همه زنان این شگرد را خوب بلدند که اگر بخواهند از شر یک بدپیله سمج خلاص شوند، اگر بخواهند خواستگارشان را فراری بدهند، اگر بخواهند در تنهایی خودشان تا آخر عمر خوش باشند، حتی اگر از ریخت و ترکیب مردی خوششان نیاید، اگر بخواهند در محیط کار آسوده باشند، اگر بخواهند پیشنهاد تازهای، تیک و تاک زدنی، پالس و چراغی سمتشان نیاید، اگر بخواهند یک جوری دعوت و مهمانی و حضوری خاص را بپیچانند، فقط باید متوسل به مردی دیگر شوند.
شما نمیتوانید مردی را براحتی متقاعد کنید که انتخابتان او نیست. نمیتوانید رک به او بگویید از لحاظ ظاهری دلخواهتان نیست، نمیتوانید بگویید اصلا من مرض دارم و میخواهم تا ابد تنها بمانم، نمیتوانید به کارمند بالادستیتان حالی کنید دست از سیخونکهای معنادار به شما بردارد، حتی نمیتوانید به خواستگارتان بگویید این آشی است که خانواده برایتان پخته و الا صد سال سیاه قصد ازدواج ندارید، اما میتوانید بگویید من متاهلم، نامزد دارم، توی رابطه دیگری هستم، من و پسرعمویم شیرینیخورده همیم، یا اینکه الکی و بیخود یک حلقه ساده در محیط کار دستتان کنید و تمام.
خوب خاطرم هست که با همین حیله خودم را از شر همکلاسی سالهای دانشگاه که پدر و مادرش هر روز تا در خوابگاه تعقیبم میکردند خلاص کردم. گفتم شیرینیخورده پسرخالهام هستم حال آنکه از ریشه و اساس پسرخاله ندارم. و بعد کلا تعقیب و گریز و واسطه انداختن و هر روز خواسته شدن به دفتر امور دانشجویی و تسهیل ازدواج جوانان جمع شد و خلاص.
اینها را گفتم که بگویم این انتخاب ما زنان نیست که معنادار و حائز احترام است. بلکه حضور یک نرینه دیگر است که میتواند مانع ورود نرینه دیگری به قلمروی زنی شود. هیچ مردی به شما گوشزد نمیکند که مردی که در حال حاضر مدعی ارتباط با او هستید فلان عیبها را دارد یا من مطلعم که فلان آسیب را به تو میزند یا هزار تا انگ و علت دیگر دارد. پس مراقب باش یا بیشتر فکر کن یا حواست جمع باشد. اینها مهم نیست. مهم ذات حضور مردی دیگر است که ورق را برمیگرداند. حالا هرکه باشد. اصلا گیرم گنگ و افلیج و جذامی و تراخمی.
البته بگذریم از اینکه خیلی وقت است به طور اخص، تاهل زنان مانعی برای مردان دیگر نمیتراشد که هیچ، خوش خوشانشان هم میشود. صید که شدید، شاخ و سمتان که گرد شد آن وقت یادشان میافتد شما متاهلید و اشتباه کردهاند. بعد باید از درد به خود بپیچید و روزی صد بار بزنید بر سرتان./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
شما نمیتوانید مردی را براحتی متقاعد کنید که انتخابتان او نیست. نمیتوانید رک به او بگویید از لحاظ ظاهری دلخواهتان نیست، نمیتوانید بگویید اصلا من مرض دارم و میخواهم تا ابد تنها بمانم، نمیتوانید به کارمند بالادستیتان حالی کنید دست از سیخونکهای معنادار به شما بردارد، حتی نمیتوانید به خواستگارتان بگویید این آشی است که خانواده برایتان پخته و الا صد سال سیاه قصد ازدواج ندارید، اما میتوانید بگویید من متاهلم، نامزد دارم، توی رابطه دیگری هستم، من و پسرعمویم شیرینیخورده همیم، یا اینکه الکی و بیخود یک حلقه ساده در محیط کار دستتان کنید و تمام.
