دختران حوا
638 subscribers
2.41K photos
801 videos
14 files
685 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری جمعی از زنان قوم بختیاری هنگام ورود به مراسم تشییع رهبر شهید در متروی تهران

میگویند امروز عزای شیر(بزرگمون) است.
در فرهنگ بختیاری *شیر* نماد مردان بزرگ و شجاع و باصلابت است، برای همین سر مزار قهرمانان خود شیر سنگی قرار می‌دهند. حرکتی که بصورت نمادین قدمت چندهزارساله دارد.
و حالا در مسیر یکی یکی اسم سردارهای شهید را نام می‌برند.

@EveDaughters
13👎6
زنان جنوب؛ میان جنگ، سوگ و ماندن

بامداد پنج‌شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵، در پی حمله به چابهار، پروین سپاهی، زن بلوچ ساکن محله جنگلوک، جان خود را از دست داد و چهار عضو خانواده‌اش، از جمله یک زن باردار و یک دختر دارای معلولیت، مجروح شدند. این حادثه یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های تأثیر جنگ بر زندگی غیرنظامیان، به‌ویژه زنان، در جنوب ایران بود. 

هم‌زمان، گزارش نسترن فرخه در روزنامه شرق با عنوان «خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم» از زندگی زنانی روایت می‌کند که در عسلویه، چابهار، ایرانشهر و دیگر شهرهای جنوبی، با وجود اضطراب حملات و ناامنی، همچنان بار زندگی و مراقبت از خانواده را بر دوش می‌کشند.

یکی از فعالان اجتماعی ایرانشهر می‌گوید: «شعله‌های آتش از دور دیده می‌شد و بوی دود تا محله ما رسیده بود. مردم با ترس از خانه‌ها بیرون آمدند. ما بلوچ‌ها ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید وطن، مادر ماست؛ مگر می‌شود آدم مادرش را رها کند؟»

فعال اجتماعی دیگری از چابهار نیز تاکید می‌کند که حتی پس از اعلام آتش‌بس، نگرانی مردم جنوب پایان نیافته است: «حمله به چابهار باعث قطع برق منطقه شد. شاید برای دیگران یک قطعی برق باشد، اما برای مردم اینجا، ادامه همان اضطرابی است که سال‌ها با آن زندگی کرده‌اند.»

در میان همه روایت‌ها، یک جمله بیش از هر چیز تکرار می‌شود:«خانه ما همین‌جاست؛ جایی برای رفتن نداریم.» 


@womenwatcher
@EveDaughters
💔7👌2
زن رهبر: رستگارکننده یا نابودکننده؟ (نقدی مستدل و مستند بر حدیث منسوب به پیامبر)

مینا صالحی

[قسمت ۱ از ۲]

در میراث حدیثی مسلمانان، روایتی منسوب به پیامبر به چشم می‌خورد با این مضمون: «رستگار نمی‌شود قومی که رهبرشان زن باشد.» که در مجامع دینی و فقهی منبع و مرجع حکم‌دهی و دستاویز منع زنان از حاکمیت و رهبری جامعه قرار می‌گیرد.

نکتهٔ اول دربارهٔ این حدیث این است که از سند صحیحی برخوردار نیست [۱] و جزو روایاتی است که از طریق نفوذ اسرائیلیات و باورهای یهود در جامعهٔ اسلامی، به کتب حدیثی وارد شده است. [۲]

اما نکتهٔ دوم که از نکتهٔ اول مهم‌تر است، این است که احادیث در وهلهٔ نخست باید از نظر متنی و محتوایی بررسی شوند و با ملاک‌های نقد حدیث  تطبیق داده شوند. این ملاک‌ها عبارت‌اند از: ۱. مخالف نبودن با نص و ظاهر قرآن، ۲. مخالف نبودن با سنت و سیرهٔ عملی پیامبر و اهل‌بیت، ۳. مخالف نبودن با ضروریات دین، ۴. مخالف نبودن با اجماع، ۵. مخالف نبودن با قوانین ثابت و مسلم علمی و تجربی و ۶. مخالف نبودن با واقعیات مسلم تاریخی و اجتماعی. چنانچه روایتی با یکی از این موارد ناسازگار بود، از صحت و حجیت می‌افتد و باید کنار گذاشته شود. [۲: ص ۱۴۹]

درخصوص حدیث مورد بحث نیز برای صحت‌سنجی آن ناچاریم آن را با ملاک‌های نقد حدیث تطبیق دهیم تا میزان اعتبار آن را بسنجیم.

1⃣ انطباق با قرآن: قدر مسلم این است که این روایت با آیاتی از قرآن در تعارض است. چراکه خداوند در سورهٔ نمل از زن فروانروایی یاد کرده است که با درایت و سیاست و کیاست مثال‌زدنی خود، قومش را از جنگی بیهوده و بی‌حاصل رهانید و با گرویدن به دعوت سلیمان نبی، به سعادت دنیوی و اخروی رسانید. این زن بلقیس، ملکهٔ سبا، بود.

2⃣ انطباق با سنت و سیرهٔ پیامبر و اهل‌بیت: نه پیامبر و نه امام علی زنی را به ولایت یا حکومت بر منطقه‌ای منسوب نکردند. این امر ممکن است به این علت باشد که مردم آن دوران چنین چیزی را نمی‌پذیرفتند نه اعتقاد خودشان مبنی‌بر ناتوانی زنان. زیرا تمام معصومان تا آنجا که می‌توانسته‌اند به زنان مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی می‌دادند؛ مانند پیامبر که دخترش فاطمه را مسئول رسیدگی به فدک کرد، امام علی که با فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی و خطبه‌خوانی همسرش مخالفت نکرد، امام حسین که پس از خودش خواهرش زینب را وصی خود قرار داد، امام صادق که همسرش (حمیده)، دخترش، عروسش (نفیسه) و حتی کنیزش (حسنیه) را به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی تشویق می‌کرد و امام حسن عسکری که عمه‌اش حکیمه خاتون را وصی خود قرار داده بود. [۳]

این شواهد از سیرهٔ معصومان نشان می‌دهد که آنان نه‌تنها با فعالیت‌های سیاسی زنان مخالفتی نمی‌کرده‌اند، بلکه تشویق هم می‌کردند و اگر فضای اجتماعی و فرهنگی آن زمان اجازه می‌داد، رهبری و حکومت زنان را نیز تشویق می‌کردند.

3⃣ انطباق با ضروریات دین: عدالت و برابری از ضروریات اصلی دین و از اصول بالادستی اسلام است که هر روایت یا حکمی باید با آن سنجیده شود. مسلماً نهی کردن گروهی از اشخاص از تصدی سمتی صرفاً به‌علت جنسیتشان از عدالت و انصاف و برابری به‌ دور است؛ چراکه تصدی مناصب حکومتی باید به شایستگی و توانمندی افراد وابسته باشد نه جنسیت آن‌ها.

