18خرداد99دوباره گذرم به بیمارستان افتاد، با یک درد ناآشنا در شکم و یک سونوگرافی ساده شروع شد و بعد یک ویزیت، به تشخیص دکتر جراحی، فوری( برای روز بعد) مشروط به اینکه نمونه گرفته شده کنسر(سرطانی) نباشد...که متاسفانه بود😔
جراحی موکول شد به ۲ هفته دیگر بعد از جواب کامل پاتولوژی...خوشبختانه متاستاز از کنسر سینه در سال ۹۰نبود...
سال ۹۰ بعداز دو زایمان شیرین که بیمارستان را تجربه کرده بودم، اولین باری بود که بیمارستان وبخش آنکولوژی (شیمی درمانی) را تجربه کردم...آنهم بعد از یک لمس ساده و حس توده ای به اندازه یک دانه عدس!
خوشبختانه با پیگیری بموقع مهار شد وجز درد سرهای مسیر درمان، زیاد سربسرم نگذاشت...
اما اینبار غفلت۳سال از رحم برایم قابل باور نبود، چون در چند ماه گذشته برای کمک به دو دوستی که درگیر کنسر سینه بودند مسیر بیمارستانها وازمایشگاهها را بارها طی کرده بودم....به یاد همه دردهایم می افتادم به جز رحم!🤔
به دلیل اینکه دیر به داد رحمم رسیدم (وفاکتورهای خونی مناسب نبوده) جراحی به تعویق افتاد وحالا باید چند جلسه شیمی درمانی را دوباره تجربه کنم، اینبار با داروهای قویتر وعوارضی دردناک تر!
چاره ای نیست، تسلیم بودن در شرایط ناخواسته رایادگرفته ام ودرسهای این پذیرش برایم آموزنده ولذت بخش بود، با توکل به خدا می توانم این مرحله را نیز با سربلندی به یک خاطره تبدیل کنم... انشاءالله
توصیه دوستانه ام این است که شما از تجربه من درس بگیرید و از سن ۳۵سالگی به بعد حتما سالی یکبار، ماموگرافی سینه و سونوگرافی رحم را فراموش نکنید و در الویت قرار دهید.
#صدر_نیکبخت(ماریا)
ارشد مطالعات زنان
@EveDaughters
جراحی موکول شد به ۲ هفته دیگر بعد از جواب کامل پاتولوژی...خوشبختانه متاستاز از کنسر سینه در سال ۹۰نبود...
سال ۹۰ بعداز دو زایمان شیرین که بیمارستان را تجربه کرده بودم، اولین باری بود که بیمارستان وبخش آنکولوژی (شیمی درمانی) را تجربه کردم...آنهم بعد از یک لمس ساده و حس توده ای به اندازه یک دانه عدس!
خوشبختانه با پیگیری بموقع مهار شد وجز درد سرهای مسیر درمان، زیاد سربسرم نگذاشت...
اما اینبار غفلت۳سال از رحم برایم قابل باور نبود، چون در چند ماه گذشته برای کمک به دو دوستی که درگیر کنسر سینه بودند مسیر بیمارستانها وازمایشگاهها را بارها طی کرده بودم....به یاد همه دردهایم می افتادم به جز رحم!🤔
به دلیل اینکه دیر به داد رحمم رسیدم (وفاکتورهای خونی مناسب نبوده) جراحی به تعویق افتاد وحالا باید چند جلسه شیمی درمانی را دوباره تجربه کنم، اینبار با داروهای قویتر وعوارضی دردناک تر!
چاره ای نیست، تسلیم بودن در شرایط ناخواسته رایادگرفته ام ودرسهای این پذیرش برایم آموزنده ولذت بخش بود، با توکل به خدا می توانم این مرحله را نیز با سربلندی به یک خاطره تبدیل کنم... انشاءالله
توصیه دوستانه ام این است که شما از تجربه من درس بگیرید و از سن ۳۵سالگی به بعد حتما سالی یکبار، ماموگرافی سینه و سونوگرافی رحم را فراموش نکنید و در الویت قرار دهید.
#صدر_نیکبخت(ماریا)
ارشد مطالعات زنان
@EveDaughters