🔺وزش ادامهدار بوران دیماه در خانواده ایرانی
خانواده ایرانی، از بهار امسال تا زمستانش، تجربه دو جنگ خارجی و داخلی را پشت سرگذاشته و احتمالا جنگ خارجی دیگری نیز پیشرو دارد. بااین حال تجربه زیسته جنگ دوازده روزه و مصایب دیماه تفاوت جدی در هر دو سپهر عمومی و خصوصی داشت. تفاوتی که ممکن است در صورت مواجهه جنگ سوم نیز ادامه پیدا کند. از جمله شاخصهای تفاوت نحوه رویاروی افراد با هر دو تجربه بود. برای مثال بهار امسال شاهد اتحادی نسبی بین مردم و حتی بین مردم و حاکمیت بودیم که در کمتر از هفت ماه، به تفرقهای جدی منتهی شد. تفرقهای که در هر دو سطح مردمی و ملی قابل توجه و البته بسیار خطرناک است.
در این مجال قصد بسط و تحلیل دیدگاههای موجود از شرایط سیاسی و امنیتی جامعه را ندارم. بهرحال ما شاهد حضور چندباره منحوس الیگارشی در حاکمیت بودیم و اینبار کاری کرد که مردم و حاکمیت متفاوت از گذشته رو در روی هم قرار گرفتند و از این تقابل نفرتی بیسابقه زاده شد. داستان خون و نفرت داستان سوپر تراژیکی است که هنوز بعد از این مدت توان نوشتارش را پیدا نکردم.
بااین اوصاف، غرض از نوشتار حاضر، شرح شکاف دردناکی است که این روزها بر پیکر خانواده ایرانی نشسته است. رنجی متفاوت از مصیبت مشاهده خشونت عریان خیابانی. زمانی که اعتراضات دیماه به پایان تلخ خود رسید و خون هزاران تن ریخته شد، رنجی علاوه بر رنج این مصیبت گریبان بسیاری از خانوادهها را گرفت.
مطابق پژوهشی به پایان نرسیده، دو گروه از خانوادهها بیش از سایر خانوادهها آسیب دیدند.
▪️گروه نخست، خانوادههایی هستند که عزیزی را - فارغ از علت حضورش در اعتراضات- از دست دادند. خانوادههایی سخت دردمند و داغدار. اما تجربه این مصیبت، در بسیاری از موارد مایه همدلی و اتحادی دوباره در خانواده گشت. برخی از خانوادهها، حتی کدورتهای گذشته را کنار گذاشته و با هستههای سوگوار در اقوام خود ابراز همدردی کردند. مشابه تجربه اتحاد در روزهای جنگ دوازده روزه که در سطح ملی تجربه شد.
▪️اما گروه دوم، خانوادههایی هستند که زخمشان هر صبح تازه میشود و تا شامگاه، وقتی اعضای خانواده به خواب میروند، عمیقتر میگردد. آنان خانوادههایی هستند که اعضایشان یاریگر هم نیستند؛ مقابل هم ایستادهاند و هر روز، خودشان یا شرایط، بر آتش خشم میانشان میدمند. خشمی که در برخی گزارشهای دریافتی منتهی به پیامدهای ناگواری نیز شده است.
شرایط اقتصادی که بعد از اعتراضات دیماه دشوارتر شد، از عوامل اصلی تازه نگاه داشتن این زخم است. همچنین هر خبر تازهای از اعلان مواضع طرفهای درگیری در رسانه و امثالهم نیز زمینه بهانهای جدید برای به جریان انداختن خشونت خانگی شده است.
آنچه در این یک ماه از خانوادههای گوناگون شنیدهام، تازه ماندن همان جراحتها و کینههاست. خشونتی که بهتدریج چون گولهبرفی از فراز کوه نفرت فرو میغلتد و کسی نمیداند در پایان این سرازیری، چه مصایب برجاماندهای در انتظار خواهد بود.
میان این خانوادها، زوجینی هستند که این روزها به جدایی میاندیشند، فرزندانی که پیگیر فرار از خانواده هستند و والدینی که با دیدارِ تفرقه میان فرزندان، از نفرین خاموش نمیشوند.
خشونت عریان خیابانی بار دیگر بصورت خشونت پنهان خانگی تغییر ماهیت داده است. اتفاقی که حتما عوارض خودش را خواهد داشت و در این شرایط کاش امثال سازمان روانشناسی و سایر دستگاههای دولتی و خصوصی ذیربط بابت کنترل آن اقداماتی میکردند و...
