This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سرنوشت عشق آتشین شاهرخ و سمیه چه شد؟
🔹۲۹سال از جنایت خیابان گاندی که توسط ۲نوجوان رخ داد میگذرد. شاهرخ و سمیه برای اینکه بتوانند از سد مخالفتهای خانواده سمیه برای ازدواج عبور کنند، نقشه هولناکی کشیدند که با قتل خواهر و برادر ۱۳ و ۸ساله سمیه همراه شد.
🔹این جنایت تا مدتها نقل محافل و کمتر کسی از آن بیخبر بود.
🔹در سال۷۵ این اتفاق باعث تأثیر زیادی در جامعه شد. مردم به ۲بخش تقسیم شده بودند، برخی از آندو خشمگین بودند، بعضی نیز معتقد بودند که آنها کودک هستند و باید با ترحم با آنها رفتار کرد. در این بین جوانانی هم بودند که دیدگاه عشقی تندی داشتند و روی دیوارها مینوشتند: « لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شاهرخ و سمیه»!
🔹وی در پاسخ به سوال عموم مردم مبنی بر سرنوشت شاهرخ و سمیه بعد از سپری کردن محکومیت در زندان، گفت: با توجه به گذشت پدر و مادر سمیه از قصاص، حکم دادگاه بعد از ۳ماه رسیدگی صادر و سمیه به ۱۲سال و شاهرخ به ۱۰سال حبس محکوم شدند که هرکدام ۲، ۳سال بعد آزاد شدند. آنها بعد از آزادی با هم ازدواج نکردند و هرکدام زندگی تازهای در پیش گرفتند، درحالیکه هیچ مانعی برای ازدواج نداشتند./هفت صبح
@EveDaughters
🔹۲۹سال از جنایت خیابان گاندی که توسط ۲نوجوان رخ داد میگذرد. شاهرخ و سمیه برای اینکه بتوانند از سد مخالفتهای خانواده سمیه برای ازدواج عبور کنند، نقشه هولناکی کشیدند که با قتل خواهر و برادر ۱۳ و ۸ساله سمیه همراه شد.
🔹این جنایت تا مدتها نقل محافل و کمتر کسی از آن بیخبر بود.
🔹در سال۷۵ این اتفاق باعث تأثیر زیادی در جامعه شد. مردم به ۲بخش تقسیم شده بودند، برخی از آندو خشمگین بودند، بعضی نیز معتقد بودند که آنها کودک هستند و باید با ترحم با آنها رفتار کرد. در این بین جوانانی هم بودند که دیدگاه عشقی تندی داشتند و روی دیوارها مینوشتند: « لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شاهرخ و سمیه»!
🔹وی در پاسخ به سوال عموم مردم مبنی بر سرنوشت شاهرخ و سمیه بعد از سپری کردن محکومیت در زندان، گفت: با توجه به گذشت پدر و مادر سمیه از قصاص، حکم دادگاه بعد از ۳ماه رسیدگی صادر و سمیه به ۱۲سال و شاهرخ به ۱۰سال حبس محکوم شدند که هرکدام ۲، ۳سال بعد آزاد شدند. آنها بعد از آزادی با هم ازدواج نکردند و هرکدام زندگی تازهای در پیش گرفتند، درحالیکه هیچ مانعی برای ازدواج نداشتند./هفت صبح
@EveDaughters
😱5👍2
🔴 روایت دخترانی که پیش از ازدواج مجبور به گرفتن برگه تأیید دوشیزگی شدهاند
گواهی شرم
✍🏻 نسترن فرخه
📌به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب برای تأیید دخترانگیاش، بیشتر میشود. پشت درِ این اتاق، همه منتظرند تا پزشک فرم گواهی سلامت ... را به آنها تحویل دهد. این رسمی همیشگی قبل از مراسم ازدواج در خانواده آنهاست که دختران باید گواهی بگیرند: «از خودم و همه آدمهایی که وادارم کرده بودند تا برای تأیید دخترانگی روی آن تخت دراز بکشم، بیزار شده بودم. از بدنم، از زن بودنم، از همه چیز متنفر بودم. از اینکه همسرم پشت درِ مطب نشسته بود تا گواهی را تحویل بگیرد، خشمگین بودم».
📌همه آنها وقتی برای معاینه روی تخت مطب دکتر زنان دراز کشیدند، حس تحقیر همراه با شرم و تنفر را تجربه کردند. تنفر از بدن زنانه خودشان و اجباری که آنها را به این کار واداشته است. آنها زنانی جوان از طبقههای اقتصادی متفاوتاند که قبل از ازدواج، بنا بر فرهنگ خانواده باید برگه گواهی میگرفتند. حتی برخی هنگام طلاق هم این معاینه را انجام دادهاند و آن را اجباری قانونی به حساب میآورند. رسم و رسوماتی که هنوز هم با وجود تحولات فرهنگی در بطن برخی خانوادهها ریشه دارد؛ روایتهایی که نه از سالها دور، بلکه در همین چند سال و حتی چند هفته اخیر در دل کلانشهر تهران برای برخی زنان اتفاق افتاده است.
📌به باور بسیاری، این نگاه زن را نه به عنوان یک انسان دارای احساس، بلکه کالایی برای سنجش آبروی خانوادگی میبیند؛ موضوعی که مرضیه مددیدارستانی سالها روی آن پژوهش کرده و باور دارد که در مواجهه با این مقوله، در تمامی ابعاد آن، اعم از معاینه، عملهای ترمیم و مناسک مرتبط با آن در ازدواج، هویت انسانی زن نادیده گرفته میشود.
📌بااینحال، قانون هم بر اثرگذاری این فرهنگ شدت میبخشد. طبق گفتههای شیما قوشه، وکیل دادگستری، با اینکه این گواهی برای زنان در مراجع قانونی مرجعیت دارد، گواهینامهای برای مردان وجود ندارد تا در چالشهای حقوقی بین زوجین مرجعیتی داشته باشد.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
@BashgaheZanan
@EveDaughters
گواهی شرم
✍🏻 نسترن فرخه
📌به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب برای تأیید دخترانگیاش، بیشتر میشود. پشت درِ این اتاق، همه منتظرند تا پزشک فرم گواهی سلامت ... را به آنها تحویل دهد. این رسمی همیشگی قبل از مراسم ازدواج در خانواده آنهاست که دختران باید گواهی بگیرند: «از خودم و همه آدمهایی که وادارم کرده بودند تا برای تأیید دخترانگی روی آن تخت دراز بکشم، بیزار شده بودم. از بدنم، از زن بودنم، از همه چیز متنفر بودم. از اینکه همسرم پشت درِ مطب نشسته بود تا گواهی را تحویل بگیرد، خشمگین بودم».
📌همه آنها وقتی برای معاینه روی تخت مطب دکتر زنان دراز کشیدند، حس تحقیر همراه با شرم و تنفر را تجربه کردند. تنفر از بدن زنانه خودشان و اجباری که آنها را به این کار واداشته است. آنها زنانی جوان از طبقههای اقتصادی متفاوتاند که قبل از ازدواج، بنا بر فرهنگ خانواده باید برگه گواهی میگرفتند. حتی برخی هنگام طلاق هم این معاینه را انجام دادهاند و آن را اجباری قانونی به حساب میآورند. رسم و رسوماتی که هنوز هم با وجود تحولات فرهنگی در بطن برخی خانوادهها ریشه دارد؛ روایتهایی که نه از سالها دور، بلکه در همین چند سال و حتی چند هفته اخیر در دل کلانشهر تهران برای برخی زنان اتفاق افتاده است.
📌به باور بسیاری، این نگاه زن را نه به عنوان یک انسان دارای احساس، بلکه کالایی برای سنجش آبروی خانوادگی میبیند؛ موضوعی که مرضیه مددیدارستانی سالها روی آن پژوهش کرده و باور دارد که در مواجهه با این مقوله، در تمامی ابعاد آن، اعم از معاینه، عملهای ترمیم و مناسک مرتبط با آن در ازدواج، هویت انسانی زن نادیده گرفته میشود.
📌بااینحال، قانون هم بر اثرگذاری این فرهنگ شدت میبخشد. طبق گفتههای شیما قوشه، وکیل دادگستری، با اینکه این گواهی برای زنان در مراجع قانونی مرجعیت دارد، گواهینامهای برای مردان وجود ندارد تا در چالشهای حقوقی بین زوجین مرجعیتی داشته باشد.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
@BashgaheZanan
@EveDaughters
Telegraph
روایت دخترانی که پیش از ازدواج مجبور به گرفتن برگه تأیید دوشیزگی شدهاند
به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب…
🤬7💔5❤1
📌موضوع شهادت و بیضه
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
@EveDaughters
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
توییتهای شما را نگاه میکردم و به موارد بسیار جالبی رسیدم....عضو هیئت علمی... تصویری که در آن یادی از اسافل شده است را تحسین میکند. این تعامل توییتری شما را برای بقیه اساتید و روسای ...هم ارسال میکنم تا بدانند همکارشان ...
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
@EveDaughters
Wikipedia
میم اینترنتی
میم اینترنتی، میم یا یاده (به انگلیسی: Internet meme)، اصطلاحی در فرهنگ مجازی برای توصیف موضوع، عقیده، رفتار، تصویر یا شوخی یا سبکی در اینترنت و رسانههای اجتماعی است.
👍9❤1
مرا از یاد نبر، نام دخترت را مریم بگذار
ترجمه: سپیده جدیری
کانون زنان ایرانی
مریم ابو دقه، خبرنگار فلسطینی، وصیتنامهای به پسرش نوشته بود تا اگر کشته شد، به دست او برسد. این خبرنگار در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به بیمارستان ناصر در غزه، در کنار تنی چند از همکارانش به شهادت رسید.
