زنان زبان دراز
گفتم ببین دهخدا در معنے سلیطـہ چہ نوشتـہ، ثانیـہ اے بعد گفت: زن زباندراز. بلند خندیدم. زنان باید چنان زبان ڪوتاه باشند و زبان ڪوتاه بودنشان قاعدهست ڪہ براے درازے زبانشان ڪلمـہ وجود دارد. معانے دیگر را نیز مےخواند بلندتر مےخندم.
یاد فلانے ڪہ خواهر بہمانےست مےافتم. همان ڪہ گفتـہ بود فمینیستها و جنبش فمینیستے بہ جنبش سلیطـہ گان تبدیل شدهاند. راست مےگفت شاید، جنبش زبان درازان. اما تبدیلے رخ نداده. جنبش زنان همیشـہ جنبش زباندرازان بوده.
اصلا زبان درازے عمدتا فقط براے زنان استفاده مےشود! مردان اگر رفتار مشابہـے داشتـہ باشند قدرتمند، خطیب، مسلط بہ بیان و داراے ڪاریزما محسوب مےشوند.
جالب این است ڪہ همزمان قانونے در بریتانیا در دست تہیـہ است ڪہ مےگوید: تظاهرات ڪنندگان نباید پرسر و صدا و آزاردهنده (#noisyandannoying) باشند و در برابرش مردم تظاهرات ڪردند ڪہ ما هرچہ داریم؛ از حق راےمان تا آزادے پوششمان را با پرسر و صدا بودن (بخوانید زباندراز بودن) بہ دست آوردهایم.
زن خوب براے قرنها و حتی اڪنون، زنے آرام، بےسر و صدا و زبان ڪوتاه، بلہ قربانگو و سلطـہ پذیر بوده. زنان زبان دراز، معترض و بہ چالشڪشنده، تقبیح و تنبیـہ شدهاند، سلیطـہ خطاب شده و طرد شدند. زنان بسیارے براے پیشگیرے از این تنبیـہ و طرد راه زبانڪوتاهے پیش گرفتـہ اند، خشمششان را فرو خوردند ڪہ سختتر تنبیـہ نشوند. جنبش زنان اما زبانش بہ اندازه رنج تاریخے زنان دراز است.
مـن امـا زنـان زبـان دراز را دوستتـر دارم./زنان امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
گفتم ببین دهخدا در معنے سلیطـہ چہ نوشتـہ، ثانیـہ اے بعد گفت: زن زباندراز. بلند خندیدم. زنان باید چنان زبان ڪوتاه باشند و زبان ڪوتاه بودنشان قاعدهست ڪہ براے درازے زبانشان ڪلمـہ وجود دارد. معانے دیگر را نیز مےخواند بلندتر مےخندم.
یاد فلانے ڪہ خواهر بہمانےست مےافتم. همان ڪہ گفتـہ بود فمینیستها و جنبش فمینیستے بہ جنبش سلیطـہ گان تبدیل شدهاند. راست مےگفت شاید، جنبش زبان درازان. اما تبدیلے رخ نداده. جنبش زنان همیشـہ جنبش زباندرازان بوده.
اصلا زبان درازے عمدتا فقط براے زنان استفاده مےشود! مردان اگر رفتار مشابہـے داشتـہ باشند قدرتمند، خطیب، مسلط بہ بیان و داراے ڪاریزما محسوب مےشوند.
جالب این است ڪہ همزمان قانونے در بریتانیا در دست تہیـہ است ڪہ مےگوید: تظاهرات ڪنندگان نباید پرسر و صدا و آزاردهنده (#noisyandannoying) باشند و در برابرش مردم تظاهرات ڪردند ڪہ ما هرچہ داریم؛ از حق راےمان تا آزادے پوششمان را با پرسر و صدا بودن (بخوانید زباندراز بودن) بہ دست آوردهایم.
زن خوب براے قرنها و حتی اڪنون، زنے آرام، بےسر و صدا و زبان ڪوتاه، بلہ قربانگو و سلطـہ پذیر بوده. زنان زبان دراز، معترض و بہ چالشڪشنده، تقبیح و تنبیـہ شدهاند، سلیطـہ خطاب شده و طرد شدند. زنان بسیارے براے پیشگیرے از این تنبیـہ و طرد راه زبانڪوتاهے پیش گرفتـہ اند، خشمششان را فرو خوردند ڪہ سختتر تنبیـہ نشوند. جنبش زنان اما زبانش بہ اندازه رنج تاریخے زنان دراز است.