4⃣ انطباق با اجماع: در میان علمای شیعه اجماعی مبنی‌بر نهی زنان از تصدی منصب حکومت وجود ندارد. آیت‌الله صانعی و آیت‌الله اسحاق فیاض بر جواز حکومت زنان حکم داده‌اند. [۴ و ۵]

5⃣ انطباق با قوانین ثابت و مسلم علمی و تجربی: بررسی‌های صورت‌گرفته درخصوص میزان موفقیت کشورهای مختلف در کنترل ویروس کرونا، نشان از آن دارد که کشورهایی که تحت اداره و رهبری زنان بودند، مانند نروژ (ارنا سولبرگ) و دانمارک (مت فردریکسن)، در کنترل ویروس کرونا موفق‌تر بوده‌اند و میزان تلفات کمتری داشته‌اند. [۶] پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه حاکی از این است که همبستگی منفی واضح و قابل‌توجهی بین داشتن رهبر زن و نرخ‌های ابتلا و مرگ‌ومیر کووید-۱۹ وجود دارد. [۷]

بنابراین تجربه ثابت‌ کرده است زنان می‌توانند رهبران شایسته‌ای باشند.

6⃣ انطباق با واقعیت‌های مسلم اجتماعی و تاریخی: برای بررسی واقعیت‌های تاریخی به‌سراغ جنگ‌ها می‌رویم تا مشخص شود رهبرانی که کشورهای خود را وارد جنگ کرده‌اند و موجبات آتش‌افروزی و خونریزی و کشتار شده‌اند بیشتر از چه جنسیتی بوده‌اند. بدین منظور صرفاً جنگ‌های شصت سال اخیر بررسی می‌شود. زیرا تا پیش از آن به‌ندرت زنان می‌توانسته‌اند به سمت رهبری کشورها برسند و تقریباً تمامی رهبران کشورها مرد بوده‌اند. بنابراین بررسی متغیر جنسیت در چنین حالتی بی‌معنا می‌شود و موجب سوگیری و بایاس خواهد شد.
@EveDaughters
👌5
دختران حوا
زن رهبر: رستگارکننده یا نابودکننده؟ (نقدی مستدل و مستند بر حدیث منسوب به پیامبر) مینا صالحی [قسمت ۱ از ۲] در میراث حدیثی مسلمانان، روایتی منسوب به پیامبر به چشم می‌خورد با این مضمون: «رستگار نمی‌شود قومی که رهبرشان زن باشد.» که در مجامع دینی و فقهی منبع…
بررسی جنگ‌ هایی که در شصت سال اخیر (۱۹۶۶ تا ۲۰۲۶) روی داده‌اند، نشان می‌دهد که رهبران و سران دولت در تمام کشورهایی که در این بازهٔ زمانی آغازگر جنگ بوده‌اند، مردان هستند. برای مثال:
زن رهبر: رستگارکننده یا نابودکننده؟ (نقدی مستدل و مستند بر حدیث منسوب به پیامبر)

[قسمت ۲ از ۲]

💣 جنگ یوم کیپور (۱۹۷۳) با حملهٔ چند کشور عربی از جمله سوریه (به رهبری حافظ اسد) و مصر (به رهبری محمد انور السادات) به اسرائیل آغاز شد.
💣 جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰) را کشور عراق به رهبری صدام حسین آغاز کرد.
💣 جنگ فالکلند (۱۹۸۲) با حملهٔ کشور آرژانتین به رهبری لئوپولدوگالتیری به جزایر فالکلند آغاز شد.
💣 جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰) با حملهٔ صدام حسین به کشور کویت شروع شد. [۸]
💣 جنگ عراق (۲۰۰۳) در پی حملهٔ آمریکا به رهبری جورج بوش به عراق درگرفت.
💣 جنگ اوکراین (۲۰۲۲) با حملهٔ کشور روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین شروع شد. [۹]

با نگاهی به تمام این جنگ‌ها، مشخص می‌شود که شروع‌کنندگان همهٔ جنگ‌ها مردها بوده‌اند. مردها به‌واسطهٔ روحیهٔ ضخیم و خشنی که دارند و ویژگی‌های شخصیتی همچون زیاده‌خواهی، جاه‌طلبی، رقابت و ریاست‌طلبی، همواره به‌دنبال اثبات برتری و سروری خود بر دیگران‌اند. آنان خودخواهانه با جنگ‌افروزی‌هایشان ویرانی و فلاکت به بار آورده و مردم کشور خود و طرف مقابلشان را به بدبختی و تیره‌روزی کشانده‌اند.

در مقابل، زنان به‌واسطهٔ روحیات و ویژگی‌های شخصیتی نظیر صلح‌طلبی، همدلی، مادری و دلسوزی، می‌توانند رهبران بهتر و شایسته‌تری نسبت‌به مردان باشند و بیش از مردان قادرند از مردم کشورشان در برابر بلایای طبیعی (همچون بیماری‌ها و ویروس‌های مرگبار) و انسانی (همچون جنگ) مراقبت کنند. آنان نه‌تنها شروع‌کنندهٔ هیچ جنگ و غارتی نبوده‌اند، بلکه به‌خوبی توانسته‌اند مردم کشورشان را از شر این آفت‌ها محافظت کنند و در امان نگه‌دارند‌. بنابراین مردمی که زنی آنان را رهبری و مدیریت کند، بسیار شادتر و سالم‌تر از مردمی‌اند که رهبرشان مرد باشد. چنین مردمی در صلح و امنیت و آرامش و سلامت زندگی می‌کنند که لازمهٔ رستگاری است.

بدین ترتیب، براساس شواهد و مستندات علمی، تجربی، تاریخی و اجتماعی ثابت می‌شود که حدیث «رستگار نمی‌شود قومی که رهبرشان زن باشد.» علاوه‌بر ضعف در سند، با قرآن، سیرهٔ عملی معصومان، ضروریات دین، اجماع، قوانین تجربی و واقعیت‌های مسلم اجتماعی، سیاسی و تاریخی ناسازگار است؛ به همین جهت نامعتبر بوده و از حجیت ساقط می‌شود.

📒📗📕📘📙

۱. عباس بن محمد رضا القمی (۱۳۳۳ق). اَلْفَوائدُ الرّضَویّة فی اَحْوالِ عُلَماء الْمَذْهَبِ الْجَعْفَریّة، مشهد: بوستان کتاب.

۲. جعفرنیا، فاطمه (۱۴۰۳). تأثیر باورهای یهود در بازتولید نگاه جاهلی به زن بعد از رحلت پیامبر تا پایان خلافت عباسیان، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.

