دختران حوا
🔺کتاب سرمه هایی از باروت #دکترمحسن_بدره، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س) 🖊 آیا زنان همیشه قربانی خشونت اند یا میتوانند خود نیز کنشگرِ خشونت باشند؟ آیا خشونت زنانه، بیشتر واکنشی است و در بستر خشونت های مردانه به کار گرفته می شود یا خود نیز میتواند عاملیت…
📌مردان فلسطینی و زندگیهای سوگواری(نا)پذیر
اغلب وقتی سخن از کشته شدگان و مجروحان فلسطینی به میان میآید، تمرکز بر زنان وکودکان است. با قرار دادن زنان در کنار کودکان، از یک سو به زنان موقعیتی فرودست تحمیل میشود و از سوی دیگر مردان سزاوار کشته شدن و سوگ ناپذیر تلقی میشوند. فمینیستهای فلسطینی و پسا استعماری در چهار ماه گذشته و پیش از آن، بارها این گفتمان «زنان و کودکان» را که سه دهه پیش از سوی فمینیسم سفید* طرح شد مورد نقد قرار دادهاند. دکتر عایشه خان در یادداشتی انتقادی مینویسد: «این روایتها، زنان و کودکان فلسطینی را در یک گروه یکدستِ قربانی دستهبندی میکنند در حالی که «زنان و کودکان» فلسطینی گروههای گوناگون و اصیلی از مقاومت فلسطین را تشکیل میدهند و به اندازه مردان برای سرنگونی رژیم استعماری تلاش میکنند. کسانی که در مصدر قدرت قرار دارند از روایت «زنان و کودکان» استفاده میکنند تا درماندگی را به تصویر بکشند و تصویری از «قربانی کامل» ترسیم کنند – قربانی فروتن، مطیع و ناتوانی که هم توانایی مقابله با استعمار را ندارد و هم نمیخواهد. مانند بسیاری از مردمان مستعمره، به فلسطینیها گفته میشود که تنها در صورتی ممکن است خردههایی از همدردی و توجه رسانهها را به خود جلب کنند که قربانیان کاملاً درمانده، مطیع، فرمانبردار و ضعیف به نظر برسند که به سادگی نسل کشی ۷۵ ساله، اشغال استعماری و آپارتاید را میپذیرند. “
تلاش برای مرگ پذیر کردن مردان فلسطینی و تکیه بر «زنان و کودکان» به عنوان قربانیانی درمانده در متن گفتمان بزرگتری شکل میگیرد. گفتمانی که انسان فلسطینی را تنها زمانی سزاوار زندگی و سوگ پذیر میداند که از جایگاه قربانی عدول نکند. بخشی از این روایت هم در خدمت گفتمان اسلام ستیزانه ای است که موجودیت مرد فلسطینی را یک تهدید بالقوه معرفی میکند و زن مسلمان را فاقد هرگونه عاملیتی برای مبارزه یا مقاومت. بازنمایی مردان فلسطینی، افغانستانی، عراقی و دیگر مردان مسلمان به عنوان تروریستهای خطرناک پیشینه طولانی دارد و آمریکا از منطق مشابهی برای توجیه حملات پهپادی خود به کشورهایی مانند افغانستان و عراق استفاده کرده است.
#آزاده_ثبوت
برای خواندن متن کامل مقاله، روی اینستنت ویو کلیک کنید.
https://telegra.ph/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-
پ.ن: کتاب سرمه هایی از باروت به امکان عاملیت زنان در جنگ و عملیات تروریستی پرداخته است.
