صدیقه دولتآبادی؛ از پیشگامان جنبش زنان ایران🔻
✍ صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۶ دبستانی برای دختران به نام «مکتبخانهی شرعیات» باز کرد و یک سال بعد هم شرکت «خواتین اصفهان» را راهاندازی کرد. «[این انجمن] تشکلی غیرسیاسی بود که به ابتکار او در ۱۲۹۷ به وجود آمد که جنبههایی از زندگی عملی، مانند خیاطی، پوشیدن لباس و اقتصاد خانواده را به زنان میآموخت. نخریدن پارچههای خارجی و جلوگیری از ازدواج دختران کمتر از پانزده سال از مواد اساسنامهی همان انجمن بود.» در پی آن سه کارگاه کوچک بافندگی در شهرهای یزد، اصفهان و کرمان دایر شد که در یزد پارچهی دستمال ابریشمی، در کرمان پشمی و در اصفهان کتانی میبافتند و هفتاد نفر از زنان نیز در این کارگاهها کار میکردند.
✍ اولبار زبان زنان در ۲۷ تیر ۱۲۹۸ در اصفهان بهشکل یکورقی و بهصورت هفتگی منتشر شد. خانم دولتآبادی در همین سرمقاله دربارهی وضعیت اصفهان در آن دوران مینویسد: آن هنگام موقعیت زن در آن شهر تاریخی بسیار باریک و افق آن سامان بینهایت تاریک بود. هوای اصفهان برای تنفس آزادیخواهان مسموم و روزگارشان مغموم میگذشت. نزد پیشوایان عوام نهتنها تأسیس دبستان دختران کفر محض بود بلکه دبستان پسران را «تخمدان کفر» مینامیدند... اینهمه ناگواریها و بیعدالتیها روح معارفپرستی مرا تقویت کرده، بر آن واداشت بدون اندیشه و هراس مدرسهی سیاری به وجود آورم و چون نسخهی طبیب به بالین بیماران خانهنشین بیکار بفرستم تا در حدود امکان به بیداری و هوشیاری زنان مدد شده باشد.
✍ در تمام مدتی که زبان زنان منتشر میشد، دغدغهی اصلی صدیقه آموزش بود و در فروردین سال ۱۳۰۱ در مقالهی «مدارس اجباری» توصیه میکند که نمایندگان مجلس برنامهی مدارس اجباری و رایگان را تصویب کنند چون بهگفتهی خودش: «آزادی، مشروطیت مملکت و حکومت ملی که از پانزده سال پیش در ایران برقرار شده، چرا قوهی حقیقی خود را به دست نیاورده است؟ چون که صاحبان حقوق که اکثریت ملت را تشکیل میدهند، بیسوادند و بهعلت بیسوادی به حقوق خود آشنا نیستند.»
✍این نشریه بعد از آن کارش را شروع کرد که صدیقه دولتآبادی نخستین مدرسهی دخترانه را در سال ۱۲۹۶ به نام «مکتبخانهی شرعیات» در اصفهان دایر کرد و ادارهی آن را به دوستش، بتول کاوه، سپرد. او در تأسیس مدرسهی «اُم المدارس» نیز یاریگر بدرالدجی رخشان بود. این مدارس در دورهای با تحریک برخی متعصبین تعطیل شد.
✍قمرتاج دولتآبادی، خواهر صدیقه، که از شاگردان این مدرسه بود، تعریف میکند: «آن مدرسه به تحریک عدهای روحانینمایان اصفهان بسته شد و مدیرش مورد زجر و تنبیه فراوانی قرار گرفت.» آن مدرسه کمی بعدتر دوباره با همکاری وزارت معارف کارش را از سر گرفت و در آن زمان زبان زنان هم منتشر میشد. قمرتاج دولتآبادی تعریف میکند که روزنامهی زبان زنان طوری روی هم چیده شده بود که فقط عنوان «زبان زنان» آن با خط درشت به چشم میخورد: «من با دقت به آنها نگاه میکردم. خواهرم پرسید به چی اینطور خیره شده و نگاه میکنی؟ گفتم: به اینکه زبان زنان چقدر دراز شده نگاه میکنم. خندهاش گرفت و گفت: الهی که زبان زنان روزی از این هم درازتر شود.»