۳. ابن اسحاق، محمد (۱۳۹۶). سیرة ابن اسحاق، به‌کوشش محمد حمیدالله و محمد فارسی، رباط: معهد الدراسات و الابحاث التعریب.

۴. صانعی، یوسف (۱۳۸۵). فقه و زندگی، ۱۶ جلد، قم: مؤسسۀ فرهنگی فقه‌الثقلین.

۵. فیاض، محمداسحاق (۱۳۹۲ش). جایگاه زن در نام سیاسی اسلام، ترجمۀ سرور دانش، اصفهان: مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه.

6. Triana, M.C.; Richard, O.; Byun, S.; Park, K.; Delgado, D.; Delgado, J. (2024). Leader responses to a pandemic: the interaction of leader gender and country collectivism predicting pandemic deaths. International Journal of Equality, Diversity and Inclusion.
https://doi.org/10.1108/EDI-08-2023-0266

7. Freund, A. & Shomer, Y. (2026). Effect of leader gender on countries' performance: Evidence from four COVID-19 waves. European Journal of Political Research.
https://doi.org/10.1111/1475-6765.12707

8. https://www.cambridge.org/core/books/abs/iraq-in-wartime/iraqs-wars-under-the-bath/9A36F10193DAB00692F2E4287BFB69EA

9. https://america.cgtn.com/2022/05/25/the-heat-russia-ukraine-conflict-6/

https://telegram.me/society_and_religion
@EveDaughters
🙏6
وقتی ازدواج کردم، وقتی بچه‌دار شدم، حتی وقتی مسئولیت‌ها و وظایفم سنگین‌تر و بزرگ‌تر از خودم شد، حتی بعد از خواندن ده‌ها کتاب روان‌درمانی و شنیدن صدها اپیزود روان‌شناسی، حتی بعد از تجربه‌ی سوگ، نتوانستم مامان را درک کنم. حالا می‌توانم.


حالا که کشورم – کشور نجیب و صبورم – آرام و قرار ندارد، مامان را تحسین می‌کنم. برای همه‌ی آن روزهایی که وحشتش از جنگ را مربا درست کرد و کمپوت انداخت و قصه گفت، برای همه‌ی آن روزهایی که دلتنگی‌اش را توی تشت چلاند و روی بند آویزان کرد.


دیدن صحنه‌های جنگ از تلویزیون، بی‌تابی‌های مامان، دلتنگی برای برادرم، انتظارهای طولانی برای رسیدن نامه از جبهه و شنیدن خبر شهادت جوان‌های شهر، سرخوشی کودکانه را از من گرفته بود. منِ چهار ساله توجه می‌خواست و نمی‌توانست بفهمد که تو همه تلاشت را می‌کنی تا امیدوار بمانیم.


مامان، به‌خاطر همه‌ی آن سال‌هایی که تو را نفهمیدم، مرا ببخش. حالا که صبح تا شب توی خانه راه می‌روم و شب تا صبح کابوس می‌بینم، حالا که یاس درمانده‌ام کرده، حالا که همه‌ی قوانین فرزندپروری را زیر پا گذاشته‌ام و به دختر پنج‌ساله‌ام اجازه داده‌ام برایم مادری کند، می‌فهمم تو چقدر خوب از پس اندوهت برآمدی.


مامان، امروز شبیه‌ترینم به تو!
به تو در روزهای آغازین سال شصت و نمی‌دانم چند، که برادرم در خط مقدم می‌جنگید و تو دلواپسی‌هایت را کباب سرخ می‌کردی و آرزوهایت را برای‌مان لالایی می‌خواندی و امیدهایت را قصه می‌بافتی.


دکتر صادقی می‌گوید:
«قصه‌ها و لالایی‌های مادرها و مادربزرگ‌ها، روایتی‌ست از آن‌چه نمی‌توانند به زبان بیاورند،
از چیزهایی که آرزوی داشتنش را دارند و نمی‌توانند داشته باشند،
از چیزهایی که جایش در زندگی‌شان خالی‌ست.»


حالا که از صبح دارم برای وطنم قصه می‌بافم و برای دخترم لالایی می‌خوانم،
دلیل سوز صدایت را وقتی:

«لالالالا گل زردم
نبینم داغ فرزندم
خداوندا تو ستّاری
همه خوابن، تو بیداری
به حقِ خواب و بیداری
عزیزم را نگه‌داری»

می‌خواندی، می‌فهمم.

مامان، حالا می‌فهمم رخت شستن، کباب سرخ کردن، مربا درست کردن و امیدوار ماندن سخت‌ترین کارهای دنیاست وقتی کشورت دارد جان می‌کَنَد. مامان! حالا میفهمم بوی مرباهای تو بود که ما را از بوی باروت نجات داد./زن‌امروزی

الهه افشار


@EveDaughters
💔11👌2
#معرفی_کتاب
کتاب سرمه‌هایی از باروت

نویسندۀ کتاب ازسویی خواهان به‌تصویرکشیدن تأثیر زنان در عملیات تروریستی است و ازسوی دیگر خواستار نمایش اثر عملیات تروریستی در اشکال مختلف بر زنان و نیز توسط زنان است. کتاب حامل کنش‌های زنان است که خلاف جنسیت موردانتظار ازسوی جامعه رفتار می‌کنند. نمایشی که رسانه‌های جمعی مبتنی‌بر فرهنگ پدرسالارنه و کلیشه‌های جنسیتی در تحلیل عاملیت زنان در صحنۀ جنگ اغلب خلاف عملکرد بسیاری از زنان است به‌نحوی‌‌که در رسانه‌ها اگرچه گاهی اشاره‌ای به امکان فاعلیت متفاوت از زنان می‌شود؛ اما در اکثریت موارد زنان در رسانه‌های جمعی نقشی نامرئی، منفعل و در حاشیه را بازی می‌کنند. زنانی که با مادرشدن خود نه‌تنها به حاشیۀ متن خونین جنگ نمی‌روند، بلکه وجود فرزندان خود را دلیل محکمی برای حضور پررنگ‌تر خود در میدان کارزار می‌دانند. چهره‌ای که تحلیلگران اجتماعی را به لزوم تغییر در زاویۀ دید خود نسبت به تعریف از زنانگی وامی‌دارد؛ چهره‌ای که از دل سیاست خشن حاکم بر بسیاری از نقاط جهان بیش‌ازپیش به جلوه‌گری می‌پردازد و جهان غرق در کلیشه‌های جنسیتی را به بیداری فرا می‌خواند.

