Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره پوراندخت اولین زنی که به پادشاهی رسید، برکنار شد و مجدد بعد از خواهرش، آزرمیدخت به پادشاهی رسید.
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
❤3👍3
مرضیه خیلی آروم بود، اما از نظر جُثه و هیکل از ما درشتتَر بود، کلاس پنجم بودیم من خیلی دوستش داشتم همیشه زنگ تفریح فقط با من حرف میزد اونم فقط راجب روستایی که ازش نقل مکان کرده بودند و آومده بودن قروه، یه بارم برام ماست گوسفندی آورد گفت " دا آمنه" داده برا تو...
منم همیشه از مغازهی بابا اسماعیل براش فندوق میبردم، من شیطون بودم سَر تا سَر حیاط مدرسه میدویدم ولی اون هیچ وقت نمیومد.
وسطهای سال مرضیه دیگه نیومد مدرسه، چند باری از خانم عباسی پرسیدم گفت برگشتن روستا، خیلی غصه میخوردم که یهو غیبش زد کُلی براش دلم تَنگ میشد.
یه روز که بابا اسماعیل گفت بیا مغازه کوپن قند وشکر اعلام کردند بیا کوپنها جدا کن
سَر گرم کمک بودم صف هم شلوغ بود، نوبت یه خانمه که شد گفت: دو نفر، سَرمو بالا کردم دیدم مرضیهاس، گوشهی چادرشو گذاشت روی چشمهاش، انگاری از مانتو شلوار مدرسهی من خجالت کشید، یا حیا بود نمیدونم چی بود؟
اصلا مرضیه شبیه خودش نبود!خیلی بُزرگ شده بود از کلاس اول راهنماییها هم بُزرگتر، شبیه "دا" شده بود، خواستم بگم مرضیه خودتی! یهو کجا رفتی!
که بابا اسماعیل گفت دختر کم سَر به هوا باش مردم معطلند....
یه مُشت فندوق ریختم تو شکرهای مرضیه.../زنامروزی
@EveDaughters
منم همیشه از مغازهی بابا اسماعیل براش فندوق میبردم، من شیطون بودم سَر تا سَر حیاط مدرسه میدویدم ولی اون هیچ وقت نمیومد.
وسطهای سال مرضیه دیگه نیومد مدرسه، چند باری از خانم عباسی پرسیدم گفت برگشتن روستا، خیلی غصه میخوردم که یهو غیبش زد کُلی براش دلم تَنگ میشد.
یه روز که بابا اسماعیل گفت بیا مغازه کوپن قند وشکر اعلام کردند بیا کوپنها جدا کن
سَر گرم کمک بودم صف هم شلوغ بود، نوبت یه خانمه که شد گفت: دو نفر، سَرمو بالا کردم دیدم مرضیهاس، گوشهی چادرشو گذاشت روی چشمهاش، انگاری از مانتو شلوار مدرسهی من خجالت کشید، یا حیا بود نمیدونم چی بود؟
اصلا مرضیه شبیه خودش نبود!خیلی بُزرگ شده بود از کلاس اول راهنماییها هم بُزرگتر، شبیه "دا" شده بود، خواستم بگم مرضیه خودتی! یهو کجا رفتی!
که بابا اسماعیل گفت دختر کم سَر به هوا باش مردم معطلند....
یه مُشت فندوق ریختم تو شکرهای مرضیه.../زنامروزی
فرشته خالدیان
@EveDaughters
😢11
نماینده ایرانی تبار کنگره آمریکا: نام خلیج فارس با هر انگیزه سیاسی غیرقابل تغییر و محکوم به شکست است/ ترامپ به جای عوض کردن اسم دریاها، به کارش برسد
#یاسمین_انصاری، نماینده ایرانیتبار کنگره ایالات متحده آمریکا، در واکنش به گمانهزنیها درباره تغییر نام خلیج فارس، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
🔹نام “خلیج فارس” قرنهاست که در اسناد بینالمللی و نقشههای رسمی جهان ثبت شده و به رسمیت شناخته شده است.
🔹هر تلاشی برای تغییر این نام، صرفنظر از انگیزههای سیاسی پشت آن، راه به جایی نخواهد برد.
🔹دونالد ترامپ بهتر است به جای دست بردن در نام دریاها و مرزهای تاریخی، کارش را انجام دهد./ جماران
#خلیج_فارس
@EveDaughters
#یاسمین_انصاری، نماینده ایرانیتبار کنگره ایالات متحده آمریکا، در واکنش به گمانهزنیها درباره تغییر نام خلیج فارس، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
🔹نام “خلیج فارس” قرنهاست که در اسناد بینالمللی و نقشههای رسمی جهان ثبت شده و به رسمیت شناخته شده است.
🔹هر تلاشی برای تغییر این نام، صرفنظر از انگیزههای سیاسی پشت آن، راه به جایی نخواهد برد.
🔹دونالد ترامپ بهتر است به جای دست بردن در نام دریاها و مرزهای تاریخی، کارش را انجام دهد./ جماران
#خلیج_فارس
@EveDaughters
👏9
هجدهم اردیبهشت، روز آگاهی از سرطان تخمدان
✍ ماندانا خرم، روزنامهنگار
امروز، هجدهم اردیبهشت، روز اطلاعرسانی درباره سرطان تخمدان است. آنچه در ادامه میخوانید، تجربهی شخصی من از مواجهه با این بیماری است.
همیشه عادتهای ماهانهام منظم بود؛ میزان خونریزی نه کمبود و نه زیاد، همه چیز عادی و طبیعی پیش میرفت.
با این حال، گاهی درد بسیار خفیفی در ناحیهی چپ تخمدانم احساس میکردم؛ دردی شبیه چنگزدن، اما آنقدر نبود که نگرانم کند.
