.
خستگی امانش رو بریده بود.
خریدهای منزل. درس و مشق پسر و دخترش. رسیدگی به همسرش. پخت و پز و رفت و روب.
فردای روزی که همسرش خوب شد، نفسی عمیق کشید و از ضعف شدید بی حال افتاد. اورژانس اومد و بهش سرم وصل کرد و رفت. کمی بهتر شد اما بعد از ظهر تب و لرز کرد. اورژانس رسوندش بیمارستان و بستری اش کردند.
فقط چند روز کوتاه...
همسرش نمی دونست چه کار کنه. بچه ها رو گذاشته بود پیش دوست خانوادگی و خودش در به در تو بیمارستان ها پی دوا و دکتر می گشت.
اما به جای خبر بهبودی، خبر پر کشیدن این مادر رو به شوهر دادن.
انگار آسمون رو سرش خراب شد.
نمی دونست آیا بیماری خودش سبب فوت همسرش شده یا خسته شدن زنش یا بیماری کرونا یا عفونت بیمارستان یا ...
هزار فکر تو ذهنش رژه می رفت.
خدایا این دو سه روز که همسرم تو بیمارستان بود نمی دونستم با بچه ها چکار کنم، حالا که دیگه نیست من چطوری این بچه ها رو بزرگ کنم؟
کی بعد از همسرم می خواد به درس و مشقهاشون برسه؟
کی وقتی من می رم سر کار کنارشون باشه.
و ...
زن رو به خاک سپردن و در این مدت بچه ها در فضای غم و اندوه خانه نه به شبکه شاد آموزش متصل شدند و نه دوست و معلمی در کنارشان قرار گرفت.
#سمیه_اصغرزاده
دانشجودکتری مطالعات زنان
● براساس یک داستان حقیقی
@EveDaughters
اندر مصایب سرپرست خانوار بودن دیگری
🖊زن نگران از روزهای بعد پیگیر اخبار گرانی اجناس بود.
نان گران شد.
مواد غذایی گران شد.
شوینده گران شد.
و ...
نگران بود که همین کارهای کوچکی که انجام می دهد را هم از دست بدهد.
برای مردم کار می کرد.
سبزی و مواد غذایی می خرید، پاک می کرد، سرخ می کرد، بسته بندی می کرد و به دستشان می رساند.
حالا که همه چیز گران شده احتمالا تعداد سفارش ها هم کم می شود و او دیگر نمی تواند مثل قبل سفارش قبول کند.
شنیده بود که یارانه ها را حدودا ۱۰ برابر کرده اند
اما می دانست که برای او سودی نخواهد داشت
و کمرش بیش از پیش در زیر بار گرانی خم خواهد شد.
آخر همسر او که سرپرست خانوار محسوب و مبلغ یارانه به حسابش واریز می شد معتاد بود و قبلا به زن فشار می آورد که پول خرید مواد را برایش فراهم کند و حالا این پول از محل یارانه زن و فرزندان به راحتی در جیب مرد قرار می گرفت.
نمی دانست چه کند؟
به کدام مرجع مراجعه نماید تا شاید به حرف دل او گوش دهند.
شاید کسی باشد که بفهمد سرپرست این خانه ، آن زن است.
اما همه او را به چشم یک زن بد سرپرست نگاه می کردند.
و فقط برایش دل می سوزاندند.
بی هیچ کمکی
بی هیچ ...
#سمیه_اصغرزاده
https://t.me/femailinsociety
پ.ن: از اول زن را مستقل نپذیرفتند برای همین پول تو جیبی اش از طرف دولت هم به جیب شوهر یا پدرش ریختند.
اینقدر این تلخنامه عادی شده است که هیچکس حتی زنان هم اعتراض نمیکنند....
@EveDaughters
🖊زن نگران از روزهای بعد پیگیر اخبار گرانی اجناس بود.
نان گران شد.
مواد غذایی گران شد.
شوینده گران شد.
و ...