✍ خودش میگوید: من به ایران بازگشتم. در آن موقع هنوز زنان ایران حجاب داشتند ولی من بدون حجاب حرکت میکردم. مرحم اعتمادالدوله وزیر فرهنگ بود از طرف ایشان به بازرسی مدارس دخترانه تعیین شدم. خوشایمزه اینکه برای جلوگیری از قالومقال آن روز من اول روز برای رفتن به وزارت فرهنگ چادر سر نمیکردم، از آنجا به تفتیش مدارس میرفتم. این جریان تا ۱۷ دیماه ادامه داشت که در آن موقع رفع حجاب شد و از آن موقع تاکنون به ادارهکردن کانون بانوان و تأسیس دبستان، دبیرستان و کلاسهای بزرگسالان کانون بانوان مشغول هستم.
✍ او کوتاه نمیآمد و مدام در هر شمارهای بحثی دربارهی ایجاد دبستانهای دخترانه در اصفهان را پیش میکشید و خطاب به مقامات دولتی مینوشت: هرقدر شماها گوش ندهید، هراندازه شماها که میتوانید به این امر اقدام بکنید و نمیکنید، هردرجه که شماها خدای ناکرده عناد و لجاجت با تربیت و تحصیل دختران بکنید و هرآنچه که شماها بخواهید به وظایت حتمیهی ملیه و سعادت نوعیه پشت پا بزنید، باز به همان اندازه ما هم مجاهدت کرده و دنبال خواهیم کرد... با اینکه امروز احتیاج دختران بیش از پسران میباشد، باز نمیگوییم که هراندازه به حق پسران گشودهاید، به همان عدد برای دختران باز نمایید. بلکه میگوییم شش باب برای پسران باز کردید، سه باب برای دختران بینوا بگشایید./کانال زن روز
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
✍ صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۶ دبستانی برای دختران به نام «مکتبخانهی شرعیات» باز کرد و یک سال بعد هم شرکت «خواتین اصفهان» را راهاندازی کرد. «[این انجمن] تشکلی غیرسیاسی بود که به ابتکار او در ۱۲۹۷ به وجود آمد که جنبههایی از زندگی عملی، مانند خیاطی، پوشیدن لباس و اقتصاد خانواده را به زنان میآموخت. نخریدن پارچههای خارجی و جلوگیری از ازدواج دختران کمتر از پانزده سال از مواد اساسنامهی همان انجمن بود.» در پی آن سه کارگاه کوچک بافندگی در شهرهای یزد، اصفهان و کرمان دایر شد که در یزد پارچهی دستمال ابریشمی، در کرمان پشمی و در اصفهان کتانی میبافتند و هفتاد نفر از زنان نیز در این کارگاهها کار میکردند.
✍ اولبار زبان زنان در ۲۷ تیر ۱۲۹۸ در اصفهان بهشکل یکورقی و بهصورت هفتگی منتشر شد. خانم دولتآبادی در همین سرمقاله دربارهی وضعیت اصفهان در آن دوران مینویسد: آن هنگام موقعیت زن در آن شهر تاریخی بسیار باریک و افق آن سامان بینهایت تاریک بود. هوای اصفهان برای تنفس آزادیخواهان مسموم و روزگارشان مغموم میگذشت. نزد پیشوایان عوام نهتنها تأسیس دبستان دختران کفر محض بود بلکه دبستان پسران را «تخمدان کفر» مینامیدند... اینهمه ناگواریها و بیعدالتیها روح معارفپرستی مرا تقویت کرده، بر آن واداشت بدون اندیشه و هراس مدرسهی سیاری به وجود آورم و چون نسخهی طبیب به بالین بیماران خانهنشین بیکار بفرستم تا در حدود امکان به بیداری و هوشیاری زنان مدد شده باشد.