خوب خاطرم هست که با همین حیله خودم را از شر همکلاسی سالهای دانشگاه که پدر و مادرش هر روز تا در خوابگاه تعقیبم میکردند خلاص کردم. گفتم شیرینیخورده پسرخالهام هستم حال آنکه از ریشه و اساس پسرخاله ندارم. و بعد کلا تعقیب و گریز و واسطه انداختن و هر روز خواسته شدن به دفتر امور دانشجویی و تسهیل ازدواج جوانان جمع شد و خلاص.
اینها را گفتم که بگویم این انتخاب ما زنان نیست که معنادار و حائز احترام است. بلکه حضور یک نرینه دیگر است که میتواند مانع ورود نرینه دیگری به قلمروی زنی شود. هیچ مردی به شما گوشزد نمیکند که مردی که در حال حاضر مدعی ارتباط با او هستید فلان عیبها را دارد یا من مطلعم که فلان آسیب را به تو میزند یا هزار تا انگ و علت دیگر دارد. پس مراقب باش یا بیشتر فکر کن یا حواست جمع باشد. اینها مهم نیست. مهم ذات حضور مردی دیگر است که ورق را برمیگرداند. حالا هرکه باشد. اصلا گیرم گنگ و افلیج و جذامی و تراخمی.
البته بگذریم از اینکه خیلی وقت است به طور اخص، تاهل زنان مانعی برای مردان دیگر نمیتراشد که هیچ، خوش خوشانشان هم میشود. صید که شدید، شاخ و سمتان که گرد شد آن وقت یادشان میافتد شما متاهلید و اشتباه کردهاند. بعد باید از درد به خود بپیچید و روزی صد بار بزنید بر سرتان./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
👍10🤔2🤮2👎1
فرهنگ کلامی ما بی رحمیهایی در باب زنان دارد که گاهی بیش از همه مورد استفاده زنان علیه یکدیگر است.
یکی از بارزترین خشونتهای زنان علیه زنان، بعد از طلاق یک زن قابل رویت است.
بگذارید برایتان مثالی بزنم:
در فرهنگ پدر و مادر من اینطور است که اگر برای دختری با دست خالی به خواستگاری بیایند، بریز و بپاش نکنند، طلای گران نخرند ودر مجلس خواستگاری روی خوش به دختر نشان ندهند، یک جمله در توصیف نگونبختی چنین دختری کافیست:
" انگار آمده بودند زن مطلقه برای پسرشان بگیرند..."
کلمه مطلقه به قدری بار سنگین و خشونتآمیز کلامی را بر دوش زنی که از ازدواج خود بیرون آمده میگذارد که حتی اگر خدای ناکرده فکر ازدواج مجدد به سرش زد باید پیه همهجور تحقیر و نادیده شدن را به تنش بمالد.
اصلا وقتی برای عروسی دختری ساز و دهل و شام و ضیافت نباشد میگویند فلانی را در خفا بردند خانه بخت، عین زن مطلقه.
تابحال با خودمان فکر کردهایم که همه زنانی که طلاق میگیرند آدمهای بوالهوس و نابکار و راهزنمآبی نبودهاند که فقط برای اموال و مهریه دندان تیز کرده باشند؟
تا بحال فکر کردهایم شاید زنی از بیم جان، از بار تحقیر تن به جدایی داده باشد؟
چطور میشود که دوست جانجانی ما وقتی که طلاق گرفت باید پایش را از خانهمان ببریم چون ممکن است شوهرمان را بدزدد؟ اصلا وقتی اینقدر به تنبان مردان شک داریم چرا عوض اصلاح مردان به تحقیر و خشونت علیه همجنسان خود مشغول میشویم؟
زنان بعد از جدایی هم مترتب بالاترین میزان سوگ در هرم مازلو (سوگ همسر) هستند و هم ممکن است جیبشان خالی باشد و هم با چنگ و دندان چپیده باشند به بچههایشان که از گزند دورشان نگاه دارند. با این زنان مهربان باشیم. اینها از خیلی از کسانی که هر تحقیر و توهینی را میخورند و میمانند تنها از ترس اینکه غذای چرب و لباس ابریشمشان را از دست بدهند، شریفتر و انسانتر و قدرتمندتر هستند.