اسفند ۱۳۹۸، همزمان با آغاز بحران کرونا، دو سه روزی درد نسبتاً شدیدی در ناحیهی شکم و لگن داشتم؛ چیزی شبیه دردهای قاعدگی یا قولنج. اما درد بهتدریج رفع شد و با توجه به اینکه تازه اعلام شده بود ویروس کرونا وارد کشور شده، جرأت مراجعه به پزشک را نداشتم.
دو هفته بعد، قرنطینه آغاز شد. با شروع سال نو، بیخوابی عجیبی به سراغم آمد که گمان میکردم ناشی از اضطراب کروناست.
بیخوابی تا ماهها ادامه داشت. در این مدت، یعنی از اسفند ۹۸ تا مهر ۹۹، علاوه بر بیخوابی، دچار بیاختیاری در خروج باد شکم هم شده بودم. گاهی آنقدر شدید بود که خجالتزده میشدم و از اتاقم بیرون نمیآمدم.
با گذشت زمان، این علائم شدیدتر شد تا اینکه بالاخره به پزشک مراجعه کردم. برایم آزمایش خون نوشتند و خوشبختانه همهی فاکتورها طبیعی بودند.
اما یک هفته بعد، در نیمهی مهر، صبح با درد خفیفی در ناحیه شکم بیدار شدم. احساس میکردم چیزی جلوی مثانهام را گرفته و نمیتوانم راحت ادرار کنم. ابتدا تصور کردم سرما خوردهام، اما با گذشت چند ساعت، درد شدیدتر شد. حتی با خوردن دو عدد استامینوفن ۵۰۰ و استفاده از کیسهی آب گرم هم آرام نگرفتم. درد آنقدر شدید شد که دیگر توان ایستادن روی پاهایم نداشتم و به خودم میپیچیدم
با وجود شرایط کرونایی، به درمانگاه محل مراجعه کردم. پزشک بعد از معاینه گفت《باید فوراً به بیمارستان بروی!》
مسیر درمانگاه تا بیمارستان را فقط فریاد میزدم. وقتی به بیمارستان رسیدیم، نتوانستم منتظر بمانم تا خانواده ماشین را پارک کنند؛ با درد شدید تنها وارد اورژانس شدم.
با وجود تزریق چندین مسکن قوی، باز هم از شدت درد فریاد میزدم. سونوگرافی انجام شد و مشخص شد که تودهای روی تخمدان سمت چپم وجود دارد.
چند ساعت بعد، بهصورت اورژانسی جراحی شدم. پزشک در حین عمل مادرم را صدا کرد و گفت ناچار به خارجکردن یک تخمدان هستند.
توضیح داد که خوشبختانه پیچخوردگی تخمدان باعث بروز درد شدید و مراجعهی فوری شده؛ اگر توده بدون علائم رشد میکرد و ناگهان میترکید، احتمال سرایت آن به سایر اندامها و تبدیلشدن به سرطانی خطرناک وجود داشت.
من نجات پیدا کردم، اما این تجربه را برای آگاهسازی شما مینویسم:
به علائم بدنتان توجه کنید. آزمایشها را جدی بگیرید. مراجعه به پزشک را به تعویق نیندازید.
روز گذشته نیز خبرگزاری رکنا از قول دکتر حسن ابوالقاسمی نوشته بود سرطان تخمدان در میان دختربچهها نیز شیوع پیدا کرده و عامل مرگ آنها شده. او تاکید کرده بود: از درد شکم به سادگی عبور نکنید!
بیماریهای زنانه، مایهی شرم نیست.
@tanine_zanan
@EveDaughters
✍ ماندانا خرم، روزنامهنگار
امروز، هجدهم اردیبهشت، روز اطلاعرسانی درباره سرطان تخمدان است. آنچه در ادامه میخوانید، تجربهی شخصی من از مواجهه با این بیماری است.
همیشه عادتهای ماهانهام منظم بود؛ میزان خونریزی نه کمبود و نه زیاد، همه چیز عادی و طبیعی پیش میرفت.
با این حال، گاهی درد بسیار خفیفی در ناحیهی چپ تخمدانم احساس میکردم؛ دردی شبیه چنگزدن، اما آنقدر نبود که نگرانم کند.
اسفند ۱۳۹۸، همزمان با آغاز بحران کرونا، دو سه روزی درد نسبتاً شدیدی در ناحیهی شکم و لگن داشتم؛ چیزی شبیه دردهای قاعدگی یا قولنج. اما درد بهتدریج رفع شد و با توجه به اینکه تازه اعلام شده بود ویروس کرونا وارد کشور شده، جرأت مراجعه به پزشک را نداشتم.
دو هفته بعد، قرنطینه آغاز شد. با شروع سال نو، بیخوابی عجیبی به سراغم آمد که گمان میکردم ناشی از اضطراب کروناست.
بیخوابی تا ماهها ادامه داشت. در این مدت، یعنی از اسفند ۹۸ تا مهر ۹۹، علاوه بر بیخوابی، دچار بیاختیاری در خروج باد شکم هم شده بودم. گاهی آنقدر شدید بود که خجالتزده میشدم و از اتاقم بیرون نمیآمدم.
با گذشت زمان، این علائم شدیدتر شد تا اینکه بالاخره به پزشک مراجعه کردم. برایم آزمایش خون نوشتند و خوشبختانه همهی فاکتورها طبیعی بودند.
