جنایت پرتغالی ها در ایران
دریاسالار #پرتغالی، «روی فریر د آندرادا» در جزیره قشم پیاده میشود و پدر و مادری ایرانی را مجبور میکند تا کودک شیرخوار خود را با کوبیدن در هاون بکشند.
این تنها گوشه کوچکی از جنایات پرتغالی ها در #خلیج_فارس است.
این نگاره توسط جان لویکن هنرمند هلندی در سال ۱۶۸۹ میلادی بر اساس کتاب سفرها در اروپا ، آسیا و آفریقا نوشته ژان دو توونو حکاکی شده است.
◻️نگارگر: جان لویکن (۱۷۱۲-۱۶۴۹)
◻️تاریخ: ۱۶۸۹، نگهداری در موزه رَیکس در آمستردام هلند
@tarikh_name
@EveDaughters
دریاسالار #پرتغالی، «روی فریر د آندرادا» در جزیره قشم پیاده میشود و پدر و مادری ایرانی را مجبور میکند تا کودک شیرخوار خود را با کوبیدن در هاون بکشند.
این تنها گوشه کوچکی از جنایات پرتغالی ها در #خلیج_فارس است.
این نگاره توسط جان لویکن هنرمند هلندی در سال ۱۶۸۹ میلادی بر اساس کتاب سفرها در اروپا ، آسیا و آفریقا نوشته ژان دو توونو حکاکی شده است.
◻️نگارگر: جان لویکن (۱۷۱۲-۱۶۴۹)
◻️تاریخ: ۱۶۸۹، نگهداری در موزه رَیکس در آمستردام هلند
@tarikh_name
@EveDaughters
💔7😱4😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 *امیرعلی جداوی، دومین جاویدالاثر مدرسهٔ میناب*
🔸علت اینکه تا به الان اسمی از این شهید منتشر نشده بود، درخواست پدر او برای باخبرنشدن مادر باردارش بود.
از او فقط یک لنگه کفش در این قبر است.
#میناب
@Farsna
@EveDaughters
🔸علت اینکه تا به الان اسمی از این شهید منتشر نشده بود، درخواست پدر او برای باخبرنشدن مادر باردارش بود.
از او فقط یک لنگه کفش در این قبر است.
#میناب
@Farsna
@EveDaughters
😭10🙏2
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی
چرا در تهران ماندم؛
روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش اول
ایرانیها با خاک و کشورشان پیوندی عمیق دارند. این چیزی است که بمبها به سادگی نمیتوانند آن را در هم بشکنند.
ساعت ۳ نیمهشب ۱۷ مارس (۲۷ اسفند) بود که بمبها نزدیک خانهمان فرود آمدند. شب قبل، چون باران میبارید و هوا سرد بود، سه بچهگربه را که در حیاط به دنیا آمده بودند و مشکل تنفسی داشتند، به خانه راه داده بودم. شدت انفجار مرا از رختخواب پرت کرد بیرون. من نمی خواستم جیغ بزنم؛ بدنم بود که جیغ زد.
به طرف چهارچوب در دویدم و همانجا ایستادم، جیغ میزدم و دنبال بچهگربهها میگشتم. نمیتوانستم آنها را ببینم. پنجره اتاق خوابم چنان شدید لرزید که دستگیرهاش شکست. شیشه اتاق کناری خرد شد.
ادامه دارد...
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
چرا در تهران ماندم؛
روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش اول
ایرانیها با خاک و کشورشان پیوندی عمیق دارند. این چیزی است که بمبها به سادگی نمیتوانند آن را در هم بشکنند.
ساعت ۳ نیمهشب ۱۷ مارس (۲۷ اسفند) بود که بمبها نزدیک خانهمان فرود آمدند. شب قبل، چون باران میبارید و هوا سرد بود، سه بچهگربه را که در حیاط به دنیا آمده بودند و مشکل تنفسی داشتند، به خانه راه داده بودم. شدت انفجار مرا از رختخواب پرت کرد بیرون. من نمی خواستم جیغ بزنم؛ بدنم بود که جیغ زد.
به طرف چهارچوب در دویدم و همانجا ایستادم، جیغ میزدم و دنبال بچهگربهها میگشتم. نمیتوانستم آنها را ببینم. پنجره اتاق خوابم چنان شدید لرزید که دستگیرهاش شکست. شیشه اتاق کناری خرد شد.
ادامه دارد...
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
❤4💔2
دختران حوا
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) بخش اول ایرانیها با خاک و کشورشان پیوندی عمیق دارند. این چیزی است که بمبها به سادگی نمیتوانند آن را در هم بشکنند.…
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی
*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش دوم
در طول ۱۸ روز جنگ، قبلاً هم بمبها نزدیک ما فرود آمده بودند – و هر بار، آهسته شهادتین را زمزمه میکردم، میگفتم «چه کار کنم؟»، و برمیگشتم به کاری که داشتم انجام میدادم.
چای خوردن. کتاب خواندن. تلاش برای خوابیدن. کار دیگری نبود. اما این بار فرق داشت. احساس می کردی زمین دارد منفجر میشود. مطمئن بودم خانه همسایه را زدهاند و بعدش نوبت ماست. وقتی بمباران تمام شد، به فکر رفتن افتادم. بعد به فکر بچهگربهها.
هیچ کس دیگری به آنها غذا نمیداد. به چیزهایی فکر کردم که اگر بروم باید با خودم ببرم. مهمترین چیزها آلبومهای عکس من بودند، عکسهای کودکیام با مادرم.
اما لباسهایش چه میشد؟ وسایلش چه؟ دو روز بعد فهمیدم گربه دیگری از پنجره شکسته — که با نایلون پوشانده شده بود — بالا آمده و در کمد اتاق خواب زایمان کرده بود. حالا بچهگربههای بیشتری داشتم. مسئولیت بیشتر. و بمبها همچنان میریختند.
*بازگشت*
شش ماه از نسلکشی غزه میگذشت که میدانستم اسرائیل سراغ ایران هم خواهد آمد. نقشههای آنچه «اسرائیل بزرگتر» نامیده میشود را دیده بودم. داشتم از خرید برمیگشتم. به محلهام نگاه کردم — جایی که بزرگ شدم، جایی که ۳۰ سال در آن زندگی کردهام، جایی که این همه خاطره با مادرم دارم — و فکر کردم: اگر جنگی شود، مهم نیست کجای دنیا باشم، به ایران برمیگردم.
اما بعد از آن شب — بمبها، شیشههای خردشده، جیغ — وقتی باز هم تصمیم گرفتم نروم، مجبور شدم از خودم بپرسم چرا.
بعد دیدم تنها نیستم. خانوادههای ایرانی از ترکیه، آلمان، آمریکا برمیگشتند. نه مردان جوانی که برای جنگ فراخوانده شده باشند — دولت ایران آنها را به خط مقدم فرا نخوانده بود — بلکه مردم عادی. زوجهای میانسال. خانوادههایی که بچههایشان را از مدرسههای خارج از کشور درآورده بودند و زیر بمب به خانه برگشته بودند.
وقتی تظاهرات در تهران و اصفهان بمباران میشد، مردم فرار نمیکردند. بلندتر «اللهاکبر» میگفتند. عکس زنی را دیدم — بمبی نزدیکش فرود آمده بود. او حتی سرش را برنگرداند. چشمانش روی قرآن مانده بود.
پس چرا اوکراینیها به محض شروع جنگ فرار کردند و چنان با ناامیدی سوار قطارها شدند که دانشجویان سیاهپوست بینالمللی جا ماندند؟ و سوریها — چرا جانشان را به دریا زدند تا به اروپا برسند؟ چه فرقی بین ایرانیها و فلسطینیهاست که وقتی بمب میریزد میمانند، یا حتی برمیگردند؟
روانشناسی غربی برای آدمهایی مثل من پاسخی دارد. میگوید من بعد از از دست دادن مادرم دچار اندوه پیچیدهام. میگوید از بمبها دچار اختلال استرس پس از سانحه شدهام که مرا درجا میخکوب کرده. انتخاب عقلایی، به باور آنها، فرار است. و این نظریهها منطقیاند — در همان بافت غربی که در آن شکل گرفتهاند.