@For_Iran_MB
@EveDaughters
🙏3
◾️ماجرای «عمو» شدن ترامپ/ تفسیری روانکاوانه

🔸بخش نخست

🔹برای بسیاری از ما از منظر یک انسان معمولی جای تعجب است که چرا با وجود دو اتفاق غیرقابل قبول از منظر وجدان فردی و جمعی، یعنی جزیره اپستین و کشتار دختران مینابی، عده ای بیدار نمی شوند و هنوز ترامپ برای آنها «عمو» است؟!
روانکاوی به ما کمک می کند تا بفهمیم که چرا افراد از کسی مانند ترامپ حمایت می کنند. رابرت ساموئل درباره ترامپ می گوید: «وی اغلب همه آن حرفهایی را می زند که قرار نیست در ملا عام گفته شوند. در واقع آنچه بسیاری از پیروانش را جذب می کند این است که به نظر می رسد وی فارغ از سوپرایگوی سرکوبگر لیبرال باشد». وی در ادامه رابطه ترامپ و پیروانش را ناشی از «انتقال» و «فرافکنی» تصویر پدر بر او می داند. به همین خاطر «ترامپ در رابطه انتقالی که میان او و پیروانش به وقوع می پیوندد، نماینده پدر ابتدایی آرمان شده ای است که به تمتع تام و تمام آزادانه دسترسی دارد». بنابراین هوادارنش با او «همانند سازی» می کنند. «از آنجا که آنها نیز دوست دارند بتوانند هر آنچه میخواهند بگویند و بکنند، هم از این رو در همانندسازی با این استاد قدرتمند، احساسی از آزادی و تمتع می یابند». از این منظر ریشه هواداری از ترامپ میل به تجربه آزادی بی قید و شرط فارغ از محدودیت های سوپر ایگو است. هواداری از ترامپ خواست عبور از سوپرایگو است و ترامپ آرمانی ترین فرد برای این تجربه است، گویی تصویر ایده آل خود را در ترامپ پیدا می کنند.

🔹اما چرا ترامپ برای برخی از ایرانیان «عمو» شد؟ «دال» عمو بر چه چیزی دلالت دارد؟ از منظر لکان جامعه پذیر شدن انسان و پذیرش محدودیت های جهان انسانی با ورود کودک به مرحله «نمادین» صورت می‌گیرد. به تعبیر لیونل بیلی، «نظم نمادین به صورت یک محدودیت عمل می کند و می توان آن را در معاهدات اتحاد، آیین های مذهبی، ممنوعیت‌ها و تابوها یافت. همچنین امری فراگیر برای تمام جوامع بشری است». ورود به ساحت نمادین، توسط «نام پدر» صورت می‌گیرد. بروس فینک در توضیح نام پدر می‌گوید :«نام پدر نه لزوما شخص پدر بلکه یک دال زبانی نمادین است که می تواند مدلول‌های بی شماری چون شخص پدر، رئیس قبیله، پادشاه، حاکم، اخلاق، قانون یا هر منبع اقتدار دیگری باشد». بنابراین نام پدر به مثابه یک دال به هر مرجعی در فرماسیون اجتماعی اشاره دارد که از اقتدار «نه» گقتن و «نهی» کردن برخوردار است؛ مدلول نام پدر «ممنوعیت» و «محدودیت» است. «نظم نمادین» لکان نه کاملا مطابق اما مشابه همان «تمدن» نزد فروید است و «نام پدر» مشابه «سوپر ایگو» نزد فروید است. به زبان فرویدی کارکرد سوپرایگو در روان انسان ایجاد محدودیت برای تکانه‌های «اید» یا همان «نهاد» است که ورود انسان به تمدن یا نظم نمادین از این طریق ممکن می شود. نهاد حاوی غرایز انسانی است و محتوای آن شمال «دو غریزه اساسی است که عبارتند از غریزه شهوی و غریزه ویرانگر». یا همان غریزه «اروس» و «تاناتوس» یا همان «حیات خواهی» و «مرگ خواهی». تا قبل از شکل گیری سوپر ایگو و ورود به تمدن و نظم نمادین، این غرایز که خود را به صورت شهوت جنسی و خشونت نشان می دهند، خواستار ارضای آنی، فوری و بی قید و شرط اند. فروید میگوید که «تمدن از طریق چشم پوشی از ارضا غرایز بدست آمده است و اقتضا می کند که هر فرد جدیدی که وارد جامعه متمدن می‌شود به طریق اولی از آن غرایز چشم بپوشد». در نظر فروید دو قانون و دو ممنوعیت بنیادین از طریق سوپرایگو وضع شده است: «اولین و مهم ترین ممنوعیتی که وجدان نوپا اعلام کرد، این حکم بود که «حق کشتن نداری». این ممنوعیت ناظر به غریزه مرگ خواهی است و قانون دیگر، «ممنوعیت زنای با محارم» است که ناظر به غریزه جنسی است. در نظر فروید این شدت «منع» به خاطر شدت «میل» غرایز در نهاد ماست؛ به همین خاطر بیان می کند که «چنین ممنوعیت اکیدی را فقط می توان برای جلوگیری از تکانه هایی اعمال کرد که به همان اندازه نیرومند است. آن کاری که هیچ یک از ابنای بشر میل به انجام دادنش ندارند، نیازی به منع شدن ندارد و خود به خود منتفی می‌شود».

دکتر محسن سعیدی

@ghoghnoseiran
@EveDaughters
3👌3👎1
دختران حوا
◾️ماجرای «عمو» شدن ترامپ/ تفسیری روانکاوانه 🔸بخش نخست 🔹برای بسیاری از ما از منظر یک انسان معمولی جای تعجب است که چرا با وجود دو اتفاق غیرقابل قبول از منظر وجدان فردی و جمعی، یعنی جزیره اپستین و کشتار دختران مینابی، عده ای بیدار نمی شوند و هنوز ترامپ برای…
◾️ماجرای «عمو» شدن ترامپ/ تفسیری روانکاوانه