مـن امـا زنـان زبـان دراز را دوستتـر دارم./زنان امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
در گفتگو در خصوص بسیاری از مشکلات و نابرابریهایی که زنان متحمل میشوند، اولین نکتهای که به چشم میآید اشاره افراد به مقصر بودن زنان است: «از ماست که بر ماست» «ما از همجنس خودمون بیشتر ضربه میخوریم» «قبول کنید تقصیر خود ما زنهاست» «زنان علیه زنان» «مشکل ما خود زنان هستن»
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
«معلوم است که اولویت یک مادر باید فرزندش باشد.»
این جمله را بسیار میشنویم. وقتی زنان از اشتغال، حضور اجتماعی، معاشرت با دوستان و تحصیل میگویند میشنوند البته اولویت یک مادر باید فرزندش باشد. یعنی شما اول باید مادری کنی و بعد بروی دنبال کار و تحصیل و تفریح و غیره. در این باور ما از زنان میخواهیم اول مادر باشند و بعد بقیه چیزها. غافل از اینکه اینها همه درهم تنیدهاند. یعنی نمیشود گفت اول این بعد آن. تمام ما در آن واحد «من»های کوچکی هستیم که این من بزرگمان را تشکیل میدهد. تمام این «من»ها بر هم تاثیر دارند و از هم تاثیر میپذیرند. منِ فرزند، منِ دوست، من شاعر، من مادر، من فعال برابری جنسیتی، منِ پژوهشگر، من ورزشکار. حالا فکر کنید بعد از مادر شدن به فرد بگوییم تمام من کوچولوهایت هیچ، اول منِ مادر. پس آن همه دانش که من پژوهشگر برایم به ارمغان میآورد چه میشود؟ سلامتیای که من ورزشکار نصیبم میکرد؟ امنیتی که در کنار دوستانم داشتم؟ آیا منِ مادر بدون دانش و سلامت و امنیت مادر بهتری هستم؟! آیا غیر از این است که من برای مادری کردن به دانش و سلامتی و امنیت نیاز دارم؟ روبروی هم قرار دادن مادری و سایر فعالیتهای زنان ابزار سرکوب و به پستو راندن آنهاست.
برخی دیگر میگویند مادر من شاغل بود من ناراحت بودم که وقتی میآمدم خانه غذای گرم نداشتیم و چقدر بد بود. باید پرسید چرا ناراحت نبودی که پدرت شاغل است؟ چرا فکر نمیکردی آن غذای گرم را پدرت باید برایت بیاورد؟ اصلا چرا غذای گرم نشانه مهر و علاقه بود؟ چون ما شبانهروز در معرض این کلیشههاییم. چون رسانه مادر خوب را مادر قورمهسبزی بپز و پیراهن اتوکن بازنمایی میکند. هیچکس نمیگوید مادر باید در مورد پریود، در مورد اولین رابطه جنسی، کاندوم و بیماریهای مقاربتی به تو بگوید. کسی نمیگوید دیدن یک مادر مستقل چه فوایدی دارد. کسی از الگویی که در ذهن بچهها میسازیم نمیگوید، دخترها عروس شوند و غذای گرم بپزند و پسرها کار کنند و خرج خانواده بدهند.
از مادران انتظار داریم «من»ِ مادرشان آنقدر بزرگ شود که تمام دیگر «من»هایشان را ببلعد، بعد این مادر، فرزندش که بزرگ میشود و میرود سراغ ساختن «من»های خودش، میگوید من همه زندگیام را فدای تو کردم!
مادران باید بتوانند تمام «من» کوچولوهایشان را درآغوش بکشند، تمام من کوچولوهایی که بخشی از هویتشان هستند./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
«معلوم است که اولویت یک مادر باید فرزندش باشد.»