اما من طور دیگری بزرگ شدهام. با شعر فارسی و عرفان ایرانی. با «ریشه در خاک» فریدون مشیری. با طرز دیدن زندگی سهراب سپهری. من دیدگاه غربی را میفهمم، اما با آن همدلی نمیکنم.
*ادامه دارد...*
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش دوم
در طول ۱۸ روز جنگ، قبلاً هم بمبها نزدیک ما فرود آمده بودند – و هر بار، آهسته شهادتین را زمزمه میکردم، میگفتم «چه کار کنم؟»، و برمیگشتم به کاری که داشتم انجام میدادم.
چای خوردن. کتاب خواندن. تلاش برای خوابیدن. کار دیگری نبود. اما این بار فرق داشت. احساس می کردی زمین دارد منفجر میشود. مطمئن بودم خانه همسایه را زدهاند و بعدش نوبت ماست. وقتی بمباران تمام شد، به فکر رفتن افتادم. بعد به فکر بچهگربهها.
هیچ کس دیگری به آنها غذا نمیداد. به چیزهایی فکر کردم که اگر بروم باید با خودم ببرم. مهمترین چیزها آلبومهای عکس من بودند، عکسهای کودکیام با مادرم.
اما لباسهایش چه میشد؟ وسایلش چه؟ دو روز بعد فهمیدم گربه دیگری از پنجره شکسته — که با نایلون پوشانده شده بود — بالا آمده و در کمد اتاق خواب زایمان کرده بود. حالا بچهگربههای بیشتری داشتم. مسئولیت بیشتر. و بمبها همچنان میریختند.
*بازگشت*
شش ماه از نسلکشی غزه میگذشت که میدانستم اسرائیل سراغ ایران هم خواهد آمد. نقشههای آنچه «اسرائیل بزرگتر» نامیده میشود را دیده بودم. داشتم از خرید برمیگشتم. به محلهام نگاه کردم — جایی که بزرگ شدم، جایی که ۳۰ سال در آن زندگی کردهام، جایی که این همه خاطره با مادرم دارم — و فکر کردم: اگر جنگی شود، مهم نیست کجای دنیا باشم، به ایران برمیگردم.
اما بعد از آن شب — بمبها، شیشههای خردشده، جیغ — وقتی باز هم تصمیم گرفتم نروم، مجبور شدم از خودم بپرسم چرا.
بعد دیدم تنها نیستم. خانوادههای ایرانی از ترکیه، آلمان، آمریکا برمیگشتند. نه مردان جوانی که برای جنگ فراخوانده شده باشند — دولت ایران آنها را به خط مقدم فرا نخوانده بود — بلکه مردم عادی. زوجهای میانسال. خانوادههایی که بچههایشان را از مدرسههای خارج از کشور درآورده بودند و زیر بمب به خانه برگشته بودند.
وقتی تظاهرات در تهران و اصفهان بمباران میشد، مردم فرار نمیکردند. بلندتر «اللهاکبر» میگفتند. عکس زنی را دیدم — بمبی نزدیکش فرود آمده بود. او حتی سرش را برنگرداند. چشمانش روی قرآن مانده بود.
پس چرا اوکراینیها به محض شروع جنگ فرار کردند و چنان با ناامیدی سوار قطارها شدند که دانشجویان سیاهپوست بینالمللی جا ماندند؟ و سوریها — چرا جانشان را به دریا زدند تا به اروپا برسند؟ چه فرقی بین ایرانیها و فلسطینیهاست که وقتی بمب میریزد میمانند، یا حتی برمیگردند؟
روانشناسی غربی برای آدمهایی مثل من پاسخی دارد. میگوید من بعد از از دست دادن مادرم دچار اندوه پیچیدهام. میگوید از بمبها دچار اختلال استرس پس از سانحه شدهام که مرا درجا میخکوب کرده. انتخاب عقلایی، به باور آنها، فرار است. و این نظریهها منطقیاند — در همان بافت غربی که در آن شکل گرفتهاند.
اما من طور دیگری بزرگ شدهام. با شعر فارسی و عرفان ایرانی. با «ریشه در خاک» فریدون مشیری. با طرز دیدن زندگی سهراب سپهری. من دیدگاه غربی را میفهمم، اما با آن همدلی نمیکنم.
*ادامه دارد...*
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
Middle East Eye
When the US and Israel bombed Tehran, I did not flee. Here’s why
Iranians have a deep connection to their soil and to their country. This is something that bombs simply cannot shatter
❤8💔1
دختران حوا
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی *چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل* ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) بخش دوم در طول ۱۸ روز جنگ، قبلاً هم بمبها نزدیک ما فرود آمده بودند – و هر بار، آهسته شهادتین را زمزمه میکردم، میگفتم…
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی
*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش سوم
*ایمانی قوی*
وقتی بمبی کنارمان میافتد، لزوماً فرونمیپاشیم. ایمان قوی نگهمان میدارد. ما به پژوهش جدی — روانشناختی، جامعهشناختی، فلسفی — از منظر شرقی نیاز داریم. اما تا وقتی آن پژوهش انجام شود، تمام چیزی که میتوانم به شما بگویم این است: ۲۳ سال پیش، داشتم اخبار حمله آمریکا به عراق را از تلویزیون تماشا میکردم. چشمهای مادرم پر از اشک شد.
او به من گفت: «تو هنوز بچهای. هنوز نمیدانی وطن یعنی چه.» برای عراق گریه میکرد — همان عراقی که هشت سال با ما جنگیده بود. مادرم آن زمان مادر جوانی بود که بچههایش را در میان بمباران بزرگ میکرد و از انفجار نجات میداد. اما میدانست: حمله آمریکا به نفع مردم عراق نخواهد بود.
مادرم به من یاد داد که عشق به کشورت یعنی چه. حتی وقتی مریض بود و تقلا میکرد، در هر انتخاباتی رأی میداد چون میدانست حق رأی به آسانی به ما داده نشده و نباید به آسانی از دستش بدهیم. او به تغییر از طریق صندوق رأی باور داشت، نه از طریق جنگ و کشتار.
من تهران را دوست دارم. ترافیک و هوای آلوده آن را نه. اما هر گوشه این شهر پر از خاطره کودکی با مادرم است. پارکهایی که در آنها قدم زدیم. سینماها، تئاترها. مدرسهها و دانشگاههایی که در آنها درس خواندم.
و حالا، خاطره او در هر گوشه خانه قدیمیمان، در هر خیابان این شهر زندگی میکند. ایران فقط کشور من نیست. ایران به معنای واقعی کلمه مادر من است. و رها کردنش ممکن نیست.
یک سال از نسلکشی غزه گذشته بود که آتشبس موقتی برقرار شد. اسرائیل گفت گذرگاه رفح را باز میکند تا ساکنان غزه به کشورهای دیگر بروند. ویدئوی پیرمرد فلسطینی را دیدم. یک سال بود در چادر زندگی میکرد. نه آبی، نه برقی. نسلکشی را با چشمهای خودش دیده بود.
کسی از او پرسید: «میخواهی بروی؟» گفت: «حتی اگر بهشت را هم به من بدهند، نمیروم. خون پسرم همین جا، روی همین خاک ریخته شده. من از این نقطه تکان نمیخورم.»