نگران بود که همین کارهای کوچکی که انجام می دهد را هم از دست بدهد.
برای مردم کار می کرد.
سبزی و مواد غذایی می خرید، پاک می کرد، سرخ می کرد، بسته بندی می کرد و به دستشان می رساند.
حالا که همه چیز گران شده احتمالا تعداد سفارش ها هم کم می شود و او دیگر نمی تواند مثل قبل سفارش قبول کند.
شنیده بود که یارانه ها را حدودا ۱۰ برابر کرده اند
اما می دانست که برای او سودی نخواهد داشت
و کمرش بیش از پیش در زیر بار گرانی خم خواهد شد.
آخر همسر او که سرپرست خانوار محسوب و مبلغ یارانه به حسابش واریز می شد معتاد بود و قبلا به زن فشار می آورد که پول خرید مواد را برایش فراهم کند و حالا این پول از محل یارانه زن و فرزندان به راحتی در جیب مرد قرار می گرفت.
نمی دانست چه کند؟
به کدام مرجع مراجعه نماید تا شاید به حرف دل او گوش دهند.
شاید کسی باشد که بفهمد سرپرست این خانه ، آن زن است.
اما همه او را به چشم یک زن بد سرپرست نگاه می کردند.
و فقط برایش دل می سوزاندند.
بی هیچ کمکی
بی هیچ ...
#سمیه_اصغرزاده
https://t.me/femailinsociety
پ.ن: از اول زن را مستقل نپذیرفتند برای همین پول تو جیبی اش از طرف دولت هم به جیب شوهر یا پدرش ریختند.
اینقدر این تلخنامه عادی شده است که هیچکس حتی زنان هم اعتراض نمیکنند....
@EveDaughters
Telegram
🍀🍀Safewoman🍀🍀
سعی می کنم به عنوان یک پژوهشگر از دریچه رشته مطالعات زنان به چالشهای حقوقی بانوان جامعه نگاه کنم و ادراکم را در قالب نکته ها بنویسم..
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
دختران حوا
با این مصوباتتان، هم دانشگاهها را تبدیل به مراکز غیرعلمی تر از گذشته میکنید هم حال مخاطبین خود را از نحوه تلاشتان برای افزایش جمعیت بهم می زنید. @EveDaughters
📌سیاست های امتیازی تبعیض آمیز علیه زنان
و این بار با بحث هیئت علمی.
چند سال پیش بود که شنیدم برخی نهادها و سازمان های دولتی برای اینکه دختران و پسران مجرد را تشویق به ازدواج کنند از برخی سیاست های سلبی استفاده کردند. به طور مثال سبد خانوار زنان و مردان مجرد را نصف کردند. تسهیلات، اماکن رفاهی و ... را به متاهلین دادند و مجردین را به آخر صف تسهیلات راندند. در انتصابات شغلی متاهل بودن را یک امتیاز قلمداد کردند و مجردین را علیرغم شایستگی از گردونه رقابت حذف کردند.
یادم می آید همان سال ها گفتم این سیاست بسیار غلط است و برای زنان تبعیض مضاعف دارد.
در جامعه ایرانی که فرهنگ ازدواج به گونه ای است که مردان انتخاب گر هستند و زنان توان انتخاب همسر را جز در مواردی که به آن ها پیشنهاد می شود ندارند، اجرای چنین امتیازات سلبی ظلمی آشکار در حق زنان محسوب می شود.
صرف نظر از وسع اقتصادی و وضعیت معیشتی می توان یک مرد را مجبور کرد که مثلا ظرف دو یا سه ماه دختر مورد علاقه ات را انتخاب کن و به خواستگاری اش برو. چون بستر چنین کاری برای مرد مهیا است .
