سالها پیش وقتی مادرم که سفیر مرکز بهداشت محلهشان بود به همراه دوستانش برای غربالگری به مرکز معتمد رفتند، از سهتایشان او سلامت بود و دوتای دیگر درگیر.
خوشبختانه حاصل آن غربالگری، نجات از سرطان برای آن دو دوست شد و معاینههای سالانه برای مادرم تا اینکه در مراجعه امسال فهمید این خرچنگ موزی در پستانش جا خوش کرده.
در مدتی که برای درمان همراهیاش میکردم با شماری از مراجعهکنندگان گپ و گفت داشتم و در کمال تعجب، دریافتم میزان آگاهی نسبت به #سرطان_پستان همچنان بسیار کم است.
برخی زنان حتی با مشاهده علائم واضحی چون تغییرات در ظاهر پستان یا بروز جوشهای چرکی از مراجعه به پزشک امتناع کرده بودند که به مرور برخی از این روایتها را در کانال خواهم گذاشت اما فعلا از بنر برایتان عکس گرفتم که اگر امکانش را دارید در طرح غربالگری شرکت کنید و از سلامتتان مطمئن شوید./زنامروزی
مریم کمالی
@EveDauggters
خوشبختانه حاصل آن غربالگری، نجات از سرطان برای آن دو دوست شد و معاینههای سالانه برای مادرم تا اینکه در مراجعه امسال فهمید این خرچنگ موزی در پستانش جا خوش کرده.
در مدتی که برای درمان همراهیاش میکردم با شماری از مراجعهکنندگان گپ و گفت داشتم و در کمال تعجب، دریافتم میزان آگاهی نسبت به #سرطان_پستان همچنان بسیار کم است.
برخی زنان حتی با مشاهده علائم واضحی چون تغییرات در ظاهر پستان یا بروز جوشهای چرکی از مراجعه به پزشک امتناع کرده بودند که به مرور برخی از این روایتها را در کانال خواهم گذاشت اما فعلا از بنر برایتان عکس گرفتم که اگر امکانش را دارید در طرح غربالگری شرکت کنید و از سلامتتان مطمئن شوید./زنامروزی
مریم کمالی
@EveDauggters
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از رنجی که میبریم....
لیستی از قضاوتهای مرسوم بعد از شنیدن خبر تجاوز به یک زن.
بسیاری از قربانیان بخاطر همین قضاوتها تجربهشان را پنهان میکنند و یک عمر با یک رنج تلخ زندگی میکنند.
قضاوت تو دلیل احساس امنیت متجاوز است.
• برخی واژههای استفاده شده در کلیپ مناسب نیستند.
#قضاوت_متجاوز
#قضاوت_قربانیتجاوز
@EveDaughters
لیستی از قضاوتهای مرسوم بعد از شنیدن خبر تجاوز به یک زن.
بسیاری از قربانیان بخاطر همین قضاوتها تجربهشان را پنهان میکنند و یک عمر با یک رنج تلخ زندگی میکنند.
قضاوت تو دلیل احساس امنیت متجاوز است.
• برخی واژههای استفاده شده در کلیپ مناسب نیستند.
#قضاوت_متجاوز
#قضاوت_قربانیتجاوز
@EveDaughters
👍7
✍️
ناعادلانه بودن قرارداد ازدواج بین زن و مرد درمیان ما بر هیچکس پوشیده نبوده و نیست، چنانکه امام محمد غزالی آن را از جنس «بردگی» میداند و در نصیحهالملوک مینویسد:
و خداوندِ کتاب گوید واجب است برمردان حق زنان و سر پوشیدگان خود نگاه داشتن از روی ترحم و احسان و مدارا. و هرکه خواهد که برزن خویش رحیم و مهربان گردد، ده چیز را یاد باید کردن تا انصاف داده آید: یکی آن است که زن ترا طلاق نتواند دادن و تو توانی، و دیگر آنکه او از تو هیچ چیز نتواند ستدن و تو توانی که همه چیز ازو بستانی، سه دیگر آنکه او تا در حُكْمِ تو بُوَد شوی دیگر نتواند کردن و تو زن دیگر توانی کردن. چهارم آنکه او بی فرمان تو از خانه بیرون نتواند رفتن و تو توانی، پنجم آنکه او برهنه نتواند بودن و تو توانی. ششم آنکه او از تو ترسد و تو از و نترسی هفتم آنکه او از تو بتازه رویی و سخن خوش بسنده کند و تو ازو همه کارها نپسندی. هشتم آنکه او از همه خویشاوندان و مادر و پدر ببرد و تو از هیچ کس جدا نگردی و کنیزک خری و بروی بگزینی. نهم آنکه او پیوسته ترا خدمت کند و تو خدمت او نکنی. دهم آنکه او به بیماری تو خویشتن بکُشد و تو به مردگی او هیچ غم نخوری...
امروز بسیاری از ما کمابیش ازدواج را عقد قراردادی داوطلبانه بین دو انسان بالغ، عاقل و صاحب عواطف میدانیم. طبیعی است که حق فسخ آن هم باید بهطور مساوی برای طرفین محفوظ باشد. قوانین فعلی ازدواج در ایران خلاف عقل، اخلاق و عدالتی است که بشر امروز به آن باور دارد. مادام که قوانین فعلی تغییر نکنند، شرط شرافت و کرامت است که زنان و مردان تا آنجا که امکانپذیر باشد این قرارداد و شرایط آن را عادلانهتر، معقولتر و انسانیتر کنند.
دکتر #مریم_نصراصفهانی
https://t.me/neocritic/645
@EveDaughters
ناعادلانه بودن قرارداد ازدواج بین زن و مرد درمیان ما بر هیچکس پوشیده نبوده و نیست، چنانکه امام محمد غزالی آن را از جنس «بردگی» میداند و در نصیحهالملوک مینویسد:
و خداوندِ کتاب گوید واجب است برمردان حق زنان و سر پوشیدگان خود نگاه داشتن از روی ترحم و احسان و مدارا. و هرکه خواهد که برزن خویش رحیم و مهربان گردد، ده چیز را یاد باید کردن تا انصاف داده آید: یکی آن است که زن ترا طلاق نتواند دادن و تو توانی، و دیگر آنکه او از تو هیچ چیز نتواند ستدن و تو توانی که همه چیز ازو بستانی، سه دیگر آنکه او تا در حُكْمِ تو بُوَد شوی دیگر نتواند کردن و تو زن دیگر توانی کردن. چهارم آنکه او بی فرمان تو از خانه بیرون نتواند رفتن و تو توانی، پنجم آنکه او برهنه نتواند بودن و تو توانی. ششم آنکه او از تو ترسد و تو از و نترسی هفتم آنکه او از تو بتازه رویی و سخن خوش بسنده کند و تو ازو همه کارها نپسندی. هشتم آنکه او از همه خویشاوندان و مادر و پدر ببرد و تو از هیچ کس جدا نگردی و کنیزک خری و بروی بگزینی. نهم آنکه او پیوسته ترا خدمت کند و تو خدمت او نکنی. دهم آنکه او به بیماری تو خویشتن بکُشد و تو به مردگی او هیچ غم نخوری...