*بیحرمتی به قبرها*
از همان ابتدای نسلکشی غزه، تصاویری دیده بودم از سربازان اسرائیلی که به قبرستانهای فلسطینی بیحرمتی میکردند. حتی مردگان را هم در امان نمیگذاشتند. اجساد را تکهتکه میکردند و طوری به خانوادهها پس میدادند که قابل شناسایی نبود. و تمام چیزی که میتوانستم به آن فکر کنم قبر مادرم بود. فهمیدم جانم را میدهم تا کسی به استخوانهای او بیحرمتی نکند.
این عشق مشترک به خاک و به مردگان است که باعث میشود ایرانیها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینیها احساس کنند.
آن پیرمرد فلسطینی به من فهماند ما چقدر شبیه هم هستیم. چقدر عزیزان ازدسترفتهمان هنوز برایمان عزیزند. چقدر خاکمان را دوست داریم چون عزیزانمان در آن آرمیدهاند.
شاید این عشق مشترک به خاک و مردگان است که باعث میشود ایرانیها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینیها احساس کنند. ما چیزی در آنها میشناسیم. عشقی که ریسک را محاسبه نمیکند. عشقی که میگوید: همین جا، نه هیچ جای دیگر. حتی اگر بمب بیاید.
الان در آتشبس هستیم. اما احتمالاً دوباره به ما حمله خواهند کرد. شاید در بمباران بعدی زنده نمانم. اما این را میدانم: از زندگیام راضیام. از تمام سختیهایش. تمام جنگها و تحریمهایی که از روز تولدم تجربه کردهام. دلم نمیخواهد جای دیگری جز ایران به دنیا می آمدم.
یک بار با خودم فکر کردم: من آمادهام برای ایران بمیرم، با تمام رنجی که در این زندگی کشیدهام. و در آن لحظه فهمیدم: هیچ توضیح عقلانی برای این وجود ندارد. فقط میشود اسمش را گذاشت عشق. چون به هیچ وجه منطقی نیست.
ایران به من یاد داد عشق یعنی چه. پس اگر فردا بمیرم، خوب زندگی کردهام.
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
*پایان*
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش سوم
*ایمانی قوی*
وقتی بمبی کنارمان میافتد، لزوماً فرونمیپاشیم. ایمان قوی نگهمان میدارد. ما به پژوهش جدی — روانشناختی، جامعهشناختی، فلسفی — از منظر شرقی نیاز داریم. اما تا وقتی آن پژوهش انجام شود، تمام چیزی که میتوانم به شما بگویم این است: ۲۳ سال پیش، داشتم اخبار حمله آمریکا به عراق را از تلویزیون تماشا میکردم. چشمهای مادرم پر از اشک شد.
او به من گفت: «تو هنوز بچهای. هنوز نمیدانی وطن یعنی چه.» برای عراق گریه میکرد — همان عراقی که هشت سال با ما جنگیده بود. مادرم آن زمان مادر جوانی بود که بچههایش را در میان بمباران بزرگ میکرد و از انفجار نجات میداد. اما میدانست: حمله آمریکا به نفع مردم عراق نخواهد بود.
مادرم به من یاد داد که عشق به کشورت یعنی چه. حتی وقتی مریض بود و تقلا میکرد، در هر انتخاباتی رأی میداد چون میدانست حق رأی به آسانی به ما داده نشده و نباید به آسانی از دستش بدهیم. او به تغییر از طریق صندوق رأی باور داشت، نه از طریق جنگ و کشتار.
من تهران را دوست دارم. ترافیک و هوای آلوده آن را نه. اما هر گوشه این شهر پر از خاطره کودکی با مادرم است. پارکهایی که در آنها قدم زدیم. سینماها، تئاترها. مدرسهها و دانشگاههایی که در آنها درس خواندم.
و حالا، خاطره او در هر گوشه خانه قدیمیمان، در هر خیابان این شهر زندگی میکند. ایران فقط کشور من نیست. ایران به معنای واقعی کلمه مادر من است. و رها کردنش ممکن نیست.
یک سال از نسلکشی غزه گذشته بود که آتشبس موقتی برقرار شد. اسرائیل گفت گذرگاه رفح را باز میکند تا ساکنان غزه به کشورهای دیگر بروند. ویدئوی پیرمرد فلسطینی را دیدم. یک سال بود در چادر زندگی میکرد. نه آبی، نه برقی. نسلکشی را با چشمهای خودش دیده بود.
کسی از او پرسید: «میخواهی بروی؟» گفت: «حتی اگر بهشت را هم به من بدهند، نمیروم. خون پسرم همین جا، روی همین خاک ریخته شده. من از این نقطه تکان نمیخورم.»
*بیحرمتی به قبرها*
از همان ابتدای نسلکشی غزه، تصاویری دیده بودم از سربازان اسرائیلی که به قبرستانهای فلسطینی بیحرمتی میکردند. حتی مردگان را هم در امان نمیگذاشتند. اجساد را تکهتکه میکردند و طوری به خانوادهها پس میدادند که قابل شناسایی نبود. و تمام چیزی که میتوانستم به آن فکر کنم قبر مادرم بود. فهمیدم جانم را میدهم تا کسی به استخوانهای او بیحرمتی نکند.
این عشق مشترک به خاک و به مردگان است که باعث میشود ایرانیها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینیها احساس کنند.
آن پیرمرد فلسطینی به من فهماند ما چقدر شبیه هم هستیم. چقدر عزیزان ازدسترفتهمان هنوز برایمان عزیزند. چقدر خاکمان را دوست داریم چون عزیزانمان در آن آرمیدهاند.
شاید این عشق مشترک به خاک و مردگان است که باعث میشود ایرانیها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینیها احساس کنند. ما چیزی در آنها میشناسیم. عشقی که ریسک را محاسبه نمیکند. عشقی که میگوید: همین جا، نه هیچ جای دیگر. حتی اگر بمب بیاید.
الان در آتشبس هستیم. اما احتمالاً دوباره به ما حمله خواهند کرد. شاید در بمباران بعدی زنده نمانم. اما این را میدانم: از زندگیام راضیام. از تمام سختیهایش. تمام جنگها و تحریمهایی که از روز تولدم تجربه کردهام. دلم نمیخواهد جای دیگری جز ایران به دنیا می آمدم.
یک بار با خودم فکر کردم: من آمادهام برای ایران بمیرم، با تمام رنجی که در این زندگی کشیدهام. و در آن لحظه فهمیدم: هیچ توضیح عقلانی برای این وجود ندارد. فقط میشود اسمش را گذاشت عشق. چون به هیچ وجه منطقی نیست.
ایران به من یاد داد عشق یعنی چه. پس اگر فردا بمیرم، خوب زندگی کردهام.
🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
*پایان*
پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
Middle East Eye
When the US and Israel bombed Tehran, I did not flee. Here’s why
Iranians have a deep connection to their soil and to their country. This is something that bombs simply cannot shatter
❤8💔2👎1
#معرفیکتاب
بازنمایی ایران پساانقلاب: اسارت، شرقشناسی نوین و مقاومت در خاطرهنویسی ایرانی‑آمریکایی
دکترحسین نظری، نشر بلومزبری،۲۰۲۲
خاطرهنویسیهای نویسندگان ایرانی-آمریکایی دور از وطن، شیوهای منحصربهفرد است که به واسطۀ آن، ایران، سیاستها و مردمش در آمریکا و بقیه جهان درک میشوند. این کتاب به تحلیل فرآیندهای تولید، ترویج و دریافت تصاویری میپردازد که از ایران پس از انقلاب ارائه شده است.
این کتاب دیدگاههای تازهای درباره برخی از مشهورترین نمونههای این ژانر ارائه میدهد، مانند «بدون دخترم هرگز» اثر بتی محمودی، «لولیتاخوانی در تهران» اثر آذر نفیسی، و «یاسین و ستارهها: خوانش فراتر از لولیتا در تهران» اثر فاطمه کشاورز.