انتخابگر است،
کسی نمی گوید چرا دنبال دختر مناسب می گردد، برعکس همه می گردند و به قول معروف آستین را برایش بالا می زنند . اما آیا می توان به دختران جامعه نیز چنین گفت؟
آیا می توان برای آنها ضرب العجل تعیین کرد؟
اگر دختری ، پسری را بپسندد چقدر شانس دارد بتواند از او خواستگاری کند و ازدواج موفقی داشته باشد؟
حال باز شاهد تصویب چنین مصوبات و سیاست هایی این بار در حوزه علم هستیم.
استاد دانشگاه به شرط تاهل ، من را یاد هندوانه به شرط چاقو می اندازد.
گویی اگر فردی متاهل باشد، علم او نیز تضمین شده است و قطعا چنین فردی بهتر از یک مجرد توان آموزش و هدایت دانشجویان را دارد.
میش از این نیز چنین محدودیت هایی را در مشاعلی چون مشاوره خانواده قوه قضائیه نیز شاهد بودیم.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
و این بار با بحث هیئت علمی.
چند سال پیش بود که شنیدم برخی نهادها و سازمان های دولتی برای اینکه دختران و پسران مجرد را تشویق به ازدواج کنند از برخی سیاست های سلبی استفاده کردند. به طور مثال سبد خانوار زنان و مردان مجرد را نصف کردند. تسهیلات، اماکن رفاهی و ... را به متاهلین دادند و مجردین را به آخر صف تسهیلات راندند. در انتصابات شغلی متاهل بودن را یک امتیاز قلمداد کردند و مجردین را علیرغم شایستگی از گردونه رقابت حذف کردند.
یادم می آید همان سال ها گفتم این سیاست بسیار غلط است و برای زنان تبعیض مضاعف دارد.
در جامعه ایرانی که فرهنگ ازدواج به گونه ای است که مردان انتخاب گر هستند و زنان توان انتخاب همسر را جز در مواردی که به آن ها پیشنهاد می شود ندارند، اجرای چنین امتیازات سلبی ظلمی آشکار در حق زنان محسوب می شود.
صرف نظر از وسع اقتصادی و وضعیت معیشتی می توان یک مرد را مجبور کرد که مثلا ظرف دو یا سه ماه دختر مورد علاقه ات را انتخاب کن و به خواستگاری اش برو. چون بستر چنین کاری برای مرد مهیا است .
انتخابگر است،
کسی نمی گوید چرا دنبال دختر مناسب می گردد، برعکس همه می گردند و به قول معروف آستین را برایش بالا می زنند . اما آیا می توان به دختران جامعه نیز چنین گفت؟
آیا می توان برای آنها ضرب العجل تعیین کرد؟
اگر دختری ، پسری را بپسندد چقدر شانس دارد بتواند از او خواستگاری کند و ازدواج موفقی داشته باشد؟
حال باز شاهد تصویب چنین مصوبات و سیاست هایی این بار در حوزه علم هستیم.
استاد دانشگاه به شرط تاهل ، من را یاد هندوانه به شرط چاقو می اندازد.
گویی اگر فردی متاهل باشد، علم او نیز تضمین شده است و قطعا چنین فردی بهتر از یک مجرد توان آموزش و هدایت دانشجویان را دارد.
میش از این نیز چنین محدودیت هایی را در مشاعلی چون مشاوره خانواده قوه قضائیه نیز شاهد بودیم.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
Telegram
🍀🍀Safewoman🍀🍀
سعی می کنم به عنوان یک پژوهشگر از دریچه رشته مطالعات زنان به چالشهای حقوقی بانوان جامعه نگاه کنم و ادراکم را در قالب نکته ها بنویسم..
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
🖊اگر قرار باشه در زندگی خودمون فرد موثری باشیم باید حواسمون باشه که در نقش قربانی وارد نشیم
اریک کارپمن معتقد هست که آنچه به عنوان رفتار نشان میدهیم و آنچه در مقابل دریافت میکنیم همه در قالب ناهوشیار و به صورت نوعی بازی روانی صورت میگیرد؛
و همه بازی های روانی در یک مثلث اتفاق می افتد و هرکس در این مثلث گیر بیفتد در واقع اسیر بازیهای روانی میشود که نتیجه آن شرم، استیصال و درماندگی است.