امروز بسیاری از ما کمابیش ازدواج را عقد قراردادی داوطلبانه بین دو انسان بالغ، عاقل و صاحب عواطف میدانیم. طبیعی است که حق فسخ آن هم باید بهطور مساوی برای طرفین محفوظ باشد. قوانین فعلی ازدواج در ایران خلاف عقل، اخلاق و عدالتی است که بشر امروز به آن باور دارد. مادام که قوانین فعلی تغییر نکنند، شرط شرافت و کرامت است که زنان و مردان تا آنجا که امکانپذیر باشد این قرارداد و شرایط آن را عادلانهتر، معقولتر و انسانیتر کنند.
دکتر #مریم_نصراصفهانی
https://t.me/neocritic/645
@EveDaughters
Telegram
Critic l مریم نصر
👍10❤2
دختران حوا
از رنجی که میبریم.... لیستی از قضاوتهای مرسوم بعد از شنیدن خبر تجاوز به یک زن. بسیاری از قربانیان بخاطر همین قضاوتها تجربهشان را پنهان میکنند و یک عمر با یک رنج تلخ زندگی میکنند. قضاوت تو دلیل احساس امنیت متجاوز است. • برخی واژههای استفاده شده در…
جوزف هلر:
«این مقاله با بررسی بیش از ۴۰۰۰ کامنت فضای مجازی(وبسایت روزنامه/فیسبوک) در مورد اخبار #تجاوز نتیجه میگیرد #سرزنش_قربانی و #حمایت_از_متجاوز رایجترین تِم کامنتها هستند، بخصوص وقتی که متجاوز فردی شناخته شده #سلبریتی و در فرهنگ عام است.»/بهمندارالشفایی
@EveDaughters
«این مقاله با بررسی بیش از ۴۰۰۰ کامنت فضای مجازی(وبسایت روزنامه/فیسبوک) در مورد اخبار #تجاوز نتیجه میگیرد #سرزنش_قربانی و #حمایت_از_متجاوز رایجترین تِم کامنتها هستند، بخصوص وقتی که متجاوز فردی شناخته شده #سلبریتی و در فرهنگ عام است.»/بهمندارالشفایی
@EveDaughters
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔭#مادر_نجوم_ایران
#آلنوش_طریان، نخستین #زن_فیزیکدان ایران و #مادر_ستارهشناسی ایران
آلنوش طریان، هجدهم آبانماه ۱۲۹۹ در خانوادهای ارمنی، تحصیلکرده و اهل فرهنگ در تهران به دنیا آمد. پدرش آرتوطریان دانشآموختهی نمایش و بازیگری از مسکو بود. مادر آلنوش، وارتو طریان نیز فارغالتحصیل رشتهی ادبیات از کشور سوئیس بود. وارتو طریان با نام هنری «لالا» همچنین هنرپیشه و کارگردان تئاتر نیز بود.
زنده ياد آلنوش طريان که از بنيانگذاران #رصدخانه در ايران بود تمام اموالش را وقف خيريه كرد و عاقبت در آسايشگاه سالمندان توحید تهران سال ۱۳۸۹ در سن نود سالگی از دنيا رفت.
او ازدواج نکرد و فرزندی نداشت و منزلش را در جلفای اصفهان وقف دانشجویان بیبضاعت در ایام تحصیلشان کرد.
@EveDaughters
#آلنوش_طریان، نخستین #زن_فیزیکدان ایران و #مادر_ستارهشناسی ایران
آلنوش طریان، هجدهم آبانماه ۱۲۹۹ در خانوادهای ارمنی، تحصیلکرده و اهل فرهنگ در تهران به دنیا آمد. پدرش آرتوطریان دانشآموختهی نمایش و بازیگری از مسکو بود. مادر آلنوش، وارتو طریان نیز فارغالتحصیل رشتهی ادبیات از کشور سوئیس بود. وارتو طریان با نام هنری «لالا» همچنین هنرپیشه و کارگردان تئاتر نیز بود.
زنده ياد آلنوش طريان که از بنيانگذاران #رصدخانه در ايران بود تمام اموالش را وقف خيريه كرد و عاقبت در آسايشگاه سالمندان توحید تهران سال ۱۳۸۹ در سن نود سالگی از دنيا رفت.
او ازدواج نکرد و فرزندی نداشت و منزلش را در جلفای اصفهان وقف دانشجویان بیبضاعت در ایام تحصیلشان کرد.
@EveDaughters
❤9
🔖افراد متاهل بیشتر با چه کسانی خیانت میکنند؟
✍️ دکتر زهره کشاورز
خیانت در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از روابط زناشویی رخ میدهد. وقتی افراد متأهل وارد رابطه خارج از ازدواج میشوند، بیشتر با دوستان صمیمی خود این کار را میکنند.
مردان بیشتر از زنان تمایل دارند با افراد ناشناس خیانت کنند یا حتی برای این کار هزینه کنند.
مطالعات زیادی بررسی کردهاند که چه تعداد از افراد متأهل خیانت میکنند. نتایج کمی متفاوت است، اما بهترین برآوردها نشان میدهد از هر ۴ تا ۵ همسر، یک نفر در طول رابطه خود دچار خیانت میشود.
با این حال، تحقیقات کمی به این موضوع پرداختهاند که این خیانت با چه کسانی اتفاق میافتد: دوستان، آشنایان یا غریبهها؟
ادامه:
https://salamatbarvari.ir/article/when-people-cheat-who-do-they-do-it-with
@EveDaughtere
✍️ دکتر زهره کشاورز
خیانت در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از روابط زناشویی رخ میدهد. وقتی افراد متأهل وارد رابطه خارج از ازدواج میشوند، بیشتر با دوستان صمیمی خود این کار را میکنند.
مردان بیشتر از زنان تمایل دارند با افراد ناشناس خیانت کنند یا حتی برای این کار هزینه کنند.
مطالعات زیادی بررسی کردهاند که چه تعداد از افراد متأهل خیانت میکنند. نتایج کمی متفاوت است، اما بهترین برآوردها نشان میدهد از هر ۴ تا ۵ همسر، یک نفر در طول رابطه خود دچار خیانت میشود.
با این حال، تحقیقات کمی به این موضوع پرداختهاند که این خیانت با چه کسانی اتفاق میافتد: دوستان، آشنایان یا غریبهها؟
ادامه:
https://salamatbarvari.ir/article/when-people-cheat-who-do-they-do-it-with
@EveDaughtere
👍2💔2
وقتی فاحشهگری در روم باستان قانونی بود
در روم باستان، فاحشهگری نهتنها ممنوع نبود، بلکه تحت نظارت دولت انجام میشد. زنان باید خود را ثبت میکردند، مجوز میگرفتند و حتی مالیات میدادند! در شهر پمپئی، فاحشهخانههایی کشف شده که روی دیوارهایشان نقاشیهایی از نوع خدمات هر اتاق دیده میشود.(بخشی از تصاویر این دیوارنگارهها را در همین پست میبینید.)
جامعه رومی نگاه پیچیدهای به روابط داشت: مردان در روابط آزادتر بودند، ولی از زنان انتظار وفاداری کامل میرفت. برای رومیها، رابطه جنسی بخشی از زندگی اجتماعی و قدرت بود نه لزوماً گناه یا شرم.