این جمله را بسیار میشنویم. وقتی زنان از اشتغال، حضور اجتماعی، معاشرت با دوستان و تحصیل میگویند میشنوند البته اولویت یک مادر باید فرزندش باشد. یعنی شما اول باید مادری کنی و بعد بروی دنبال کار و تحصیل و تفریح و غیره. در این باور ما از زنان میخواهیم اول مادر باشند و بعد بقیه چیزها. غافل از اینکه اینها همه درهم تنیدهاند. یعنی نمیشود گفت اول این بعد آن. تمام ما در آن واحد «من»های کوچکی هستیم که این من بزرگمان را تشکیل میدهد. تمام این «من»ها بر هم تاثیر دارند و از هم تاثیر میپذیرند. منِ فرزند، منِ دوست، من شاعر، من مادر، من فعال برابری جنسیتی، منِ پژوهشگر، من ورزشکار. حالا فکر کنید بعد از مادر شدن به فرد بگوییم تمام من کوچولوهایت هیچ، اول منِ مادر. پس آن همه دانش که من پژوهشگر برایم به ارمغان میآورد چه میشود؟ سلامتیای که من ورزشکار نصیبم میکرد؟ امنیتی که در کنار دوستانم داشتم؟ آیا منِ مادر بدون دانش و سلامت و امنیت مادر بهتری هستم؟! آیا غیر از این است که من برای مادری کردن به دانش و سلامتی و امنیت نیاز دارم؟ روبروی هم قرار دادن مادری و سایر فعالیتهای زنان ابزار سرکوب و به پستو راندن آنهاست.
برخی دیگر میگویند مادر من شاغل بود من ناراحت بودم که وقتی میآمدم خانه غذای گرم نداشتیم و چقدر بد بود. باید پرسید چرا ناراحت نبودی که پدرت شاغل است؟ چرا فکر نمیکردی آن غذای گرم را پدرت باید برایت بیاورد؟ اصلا چرا غذای گرم نشانه مهر و علاقه بود؟ چون ما شبانهروز در معرض این کلیشههاییم. چون رسانه مادر خوب را مادر قورمهسبزی بپز و پیراهن اتوکن بازنمایی میکند. هیچکس نمیگوید مادر باید در مورد پریود، در مورد اولین رابطه جنسی، کاندوم و بیماریهای مقاربتی به تو بگوید. کسی نمیگوید دیدن یک مادر مستقل چه فوایدی دارد. کسی از الگویی که در ذهن بچهها میسازیم نمیگوید، دخترها عروس شوند و غذای گرم بپزند و پسرها کار کنند و خرج خانواده بدهند.
از مادران انتظار داریم «من»ِ مادرشان آنقدر بزرگ شود که تمام دیگر «من»هایشان را ببلعد، بعد این مادر، فرزندش که بزرگ میشود و میرود سراغ ساختن «من»های خودش، میگوید من همه زندگیام را فدای تو کردم!
مادران باید بتوانند تمام «من» کوچولوهایشان را درآغوش بکشند، تمام من کوچولوهایی که بخشی از هویتشان هستند./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
📌 ما از هم جنس خودمان بیشتر ضربه می خوریم؟!!
در گفتگو در خصوص بسیاری از مشکلات و نابرابریهایی که زنان متحمل میشوند، اولین نکتهای که به چشم میآید اشاره افراد به مقصر بودن زنان است: «از ماست که بر ماست» «ما از همجنس خودمون بیشتر ضربه میخوریم» «قبول کنید تقصیر خود ما زنهاست» «زنان علیه زنان» «مشکل ما خود زنان هستن»
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مردسالاری علیه ماست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
در گفتگو در خصوص بسیاری از مشکلات و نابرابریهایی که زنان متحمل میشوند، اولین نکتهای که به چشم میآید اشاره افراد به مقصر بودن زنان است: «از ماست که بر ماست» «ما از همجنس خودمون بیشتر ضربه میخوریم» «قبول کنید تقصیر خود ما زنهاست» «زنان علیه زنان» «مشکل ما خود زنان هستن»
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مردسالاری علیه ماست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
🔺چیزهایی که از دست میدهیم و چیزهایی که به دست میآوریم
▫️بعد از احوالپرسی گفت «تصمیم گرفتهام بروم اسپانیا زندگی کنم» جملهش در سرم تاب میخورد، حسی که هنوز نمیدانم چیست به قلبم چنگ میزند! با خودم میگویم «همین؟ تصمیم گرفتی و ماه بعد میروی؟» فکر میکنم به خودم، به اینکه حتی برای عوض کردن خانه در شهری که زندگی میکنم باید فکر کنم تکلیف مدرسه فرزندم چه میشود؟ کدام مناطق شهر مدرسه خوب دارند؟ چقدر تا مدرسه راه است؟ چه برسد به تغییر شهر و کشور. یادم میافتد که چقدر پیش از مادری «رها» بودم.