✍ در تمام مدتی که زبان زنان منتشر میشد، دغدغهی اصلی صدیقه آموزش بود و در فروردین سال ۱۳۰۱ در مقالهی «مدارس اجباری» توصیه میکند که نمایندگان مجلس برنامهی مدارس اجباری و رایگان را تصویب کنند چون بهگفتهی خودش: «آزادی، مشروطیت مملکت و حکومت ملی که از پانزده سال پیش در ایران برقرار شده، چرا قوهی حقیقی خود را به دست نیاورده است؟ چون که صاحبان حقوق که اکثریت ملت را تشکیل میدهند، بیسوادند و بهعلت بیسوادی به حقوق خود آشنا نیستند.»
✍این نشریه بعد از آن کارش را شروع کرد که صدیقه دولتآبادی نخستین مدرسهی دخترانه را در سال ۱۲۹۶ به نام «مکتبخانهی شرعیات» در اصفهان دایر کرد و ادارهی آن را به دوستش، بتول کاوه، سپرد. او در تأسیس مدرسهی «اُم المدارس» نیز یاریگر بدرالدجی رخشان بود. این مدارس در دورهای با تحریک برخی متعصبین تعطیل شد.
✍قمرتاج دولتآبادی، خواهر صدیقه، که از شاگردان این مدرسه بود، تعریف میکند: «آن مدرسه به تحریک عدهای روحانینمایان اصفهان بسته شد و مدیرش مورد زجر و تنبیه فراوانی قرار گرفت.» آن مدرسه کمی بعدتر دوباره با همکاری وزارت معارف کارش را از سر گرفت و در آن زمان زبان زنان هم منتشر میشد. قمرتاج دولتآبادی تعریف میکند که روزنامهی زبان زنان طوری روی هم چیده شده بود که فقط عنوان «زبان زنان» آن با خط درشت به چشم میخورد: «من با دقت به آنها نگاه میکردم. خواهرم پرسید به چی اینطور خیره شده و نگاه میکنی؟ گفتم: به اینکه زبان زنان چقدر دراز شده نگاه میکنم. خندهاش گرفت و گفت: الهی که زبان زنان روزی از این هم درازتر شود.»
✍ خودش میگوید: من به ایران بازگشتم. در آن موقع هنوز زنان ایران حجاب داشتند ولی من بدون حجاب حرکت میکردم. مرحم اعتمادالدوله وزیر فرهنگ بود از طرف ایشان به بازرسی مدارس دخترانه تعیین شدم. خوشایمزه اینکه برای جلوگیری از قالومقال آن روز من اول روز برای رفتن به وزارت فرهنگ چادر سر نمیکردم، از آنجا به تفتیش مدارس میرفتم. این جریان تا ۱۷ دیماه ادامه داشت که در آن موقع رفع حجاب شد و از آن موقع تاکنون به ادارهکردن کانون بانوان و تأسیس دبستان، دبیرستان و کلاسهای بزرگسالان کانون بانوان مشغول هستم.
✍ او کوتاه نمیآمد و مدام در هر شمارهای بحثی دربارهی ایجاد دبستانهای دخترانه در اصفهان را پیش میکشید و خطاب به مقامات دولتی مینوشت: هرقدر شماها گوش ندهید، هراندازه شماها که میتوانید به این امر اقدام بکنید و نمیکنید، هردرجه که شماها خدای ناکرده عناد و لجاجت با تربیت و تحصیل دختران بکنید و هرآنچه که شماها بخواهید به وظایت حتمیهی ملیه و سعادت نوعیه پشت پا بزنید، باز به همان اندازه ما هم مجاهدت کرده و دنبال خواهیم کرد... با اینکه امروز احتیاج دختران بیش از پسران میباشد، باز نمیگوییم که هراندازه به حق پسران گشودهاید، به همان عدد برای دختران باز نمایید. بلکه میگوییم شش باب برای پسران باز کردید، سه باب برای دختران بینوا بگشایید./کانال زن روز
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
❤1👍1
Forwarded from جامعهشناسی زن روز (Parastu.Z.Farrokhi)
📆 25 اسفند روز بزرگداشت #پروین_اعتصامی ؛ مشهورترین شاعر زن ایران
🔆#معرفی_زنان_تاثیر_گذار
➖➖➖➖➖
💢رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زادهٔ ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشتهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی است که به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» از او یاد شدهاست.