تصویر از آثار باستانی پمپئی، ایتالیا – قرن ۱ میلادی
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
در روم باستان، فاحشهگری نهتنها ممنوع نبود، بلکه تحت نظارت دولت انجام میشد. زنان باید خود را ثبت میکردند، مجوز میگرفتند و حتی مالیات میدادند! در شهر پمپئی، فاحشهخانههایی کشف شده که روی دیوارهایشان نقاشیهایی از نوع خدمات هر اتاق دیده میشود.(بخشی از تصاویر این دیوارنگارهها را در همین پست میبینید.)
جامعه رومی نگاه پیچیدهای به روابط داشت: مردان در روابط آزادتر بودند، ولی از زنان انتظار وفاداری کامل میرفت. برای رومیها، رابطه جنسی بخشی از زندگی اجتماعی و قدرت بود نه لزوماً گناه یا شرم.
تصویر از آثار باستانی پمپئی، ایتالیا – قرن ۱ میلادی
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
👍3👎2
یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا.
فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت:
بازم نیست دخترم...
بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست.
این چندمین بار بود؟
ششمین بار که چایی دارچین درست کرده بودم و به دل بابا نچسبیده بود.
چراشو هم خوب میدونستم.
چون مامان درستش نکرده بود.
از دیروز تا حالا که مامان رفته بود مسافرت سر چیزای کوچیک و بزرگ بهونه میگرفت.
تلفنشو برداشت شماره مامان رو گرفت و گوشیش رو گذاشت رو اسپیکر و با همون ژست همیشگیش با فاصله نگه داشت کنار گوشش.
مامان با همون صدای ریزش جواب داد:
بله؟
و من از همون فاصله حس کردم که دل بابا تاب خورد.
بعد از حرف های معمول تو خوبی و چه خبر و کجایی مامان پرسید:
به گلا آب دادی آقاجان؟
باز حس کردم که دل بابا تاب خورد.
این آقا جان گفتن های مامان همیشه کار دست بابا میداد و مامان خوب میدونست کی بگش.
بابا اخم کرد و گفت: نه!
دروغ میگفت.
داده بود.
با تمام خستگی و بی حوصله گیش تمام کاکتوس ها و بنفشه های رو بالکن رو دونه به دونه آب پاشی کرده بود.
میدونستم از سر دلتنگی لج کرده با مامان و میگه نه!
مامان گفت: عه...
طفلک ها تشنشونه. خشک میشن.
و بابا لجباز تر گفته بود:
خب خشک بشن.
جز دردسر چی دارن مگه؟
شما نگران بودی میموندی ابشون میدادی!
مامان با همون شم زنونه فهمیده بود عطر دلتنگی پیچیده تو تن بابا.
به صداش پیچ و ناز داد گفت:
تا شمارو دارم لازم نیست که نگرانشون باشم.
بابا باز دلش پیچ خورده و اخماش باز شده بود.
صدای سرفه مامان بخاطر حساسیت فصلی که اومده بود
بابا از حالت ارومش خارج شد و غرغر زد که چرا مواظب خودش نیست و حتما فردا بره دکتر.
از همون غرغر ها که حسابی مهربونن و دل آدم ضعف میره براشون.
بابا زیر چشمی به من که با لبخند مثلا سرم تو گوشیم بود یه نگاه انداخت و پاشد رفت تو اتاقشون تا باخیال راحت دلتنگیشو خالی کنه.
و من تمام مدت با همون لبخندی که مثلا سرم تو گوشیمه به این فکر میکردم که من و هم نسل های من چکار کردیم با دنیامون؟ پر ادعاترین نسلیم توی عاشقی...
کمتر کسی رو میبینیم که این روزها کسی با عنوان "عشقم" تو زندگیش نباشه...
اما چه "عشقم" هایی؟
"عشقم" هایی که ماه به ماه هم حالا نه...
اما سال به سال عوضشون میکنیم...
سر کوچیکترین چیزی قهر میکنیم،
جدا میشیم،
بهم میزنیم...
تا کوچیکترین سنگی سر راه مون میافته از ترس اینکه اون سنگ سرمون رو نشکنه میکشیم عقب و اون رابطه رو تموم میکنیم بدون اینکه حتی تمرین کنیم برای جنگیدن و عاشق موندن.
واقعیت اینه دل هامون هرزه شده.
حتی بیشتر از تن هامون.
واقعیت اینه هیچکدوم بلد نیستیم جوری عاشق بمونیم که بعد از سالها، تو چهل و چند سالگیمون برای هم دلتنگ بشیم و از پشت تلفن دلمون برای هم ضعف بره!
چه کردیم با دنیامون؟
راستی...
این چندمین "عشقم" ات هست؟
این چندمین نفریه که دلت براش هرز رفته؟/زنامروزی
نویسنده ناشناس
@EveDaughters
فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت:
بازم نیست دخترم...
بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست.
این چندمین بار بود؟
ششمین بار که چایی دارچین درست کرده بودم و به دل بابا نچسبیده بود.
چراشو هم خوب میدونستم.
چون مامان درستش نکرده بود.
از دیروز تا حالا که مامان رفته بود مسافرت سر چیزای کوچیک و بزرگ بهونه میگرفت.
تلفنشو برداشت شماره مامان رو گرفت و گوشیش رو گذاشت رو اسپیکر و با همون ژست همیشگیش با فاصله نگه داشت کنار گوشش.
مامان با همون صدای ریزش جواب داد:
بله؟
و من از همون فاصله حس کردم که دل بابا تاب خورد.
بعد از حرف های معمول تو خوبی و چه خبر و کجایی مامان پرسید:
به گلا آب دادی آقاجان؟
باز حس کردم که دل بابا تاب خورد.
این آقا جان گفتن های مامان همیشه کار دست بابا میداد و مامان خوب میدونست کی بگش.
بابا اخم کرد و گفت: نه!
دروغ میگفت.
داده بود.
با تمام خستگی و بی حوصله گیش تمام کاکتوس ها و بنفشه های رو بالکن رو دونه به دونه آب پاشی کرده بود.
میدونستم از سر دلتنگی لج کرده با مامان و میگه نه!
مامان گفت: عه...
طفلک ها تشنشونه. خشک میشن.
و بابا لجباز تر گفته بود:
خب خشک بشن.
جز دردسر چی دارن مگه؟
شما نگران بودی میموندی ابشون میدادی!
مامان با همون شم زنونه فهمیده بود عطر دلتنگی پیچیده تو تن بابا.
به صداش پیچ و ناز داد گفت:
تا شمارو دارم لازم نیست که نگرانشون باشم.
بابا باز دلش پیچ خورده و اخماش باز شده بود.
صدای سرفه مامان بخاطر حساسیت فصلی که اومده بود
بابا از حالت ارومش خارج شد و غرغر زد که چرا مواظب خودش نیست و حتما فردا بره دکتر.
از همون غرغر ها که حسابی مهربونن و دل آدم ضعف میره براشون.
بابا زیر چشمی به من که با لبخند مثلا سرم تو گوشیم بود یه نگاه انداخت و پاشد رفت تو اتاقشون تا باخیال راحت دلتنگیشو خالی کنه.
و من تمام مدت با همون لبخندی که مثلا سرم تو گوشیمه به این فکر میکردم که من و هم نسل های من چکار کردیم با دنیامون؟ پر ادعاترین نسلیم توی عاشقی...
کمتر کسی رو میبینیم که این روزها کسی با عنوان "عشقم" تو زندگیش نباشه...