اما یک هفته بعد، در نیمهی مهر، صبح با درد خفیفی در ناحیه شکم بیدار شدم. احساس میکردم چیزی جلوی مثانهام را گرفته و نمیتوانم راحت ادرار کنم. ابتدا تصور کردم سرما خوردهام، اما با گذشت چند ساعت، درد شدیدتر شد. حتی با خوردن دو عدد استامینوفن ۵۰۰ و استفاده از کیسهی آب گرم هم آرام نگرفتم. درد آنقدر شدید شد که دیگر توان ایستادن روی پاهایم نداشتم و به خودم میپیچیدم
با وجود شرایط کرونایی، به درمانگاه محل مراجعه کردم. پزشک بعد از معاینه گفت《باید فوراً به بیمارستان بروی!》
مسیر درمانگاه تا بیمارستان را فقط فریاد میزدم. وقتی به بیمارستان رسیدیم، نتوانستم منتظر بمانم تا خانواده ماشین را پارک کنند؛ با درد شدید تنها وارد اورژانس شدم.
با وجود تزریق چندین مسکن قوی، باز هم از شدت درد فریاد میزدم. سونوگرافی انجام شد و مشخص شد که تودهای روی تخمدان سمت چپم وجود دارد.
چند ساعت بعد، بهصورت اورژانسی جراحی شدم. پزشک در حین عمل مادرم را صدا کرد و گفت ناچار به خارجکردن یک تخمدان هستند.
توضیح داد که خوشبختانه پیچخوردگی تخمدان باعث بروز درد شدید و مراجعهی فوری شده؛ اگر توده بدون علائم رشد میکرد و ناگهان میترکید، احتمال سرایت آن به سایر اندامها و تبدیلشدن به سرطانی خطرناک وجود داشت.
من نجات پیدا کردم، اما این تجربه را برای آگاهسازی شما مینویسم:
به علائم بدنتان توجه کنید. آزمایشها را جدی بگیرید. مراجعه به پزشک را به تعویق نیندازید.
روز گذشته نیز خبرگزاری رکنا از قول دکتر حسن ابوالقاسمی نوشته بود سرطان تخمدان در میان دختربچهها نیز شیوع پیدا کرده و عامل مرگ آنها شده. او تاکید کرده بود: از درد شکم به سادگی عبور نکنید!
بیماریهای زنانه، مایهی شرم نیست.
@tanine_zanan
@EveDaughters
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا برخی از سایتهای پورن استفاده میکنند؟
دلیل اصلی خودارضایی با دیدن فیلمهای پورن چیست؟
پیامدهای اعتیاد به پورن چیست و چگونه میتوان از آن نجات پیدا کرد؟
مهشید منفرد
روانشناس بالینی
@EveDaughters
دلیل اصلی خودارضایی با دیدن فیلمهای پورن چیست؟
پیامدهای اعتیاد به پورن چیست و چگونه میتوان از آن نجات پیدا کرد؟
مهشید منفرد
روانشناس بالینی
@EveDaughters
👍4👎3
🖊 مریم دژمخوی
میتوان تصور کرد که پرسش از زناشویی در عصر قاجار پرسشی مکرر بوده که نهتنها در ادبیات تعلیمی و اندرزنامهها پیش کشیده میشد، بلکه موضوع اندیشه و تأمل زنان و مردان عادی آن روزگار نیز بود. درعینحال بیشتر کتابها و اسناد نوشتاری در این زمینه را مردان تولید کردهاند. از عقایدالنسای عصر صفوی گرفته تا آداب ملک و زنداری و تأدیبالنسوانهایی که در دوران قاجار به رشتۀ تحریر درآمدند، همگی بازتاب دیدگاههای مردان و بهویژه نخبگان سیاسی و دینی درباب زناشویی و زنان شوهردار است. خوشبختانه از عصر قاجار نوشتههای زنان درخصوص زناشویی نیز در دست است. هرچند انقلاب مشروطه در شکوفایی ادبیات زنانه و دست به قلم شدن زنان نقشی اساسی داشت، نوشتههای زنان درباب زناشویی به پیش از انقلاب مشروطه بازمیگردد. در این نوشتار عمدتاً بر نوشتهها و آرای زنان درزمینۀ زناشویی متمرکز خواهم شد و آن را در سه پرده پی خواهم گرفت.
ادامه این مطلب را در سایت زنان امروز:
zananemrooz.com/article/از-تأدیب-نسوان-تا-معایب-رجال-نگاهی-به-ت/
@EveDaughters
میتوان تصور کرد که پرسش از زناشویی در عصر قاجار پرسشی مکرر بوده که نهتنها در ادبیات تعلیمی و اندرزنامهها پیش کشیده میشد، بلکه موضوع اندیشه و تأمل زنان و مردان عادی آن روزگار نیز بود. درعینحال بیشتر کتابها و اسناد نوشتاری در این زمینه را مردان تولید کردهاند. از عقایدالنسای عصر صفوی گرفته تا آداب ملک و زنداری و تأدیبالنسوانهایی که در دوران قاجار به رشتۀ تحریر درآمدند، همگی بازتاب دیدگاههای مردان و بهویژه نخبگان سیاسی و دینی درباب زناشویی و زنان شوهردار است. خوشبختانه از عصر قاجار نوشتههای زنان درخصوص زناشویی نیز در دست است. هرچند انقلاب مشروطه در شکوفایی ادبیات زنانه و دست به قلم شدن زنان نقشی اساسی داشت، نوشتههای زنان درباب زناشویی به پیش از انقلاب مشروطه بازمیگردد. در این نوشتار عمدتاً بر نوشتهها و آرای زنان درزمینۀ زناشویی متمرکز خواهم شد و آن را در سه پرده پی خواهم گرفت.
ادامه این مطلب را در سایت زنان امروز:
zananemrooz.com/article/از-تأدیب-نسوان-تا-معایب-رجال-نگاهی-به-ت/
@EveDaughters
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راز بزرگ مارگارت بولکلی
اولین زن جراح
زن یا مرد؟!
تاریخ، پر از زنهایی است که علیرغم محدودیتها، سخت جنگیدهاند تا دنیا جای بهتری برای زیستن باشد.