🔸 پروین از کودکی، فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی چون دهخدا و ملکالشعراء بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان عصر خود بود که در شکلگیری زندگی هنری پروین و کشف استعدادها، و ذوق و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. زادروز پروین (بیست و پنجم اسفندماه)، به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نامگذاری شدهاست.
🔸تنها اثر چاپ و منتشر شده از پروین، دیوان اشعار اوست، که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالبهای مثنوی، قطعه و قصیده میشود. پروین بیشتر به دلیل به کار بردن سبک شعریِ مناظره در شعرهایش، معروف است. شعرهای پروین قبل از چاپ به صورت مجموعه و کتاب، در مجلهٔ بهار و منتخبات آثار از محسن هشترودی و امثال و حکم از دهخدا، چاپ میشدند. موفقیت اولین چاپ دیوان اشعار او سبب پیدایش زمینه برای چاپهای بعدی شعرهای او شد.
🔸پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و پس از آن به مدرسهٔ آمریکایی ایران کلیسا (به انگلیسی: Iran bethel) رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به پایان رسانید. او در تمام سالهای تحصیلش از دانشآموزان ممتاز بود و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او همزمان با تحصیل، شعر نیز میسرود.
🔸پروین اعتصامی بعد از نخستین چاپ دیوان اشعارش، در زمانی که عیسی صدیق بر دانشسرای عالی ریاست داشت، به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن از خردادماه ۱۳۱۵ مشغول به کار شد.علت این کار این بود که پروین فضای دانشسرای عالی و کتابخانهٔ آن را با روحیهٔ خود سازگارتر میدانست. نظم و ترتیب پروین در کتابخانه زبانزد دانشجویان و استادان بود. علاوه بر این، پروین بر پشت جلد برخی کتابها اظهار نظرهایی مینوشت که شاید هنوز باقی باشد، البته آن کتابها به کتابخانه ادبیات دانشگاه تهران منتقل شدهاند.
🔸پروین در طول عمر خود دربارهٔ ارتقاء رتبه و مقام زن کوشید و حتی شعری نیز به نام «زن در ایران» در این باره سرودهاست. به عقیدهٔ او، گرچه در ابیات اولیه اشاره به ظلمها و محدودیتهایی دارد که در آن روزگار برای زنان وجود داشته، اما بیشتر شامل نصیحت به زنان است که در بند ظاهر و زینت و لباس نباشند و ساده زیستی و تقوا و دانش دوستی را پیشه کنند؛ از این رو با اوضاع زنان متجدد آن روزگار انطباق کامل ندارد. همچنین پروین در این شعر، به تیرهروزی زنان و وضعیت بد حقوق آنان در جامعه مانند منع زنان از سوادآموزی، پرداختهاست. او همچنین زن را اسیر نادانی و پریشانی اوضاع جامعه میداند.
🔸پروین اعتصامی در فروردین ۱۳۲۰ به بیماری حصبه مبتلا شد. سرانجام پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ (۴ آوریل ۱۹۴۱) در سن ۳۴ سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد.
♦️#زنان_تاثیر_گذار
🎥 زندگی نامه "پروین اعتصامی"
به بهانه ۲۵ اسفند زادروز این شاعر معاصر فارسی👇👇👇
⚛ @Zane_Ruz_Channel
🔆#معرفی_زنان_تاثیر_گذار
➖➖➖➖➖
💢رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زادهٔ ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشتهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی است که به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» از او یاد شدهاست.