آنچه میخوانید، وصیت او به پسرش است.
«تو جان و دل مادری، غیث! پس از تو میخواهم که به جای گریه کردن، برایم دعا کنی. در این صورت میتوانم همیشه خوشحال بمانم. دلم میخواهد با سختکوشیات، سرآمد بودن و تواناییهایت سربلندم کنی. دلم میخواهد موفق باشی عزیزدلم. دلم میخواهد که تو عزیزم مرا از یاد نبری. من هر کاری کردم تا تو احساس خوشحالی کنی، شاد و آسوده باشی و همه چیز برایت فراهم باشد. و وقتی بزرگ شدی، ازدواج کردی و دختردار شدی، اسمش را به یاد من، مریم بگذاری.
تو عشق من، قلب من، پشت و پناه من، جان من و پسری هستی که باعث افتخار من است. پس همواره از اینکه بشنوم آدم خوشنامی شدهای خوشحال خواهم شد. و ماموریتی که به تو میدهم، عبادت است و عبادت است و عبادت.»
بر اساس گزارش ابی سوئل، سردبیر خبرگزاری آسوشیتدپرس، غیث، پسر دوازده سالهی مریم ابو دقه، در ماههای نخست نسلکشی، از غزه خارج شده بود. سوئل در پستی در شبکهی اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مریم ابو دقه نیز همچون تمام همکاران فلسطینی ما در غزه، یک قهرمان واقعی بود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دربارهی مریم ابو دقه نوشته است که او اغلب در بیمارستان ناصر مستقر بود و وضعیت کودکان گرسنهای را که دچار سوءتغذیه شده بودند، گزارش میداد.
به گفتهی منابع فلسطینی، در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به این بیمارستان، دستکم بیست نفر که در میان آنها علاوه بر مریم، نام چهار خبرنگار دیگر نیز به چشم میخورد کشته و تنی چند نیز مجروح شدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود در این زمینه نوشته است که نخستین موشک اسرائیل که این بیمارستان را هدف قرار داده، به محل استقرار تیمهای خبری در طبقهی بالای آن اصابت کرده و منجر به کشته شدن «حسام المصری»، عکاس و فیلمبردار این خبرگزاری شده است. اما در حملهی دومِ اسرائیل به این بیمارستان بوده که مریم ابو دقه (خبرنگار آزاد آسوشیتدپرس و ایندیپندنت عربی)، محمد سلامه (عکاس خبری الجزیره)، معاذ ابو طه (خبرنگار آزاد چند رسانهی بینالمللی از جمله رویترز) و احمد ابو عزیز (خبرنگار شبکهی «قدس فید») جان باختهاند. «حاتم خالد» (عکاس خبری رویترز) نیز در اثر این حملات مجروح شده است.
بررسیهای آماری خبرگزاری الجزیره حکایت از آن دارد که حملات اخیر، شمار خبرنگاران فلسطینیِ به شهادت رسیده در غزه را از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ تا به امروز، به دست کم ۲۷۳ تن رسانده است.
منبع: صفحهی Wear The Peace در اینستاگرام و سایر خبرگزاریها،
#خبرنگاران_زن
#زنان_فلسطینی
@EveDaughters
ترجمه: سپیده جدیری
کانون زنان ایرانی
مریم ابو دقه، خبرنگار فلسطینی، وصیتنامهای به پسرش نوشته بود تا اگر کشته شد، به دست او برسد. این خبرنگار در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به بیمارستان ناصر در غزه، در کنار تنی چند از همکارانش به شهادت رسید.
آنچه میخوانید، وصیت او به پسرش است.
«تو جان و دل مادری، غیث! پس از تو میخواهم که به جای گریه کردن، برایم دعا کنی. در این صورت میتوانم همیشه خوشحال بمانم. دلم میخواهد با سختکوشیات، سرآمد بودن و تواناییهایت سربلندم کنی. دلم میخواهد موفق باشی عزیزدلم. دلم میخواهد که تو عزیزم مرا از یاد نبری. من هر کاری کردم تا تو احساس خوشحالی کنی، شاد و آسوده باشی و همه چیز برایت فراهم باشد. و وقتی بزرگ شدی، ازدواج کردی و دختردار شدی، اسمش را به یاد من، مریم بگذاری.
تو عشق من، قلب من، پشت و پناه من، جان من و پسری هستی که باعث افتخار من است. پس همواره از اینکه بشنوم آدم خوشنامی شدهای خوشحال خواهم شد. و ماموریتی که به تو میدهم، عبادت است و عبادت است و عبادت.»
بر اساس گزارش ابی سوئل، سردبیر خبرگزاری آسوشیتدپرس، غیث، پسر دوازده سالهی مریم ابو دقه، در ماههای نخست نسلکشی، از غزه خارج شده بود. سوئل در پستی در شبکهی اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مریم ابو دقه نیز همچون تمام همکاران فلسطینی ما در غزه، یک قهرمان واقعی بود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دربارهی مریم ابو دقه نوشته است که او اغلب در بیمارستان ناصر مستقر بود و وضعیت کودکان گرسنهای را که دچار سوءتغذیه شده بودند، گزارش میداد.
به گفتهی منابع فلسطینی، در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به این بیمارستان، دستکم بیست نفر که در میان آنها علاوه بر مریم، نام چهار خبرنگار دیگر نیز به چشم میخورد کشته و تنی چند نیز مجروح شدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود در این زمینه نوشته است که نخستین موشک اسرائیل که این بیمارستان را هدف قرار داده، به محل استقرار تیمهای خبری در طبقهی بالای آن اصابت کرده و منجر به کشته شدن «حسام المصری»، عکاس و فیلمبردار این خبرگزاری شده است. اما در حملهی دومِ اسرائیل به این بیمارستان بوده که مریم ابو دقه (خبرنگار آزاد آسوشیتدپرس و ایندیپندنت عربی)، محمد سلامه (عکاس خبری الجزیره)، معاذ ابو طه (خبرنگار آزاد چند رسانهی بینالمللی از جمله رویترز) و احمد ابو عزیز (خبرنگار شبکهی «قدس فید») جان باختهاند. «حاتم خالد» (عکاس خبری رویترز) نیز در اثر این حملات مجروح شده است.
بررسیهای آماری خبرگزاری الجزیره حکایت از آن دارد که حملات اخیر، شمار خبرنگاران فلسطینیِ به شهادت رسیده در غزه را از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ تا به امروز، به دست کم ۲۷۳ تن رسانده است.
منبع: صفحهی Wear The Peace در اینستاگرام و سایر خبرگزاریها،
#خبرنگاران_زن
#زنان_فلسطینی
@EveDaughters
💔8❤1👎1
خواب خوب بهشت
سام شپارد
🎵فایل صوتی داستان کوتاه
🎧#خواب_خوب_بهشت
🖊#سم_شپرد
ترجمهی امیرمهدی حقیقت
🗣با صدای زهره رضازاده
🆔️ @epiphanygroup
روایت کهن الگوی رودررویی دو برابر، دو دوست، دو مرد بخاطر یک زن
تکرار قصه هابیل و قابیل در تمام اعصار و فرهنگهای ملل
@EveDaughters
🎧#خواب_خوب_بهشت
🖊#سم_شپرد
ترجمهی امیرمهدی حقیقت
🗣با صدای زهره رضازاده
🆔️ @epiphanygroup
روایت کهن الگوی رودررویی دو برابر، دو دوست، دو مرد بخاطر یک زن
تکرار قصه هابیل و قابیل در تمام اعصار و فرهنگهای ملل
@EveDaughters
👍4
🔺پیامد تنهایی در خانواده آلمانی
🔹🔘به گزارش اشپیگل، در برلین تقریبا هر روز پلیس یا پزشکان قانونی با اجساد متلاشی، مومیایی یا اسکلتی در آپارتمانها روبرو میشوند. این افراد معمولا در تنهایی، انزوا و بیخبری همسایگان و بستگان دنیا را ترک میکنند و گاهی هفتهها، ماهها یا حتی سالها طول میکشد تا جسدشان پیدا شود.
🔹🔘به عنوان نمونه، جسد یک زن ۴۸ ساله در تمپلهوف برلین پس از دو سال پیدا شد. کسی در این مدت سراغی از او نگرفته بود. جسد این زن در حمام پیدا شد. یا در دسامبر سال ۲۰۱۸ یک شرکت املاک که برای تخلیه آپارتمان آمده بود، جسد در حال تجزیه مرد مستأجر را در منطقه مارتسان در آشپزخانه پیدا کرد. تخمینزده میشود که او در سال ۲۰۱۴ فوت شده است.
🔹🔘اتفاقی که برای بدن پس از مرگ میافتد، دلخراش است. بسته به دما و شرایط جسد ممکن است، تغییر کند. در مواردی که جسد در جای خنک و خشک قرار دارد، با تبخیر آب بدن، به جای پوسیدگی مومیایی میشود و در این وضعیت از جسد بوی زیادی متصاعد نمیشود و کمتر مورد هجوم حشرات قرار میگیرد.
🔹🔘فیلیپ مولر، ۳۶ ساله، متخصص پزشکی قانونی در برلین، میگوید: «ما تقریبا هر روز چنین پروندههایی داریم.» او بیش از ۱۰ سال است که در مؤسسه پزشکی قانونی کار میکند و از خلال اجساد، چهره تلخ تنهایی در شهرهای بزرگ را میبیند.
🔹🔘سالانه حدود ۳۸ هزار نفر در برلین میمیرند که به حدود ۲۴۰۰ پرونده، دستور کالبدشکافی داده میشود. تنها ۵ درصد موارد قتل است و باقی اغلب ناشی از تصادف، اعتیاد یا موارد دیگری است.