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
اولین زن جراح
زن یا مرد؟!
تاریخ، پر از زنهایی است که علیرغم محدودیتها، سخت جنگیدهاند تا دنیا جای بهتری برای زیستن باشد.
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
❤7
🔰معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی خبر داد: والدین، دانشآموزان، معلمان و عموم مردم میتوانند خشونت جسمی و جنسی علیه دانشآموزان در مدرسه و بیرون از مدرسه را به شماره ۱۲۳ «اورژانس اجتماعی» اطلاع دهند.
🔹 گروههای هدف اورژانس اجتماعی شامل موارد زیر هستند: زوجین متقاضی طلاق، افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد، زنان و دختران آسیبدیده یا در معرض آسیب، کودکان خیابانی و کودکان کار، کودکانی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند، افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کردهاند، و همچنین افراد در معرض کودکآزاری، همسرآزاری و سالمندآزاری.
🔹 سید حسن موسوی چلک بیان کرد: شماره تماس ۱۲۳ اورژانس اجتماعی، پل ارتباطی سریع و مؤثر برای گزارش این موارد و دریافت حمایت از اورژانس اجتماعی بهزیستی است.
@swnews
@EveDaughters
🔹 گروههای هدف اورژانس اجتماعی شامل موارد زیر هستند: زوجین متقاضی طلاق، افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد، زنان و دختران آسیبدیده یا در معرض آسیب، کودکان خیابانی و کودکان کار، کودکانی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند، افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کردهاند، و همچنین افراد در معرض کودکآزاری، همسرآزاری و سالمندآزاری.
🔹 سید حسن موسوی چلک بیان کرد: شماره تماس ۱۲۳ اورژانس اجتماعی، پل ارتباطی سریع و مؤثر برای گزارش این موارد و دریافت حمایت از اورژانس اجتماعی بهزیستی است.
@swnews
@EveDaughters
👍5
اما من این چرخه رو قطع کردم.
وقتی مریضم، حالم خوش نیست و یا روز اول پریود، بچه رو میسپرم به پدرش و استراحت میکنم، غذا درست نمیکنم، خونه رو مرتب نمیکنم و به این فک میکنم که با استراحت کردن من آسمون به زمین نمیاد.
احتمالا بخاطر همین کار مادر مقدس و از خودگذشتهای از نظر دیگران نیستم، ولی خودم حس خوبی دارم./opt
@EveDaughters
وقتی مریضم، حالم خوش نیست و یا روز اول پریود، بچه رو میسپرم به پدرش و استراحت میکنم، غذا درست نمیکنم، خونه رو مرتب نمیکنم و به این فک میکنم که با استراحت کردن من آسمون به زمین نمیاد.
احتمالا بخاطر همین کار مادر مقدس و از خودگذشتهای از نظر دیگران نیستم، ولی خودم حس خوبی دارم./opt
@EveDaughters
👍9❤4👎1
سرور بی سرور
حدود یکسال و اندی پیش سرور که از خوانندگان کانالم بود پایش را کرد در زندگی زنی، درست در همین کانال با فردی آشنا شد، و شد نفر سوم یک رابطه.
در گوش طرف پچ پچ کرد که من هستم، من هستم تا آن زن بدجنس دیگر تو را اذیت نکند. قربان صدقهی حال طرف میرفت. در گوشش نجوای عاشقانه میخواند و زیرآب زنی دیگر را میزد. همان موقع در گوش طرف میخواند که ببین روزی روزگاری اگر رابطهات شل شد من تا ابد پیشت هستم.
بازی بازی خودش را انداخت در زندگی کسی. سرور دختر جوانی است و کم تجربه. احتمالا سودای خوشبختی در سر داشت، شاید هم مریضی چیزی بود.
گذشت و گذشت. بازی تمام شد. اما سرور دست نکشید. پایش ماند در زندگی دیگری. که الا و بلا من عاشقم. من آن کسی هستم که باید انتخاب میشد.
پابرجا ماند بر اینکه باید پایش در زندگی آدم دیگری باشد. من چه میکردم؟ در این یک سال در جریان بودم. در جریان اینکه زنی دیگر صبوری میکند. زنی نشسته است و علاوه بر رنج روزمره نگران است که همجنسش چه میکند. عذابش ماند روی دوشم که روابط بیاخلاقانهای در کانال من شکل گرفته است! ای بابا!
اما همین هفته قبل چه شد؟ رابطه به هم خورد. آنهم بابت ناامنی و بیتعهدی . زن رفت، زن دیگر طاقت ناامنی عاطفی را بعد از یک سال نداشت و یک روز بعد سرور جای زن را پر کرد. که زن اول رابطه چه خوب میدانست رابطهی یواشکی یا دست کم ذهنی هنوز پابرجاست و این زندگی دیگر برایش زندگی نمیشود. نمیدانم چطور برخی زنها همچنان میبخشند و ادامه میدهند. مخصوصاً اگر مستقل هستند و پای بچهای هم در میان نباشد.
سرور یک روز بعد جای زن را پر کرد. میخواست بگوید اگر کسی خطا کرد نباید تنبیه شود بلکه زنی دیگر هست که جای زن قبلی را پر کند، و دنیا بر مدار بیاخلاقی و منفعت میگذرد.
اما خب....
به هفته نکشیده، سو استفادههای معشوق که ته کشید، سرور هم حذف شد. سرور نتوانست جای زن قبلی را پر کند. سرور نتوانست زن یک زندگی شود و بماند. ناگهان حذف شد.
سرور انتخاب کرد که دم دستی و عنصری برای سواستفاده باشد. سرور انتخاب کرد تا ابد این ننگ پشت سرش باشد که پایش را در زندگی دیگران میکند.
