عزیزترینم تا کِی فرار؟!
" شبونه" آخرین آهنگ شروین حاجیپور است یک روایت فیلمفارسی و سانتیمانتال!
راستش ما در شبی قرار داریم که نسلهای پیشین به ارث بردهایم و حالا حالاها از صبح خبری نیست باید با شب سر کنیم و سحر و خورشید خودشان را از ما پنهان کردهاند و وقتی میآیند و به آنها میرسیم که از سانتیمانتال دست برداریم و نگاهی انتقادی به گذشته و اعمال خودمان بیندازیم و ببینیم ما در گسترش و طولانی شدن ظلمت چه نقشی داریم؟! چرا باید شبونه فرار کنیم؟ کی قرار است بمانیم و بسازیم و مسئولیتپذیر باشیم؟ جنگیدن و آباد کردن وطن که فیلمفارسی و فیلم هندی نیست. پایمردی و تعقل میخواهد. اگر به آمارها و احوال خودمان نگاه کنیم همین حالا هم خسته شدهایم و در حال فراریم! تا اواخر دهه نود نزدیک چهارصد هزار نفر در ایران در حال خروج و یا متقاضی خروجاند اگر این تعداد به پانصد هزار یعنی نیم میلیون نفر برسد که گمان میکنم رسیده نامش اصطلاحا میشود فرار دسته جمعی!
عزیزم نمیتوانیم کلبه بسازیم وسط جنگلهای بلوط! چون با این فرمان که پیش میرویم دیگر در ایران نه جنگلی باقی خواهد ماند نه بلوطی! دریا و دریاچههای ما خشک میشوند بادها و نسیمها حالا حامل ریزگردهای خفهکنندهاند!
عزیزم چند نسل و چند دهه و چند سده و چند شبونه فرار کنیم؟ حالا آخر خطیم یا باید در دل ویرانیها بمانیم و ادامه دهیم یا کلا این وطن را رها کنیم ما مدتهاست فیلمفارسی زیستهایم و فیلمفارسی اندیشیدهایم و جلو رفتهایم ولی دیگر جواب نمیدهد! عزیزم اگر اینجا را دوست داریم باید حرام شدن جوانی و زخم خوردنها را در راه آزادی و پیشرفتش بپذیریم! عزیزم ممکن تا سالها از ماه عسل و کلبه و رسیدن خبری نباشد!
عزیزترینم! سانتیمانتالیسم و بلاگریسم اگر پایش بیفتد میتواند به اندازه تحجر و بنیادگرایی و تمامیتخواهی دینی کُشنده باشد. رویافروشی کند و ما را احمقتر و خوشخیالتر و هپروتیتر بار بیاورد!
عزیزترینم! تا جایی که من میبینم هیچ فراری و کلبهای و سحری و خورشیدی در کار نیست شعر و عاطفه هم به کارمان نمیآید!
عزیزترینم باید چشم در چشم حقیقت بدوزیم و با صبر و شهامت و در امتداد شبی بلند که دست کمی از ابدیت ندارد پیش برویم!
عزیزترینم من هیچ درختی را برای کلبهمان قطع نمیکنم خودم را سپر بلا همه بلوطها میکنم، همین جا خواهم ماند، این آب و خاک وطن من است.
عزیزترینم هر جای این شب و هر جای این سرزمین که عشق ازلی و ابدی من است افتادم مرا به خاک بسپار! سوگواری نکن، شعر نخوان برای مردی که تمام عمرش عاشق شعر بود، پاینده بمان و استوار جلو برو که ایران پیش از هر چیزی ایستادگی و عملگرایی میخواهد آن هم با قدمهای کوچک!
#علیرضاسیف
https://t.me/Aghayedaghdaghe
@EveDaughters
" شبونه" آخرین آهنگ شروین حاجیپور است یک روایت فیلمفارسی و سانتیمانتال!
راستش ما در شبی قرار داریم که نسلهای پیشین به ارث بردهایم و حالا حالاها از صبح خبری نیست باید با شب سر کنیم و سحر و خورشید خودشان را از ما پنهان کردهاند و وقتی میآیند و به آنها میرسیم که از سانتیمانتال دست برداریم و نگاهی انتقادی به گذشته و اعمال خودمان بیندازیم و ببینیم ما در گسترش و طولانی شدن ظلمت چه نقشی داریم؟! چرا باید شبونه فرار کنیم؟ کی قرار است بمانیم و بسازیم و مسئولیتپذیر باشیم؟ جنگیدن و آباد کردن وطن که فیلمفارسی و فیلم هندی نیست. پایمردی و تعقل میخواهد. اگر به آمارها و احوال خودمان نگاه کنیم همین حالا هم خسته شدهایم و در حال فراریم! تا اواخر دهه نود نزدیک چهارصد هزار نفر در ایران در حال خروج و یا متقاضی خروجاند اگر این تعداد به پانصد هزار یعنی نیم میلیون نفر برسد که گمان میکنم رسیده نامش اصطلاحا میشود فرار دسته جمعی!
عزیزم نمیتوانیم کلبه بسازیم وسط جنگلهای بلوط! چون با این فرمان که پیش میرویم دیگر در ایران نه جنگلی باقی خواهد ماند نه بلوطی! دریا و دریاچههای ما خشک میشوند بادها و نسیمها حالا حامل ریزگردهای خفهکنندهاند!
عزیزم چند نسل و چند دهه و چند سده و چند شبونه فرار کنیم؟ حالا آخر خطیم یا باید در دل ویرانیها بمانیم و ادامه دهیم یا کلا این وطن را رها کنیم ما مدتهاست فیلمفارسی زیستهایم و فیلمفارسی اندیشیدهایم و جلو رفتهایم ولی دیگر جواب نمیدهد! عزیزم اگر اینجا را دوست داریم باید حرام شدن جوانی و زخم خوردنها را در راه آزادی و پیشرفتش بپذیریم! عزیزم ممکن تا سالها از ماه عسل و کلبه و رسیدن خبری نباشد!
عزیزترینم! سانتیمانتالیسم و بلاگریسم اگر پایش بیفتد میتواند به اندازه تحجر و بنیادگرایی و تمامیتخواهی دینی کُشنده باشد. رویافروشی کند و ما را احمقتر و خوشخیالتر و هپروتیتر بار بیاورد!
عزیزترینم! تا جایی که من میبینم هیچ فراری و کلبهای و سحری و خورشیدی در کار نیست شعر و عاطفه هم به کارمان نمیآید!
عزیزترینم باید چشم در چشم حقیقت بدوزیم و با صبر و شهامت و در امتداد شبی بلند که دست کمی از ابدیت ندارد پیش برویم!
عزیزترینم من هیچ درختی را برای کلبهمان قطع نمیکنم خودم را سپر بلا همه بلوطها میکنم، همین جا خواهم ماند، این آب و خاک وطن من است.
عزیزترینم هر جای این شب و هر جای این سرزمین که عشق ازلی و ابدی من است افتادم مرا به خاک بسپار! سوگواری نکن، شعر نخوان برای مردی که تمام عمرش عاشق شعر بود، پاینده بمان و استوار جلو برو که ایران پیش از هر چیزی ایستادگی و عملگرایی میخواهد آن هم با قدمهای کوچک!
#علیرضاسیف
https://t.me/Aghayedaghdaghe
@EveDaughters
👍7❤1