حسین نظری این متون را در بستر اجتماعی، تاریخی و سیاسی خودشان قرار میدهد، ریشههایشان را در کهنالگوی روایت آمریکاییِ اسارت دنبال میکند و در نهایت بر الگوهای مقاومت گفتمانی در برابر روایتهای شرقشناسی نوین تمرکز میکند. این کتاب ابزارهایی ساختاری را تحلیل میکند که به واسطۀ آنها، کلیشههای جنسیتی در این روایتها، توسط رسانههای خبری برجسته میشوند.
@For_Iran_MB
@EveDaughters
بازنمایی ایران پساانقلاب: اسارت، شرقشناسی نوین و مقاومت در خاطرهنویسی ایرانی‑آمریکایی
دکترحسین نظری، نشر بلومزبری،۲۰۲۲
خاطرهنویسیهای نویسندگان ایرانی-آمریکایی دور از وطن، شیوهای منحصربهفرد است که به واسطۀ آن، ایران، سیاستها و مردمش در آمریکا و بقیه جهان درک میشوند. این کتاب به تحلیل فرآیندهای تولید، ترویج و دریافت تصاویری میپردازد که از ایران پس از انقلاب ارائه شده است.
این کتاب دیدگاههای تازهای درباره برخی از مشهورترین نمونههای این ژانر ارائه میدهد، مانند «بدون دخترم هرگز» اثر بتی محمودی، «لولیتاخوانی در تهران» اثر آذر نفیسی، و «یاسین و ستارهها: خوانش فراتر از لولیتا در تهران» اثر فاطمه کشاورز.
حسین نظری این متون را در بستر اجتماعی، تاریخی و سیاسی خودشان قرار میدهد، ریشههایشان را در کهنالگوی روایت آمریکاییِ اسارت دنبال میکند و در نهایت بر الگوهای مقاومت گفتمانی در برابر روایتهای شرقشناسی نوین تمرکز میکند. این کتاب ابزارهایی ساختاری را تحلیل میکند که به واسطۀ آنها، کلیشههای جنسیتی در این روایتها، توسط رسانههای خبری برجسته میشوند.
@For_Iran_MB
@EveDaughters
🙏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر مدیر جامعه قرآنی شیعیان لبنان با حجاب اجباری
بخشی از مستند کوتاه «ایرانی به نام لبنان» که میتوانید کاملش را از آپارات کف خیابون(kafe_khiabun) تماشا کنید:
https://www.aparat.com/v/zjfk778
@EveDaughters
بخشی از مستند کوتاه «ایرانی به نام لبنان» که میتوانید کاملش را از آپارات کف خیابون(kafe_khiabun) تماشا کنید:
https://www.aparat.com/v/zjfk778
@EveDaughters
👌5👎1
Negaram Bar Lab Boom Omad (@Malekisoheil)
Sima Bina
دختران قوچانی
نگارم بر لب بوم اومد
با صدای : سیما بینا
"ما به چشم خود دیدیم که اطفالِ قوچانیها را در عشقآباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمانان میفروختند و کسی نبود دادرسی نماید..."
بخشی از تلگراف ایرانیان عشق آباد به مجلس قاجار ( زمان مظفرالدین شاه)
قصه از آنجا رقم می خورد که درپی خشکسالی و قحطی شدید، مردم قوچان قادر به پرداخت مالیات نبودند، پس حاکم وقت اصف الدوله را به خراسان فرستاد تا مردم را تحت فشار قرار دهند و مالیات را از آنان بگیرند. اما مردم فقیر و قحطی زده بودند و آهی در بساط نداشتند. پس به دستور حاکم به جای دریافت مالیات،دختران جوان روستایی قوچان و گروهی از زنان باشقانلو را به عنوان«مالیات»از خانوادهها گرفت و آنهارا به خانهای ترکمن در فراتر از مرزها فروختند.
در منابع مختلف (ازجمله گزارشهای کنسول شوروی)رقم ۲۵۰تا ۳۰۰دختر را ذکرکردند.
این اتفاق در حدود سال 1284 ه.ش رخ داد و در زمان دهخدا افراد و هنرمندان بسیاری تصنیفی درباره آن دختران خواندهاند. افرادی مانند اسماعیل ستارزاده ، محسن میرزازاده، علیرضا پوراستاد، داوود رستمی، حجت قائمی، شاه قاسمی./تلخیص از کانال سهیل ملکی
@EveDaughters
نگارم بر لب بوم اومد
با صدای : سیما بینا
"ما به چشم خود دیدیم که اطفالِ قوچانیها را در عشقآباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمانان میفروختند و کسی نبود دادرسی نماید..."
بخشی از تلگراف ایرانیان عشق آباد به مجلس قاجار ( زمان مظفرالدین شاه)
قصه از آنجا رقم می خورد که درپی خشکسالی و قحطی شدید، مردم قوچان قادر به پرداخت مالیات نبودند، پس حاکم وقت اصف الدوله را به خراسان فرستاد تا مردم را تحت فشار قرار دهند و مالیات را از آنان بگیرند. اما مردم فقیر و قحطی زده بودند و آهی در بساط نداشتند. پس به دستور حاکم به جای دریافت مالیات،دختران جوان روستایی قوچان و گروهی از زنان باشقانلو را به عنوان«مالیات»از خانوادهها گرفت و آنهارا به خانهای ترکمن در فراتر از مرزها فروختند.
در منابع مختلف (ازجمله گزارشهای کنسول شوروی)رقم ۲۵۰تا ۳۰۰دختر را ذکرکردند.
این اتفاق در حدود سال 1284 ه.ش رخ داد و در زمان دهخدا افراد و هنرمندان بسیاری تصنیفی درباره آن دختران خواندهاند. افرادی مانند اسماعیل ستارزاده ، محسن میرزازاده، علیرضا پوراستاد، داوود رستمی، حجت قائمی، شاه قاسمی./تلخیص از کانال سهیل ملکی
@EveDaughters
💔8
#معرفی_کتاب
گفت و گویی میان فمینیسم و اسلام
کتاب «گفتوگویی میان فمینیسم و اسلام (تحلیل و نقد مبانی معرفتی فمینیسم اسلامی)»، اثری پژوهشی در عرصهٔ مطالعات زنان و الهیات معاصر است.
کتاب از طریق یک گفتوگوی علمی و بیطرفانه، زوایای مشترک و اختلافات بنیادین میان دو جریان فکری مهم یعنی فمینیسم و سنت فکری اسلام را روشن کند. اثر حاضربه پرسشهای بنیادین دربارهٔ حقوق زنان، عدالت جنسیتی و نقش دین در تعریف جایگاه زن در جوامع مسلمان پاسخ دهد.
کتاب از دو بخش اساسی تشکیل شده است: در بخش نخست، نویسنده به تحلیل مبانی معرفتی جریان فمینیسم اسلامی میپردازد. در بخش دوم، با رویکردی انتقادی به نقد همین مبانی اقدام میکند. تحلیل نویسنده در این کتاب، متکی بر مطالعه و واکاوی آثار هشت تن از نویسندگان و نظریهپردازان اصلی این جریان (فاطمه مرنیسی، لیلا احمد، آمنه ودود، رفعت حسن، اسما بارلاس، سعدیه شیخ، عزیزه الحبری) است. این مطالعه نشان میدهد که این اندیشمندان، برای خروج از بنبستهای معرفتشناسی سنّتی، به بازخوانی مبانی کلامی-الهیاتی روی آوردهاند تا بتوانند الهیاتی متناسب با مسائل مدرن جوامع اسلامی ارائه دهند.
@EveDaughters
گفت و گویی میان فمینیسم و اسلام
کتاب «گفتوگویی میان فمینیسم و اسلام (تحلیل و نقد مبانی معرفتی فمینیسم اسلامی)»، اثری پژوهشی در عرصهٔ مطالعات زنان و الهیات معاصر است.