*سرور دیگر در کانال نیست، اما خب صرفا خواستم بگویم رفقا! آدمهای بیاخلاق در فیلمهای ترکیهای نیستند، بغل گوش خودمان هم هستند/ زنامروزی
@EveDaughters
حدود یکسال و اندی پیش سرور که از خوانندگان کانالم بود پایش را کرد در زندگی زنی، درست در همین کانال با فردی آشنا شد، و شد نفر سوم یک رابطه.
در گوش طرف پچ پچ کرد که من هستم، من هستم تا آن زن بدجنس دیگر تو را اذیت نکند. قربان صدقهی حال طرف میرفت. در گوشش نجوای عاشقانه میخواند و زیرآب زنی دیگر را میزد. همان موقع در گوش طرف میخواند که ببین روزی روزگاری اگر رابطهات شل شد من تا ابد پیشت هستم.
بازی بازی خودش را انداخت در زندگی کسی. سرور دختر جوانی است و کم تجربه. احتمالا سودای خوشبختی در سر داشت، شاید هم مریضی چیزی بود.
گذشت و گذشت. بازی تمام شد. اما سرور دست نکشید. پایش ماند در زندگی دیگری. که الا و بلا من عاشقم. من آن کسی هستم که باید انتخاب میشد.
پابرجا ماند بر اینکه باید پایش در زندگی آدم دیگری باشد. من چه میکردم؟ در این یک سال در جریان بودم. در جریان اینکه زنی دیگر صبوری میکند. زنی نشسته است و علاوه بر رنج روزمره نگران است که همجنسش چه میکند. عذابش ماند روی دوشم که روابط بیاخلاقانهای در کانال من شکل گرفته است! ای بابا!
اما همین هفته قبل چه شد؟ رابطه به هم خورد. آنهم بابت ناامنی و بیتعهدی . زن رفت، زن دیگر طاقت ناامنی عاطفی را بعد از یک سال نداشت و یک روز بعد سرور جای زن را پر کرد. که زن اول رابطه چه خوب میدانست رابطهی یواشکی یا دست کم ذهنی هنوز پابرجاست و این زندگی دیگر برایش زندگی نمیشود. نمیدانم چطور برخی زنها همچنان میبخشند و ادامه میدهند. مخصوصاً اگر مستقل هستند و پای بچهای هم در میان نباشد.
سرور یک روز بعد جای زن را پر کرد. میخواست بگوید اگر کسی خطا کرد نباید تنبیه شود بلکه زنی دیگر هست که جای زن قبلی را پر کند، و دنیا بر مدار بیاخلاقی و منفعت میگذرد.
اما خب....
به هفته نکشیده، سو استفادههای معشوق که ته کشید، سرور هم حذف شد. سرور نتوانست جای زن قبلی را پر کند. سرور نتوانست زن یک زندگی شود و بماند. ناگهان حذف شد.
سرور انتخاب کرد که دم دستی و عنصری برای سواستفاده باشد. سرور انتخاب کرد تا ابد این ننگ پشت سرش باشد که پایش را در زندگی دیگران میکند.
*سرور دیگر در کانال نیست، اما خب صرفا خواستم بگویم رفقا! آدمهای بیاخلاق در فیلمهای ترکیهای نیستند، بغل گوش خودمان هم هستند/ زنامروزی
آلما توکل
@EveDaughters
👍9
دختران حوا
نماینده ایرانی تبار کنگره آمریکا: نام خلیج فارس با هر انگیزه سیاسی غیرقابل تغییر و محکوم به شکست است/ ترامپ به جای عوض کردن اسم دریاها، به کارش برسد #یاسمین_انصاری، نماینده ایرانیتبار کنگره ایالات متحده آمریکا، در واکنش به گمانهزنیها درباره تغییر نام خلیج…
اقدام نماینده ایرانیتبار کنگره آمریکا درباره نام خلیج فارس/انصاری: از تغییر نام خلیج فارس تا پذیرفتن هواپیمای اختصاصی لوکس،همه به هم ربط دارند!
#یاسمین_انصاری، نماینده دموکرات ایرانیتبار کنگره آمریکا:
🔺از تلاش برای تغییر نام #خلیج_فارس تا پذیرفتن هواپیماهای لوکس به عنوان هدیه شخصی از دولت قطر، که امری بیسابقه بوده، همه به هم مرتبطند. فساد دونالد #ترامپ به سطح جدید و اعجابآوری رسیده است. دونالد ترامپ ترجیح میدهد وقت خود را برای شیرین کاریهای سیاسی مضحک بگذارد و خواستههای دول خارجی را اجابت کند تا این که به مشکلات واقعی که آمریکاییها با آن هر روز سر و کله میزنند بپردازد.
🔺به عنوان نخستین نماینده ایرانی - آمریکایی راه یافته به کنگره، این یک موضوع برای من بسیار شخصی است. برای همین هم به مبارزه خود به هر نحو ممکن علیه فساد دونالد ترامپ ادامه خواهم داد./اخبار منتخب
شرافت مرز ندارد
@EveDaughters
#یاسمین_انصاری، نماینده دموکرات ایرانیتبار کنگره آمریکا:
🔺از تلاش برای تغییر نام #خلیج_فارس تا پذیرفتن هواپیماهای لوکس به عنوان هدیه شخصی از دولت قطر، که امری بیسابقه بوده، همه به هم مرتبطند. فساد دونالد #ترامپ به سطح جدید و اعجابآوری رسیده است. دونالد ترامپ ترجیح میدهد وقت خود را برای شیرین کاریهای سیاسی مضحک بگذارد و خواستههای دول خارجی را اجابت کند تا این که به مشکلات واقعی که آمریکاییها با آن هر روز سر و کله میزنند بپردازد.