اما چه "عشقم" هایی؟
"عشقم" هایی که ماه به ماه هم حالا نه...
اما سال به سال عوضشون میکنیم...
سر کوچیکترین چیزی قهر میکنیم،
جدا میشیم،
بهم میزنیم...
تا کوچیکترین سنگی سر راه مون میافته از ترس اینکه اون سنگ سرمون رو نشکنه میکشیم عقب و اون رابطه رو تموم میکنیم بدون اینکه حتی تمرین کنیم برای جنگیدن و عاشق موندن.
واقعیت اینه دل هامون هرزه شده.
حتی بیشتر از تن هامون.
واقعیت اینه هیچکدوم بلد نیستیم جوری عاشق بمونیم که بعد از سالها، تو چهل و چند سالگیمون برای هم دلتنگ بشیم و از پشت تلفن دلمون برای هم ضعف بره!
چه کردیم با دنیامون؟
راستی...
این چندمین "عشقم" ات هست؟
این چندمین نفریه که دلت براش هرز رفته؟/زنامروزی
نویسنده ناشناس
@EveDaughters
💔9👍7❤1👎1
✍️
لباسهایمان
✅ بیشترین محتوای متفرقه در صفحه اینستاگرام من مربوط به «استایل کردن» به منظور «با لِوِل» بهنظر رسیدن است. از میان همه سبکهای پوشش «مدل قدیمی» را بیشتر میبینم که روی آن با صدای دوبلورهای کارتونهای پرنسسی صداگذاری شده است. فرستههای پربسامد بعدی متعلق به چادرهستند. مثلا زن یا مرد بلاگری به زنان رهگذر پیشنهاد میدهد چادر سرکنند و ناغافل «استایلشان» را در آینه ببینند.
✅ نسبت زنان با لباسهایشان بسیار پیچیدهتر از نسبت مردان با لباسشان است. برش لباسهای زنان، جاهایی که تنگ یا گشاد میشود، جاهایی که پیداست و جاهایی که پنهان است، جوری که باید به نظر برسد. پستانهایی که به کمک کاپ برجستهتر میشوند و شکمی که به کمک گن صاف میشود و قدی که به کمک پاشنه بلندتر میشود و کمری که باریکتر و باسنی که گردتر و... لباس پوشیدن زنها در درجه اول برای خودشان نیست. حتما باید در آینه نگاه کنند و از آینه بپرسند آیا به اندازه کافی «خوب» هستند؟
✅ حتی آن زنی که شکایت میکند «چرا هیچ ارگان و نهادی به فکر قیمت چادر نیست؟» اعتراف میکند(شاید هم تهدید میکند) که لباسِ او لباس او نیست، وگرنه چرا باید نهادها و ارگانها به طور خاص مسئولیتی درقبال لباس او داشته باشند؟
✅ انگار برایمان عادی و طبیعی است که نگاهمان به لباسمان از چشم دیگران باشد. آینه نشان میدهد چقدر به معیارهای زیباییِ براساسِ سلیقۀ دیگری نزدیک شدهایم. حتی وقتی به «قدیم» فکر میکنیم، ایدهای درباره قدیم خودمان نداریم، بلکه قدیم ما همان وینتیج آنهاست. به همان چیزی میگوییم قدیم که کاربر اروپایی اینستاگرام میگوید. لباسهای ما را نگاهها و خاطرات دیگران میدوزد. حتی نوستالژیاش هم از آن خودمان نیست.
✅ اضافه کنید صفحات شبکههای اجتماعی را...انگار ما هیچ عاملیتی بر لباسهایمان نداریم. چشمان دیگری مدام درحال ارزیابی و ازرشگذاری است. در حال توصیه و تحقیر سایز اندامها و یا حدود پوشیدگی و برهنگی آنها. چشمانِ خودِ من هم به این ناظران و ارزیابان سرزنشگر اضافه میشود. کشها، فنرها، سوزنها، سنجاقها، پاشنهها، گیرها، زنجیرها...همه برای خوب و «با لِوِل» به نظر رسیدن ضروریاند.
✅ با این حال، نسبت ما با لباسهایمان پیچیدهتر از این حرفهاست. همه ما تجربیاتی از لباسهایی داریم که از آنها لذت بردهایم و دلمان نمیآید دور بیاندازیمشان.(مثلا من پیراهن پرخاطرهای داشتم که وقتی حسابی کهنه شد دکمههایش را یادگاری نگاه داشتم و به پیراهن جدیدم دوختم تا حس و خاطرات خوبش را گم نکنم.)
لباسها ما را با آدمها و خاطرات پیوند میدهند. باز، لباسها از بازیهای بچگی تا آخرین سالهای پیری وسیله رویاپردازیهای زنان هستند. دختر خردسالی که کفش پاشنهبلند مادرش را میپوشد، دخترهایی که «به سبک قدیمی/وینتیج» لباس میپوشند، مادر بزرگی که از کوله بنفش نوهاش استفاده میکند. امکان جادویی لباس اینطور جاها خودش را نشان میدهد: امکان حرکت در زمان و مکان و جغرافیا. امکان رویاپردازی. امکان خاطرهبازی، امکان فراتر رفتن و مجال دادن به تخیل و خوشی.
✅ بدِ ماجرا هماینجاست که همین لذت و تخیل براحتی به مثابه ابزار کنترل و کالاسازی بدن، ترویج مصرفگرایی، تولید انبوه زباله، استثمارکارگرانِ زن در کشورهای جهانسوم و...در هوا قاپیده میشود. اینجاست که زنان از زنان دعوت میکنند در مواجهه با هجوم تبلیغات پیرامون مد و لباس هوشیار باشیم. صاحبان ثروت و قدرت به خوبی از این کارکرد لباسها آگاهند.
آنها به خوبی میدانند چطور از خاطرات، حسرتها، رویاها، تخیلات و لذتهای ما پول بسازند.
✅ سنجیدن انتخابها و اندیشیدن به لباسهایمان، کاری که با ما میکنند و کاری که ما میتوانیم با آنها بکنیم، جزو مهارتهایی است که در کنار مهارت برای «استایل کردن» ضروری بهنظر میرسد. مهارت مقاومت با لباسهایمان: مقاومت دربرابر کنترل و سرکوب، مقاومت دربرابر نگاه ابزاری، مقاومت دربرابر مصرفگرایی و دامن زدن به استثمار و فربه شدن سرمایهداری که این روزها واضحتر چهره بینقابش را شاهدیم.
🧷نقل قول از این مقاله است:
Young, I. M. (2005). “Women recovering our clothes”. In On female body experience (pp. 63-74). Oxford University Press
@neocritic
@EveDaughters
لباسهایمان
✅ بیشترین محتوای متفرقه در صفحه اینستاگرام من مربوط به «استایل کردن» به منظور «با لِوِل» بهنظر رسیدن است. از میان همه سبکهای پوشش «مدل قدیمی» را بیشتر میبینم که روی آن با صدای دوبلورهای کارتونهای پرنسسی صداگذاری شده است. فرستههای پربسامد بعدی متعلق به چادرهستند. مثلا زن یا مرد بلاگری به زنان رهگذر پیشنهاد میدهد چادر سرکنند و ناغافل «استایلشان» را در آینه ببینند.