🔹🔘بیش از نیمی از برلینیها مجرد هستند. طبق اعلام اداره آمار فدرال، حدود ۲/۱ میلیون بزرگسال در برلین مجرد هستند و این در حال افزایش است. ۳۰ درصد متأهل و ۵ درصد مطلقه هستند.
🔹🔘این مرگهای بیصدا نشان میدهد چند نفر در برلین تنها و بدون هیچ ارتباطی با همسایه یا خانواده زندگی میکنند و میمیرند. بسیاری نه فقط تنها، بلکه فراموششده از دنیا میروند. بعضی قربانیان حتی پیش از مرگ در یادداشتی نوشتهاند که هیچکس متوجه مرگ آنها نخواهد شد.
🔹🔘آخرین خدماتی که شهر به آنها میدهد این است که زمان و چگونگی و دلیل مرگ آنها را مشخص کند.
@Havades_Fouri
@EveDaughters
🔹🔘به گزارش اشپیگل، در برلین تقریبا هر روز پلیس یا پزشکان قانونی با اجساد متلاشی، مومیایی یا اسکلتی در آپارتمانها روبرو میشوند. این افراد معمولا در تنهایی، انزوا و بیخبری همسایگان و بستگان دنیا را ترک میکنند و گاهی هفتهها، ماهها یا حتی سالها طول میکشد تا جسدشان پیدا شود.
🔹🔘به عنوان نمونه، جسد یک زن ۴۸ ساله در تمپلهوف برلین پس از دو سال پیدا شد. کسی در این مدت سراغی از او نگرفته بود. جسد این زن در حمام پیدا شد. یا در دسامبر سال ۲۰۱۸ یک شرکت املاک که برای تخلیه آپارتمان آمده بود، جسد در حال تجزیه مرد مستأجر را در منطقه مارتسان در آشپزخانه پیدا کرد. تخمینزده میشود که او در سال ۲۰۱۴ فوت شده است.
🔹🔘اتفاقی که برای بدن پس از مرگ میافتد، دلخراش است. بسته به دما و شرایط جسد ممکن است، تغییر کند. در مواردی که جسد در جای خنک و خشک قرار دارد، با تبخیر آب بدن، به جای پوسیدگی مومیایی میشود و در این وضعیت از جسد بوی زیادی متصاعد نمیشود و کمتر مورد هجوم حشرات قرار میگیرد.
🔹🔘فیلیپ مولر، ۳۶ ساله، متخصص پزشکی قانونی در برلین، میگوید: «ما تقریبا هر روز چنین پروندههایی داریم.» او بیش از ۱۰ سال است که در مؤسسه پزشکی قانونی کار میکند و از خلال اجساد، چهره تلخ تنهایی در شهرهای بزرگ را میبیند.
🔹🔘سالانه حدود ۳۸ هزار نفر در برلین میمیرند که به حدود ۲۴۰۰ پرونده، دستور کالبدشکافی داده میشود. تنها ۵ درصد موارد قتل است و باقی اغلب ناشی از تصادف، اعتیاد یا موارد دیگری است.
🔹🔘بیش از نیمی از برلینیها مجرد هستند. طبق اعلام اداره آمار فدرال، حدود ۲/۱ میلیون بزرگسال در برلین مجرد هستند و این در حال افزایش است. ۳۰ درصد متأهل و ۵ درصد مطلقه هستند.
🔹🔘این مرگهای بیصدا نشان میدهد چند نفر در برلین تنها و بدون هیچ ارتباطی با همسایه یا خانواده زندگی میکنند و میمیرند. بسیاری نه فقط تنها، بلکه فراموششده از دنیا میروند. بعضی قربانیان حتی پیش از مرگ در یادداشتی نوشتهاند که هیچکس متوجه مرگ آنها نخواهد شد.
🔹🔘آخرین خدماتی که شهر به آنها میدهد این است که زمان و چگونگی و دلیل مرگ آنها را مشخص کند.
@Havades_Fouri
@EveDaughters
😢6❤4🤔1
▪️من، پنجاه سال زودتر
بین کارهایم دو ساعت و نیم وقت اضافه داشتم و تصمیم گرفتم چند دقیقهای را در یک کافیشاپ بگذرانم. جای کوچکی بود. در همان چند دقیقه حدود پنج مرد آمدند، نشستند و رفتند.
ابتدا به این فکر کردم که کاش میشد به یک قهوهخانهی سنتی بروم و نقالی بشنوم. بعد به این فکر رسیدم که چه خوب که ۵۰ سال زودتر به دنیا نیامدهام. اگر آنوقتها بود، احتمالا در شانزدهسالگی ازدواج کرده بودم و در بیستوهفتسالگی، چند فرزند داشتم که بزرگترینشان دهساله بود.شاید تا کلاس پنجم درس خوانده بودم، سوادی قرآنی داشتم با روحی سرکش اما ظاهری آرام و منعطف؛ زنی که پذیرفته بود زندگی همین است.
شاید امروز در هفتادوهفتسالگی گوشی هوشمندی در دست داشتم و با دیدن سبکهای تازهی زندگی و انواع خانواده، گاهی در خلسه فرو میرفتم. در جایی عمیق درونم حسرتی پنهان شکل میگرفت: حسرتِ اینکه کاش رابطههایم را آنطور که میخواستم تجربه کرده بودم. حسی که میان لایههای عرف و مذهب کمرنگ میشد و جایش را این فکر پر میکرد که باید قدردان و راضی به تجربهی زیستهام باشم.
آنوقت خدا را شکر میکردم و دلم را به شوهر و فرزندانم گرم میداشتم؛ همانها که قرار است برایم مجلسی آبرومند برگزار کنند. از همین حالا گردوهای فسنجان مجلس ختم را کنار گذاشتهام، مانند یک زن مدبر.
این متن را که تمام کردم، هنوز یک ربع از زمانم مانده. روی صندلی در هوای آزاد نشستهام. نسیم ملایمی میوزد و بعد از خوردن آیسکارامل، انگار تازه حالم جا آمده. آدمها میآیند و میروند و من فکر میکنم، چه فاصلهایست میان زندگیای که میتوانستم پنجاه سال زودتر داشته باشم و این لحظهی سادهی امروز، همین نشستن کوتاه در گوشهای از شهر؟!
#آبان_شعبانی
https://t.me/AbanNotes
@EveDaughters
بین کارهایم دو ساعت و نیم وقت اضافه داشتم و تصمیم گرفتم چند دقیقهای را در یک کافیشاپ بگذرانم. جای کوچکی بود. در همان چند دقیقه حدود پنج مرد آمدند، نشستند و رفتند.
ابتدا به این فکر کردم که کاش میشد به یک قهوهخانهی سنتی بروم و نقالی بشنوم. بعد به این فکر رسیدم که چه خوب که ۵۰ سال زودتر به دنیا نیامدهام. اگر آنوقتها بود، احتمالا در شانزدهسالگی ازدواج کرده بودم و در بیستوهفتسالگی، چند فرزند داشتم که بزرگترینشان دهساله بود.شاید تا کلاس پنجم درس خوانده بودم، سوادی قرآنی داشتم با روحی سرکش اما ظاهری آرام و منعطف؛ زنی که پذیرفته بود زندگی همین است.
شاید امروز در هفتادوهفتسالگی گوشی هوشمندی در دست داشتم و با دیدن سبکهای تازهی زندگی و انواع خانواده، گاهی در خلسه فرو میرفتم. در جایی عمیق درونم حسرتی پنهان شکل میگرفت: حسرتِ اینکه کاش رابطههایم را آنطور که میخواستم تجربه کرده بودم. حسی که میان لایههای عرف و مذهب کمرنگ میشد و جایش را این فکر پر میکرد که باید قدردان و راضی به تجربهی زیستهام باشم.
آنوقت خدا را شکر میکردم و دلم را به شوهر و فرزندانم گرم میداشتم؛ همانها که قرار است برایم مجلسی آبرومند برگزار کنند. از همین حالا گردوهای فسنجان مجلس ختم را کنار گذاشتهام، مانند یک زن مدبر.
این متن را که تمام کردم، هنوز یک ربع از زمانم مانده. روی صندلی در هوای آزاد نشستهام. نسیم ملایمی میوزد و بعد از خوردن آیسکارامل، انگار تازه حالم جا آمده. آدمها میآیند و میروند و من فکر میکنم، چه فاصلهایست میان زندگیای که میتوانستم پنجاه سال زودتر داشته باشم و این لحظهی سادهی امروز، همین نشستن کوتاه در گوشهای از شهر؟!
#آبان_شعبانی
https://t.me/AbanNotes
@EveDaughters
Telegram
آبان🌊
آرشیو افکارم
❤5👍4
•⬿مخترع دوربین مداربسته
ماری ون بریتان براون که به عنوان پرستار کار میکرد بعداً به عنوان مخترع دوربین مداربسته مخترع معروفی شد که با کمک شوهرش آن را به ثبت رسانید.
این نوآوری راه حل ماری برای ترس فزایندهی او از محلهای که در آن زندگی میکردند (کویینز نیویورک) بود. در آن زمان، آنجا نرخ جرم و جنایت بسیار بالایی داشت و پاسخ پلیس به تماسهای اضطراری بسیار کند بود.
سیستم امنیتی خانهی ماری پایه و اساس نسخههای دیگری از سیستمهای امنیتی مختلف است که امروزه جهان در خانهها، مشاغل و برخی مکانهای خصوصی و عمومی از آنها استفاده میشود.
این سیستم میتواند بازدیدکنندگان را از طریق دوربین اسکن، با آنها مصاحبه و مجوز ورود آنها به داخل ساختمان دهد و زنگ خطر را به صدا درآورد تا بلافاصله به پلیس هشدار دهد.
نیویورک تایمز و کمیتهی ملی علوم بعداً این مخترع آفریقایی-آمریکایی را به خاطر سیستم امنیتی او به رسمیت شناختند.