🔸بخش پایانی

🔹بنابر توضیحی که داده شد، اکنون به وضعیت روانشناختی ترامپ و هوادارانش بیشتر پی میبریم. در اسناد رو شده از جزیره اپستین آمده است که «پورن استاری که ترامپ با او رابطه جنسی داشت، اعتراف کرد که ترامپ به او می گفت تو مرا به یاد دخترم می اندازی». این همان عبور از قانون «منع زنای با محارم» است؛ همچنین کشتار وحشیانه کودکان در سراسر جهان توسط او بدون هیچ احساس گناهی عبور او از قانون «منع کشتن» را نشان می‌دهد. ترامپ تجلی تام عبور از سوپر ایگو در جهان امروزی است. ماجرای جزیره اپستین عبور از قانون «ممنوعیت زنای با محارم» و به همراه کشتار کودکان مینابی عبور از «ممنوعیت قتل» است. حال می توان فهمید چرا ترامپ «عمو» شد. ترامپ کسی است که بزرگترین «پدرکشی» را انجام داده است. ترامپ «نام پدر» را به زیر می‌کشد تا همه چیز آزاد باشد؛ تا هیچ ممنوعیتی وجود نداشته باشد. «دال پدر» جایگزین «دال عمو» شده است؛ چراکه «مدلول» عوض شده است. «عمو» شدن ترامپ با کشتن «پدر» ممکن می‌شود. هواداران ایرانی اش میخواهند آزاد باشند و هرچیزی میخواهند بگویند و هرکاری که می خواهند بکنند، حتی ممنوعه ترین کارها. پس چه دلیلی دارد که ماجرای اپستین آنها را تکان دهد یا دختران مینابی وطن دوستی آنان را بیدار کند. وطن دوستی و نوع دوستی از مشخصه های ورود به تمدن است. نوع دوستی و وطن دوستی حاصل عبور از تکانه های خودخواهانه نهاد بوسیله تمدن است. فروید تصریح می کند که فرمان «همنوع خود را نیز چون خود دوست بدار» شدیدترین تدافع در برابر پرخاشگری انسان است و آن را بهترین نمونه برای رفتار سوپرایگوی تمدنی می‌داند. داستان جنگ، ترامپ و عمو شدن او، داستان عبور از وضعیت تمدنی به وضعیت غریزی است! داستان فروپاشی تمدن است!

▫️منابع:
-تمدن و ملالت های آن؛ زیگموند فروید
-توتم وتابو؛ زیگموند فروید
-نظریه روانکاوی؛ زیگموند فروید
-فروید برای قرن بیستم، رابرت ساموئلز
-لکان؛ لیونل بیلی
-سوژه لکانی میان زبان و ژوئیسانس، بروس فینک
-مبانی روانکاوی فروید-لکان؛ دکتر کرامت موللی

دکتر محسن سعیدی

@ghoghnoseiran
@EveDaughters
6🙏2👌1
کودکان مبتلا به سرطان زیر سایه انفجار؛ روایت یک شب پراضطراب در بیمارستان بقایی ۲ اهواز

موج انفجارهای ناشی از حملات هوایی در اطراف بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز، شامگاه چهارشنبه بیست و چهارم تیر، یکی از حساس‌ترین مراکز درمانی جنوب غرب کشور را با بحرانی کم‌سابقه روبه‌رو کرد؛ بحرانی که در آن ده‌ها کودک مبتلا به سرطان و بیماران بدحال، در میانه درمان، ناچار به تخلیه اضطراری شدند.

بر اساس گزارش «پیام ما»، در زمان وقوع انفجارها ۲۱۱ بیمار در بیمارستان بستری بودند که حدود ۹۰ نفر از آنان کودک بودند. از این میان، نزدیک به ۵۰ کودک مبتلا به سرطان تحت درمان قرار داشتند و دست‌کم ۱۰ نفر از آنان به دلیل شرایط جسمی وخیم، امکان جابه‌جایی سریع نداشتند.

به گفته مسئولان دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز، انفجارها در مجاورت بیمارستان رخ داد و به منظور حفظ جان بیماران و کارکنان، دستور تخلیه کامل این مرکز درمانی صادر شد. بیماران با آمبولانس و خودروهای امدادی به بیمارستان‌های گلستان، شفا، سینا و آیت‌الله کرمی منتقل شدند و روند درمان آنان بدون وقفه ادامه یافت. همچنین اعلام شد که هیچ‌یک از بیماران در جریان این حادثه آسیب جسمی ندیده‌اند.

در روایت‌های منتشرشده از این شب، کادر درمان از لحظاتی سخن گفته‌اند که صدای انفجار، لرزش ساختمان و نگرانی خانواده‌ها فضای بیمارستان را فرا گرفته بود. برخی بیماران در میانه شیمی‌درمانی قرار داشتند و برای انتقال، نیازمند مراقبت‌های ویژه بودند. پزشکان و پرستاران در شرایطی دشوار تلاش کردند ابتدا بیماران بدحال و سپس سایر کودکان را با رعایت اصول ایمنی به مراکز درمانی دیگر منتقل کنند.

با وجود این شرایط، بیمارستان بقایی ۲ کمتر از شش ساعت پس از تخلیه، فعالیت خود را از سر گرفت و پذیرش بیماران بار دیگر آغاز شد. مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تأکید کرده‌اند که استمرار درمان بیماران مبتلا به سرطان، به‌ویژه کودکان، اولویت اصلی بوده و اجازه داده نشد وقفه‌ای جدی در روند درمان ایجاد شود.

در حالی که گزارش‌های منتشرشده تأیید می‌کنند انفجارها در نزدیکی بیمارستان رخ داده و موجب تخلیه اضطراری آن شده است، تاکنون شواهد مستقلی مبنی بر اصابت مستقیم موشک به ساختمان بیمارستان منتشر نشده است.

با این حال، این حادثه بار دیگر نگرانی‌ها درباره امنیت مراکز درمانی و بیماران آسیب‌پذیر در مناطق درگیر جنگ و عدم رعایت قوانین بین‌المللی از سوی آمریکا و اسرائیل را افزایش داده است.
منبع:
https://payamema.ir/payam/157085
@womenwatcher
@EveDaughters
😭6💔2
جنایت پرتغالی ها در ایران

دریاسالار #پرتغالی، «روی فریر د آندرادا» در جزیره قشم پیاده می‌شود و پدر و مادری ایرانی را مجبور می‌کند تا کودک شیرخوار خود را با کوبیدن در هاون بکشند.
این تنها گوشه کوچکی از جنایات پرتغالی ها در #خلیج_فارس است.
این نگاره توسط جان لویکن هنرمند هلندی در سال ۱۶۸۹ میلادی بر اساس کتاب سفرها در اروپا ، آسیا و آفریقا نوشته ژان دو توونو حکاکی شده است.

◻️نگارگر: جان لویکن (۱۷۱۲-۱۶۴۹)
◻️تاریخ: ۱۶۸۹، نگهداری در موزه رَیکس‌ در آمستردام هلند

@tarikh_name
@EveDaughters
💔7😱4😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 *امیرعلی جداوی، دومین جاویدالاثر مدرسهٔ میناب*

🔸علت اینکه تا به الان اسمی از این شهید منتشر نشده بود، درخواست پدر او برای باخبرنشدن مادر باردارش بود.
از او فقط یک لنگه کفش در این قبر است.
#میناب

@Farsna
@EveDaughters
😭10🙏2
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی

چرا در تهران ماندم؛
روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش اول

ایرانی‌ها با خاک و کشورشان پیوندی عمیق دارند. این چیزی است که بمب‌ها به سادگی نمی‌توانند آن را در هم بشکنند.
ساعت ۳ نیمه‌شب ۱۷ مارس (۲۷ اسفند) بود که بمب‌ها نزدیک خانه‌مان فرود آمدند. شب قبل، چون باران می‌بارید و هوا سرد بود، سه بچه‌گربه را که در حیاط به دنیا آمده بودند و مشکل تنفسی داشتند، به خانه راه داده بودم. شدت انفجار مرا از رختخواب پرت کرد بیرون. من نمی خواستم جیغ بزنم؛ بدنم بود که جیغ زد.
به طرف چهارچوب در دویدم و همان‌جا ایستادم، جیغ می‌زدم و دنبال بچه‌گربه‌ها می‌گشتم. نمی‌توانستم آنها را ببینم. پنجره اتاق خوابم چنان شدید لرزید که دستگیره‌اش شکست. شیشه اتاق کناری خرد شد.