✅ نسبت زنان با لباسهایشان بسیار پیچیدهتر از نسبت مردان با لباسشان است. برش لباسهای زنان، جاهایی که تنگ یا گشاد میشود، جاهایی که پیداست و جاهایی که پنهان است، جوری که باید به نظر برسد. پستانهایی که به کمک کاپ برجستهتر میشوند و شکمی که به کمک گن صاف میشود و قدی که به کمک پاشنه بلندتر میشود و کمری که باریکتر و باسنی که گردتر و... لباس پوشیدن زنها در درجه اول برای خودشان نیست. حتما باید در آینه نگاه کنند و از آینه بپرسند آیا به اندازه کافی «خوب» هستند؟
✅ حتی آن زنی که شکایت میکند «چرا هیچ ارگان و نهادی به فکر قیمت چادر نیست؟» اعتراف میکند(شاید هم تهدید میکند) که لباسِ او لباس او نیست، وگرنه چرا باید نهادها و ارگانها به طور خاص مسئولیتی درقبال لباس او داشته باشند؟
✅ انگار برایمان عادی و طبیعی است که نگاهمان به لباسمان از چشم دیگران باشد. آینه نشان میدهد چقدر به معیارهای زیباییِ براساسِ سلیقۀ دیگری نزدیک شدهایم. حتی وقتی به «قدیم» فکر میکنیم، ایدهای درباره قدیم خودمان نداریم، بلکه قدیم ما همان وینتیج آنهاست. به همان چیزی میگوییم قدیم که کاربر اروپایی اینستاگرام میگوید. لباسهای ما را نگاهها و خاطرات دیگران میدوزد. حتی نوستالژیاش هم از آن خودمان نیست.
در پوشیدن لباسهایمان، به خودمان بر اساس زیباییشناسی غالب تصویرها شکل میدهیم. اینجا، آینه ابزاری برای بازنمایی به ما میدهد. در آینه، ما «واقعیتهای محض» را نمیبینیم، بلکه تصویری بالباس میبینیم که بازتابدهنده تصاویر معمول مجلهها و فیلمها از ما در لباسهایمان است. زندگی شهری معاصر فرصتهای بیشماری برای دیدن خودمان فراهم میکند—در لابیهای هتلها و تئاترها، در رستورانها و اتاقهای آرایش، در ایستگاههای قطار و ویترین مغازهها.
✅ اضافه کنید صفحات شبکههای اجتماعی را...انگار ما هیچ عاملیتی بر لباسهایمان نداریم. چشمان دیگری مدام درحال ارزیابی و ازرشگذاری است. در حال توصیه و تحقیر سایز اندامها و یا حدود پوشیدگی و برهنگی آنها. چشمانِ خودِ من هم به این ناظران و ارزیابان سرزنشگر اضافه میشود. کشها، فنرها، سوزنها، سنجاقها، پاشنهها، گیرها، زنجیرها...همه برای خوب و «با لِوِل» به نظر رسیدن ضروریاند.
✅ با این حال، نسبت ما با لباسهایمان پیچیدهتر از این حرفهاست. همه ما تجربیاتی از لباسهایی داریم که از آنها لذت بردهایم و دلمان نمیآید دور بیاندازیمشان.(مثلا من پیراهن پرخاطرهای داشتم که وقتی حسابی کهنه شد دکمههایش را یادگاری نگاه داشتم و به پیراهن جدیدم دوختم تا حس و خاطرات خوبش را گم نکنم.)
لباسها ما را با آدمها و خاطرات پیوند میدهند. باز، لباسها از بازیهای بچگی تا آخرین سالهای پیری وسیله رویاپردازیهای زنان هستند. دختر خردسالی که کفش پاشنهبلند مادرش را میپوشد، دخترهایی که «به سبک قدیمی/وینتیج» لباس میپوشند، مادر بزرگی که از کوله بنفش نوهاش استفاده میکند. امکان جادویی لباس اینطور جاها خودش را نشان میدهد: امکان حرکت در زمان و مکان و جغرافیا. امکان رویاپردازی. امکان خاطرهبازی، امکان فراتر رفتن و مجال دادن به تخیل و خوشی.
✅ بدِ ماجرا هماینجاست که همین لذت و تخیل براحتی به مثابه ابزار کنترل و کالاسازی بدن، ترویج مصرفگرایی، تولید انبوه زباله، استثمارکارگرانِ زن در کشورهای جهانسوم و...در هوا قاپیده میشود. اینجاست که زنان از زنان دعوت میکنند در مواجهه با هجوم تبلیغات پیرامون مد و لباس هوشیار باشیم. صاحبان ثروت و قدرت به خوبی از این کارکرد لباسها آگاهند.
آنها به خوبی میدانند چطور از خاطرات، حسرتها، رویاها، تخیلات و لذتهای ما پول بسازند.
✅ سنجیدن انتخابها و اندیشیدن به لباسهایمان، کاری که با ما میکنند و کاری که ما میتوانیم با آنها بکنیم، جزو مهارتهایی است که در کنار مهارت برای «استایل کردن» ضروری بهنظر میرسد. مهارت مقاومت با لباسهایمان: مقاومت دربرابر کنترل و سرکوب، مقاومت دربرابر نگاه ابزاری، مقاومت دربرابر مصرفگرایی و دامن زدن به استثمار و فربه شدن سرمایهداری که این روزها واضحتر چهره بینقابش را شاهدیم.
🧷نقل قول از این مقاله است:
Young, I. M. (2005). “Women recovering our clothes”. In On female body experience (pp. 63-74). Oxford University Press
@neocritic
@EveDaughters
👍6
📍 گزارش «شرق» از فعالیت «سامانه سقط جنین ایمن» و روایت زنانی که در شرایط سخت جنینشان را از دست دادهاند
✍🏻 مریم لطفی
📌۱۱ مرداد ۱۴۰۴، وزارت بهداشت سامانه ثبت سقط جنینهای قانونی را رونمایی کرد که زیرمجموعهای از سامانه ملی باروری سالم است. هدف این سامانه، شفافسازی آمار مربوط به سقط جنین قانونی و ساماندهی فرایند تصمیمگیری با رعایت استانداردهای پزشکی و حقوقی اعلام شده است.
📌آنگونه که از ساختار و روند این سامانه برمیآید، تنها زنانی میتوانند از خدمات سقطدرمانی بهرهمند شوند که ازدواج قانونی ثبتشده دارند و اطلاعات هویتی و پزشکی آنها به طور رسمی قابل پیگیری است.
📌به عبارت دیگر، زنانی که در بارداریهای خارج از چارچوب رسمی ازدواج قرار دارند یا امکان ثبت قانونی اطلاعات خود را ندارند، ازجمله قربانیان #تجاوزجنسی که ناخواسته باردار شدهاند، جایی در این سامانه نخواهند داشت.
👈🏻 گزارش کامل:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1039221
@EveDaughters
✍🏻 مریم لطفی
📌۱۱ مرداد ۱۴۰۴، وزارت بهداشت سامانه ثبت سقط جنینهای قانونی را رونمایی کرد که زیرمجموعهای از سامانه ملی باروری سالم است. هدف این سامانه، شفافسازی آمار مربوط به سقط جنین قانونی و ساماندهی فرایند تصمیمگیری با رعایت استانداردهای پزشکی و حقوقی اعلام شده است.