مثلث کارپمن سه ضلع دارد که نام هر کدام از آنها آزار دهتده، قربانی و سوپرمن یا ناجی است.
فرض کنید مادری با فرزندش دعوا می کند که چرا تکالیفش را انجام نمی دهد یا چرا بیرون از خانه دعوا کرده، در اینجا مادر نقش آزار دهنده را دارد و فرزند نقش قربانی را در همین زمان پدر وارد خانه می شود و وقتی گریه فرزندش را می بیند با همسرش دعوا می کند که این چه رفتاری است که با بچه داری؟ در اینجا مرد نقش ناجی کودک را دارد. از طرفی هم نقش آزاردهنده همسرش را هم بازی می کند و به این ترتیب نقش ها جابجا می شود و حالا پدر آزاردهنده مادر است و مادر نقش قربانی را پیدا می کند. ممکن است بگوید شما پدر من رو در آوردید، این بچه از صبح تا شب آسایش رو از من گرفته و من همش دارم تو این خونه کار می کنم اینم دستمزد منه و ...
در همین موقع بچه که ناراحتی مادرش رو می بیند به عنوان ناجی مادر وارد می شود و با پدرش بحث می کند که چرا مامان رو دعوا کردی ؟
باز جای نقشها تغییر می کند، این بار پسر آزاردهنده پدر می شود و پدر قربانی ...
اگر کسی در مثلث کارپمن قرار گیرد، هر لحظه در یکی از سه نقش گفته شده وارد می شود و رابطه تا زمانی که افراد از نقش خود خارج نشوند، ادامه خواهد
برای خروج از مثلث کارپمن از مثلث تِد کمک می گیریم.
در این مثلث تقش قربانی به نقش خلاق تبدیل می شود، نقش ناجی به مربی و نقش آزاردهنده به چالشگر.
فرد خلاق برخلاف قربانی تمرکزش روی "آنچه میخواهم" است ونه "آنچه نمیخواهم" و روی راه حلها متمرکز میشود نه یافتن مقصر.
مربی هم به جای اینکه طرف مقابل را نادیده بگیرد، به قربانی اجازه دهد که آرام آرام شرایط را تغییر دهد.
و در نهایت چالشگر با انتقاد سازنده فرد قربانی را از نقشش خارج میکند. در انتقاد سازنده چالشگر کل هویت و وجود فرد را هدف قرار نمیدهد بلکه با انتقاد درست آن رفتار فرد قربانی را به نقد نی کشد.
در این حالت چرخه ایجاد نمی شود و افراد قربانی نمی شوند.
ما خیلی وقت ها به طور ناخودآگاه در نقش قربانی فرو می رویم و وقتی قربانی باشیم پس دنبال آزاردهنده و منجی می گردیم . در این حالت به دنبال پیدا کردن مقصر هستیم و مسئولیت خود را قبول نمی کنیم.
برای بهتر شدن زندگی، بپذیریم که باید از نقش قربانی خارج شویم.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
اریک کارپمن معتقد هست که آنچه به عنوان رفتار نشان میدهیم و آنچه در مقابل دریافت میکنیم همه در قالب ناهوشیار و به صورت نوعی بازی روانی صورت میگیرد؛
و همه بازی های روانی در یک مثلث اتفاق می افتد و هرکس در این مثلث گیر بیفتد در واقع اسیر بازیهای روانی میشود که نتیجه آن شرم، استیصال و درماندگی است.
مثلث کارپمن سه ضلع دارد که نام هر کدام از آنها آزار دهتده، قربانی و سوپرمن یا ناجی است.