کتاب از طریق یک گفتوگوی علمی و بیطرفانه، زوایای مشترک و اختلافات بنیادین میان دو جریان فکری مهم یعنی فمینیسم و سنت فکری اسلام را روشن کند. اثر حاضربه پرسشهای بنیادین دربارهٔ حقوق زنان، عدالت جنسیتی و نقش دین در تعریف جایگاه زن در جوامع مسلمان پاسخ دهد.
کتاب از دو بخش اساسی تشکیل شده است: در بخش نخست، نویسنده به تحلیل مبانی معرفتی جریان فمینیسم اسلامی میپردازد. در بخش دوم، با رویکردی انتقادی به نقد همین مبانی اقدام میکند. تحلیل نویسنده در این کتاب، متکی بر مطالعه و واکاوی آثار هشت تن از نویسندگان و نظریهپردازان اصلی این جریان (فاطمه مرنیسی، لیلا احمد، آمنه ودود، رفعت حسن، اسما بارلاس، سعدیه شیخ، عزیزه الحبری) است. این مطالعه نشان میدهد که این اندیشمندان، برای خروج از بنبستهای معرفتشناسی سنّتی، به بازخوانی مبانی کلامی-الهیاتی روی آوردهاند تا بتوانند الهیاتی متناسب با مسائل مدرن جوامع اسلامی ارائه دهند.
@EveDaughters
👌6
* پژوهش تجربه زیسته زنان متاهل تهرانی در جنگ اخیر*
اینجانب برای تکمیل پژوهش علمی خود در حوزه «تجربه زیسته زنان متاهل تهرانی در جنگ اخیر»، لازم است با دواطلبان عزیز گفتگوی تلفنی داشته باشم.
لازم به ذکر است، هیچ اطلاعاتی در رابطه با هویت مصاحبه شوندگان نیاز نیست. آنچه مورد گفتگو قرار میگیرد صرفاً تجربیات و احساساتی است که زنان ساکن تهران داشتند.
▪️علاوه بر زنان متاهل تهرانی، افرادی که بخاطر جنگ عزیزان خود را ازدست دادهاند، یا تجربه مجروحیت داشتند و یا منزل و اموالشان بخاطر جنگ آسیب دیده است برای تکمیل پژوهش نقش کمک کنندهای دارند.
▪️زنانی که تجربیاتی چون امدادگری، مشاوره، آتش نشانی و موارد مشابه را در جنگ داشتند لطفاً به آیدی بنده برای هماهنگی پیام دهند.
همچنین مواضع سیاسی افراد تاثیری در روند پژوهش ندارد، بنابراین مصاحبه شوندگان با هر دیدگاه و تجربهای میتوانند مرا در انجام پژوهش کمک کنند.
🔹مشارکت شما نقشی کلیدی در غنای این پژوهش خواهد داشت و پیشاپیش از وقتی که در اختیار این تحقیق اختصاص میدهید، سپاسگزارم.
📞برای هماهنگی و پاسخگویی به سوالاتتان لطفاً بانوان ساکن تهران به آیدی زیر در تلگرام یا بله پیام دهند:
@sahel72kh
اینجانب برای تکمیل پژوهش علمی خود در حوزه «تجربه زیسته زنان متاهل تهرانی در جنگ اخیر»، لازم است با دواطلبان عزیز گفتگوی تلفنی داشته باشم.
لازم به ذکر است، هیچ اطلاعاتی در رابطه با هویت مصاحبه شوندگان نیاز نیست. آنچه مورد گفتگو قرار میگیرد صرفاً تجربیات و احساساتی است که زنان ساکن تهران داشتند.
▪️علاوه بر زنان متاهل تهرانی، افرادی که بخاطر جنگ عزیزان خود را ازدست دادهاند، یا تجربه مجروحیت داشتند و یا منزل و اموالشان بخاطر جنگ آسیب دیده است برای تکمیل پژوهش نقش کمک کنندهای دارند.
▪️زنانی که تجربیاتی چون امدادگری، مشاوره، آتش نشانی و موارد مشابه را در جنگ داشتند لطفاً به آیدی بنده برای هماهنگی پیام دهند.
همچنین مواضع سیاسی افراد تاثیری در روند پژوهش ندارد، بنابراین مصاحبه شوندگان با هر دیدگاه و تجربهای میتوانند مرا در انجام پژوهش کمک کنند.
🔹مشارکت شما نقشی کلیدی در غنای این پژوهش خواهد داشت و پیشاپیش از وقتی که در اختیار این تحقیق اختصاص میدهید، سپاسگزارم.
📞برای هماهنگی و پاسخگویی به سوالاتتان لطفاً بانوان ساکن تهران به آیدی زیر در تلگرام یا بله پیام دهند:
@sahel72kh
❤4
*دلنوشته ی پدر شهید لیانا محمدی*
دخترم، شکوفهی نچیده در بهار کلاس دوم
امروز که به سراغت آمدهام، نه هدیهای در دست دارم و نه لبخندی بر لب
هدیهی من، تنها تپشهای بیقرار قلبی است که در سینهام میسوزد.
امروز اولین «نبودن» توست.
اولین تولدی است که جایت در آغوشم خالیست...
تو برای من، همیشه همان دختربچهی کلاس دومی هستی که قرار بود دنیا را با کتابهایش فتح کند...
مادرمعلمت، که خود اولین آموزگار الفبای مهربانی تو بود، حالا در آن سوی این خاک، در آغوش پرمهرخدا، دستهای کوچکت را گرفته است.
چقدر حسادت میکنم به آن بهشت که تو و مادر را در کنار هم دارد و سهم من، تنها مرور خاطرات ناتمامی است که با هر برگ دفتر مشقت، شعلهور میشود.
لیانا جان، درد نبودنت، زخمی نیست که با گذشت زمان التیام یابد؛ این دردی است که هر روز در من تازه میشود. تولدت در ملکوت مبارک، ای فرشتهای که کلاس دوم عمرت، به ابدیت پیوند خورد.
ما اینجا، در این دنیای دلتنگ، به یاد تو و مادرت، تا همیشه شمع داغمان را روشن نگه میداریم.
آرام بخواب دختربابا
تولدت مبارک فرشتهی کوچک من
#میناب
@motherboon
@EveDaughters
دخترم، شکوفهی نچیده در بهار کلاس دوم
امروز که به سراغت آمدهام، نه هدیهای در دست دارم و نه لبخندی بر لب
هدیهی من، تنها تپشهای بیقرار قلبی است که در سینهام میسوزد.
امروز اولین «نبودن» توست.
اولین تولدی است که جایت در آغوشم خالیست...
تو برای من، همیشه همان دختربچهی کلاس دومی هستی که قرار بود دنیا را با کتابهایش فتح کند...
مادرمعلمت، که خود اولین آموزگار الفبای مهربانی تو بود، حالا در آن سوی این خاک، در آغوش پرمهرخدا، دستهای کوچکت را گرفته است.
چقدر حسادت میکنم به آن بهشت که تو و مادر را در کنار هم دارد و سهم من، تنها مرور خاطرات ناتمامی است که با هر برگ دفتر مشقت، شعلهور میشود.
لیانا جان، درد نبودنت، زخمی نیست که با گذشت زمان التیام یابد؛ این دردی است که هر روز در من تازه میشود. تولدت در ملکوت مبارک، ای فرشتهای که کلاس دوم عمرت، به ابدیت پیوند خورد.
ما اینجا، در این دنیای دلتنگ، به یاد تو و مادرت، تا همیشه شمع داغمان را روشن نگه میداریم.
آرام بخواب دختربابا
تولدت مبارک فرشتهی کوچک من
#میناب
@motherboon
@EveDaughters
💔6😭3
🎙️فایل صوتی نهصد و پنجاه و یکمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد.
📣 #اپیزود ۹۵۱:
* گزارش مستقیم از جنوب: از مالمو تا بندرعباس*
🔹 گفتگو با شیدا #ریگی_امیری
کسیکه برای کمک به مردم بندرعباس از سوئد به جنوب ایران سفر کرد.