ادامه دارد...

🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.

پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
4💔2
دختران حوا
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) بخش اول ایرانی‌ها با خاک و کشورشان پیوندی عمیق دارند. این چیزی است که بمب‌ها به سادگی نمی‌توانند آن را در هم بشکنند.…
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی

*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش دوم

در طول ۱۸ روز جنگ، قبلاً هم بمب‌ها نزدیک ما فرود آمده بودند – و هر بار، آهسته شهادتین را زمزمه می‌کردم، می‌گفتم «چه کار کنم؟»، و برمی‌گشتم به کاری که داشتم انجام می‌دادم.
چای خوردن. کتاب خواندن. تلاش برای خوابیدن. کار دیگری نبود. اما این بار فرق داشت. احساس می کردی زمین دارد منفجر می‌شود. مطمئن بودم خانه همسایه را زده‌اند و بعدش نوبت ماست. وقتی بمباران تمام شد، به فکر رفتن افتادم. بعد به فکر بچه‌گربه‌ها.

هیچ کس دیگری به آنها غذا نمی‌داد. به چیزهایی فکر کردم که اگر بروم باید با خودم ببرم. مهم‌ترین چیزها آلبوم‌های عکس من بودند، عکس‌های کودکی‌ام با مادرم.
اما لباس‌هایش چه می‌شد؟ وسایلش چه؟ دو روز بعد فهمیدم گربه دیگری از پنجره شکسته — که با نایلون پوشانده شده بود — بالا آمده و در کمد اتاق خواب زایمان کرده بود. حالا بچه‌گربه‌های بیشتری داشتم. مسئولیت بیشتر. و بمب‌ها همچنان می‌ریختند.

*بازگشت*
شش ماه از نسل‌کشی غزه می‌گذشت که می‌دانستم اسرائیل سراغ ایران هم خواهد آمد. نقشه‌های آنچه «اسرائیل بزرگ‌تر» نامیده می‌شود را دیده بودم. داشتم از خرید برمی‌گشتم. به محله‌ام نگاه کردم — جایی که بزرگ شدم، جایی که ۳۰ سال در آن زندگی کرده‌ام، جایی که این همه خاطره با مادرم دارم — و فکر کردم: اگر جنگی شود، مهم نیست کجای دنیا باشم، به ایران برمی‌گردم.

اما بعد از آن شب — بمب‌ها، شیشه‌های خردشده، جیغ — وقتی باز هم تصمیم گرفتم نروم، مجبور شدم از خودم بپرسم چرا.
بعد دیدم تنها نیستم. خانواده‌های ایرانی از ترکیه، آلمان، آمریکا برمی‌گشتند. نه مردان جوانی که برای جنگ فراخوانده شده باشند — دولت ایران آنها را به خط مقدم فرا نخوانده بود — بلکه مردم عادی. زوج‌های میانسال. خانواده‌هایی که بچه‌هایشان را از مدرسه‌های خارج از کشور درآورده بودند و زیر بمب به خانه برگشته بودند.
وقتی تظاهرات در تهران و اصفهان بمباران می‌شد، مردم فرار نمی‌کردند. بلندتر «الله‌اکبر» می‌گفتند. عکس زنی را دیدم — بمبی نزدیکش فرود آمده بود. او حتی سرش را برنگرداند. چشمانش روی قرآن مانده بود.

پس چرا اوکراینی‌ها به محض شروع جنگ فرار کردند و چنان با ناامیدی سوار قطارها شدند که دانشجویان سیاه‌پوست بین‌المللی جا ماندند؟ و سوری‌ها — چرا جانشان را به دریا زدند تا به اروپا برسند؟ چه فرقی بین ایرانی‌ها و فلسطینی‌هاست که وقتی بمب می‌ریزد می‌مانند، یا حتی برمی‌گردند؟
روان‌شناسی غربی برای آدم‌هایی مثل من پاسخی دارد. می‌گوید من بعد از از دست دادن مادرم دچار اندوه پیچیده‌ام. می‌گوید از بمب‌ها دچار اختلال استرس پس از سانحه شده‌ام که مرا درجا میخکوب کرده. انتخاب عقلایی، به باور آنها، فرار است. و این نظریه‌ها منطقی‌اند — در همان بافت غربی که در آن شکل گرفته‌اند.

اما من طور دیگری بزرگ شده‌ام. با شعر فارسی و عرفان ایرانی. با «ریشه در خاک» فریدون مشیری. با طرز دیدن زندگی سهراب سپهری. من دیدگاه غربی را می‌فهمم، اما با آن همدلی نمی‌کنم.
*ادامه دارد...*

🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.

پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
7💔1
دختران حوا
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی *چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل* ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) بخش دوم در طول ۱۸ روز جنگ، قبلاً هم بمب‌ها نزدیک ما فرود آمده بودند – و هر بار، آهسته شهادتین را زمزمه می‌کردم، می‌گفتم…
شرح حالی در وبگاه میدل ایست آی

*چرا در تهران ماندم؛ روایتی شخصی از بمباران تهران توسط آمریکا و اسرائیل*

۳۰ آوریل ۲۰۲۶ (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بخش سوم

*ایمانی قوی*
وقتی بمبی کنارمان می‌افتد، لزوماً فرونمی‌پاشیم. ایمان قوی نگهمان می‌دارد. ما به پژوهش جدی — روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، فلسفی — از منظر شرقی نیاز داریم. اما تا وقتی آن پژوهش انجام شود، تمام چیزی که می‌توانم به شما بگویم این است: ۲۳ سال پیش، داشتم اخبار حمله آمریکا به عراق را از تلویزیون تماشا می‌کردم. چشم‌های مادرم پر از اشک شد.
او به من گفت: «تو هنوز بچه‌ای. هنوز نمی‌دانی وطن یعنی چه.» برای عراق گریه می‌کرد — همان عراقی که هشت سال با ما جنگیده بود. مادرم آن زمان مادر جوانی بود که بچه‌هایش را در میان بمباران بزرگ می‌کرد و از انفجار نجات می‌داد. اما می‌دانست: حمله آمریکا به نفع مردم عراق نخواهد بود.