@EveDaughters
اغلب وقتی سخن از کشته شدگان و مجروحان فلسطینی به میان میآید، تمرکز بر زنان وکودکان است. با قرار دادن زنان در کنار کودکان، از یک سو به زنان موقعیتی فرودست تحمیل میشود و از سوی دیگر مردان سزاوار کشته شدن و سوگ ناپذیر تلقی میشوند. فمینیستهای فلسطینی و پسا استعماری در چهار ماه گذشته و پیش از آن، بارها این گفتمان «زنان و کودکان» را که سه دهه پیش از سوی فمینیسم سفید* طرح شد مورد نقد قرار دادهاند. دکتر عایشه خان در یادداشتی انتقادی مینویسد: «این روایتها، زنان و کودکان فلسطینی را در یک گروه یکدستِ قربانی دستهبندی میکنند در حالی که «زنان و کودکان» فلسطینی گروههای گوناگون و اصیلی از مقاومت فلسطین را تشکیل میدهند و به اندازه مردان برای سرنگونی رژیم استعماری تلاش میکنند. کسانی که در مصدر قدرت قرار دارند از روایت «زنان و کودکان» استفاده میکنند تا درماندگی را به تصویر بکشند و تصویری از «قربانی کامل» ترسیم کنند – قربانی فروتن، مطیع و ناتوانی که هم توانایی مقابله با استعمار را ندارد و هم نمیخواهد. مانند بسیاری از مردمان مستعمره، به فلسطینیها گفته میشود که تنها در صورتی ممکن است خردههایی از همدردی و توجه رسانهها را به خود جلب کنند که قربانیان کاملاً درمانده، مطیع، فرمانبردار و ضعیف به نظر برسند که به سادگی نسل کشی ۷۵ ساله، اشغال استعماری و آپارتاید را میپذیرند. “
تلاش برای مرگ پذیر کردن مردان فلسطینی و تکیه بر «زنان و کودکان» به عنوان قربانیانی درمانده در متن گفتمان بزرگتری شکل میگیرد. گفتمانی که انسان فلسطینی را تنها زمانی سزاوار زندگی و سوگ پذیر میداند که از جایگاه قربانی عدول نکند. بخشی از این روایت هم در خدمت گفتمان اسلام ستیزانه ای است که موجودیت مرد فلسطینی را یک تهدید بالقوه معرفی میکند و زن مسلمان را فاقد هرگونه عاملیتی برای مبارزه یا مقاومت. بازنمایی مردان فلسطینی، افغانستانی، عراقی و دیگر مردان مسلمان به عنوان تروریستهای خطرناک پیشینه طولانی دارد و آمریکا از منطق مشابهی برای توجیه حملات پهپادی خود به کشورهایی مانند افغانستان و عراق استفاده کرده است.
#آزاده_ثبوت
برای خواندن متن کامل مقاله، روی اینستنت ویو کلیک کنید.
https://telegra.ph/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-
پ.ن: کتاب سرمه هایی از باروت به امکان عاملیت زنان در جنگ و عملیات تروریستی پرداخته است.
@EveDaughters
👍2👎1
از زخمهای اردوگاه شتیلا تا روایتهای پزشک لبنانی از انفجارهای بیروت
#آزاده_ثبوت
دکترای حقوق (عدالت انتقالی) و محقق پسا دکتری در دانشگاه کوئینز بلفاست
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲، دقیقاً ۴۳ سال پیش، ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ آواره فلسطینی و لبنانی به طرز وحشیانه ای در اردوگاه های صبرا و شتیلا قتل عام شدند. سازمان ملل این اقدام را ” نسل کشی” توصیف کرد. اقدامی که به رهبری آریل شارون، نخست وزیر سابق رژیم صهیونسیتی و توسط شبه نظامیان فالانژ انجام شد. نه سازمان ملل و نه دادگاه های بین المللی هیچکدام از عوامل این نسل کشی را مجازات نکردند.
من زخم های اردوگاه شتیلا را از نزدیک دیده ام و روایت های هولناک بازماندگان آن نسل کشی را شنیده ام. از محمد الحسنین ۴۵ ساله، که در زمان نسل کشی تنها ۱۰ سال داشت شنیده ام که یک سرباز صهیونیستی و دو نفر از نیروهای فالانژ را دیده است که شکم یک زن باردار را بریده اند و جنین او را به دیوار خانه آویزان کرده اند.
جملات پیرمرد ۷۵ ساله ای را به یاد دارم که می گفت: «من چه دیدم؟ زن بارداری که جنینش را از شکمش بیرون آورده بودند و او را دو نیم کردند.»
از ام عباس شنیده ام که چطور بولدوزرها اجساد را جمع کرده بودند و روی هم می ریختند. «وقتی به خانه ما آمدند، همه مردان را از خانه بیرون کردند، به صف کردند و با کاشیهای سنگین به سرشان زدند تا کشته شدند.»
زنی از کمپ آوارگان فلسطینی صبرا، جایی که با خانواده اش زندگی می کرد می گفت: جسدها بدون دست بودند، مغزها روی زمین پاشیده بود، زنانی بودند که پس از تجاوز کشته شده بودند.
از اهالی شتیلا شنیده ام که بعد از قتل عام هر روز به همه جا اسپری می پاشیدند، اما بوی وحشتناک مرگ تا پنج یا شش ماه بعد هم باقی مانده بود.
قصه زنی از شتیلا
از اهالی شتیلا قصه زنی از اهالی جنوب را شنیده ام که پس از قتل عام هفت نفر از کودکانش در حالی که فریاد می کشیده موهایش را دسته دسته کنده بود. کسی نمی داند سرگذشت آن زن چه شد، چگونه زندگی را دوام آورد و امروز کجاست.