📥 دانلود مستقیم فایل صوتی:
https://abrehamrahi.ir/o/public/fPFjq366/
📺 تماشای مصاحبه این گفتگو:
https://jedaal.tv/a/14508
@EveDaughters
📣 #اپیزود ۹۵۱:
* گزارش مستقیم از جنوب: از مالمو تا بندرعباس*
🔹 گفتگو با شیدا #ریگی_امیری
کسیکه برای کمک به مردم بندرعباس از سوئد به جنوب ایران سفر کرد.
📥 دانلود مستقیم فایل صوتی:
https://abrehamrahi.ir/o/public/fPFjq366/
📺 تماشای مصاحبه این گفتگو:
https://jedaal.tv/a/14508
@EveDaughters
❤3👎2
🔖 آیا واقعاً تفاوتی میان عشقبازی و برقراری رابطه جنسی وجود دارد؟
✍️ دکتر زهره کشاورز
«عشقبازی» (Making love) و «رابطه جنسی» (Having sex) را اغلب بهجای هم به کار میبریم. اما هر عشقبازیای رابطه جنسی هم هست، در حالیکه هر رابطه جنسیای را نمیتوان عشقبازی نامید. تفاوت این دو را میتوان در سه چیز دید.
۱️⃣ غنای زمانی: صبر در برابر بیصبری
«صبر یعنی نگاه کردن به خار و دیدن گل سرخ. عاشقان صبورند و میدانند که ماه برای کامل شدن به زمان نیاز دارد.» — الیف شافاک
قلبی که برای زمان ارزش قائل است در عشقبازی ضروری است؛ رابطه جنسی گذرا اما بر بیصبری بنا میشود. این زمانِ اضافه خود را در تعاملات غنیترِ قبل، حین و بعد از رابطه نشان میدهد.
در یک نظرسنجی، ۶۹ درصد شرکتکنندگان گفتند وقتی رابطه با عشق همراه بود، تا مدتها به شریک خود فکر میکردند.
نکته مهم: صبر انتظارِ منفعلانه نیست. تأخیری هدفمند است که شرایط مناسب را میسازد — و با اهمالکاری فرق دارد.
۲️⃣ نزدیکی عاطفی
«برای من رابطه جنسی لذتی جسمانی است. عشقبازی هم رابطه جنسی است، اما در آن بهشدت دغدغه دارم که تو چه احساسی داری.» — یک زن
در عشقبازی «بخشیدن» مهمتر از «دریافت کردن» میشود؛ توجه از خود به طرف مقابل جابهجا میشود. تحقیقات نشان میدهد فعالیتهای مشترکِ رضایتبخش و کماسترس، کیفیت رابطه را هم در لحظه و هم در طول زمان بالا میبرند.
۳️⃣ عمق عاشقانه، نه شدت عاشقانه
شدت عاشقانه یعنی اوج لحظهای میل؛ عکسی آنی از شور و اشتیاق. عمق عاشقانه اما بر آشنایی، ثبات و رشد تدریجی تکیه دارد و در تماس چشمی، بوسیدن، لمس ملایم، گفتگو و شکوفا کردن بهترین ویژگیهای یکدیگر دیده میشود.
💗 مهمترین نکته: حس و حال پس از رابطه (Afterglow)
«معشوق من دقیقاً در لحظه انزال از نظر عاطفی قطع ارتباط میکرد. او تخت را ترک کرد تا چیزی بنوشد و دیگر برنگشت.» — یک زن مطلقه
احساس ماندگارِ آرامش و رضایت پس از رابطه، بهطور متوسط حدود یک روز کامل دوام دارد. تحقیقات نشان میدهد این حس، حتی بیش از خود ارگاسم، بر احساس افراد نسبت به شریکشان اثر میگذارد.
همسرانی که Afterglow قویتری را تجربه میکنند، رضایت زناشویی بالاتری هم دارند. یعنی در آغوش گرفتن، نوازش و حضور عاطفی پس از رابطه، همان چیزی است که نشان میدهد شما در حال «عشقبازی» بودهاید.
🌱 سخن پایانی
این به معنای بیارزش بودن رابطه جنسیِ خودجوش نیست؛ ارزش هر تجربه به شرایط، ماهیت رابطه و حال عاطفی طرفین بستگی دارد. اما همانطور که در بسیاری از جنبههای زندگی صادق است، در عشق نیز چیزهای خوب نصیب کسانی میشود که میتوانند صبر کنند.
https://salamatbarvari.ir/article/making-love-vs-having-sex
@EveDaughters
✍️ دکتر زهره کشاورز
«عشقبازی» (Making love) و «رابطه جنسی» (Having sex) را اغلب بهجای هم به کار میبریم. اما هر عشقبازیای رابطه جنسی هم هست، در حالیکه هر رابطه جنسیای را نمیتوان عشقبازی نامید. تفاوت این دو را میتوان در سه چیز دید.
۱️⃣ غنای زمانی: صبر در برابر بیصبری
«صبر یعنی نگاه کردن به خار و دیدن گل سرخ. عاشقان صبورند و میدانند که ماه برای کامل شدن به زمان نیاز دارد.» — الیف شافاک
قلبی که برای زمان ارزش قائل است در عشقبازی ضروری است؛ رابطه جنسی گذرا اما بر بیصبری بنا میشود. این زمانِ اضافه خود را در تعاملات غنیترِ قبل، حین و بعد از رابطه نشان میدهد.
در یک نظرسنجی، ۶۹ درصد شرکتکنندگان گفتند وقتی رابطه با عشق همراه بود، تا مدتها به شریک خود فکر میکردند.
نکته مهم: صبر انتظارِ منفعلانه نیست. تأخیری هدفمند است که شرایط مناسب را میسازد — و با اهمالکاری فرق دارد.
۲️⃣ نزدیکی عاطفی
«برای من رابطه جنسی لذتی جسمانی است. عشقبازی هم رابطه جنسی است، اما در آن بهشدت دغدغه دارم که تو چه احساسی داری.» — یک زن
در عشقبازی «بخشیدن» مهمتر از «دریافت کردن» میشود؛ توجه از خود به طرف مقابل جابهجا میشود. تحقیقات نشان میدهد فعالیتهای مشترکِ رضایتبخش و کماسترس، کیفیت رابطه را هم در لحظه و هم در طول زمان بالا میبرند.
۳️⃣ عمق عاشقانه، نه شدت عاشقانه
شدت عاشقانه یعنی اوج لحظهای میل؛ عکسی آنی از شور و اشتیاق. عمق عاشقانه اما بر آشنایی، ثبات و رشد تدریجی تکیه دارد و در تماس چشمی، بوسیدن، لمس ملایم، گفتگو و شکوفا کردن بهترین ویژگیهای یکدیگر دیده میشود.
💗 مهمترین نکته: حس و حال پس از رابطه (Afterglow)
«معشوق من دقیقاً در لحظه انزال از نظر عاطفی قطع ارتباط میکرد. او تخت را ترک کرد تا چیزی بنوشد و دیگر برنگشت.» — یک زن مطلقه
احساس ماندگارِ آرامش و رضایت پس از رابطه، بهطور متوسط حدود یک روز کامل دوام دارد. تحقیقات نشان میدهد این حس، حتی بیش از خود ارگاسم، بر احساس افراد نسبت به شریکشان اثر میگذارد.
همسرانی که Afterglow قویتری را تجربه میکنند، رضایت زناشویی بالاتری هم دارند. یعنی در آغوش گرفتن، نوازش و حضور عاطفی پس از رابطه، همان چیزی است که نشان میدهد شما در حال «عشقبازی» بودهاید.