مادرم به من یاد داد که عشق به کشورت یعنی چه. حتی وقتی مریض بود و تقلا می‌کرد، در هر انتخاباتی رأی می‌داد چون می‌دانست حق رأی به آسانی به ما داده نشده و نباید به آسانی از دستش بدهیم. او به تغییر از طریق صندوق رأی باور داشت، نه از طریق جنگ و کشتار.
من تهران را دوست دارم. ترافیک و هوای آلوده آن را نه. اما هر گوشه این شهر پر از خاطره کودکی با مادرم است. پارک‌هایی که در آنها قدم زدیم. سینماها، تئاترها. مدرسه‌ها و دانشگاه‌هایی که در آنها درس خواندم.
و حالا، خاطره او در هر گوشه خانه قدیمی‌مان، در هر خیابان این شهر زندگی می‌کند. ایران فقط کشور من نیست. ایران به معنای واقعی کلمه مادر من است. و رها کردنش ممکن نیست.

یک سال از نسل‌کشی غزه گذشته بود که آتش‌بس موقتی برقرار شد. اسرائیل گفت گذرگاه رفح را باز می‌کند تا ساکنان غزه به کشورهای دیگر بروند. ویدئوی پیرمرد فلسطینی را دیدم. یک سال بود در چادر زندگی می‌کرد. نه آبی، نه برقی. نسل‌کشی را با چشم‌های خودش دیده بود.
کسی از او پرسید: «می‌خواهی بروی؟» گفت: «حتی اگر بهشت را هم به من بدهند، نمی‌روم. خون پسرم همین جا، روی همین خاک ریخته شده. من از این نقطه تکان نمی‌خورم.»

*بی‌حرمتی به قبرها*
از همان ابتدای نسل‌کشی غزه، تصاویری دیده بودم از سربازان اسرائیلی که به قبرستان‌های فلسطینی بی‌حرمتی می‌کردند. حتی مردگان را هم در امان نمی‌گذاشتند. اجساد را تکه‌تکه می‌کردند و طوری به خانواده‌ها پس می‌دادند که قابل شناسایی نبود. و تمام چیزی که می‌توانستم به آن فکر کنم قبر مادرم بود. فهمیدم جانم را می‌دهم تا کسی به استخوان‌های او بی‌حرمتی نکند.
این عشق مشترک به خاک و به مردگان است که باعث می‌شود ایرانی‌ها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینی‌ها احساس کنند.

آن پیرمرد فلسطینی به من فهماند ما چقدر شبیه هم هستیم. چقدر عزیزان ازدست‌رفته‌مان هنوز برایمان عزیزند. چقدر خاکمان را دوست داریم چون عزیزانمان در آن آرمیده‌اند.
شاید این عشق مشترک به خاک و مردگان است که باعث می‌شود ایرانی‌ها چنین همبستگی عمیقی با فلسطینی‌ها احساس کنند. ما چیزی در آنها می‌شناسیم. عشقی که ریسک را محاسبه نمی‌کند. عشقی که می‌گوید: همین جا، نه هیچ جای دیگر. حتی اگر بمب بیاید.

الان در آتش‌بس هستیم. اما احتمالاً دوباره به ما حمله خواهند کرد. شاید در بمباران بعدی زنده نمانم. اما این را می‌دانم: از زندگی‌ام راضی‌ام. از تمام سختی‌هایش. تمام جنگ‌ها و تحریم‌هایی که از روز تولدم تجربه کرده‌ام. دلم نمیخواهد جای دیگری جز ایران به دنیا می آمدم.
یک بار با خودم فکر کردم: من آماده‌ام برای ایران بمیرم، با تمام رنجی که در این زندگی کشیده‌ام. و در آن لحظه فهمیدم: هیچ توضیح عقلانی برای این وجود ندارد. فقط می‌شود اسمش را گذاشت عشق. چون به هیچ وجه منطقی نیست.
ایران به من یاد داد عشق یعنی چه. پس اگر فردا بمیرم، خوب زندگی کرده‌ام.

🖋نویسنده: غزال تنهایی، پژوهشگر دانشگاه صنعتی شریف تهران و دکترای مهندسی الکترونیک از دانشگاه بیرمنگام بریتانیا.
*پایان*

پیوند:
https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-us-israel-bomb-tehran-did-not-flee-heres-why
@EveDaughters
7💔2👎1
#معرفی‌کتاب

بازنمایی ایران پساانقلاب: اسارت، شرق‌شناسی نوین و مقاومت در خاطره‌نویسی ایرانی‑آمریکایی
دکترحسین نظری، نشر بلومزبری،۲۰۲۲

خاطره‌نویسی‌های نویسندگان ایرانی-آمریکایی دور از وطن، شیوه‌ای منحصربه‌فرد است که به واسطۀ آن، ایران، سیاست‌ها و مردمش در آمریکا و بقیه جهان درک می‌شوند. این کتاب به تحلیل فرآیندهای تولید، ترویج و دریافت تصاویری می‌پردازد که از ایران پس از انقلاب ارائه شده است.

این کتاب دیدگاه‌های تازه‌ای درباره برخی از مشهورترین نمونه‌های این ژانر ارائه می‌دهد، مانند «بدون دخترم هرگز» اثر بتی محمودی، «لولیتاخوانی در تهران» اثر آذر نفیسی، و «یاسین و ستاره‌ها: خوانش فراتر از لولیتا در تهران» اثر فاطمه کشاورز.
حسین نظری این متون را در بستر اجتماعی، تاریخی و سیاسی خودشان قرار می‌دهد، ریشه‌هایشان را در کهن‌الگوی روایت آمریکاییِ اسارت دنبال می‌کند و در نهایت بر الگوهای مقاومت گفتمانی در برابر روایت‌های شرق‌شناسی نوین تمرکز می‌کند. این کتاب ابزارهایی ساختاری را تحلیل می‌کند که به واسطۀ آنها، کلیشه‌های جنسیتی در این روایت‌ها، توسط رسانه‌های خبری برجسته می‌شوند.

@For_Iran_MB
@EveDaughters
🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر مدیر جامعه قرآنی شیعیان لبنان با حجاب اجباری

بخشی از مستند کوتاه «ایرانی به نام لبنان» که می‌توانید کاملش را از آپارات کف خیابون(kafe_khiabun) تماشا کنید:
https://www.aparat.com/v/zjfk778
@EveDaughters
👌4👎1
Negaram Bar Lab Boom Omad (@Malekisoheil)
Sima Bina
دختران قوچانی
نگارم بر لب بوم اومد
با صدای : سیما بینا

"ما به چشم خود دیدیم که اطفالِ قوچانی‌ها را در عشق‌آباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمانان می‌فروختند و کسی نبود دادرسی نماید..."