برای اطلاع از روش کار اختراع وی به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.lottie.com/blogs/strong-women/marie-van-brittan-brown-biography-for-kids
@EveDaughters
ماری ون بریتان براون که به عنوان پرستار کار میکرد بعداً به عنوان مخترع دوربین مداربسته مخترع معروفی شد که با کمک شوهرش آن را به ثبت رسانید.
این نوآوری راه حل ماری برای ترس فزایندهی او از محلهای که در آن زندگی میکردند (کویینز نیویورک) بود. در آن زمان، آنجا نرخ جرم و جنایت بسیار بالایی داشت و پاسخ پلیس به تماسهای اضطراری بسیار کند بود.
سیستم امنیتی خانهی ماری پایه و اساس نسخههای دیگری از سیستمهای امنیتی مختلف است که امروزه جهان در خانهها، مشاغل و برخی مکانهای خصوصی و عمومی از آنها استفاده میشود.
این سیستم میتواند بازدیدکنندگان را از طریق دوربین اسکن، با آنها مصاحبه و مجوز ورود آنها به داخل ساختمان دهد و زنگ خطر را به صدا درآورد تا بلافاصله به پلیس هشدار دهد.
نیویورک تایمز و کمیتهی ملی علوم بعداً این مخترع آفریقایی-آمریکایی را به خاطر سیستم امنیتی او به رسمیت شناختند.
برای اطلاع از روش کار اختراع وی به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.lottie.com/blogs/strong-women/marie-van-brittan-brown-biography-for-kids
@EveDaughters
👏6❤2
اچپیوی و سلامت زنان ؛ ابعاد روانی و مراقبتهای اجتماعی
✍🏽زهره رجبی
📍در همایش مجازی دیدهبان آزار در روز جهانی زنان در اسفند ماه گذشته (۱۴۰۳) ، در مقالهای به تأثیرات روانی و اجتماعی ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) بر زنان ایرانی با تمرکز بر انگ اجتماعی، خودسرزنشگری، اضطراب، افسردگی و نیاز به مداخلات روانشناختی پرداخته شد.
دادهها از مصاحبههای کیفی با چهار زن مبتلا به HPV و تحلیل مطالعات علمی، از جمله مقایسه ایران و انگلیس در مقاله British Journal of Health Psychology (BJHP, 2023)، گردآوری شده است.
نتایج نشان میدهد که انگ اجتماعی، ناآگاهی و فشارهای جنسیتی اثرات روانی HPV را تشدید میکنند و راهکارهایی مانند استیگمازدایی، آموزش آنلاین، گروهدرمانی، حمایت گروههای همتا و پیشگیری چندسطحی برای بهبود سلامت روانی و جسمی زنان ضروری است.
مقدمه
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، شایعترین عفونت منتقله جنسی، در ایران به دلیل تابوهای جنسی، انگ اجتماعی و نابرابریهای جنسیتی، چالشهای روانی و اجتماعی عمیقی برای زنان ایجاد میکند. بر اساس گزارش Mental Health Foundation (2023)، زنان به دلیل فشارهای اجتماعی و جنسیتی بیشتر در معرض مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی هستند.
این مطالعه با هدف پاسخ به سه سوال انجام شد:
۱) تأثیر تشخیص HPV بر سلامت روانی و اجتماعی زنان ایرانی چیست؟
۲) انگ اجتماعی و خودسرزنشگری چه نقشی دارند؟
۳) چه مداخلاتی برای حمایت روانشناختی ضروری است؟
پیشینه
مطالعات نشان میدهند که تشخیص HPV با شوک، ترس از سرطان، اضطراب و افسردگی همراه است (قادری و همکاران، ۲۰۲۱). مقاله BJHP (۲۰۳۳) تفاوتهای ایران و انگلیس را بررسی کرده و نشان میدهد که در ایران، اضطراب و افسردگی پس از تشخیص به ترتیب ۳۰٪ و ۲۵٪ افزایش مییابد، در حالی که در انگلیس این ارقام ۱۵٪ و ۱۰٪ است.
این تفاوت به دلیل انگ اجتماعیِ شدیدتر، کمبود آگاهی و دسترسی محدود به خدمات روانشناختی در ایران است.
در ایران، ۶۵ درصد زنان گزارش کردهاند که انگ اجتماعی مانع پیگیری درمان شده، در حالی که این رقم در انگلیس تنها ۲۰ درصد است.
روش
این پژوهش کیفی با مصاحبههای نیمهساختاریافته با چهار زن ایرانی مبتلا به HPV انجام شد. مصاحبهها بر تجربه تشخیص، واکنشهای عاطفی، انگ اجتماعی، خودسرزنشگری و نیازهای حمایتی متمرکز بودند.
دادهها با روش تحلیل تماتیک بررسی و با یافتههای قادری و همکاران (۲۰۲۱) و BJHP (۲۰۲۳) مقایسه شدند.
یافتهها
۱. واکنشهای روانی: تشخیص HPV با پریشانی عاطفی شدید، اضطراب (۳۰٪ افزایش) و افسردگی (۲۵٪ افزایش) همراه بود.
همچنین زنان ترسهایی مانند ابتلا به سرطان، انزوا و حتی افکار خودکشی گزارش دادند.
۲.انگ اجتماعی و خودسرزنشگری: ۶۵٪ زنان ایرانی به دلیل انگ اجتماعی از پیگیری درمان منصرف شدند، در حالی که این رقم در انگلیس ۲۰٪ است (BJHP, 2023). همچنین خودسرزنشگری در زنان به انزوا و کاهش اعتمادبهنفس منجر شد.
۳. تأثیر بر سلامت جسمی و
روانی: استرس مزمن ناشی از HPV علائم جسمی مانند خستگی و بیخوابی را تشدید کرد.
نتیجهگیری
در ایران اچپیوی نهتنها یک بیماری
جسمی، بلکه یک چالش روانی و اجتماعی است.
مداخلات فرهنگی-روانی مانند استیگمازدایی، آموزش و حمایت گروهی میتواند بار روانی را کاهش دهد و سلامت زنان را بهبود بخشد.
محدودیتهای این مطالعه: نمونه مورد فقط چهار نفر و کوچک بود و تحقیقات گستردهتر پیشنهاد میشود.
منابع
- قادری، ک. و همکاران (2021).
-BMC Women's Health.
- BJHP (2023). British Journal of Health Psychology.
- Mental Health Foundation (2023).
- World Health Organization (2022).
- American Psychological Association (2022).
- مصاحبههای انجامشده، 2025.
@Shahr_Zanan
@EveDaughters
✍🏽زهره رجبی
📍در همایش مجازی دیدهبان آزار در روز جهانی زنان در اسفند ماه گذشته (۱۴۰۳) ، در مقالهای به تأثیرات روانی و اجتماعی ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) بر زنان ایرانی با تمرکز بر انگ اجتماعی، خودسرزنشگری، اضطراب، افسردگی و نیاز به مداخلات روانشناختی پرداخته شد.
دادهها از مصاحبههای کیفی با چهار زن مبتلا به HPV و تحلیل مطالعات علمی، از جمله مقایسه ایران و انگلیس در مقاله British Journal of Health Psychology (BJHP, 2023)، گردآوری شده است.
نتایج نشان میدهد که انگ اجتماعی، ناآگاهی و فشارهای جنسیتی اثرات روانی HPV را تشدید میکنند و راهکارهایی مانند استیگمازدایی، آموزش آنلاین، گروهدرمانی، حمایت گروههای همتا و پیشگیری چندسطحی برای بهبود سلامت روانی و جسمی زنان ضروری است.
مقدمه
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، شایعترین عفونت منتقله جنسی، در ایران به دلیل تابوهای جنسی، انگ اجتماعی و نابرابریهای جنسیتی، چالشهای روانی و اجتماعی عمیقی برای زنان ایجاد میکند. بر اساس گزارش Mental Health Foundation (2023)، زنان به دلیل فشارهای اجتماعی و جنسیتی بیشتر در معرض مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی هستند.
این مطالعه با هدف پاسخ به سه سوال انجام شد:
۱) تأثیر تشخیص HPV بر سلامت روانی و اجتماعی زنان ایرانی چیست؟
۲) انگ اجتماعی و خودسرزنشگری چه نقشی دارند؟
۳) چه مداخلاتی برای حمایت روانشناختی ضروری است؟
پیشینه
مطالعات نشان میدهند که تشخیص HPV با شوک، ترس از سرطان، اضطراب و افسردگی همراه است (قادری و همکاران، ۲۰۲۱). مقاله BJHP (۲۰۳۳) تفاوتهای ایران و انگلیس را بررسی کرده و نشان میدهد که در ایران، اضطراب و افسردگی پس از تشخیص به ترتیب ۳۰٪ و ۲۵٪ افزایش مییابد، در حالی که در انگلیس این ارقام ۱۵٪ و ۱۰٪ است.
این تفاوت به دلیل انگ اجتماعیِ شدیدتر، کمبود آگاهی و دسترسی محدود به خدمات روانشناختی در ایران است.
در ایران، ۶۵ درصد زنان گزارش کردهاند که انگ اجتماعی مانع پیگیری درمان شده، در حالی که این رقم در انگلیس تنها ۲۰ درصد است.
روش
این پژوهش کیفی با مصاحبههای نیمهساختاریافته با چهار زن ایرانی مبتلا به HPV انجام شد. مصاحبهها بر تجربه تشخیص، واکنشهای عاطفی، انگ اجتماعی، خودسرزنشگری و نیازهای حمایتی متمرکز بودند.
دادهها با روش تحلیل تماتیک بررسی و با یافتههای قادری و همکاران (۲۰۲۱) و BJHP (۲۰۲۳) مقایسه شدند.