▫️بسیاری از مادران در لحظاتی از زندگیشان فکر میکنند چقدر دلشان برای چیزی در گذشته تنگ شده است. شاید بدنشان، فرم و سایز پستانهایشان، خواب شبشان، مسافرت با دوستانشان، زندگی جنسیشان و همه آنچه دستخوش تغییر شده است، برخی برای همیشه و برخی موقتی. بعضی از مادران ممکن است شغلشان را از دست بدهند، برخی امکان ادامه تحصیلشان را، برخی حلقهی دوستانشان را.
▫️همه ما که مادر میشویم چیزهایی را از دست میدهیم و صدالبته چیزهایی هم به دست میآوریم. در این مسیر اما غالبا مادران ناچارند دربارهی از دست دادههایشان سکوت کنند. همین طبیعتا باعث میشود آنها که هنوز والد نشدهاند کمتر دربارهی این از دست دادنها بشنوند و آنها را در برنامهریزی و تصمیم برای فرزندآوری مورد بررسی و محاسبه قرار دهند. مادران سکوت میکنند چون از شنیدن «ناشکری نکن» بیزارند. سکوت میکنند چون نمیخواهند بشنوند «خب خودت تصمیم گرفتی بچهدار شوی».
▫️ما تصمیمات بسیاری برای زندگیمان میگیریم؛ تحصیل، ازدواج، مهاجرت، طلاق، داشتن یا نداشتن فرزند و هیچکدام از این تصمیمها برایمان فقط دستاورد به همراه نخواهد داشت. ما در همه این تصمیمها چیزها را از دست میدهیم و چیزهایی را به دست میآوریم. حق داریم دربارهی آنچه از دست دادهایم، آنچه دلتنگش شدیم، حرف بزنیم، اشک بریزیم و حتی سوگواری کنیم. این نه الزاما به معنای نارضایتی ما از تصمیمان، بلکه به معنای مواجههی سالممان با تغییر در زندگیست.
▫️من هرچند از آنچه دارم و خانوادهای که ساختهام بسیار خوشحالم اما گاهی دلم برای رهایی قبل از ازدواج و مادر شدنم تنگ میشود، گاهی دلم برای بدن قبل از بارداری تنگ میشود.
#سمانه_سوادی
https://t.me/WomenDemands
@EveDaughters
▫️بعد از احوالپرسی گفت «تصمیم گرفتهام بروم اسپانیا زندگی کنم» جملهش در سرم تاب میخورد، حسی که هنوز نمیدانم چیست به قلبم چنگ میزند! با خودم میگویم «همین؟ تصمیم گرفتی و ماه بعد میروی؟» فکر میکنم به خودم، به اینکه حتی برای عوض کردن خانه در شهری که زندگی میکنم باید فکر کنم تکلیف مدرسه فرزندم چه میشود؟ کدام مناطق شهر مدرسه خوب دارند؟ چقدر تا مدرسه راه است؟ چه برسد به تغییر شهر و کشور. یادم میافتد که چقدر پیش از مادری «رها» بودم.
▫️بسیاری از مادران در لحظاتی از زندگیشان فکر میکنند چقدر دلشان برای چیزی در گذشته تنگ شده است. شاید بدنشان، فرم و سایز پستانهایشان، خواب شبشان، مسافرت با دوستانشان، زندگی جنسیشان و همه آنچه دستخوش تغییر شده است، برخی برای همیشه و برخی موقتی. بعضی از مادران ممکن است شغلشان را از دست بدهند، برخی امکان ادامه تحصیلشان را، برخی حلقهی دوستانشان را.
▫️همه ما که مادر میشویم چیزهایی را از دست میدهیم و صدالبته چیزهایی هم به دست میآوریم. در این مسیر اما غالبا مادران ناچارند دربارهی از دست دادههایشان سکوت کنند. همین طبیعتا باعث میشود آنها که هنوز والد نشدهاند کمتر دربارهی این از دست دادنها بشنوند و آنها را در برنامهریزی و تصمیم برای فرزندآوری مورد بررسی و محاسبه قرار دهند. مادران سکوت میکنند چون از شنیدن «ناشکری نکن» بیزارند. سکوت میکنند چون نمیخواهند بشنوند «خب خودت تصمیم گرفتی بچهدار شوی».