🌱 سخن پایانی
این به معنای بیارزش بودن رابطه جنسیِ خودجوش نیست؛ ارزش هر تجربه به شرایط، ماهیت رابطه و حال عاطفی طرفین بستگی دارد. اما همانطور که در بسیاری از جنبههای زندگی صادق است، در عشق نیز چیزهای خوب نصیب کسانی میشود که میتوانند صبر کنند.
https://salamatbarvari.ir/article/making-love-vs-having-sex
@EveDaughters
salamatbarvari.ir
آیا واقعاً تفاوتی میان عشقبازی و برقراری رابطه جنسی وجود دارد؟
عشقبازی و رابطه جنسی یکی نیستند. سه تفاوت کلیدی — غنای زمانی، نزدیکی عاطفی و عمق عاشقانه — و اینکه چرا حس آرامش پس از رابطه، حتی بیش از ارگاسم، پیوند زوجین را تقویت میکند.
👌4❤1
#معرفی_کتاب
زنان دیکتاتورها: موسولینی، لنین، استالین، مائو، هیتلر، صدام حسین، بن لادن
شخصیتهای بزرگ تاریخی به خصوص دیکتاتورهای مشهور، همیشه دو چهرهی متفاوت دارند؛ یکی که همه با آن آشنایی دارند و در صفحات تاریخ یافت میشود و دیگری که در خفا است و بیشتر از روی حدس و گمان میتوان به آن پی برد. مهمترین بخش چهرهی پنهان دیکتاتورها معمولاً به زنان مربوط میشود و نباید از یاد برد که زنان در زندگی خصوصی و شکلگیری هویت چهرههای تاریخی نقش موثری دارند.
زنانی که در کتاب حاضر از آنها یاد میشود، معشوقهها و همسران عقدی و غیررسمی سیاستمداران بودهاند که گاه تا پایان عمر با این شخصیتهای تاریخی زندگی کردهاند. یکی از نکات بسیار جالبی که در زندگی بیشتر دیکتاتورها دیده میشود، انزوای خودخواستهی آنها است که پس از آشنایی با یک زن پا به دنیای زنانه میگذارند و راه خود را در سیاست نیز مییابند. کتاب زنان دیکتاتورها را میتوان اثری دانست که سیر تکاملی شخصیت این جنایتکاران را مورد بررسی قرار میدهد. همچنین این اشخاص معمولاً با وجود استفادههای بسیاری که از زنان میکردند دیدگاههایی زن ستیزانه داشتهاند.
@EveDaughters
زنان دیکتاتورها: موسولینی، لنین، استالین، مائو، هیتلر، صدام حسین، بن لادن
شخصیتهای بزرگ تاریخی به خصوص دیکتاتورهای مشهور، همیشه دو چهرهی متفاوت دارند؛ یکی که همه با آن آشنایی دارند و در صفحات تاریخ یافت میشود و دیگری که در خفا است و بیشتر از روی حدس و گمان میتوان به آن پی برد. مهمترین بخش چهرهی پنهان دیکتاتورها معمولاً به زنان مربوط میشود و نباید از یاد برد که زنان در زندگی خصوصی و شکلگیری هویت چهرههای تاریخی نقش موثری دارند.
زنانی که در کتاب حاضر از آنها یاد میشود، معشوقهها و همسران عقدی و غیررسمی سیاستمداران بودهاند که گاه تا پایان عمر با این شخصیتهای تاریخی زندگی کردهاند. یکی از نکات بسیار جالبی که در زندگی بیشتر دیکتاتورها دیده میشود، انزوای خودخواستهی آنها است که پس از آشنایی با یک زن پا به دنیای زنانه میگذارند و راه خود را در سیاست نیز مییابند. کتاب زنان دیکتاتورها را میتوان اثری دانست که سیر تکاملی شخصیت این جنایتکاران را مورد بررسی قرار میدهد. همچنین این اشخاص معمولاً با وجود استفادههای بسیاری که از زنان میکردند دیدگاههایی زن ستیزانه داشتهاند.
@EveDaughters
🙏5
دختران حوا
آوایم – پادکست ما کان
دوم بهمن ۶۵ هواپیماهای عراقی مدرسهای را در زنجان بمباران کردند؛ از بین آن همه جنازه، هیچگاه هیچ اثری از «اکرم فراهانینیا» پیدا نشد.
۳۹ سال بعد هم اثری از «ماکان نصیری» پیدا نشد؛ اینبار در مدرسه #میناب.
@EveDaughters
۳۹ سال بعد هم اثری از «ماکان نصیری» پیدا نشد؛ اینبار در مدرسه #میناب.
@EveDaughters
😭18
Audio
رابطه کید زنان و چاره اندیشی
کید زنان در قرآن صفتی نه منفی است نه مثبت
بلکه حیطه بکارگیری آن بار مثبت یا منفی به آن میدهد
#دکترالهیقمشهای
@EveDaughters
کید زنان در قرآن صفتی نه منفی است نه مثبت
بلکه حیطه بکارگیری آن بار مثبت یا منفی به آن میدهد
#دکترالهیقمشهای
@EveDaughters
👌3❤2
مادر شدن در سنین بالاتر؛ از فشار قضاوت اجتماعی تا ضرورت آمادگی روانی
▪️افزایش سن فرزندآوری، پدیدهای است که امروزه تحت تاثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی، تجربه ناباروری و غیره شاهد آن هستیم؛ در همین راستا یک روانشناس با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت روان مادر پیش از بارداری و پرهیز از نگاه صفر و یکی به سن فرزندآوری، در عین حال معتقد است که حمایت خانوادگی، کیفیت رابطه زوجین و انعطافپذیری روانی نیز میتواند تجربه مادرشدن در سنین بالاتر را تحتتأثیر قرار دهد...
🔺قضاوت اجتماعی غالباً یکی از منابع اصلی استرس و اضطراب برای این زنان است. برخی زنان سالها به دلیل نداشتن فرزند تحت فشار اطرافیان بودهاند و زمانی هم که در سن بالاتر باردار میشوند، با قضاوتهایی مانند "دیگر دیر شده" یا "توانایی بزرگ کردن بچه را نداری" روبهرو میشوند.
برای مطالعه بیشتر:
https://isna.ir/xdWR6L
@EveDaughters
▪️افزایش سن فرزندآوری، پدیدهای است که امروزه تحت تاثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی، تجربه ناباروری و غیره شاهد آن هستیم؛ در همین راستا یک روانشناس با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت روان مادر پیش از بارداری و پرهیز از نگاه صفر و یکی به سن فرزندآوری، در عین حال معتقد است که حمایت خانوادگی، کیفیت رابطه زوجین و انعطافپذیری روانی نیز میتواند تجربه مادرشدن در سنین بالاتر را تحتتأثیر قرار دهد...
🔺قضاوت اجتماعی غالباً یکی از منابع اصلی استرس و اضطراب برای این زنان است. برخی زنان سالها به دلیل نداشتن فرزند تحت فشار اطرافیان بودهاند و زمانی هم که در سن بالاتر باردار میشوند، با قضاوتهایی مانند "دیگر دیر شده" یا "توانایی بزرگ کردن بچه را نداری" روبهرو میشوند.
برای مطالعه بیشتر:
https://isna.ir/xdWR6L
@EveDaughters
👌4
🔺توصیه به رعایت حجاب در قرآن و حتی روایات، فقط برای زنان مسلمان است،(آنهم نه همه زنان مسلمان), چرا باید یک غیرمسلمان حجاب داشته باشد؟
برخی آنقدر به باورهای غلط خود ایمان دارند که براساس آن، یقه بقیه را هم میگیرند.
@EveDaughters
برخی آنقدر به باورهای غلط خود ایمان دارند که براساس آن، یقه بقیه را هم میگیرند.