من در تمام این سالها هرگز نتوانسته ام چهره آن مرد اهل جنوب را فراموش کنم. او که همچون روحی سرگردان در نزدیکی گور دسته جمعی اردوگاه، جایی که سی و شش نفر از اعضای خانواده اش را به خاک سپرده بودند زندگی می کرد. یک گور دسته جمعی بدون نام و نشان که در بالای آن نوشته بود: “ما هرگز فراموش نخواهیم کرد.”
در خلال گفتگوها فهمیده ام اگر چه تعداد کشته شدگان مستقیم را سه هزار و پانصد نفر اعلام کرده اند، اما تعداد کسانی که در نتیجه عوارض آن نسل کشی از بین رفتند در هیچ آماری ثبت نشده است. مثلا زنان و مردانی که دچار بیماری های قلبی شدند و در ماه ها و سال های بعد با سکته قلبی از بین رفتند. یا کسانی که دچار سرطان و بیماری های اعصاب شدند. سرنوشت های کودکانی که در نبود پدر و مادر برای مراقبت از خواهر و برادر کوچکترشان مجبور به ترک تحصیل شدند. زندگی هایی که از بین رفت. رویاها و آرزوهایی که خاکستر شد.
امسال در سالگرد آن نسل کشی، رژیم آپارتاید استعماری اسرائیل قتل عام جدیدی در لبنان انجام داد. این حمله تروریستی گسترده، با استفاده از دستگاه های رادیویی، تلفن های همراه، لپ تاپ ها و صفحات خورشیدی انجام شد. در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت دست کم سی و هفت نفر در شهرهای مختلف لبنان به قتل رسیدند و بیش از سه هزار نفر مجروح شدند. حال بسیاری از زخمی شدگان وخیم اعلام شده است.
دانیه الحلاک پزشک لبنانی می گوید:«بیمارستانهای لبنان غرق در جراحات شدید شدهاند، ما با بیمارانی مواجه هستیم که چشمها و اندامهای خود را از دست داده اند، ما قربانیان جوانی را دیدیم و قربانیان بسیار مسنی را که صورتشان از زخم سوراخشده بود. شکمشان باز بود رودهها بیرون زده بود. من برای اولین بار زخمهایی دیدم که واژگانی برای توضیح آن ندارم. حتی نمی توانم برخی از آن زخم ها را طبقه بندی کنم یا در دسته بندی که از زخم می شناسیم قرار دهم.. کرهی چشمها پاره شده بود، استخوانها شکسته بودند.»
پروفسور الیاس واری، چشم پزشک لبنانی در مورد جراحاتی که شاهد بوده به بی بی سی می گوید: «من تلاش کردم حداقل یکی از چشمان قربانیان را نجات دهم تا بینایی آنها حفظ شود اما در برخی موارد ناچار بودم هر دو چشم را تخلیه کنم زیرا کاملا از بین رفته بود. این اقدام خیلی دشوار بود چرا که اکثر مصدومان جوانانی در اوایل بیست سالگی خود بودند. من در تمام عمرم و در طول بیست و پنج سال طبابتم با چنین صحنه هایی مواجه نشده بودم. »
این انفجارها بیشترین آسیب را به چشمان و دست های افراد وارد کرده است.
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://ir-women.com/20027
@EveDaughters
#آزاده_ثبوت
دکترای حقوق (عدالت انتقالی) و محقق پسا دکتری در دانشگاه کوئینز بلفاست
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲، دقیقاً ۴۳ سال پیش، ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ آواره فلسطینی و لبنانی به طرز وحشیانه ای در اردوگاه های صبرا و شتیلا قتل عام شدند. سازمان ملل این اقدام را ” نسل کشی” توصیف کرد. اقدامی که به رهبری آریل شارون، نخست وزیر سابق رژیم صهیونسیتی و توسط شبه نظامیان فالانژ انجام شد. نه سازمان ملل و نه دادگاه های بین المللی هیچکدام از عوامل این نسل کشی را مجازات نکردند.
من زخم های اردوگاه شتیلا را از نزدیک دیده ام و روایت های هولناک بازماندگان آن نسل کشی را شنیده ام. از محمد الحسنین ۴۵ ساله، که در زمان نسل کشی تنها ۱۰ سال داشت شنیده ام که یک سرباز صهیونیستی و دو نفر از نیروهای فالانژ را دیده است که شکم یک زن باردار را بریده اند و جنین او را به دیوار خانه آویزان کرده اند.
جملات پیرمرد ۷۵ ساله ای را به یاد دارم که می گفت: «من چه دیدم؟ زن بارداری که جنینش را از شکمش بیرون آورده بودند و او را دو نیم کردند.»
از ام عباس شنیده ام که چطور بولدوزرها اجساد را جمع کرده بودند و روی هم می ریختند. «وقتی به خانه ما آمدند، همه مردان را از خانه بیرون کردند، به صف کردند و با کاشیهای سنگین به سرشان زدند تا کشته شدند.»