🔸 پروین از کودکی، فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی چون دهخدا و ملکالشعراء بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان عصر خود بود که در شکلگیری زندگی هنری پروین و کشف استعدادها، و ذوق و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. زادروز پروین (بیست و پنجم اسفندماه)، به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نامگذاری شدهاست.
🔸تنها اثر چاپ و منتشر شده از پروین، دیوان اشعار اوست، که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالبهای مثنوی، قطعه و قصیده میشود. پروین بیشتر به دلیل به کار بردن سبک شعریِ مناظره در شعرهایش، معروف است. شعرهای پروین قبل از چاپ به صورت مجموعه و کتاب، در مجلهٔ بهار و منتخبات آثار از محسن هشترودی و امثال و حکم از دهخدا، چاپ میشدند. موفقیت اولین چاپ دیوان اشعار او سبب پیدایش زمینه برای چاپهای بعدی شعرهای او شد.
🔸پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و پس از آن به مدرسهٔ آمریکایی ایران کلیسا (به انگلیسی: Iran bethel) رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به پایان رسانید. او در تمام سالهای تحصیلش از دانشآموزان ممتاز بود و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او همزمان با تحصیل، شعر نیز میسرود.
🔸پروین اعتصامی بعد از نخستین چاپ دیوان اشعارش، در زمانی که عیسی صدیق بر دانشسرای عالی ریاست داشت، به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن از خردادماه ۱۳۱۵ مشغول به کار شد.علت این کار این بود که پروین فضای دانشسرای عالی و کتابخانهٔ آن را با روحیهٔ خود سازگارتر میدانست. نظم و ترتیب پروین در کتابخانه زبانزد دانشجویان و استادان بود. علاوه بر این، پروین بر پشت جلد برخی کتابها اظهار نظرهایی مینوشت که شاید هنوز باقی باشد، البته آن کتابها به کتابخانه ادبیات دانشگاه تهران منتقل شدهاند.
🔸پروین در طول عمر خود دربارهٔ ارتقاء رتبه و مقام زن کوشید و حتی شعری نیز به نام «زن در ایران» در این باره سرودهاست. به عقیدهٔ او، گرچه در ابیات اولیه اشاره به ظلمها و محدودیتهایی دارد که در آن روزگار برای زنان وجود داشته، اما بیشتر شامل نصیحت به زنان است که در بند ظاهر و زینت و لباس نباشند و ساده زیستی و تقوا و دانش دوستی را پیشه کنند؛ از این رو با اوضاع زنان متجدد آن روزگار انطباق کامل ندارد. همچنین پروین در این شعر، به تیرهروزی زنان و وضعیت بد حقوق آنان در جامعه مانند منع زنان از سوادآموزی، پرداختهاست. او همچنین زن را اسیر نادانی و پریشانی اوضاع جامعه میداند.
🔸پروین اعتصامی در فروردین ۱۳۲۰ به بیماری حصبه مبتلا شد. سرانجام پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ (۴ آوریل ۱۹۴۱) در سن ۳۴ سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد.
♦️#زنان_تاثیر_گذار
🎥 زندگی نامه "پروین اعتصامی"
به بهانه ۲۵ اسفند زادروز این شاعر معاصر فارسی👇👇👇
⚛ @Zane_Ruz_Channel
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راز بزرگ مارگارت بولکلی
اولین زن جراح
زن یا مرد؟!
تاریخ، پر از زنهایی است که علیرغم محدودیتها، سخت جنگیدهاند تا دنیا جای بهتری برای زیستن باشد.
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
اولین زن جراح
زن یا مرد؟!
تاریخ، پر از زنهایی است که علیرغم محدودیتها، سخت جنگیدهاند تا دنیا جای بهتری برای زیستن باشد.
#زنان_تاثیر_گذار
@EveDaughters
❤7