عوض اینکه به پسرانمان بگوییم حق ازدواج با زن جدا شده را ندارد چون او به خودش یک مرد دیده و مگر قحط دختر آمده و تمام فکرمان دستنخوردگی دختران باشد، یادشان بدهیم خوشبختی و عشق و لذت عمر در اینها نیست.
آرامش به اینها نیست. یاد بدهیم زنان غذا نیستند که مصرف شوند و یا دستخورده که شد باید بریزی به زباله یا بدهی سگخور شود./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
یکی از بارزترین خشونتهای زنان علیه زنان، بعد از طلاق یک زن قابل رویت است.
بگذارید برایتان مثالی بزنم:
در فرهنگ پدر و مادر من اینطور است که اگر برای دختری با دست خالی به خواستگاری بیایند، بریز و بپاش نکنند، طلای گران نخرند ودر مجلس خواستگاری روی خوش به دختر نشان ندهند، یک جمله در توصیف نگونبختی چنین دختری کافیست:
" انگار آمده بودند زن مطلقه برای پسرشان بگیرند..."
کلمه مطلقه به قدری بار سنگین و خشونتآمیز کلامی را بر دوش زنی که از ازدواج خود بیرون آمده میگذارد که حتی اگر خدای ناکرده فکر ازدواج مجدد به سرش زد باید پیه همهجور تحقیر و نادیده شدن را به تنش بمالد.
اصلا وقتی برای عروسی دختری ساز و دهل و شام و ضیافت نباشد میگویند فلانی را در خفا بردند خانه بخت، عین زن مطلقه.
تابحال با خودمان فکر کردهایم که همه زنانی که طلاق میگیرند آدمهای بوالهوس و نابکار و راهزنمآبی نبودهاند که فقط برای اموال و مهریه دندان تیز کرده باشند؟
تا بحال فکر کردهایم شاید زنی از بیم جان، از بار تحقیر تن به جدایی داده باشد؟
چطور میشود که دوست جانجانی ما وقتی که طلاق گرفت باید پایش را از خانهمان ببریم چون ممکن است شوهرمان را بدزدد؟ اصلا وقتی اینقدر به تنبان مردان شک داریم چرا عوض اصلاح مردان به تحقیر و خشونت علیه همجنسان خود مشغول میشویم؟
زنان بعد از جدایی هم مترتب بالاترین میزان سوگ در هرم مازلو (سوگ همسر) هستند و هم ممکن است جیبشان خالی باشد و هم با چنگ و دندان چپیده باشند به بچههایشان که از گزند دورشان نگاه دارند. با این زنان مهربان باشیم. اینها از خیلی از کسانی که هر تحقیر و توهینی را میخورند و میمانند تنها از ترس اینکه غذای چرب و لباس ابریشمشان را از دست بدهند، شریفتر و انسانتر و قدرتمندتر هستند.
عوض اینکه به پسرانمان بگوییم حق ازدواج با زن جدا شده را ندارد چون او به خودش یک مرد دیده و مگر قحط دختر آمده و تمام فکرمان دستنخوردگی دختران باشد، یادشان بدهیم خوشبختی و عشق و لذت عمر در اینها نیست.