زنی از کمپ آوارگان فلسطینی صبرا، جایی که با خانواده اش زندگی می کرد می گفت: جسدها بدون دست بودند، مغزها روی زمین پاشیده بود، زنانی بودند که پس از تجاوز کشته شده بودند.
از اهالی شتیلا شنیده ام که بعد از قتل عام هر روز به همه جا اسپری می پاشیدند، اما بوی وحشتناک مرگ تا پنج یا شش ماه بعد هم باقی مانده بود.
قصه زنی از شتیلا
از اهالی شتیلا قصه زنی از اهالی جنوب را شنیده ام که پس از قتل عام هفت نفر از کودکانش در حالی که فریاد می کشیده موهایش را دسته دسته کنده بود. کسی نمی داند سرگذشت آن زن چه شد، چگونه زندگی را دوام آورد و امروز کجاست.
من در تمام این سالها هرگز نتوانسته ام چهره آن مرد اهل جنوب را فراموش کنم. او که همچون روحی سرگردان در نزدیکی گور دسته جمعی اردوگاه، جایی که سی و شش نفر از اعضای خانواده اش را به خاک سپرده بودند زندگی می کرد. یک گور دسته جمعی بدون نام و نشان که در بالای آن نوشته بود: “ما هرگز فراموش نخواهیم کرد.”
در خلال گفتگوها فهمیده ام اگر چه تعداد کشته شدگان مستقیم را سه هزار و پانصد نفر اعلام کرده اند، اما تعداد کسانی که در نتیجه عوارض آن نسل کشی از بین رفتند در هیچ آماری ثبت نشده است. مثلا زنان و مردانی که دچار بیماری های قلبی شدند و در ماه ها و سال های بعد با سکته قلبی از بین رفتند. یا کسانی که دچار سرطان و بیماری های اعصاب شدند. سرنوشت های کودکانی که در نبود پدر و مادر برای مراقبت از خواهر و برادر کوچکترشان مجبور به ترک تحصیل شدند. زندگی هایی که از بین رفت. رویاها و آرزوهایی که خاکستر شد.
امسال در سالگرد آن نسل کشی، رژیم آپارتاید استعماری اسرائیل قتل عام جدیدی در لبنان انجام داد. این حمله تروریستی گسترده، با استفاده از دستگاه های رادیویی، تلفن های همراه، لپ تاپ ها و صفحات خورشیدی انجام شد. در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت دست کم سی و هفت نفر در شهرهای مختلف لبنان به قتل رسیدند و بیش از سه هزار نفر مجروح شدند. حال بسیاری از زخمی شدگان وخیم اعلام شده است.
دانیه الحلاک پزشک لبنانی می گوید:«بیمارستانهای لبنان غرق در جراحات شدید شدهاند، ما با بیمارانی مواجه هستیم که چشمها و اندامهای خود را از دست داده اند، ما قربانیان جوانی را دیدیم و قربانیان بسیار مسنی را که صورتشان از زخم سوراخشده بود. شکمشان باز بود رودهها بیرون زده بود. من برای اولین بار زخمهایی دیدم که واژگانی برای توضیح آن ندارم. حتی نمی توانم برخی از آن زخم ها را طبقه بندی کنم یا در دسته بندی که از زخم می شناسیم قرار دهم.. کرهی چشمها پاره شده بود، استخوانها شکسته بودند.»
پروفسور الیاس واری، چشم پزشک لبنانی در مورد جراحاتی که شاهد بوده به بی بی سی می گوید: «من تلاش کردم حداقل یکی از چشمان قربانیان را نجات دهم تا بینایی آنها حفظ شود اما در برخی موارد ناچار بودم هر دو چشم را تخلیه کنم زیرا کاملا از بین رفته بود. این اقدام خیلی دشوار بود چرا که اکثر مصدومان جوانانی در اوایل بیست سالگی خود بودند. من در تمام عمرم و در طول بیست و پنج سال طبابتم با چنین صحنه هایی مواجه نشده بودم. »
این انفجارها بیشترین آسیب را به چشمان و دست های افراد وارد کرده است.
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://ir-women.com/20027
@EveDaughters
کانون زنان ایرانی
از زخمهای اردوگاه شتیلا تا روایتهای پزشک لبنانی از انفجارهای بیروت | کانون زنان ایرانی
از اهالی شتیلا قصه زنی از اهالی جنوب را شنیده ام که پس از قتل عام هفت نفر از کودکانش در حالی که فریاد می کشیده موهایش را دسته دسته کنده بود. کسی نمی داند سرگذشت آن زن چه شد، چگونه زندگی را دوام آورد و امروز کجاست. من در تمام این سالها هرگز نتوانسته ام چهره…
😢3👎1