پادکست ما کان
آوایم
پادکست | ما کان
شما میدانید ماکان یعنی چه؟
گوینده: فاطمه سلیمانی
@Avayam
قصه ماکان،
تنها فرزند مفقودالاثر از دیار غمبار میناب
قصه پسرکی هفت ساله که برای مادرش فقط ژاکت تنش و یک لنگه کفش به یادگار گذاشت...
ننگ بر آنکه خواسته شمر به ما کمک کند
#میناب
@EveDaughters
شما میدانید ماکان یعنی چه؟
گوینده: فاطمه سلیمانی
@Avayam
قصه ماکان،
تنها فرزند مفقودالاثر از دیار غمبار میناب
قصه پسرکی هفت ساله که برای مادرش فقط ژاکت تنش و یک لنگه کفش به یادگار گذاشت...
ننگ بر آنکه خواسته شمر به ما کمک کند
#میناب
@EveDaughters
😭8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 *امیرعلی جداوی، دومین جاویدالاثر مدرسهٔ میناب*
🔸علت اینکه تا به الان اسمی از این شهید منتشر نشده بود، درخواست پدر او برای باخبرنشدن مادر باردارش بود.
از او فقط یک لنگه کفش در این قبر است.
#میناب
@Farsna
@EveDaughters
🔸علت اینکه تا به الان اسمی از این شهید منتشر نشده بود، درخواست پدر او برای باخبرنشدن مادر باردارش بود.
از او فقط یک لنگه کفش در این قبر است.
#میناب
@Farsna
@EveDaughters
😭10🙏2
*دلنوشته ی پدر شهید لیانا محمدی*
دخترم، شکوفهی نچیده در بهار کلاس دوم
امروز که به سراغت آمدهام، نه هدیهای در دست دارم و نه لبخندی بر لب
هدیهی من، تنها تپشهای بیقرار قلبی است که در سینهام میسوزد.
امروز اولین «نبودن» توست.
اولین تولدی است که جایت در آغوشم خالیست...
تو برای من، همیشه همان دختربچهی کلاس دومی هستی که قرار بود دنیا را با کتابهایش فتح کند...
مادرمعلمت، که خود اولین آموزگار الفبای مهربانی تو بود، حالا در آن سوی این خاک، در آغوش پرمهرخدا، دستهای کوچکت را گرفته است.
چقدر حسادت میکنم به آن بهشت که تو و مادر را در کنار هم دارد و سهم من، تنها مرور خاطرات ناتمامی است که با هر برگ دفتر مشقت، شعلهور میشود.
لیانا جان، درد نبودنت، زخمی نیست که با گذشت زمان التیام یابد؛ این دردی است که هر روز در من تازه میشود. تولدت در ملکوت مبارک، ای فرشتهای که کلاس دوم عمرت، به ابدیت پیوند خورد.
ما اینجا، در این دنیای دلتنگ، به یاد تو و مادرت، تا همیشه شمع داغمان را روشن نگه میداریم.
آرام بخواب دختربابا
تولدت مبارک فرشتهی کوچک من
#میناب
@motherboon
@EveDaughters
دخترم، شکوفهی نچیده در بهار کلاس دوم
امروز که به سراغت آمدهام، نه هدیهای در دست دارم و نه لبخندی بر لب
هدیهی من، تنها تپشهای بیقرار قلبی است که در سینهام میسوزد.
امروز اولین «نبودن» توست.
اولین تولدی است که جایت در آغوشم خالیست...
تو برای من، همیشه همان دختربچهی کلاس دومی هستی که قرار بود دنیا را با کتابهایش فتح کند...
مادرمعلمت، که خود اولین آموزگار الفبای مهربانی تو بود، حالا در آن سوی این خاک، در آغوش پرمهرخدا، دستهای کوچکت را گرفته است.
چقدر حسادت میکنم به آن بهشت که تو و مادر را در کنار هم دارد و سهم من، تنها مرور خاطرات ناتمامی است که با هر برگ دفتر مشقت، شعلهور میشود.
لیانا جان، درد نبودنت، زخمی نیست که با گذشت زمان التیام یابد؛ این دردی است که هر روز در من تازه میشود. تولدت در ملکوت مبارک، ای فرشتهای که کلاس دوم عمرت، به ابدیت پیوند خورد.
ما اینجا، در این دنیای دلتنگ، به یاد تو و مادرت، تا همیشه شمع داغمان را روشن نگه میداریم.
آرام بخواب دختربابا
تولدت مبارک فرشتهی کوچک من
#میناب
@motherboon
@EveDaughters
💔4😭3