فرض کنید مادری با فرزندش دعوا می کند که چرا تکالیفش را انجام نمی دهد یا چرا بیرون از خانه دعوا کرده، در اینجا مادر نقش آزار دهنده را دارد و فرزند نقش قربانی را در همین زمان پدر وارد خانه می شود و وقتی گریه فرزندش را می بیند با همسرش دعوا می کند که این چه رفتاری است که با بچه داری؟ در اینجا مرد نقش ناجی کودک را دارد. از طرفی هم نقش آزاردهنده همسرش را هم بازی می کند و به این ترتیب نقش ها جابجا می شود و حالا پدر آزاردهنده مادر است و مادر نقش قربانی را پیدا می کند. ممکن است بگوید شما پدر من رو در آوردید، این بچه از صبح تا شب آسایش رو از من گرفته و من همش دارم تو این خونه کار می کنم اینم دستمزد منه و ...
در همین موقع بچه که ناراحتی مادرش رو می بیند به عنوان ناجی مادر وارد می شود و با پدرش بحث می کند که چرا مامان رو دعوا کردی ؟
باز جای نقشها تغییر می کند، این بار پسر آزاردهنده پدر می شود و پدر قربانی ...
اگر کسی در مثلث کارپمن قرار گیرد، هر لحظه در یکی از سه نقش گفته شده وارد می شود و رابطه تا زمانی که افراد از نقش خود خارج نشوند، ادامه خواهد
برای خروج از مثلث کارپمن از مثلث تِد کمک می گیریم.
در این مثلث تقش قربانی به نقش خلاق تبدیل می شود، نقش ناجی به مربی و نقش آزاردهنده به چالشگر.
فرد خلاق برخلاف قربانی تمرکزش روی "آنچه میخواهم" است ونه "آنچه نمیخواهم" و روی راه حلها متمرکز میشود نه یافتن مقصر.
مربی هم به جای اینکه طرف مقابل را نادیده بگیرد، به قربانی اجازه دهد که آرام آرام شرایط را تغییر دهد.
و در نهایت چالشگر با انتقاد سازنده فرد قربانی را از نقشش خارج میکند. در انتقاد سازنده چالشگر کل هویت و وجود فرد را هدف قرار نمیدهد بلکه با انتقاد درست آن رفتار فرد قربانی را به نقد نی کشد.
در این حالت چرخه ایجاد نمی شود و افراد قربانی نمی شوند.
ما خیلی وقت ها به طور ناخودآگاه در نقش قربانی فرو می رویم و وقتی قربانی باشیم پس دنبال آزاردهنده و منجی می گردیم . در این حالت به دنبال پیدا کردن مقصر هستیم و مسئولیت خود را قبول نمی کنیم.
برای بهتر شدن زندگی، بپذیریم که باید از نقش قربانی خارج شویم.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
Telegram
🍀🍀Safewoman🍀🍀
سعی می کنم به عنوان یک پژوهشگر از دریچه رشته مطالعات زنان به چالشهای حقوقی بانوان جامعه نگاه کنم و ادراکم را در قالب نکته ها بنویسم..
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
👍4
دختران حوا
خزعلی: برای شناور شدن ساعت کار مادران بخشنامه صادر خواهد شد معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده: 🔹درباره شناور شدن شروع ساعت کار بانوان بخشنامه صادر خواهد شد تا بانوانی که کودک زیر ۷ سال دارند از این مزیت بهره ببرند. 🔹 رئیس جمهور با جدیدت دستور پیگیری…
والدگری و قوانین متغیر ساعات کاری
وقتی مادر یا پدر خانواده میشوی، لاجرم در کنار شغل خودت ناچاری به افراد دیگری هم فکر کنی.
میخواهم داستان مردان و زنانی را برایتان بازگو کنم که هر دو دوشادوش یکدیگر در یک شغل دولتی کار میکنند.
معمولا کارمندان معمولی سازمانها برای مدیریت زمان استراحت و کاهش هزینههای تردد (به دلیل دوری مسافت محل کار از خانه) ترجیح میدهند از سرویس استفاده کنند.