یافتهها
۱. واکنشهای روانی: تشخیص HPV با پریشانی عاطفی شدید، اضطراب (۳۰٪ افزایش) و افسردگی (۲۵٪ افزایش) همراه بود.
همچنین زنان ترسهایی مانند ابتلا به سرطان، انزوا و حتی افکار خودکشی گزارش دادند.
۲.انگ اجتماعی و خودسرزنشگری: ۶۵٪ زنان ایرانی به دلیل انگ اجتماعی از پیگیری درمان منصرف شدند، در حالی که این رقم در انگلیس ۲۰٪ است (BJHP, 2023). همچنین خودسرزنشگری در زنان به انزوا و کاهش اعتمادبهنفس منجر شد.
۳. تأثیر بر سلامت جسمی و
روانی: استرس مزمن ناشی از HPV علائم جسمی مانند خستگی و بیخوابی را تشدید کرد.
نتیجهگیری
در ایران اچپیوی نهتنها یک بیماری
جسمی، بلکه یک چالش روانی و اجتماعی است.
مداخلات فرهنگی-روانی مانند استیگمازدایی، آموزش و حمایت گروهی میتواند بار روانی را کاهش دهد و سلامت زنان را بهبود بخشد.
محدودیتهای این مطالعه: نمونه مورد فقط چهار نفر و کوچک بود و تحقیقات گستردهتر پیشنهاد میشود.
منابع
- قادری، ک. و همکاران (2021).
-BMC Women's Health.
- BJHP (2023). British Journal of Health Psychology.
- Mental Health Foundation (2023).
- World Health Organization (2022).
- American Psychological Association (2022).
- مصاحبههای انجامشده، 2025.
@Shahr_Zanan
@EveDaughters
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا گودرزی، قاضی پیشین و وکیل دادگستری فعلی:
چرا فقها فتوا نمیدهند که زنان با مردان مساوی هستند تا خانواده زنان مقتول مجبور به پرداخت تفاضل دیه برای انجام قصاص نباشند؟!
پ.ن: آنوقت در جریان قتل الهه حسیننژاد برخی به ظاهر حقوقدان متعصب و بیسواد، تمام زورشان را زدند که بگویند داستان تفاضل دیه دیگر وجود ندارد و به دستور فلان و به حکم بهمان ما دیگر انسان شدهایم!
@EveDaughters
📌برای مثال قاضی گودرزی، متهم غلامرضا خوشرو را که رسانه ها #خفاش_شب نام نهادند از حیث اتهامات به افساد فی الارض و قصاص محکوم کرد. او متهم به قتل حداقل نه زن بود.
📌وی برای اینکه خانواده اولیای دم که خانمهای مقتول بودند ناچار نشوند تا تفاضل دیه را به قاتل پرداخت کنند و حکم سریع تر اجرا شود ترتیبی داد تا اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند و از حق قصاص گذشتند و سپس او را از حیث اتهام افساد فی الارض پس از اجرای حکم شلاق در ملاء عام اعدام کرد./عبدیمدیا
چرا فقها فتوا نمیدهند که زنان با مردان مساوی هستند تا خانواده زنان مقتول مجبور به پرداخت تفاضل دیه برای انجام قصاص نباشند؟!
پ.ن: آنوقت در جریان قتل الهه حسیننژاد برخی به ظاهر حقوقدان متعصب و بیسواد، تمام زورشان را زدند که بگویند داستان تفاضل دیه دیگر وجود ندارد و به دستور فلان و به حکم بهمان ما دیگر انسان شدهایم!
@EveDaughters
📌برای مثال قاضی گودرزی، متهم غلامرضا خوشرو را که رسانه ها #خفاش_شب نام نهادند از حیث اتهامات به افساد فی الارض و قصاص محکوم کرد. او متهم به قتل حداقل نه زن بود.
📌وی برای اینکه خانواده اولیای دم که خانمهای مقتول بودند ناچار نشوند تا تفاضل دیه را به قاتل پرداخت کنند و حکم سریع تر اجرا شود ترتیبی داد تا اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند و از حق قصاص گذشتند و سپس او را از حیث اتهام افساد فی الارض پس از اجرای حکم شلاق در ملاء عام اعدام کرد./عبدیمدیا
👍9👎2😱1
جنگ 12 روزه و پس از آتشبس موجب افزایش سقط جنین، زایمان زودرس، افسردگی، تصمیم به سقط جنین و انواع عوارض بارداری شده است
فاطمه رجبی | خبرنگار اجتماعی
🔹«معدهدردهایم از روزهای اول جنگ شروع شد. من قبل از بارداری هم معدهدرد عصبی داشتم اما بعد از بارداری، تشدید شده بود و جنگ شد قوز بالای قوز. ۳۲ هفته از بارداریام میگذشت، کاملاًسنگین بودم و اضطراب اینکه اگر اتفاقی بیفتد من با این بدن سنگین چه کار خواهم کرد، رهایم نمیکرد. بالاخره شب آخر، یعنی همان شبی که صبح خیلی زود خبر دادند آتشبس شده، اتفاقی که نباید بیفتد، افتاد. ساعت دو صبح درحالیکه تهران از شدت انفجار میلرزید و معدهدرد امانم را بریده بود، کیسهآبم پاره شد. فهمیدم چه اتفاقی افتاده. روی زمین زانو زدم و شروع کردم جیغ کشیدن که حالا نه، مامان جان حالا نه!»
🔹شهره، یکی از زنانی است که ۱۲ روز جنگ برای او با اضطرابها و عواقب متفاوتی گذشته است. او که ماه هفتم بارداری را تازه تمام کرده بود، درست در شب آخر و در کوران بمباران تهران دچار زایمان زودرس میشود.
🔹آمار دقیقی درباره اینکه چند زن باردار دیگر تجربه او را داشتهاند یا حتی با پایان بارداری و سقط جنین مواجه شدهاند، وجود ندارد. وزارت بهداشت میگوید که آمار زایمان زودرس، همچنین سقط جنین را ثبت میکند اما این آمارها به این سرعت یعنی بعد از گذشت دوماه بهشکل تجمیعی قابل استخراج نیستند، بنابراین نمیشود فهمید تعداد زنان مشابه شهره چندنفر است اما نشانههای دیگر و روایت متخصصان و زنان نشان میدهد که تعداد آنها اصلاً کم نبوده است.
🔹چندروز پیش هم سایت رویداد ۲۴ بهنقل از معصومه حاتمی، روانشناس و مدیر موسسه بینالمللی «سیمین روان» نوشت که میزان مراجعه به مراکز درمان روانی دستکم ۵۰ درصد بیشتر شده و یکی از عمده دلایل مراجعه زنان، موضوع سقط جنین بوده است.
🔺برای مطالعه کامل:
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-47327
@EveDaughters
فاطمه رجبی | خبرنگار اجتماعی
🔹«معدهدردهایم از روزهای اول جنگ شروع شد. من قبل از بارداری هم معدهدرد عصبی داشتم اما بعد از بارداری، تشدید شده بود و جنگ شد قوز بالای قوز. ۳۲ هفته از بارداریام میگذشت، کاملاًسنگین بودم و اضطراب اینکه اگر اتفاقی بیفتد من با این بدن سنگین چه کار خواهم کرد، رهایم نمیکرد. بالاخره شب آخر، یعنی همان شبی که صبح خیلی زود خبر دادند آتشبس شده، اتفاقی که نباید بیفتد، افتاد. ساعت دو صبح درحالیکه تهران از شدت انفجار میلرزید و معدهدرد امانم را بریده بود، کیسهآبم پاره شد. فهمیدم چه اتفاقی افتاده. روی زمین زانو زدم و شروع کردم جیغ کشیدن که حالا نه، مامان جان حالا نه!»
🔹شهره، یکی از زنانی است که ۱۲ روز جنگ برای او با اضطرابها و عواقب متفاوتی گذشته است. او که ماه هفتم بارداری را تازه تمام کرده بود، درست در شب آخر و در کوران بمباران تهران دچار زایمان زودرس میشود.
🔹آمار دقیقی درباره اینکه چند زن باردار دیگر تجربه او را داشتهاند یا حتی با پایان بارداری و سقط جنین مواجه شدهاند، وجود ندارد. وزارت بهداشت میگوید که آمار زایمان زودرس، همچنین سقط جنین را ثبت میکند اما این آمارها به این سرعت یعنی بعد از گذشت دوماه بهشکل تجمیعی قابل استخراج نیستند، بنابراین نمیشود فهمید تعداد زنان مشابه شهره چندنفر است اما نشانههای دیگر و روایت متخصصان و زنان نشان میدهد که تعداد آنها اصلاً کم نبوده است.
🔹چندروز پیش هم سایت رویداد ۲۴ بهنقل از معصومه حاتمی، روانشناس و مدیر موسسه بینالمللی «سیمین روان» نوشت که میزان مراجعه به مراکز درمان روانی دستکم ۵۰ درصد بیشتر شده و یکی از عمده دلایل مراجعه زنان، موضوع سقط جنین بوده است.
🔺برای مطالعه کامل:
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-47327
@EveDaughters
هممیهن
مادران ترس، مادران اضطراب/بررسیهای «هممیهن» نشان میدهد تجربه جنگ 12 روزه و پس از آتشبس موجب افزایش سقط جنین، زایمان زودرس،…
شهره، یکی از زنانی است که ۱۲ روز جنگ برای او با اضطرابها و عواقب متفاوتی گذشته است. او که ماه هفتم بارداری را تازه تمام کرده بود، درست در شب آخر و در کوران بمباران تهران دچار زایمان زودرس میشود.