📌آنگونه که از ساختار و روند این سامانه برمیآید، تنها زنانی میتوانند از خدمات سقطدرمانی بهرهمند شوند که ازدواج قانونی ثبتشده دارند و اطلاعات هویتی و پزشکی آنها به طور رسمی قابل پیگیری است.
📌به عبارت دیگر، زنانی که در بارداریهای خارج از چارچوب رسمی ازدواج قرار دارند یا امکان ثبت قانونی اطلاعات خود را ندارند، ازجمله قربانیان #تجاوزجنسی که ناخواسته باردار شدهاند، جایی در این سامانه نخواهند داشت.
👈🏻 گزارش کامل:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1039221
@EveDaughters
شرق
از نور اتاق جراحی تا سایه زیرزمین
زندگی برای «میم» در یک لحظه از مدار معمولش خارج شد. میان روزهای شلوغ دانشجویی، در ۲۴سالگی و در فضای محدود و پر رمز و راز خوابگاه، ناگهان با واقعیتی مواجه شد که هیچگونه آمادگی برایش نداشت؛ بارداری ناخواسته: «آن روزها هیچ راهی پیشرویم نمیدیدم؛ فقط یک فکر…
🤔5👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدن زنی سالمند و اهل فضل حالم را عجیب خوش کرد. عاقله زنی که در سن هشتاد سالگی عضو کتابخانه شهرشان است و...
@EveDaughters
@EveDaughters
❤13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ سه چالش اصلی در روابط زوجین در دنیا
➕۱. برقرار کردن ارتباط مؤثر
زوجهایی که زبان مشترک عاطفی ندارند یا درک درستی از نیازها و احساسات هم ندارند، در معرض سوءتفاهمهای پیدرپی قرار میگیرند.
پیشنهاد کاربردی: صحبت درباره «من»، نیازها و امیدها — بهجای انتقاد از میخواهیها — میتواند درک متقابل را افزایش دهد.
➕۲. مدیریت هیجان
ناتوانی در کنترل احساساتی مانند عصبانیت، اضطراب یا ناامیدی منجر به واکنشهای تند، فاصلهگیری هیجانی و اختلال در تعارضگشایی میشود.پیشنهاد کاربردی: استفاده از تکنیکهایی مانند تنفس آگاهانه یا وقفه فیزیولوژیک به تنظیم هیجانی و حفظ آرامش در گفتگو کمک میکند.
➕۳. حل مسئله مشارکتی
وقتی زوجین مسأله را بهصورت “ما در برابر مشکل” نمیبینند، بلکه “من در برابر تو”، بحران اغلب دشوارتر، طولانیتر و عمیقتر میشود.
پیشنهاد کاربردی: یافتن همسویی در هدف و راهحلجویی مشترک، به جای رویارویی یا اجبار، کلید موفقیت است.
@zistboommedia
@EveDaughters
➕۱. برقرار کردن ارتباط مؤثر
زوجهایی که زبان مشترک عاطفی ندارند یا درک درستی از نیازها و احساسات هم ندارند، در معرض سوءتفاهمهای پیدرپی قرار میگیرند.
پیشنهاد کاربردی: صحبت درباره «من»، نیازها و امیدها — بهجای انتقاد از میخواهیها — میتواند درک متقابل را افزایش دهد.
➕۲. مدیریت هیجان
ناتوانی در کنترل احساساتی مانند عصبانیت، اضطراب یا ناامیدی منجر به واکنشهای تند، فاصلهگیری هیجانی و اختلال در تعارضگشایی میشود.پیشنهاد کاربردی: استفاده از تکنیکهایی مانند تنفس آگاهانه یا وقفه فیزیولوژیک به تنظیم هیجانی و حفظ آرامش در گفتگو کمک میکند.
➕۳. حل مسئله مشارکتی
وقتی زوجین مسأله را بهصورت “ما در برابر مشکل” نمیبینند، بلکه “من در برابر تو”، بحران اغلب دشوارتر، طولانیتر و عمیقتر میشود.
پیشنهاد کاربردی: یافتن همسویی در هدف و راهحلجویی مشترک، به جای رویارویی یا اجبار، کلید موفقیت است.
@zistboommedia
@EveDaughters
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سرنوشت عشق آتشین شاهرخ و سمیه چه شد؟
🔹۲۹سال از جنایت خیابان گاندی که توسط ۲نوجوان رخ داد میگذرد. شاهرخ و سمیه برای اینکه بتوانند از سد مخالفتهای خانواده سمیه برای ازدواج عبور کنند، نقشه هولناکی کشیدند که با قتل خواهر و برادر ۱۳ و ۸ساله سمیه همراه شد.
🔹این جنایت تا مدتها نقل محافل و کمتر کسی از آن بیخبر بود.
🔹در سال۷۵ این اتفاق باعث تأثیر زیادی در جامعه شد. مردم به ۲بخش تقسیم شده بودند، برخی از آندو خشمگین بودند، بعضی نیز معتقد بودند که آنها کودک هستند و باید با ترحم با آنها رفتار کرد. در این بین جوانانی هم بودند که دیدگاه عشقی تندی داشتند و روی دیوارها مینوشتند: « لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شاهرخ و سمیه»!
🔹وی در پاسخ به سوال عموم مردم مبنی بر سرنوشت شاهرخ و سمیه بعد از سپری کردن محکومیت در زندان، گفت: با توجه به گذشت پدر و مادر سمیه از قصاص، حکم دادگاه بعد از ۳ماه رسیدگی صادر و سمیه به ۱۲سال و شاهرخ به ۱۰سال حبس محکوم شدند که هرکدام ۲، ۳سال بعد آزاد شدند. آنها بعد از آزادی با هم ازدواج نکردند و هرکدام زندگی تازهای در پیش گرفتند، درحالیکه هیچ مانعی برای ازدواج نداشتند./هفت صبح
@EveDaughters
🔹۲۹سال از جنایت خیابان گاندی که توسط ۲نوجوان رخ داد میگذرد. شاهرخ و سمیه برای اینکه بتوانند از سد مخالفتهای خانواده سمیه برای ازدواج عبور کنند، نقشه هولناکی کشیدند که با قتل خواهر و برادر ۱۳ و ۸ساله سمیه همراه شد.
🔹این جنایت تا مدتها نقل محافل و کمتر کسی از آن بیخبر بود.
🔹در سال۷۵ این اتفاق باعث تأثیر زیادی در جامعه شد. مردم به ۲بخش تقسیم شده بودند، برخی از آندو خشمگین بودند، بعضی نیز معتقد بودند که آنها کودک هستند و باید با ترحم با آنها رفتار کرد. در این بین جوانانی هم بودند که دیدگاه عشقی تندی داشتند و روی دیوارها مینوشتند: « لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شاهرخ و سمیه»!