اما زمانی که فرزند کوچکی داشته باشند، بسته به اینکه فرزندشان زیر سن مدرسه است یا بالای آن ، باز مجبور به برنامه ریزی های مختلفی میشوند.
در کودکان زیر ۷ سال از سپردن کودک به بستگان نزدیک (مادربزرگ، خواهر و ...) آغاز و تا گرفتن پرستار خانگی، بردن کودک به مهد اداری، سپردن کودک به مهدهای آزاد ادامه دارد.
تمام این سناریوها نیازمند صرف زمان یا هزینه هستند.
اگر قرار باشد کودک به بستگان سپرده شود، و مادر و پدری ساعت ۶ صبح در محل کار حضور یابند، ساعت بیداری خودشان، کودکشان، بستگانشان و... تغییر چشمگیری خواهد داشت و فرد معمولا یا به سرویس نخواهد رسید یا بسیار زودتر از یک فرد عادی فعالیت روزانه شدیدش آغاز میشود.
دغدغه آماده شدن و به موقع رسیدن، استرس و اضطراب ناشی از گریه و ناراحتی فرزند و عذاب وجدانی که معمولا به مادر و پدر بخاطر بدخواب کردن کودکشان منتقل میشود، ناراحتی و حس شرمندگی و شرمساری که والدین به خاطر تحمیل بار زندگیشان به یکی از اعضای خانواده متحمل میشوند و ... آنقدر زیاد است که وقتی فرد ساعت ۶ به محل کارش میرسد گویی ساعتها کار کرده و انرژی کمی برای ادامه فعالیتش دارد.
اگر قرار باشد پرستار خانگی بگیرد، هزینههای زیاد آن او را دچار تردید میکند که در قبال چه چیزی دارد در بیرون از خانه فعالیت می کند و آیا حقوق ناچیز کارمندی می ارزد که این مقدار هزینه مادی پرداخت کند و در کنارش فرزند خود را از مصاحبت با مادر محروم نماید؟
بدترین حالتش هم وقتی است که میخواهد کودکش را به مهدهای آزاد بسپارد . علاوه بر تمام آنچه گفتم، درد دیگری وجود دارد و آن ساعت فعالیت این مهدهاست.
فاصله زمانی شروع به کار مهدهای آزاد تقریبا ۲ ساعت دیرتر از شروع ساعت اداری است و در این زمان مادر و پدر یا مجبور به آوردن کودک به محل کار در آن مدت زمان هستند. یا نوبتی مجبورند کودک را به مهد برسانند و یا بار این مسئولیت صرفا بر دوش یکی از والدین بیفتد.
در هر حال آنها با مشکل دیگری مواجه میشوند و آن عدم امکان استفاده از سرویس ایاب و ذهاب و اجبار به استفاده از وسایل نقلیه شخصی یا عمومی است.
عدم درک صحیح شرایط کارکنان از یک سوء و الزام سازمانها به استانداردسازی و شبیه کردن تمام افراد سازمان به یکدیگر یکی از عوارض چنین تصمیمات سراسری است.
پیچیدن نسخه واحد برای همه اعضای یک سازمان نه تنها امکان پذیر نیست، بلکه مخالف روح حاکم بر برخی سیاستهای کلی همچون جوانی جمعیت است.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
وقتی مادر یا پدر خانواده میشوی، لاجرم در کنار شغل خودت ناچاری به افراد دیگری هم فکر کنی.
میخواهم داستان مردان و زنانی را برایتان بازگو کنم که هر دو دوشادوش یکدیگر در یک شغل دولتی کار میکنند.
معمولا کارمندان معمولی سازمانها برای مدیریت زمان استراحت و کاهش هزینههای تردد (به دلیل دوری مسافت محل کار از خانه) ترجیح میدهند از سرویس استفاده کنند.
اما زمانی که فرزند کوچکی داشته باشند، بسته به اینکه فرزندشان زیر سن مدرسه است یا بالای آن ، باز مجبور به برنامه ریزی های مختلفی میشوند.