👍6👎1
دختران حوا
مُلّامحمدجان ، عنوان یک سرودهٔ ملی بسیار قدیمیِ هراتی است. داستان دو دلباخته بنام عایشه و ملامحمدجان که برای رسیدن به یکدیگر سختی های زیادی را متحمل میشوند. بعدها سروده #عایشه برای #ملامحمدجان بخش مهمی از هویت ملی افغانستان را تشکیل داد و خوانندگان زیادی…
🔺عشق در کنار چشمه، داستان عاشقانه ملامحمد و عایشه در دوره تیموری
در حدود سال 850 هجری، در دوران سلطنت سلطان حسین بایقرا تیموری، هرات به عنوان پایتخت تیموریان و زادگاه سلطان، شاهد تاسیس مدارس متعدد بود که جوانان بسیاری از سراسر قلمرو تیموریان برای تحصیل در آنجا گرد میآمدند. سلطان حسین به این مدارس توجه ویژهای داشت و هرساله مبالغی از خزانه برای ازدواج دانشآموختگان برگزیده اختصاص میداد.
در یکی از این مدارس هرات، جوانی به نام ملامحمد مشغول تحصیل بود. او پس از هر کلاس، به چشمه قلمفور میرفت که در نزدیکی آرامگاه جامی شاعر بزرگ قرار داشت، تا درسهای خود را مرور کند. روزی عایشه، دختر سیفالدین میرزا، یکی از کارگزاران دربار سلطان حسین، به همراه جمعی از دختران برای برداشتن آب به کنار این چشمه میرود. باد روسری عایشه را از سرش میاندازد و آن به نزدیکی ملامحمد میافتد. عایشه برای برداشتن روسریاش به ملامحمد نزدیک میشود و در این دیدار، هر دو دلباخته یکدیگر میشوند.
ملامحمد به خواستگاری عایشه از پدرش میرود، اما از آنجا که سیفالدین میرزا فردی از دربار بود و ملامحمد جوانی بیچیز، این وصلت سر نمیگیرد و خانواده عایشه به او پاسخ منفی میدهند. به باور برخی، آرامگاه امام علی بن ابیطالب در مسجد کبود مزار شریف افغانستان قرار دارد، نه در نجف. این دو عاشق دلشکسته نذر میکنند که اگر روزی ازدواج کنند، به این مسجد رفته و آرامگاه امام را خاکروبی نمایند.
روزها میگذرد و دوری از یار، عایشه و ملامحمد را بیتاب و غمگین میکند. عایشه از سوز عشق و درد فراق، شعری میسراید و هر روز بر سر چشمه زمزمه میکند:
روزی، عایشه با حالی نزار در کنار چشمه مشغول خواندن سرودهاش بود که امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین با جمعی از درباریان از آنجا میگذشت. وزیر صدای غمگین دخترک را میشنود و به سمتش میرود. او قول میدهد که اگر عایشه حقیقت را بگوید، به او کمک خواهد کرد. ابتدا عایشه از شرم پاسخی نمیدهد، اما وقتی محبت پدرانه امیر علیشیر را میبیند، لب به سخن میگشاید و درد دل خود را با او در میان میگذارد و از او درمان میجوید. روز بعد، وزیر سلطان به منزل سیفالدین رفته و از طرف ملامحمد خواستگاری میکند. سیفالدین به احترام وزیر میپذیرد و وزیر سلطان تمام مخارج ازدواج و عروسی این دو جوان را متقبل میشود.
این داستان عاشقانه از هرات در دوره تیموریان، یادآور همدلی، عشق و تلاش برای برقراری عدالت در دل یک دربار است.
منابع:
موسیقی و تئاتر در هرات، نصرالدین سلجوقی
تاریخ هرات در عهد تیموریان، عبدالحکیم طبیبی
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
در حدود سال 850 هجری، در دوران سلطنت سلطان حسین بایقرا تیموری، هرات به عنوان پایتخت تیموریان و زادگاه سلطان، شاهد تاسیس مدارس متعدد بود که جوانان بسیاری از سراسر قلمرو تیموریان برای تحصیل در آنجا گرد میآمدند. سلطان حسین به این مدارس توجه ویژهای داشت و هرساله مبالغی از خزانه برای ازدواج دانشآموختگان برگزیده اختصاص میداد.
در یکی از این مدارس هرات، جوانی به نام ملامحمد مشغول تحصیل بود. او پس از هر کلاس، به چشمه قلمفور میرفت که در نزدیکی آرامگاه جامی شاعر بزرگ قرار داشت، تا درسهای خود را مرور کند. روزی عایشه، دختر سیفالدین میرزا، یکی از کارگزاران دربار سلطان حسین، به همراه جمعی از دختران برای برداشتن آب به کنار این چشمه میرود. باد روسری عایشه را از سرش میاندازد و آن به نزدیکی ملامحمد میافتد. عایشه برای برداشتن روسریاش به ملامحمد نزدیک میشود و در این دیدار، هر دو دلباخته یکدیگر میشوند.
ملامحمد به خواستگاری عایشه از پدرش میرود، اما از آنجا که سیفالدین میرزا فردی از دربار بود و ملامحمد جوانی بیچیز، این وصلت سر نمیگیرد و خانواده عایشه به او پاسخ منفی میدهند. به باور برخی، آرامگاه امام علی بن ابیطالب در مسجد کبود مزار شریف افغانستان قرار دارد، نه در نجف. این دو عاشق دلشکسته نذر میکنند که اگر روزی ازدواج کنند، به این مسجد رفته و آرامگاه امام را خاکروبی نمایند.
روزها میگذرد و دوری از یار، عایشه و ملامحمد را بیتاب و غمگین میکند. عایشه از سوز عشق و درد فراق، شعری میسراید و هر روز بر سر چشمه زمزمه میکند:
"بیا بریم به مزار مُلاممَدجان
سَیلِ گُلِ لالهزار با ما دلبرجان
به دربار سخیجان گله دارم
یخن پاره ز دست تو نگارم
سخی ای شیرِ خدا دردم دوا کن
مناجاتِ مرا پیشِ خدا کن"
روزی، عایشه با حالی نزار در کنار چشمه مشغول خواندن سرودهاش بود که امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین با جمعی از درباریان از آنجا میگذشت. وزیر صدای غمگین دخترک را میشنود و به سمتش میرود. او قول میدهد که اگر عایشه حقیقت را بگوید، به او کمک خواهد کرد. ابتدا عایشه از شرم پاسخی نمیدهد، اما وقتی محبت پدرانه امیر علیشیر را میبیند، لب به سخن میگشاید و درد دل خود را با او در میان میگذارد و از او درمان میجوید. روز بعد، وزیر سلطان به منزل سیفالدین رفته و از طرف ملامحمد خواستگاری میکند. سیفالدین به احترام وزیر میپذیرد و وزیر سلطان تمام مخارج ازدواج و عروسی این دو جوان را متقبل میشود.
این داستان عاشقانه از هرات در دوره تیموریان، یادآور همدلی، عشق و تلاش برای برقراری عدالت در دل یک دربار است.
منابع:
موسیقی و تئاتر در هرات، نصرالدین سلجوقی
تاریخ هرات در عهد تیموریان، عبدالحکیم طبیبی
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
❤9
دختران حوا
🔺عشق در کنار چشمه، داستان عاشقانه ملامحمد و عایشه در دوره تیموری در حدود سال 850 هجری، در دوران سلطنت سلطان حسین بایقرا تیموری، هرات به عنوان پایتخت تیموریان و زادگاه سلطان، شاهد تاسیس مدارس متعدد بود که جوانان بسیاری از سراسر قلمرو تیموریان برای تحصیل در…
حکومت طالبان قانون جدید «تنظیم مشاعره» را منتشر کرد که بر اساس آن سرودن شعر عاشقانه یا درباره دختران و پسران ممنوع است./جهانفوری
🔺پ.ن: امروز صبح وقتی متن مربوط به عاشقانه مشهور ملامحمد جان را در کانال منتشر کردم، فکرش هم نمیکردم، ظهر امروز چنین خبری بخوانم:
«ممنوعیت سرودن اشعار عاشقانه در یک سرزمین»
از جماعتی که درکی از زن و عشق ندارد، مگر میشود توقع فهم اشعار عاشقانه داشت؟!
راه دور نشویم، احیانا اگر بزرگان شعر و ادب فارسی الان زنده بودند باز توفیق خواندن چنین آثار فاخری را داشتیم؟!
بعید میدانم که پایشان به دادگاه ارشاد و امثالهم نمیرسید.
نقاشی دیواری: شمسیه حسنی
@EveDaughters
🔺پ.ن: امروز صبح وقتی متن مربوط به عاشقانه مشهور ملامحمد جان را در کانال منتشر کردم، فکرش هم نمیکردم، ظهر امروز چنین خبری بخوانم:
«ممنوعیت سرودن اشعار عاشقانه در یک سرزمین»
از جماعتی که درکی از زن و عشق ندارد، مگر میشود توقع فهم اشعار عاشقانه داشت؟!
راه دور نشویم، احیانا اگر بزرگان شعر و ادب فارسی الان زنده بودند باز توفیق خواندن چنین آثار فاخری را داشتیم؟!
بعید میدانم که پایشان به دادگاه ارشاد و امثالهم نمیرسید.
نقاشی دیواری: شمسیه حسنی
@EveDaughters
💔9
روایتهایی از عدم احساس امنیت زنان
✍️ یه خانم مجرد که مستقل زندگی میکنه میگفت هر وقت تعمیرکار میاد واسه یکی از وسیلههای خونه، الکی زنگ میزنم به شوهر خیالیم که قراره تا چند دقیقه دیگه برسه و بهش میگم از سوپری فلان چیز رو هم بگیر و زود بیا که تعمیرکار اومده
✍️برای اینکه حوصله این دردسر رو نداشتم، امسال کولر رو خودم سرویس کردم.