🔺به عنوان نخستین نماینده ایرانی - آمریکایی راه یافته به کنگره، این یک موضوع برای من بسیار شخصی است. برای همین هم به مبارزه خود به هر نحو ممکن علیه فساد دونالد ترامپ ادامه خواهم داد./اخبار منتخب
شرافت مرز ندارد
@EveDaughters
❤12
دفتر مشاور امور بانوان و خانواده و انجمن علمی حقوق خانواده دانشگاه علامه طباطبائی برگزار میکنند:
نشست برخط به مناسبت روز جهانی خانواده
⚜ خانواده بر مدار توسعه ⚜
سیاستگذاری در حوزه خانواده و الزامات راهبردی آن
💠 دکتر سمیه شالچی
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
تحلیل جایگاه خانواده در اسناد توسعه جمهوری اسلامی ایران
💠 دکتر نسیم السادات محبوبی شریعتپناهی
رییس اداره مشاوره و مدیریت خانواده مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران و مدرس دانشگاه
تبیین جایگاه خانواده در مبانی و متن سند تحول آموزش و پرورش
💠 دکتر مریم برهمن
عضو هیئت علمی گروه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
تحلیل سیاستهای نوین حمایت از خانواده در کشورهای توسعه یافته
💠 دکتر زینب رستگار پناه
دکترای مطالعات جنسیت و سیاستگذاری حقوق برابری دانشگاه والنسیای اسپانیا و مدرس دانشگاه
💠 دبیر جلسه: فاطمه سادات کامل
دبیر انجمن حقوق خانواده
📜 همراه با اعطای گواهی
⏰ چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت| ساعت ۱۰ تا ۱۲
🌐 لینک ورود به نشست با گزینه مهمان:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/anjoman-family
@EveDaughters
نشست برخط به مناسبت روز جهانی خانواده
⚜ خانواده بر مدار توسعه ⚜
سیاستگذاری در حوزه خانواده و الزامات راهبردی آن
💠 دکتر سمیه شالچی
عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
تحلیل جایگاه خانواده در اسناد توسعه جمهوری اسلامی ایران
💠 دکتر نسیم السادات محبوبی شریعتپناهی
رییس اداره مشاوره و مدیریت خانواده مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران و مدرس دانشگاه
تبیین جایگاه خانواده در مبانی و متن سند تحول آموزش و پرورش
💠 دکتر مریم برهمن
عضو هیئت علمی گروه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
تحلیل سیاستهای نوین حمایت از خانواده در کشورهای توسعه یافته
💠 دکتر زینب رستگار پناه
دکترای مطالعات جنسیت و سیاستگذاری حقوق برابری دانشگاه والنسیای اسپانیا و مدرس دانشگاه
💠 دبیر جلسه: فاطمه سادات کامل
دبیر انجمن حقوق خانواده
📜 همراه با اعطای گواهی
⏰ چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت| ساعت ۱۰ تا ۱۲
🌐 لینک ورود به نشست با گزینه مهمان:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/anjoman-family
@EveDaughters
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دهه شصتیها آخرین فرصت باروری جمعیتاند
رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت در نشست خبری:
🔹بیش از ۶۰ درصد این زنان در بازه سنی ۳۵ تا ۵۰ سال قرار دارند، که یعنی فرصت باروری برای بسیاری از آنان محدود است.
🔹بهویژه زنان متولد دهه ۶۰ که اکنون در آستانه پایان دوره باروری قرار دارند، باید در کانون برنامهریزیها قرار گیرند.
🔹در سال ۱۳۶۵ با ۱۰ میلیون زن متأهل، حدود دو میلیون تولد ثبت شد؛ اما در سال ۱۴۰۳ با بیش از ۱۶ میلیون زن متأهل، کمتر از یک میلیون تولد به ثبت رسیده است.
🔹این آمار نشاندهنده کاهش شدید نرخ باروری با وجود افزایش جمعیت زنان متأهل است و باید زنگ خطر را برای همه به صدا درآورد.
@hooreechanel
@EveDaughters
رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت در نشست خبری:
🔹بیش از ۶۰ درصد این زنان در بازه سنی ۳۵ تا ۵۰ سال قرار دارند، که یعنی فرصت باروری برای بسیاری از آنان محدود است.
🔹بهویژه زنان متولد دهه ۶۰ که اکنون در آستانه پایان دوره باروری قرار دارند، باید در کانون برنامهریزیها قرار گیرند.
🔹در سال ۱۳۶۵ با ۱۰ میلیون زن متأهل، حدود دو میلیون تولد ثبت شد؛ اما در سال ۱۴۰۳ با بیش از ۱۶ میلیون زن متأهل، کمتر از یک میلیون تولد به ثبت رسیده است.
🔹این آمار نشاندهنده کاهش شدید نرخ باروری با وجود افزایش جمعیت زنان متأهل است و باید زنگ خطر را برای همه به صدا درآورد.
@hooreechanel
@EveDaughters
👍7🤬3👎1
#فرانسه چندین خیابان، گذرگاه و ساختمان دانشگاههای خود در ۴ شهر مختلف را به نام بانوی بزرگ ریاضیات جهان، #مریممیرزاخانی مزین کردهاست. شرم، که در تهران و بلکه سایر شهرهای ایران حتی یک خیابان به نام او نیست./ مدرسه علوم انسانی
🔗 علی شریفی زارچی (@SharifiZarchi)
@EveDaughterd
🔗 علی شریفی زارچی (@SharifiZarchi)
@EveDaughterd
💔7👍3👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#شیرین، ملقب به #سیدهملکخاتون، دختر اسپهبد رستم باوندی و همسر فخرالدوله دیلمی از خاندان آل بویه بود. او پس از مرگ شوهرش، برای مدتی حکومت ری را بهعنوان نخستین زن مسلمان شیعه اداره کرد.