▫️ما تصمیمات بسیاری برای زندگیمان میگیریم؛ تحصیل، ازدواج، مهاجرت، طلاق، داشتن یا نداشتن فرزند و هیچکدام از این تصمیمها برایمان فقط دستاورد به همراه نخواهد داشت. ما در همه این تصمیمها چیزها را از دست میدهیم و چیزهایی را به دست میآوریم. حق داریم دربارهی آنچه از دست دادهایم، آنچه دلتنگش شدیم، حرف بزنیم، اشک بریزیم و حتی سوگواری کنیم. این نه الزاما به معنای نارضایتی ما از تصمیمان، بلکه به معنای مواجههی سالممان با تغییر در زندگیست.
▫️من هرچند از آنچه دارم و خانوادهای که ساختهام بسیار خوشحالم اما گاهی دلم برای رهایی قبل از ازدواج و مادر شدنم تنگ میشود، گاهی دلم برای بدن قبل از بارداری تنگ میشود.
#سمانه_سوادی
https://t.me/WomenDemands
@EveDaughters
Telegram
مطالبات زنان
کانال تحلیلی انتقادی
با احترام #تبلیغ نمیپذیریم.
اینستاگرام:
https://instagram.com/womendemands
توئیتر:
https://twitter.com/WomenDemands?s=09
ارسال متن، انتقاد و پیشنهاد:
@GEq_r
با احترام #تبلیغ نمیپذیریم.
اینستاگرام:
https://instagram.com/womendemands
توئیتر:
https://twitter.com/WomenDemands?s=09
ارسال متن، انتقاد و پیشنهاد:
@GEq_r
👍8
حق طلاق
میگویند اول زندگی نباید حرف از طلاق زد. درست میگویند! به نظر من هم ما زنها نباید مجبور میبودیم اول زندگی برای حقوق بدیهی و ابتداییمان چانهزنی کنیم. نباید مجبور میبودیم که توضیح دهیم مرد، به خاطر مرد بودنش به شکل یکطرفه حق طلاق دارد و میتواند هر وقت که خواست درخواست طلاق بدهد. نباید مجبور میبودیم بگوییم من هم به عنوان یک زن باید چنین حقی داشته باشم. قانون باید این حق را به ما میداد. اما حالا که قانون متحجرانه و نابرابر است و با ندادن حق طلاق به زن، ازدواج را تبدیل به اسیری بردن کرده است، باید همان اول زندگی دربارهش صحبت کنیم. مردی که میخواهیم با او زندگی کنیم و خانه و خانواده بسازیم باید بتواند تصمیم بگیرد میخواهد در کنار قانون، بازوی سرکوب همسرش باشد، یا در کنار زن، به قانون نه بگوید. از خودمان بپرسیم چرا ما به عنوان زن، یا دخترمان و خواهرمان و همسرمان، نباید برابر با مرد بتواند از رابطهی ازدواج بیرون بیاید؟ چرا مرد میتواند این حق را داشته باشد و زن نه؟
میگویند زنان احساساتیاند و ممکن است بر اساس احساساتشان طلاق بگیرند. درست است، انسان موجودی دارای احساسات است. چرا فکر نمیکنیم زنان احساساتی ازدواج میکنند و مادر میشوند؟ آیا چون ممکن است احساساتی این تصمیمات را بگیرند، آنها را منع میکنیم؟ اما آیا واقعا زنان بیشتر از مردان بر اساس احساس تصمیم میگیرند؟ مثلا چه درصدی از زنان به خاطر احساس خشم در دعوا دوست خود را کشتهاند؟ یا در خیابان دعوا کردهاند؟ این مردان که میگویند احساسات و میل جنسیشان کنترلناپذیر و افسارگسیخته است و نمیتوانند کنترلش کنند پس زنان باید برای حفظ عفت جامعه پوشیده لباس بپوشند، این مردان که به عبارتی کنترل تنبان خود را هم ندارند، بیشتر از زنان صلاحیت دارند برای طلاق؟ این مردان که از نظر اسلام و قانون، آنقدر کنترل احساساتشان را ندارند که اگر همسرشان را در حال خیانت ببینند و بکشند به او حق میدهند، احساساتی نیستند؟
زنان حق دارند بتوانند مثل مردان به ازدواجشان پایان دهند. چون قانون این حق را از زنان گرفته، ناگزیرند آن را به عنوان وکالت از همسرشان طلب کنند. یعنی به اصطلاح حق طلاق بگیرند. یعنی هر زمانی پس از عقد با مراجعه به دفتر اسناد رسمی، وکالتنامهای تنظیم کنند که در آن مرد به زن برای طلاق وکالت میدهد. یعنی هم مرد و هم زن هر دو میتوانند طلاق بگیرند. هرچند با توجه به سایر قوانین ایران، تابوهای فرهنگی، وضعیت اقتصادی و فرزندان، همچنان بیرون آمدن از ازدواج برای زنان تصمیم سختی خواهد بود.