✍️ مامان منم وقتی پستچی یا مامور آب و برق میومد در خونه، قبل اینکه در رو باز کنه الکی بابامو صدا میکرد که تو برو در رو باز کن من دستم بنده مثلا. کارش عجیب بود ولی وقتی خودم تنها زندگی میکردم ناخودآگاه خودم هم همینکار رو میکردم.
✍️ یادمه ته استکان چایی میریختم که انگار خورده شده و پوست شکالاتارو باز میکردم که ینی یه تعدادی آدم تو اتاق هستن و تنها نیستم
بعدم هرچی دمپایی داشتم میذاشتم دم در اتاق.
🔺 سریعترین راه برای جلوگیری از نزدیک شدن و مزاحمت یک مرد این است که به او بگویند نامزد یا همسر دارند. مردان به حقوق مالکیت مردان دیگر بیشتر احترام میگذارند تا به «نه» گفتن یک زن! /زنامروزی
@EveDaughters
✍️ یه خانم مجرد که مستقل زندگی میکنه میگفت هر وقت تعمیرکار میاد واسه یکی از وسیلههای خونه، الکی زنگ میزنم به شوهر خیالیم که قراره تا چند دقیقه دیگه برسه و بهش میگم از سوپری فلان چیز رو هم بگیر و زود بیا که تعمیرکار اومده
✍️برای اینکه حوصله این دردسر رو نداشتم، امسال کولر رو خودم سرویس کردم.
✍️ مامان منم وقتی پستچی یا مامور آب و برق میومد در خونه، قبل اینکه در رو باز کنه الکی بابامو صدا میکرد که تو برو در رو باز کن من دستم بنده مثلا. کارش عجیب بود ولی وقتی خودم تنها زندگی میکردم ناخودآگاه خودم هم همینکار رو میکردم.
✍️ یادمه ته استکان چایی میریختم که انگار خورده شده و پوست شکالاتارو باز میکردم که ینی یه تعدادی آدم تو اتاق هستن و تنها نیستم
بعدم هرچی دمپایی داشتم میذاشتم دم در اتاق.
🔺 سریعترین راه برای جلوگیری از نزدیک شدن و مزاحمت یک مرد این است که به او بگویند نامزد یا همسر دارند. مردان به حقوق مالکیت مردان دیگر بیشتر احترام میگذارند تا به «نه» گفتن یک زن! /زنامروزی
@EveDaughters
👍16😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا گودرزی، قاضی پرونده خفاش شب از تاثیر منفی و مهم خانواده نخستین و زنی که او را در کودکی به سرپرستی گرفت، بر رفتارهای او میگوید. خفاش شب بیماری سادیسم داشت و قربانیان خود را بطرز اسفناکی مورد خشونت قرار میداد.
محمد بیجه نیز پسری بود که سال ۱۳۸۳، بعد از اینکه مشخص شد حداقل بیست کودک و نوجوان را به طرز هولناکی به قتل رسانده است، اعدام شد.
از طریق لینک میتوانید مستند مربوط به او را ببینید و از تاثیر پیامدهای سنگین و تلخ خانواده بیمار او در کودکیاش مطلع شوید:
https://hashure.com/ekran/%D8%A8%DB%8C%D8%AC%D9%87?lang=fa
▪️بدون آموزشهای لازم، خانواده ممکن است در بروز جنایات فرد در آینده سهیم باشد.
@EveDaughters
محمد بیجه نیز پسری بود که سال ۱۳۸۳، بعد از اینکه مشخص شد حداقل بیست کودک و نوجوان را به طرز هولناکی به قتل رسانده است، اعدام شد.
از طریق لینک میتوانید مستند مربوط به او را ببینید و از تاثیر پیامدهای سنگین و تلخ خانواده بیمار او در کودکیاش مطلع شوید:
https://hashure.com/ekran/%D8%A8%DB%8C%D8%AC%D9%87?lang=fa
▪️بدون آموزشهای لازم، خانواده ممکن است در بروز جنایات فرد در آینده سهیم باشد.
@EveDaughters
😱5👍2
🔺زنان فرمانفرما
....اقامتگاههای زنان فرمانفرما در دو طرف سوارهرو و دقیقاً در پشت دیوارهای اندرون قرار داشت. زنان پدرم در صلح و صفا با یکدیگر زندگی میکردند. در دوران کودکی با وجود تفاوتهای سنی و مقامی آنها، که زیاد هم بود هیچگاه متوجه حسادت میان آنها نشدم نخستین همسر پدرم، شاهزاده خانم عزت الدوله ، تنها ۱۵ سال از پدرم کوچکتر بود و اصل و نسب خالص سلطنتی داشت. هشتمین و آخرین همسرش که درست پیش از مرگش با او ازدواج کرد، نزدیک ۶۵ سال از او کوچکتر و یک پرستار بود. با این حال پدرم مراقب بود که براساس دستور قرآن همه زنانش را به یک چشم نگاه کند. به هر حال برحسب ظاهر با آنها یکسان رفتار می کرد و آنها را از سطح زندگی مساوی برخوردار میساخت ،پدرم که خودش، در مقایسه با اکثر همتایانش از تحصیلات بالاتری برخوردار بود از همان ابتدا این وظیفۀ غیر معمول را شخصاً به عهده گرفت که به هر یک از زنانش خواندن و نوشتن بیاموزد. اول از همه با شاهزاده خانم عزتالدوله شروع کرد که با آنکه دختر شاه بود مثل اکثر دختران با این عقیده جاهلانه بار آمده بود که با سواد کردن زنان کاری بیهوده است. تنها مادرم از محدوده خفه کننده این عقیده سنتی با بیرون گذاشت و از کودکی از آموزش مذهبی برخوردار شد زمانی که من متولد شدم همۀ همسران فرمانفرما با سواد بودند و یکی از شادمانیهای بزرگ پدرم این بود که شبها که به نوبت به دیدار هر کدامشان میرفت آنها بخوانند و او گوش کند. مادرم بتول ،خانم به مراتب از همسران دیگر پدرم تحصیلکرده تر و نیز سرزنده تر بود....(فرمانفرمائیان،۶۳)
منبع: فرمانفرمائیان منوچهر. ۱۳۷۷. خون و نفت: خاطرات یک شاهزاده ایرانی. تهران: ققنوس.
@Tehran_WikiBook
@EveDaughters
....اقامتگاههای زنان فرمانفرما در دو طرف سوارهرو و دقیقاً در پشت دیوارهای اندرون قرار داشت. زنان پدرم در صلح و صفا با یکدیگر زندگی میکردند. در دوران کودکی با وجود تفاوتهای سنی و مقامی آنها، که زیاد هم بود هیچگاه متوجه حسادت میان آنها نشدم نخستین همسر پدرم، شاهزاده خانم عزت الدوله ، تنها ۱۵ سال از پدرم کوچکتر بود و اصل و نسب خالص سلطنتی داشت. هشتمین و آخرین همسرش که درست پیش از مرگش با او ازدواج کرد، نزدیک ۶۵ سال از او کوچکتر و یک پرستار بود. با این حال پدرم مراقب بود که براساس دستور قرآن همه زنانش را به یک چشم نگاه کند. به هر حال برحسب ظاهر با آنها یکسان رفتار می کرد و آنها را از سطح زندگی مساوی برخوردار میساخت ،پدرم که خودش، در مقایسه با اکثر همتایانش از تحصیلات بالاتری برخوردار بود از همان ابتدا این وظیفۀ غیر معمول را شخصاً به عهده گرفت که به هر یک از زنانش خواندن و نوشتن بیاموزد. اول از همه با شاهزاده خانم عزتالدوله شروع کرد که با آنکه دختر شاه بود مثل اکثر دختران با این عقیده جاهلانه بار آمده بود که با سواد کردن زنان کاری بیهوده است. تنها مادرم از محدوده خفه کننده این عقیده سنتی با بیرون گذاشت و از کودکی از آموزش مذهبی برخوردار شد زمانی که من متولد شدم همۀ همسران فرمانفرما با سواد بودند و یکی از شادمانیهای بزرگ پدرم این بود که شبها که به نوبت به دیدار هر کدامشان میرفت آنها بخوانند و او گوش کند. مادرم بتول ،خانم به مراتب از همسران دیگر پدرم تحصیلکرده تر و نیز سرزنده تر بود....(فرمانفرمائیان،۶۳)
منبع: فرمانفرمائیان منوچهر. ۱۳۷۷. خون و نفت: خاطرات یک شاهزاده ایرانی. تهران: ققنوس.
@Tehran_WikiBook
@EveDaughters
😐2👏1🤬1
گزارش تحقیقی «هممیهن» درباره توقف توزیع ناگهانی واکسن ایرانی «پاپیلوگارد»
📍واکسن پاپیلوگارد یا چهارظرفیتی HPV که با هدف پیشگیری از ویروس HPV و با قیمتی مناسبتر از نمونه خارجی (گارداسیل) وارد بازار ایران شده بود، پس از حدود پنج ماه توزیع، به دستور سازمان غذا و دارو متوقف شده است.
این توقف بدون ارائه دلیل مشخص به شرکت تولیدکننده (نیواد فارمد سلامت) انجام شده، در حالی که حدود ۷۰ هزار دوز از واکسن توزیع شده بود. سازمان غذا و دارو اعلام کرده که فروش تا تکمیل نتایج مطالعات متوقف است و در صورت عدم کسب اطمینان از کارایی، واکسن جمعآوری خواهد شد. این تصمیم صرفاً فنی و علمی عنوان شده است.
پزشکان گزارش میدهند که موارد ابتلا به ویروس HPV در ایران به شدت افزایش یافته و عدم اجرای واکسیناسیون سراسری میتواند به موجی از سرطان، بهویژه در زنان، منجر شود. قیمت واکسن داخلی (۲.۵ تا ۵ میلیون تومان) در مقایسه با واکسن خارجی (۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان) مقرونبهصرفهتر بود، اما توقف آن زنان بسیاری را که توان خرید واکسن خارجی ندارند، بلاتکلیف کرده است.