مرزباننامه، که پس از کلیله و دمنه دومین اثر برجستهٔ تمثیلی و اخلاقی ادب فارسی به شمار میرود، توسط سعدالدین وراوینی به فارسی بازنویسی شد، اما اصل روایتها منسوب به مرزبان بن رستم، از خاندان شیرین (ملک خاتون)، است.
@zistboommedia
@EveDaughters
مرزباننامه، که پس از کلیله و دمنه دومین اثر برجستهٔ تمثیلی و اخلاقی ادب فارسی به شمار میرود، توسط سعدالدین وراوینی به فارسی بازنویسی شد، اما اصل روایتها منسوب به مرزبان بن رستم، از خاندان شیرین (ملک خاتون)، است.
@zistboommedia
@EveDaughters
❤8
📌اندیشکده خردجنسی برگزار میکند:
🎞 مقایسه دو روایت از خانواده ایرانی
برادران لیلا و سریال پایتخت
سخنرانان:
🎙زهرا کدخدایی
ارشد مطالعات زنان
🎙صالحه خدادادی
دکتری مطالعات زنان
🔸جلسه بصورت مجازی در بستر گوگل میت برگزار میشود.
⏰ زمان:
شنبه، ٢٧ اردیبهشت ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸_۱۷
🔻نشست رایگان است و امکان حضور برای کلیه علاقمندان وجود دارد.
🔴 لینک نشست:
meet.google.com/kgv-btmg-puj
@EveDaughters
🎞 مقایسه دو روایت از خانواده ایرانی
برادران لیلا و سریال پایتخت
سخنرانان:
🎙زهرا کدخدایی
ارشد مطالعات زنان
🎙صالحه خدادادی
دکتری مطالعات زنان
🔸جلسه بصورت مجازی در بستر گوگل میت برگزار میشود.
⏰ زمان:
شنبه، ٢٧ اردیبهشت ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸_۱۷
🔻نشست رایگان است و امکان حضور برای کلیه علاقمندان وجود دارد.
🔴 لینک نشست:
meet.google.com/kgv-btmg-puj
@EveDaughters
👏2
فقط مانده است که از نگهبان میانسال جلوی ساختمان مطب بپرسم که آیا درد نمونهبرداری از رحم قابل تحمل است یا نه؟ زنی که قبل از من نمونهبرداری داشت آنقدر جیغ و داد کرد که حس کردم همین الانهاست وسط مطب زایمان کند!
منشی سفید پوست که موهاش را تازه هایلایت کرده و مراقب است که بند ماسکش، کرلی موهاش را خراب نکند، با اشاره به من میگوید این خیلی نازک نارنجیه! نترسیا.
ترس اما وادارم کرده که فکر کنم خودم را الکی انداختهام توی بازی این پیرْ دکترِ خوش سیما. مخصوصا که یادم میآید دفعه قبل هم که فقط از سر اطمینان آزمایش HPV برایم نوشت و بعد از انجام دادنش فهمیدم که حتی یک قِران از سه میلیون و هفتصد هزار تومان بیزبانش را هم بیمه تکمیلی قبول نمیکند، همینها را به خودم گفته بودم.
منشی، نام من و ۲ زن دیگر را صدا میکند که پشت در بایستیم. سه نفری قیام میکنیم و در یک هجوم نابرابر خودمان را پشت در میرسانیم. قبل از اینکه مامای وردستِ دکتر، در را برایمان باز کند و زنان قبلی را بیرون کند و ما را داخل، خوب نگاهشان میکنم. زن روی به روی من مدام این پا و آن پا میکند.
بیقراریش از روی سرخوشیست. این را خوب میفهمم چون نمیتواند لبخند از سر رضایت مردمک چشمهاش را پنهان کند. گونههاش سرخ است از ساز کوک روزگار و نفسهاش عمیق است انگار از سر دلگرمی تازهای!
جواب سونوگرافیاش را که از عرق سرانگشتهاش نرم شدهست، توی دستهاش جابهجا میکند. سرش زیر است و لبهاش را میگزد.
طاقت نمیآورم! مدتهاست اینچنین شادی رقیقی ندیدهام! میگویم چقد بیقرارید؟ و انگار که منتظر بوده باشد برای گفتوگو، سرش را به سرعت صاعقهای در طوفان بالا میآورد و اشک از گوشهی چشمهاش جاری میشود.
میگوید مشکوک به حاملگی خارج از رحم بودم. ۴ هفتهست که تحت نظرم و هر روز عدد بِتام را چک میکنم. امروز اما دیگه قرار بود خانم دکتر برام آمپول بنویسه که سقطش کنم.
ولی قبل نوشتن گفت یه بار دیگه برو سونو، محض خاطرجمعی. رفتم سونو و جنینم توی رحم دیده شد. بیشتر اشک میریزد و میگوید ۱۴ سااااله منتظرم!
واژه انتظار توی مطب دکترهای زنان و زایمان چیزی عادیست. اینجا انتظار همان دمِ برتر است که شوق خیلی از زندگیها را از حرارت انداخته و در عوض شور دمیده بر تار و پود کهنهی سالها همعهدی.
رقتِ همین عادی بودنش هم اشک من و آن زن کنار من را درجا درمیآورد. ۱۴ سال یعنی یک عمر. یعنی ماههای زیادی رسیدن به موعد تخمکگذاری و پوچی محض. یعنی ساعتهای بلاتکلیف زیاد و روزهای بیحوصلهی طولانی و سیاهی مطلق ناامیدی.
پاهای زن روی زمین نبود حالا. آن نطفهی توی شکمش بال داده بود بهش و معجزه را تنها ساعتی پیش از سقط کامل دیده بود. تمام تنم از شادی زن مور مور میشود.