🔹وی در پاسخ به سوال عموم مردم مبنی بر سرنوشت شاهرخ و سمیه بعد از سپری کردن محکومیت در زندان، گفت: با توجه به گذشت پدر و مادر سمیه از قصاص، حکم دادگاه بعد از ۳ماه رسیدگی صادر و سمیه به ۱۲سال و شاهرخ به ۱۰سال حبس محکوم شدند که هرکدام ۲، ۳سال بعد آزاد شدند. آنها بعد از آزادی با هم ازدواج نکردند و هرکدام زندگی تازهای در پیش گرفتند، درحالیکه هیچ مانعی برای ازدواج نداشتند./هفت صبح
@EveDaughters
😱5👍2
🔴 روایت دخترانی که پیش از ازدواج مجبور به گرفتن برگه تأیید دوشیزگی شدهاند
گواهی شرم
✍🏻 نسترن فرخه
📌به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب برای تأیید دخترانگیاش، بیشتر میشود. پشت درِ این اتاق، همه منتظرند تا پزشک فرم گواهی سلامت ... را به آنها تحویل دهد. این رسمی همیشگی قبل از مراسم ازدواج در خانواده آنهاست که دختران باید گواهی بگیرند: «از خودم و همه آدمهایی که وادارم کرده بودند تا برای تأیید دخترانگی روی آن تخت دراز بکشم، بیزار شده بودم. از بدنم، از زن بودنم، از همه چیز متنفر بودم. از اینکه همسرم پشت درِ مطب نشسته بود تا گواهی را تحویل بگیرد، خشمگین بودم».
📌همه آنها وقتی برای معاینه روی تخت مطب دکتر زنان دراز کشیدند، حس تحقیر همراه با شرم و تنفر را تجربه کردند. تنفر از بدن زنانه خودشان و اجباری که آنها را به این کار واداشته است. آنها زنانی جوان از طبقههای اقتصادی متفاوتاند که قبل از ازدواج، بنا بر فرهنگ خانواده باید برگه گواهی میگرفتند. حتی برخی هنگام طلاق هم این معاینه را انجام دادهاند و آن را اجباری قانونی به حساب میآورند. رسم و رسوماتی که هنوز هم با وجود تحولات فرهنگی در بطن برخی خانوادهها ریشه دارد؛ روایتهایی که نه از سالها دور، بلکه در همین چند سال و حتی چند هفته اخیر در دل کلانشهر تهران برای برخی زنان اتفاق افتاده است.
📌به باور بسیاری، این نگاه زن را نه به عنوان یک انسان دارای احساس، بلکه کالایی برای سنجش آبروی خانوادگی میبیند؛ موضوعی که مرضیه مددیدارستانی سالها روی آن پژوهش کرده و باور دارد که در مواجهه با این مقوله، در تمامی ابعاد آن، اعم از معاینه، عملهای ترمیم و مناسک مرتبط با آن در ازدواج، هویت انسانی زن نادیده گرفته میشود.
📌بااینحال، قانون هم بر اثرگذاری این فرهنگ شدت میبخشد. طبق گفتههای شیما قوشه، وکیل دادگستری، با اینکه این گواهی برای زنان در مراجع قانونی مرجعیت دارد، گواهینامهای برای مردان وجود ندارد تا در چالشهای حقوقی بین زوجین مرجعیتی داشته باشد.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
@BashgaheZanan
@EveDaughters
گواهی شرم
✍🏻 نسترن فرخه
📌به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب برای تأیید دخترانگیاش، بیشتر میشود. پشت درِ این اتاق، همه منتظرند تا پزشک فرم گواهی سلامت ... را به آنها تحویل دهد. این رسمی همیشگی قبل از مراسم ازدواج در خانواده آنهاست که دختران باید گواهی بگیرند: «از خودم و همه آدمهایی که وادارم کرده بودند تا برای تأیید دخترانگی روی آن تخت دراز بکشم، بیزار شده بودم. از بدنم، از زن بودنم، از همه چیز متنفر بودم. از اینکه همسرم پشت درِ مطب نشسته بود تا گواهی را تحویل بگیرد، خشمگین بودم».
📌همه آنها وقتی برای معاینه روی تخت مطب دکتر زنان دراز کشیدند، حس تحقیر همراه با شرم و تنفر را تجربه کردند. تنفر از بدن زنانه خودشان و اجباری که آنها را به این کار واداشته است. آنها زنانی جوان از طبقههای اقتصادی متفاوتاند که قبل از ازدواج، بنا بر فرهنگ خانواده باید برگه گواهی میگرفتند. حتی برخی هنگام طلاق هم این معاینه را انجام دادهاند و آن را اجباری قانونی به حساب میآورند. رسم و رسوماتی که هنوز هم با وجود تحولات فرهنگی در بطن برخی خانوادهها ریشه دارد؛ روایتهایی که نه از سالها دور، بلکه در همین چند سال و حتی چند هفته اخیر در دل کلانشهر تهران برای برخی زنان اتفاق افتاده است.
📌به باور بسیاری، این نگاه زن را نه به عنوان یک انسان دارای احساس، بلکه کالایی برای سنجش آبروی خانوادگی میبیند؛ موضوعی که مرضیه مددیدارستانی سالها روی آن پژوهش کرده و باور دارد که در مواجهه با این مقوله، در تمامی ابعاد آن، اعم از معاینه، عملهای ترمیم و مناسک مرتبط با آن در ازدواج، هویت انسانی زن نادیده گرفته میشود.
📌بااینحال، قانون هم بر اثرگذاری این فرهنگ شدت میبخشد. طبق گفتههای شیما قوشه، وکیل دادگستری، با اینکه این گواهی برای زنان در مراجع قانونی مرجعیت دارد، گواهینامهای برای مردان وجود ندارد تا در چالشهای حقوقی بین زوجین مرجعیتی داشته باشد.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
@BashgaheZanan
@EveDaughters
Telegraph
روایت دخترانی که پیش از ازدواج مجبور به گرفتن برگه تأیید دوشیزگی شدهاند
به گزارش گروه رسانهای شرق، بغضی که از خانه همراهش بود، روی تخت مطب دکتر زنان میترکد. با لرزشی در کل اندامش و دستانی که از استرس یخ کرده، باید لباسش را دربیاورد تا روی تخت دراز بکشد. حس شرم، خجالت و حتی خشمی را تجربه میکند که با انتظار عدهای پشت در مطب…
🤬7💔5❤1
📌موضوع شهادت و بیضه
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
@EveDaughters
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
توییتهای شما را نگاه میکردم و به موارد بسیار جالبی رسیدم....عضو هیئت علمی... تصویری که در آن یادی از اسافل شده است را تحسین میکند. این تعامل توییتری شما را برای بقیه اساتید و روسای ...هم ارسال میکنم تا بدانند همکارشان ...
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
@EveDaughters
Wikipedia
میم اینترنتی
میم اینترنتی، میم یا یاده (به انگلیسی: Internet meme)، اصطلاحی در فرهنگ مجازی برای توصیف موضوع، عقیده، رفتار، تصویر یا شوخی یا سبکی در اینترنت و رسانههای اجتماعی است.
👍9❤1
مرا از یاد نبر، نام دخترت را مریم بگذار
ترجمه: سپیده جدیری
کانون زنان ایرانی
مریم ابو دقه، خبرنگار فلسطینی، وصیتنامهای به پسرش نوشته بود تا اگر کشته شد، به دست او برسد. این خبرنگار در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به بیمارستان ناصر در غزه، در کنار تنی چند از همکارانش به شهادت رسید.
آنچه میخوانید، وصیت او به پسرش است.