همچنین، قطعی برق بر زنجیره سرمایی واکسن اثر گذاشته و برخی پزشکان هشدار میدهند که تزریق در مطبهای خصوصی ممکن است به دلیل نقص در نگهداری، بیاثر باشد. یک پزشک نیز ادعا کرده که پاپیلوگارد مراحل آزمایشی کافی را طی نکرده و از نظر ایمنی و اثربخشی مشکلاتی داشته است.
این گزارش نگرانیهای زنان، افزایش شیوع HPV و چالشهای دسترسی به واکسن مؤثر را برجسته میکند.
@womenwatcher
گزارش الهه محمدی را در هممیهن بخوانید!
@EveDaughters
📍واکسن پاپیلوگارد یا چهارظرفیتی HPV که با هدف پیشگیری از ویروس HPV و با قیمتی مناسبتر از نمونه خارجی (گارداسیل) وارد بازار ایران شده بود، پس از حدود پنج ماه توزیع، به دستور سازمان غذا و دارو متوقف شده است.
این توقف بدون ارائه دلیل مشخص به شرکت تولیدکننده (نیواد فارمد سلامت) انجام شده، در حالی که حدود ۷۰ هزار دوز از واکسن توزیع شده بود. سازمان غذا و دارو اعلام کرده که فروش تا تکمیل نتایج مطالعات متوقف است و در صورت عدم کسب اطمینان از کارایی، واکسن جمعآوری خواهد شد. این تصمیم صرفاً فنی و علمی عنوان شده است.
پزشکان گزارش میدهند که موارد ابتلا به ویروس HPV در ایران به شدت افزایش یافته و عدم اجرای واکسیناسیون سراسری میتواند به موجی از سرطان، بهویژه در زنان، منجر شود. قیمت واکسن داخلی (۲.۵ تا ۵ میلیون تومان) در مقایسه با واکسن خارجی (۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان) مقرونبهصرفهتر بود، اما توقف آن زنان بسیاری را که توان خرید واکسن خارجی ندارند، بلاتکلیف کرده است.
همچنین، قطعی برق بر زنجیره سرمایی واکسن اثر گذاشته و برخی پزشکان هشدار میدهند که تزریق در مطبهای خصوصی ممکن است به دلیل نقص در نگهداری، بیاثر باشد. یک پزشک نیز ادعا کرده که پاپیلوگارد مراحل آزمایشی کافی را طی نکرده و از نظر ایمنی و اثربخشی مشکلاتی داشته است.
این گزارش نگرانیهای زنان، افزایش شیوع HPV و چالشهای دسترسی به واکسن مؤثر را برجسته میکند.
@womenwatcher
گزارش الهه محمدی را در هممیهن بخوانید!
@EveDaughters
هممیهن
گزارش تحقیقی «هممیهن» درباره توقف ناگهانی واکسن «پاپیلوگارد» که هزاران زن را با بلاتکلیفی مواجه کرده است/واکسن ایرانی HPV بیصدا…
روزهای آخر سال پیش بود که واکسن چهار ظرفیتی پایپلوگارد ایرانی، با مجوز سازمان غذا و دارو، راهی داروخانههای ایران شد تا در کنار واکسن گارداسیل که قیمت بالایی دارد، بتواند راهی دیگر برای پیشگیری از ابتلا به ویروس HPV باشد.
😢6
📌نتیجه کنکور مردم عادی و خانواده مسئولین
🔹محمدرضا مخبر دزفولی که این روزها به دنبال ریاست گزینه دانشگاه آزاد اسلامی است، شاخصترین مسئولیتش طی سالهای اخیر دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.
🔹مخبر دزفولی سال ۱۳۹۲ در شورای عالی انقلاب فرهنگی "مصوبه نقل و انتقال فرزندان هیات علمی دانشگاه” را میگیرد که طبق آن اختیار نقل و انتقال فرزندان اعضای هیات علمی به وزرا و رییس دانشگاه آزاد سپرده می شود.
🔹پس از این مصوبه، تخلفات آشکار علمی در دستور کارِ دانشگاه آزاد قرار میگیرد که هر گونه نقل و انتقال و تغییر رشته را برای خود مجاز می شمرند.
🔹در یکی از این موارد، فرزند "مخبر دزفولی" در رشته دامپزشکی دانشگاه روسیه تحصیل می کرد؛ ابتدا به دامپزشکی دانشگاه آزاد ارومیه آورده شده و پس از آن با انتقال او به دانشگاه آزاد تهران و تغییر رشتهی دختر وی از دامپزشکی به پزشکی، رسما تمام قوانین علمی کشور به سخره گرفته شده و دور زده میشود.
🔹این تخلف از طریق نهادهای نظارتی کشف میشود و دیوان عدالت اداری تمام آیین نامه های مشترک وزرای علوم، بهداشت و دانشگاه آزاد را در سال ۱۴۰۰ باطل می کند. مرحوم رییسی نیز بلافاصله در سال ۱۴۰۰ دستور برخورد می دهد.
🔹در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی _ مورخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ _ نیز که برخی از یاران وی تلاش داشتند این مصوبه را در صحن شورای عالی احیا کنند، رئیسی با آن مخالفت جدی کرده و مانع تصویب آن می شود.
🔹حال قرار است محمدرضا مخبر دزفولی رئیس دانشگاه آزاد شود؛ آیا فردی که فرزند خود را این چنین با دور زدن قانون از دامپزشکی روسیه به رشته پزشکی دانشگاه آزاد تهران انتقال میدهد شایستهی ریاست دانشکاه آزاد است؟!
🔹آیا دانشگاه آزاد در مورد پرونده تخلفاتی از این دست نمیخواهد دست به روشنگری بزند؟ یا کماکان مثل سابق خود را منتسب به جایی خاص و مبری از هرگونه ورود نهادهای نظارتی میداند؟/اکونیوز
@Aghaye_Eghtesad
پ.ن:
جناب مخبر دزفولی با مدرک دکترای دامپزشکی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی آنهم به مدت یک دهه بودند که همین تناسب رشته تحصیلی و مسند ایشان خود گویای همه چیز است.
نکته دوم اینکه ایشان شوهر خانم ناظم بکایی، ریاست فعلی دانشگاه الزهرا هستند که مطابق نظرات واصله از بسیاری از دانشجویان و کادر تخصصی دانشگاه، دانشگاه از زمان ریاست ایشان در قهقرای علمی و فرهنگی خاصی فرو رفته است.
#تبعیض
#خانواده_ایرانی
#رانت_کنکور
@EveDaughters
🔹محمدرضا مخبر دزفولی که این روزها به دنبال ریاست گزینه دانشگاه آزاد اسلامی است، شاخصترین مسئولیتش طی سالهای اخیر دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.
🔹مخبر دزفولی سال ۱۳۹۲ در شورای عالی انقلاب فرهنگی "مصوبه نقل و انتقال فرزندان هیات علمی دانشگاه” را میگیرد که طبق آن اختیار نقل و انتقال فرزندان اعضای هیات علمی به وزرا و رییس دانشگاه آزاد سپرده می شود.
🔹پس از این مصوبه، تخلفات آشکار علمی در دستور کارِ دانشگاه آزاد قرار میگیرد که هر گونه نقل و انتقال و تغییر رشته را برای خود مجاز می شمرند.
🔹در یکی از این موارد، فرزند "مخبر دزفولی" در رشته دامپزشکی دانشگاه روسیه تحصیل می کرد؛ ابتدا به دامپزشکی دانشگاه آزاد ارومیه آورده شده و پس از آن با انتقال او به دانشگاه آزاد تهران و تغییر رشتهی دختر وی از دامپزشکی به پزشکی، رسما تمام قوانین علمی کشور به سخره گرفته شده و دور زده میشود.
🔹این تخلف از طریق نهادهای نظارتی کشف میشود و دیوان عدالت اداری تمام آیین نامه های مشترک وزرای علوم، بهداشت و دانشگاه آزاد را در سال ۱۴۰۰ باطل می کند. مرحوم رییسی نیز بلافاصله در سال ۱۴۰۰ دستور برخورد می دهد.
🔹در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی _ مورخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ _ نیز که برخی از یاران وی تلاش داشتند این مصوبه را در صحن شورای عالی احیا کنند، رئیسی با آن مخالفت جدی کرده و مانع تصویب آن می شود.
🔹حال قرار است محمدرضا مخبر دزفولی رئیس دانشگاه آزاد شود؛ آیا فردی که فرزند خود را این چنین با دور زدن قانون از دامپزشکی روسیه به رشته پزشکی دانشگاه آزاد تهران انتقال میدهد شایستهی ریاست دانشکاه آزاد است؟!
🔹آیا دانشگاه آزاد در مورد پرونده تخلفاتی از این دست نمیخواهد دست به روشنگری بزند؟ یا کماکان مثل سابق خود را منتسب به جایی خاص و مبری از هرگونه ورود نهادهای نظارتی میداند؟/اکونیوز
@Aghaye_Eghtesad
پ.ن:
جناب مخبر دزفولی با مدرک دکترای دامپزشکی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی آنهم به مدت یک دهه بودند که همین تناسب رشته تحصیلی و مسند ایشان خود گویای همه چیز است.
نکته دوم اینکه ایشان شوهر خانم ناظم بکایی، ریاست فعلی دانشگاه الزهرا هستند که مطابق نظرات واصله از بسیاری از دانشجویان و کادر تخصصی دانشگاه، دانشگاه از زمان ریاست ایشان در قهقرای علمی و فرهنگی خاصی فرو رفته است.
#تبعیض
#خانواده_ایرانی
#رانت_کنکور
@EveDaughters
👍5🤬2😢2❤1