بخشی از تلگراف ایرانیان عشق آباد به مجلس قاجار ( زمان مظفرالدین شاه)

قصه از آنجا رقم می خورد که درپی خشکسالی و قحطی شدید، مردم قوچان قادر به پرداخت مالیات نبودند، پس حاکم وقت اصف الدوله را به خراسان فرستاد تا مردم را تحت فشار قرار دهند و مالیات را از آنان بگیرند. اما مردم فقیر و قحطی زده بودند و آهی در بساط نداشتند. پس به دستور حاکم به جای دریافت مالیات،دختران جوان روستایی قوچان و گروهی از زنان باشقانلو را به عنوان«مالیات»از خانواده‌ها گرفت و آن‌هارا به خان‌های ترکمن‌ در فراتر از مرزها فروختند.
در منابع مختلف (ازجمله گزارش‌های کنسول شوروی)رقم ۲۵۰تا ۳۰۰دختر را ذکرکردند.

این اتفاق در حدود سال 1284 ه.ش رخ داد و در زمان دهخدا افراد و هنرمندان بسیاری تصنیفی درباره آن دختران خوانده‌اند. افرادی مانند اسماعیل ستارزاده ، محسن میرزازاده، علیرضا پوراستاد، داوود رستمی، حجت قائمی، شاه قاسمی./تلخیص از کانال سهیل ملکی

@EveDaughters
💔7
#معرفی_کتاب
گفت و گویی میان فمینیسم و اسلام

کتاب «گفت‌وگویی میان فمینیسم و اسلام (تحلیل و نقد مبانی معرفتی فمینیسم اسلامی)»، اثری پژوهشی در عرصهٔ مطالعات زنان و الهیات معاصر است.

کتاب از طریق یک گفت‌وگوی علمی و بی‌طرفانه، زوایای مشترک و اختلافات بنیادین میان دو جریان فکری مهم یعنی فمینیسم و سنت فکری اسلام را روشن کند. اثر حاضربه پرسش‌های بنیادین دربارهٔ حقوق زنان، عدالت جنسیتی و نقش دین در تعریف جایگاه زن در جوامع مسلمان پاسخ دهد.

کتاب از دو بخش اساسی تشکیل شده است: در بخش نخست، نویسنده به تحلیل مبانی معرفتی جریان فمینیسم اسلامی می‌پردازد. در بخش دوم، با رویکردی انتقادی به نقد همین مبانی اقدام می‌کند. تحلیل نویسنده در این کتاب، متکی بر مطالعه و واکاوی آثار هشت تن از نویسندگان و نظریه‌پردازان اصلی این جریان (فاطمه مرنیسی، لیلا احمد، آمنه ودود، رفعت حسن، اسما بارلاس، سعدیه شیخ، عزیزه الحبری) است. این مطالعه نشان می‌دهد که این اندیشمندان، برای خروج از بن‌بست‌های معرفت‌شناسی سنّتی، به بازخوانی مبانی کلامی-الهیاتی روی آورده‌اند تا بتوانند الهیاتی متناسب با مسائل مدرن جوامع اسلامی ارائه دهند.

@EveDaughters
👌5
* پژوهش تجربه زیسته زنان متاهل تهرانی در جنگ اخیر*

اینجانب برای تکمیل پژوهش علمی خود در حوزه «تجربه زیسته زنان متاهل تهرانی در جنگ اخیر»، لازم است با دواطلبان عزیز گفتگوی تلفنی داشته باشم.

لازم به ذکر است، هیچ اطلاعاتی در رابطه با هویت مصاحبه شوندگان نیاز نیست. آنچه مورد گفتگو قرار می‌گیرد صرفاً تجربیات و احساساتی است که زنان ساکن تهران داشتند.

▪️علاوه بر زنان متاهل تهرانی، افرادی که بخاطر جنگ عزیزان خود را ازدست داده‌اند، یا تجربه مجروحیت داشتند و یا منزل و اموالشان بخاطر جنگ آسیب دیده است برای تکمیل پژوهش نقش کمک کننده‌ای دارند.
▪️زنانی که تجربیاتی چون امدادگری، مشاوره، آتش نشانی و موارد مشابه را در جنگ داشتند لطفاً به آیدی بنده برای هماهنگی پیام دهند.

همچنین مواضع سیاسی افراد تاثیری در روند پژوهش ندارد، بنابراین مصاحبه شوندگان با هر دیدگاه و تجربه‌ای می‌توانند مرا در انجام پژوهش کمک کنند.

🔹مشارکت شما نقشی کلیدی در غنای این پژوهش خواهد داشت و پیشاپیش از وقتی که در اختیار این تحقیق اختصاص می‌دهید، سپاسگزارم.

📞برای هماهنگی و پاسخگویی به سوالات‌تان لطفاً بانوان ساکن تهران به آیدی زیر در تلگرام یا بله پیام دهند:
@sahel72kh
3
*دلنوشته ی پدر شهید لیانا محمدی*

دخترم، شکوفه‌ی نچیده در بهار کلاس دوم
امروز که به سراغت آمده‌ام، نه هدیه‌ای در دست دارم و نه لبخندی بر لب
هدیه‌ی من، تنها تپش‌های بی‌قرار قلبی است که در سینه‌ام می‌سوزد.
امروز اولین «نبودن» توست.
اولین تولدی است که جایت در آغوشم خالی‌ست...
تو برای من، همیشه همان دختربچه‌ی کلاس دومی هستی که قرار بود دنیا را با کتاب‌هایش فتح کند...
مادرمعلمت، که خود اولین آموزگار الفبای مهربانی تو بود، حالا در آن سوی این خاک، در آغوش پرمهرخدا، دست‌های کوچکت را گرفته است.
چقدر حسادت می‌کنم به آن بهشت که تو و مادر را در کنار هم دارد و سهم من، تنها مرور خاطرات ناتمامی است که با هر برگ دفتر مشقت، شعله‌ور می‌شود.

لیانا جان، درد نبودنت، زخمی نیست که با گذشت زمان التیام یابد؛ این دردی است که هر روز در من تازه می‌شود. تولدت در ملکوت مبارک، ای فرشته‌ای که کلاس دوم عمرت، به ابدیت پیوند خورد.
ما اینجا، در این دنیای دلتنگ، به یاد تو و مادرت، تا همیشه شمع داغمان را روشن نگه می‌داریم.

آرام بخواب دختربابا
تولدت مبارک فرشته‌ی کوچک من
#میناب

@motherboon
@EveDaughters
💔4😭3