در کودکان زیر ۷ سال از سپردن کودک به بستگان نزدیک (مادربزرگ، خواهر و ...) آغاز و تا گرفتن پرستار خانگی، بردن کودک به مهد اداری، سپردن کودک به مهدهای آزاد ادامه دارد.
تمام این سناریوها نیازمند صرف زمان یا هزینه هستند.
اگر قرار باشد کودک به بستگان سپرده شود، و مادر و پدری ساعت ۶ صبح در محل کار حضور یابند، ساعت بیداری خودشان، کودکشان، بستگانشان و... تغییر چشمگیری خواهد داشت و فرد معمولا یا به سرویس نخواهد رسید یا بسیار زودتر از یک فرد عادی فعالیت روزانه شدیدش آغاز میشود.
دغدغه آماده شدن و به موقع رسیدن، استرس و اضطراب ناشی از گریه و ناراحتی فرزند و عذاب وجدانی که معمولا به مادر و پدر بخاطر بدخواب کردن کودکشان منتقل میشود، ناراحتی و حس شرمندگی و شرمساری که والدین به خاطر تحمیل بار زندگیشان به یکی از اعضای خانواده متحمل میشوند و ... آنقدر زیاد است که وقتی فرد ساعت ۶ به محل کارش میرسد گویی ساعتها کار کرده و انرژی کمی برای ادامه فعالیتش دارد.
اگر قرار باشد پرستار خانگی بگیرد، هزینههای زیاد آن او را دچار تردید میکند که در قبال چه چیزی دارد در بیرون از خانه فعالیت می کند و آیا حقوق ناچیز کارمندی می ارزد که این مقدار هزینه مادی پرداخت کند و در کنارش فرزند خود را از مصاحبت با مادر محروم نماید؟
بدترین حالتش هم وقتی است که میخواهد کودکش را به مهدهای آزاد بسپارد . علاوه بر تمام آنچه گفتم، درد دیگری وجود دارد و آن ساعت فعالیت این مهدهاست.
فاصله زمانی شروع به کار مهدهای آزاد تقریبا ۲ ساعت دیرتر از شروع ساعت اداری است و در این زمان مادر و پدر یا مجبور به آوردن کودک به محل کار در آن مدت زمان هستند. یا نوبتی مجبورند کودک را به مهد برسانند و یا بار این مسئولیت صرفا بر دوش یکی از والدین بیفتد.
در هر حال آنها با مشکل دیگری مواجه میشوند و آن عدم امکان استفاده از سرویس ایاب و ذهاب و اجبار به استفاده از وسایل نقلیه شخصی یا عمومی است.
عدم درک صحیح شرایط کارکنان از یک سوء و الزام سازمانها به استانداردسازی و شبیه کردن تمام افراد سازمان به یکدیگر یکی از عوارض چنین تصمیمات سراسری است.
پیچیدن نسخه واحد برای همه اعضای یک سازمان نه تنها امکان پذیر نیست، بلکه مخالف روح حاکم بر برخی سیاستهای کلی همچون جوانی جمعیت است.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
Telegram
🍀🍀Safewoman🍀🍀
سعی می کنم به عنوان یک پژوهشگر از دریچه رشته مطالعات زنان به چالشهای حقوقی بانوان جامعه نگاه کنم و ادراکم را در قالب نکته ها بنویسم..
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
ارتباط با ادمین
@ziba5assd
👉Instagram.com/ir.safewoman
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قصه تبادل احساس، نه پول و بدن
تبادل احساسات و رفع نیازهای یکدیگر، از جمله موضوعات کلیدی در ارتباطات است. اما مسئله جایی پیچیده می شود که به جای تعامل، رابطه های غیر متوازن دهنده و گیرنده شکل میگیرد.
یک نفر بیشترین عواطف را خرج میکند بی آنکه نصیب و بهرهای مشابه از آن رابطه دریافت کند.