@EveDaughters
👌6
🔖 درصد چربی بدن (و نه BMI) با کاهش تعداد اسپرم مرتبط است
✍️ دکتر زهره کشاورز
اگر تا امروز فکر میکردید «شاخص تودهی بدنی» یا همان BMI حرف آخر را دربارهی وزن و سلامتتان میزند، یک پژوهش تازه نشان میدهد که دستکم در مورد باروری مردان، این عدد چندان قابل اعتماد نیست. پژوهشگران دانمارکی در مطالعهای که بهتازگی در نشریهی Human Reproduction منتشر شد، گزارش کردهاند که درصد چربی بدن بالاتر با تعداد کمتر اسپرم و بههمخوردن تعادل تستوسترون و دیگر هورمونهای مردانه همراه است — حتی در مردانی که BMI طبیعی دارند.
۱️⃣ چرا BMI کافی نیست؟
BMI فقط یک تخمین از چربی بدن بر اساس قد و وزن است و هیچ تفاوتی میان «تودهی چربی» و «تودهی عضلانی» قائل نمیشود. یک ورزشکار حرفهای یا بدنساز ممکن است BMI ای داشته باشد که او را در دستهی «چاق» قرار بدهد، در حالی که چربی بدنش بسیار پایین است.
۲️⃣ پژوهش چه کرد؟
پژوهشگران این بار بهجای ترازو و متر، از دستگاه «بیوامپدانس» استفاده کردند؛ دستگاهی که با عبور جریان الکتریکی ضعیف از بدن، مقدار چربی، آب بدن و تودهی عضلانی را تخمین میزند (همان روشی که در ترازوهای هوشمند به کار میرود). با این دستگاه ترکیب بدنی بیش از ۱۰۰۰ مرد دانمارکی اندازهگیری شد و در کنار آن BMI و نسبت دور کمر به قد آنها هم محاسبه شد.
۳️⃣ یافتههای اصلی
مردانی که چربی بدن بالایی داشتند (۲۰ تا ۲۴ درصد)، بهطور میانگین ۲۳ درصد اسپرم کمتری نسبت به مردان با چربی بدن طبیعی (۸ تا ۱۹ درصد) داشتند. در مردان با چربی بدن بسیار بالا (۲۵ درصد و بیشتر) این کاهش ۱۵ درصد بود.
سرپرست پژوهش، استاد سلامت عمومی در دانشگاه آرهوس دانمارک، میگوید: «مردانی که درصد چربی بدن بالایی داشتند، معمولا تعداد اسپرم کمتر و همچنین حجم مایع منی و غلظت اسپرم پایینتری داشتند.»
🔬 مقایسهی دو شاخص
جالبترین بخش ماجرا اینجاست: در مردانی با وزن طبیعی، یک درصد افزایش در درصد چربی بدن با ۱۳ درصد کاهش تعداد اسپرم همراه بود، در حالی که همان میزان افزایش در BMI تنها ۸ درصد کاهش را نشان میداد. درصد چربی بدن با بههمخوردن تعادل هورمونهای تولیدمثلی مردانه و کیفیت و غلظت پایینتر مایع منی هم ارتباط داشت.
🌱 سخن پایانی
برای مردان: حفظ یک «ترکیب بدنی» سالم — و نه صرفا وزن متناسب با قد — ممکن است برای باروری اهمیت داشته باشد. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که وزنتان طبیعی باشد اما چربی بدنتان بالا؟
برای پزشکان: سنجش درصد چربی بدن در بیماران منتخب میتواند مردانی را شناسایی کند که اگر فقط به BMI نگاه کنیم، از قلم میافتند.
و بهطور کلی: پیشگیری از تجمع چربی اضافه با سبک زندگی سالم، هم به سلامت باروری کمک میکند و هم به سلامت عمومی بدن.
https://salamatbarvari.ir/article/body-fat-percentage-sperm-count
@EveDaughters
✍️ دکتر زهره کشاورز
اگر تا امروز فکر میکردید «شاخص تودهی بدنی» یا همان BMI حرف آخر را دربارهی وزن و سلامتتان میزند، یک پژوهش تازه نشان میدهد که دستکم در مورد باروری مردان، این عدد چندان قابل اعتماد نیست. پژوهشگران دانمارکی در مطالعهای که بهتازگی در نشریهی Human Reproduction منتشر شد، گزارش کردهاند که درصد چربی بدن بالاتر با تعداد کمتر اسپرم و بههمخوردن تعادل تستوسترون و دیگر هورمونهای مردانه همراه است — حتی در مردانی که BMI طبیعی دارند.
۱️⃣ چرا BMI کافی نیست؟
BMI فقط یک تخمین از چربی بدن بر اساس قد و وزن است و هیچ تفاوتی میان «تودهی چربی» و «تودهی عضلانی» قائل نمیشود. یک ورزشکار حرفهای یا بدنساز ممکن است BMI ای داشته باشد که او را در دستهی «چاق» قرار بدهد، در حالی که چربی بدنش بسیار پایین است.
۲️⃣ پژوهش چه کرد؟
پژوهشگران این بار بهجای ترازو و متر، از دستگاه «بیوامپدانس» استفاده کردند؛ دستگاهی که با عبور جریان الکتریکی ضعیف از بدن، مقدار چربی، آب بدن و تودهی عضلانی را تخمین میزند (همان روشی که در ترازوهای هوشمند به کار میرود). با این دستگاه ترکیب بدنی بیش از ۱۰۰۰ مرد دانمارکی اندازهگیری شد و در کنار آن BMI و نسبت دور کمر به قد آنها هم محاسبه شد.
۳️⃣ یافتههای اصلی
مردانی که چربی بدن بالایی داشتند (۲۰ تا ۲۴ درصد)، بهطور میانگین ۲۳ درصد اسپرم کمتری نسبت به مردان با چربی بدن طبیعی (۸ تا ۱۹ درصد) داشتند. در مردان با چربی بدن بسیار بالا (۲۵ درصد و بیشتر) این کاهش ۱۵ درصد بود.
سرپرست پژوهش، استاد سلامت عمومی در دانشگاه آرهوس دانمارک، میگوید: «مردانی که درصد چربی بدن بالایی داشتند، معمولا تعداد اسپرم کمتر و همچنین حجم مایع منی و غلظت اسپرم پایینتری داشتند.»
🔬 مقایسهی دو شاخص
جالبترین بخش ماجرا اینجاست: در مردانی با وزن طبیعی، یک درصد افزایش در درصد چربی بدن با ۱۳ درصد کاهش تعداد اسپرم همراه بود، در حالی که همان میزان افزایش در BMI تنها ۸ درصد کاهش را نشان میداد. درصد چربی بدن با بههمخوردن تعادل هورمونهای تولیدمثلی مردانه و کیفیت و غلظت پایینتر مایع منی هم ارتباط داشت.
🌱 سخن پایانی
برای مردان: حفظ یک «ترکیب بدنی» سالم — و نه صرفا وزن متناسب با قد — ممکن است برای باروری اهمیت داشته باشد. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که وزنتان طبیعی باشد اما چربی بدنتان بالا؟
برای پزشکان: سنجش درصد چربی بدن در بیماران منتخب میتواند مردانی را شناسایی کند که اگر فقط به BMI نگاه کنیم، از قلم میافتند.
و بهطور کلی: پیشگیری از تجمع چربی اضافه با سبک زندگی سالم، هم به سلامت باروری کمک میکند و هم به سلامت عمومی بدن.
https://salamatbarvari.ir/article/body-fat-percentage-sperm-count
@EveDaughters
salamatbarvari.ir
درصد چربی بدن (و نه BMI) با کاهش تعداد اسپرم مرتبط است
پژوهشی تازه در نشریهی Human Reproduction نشان میدهد درصد چربی بدن، بهتر از BMI، با کاهش تعداد اسپرم و بههمخوردن تعادل هورمونهای مردانه ارتباط دارد. این ارتباط حتی در مردانی که وزن و BMI طبیعی دارند هم دیده میشود.
🙏4