این ذوق را، این سرخوشی از مژده وصال را آخرین بار کجا دیده بودم؟ دلم میخواهد بغلش کنم تا ته ماندهی شوقِ توی سلولهاش را به سلولهای خیلی وقت مُردهی خودم برسانم. دلم میخواهد زنان دیگر را مجبور کنم تا هلهله بکشند. سکونِ بیرمق این مطب هیچ شایستهی سرآمدن آن انتظار ۱۴ ساله نبود.
داخل که شدیم من باید میرفتم روی تخت مخصوص نمونه برداری. صدای لرزان زن را از پس پرده میشنیدم و خنده بلند دکتر را و میدیدم شکل از یاد رفتهی امید را و حلاوت آن وصال ۱۴ ساله را.
مامای جوان توضیحات تکمیلی را میدهد و مراحل نمونه برداری را برایم شرح میدهد و میزان حقیقی درد را برایم توصیف میکند. تازه یادم میافتد که برای چه اینجایم!
میگوید آماده شو تا دکتر بیاید.
دارم آماده میشوم و نفسهای عمیق میکشم و فکر میکنم سر آمدن کدام انتظار من را هم این طور بال و پر خواهد داد؟/زنامروزی
@EveDaughters
منشی سفید پوست که موهاش را تازه هایلایت کرده و مراقب است که بند ماسکش، کرلی موهاش را خراب نکند، با اشاره به من میگوید این خیلی نازک نارنجیه! نترسیا.
ترس اما وادارم کرده که فکر کنم خودم را الکی انداختهام توی بازی این پیرْ دکترِ خوش سیما. مخصوصا که یادم میآید دفعه قبل هم که فقط از سر اطمینان آزمایش HPV برایم نوشت و بعد از انجام دادنش فهمیدم که حتی یک قِران از سه میلیون و هفتصد هزار تومان بیزبانش را هم بیمه تکمیلی قبول نمیکند، همینها را به خودم گفته بودم.
منشی، نام من و ۲ زن دیگر را صدا میکند که پشت در بایستیم. سه نفری قیام میکنیم و در یک هجوم نابرابر خودمان را پشت در میرسانیم. قبل از اینکه مامای وردستِ دکتر، در را برایمان باز کند و زنان قبلی را بیرون کند و ما را داخل، خوب نگاهشان میکنم. زن روی به روی من مدام این پا و آن پا میکند.
بیقراریش از روی سرخوشیست. این را خوب میفهمم چون نمیتواند لبخند از سر رضایت مردمک چشمهاش را پنهان کند. گونههاش سرخ است از ساز کوک روزگار و نفسهاش عمیق است انگار از سر دلگرمی تازهای!
جواب سونوگرافیاش را که از عرق سرانگشتهاش نرم شدهست، توی دستهاش جابهجا میکند. سرش زیر است و لبهاش را میگزد.
طاقت نمیآورم! مدتهاست اینچنین شادی رقیقی ندیدهام! میگویم چقد بیقرارید؟ و انگار که منتظر بوده باشد برای گفتوگو، سرش را به سرعت صاعقهای در طوفان بالا میآورد و اشک از گوشهی چشمهاش جاری میشود.
میگوید مشکوک به حاملگی خارج از رحم بودم. ۴ هفتهست که تحت نظرم و هر روز عدد بِتام را چک میکنم. امروز اما دیگه قرار بود خانم دکتر برام آمپول بنویسه که سقطش کنم.
ولی قبل نوشتن گفت یه بار دیگه برو سونو، محض خاطرجمعی. رفتم سونو و جنینم توی رحم دیده شد. بیشتر اشک میریزد و میگوید ۱۴ سااااله منتظرم!
واژه انتظار توی مطب دکترهای زنان و زایمان چیزی عادیست. اینجا انتظار همان دمِ برتر است که شوق خیلی از زندگیها را از حرارت انداخته و در عوض شور دمیده بر تار و پود کهنهی سالها همعهدی.
رقتِ همین عادی بودنش هم اشک من و آن زن کنار من را درجا درمیآورد. ۱۴ سال یعنی یک عمر. یعنی ماههای زیادی رسیدن به موعد تخمکگذاری و پوچی محض. یعنی ساعتهای بلاتکلیف زیاد و روزهای بیحوصلهی طولانی و سیاهی مطلق ناامیدی.
پاهای زن روی زمین نبود حالا. آن نطفهی توی شکمش بال داده بود بهش و معجزه را تنها ساعتی پیش از سقط کامل دیده بود. تمام تنم از شادی زن مور مور میشود.
این ذوق را، این سرخوشی از مژده وصال را آخرین بار کجا دیده بودم؟ دلم میخواهد بغلش کنم تا ته ماندهی شوقِ توی سلولهاش را به سلولهای خیلی وقت مُردهی خودم برسانم. دلم میخواهد زنان دیگر را مجبور کنم تا هلهله بکشند. سکونِ بیرمق این مطب هیچ شایستهی سرآمدن آن انتظار ۱۴ ساله نبود.
داخل که شدیم من باید میرفتم روی تخت مخصوص نمونه برداری. صدای لرزان زن را از پس پرده میشنیدم و خنده بلند دکتر را و میدیدم شکل از یاد رفتهی امید را و حلاوت آن وصال ۱۴ ساله را.
مامای جوان توضیحات تکمیلی را میدهد و مراحل نمونه برداری را برایم شرح میدهد و میزان حقیقی درد را برایم توصیف میکند. تازه یادم میافتد که برای چه اینجایم!
میگوید آماده شو تا دکتر بیاید.
دارم آماده میشوم و نفسهای عمیق میکشم و فکر میکنم سر آمدن کدام انتظار من را هم این طور بال و پر خواهد داد؟/زنامروزی
نرگس راد
@EveDaughters
👍7❤6