آرامش به اینها نیست. یاد بدهیم زنان غذا نیستند که مصرف شوند و یا دستخورده که شد باید بریزی به زباله یا بدهی سگخور شود./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
👍16
چندی پیش جایی مهمان بودم که صدای فریاد و دعوای مرد همسایه بلند شد. حتی گوشات را هم میگرفتی عربدههای از ته جانش قابل شنیدن بود. مردی در دهه ششم زندگی و بازنشسته یکی از سازمانهای خوشدرآمد و پرمزایا که زن و بچهها را فرستاده ینگه دنیا و حالا برای فرار از تنهایی زنی جوان و سی ساله را به صیغهنامه ای محرم و زن خانه خود کرده بود. گویا اول صیغه ماهانه بود و بعدش دیده زن جوان چندانی هم بد نیست، در نظافت و پختوپز و رتقوفتق خانه و امور شوهرداری و البته جوانی و زیبایی، التفات کرده و ارتقا داده به صیغه ده ساله. زن یک دختر پنج شش ساله از ازدواج اولش دارد. و حالا دختربچه هم کنار آنها در آن خانه زندگی میکند. و هر بار شاهد دعوا و هتک حرمت مادر جوانش توسط ناپدری پیر و بیحوصله خود است که عربده میکشید تو اگر زن خوبی بودی شوهر اولت طلاقت نمیداد. تو اگر آدم بودی زندگی اولت را ول نمیکردی... و گزارههای دیگری بسی قبیحتر در تحقیر زن به واسطه گذشته او. شواهد و روایات میزبانم نشان میداد که زن از ناچارِ نداری و سربار خانه پدری شدن، آنهم با یک بچه، راضی به این ازدواج شده و مداوم به این تحقیرها و فحاشیها تن میدهد. آنهم پیش چشمان معصوم دخترکش.
این ماجرا را روایت کردم که بگویم در این زمانه عسر و حرج که همهمان داریم زیر فشار و سختی جان میکنیم و تنهایی و بیهمزبانی هم جانمان را بهدر برده اگر شعور و فهم رابطه نداریم سرمان را توی خشتک خودمان کنیم و شست پایمان را بمکیم اما شرافت کسی را به کلمات کثیفمان لکهدار نکنیم. بفهمیم تحقیر دیگری با گذشتهاش و آنچه بر او گذشته غیرانسانیترین و هرزهترین رفتاریست که میشود کرد. مرد یا زن فرقی ندارد. ازدواج قبلی به هر علتی از هم پاشیده و حالا کسی تنهاییش را قرار است در سایه و پناه ما درمان کند. بابت یک لقمه نانی که باهم شریک میشوید کثافت گذشته دردناک دیگری را دائم توی سرش نزنید. شما از ابتدا میدانستید با چه کسی و چه گذشتهای پیمان تازه بستهاید. پس دهانتان را ببندید و مثل آدم رفتار کنید. تحقیر شریک زندگیتان با گذشتهاش هیچ معنایی ندارد جز اینکه شما یک عوضی هستید که کمبودها و حقارتهایتان را اینطور ماله میکشید. همین./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
این ماجرا را روایت کردم که بگویم در این زمانه عسر و حرج که همهمان داریم زیر فشار و سختی جان میکنیم و تنهایی و بیهمزبانی هم جانمان را بهدر برده اگر شعور و فهم رابطه نداریم سرمان را توی خشتک خودمان کنیم و شست پایمان را بمکیم اما شرافت کسی را به کلمات کثیفمان لکهدار نکنیم. بفهمیم تحقیر دیگری با گذشتهاش و آنچه بر او گذشته غیرانسانیترین و هرزهترین رفتاریست که میشود کرد. مرد یا زن فرقی ندارد. ازدواج قبلی به هر علتی از هم پاشیده و حالا کسی تنهاییش را قرار است در سایه و پناه ما درمان کند. بابت یک لقمه نانی که باهم شریک میشوید کثافت گذشته دردناک دیگری را دائم توی سرش نزنید. شما از ابتدا میدانستید با چه کسی و چه گذشتهای پیمان تازه بستهاید. پس دهانتان را ببندید و مثل آدم رفتار کنید. تحقیر شریک زندگیتان با گذشتهاش هیچ معنایی ندارد جز اینکه شما یک عوضی هستید که کمبودها و حقارتهایتان را اینطور ماله میکشید. همین./زن امروزی
#الهامفلاح
@EveDaughters
👍17👎1