در فرهنگ ایرانی این دهندگی را بیشتر از زنان انتظار دارند. و گیرندگی بیشتر نصیب مرد میشود.
اینگونه میشود که بسیاری از زنان متاهل پس از چند سال زندگی مشترک نشانههایی از افسردگی، خستگی مزمن و یاس را به دنبال خود یدک میکشند و معمولا از شادابی روزهای اول ازدواجشان، چیزی در چهره ندارند.
آنها بیش از ظرفیت خود محبت را نثار کردند.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
تبادل احساسات و رفع نیازهای یکدیگر، از جمله موضوعات کلیدی در ارتباطات است. اما مسئله جایی پیچیده می شود که به جای تعامل، رابطه های غیر متوازن دهنده و گیرنده شکل میگیرد.
یک نفر بیشترین عواطف را خرج میکند بی آنکه نصیب و بهرهای مشابه از آن رابطه دریافت کند.
در فرهنگ ایرانی این دهندگی را بیشتر از زنان انتظار دارند. و گیرندگی بیشتر نصیب مرد میشود.
اینگونه میشود که بسیاری از زنان متاهل پس از چند سال زندگی مشترک نشانههایی از افسردگی، خستگی مزمن و یاس را به دنبال خود یدک میکشند و معمولا از شادابی روزهای اول ازدواجشان، چیزی در چهره ندارند.
آنها بیش از ظرفیت خود محبت را نثار کردند.
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
👍8
این روزها که معیشت خانوادهها تنگ است و مردان ناچارند ساعات زیادی را به دور از خانواده در پی کسب روزی باشند و کودکان و مادران، ساعت طولانی روز را با هم سپری کنند. اما در پس این روزها، ایامی را میبینم که کودکان امروزمان در غیاب الگوی مردانه زندگیشان با خلاءهای بزرگی دست و پنجه نرم میکنند.
والدین دو رکن شکل گیری شخصیت و هویت کودک و الگوهای مردانگی و زنانگی هستند که فقدان یا کم رنگ بودن هر کدام آسیبی عمیق بر پیکره کودکان وارد میکند.
شاید بگویید مردان سابقا هم تمام وقت در بیرون از منزل کار میکردند و زنان در خانه، اما آنچه تفاوت زندگی دیروز و امروز را بیشتر نمایان میکند، گستردگی خانواده دیروز نسبت به امروز است، وجود پدر بزرگ و مادربزرگ، خاله و دایی و عمو و عمه، برادران و خواهران و ... هر کدام بخشی از هویت بخشی کودک را بر عهده میگرفتند اما امروزه که به ازدواج و فرزندآوری نسل تک فرزند یا کم فرزند رسیدیم و ازدواج هم در سنین بالاتر رخ میدهد خلا نبود فامیل نیز مشاهده میشود که نمیتواند جایگزینی برای نبود پدران در خانه باشد و...
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
والدین دو رکن شکل گیری شخصیت و هویت کودک و الگوهای مردانگی و زنانگی هستند که فقدان یا کم رنگ بودن هر کدام آسیبی عمیق بر پیکره کودکان وارد میکند.
شاید بگویید مردان سابقا هم تمام وقت در بیرون از منزل کار میکردند و زنان در خانه، اما آنچه تفاوت زندگی دیروز و امروز را بیشتر نمایان میکند، گستردگی خانواده دیروز نسبت به امروز است، وجود پدر بزرگ و مادربزرگ، خاله و دایی و عمو و عمه، برادران و خواهران و ... هر کدام بخشی از هویت بخشی کودک را بر عهده میگرفتند اما امروزه که به ازدواج و فرزندآوری نسل تک فرزند یا کم فرزند رسیدیم و ازدواج هم در سنین بالاتر رخ میدهد خلا نبود فامیل نیز مشاهده میشود که نمیتواند جایگزینی برای نبود پدران در خانه باشد و...
#سمیه_اصغرزاده
دکتری مطالعات زنان
https://t.me/femailinsociety
@EveDaughters
👍12