«تو جان و دل مادری، غیث! پس از تو میخواهم که به جای گریه کردن، برایم دعا کنی. در این صورت میتوانم همیشه خوشحال بمانم. دلم میخواهد با سختکوشیات، سرآمد بودن و تواناییهایت سربلندم کنی. دلم میخواهد موفق باشی عزیزدلم. دلم میخواهد که تو عزیزم مرا از یاد نبری. من هر کاری کردم تا تو احساس خوشحالی کنی، شاد و آسوده باشی و همه چیز برایت فراهم باشد. و وقتی بزرگ شدی، ازدواج کردی و دختردار شدی، اسمش را به یاد من، مریم بگذاری.
تو عشق من، قلب من، پشت و پناه من، جان من و پسری هستی که باعث افتخار من است. پس همواره از اینکه بشنوم آدم خوشنامی شدهای خوشحال خواهم شد. و ماموریتی که به تو میدهم، عبادت است و عبادت است و عبادت.»
بر اساس گزارش ابی سوئل، سردبیر خبرگزاری آسوشیتدپرس، غیث، پسر دوازده سالهی مریم ابو دقه، در ماههای نخست نسلکشی، از غزه خارج شده بود. سوئل در پستی در شبکهی اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مریم ابو دقه نیز همچون تمام همکاران فلسطینی ما در غزه، یک قهرمان واقعی بود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دربارهی مریم ابو دقه نوشته است که او اغلب در بیمارستان ناصر مستقر بود و وضعیت کودکان گرسنهای را که دچار سوءتغذیه شده بودند، گزارش میداد.
به گفتهی منابع فلسطینی، در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به این بیمارستان، دستکم بیست نفر که در میان آنها علاوه بر مریم، نام چهار خبرنگار دیگر نیز به چشم میخورد کشته و تنی چند نیز مجروح شدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود در این زمینه نوشته است که نخستین موشک اسرائیل که این بیمارستان را هدف قرار داده، به محل استقرار تیمهای خبری در طبقهی بالای آن اصابت کرده و منجر به کشته شدن «حسام المصری»، عکاس و فیلمبردار این خبرگزاری شده است. اما در حملهی دومِ اسرائیل به این بیمارستان بوده که مریم ابو دقه (خبرنگار آزاد آسوشیتدپرس و ایندیپندنت عربی)، محمد سلامه (عکاس خبری الجزیره)، معاذ ابو طه (خبرنگار آزاد چند رسانهی بینالمللی از جمله رویترز) و احمد ابو عزیز (خبرنگار شبکهی «قدس فید») جان باختهاند. «حاتم خالد» (عکاس خبری رویترز) نیز در اثر این حملات مجروح شده است.
بررسیهای آماری خبرگزاری الجزیره حکایت از آن دارد که حملات اخیر، شمار خبرنگاران فلسطینیِ به شهادت رسیده در غزه را از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ تا به امروز، به دست کم ۲۷۳ تن رسانده است.
منبع: صفحهی Wear The Peace در اینستاگرام و سایر خبرگزاریها،
#خبرنگاران_زن
#زنان_فلسطینی
@EveDaughters
ترجمه: سپیده جدیری
کانون زنان ایرانی
مریم ابو دقه، خبرنگار فلسطینی، وصیتنامهای به پسرش نوشته بود تا اگر کشته شد، به دست او برسد. این خبرنگار در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به بیمارستان ناصر در غزه، در کنار تنی چند از همکارانش به شهادت رسید.
آنچه میخوانید، وصیت او به پسرش است.
«تو جان و دل مادری، غیث! پس از تو میخواهم که به جای گریه کردن، برایم دعا کنی. در این صورت میتوانم همیشه خوشحال بمانم. دلم میخواهد با سختکوشیات، سرآمد بودن و تواناییهایت سربلندم کنی. دلم میخواهد موفق باشی عزیزدلم. دلم میخواهد که تو عزیزم مرا از یاد نبری. من هر کاری کردم تا تو احساس خوشحالی کنی، شاد و آسوده باشی و همه چیز برایت فراهم باشد. و وقتی بزرگ شدی، ازدواج کردی و دختردار شدی، اسمش را به یاد من، مریم بگذاری.
تو عشق من، قلب من، پشت و پناه من، جان من و پسری هستی که باعث افتخار من است. پس همواره از اینکه بشنوم آدم خوشنامی شدهای خوشحال خواهم شد. و ماموریتی که به تو میدهم، عبادت است و عبادت است و عبادت.»
بر اساس گزارش ابی سوئل، سردبیر خبرگزاری آسوشیتدپرس، غیث، پسر دوازده سالهی مریم ابو دقه، در ماههای نخست نسلکشی، از غزه خارج شده بود. سوئل در پستی در شبکهی اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مریم ابو دقه نیز همچون تمام همکاران فلسطینی ما در غزه، یک قهرمان واقعی بود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دربارهی مریم ابو دقه نوشته است که او اغلب در بیمارستان ناصر مستقر بود و وضعیت کودکان گرسنهای را که دچار سوءتغذیه شده بودند، گزارش میداد.
به گفتهی منابع فلسطینی، در حملات روز دوشنبهی اسرائیل به این بیمارستان، دستکم بیست نفر که در میان آنها علاوه بر مریم، نام چهار خبرنگار دیگر نیز به چشم میخورد کشته و تنی چند نیز مجروح شدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود در این زمینه نوشته است که نخستین موشک اسرائیل که این بیمارستان را هدف قرار داده، به محل استقرار تیمهای خبری در طبقهی بالای آن اصابت کرده و منجر به کشته شدن «حسام المصری»، عکاس و فیلمبردار این خبرگزاری شده است. اما در حملهی دومِ اسرائیل به این بیمارستان بوده که مریم ابو دقه (خبرنگار آزاد آسوشیتدپرس و ایندیپندنت عربی)، محمد سلامه (عکاس خبری الجزیره)، معاذ ابو طه (خبرنگار آزاد چند رسانهی بینالمللی از جمله رویترز) و احمد ابو عزیز (خبرنگار شبکهی «قدس فید») جان باختهاند. «حاتم خالد» (عکاس خبری رویترز) نیز در اثر این حملات مجروح شده است.
بررسیهای آماری خبرگزاری الجزیره حکایت از آن دارد که حملات اخیر، شمار خبرنگاران فلسطینیِ به شهادت رسیده در غزه را از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ تا به امروز، به دست کم ۲۷۳ تن رسانده است.
منبع: صفحهی Wear The Peace در اینستاگرام و سایر خبرگزاریها،
#خبرنگاران_زن
#زنان_فلسطینی
@EveDaughters
💔8❤1👎1
خواب خوب بهشت
سام شپارد
🎵فایل صوتی داستان کوتاه
🎧#خواب_خوب_بهشت
🖊#سم_شپرد
ترجمهی امیرمهدی حقیقت
🗣با صدای زهره رضازاده
🆔️ @epiphanygroup
روایت کهن الگوی رودررویی دو برابر، دو دوست، دو مرد بخاطر یک زن
تکرار قصه هابیل و قابیل در تمام اعصار و فرهنگهای ملل
@EveDaughters
🎧#خواب_خوب_بهشت
🖊#سم_شپرد
ترجمهی امیرمهدی حقیقت
🗣با صدای زهره رضازاده
🆔️ @epiphanygroup
روایت کهن الگوی رودررویی دو برابر، دو دوست، دو مرد بخاطر یک زن
تکرار قصه هابیل و قابیل در تمام اعصار و فرهنگهای ملل
@EveDaughters
👍4