#خشونت_خانگی
#خشونت_پنهان
@EveDaughters
خانواده ایرانی، از بهار امسال تا زمستانش، تجربه دو جنگ خارجی و داخلی را پشت سرگذاشته و احتمالا جنگ خارجی دیگری نیز پیشرو دارد. بااین حال تجربه زیسته جنگ دوازده روزه و مصایب دیماه تفاوت جدی در هر دو سپهر عمومی و خصوصی داشت. تفاوتی که ممکن است در صورت مواجهه جنگ سوم نیز ادامه پیدا کند. از جمله شاخصهای تفاوت نحوه رویاروی افراد با هر دو تجربه بود. برای مثال بهار امسال شاهد اتحادی نسبی بین مردم و حتی بین مردم و حاکمیت بودیم که در کمتر از هفت ماه، به تفرقهای جدی منتهی شد. تفرقهای که در هر دو سطح مردمی و ملی قابل توجه و البته بسیار خطرناک است.
در این مجال قصد بسط و تحلیل دیدگاههای موجود از شرایط سیاسی و امنیتی جامعه را ندارم. بهرحال ما شاهد حضور چندباره منحوس الیگارشی در حاکمیت بودیم و اینبار کاری کرد که مردم و حاکمیت متفاوت از گذشته رو در روی هم قرار گرفتند و از این تقابل نفرتی بیسابقه زاده شد. داستان خون و نفرت داستان سوپر تراژیکی است که هنوز بعد از این مدت توان نوشتارش را پیدا نکردم.
بااین اوصاف، غرض از نوشتار حاضر، شرح شکاف دردناکی است که این روزها بر پیکر خانواده ایرانی نشسته است. رنجی متفاوت از مصیبت مشاهده خشونت عریان خیابانی. زمانی که اعتراضات دیماه به پایان تلخ خود رسید و خون هزاران تن ریخته شد، رنجی علاوه بر رنج این مصیبت گریبان بسیاری از خانوادهها را گرفت.
مطابق پژوهشی به پایان نرسیده، دو گروه از خانوادهها بیش از سایر خانوادهها آسیب دیدند.
▪️گروه نخست، خانوادههایی هستند که عزیزی را - فارغ از علت حضورش در اعتراضات- از دست دادند. خانوادههایی سخت دردمند و داغدار. اما تجربه این مصیبت، در بسیاری از موارد مایه همدلی و اتحادی دوباره در خانواده گشت. برخی از خانوادهها، حتی کدورتهای گذشته را کنار گذاشته و با هستههای سوگوار در اقوام خود ابراز همدردی کردند. مشابه تجربه اتحاد در روزهای جنگ دوازده روزه که در سطح ملی تجربه شد.
▪️اما گروه دوم، خانوادههایی هستند که زخمشان هر صبح تازه میشود و تا شامگاه، وقتی اعضای خانواده به خواب میروند، عمیقتر میگردد. آنان خانوادههایی هستند که اعضایشان یاریگر هم نیستند؛ مقابل هم ایستادهاند و هر روز، خودشان یا شرایط، بر آتش خشم میانشان میدمند. خشمی که در برخی گزارشهای دریافتی منتهی به پیامدهای ناگواری نیز شده است.
شرایط اقتصادی که بعد از اعتراضات دیماه دشوارتر شد، از عوامل اصلی تازه نگاه داشتن این زخم است. همچنین هر خبر تازهای از اعلان مواضع طرفهای درگیری در رسانه و امثالهم نیز زمینه بهانهای جدید برای به جریان انداختن خشونت خانگی شده است.
آنچه در این یک ماه از خانوادههای گوناگون شنیدهام، تازه ماندن همان جراحتها و کینههاست. خشونتی که بهتدریج چون گولهبرفی از فراز کوه نفرت فرو میغلتد و کسی نمیداند در پایان این سرازیری، چه مصایب برجاماندهای در انتظار خواهد بود.
میان این خانوادها، زوجینی هستند که این روزها به جدایی میاندیشند، فرزندانی که پیگیر فرار از خانواده هستند و والدینی که با دیدارِ تفرقه میان فرزندان، از نفرین خاموش نمیشوند.
خشونت عریان خیابانی بار دیگر بصورت خشونت پنهان خانگی تغییر ماهیت داده است. اتفاقی که حتما عوارض خودش را خواهد داشت و در این شرایط کاش امثال سازمان روانشناسی و سایر دستگاههای دولتی و خصوصی ذیربط بابت کنترل آن اقداماتی میکردند و...
#خشونت_خانگی
#خشونت_پنهان
@EveDaughters
👍8