📌"میخوام بزرگ شدم یه شوگر ددی داشته باشم"
🖋این دختر یازده ساله هنوز وارد هیچ رابطه جدی و یا حتی غیرجدی با هیچ مردی نشده. هنوز تجربه شکست ندارد، هنوز مرد عیاشی به او خیانت نکرده و با دوستش نریخته روی هم!
هنوز دقیقا روز واریز حقوق، دوست پسرش مهربان نشده و چشم باز نکرده که ببیند نصف حقوقش شده کتونی توی پای پسره!
هنوز در انتظار جواب "شب به خیر"ی که گفته چشمش به گوشی خشک نشده، هنوز دل دل نکرده که کی دل دوست پسر میلرزد و تن میدهد به خواستگاری
هنوز از هیچ جوانی مهر و غضب ندیده، هنوز...
ولی تعریف زنانگی، عاشقی و عزتنفس برای این دختر این نیست که "اگر ناهار رو اون حساب کرد، من شام رو حساب میکنم" یا "اگر اون بلیط سینما خرید، من خوراکی میخرم".
دختر یازده ساله برابری نمیخواهد.
معاملهگر است، کاسب است، میخواهد دو دو تا را شش تا کند.
شاید تصورش از شوگر ددی، مرد چهارشانهی جا افتاده با موهای جوگندمی، دست فرمون عالی و کت و شلوار مارک باشد؛ ولی شوگر ددی در دنیای واقعی صدای تق تق دندان مصنوعی، پوست آویزان، موی بیرون زده از گوش و بینی و بوی آنتیبیوتیک است. پکیج کامل!
و سوال من این است که چرا این دختر خودش را لایق یک عشق قوی و زیبا نمیبیند؟
چرا امید ندارد به پسر جوان و عاشقی که با هم زندگی را بسازند؟
آهای پدرهایی که خودتان شوگرِ یکی دیگر شدهاید، بگردید ببینید کجا کم گذاشتهاید که دخترهایتان، جوانی و زیبایی و تن سفت و شادابشان را گذاشتهاند وسط بازی قمار
ای جامعهای که فاصله ی طبقاتت را حالا هیچ پله و نردبانی پر نمیکند، بگرد ببین چقدر حسرت و ناکامی به دل این دختر است که راضی میشود بدون عشق به آغوشی پیر و بیمار بخزد؟
یک چیزهایی دارد حرام میشود این وسط و این حرام شدن قلب آدم را به درد می آورد.
#سودابه_فرضیپور
@EveDaughters
🖋این دختر یازده ساله هنوز وارد هیچ رابطه جدی و یا حتی غیرجدی با هیچ مردی نشده. هنوز تجربه شکست ندارد، هنوز مرد عیاشی به او خیانت نکرده و با دوستش نریخته روی هم!
هنوز دقیقا روز واریز حقوق، دوست پسرش مهربان نشده و چشم باز نکرده که ببیند نصف حقوقش شده کتونی توی پای پسره!
هنوز در انتظار جواب "شب به خیر"ی که گفته چشمش به گوشی خشک نشده، هنوز دل دل نکرده که کی دل دوست پسر میلرزد و تن میدهد به خواستگاری
هنوز از هیچ جوانی مهر و غضب ندیده، هنوز...
ولی تعریف زنانگی، عاشقی و عزتنفس برای این دختر این نیست که "اگر ناهار رو اون حساب کرد، من شام رو حساب میکنم" یا "اگر اون بلیط سینما خرید، من خوراکی میخرم".
دختر یازده ساله برابری نمیخواهد.
معاملهگر است، کاسب است، میخواهد دو دو تا را شش تا کند.
شاید تصورش از شوگر ددی، مرد چهارشانهی جا افتاده با موهای جوگندمی، دست فرمون عالی و کت و شلوار مارک باشد؛ ولی شوگر ددی در دنیای واقعی صدای تق تق دندان مصنوعی، پوست آویزان، موی بیرون زده از گوش و بینی و بوی آنتیبیوتیک است. پکیج کامل!
و سوال من این است که چرا این دختر خودش را لایق یک عشق قوی و زیبا نمیبیند؟
چرا امید ندارد به پسر جوان و عاشقی که با هم زندگی را بسازند؟
آهای پدرهایی که خودتان شوگرِ یکی دیگر شدهاید، بگردید ببینید کجا کم گذاشتهاید که دخترهایتان، جوانی و زیبایی و تن سفت و شادابشان را گذاشتهاند وسط بازی قمار
ای جامعهای که فاصله ی طبقاتت را حالا هیچ پله و نردبانی پر نمیکند، بگرد ببین چقدر حسرت و ناکامی به دل این دختر است که راضی میشود بدون عشق به آغوشی پیر و بیمار بخزد؟
یک چیزهایی دارد حرام میشود این وسط و این حرام شدن قلب آدم را به درد می آورد.
#سودابه_فرضیپور
@EveDaughters