#سمانه_سوادی
#حق_طلاق
@EveDaughters
میگویند اول زندگی نباید حرف از طلاق زد. درست میگویند! به نظر من هم ما زنها نباید مجبور میبودیم اول زندگی برای حقوق بدیهی و ابتداییمان چانهزنی کنیم. نباید مجبور میبودیم که توضیح دهیم مرد، به خاطر مرد بودنش به شکل یکطرفه حق طلاق دارد و میتواند هر وقت که خواست درخواست طلاق بدهد. نباید مجبور میبودیم بگوییم من هم به عنوان یک زن باید چنین حقی داشته باشم. قانون باید این حق را به ما میداد. اما حالا که قانون متحجرانه و نابرابر است و با ندادن حق طلاق به زن، ازدواج را تبدیل به اسیری بردن کرده است، باید همان اول زندگی دربارهش صحبت کنیم. مردی که میخواهیم با او زندگی کنیم و خانه و خانواده بسازیم باید بتواند تصمیم بگیرد میخواهد در کنار قانون، بازوی سرکوب همسرش باشد، یا در کنار زن، به قانون نه بگوید. از خودمان بپرسیم چرا ما به عنوان زن، یا دخترمان و خواهرمان و همسرمان، نباید برابر با مرد بتواند از رابطهی ازدواج بیرون بیاید؟ چرا مرد میتواند این حق را داشته باشد و زن نه؟
میگویند زنان احساساتیاند و ممکن است بر اساس احساساتشان طلاق بگیرند. درست است، انسان موجودی دارای احساسات است. چرا فکر نمیکنیم زنان احساساتی ازدواج میکنند و مادر میشوند؟ آیا چون ممکن است احساساتی این تصمیمات را بگیرند، آنها را منع میکنیم؟ اما آیا واقعا زنان بیشتر از مردان بر اساس احساس تصمیم میگیرند؟ مثلا چه درصدی از زنان به خاطر احساس خشم در دعوا دوست خود را کشتهاند؟ یا در خیابان دعوا کردهاند؟ این مردان که میگویند احساسات و میل جنسیشان کنترلناپذیر و افسارگسیخته است و نمیتوانند کنترلش کنند پس زنان باید برای حفظ عفت جامعه پوشیده لباس بپوشند، این مردان که به عبارتی کنترل تنبان خود را هم ندارند، بیشتر از زنان صلاحیت دارند برای طلاق؟ این مردان که از نظر اسلام و قانون، آنقدر کنترل احساساتشان را ندارند که اگر همسرشان را در حال خیانت ببینند و بکشند به او حق میدهند، احساساتی نیستند؟
زنان حق دارند بتوانند مثل مردان به ازدواجشان پایان دهند. چون قانون این حق را از زنان گرفته، ناگزیرند آن را به عنوان وکالت از همسرشان طلب کنند. یعنی به اصطلاح حق طلاق بگیرند. یعنی هر زمانی پس از عقد با مراجعه به دفتر اسناد رسمی، وکالتنامهای تنظیم کنند که در آن مرد به زن برای طلاق وکالت میدهد. یعنی هم مرد و هم زن هر دو میتوانند طلاق بگیرند. هرچند با توجه به سایر قوانین ایران، تابوهای فرهنگی، وضعیت اقتصادی و فرزندان، همچنان بیرون آمدن از ازدواج برای زنان تصمیم سختی خواهد بود.
#سمانه_سوادی
#حق_طلاق
@EveDaughters
👍12