انا المراه التی غرقت بها المراکب کلها و خذلتها...و حین لم یبق لها من الاشرعه غیر جناحیها تعلمت کیف تتحول من امراه الی نورس...
منم آن زنی که تمام کشتی ها در او غرق گشته و تنهایش گذاشتند و آنگاه که هیچ بادبانی جز بالهایش برای او نمانده بود آموخت که چگونه از زن بودن رها شود...
#غاده_السمان
ترجمه سعید هلیچی
ارسالی از عطیه سادات حجتی
@EveDaughters
منم آن زنی که تمام کشتی ها در او غرق گشته و تنهایش گذاشتند و آنگاه که هیچ بادبانی جز بالهایش برای او نمانده بود آموخت که چگونه از زن بودن رها شود...
#غاده_السمان
ترجمه سعید هلیچی
ارسالی از عطیه سادات حجتی
@EveDaughters
-حاولت
أن تجعل مني
أمیرة في قصرك الثلجي
لكنني فضلت أن ابقى
صعلوكة في براري حريتي
تو خواستی
شهبانویت باشم
در قصر یخیات
من اما،
ترجیح دادم
خانه بدوشی باشم
در بیابان های آزادی خویش..!
#غاده_السمان
شاعر اهل سوریه
@EveDaughters
@darwish_fb
أن تجعل مني
أمیرة في قصرك الثلجي
لكنني فضلت أن ابقى
صعلوكة في براري حريتي
تو خواستی
شهبانویت باشم
در قصر یخیات
من اما،
ترجیح دادم
خانه بدوشی باشم
در بیابان های آزادی خویش..!
#غاده_السمان
شاعر اهل سوریه
@EveDaughters
@darwish_fb
«أحببتك وكأنك آخر أحبتي على وجه الأرض،
و عذبتني كأنني آخر أعدائك على وجه الأرض...»
تو را دوست داشتم،
چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من بر روی زمینی؛
و تو رنجم دادی،
چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو
بر روی زمینم...
#غاده_السمان
@EveDaughters
و عذبتني كأنني آخر أعدائك على وجه الأرض...»
تو را دوست داشتم،
چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من بر روی زمینی؛
و تو رنجم دادی،
چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو
بر روی زمینم...
#غاده_السمان
@EveDaughters
#غاده_السمان به #غسان_کنفانی میگوید:
میدانم که مرا کم داری
اما دنبالم نمیگردی
دوستم داری ولی به من نمیگویی
و آنگونه که هستی، خواهی ماند..
سکوت تو مرا میکُشد
#غسان_کنفانی در جواب میگوید:
من اما لا اقل از یک چیز مطمئنم
و آن ارزش تو نزد من است
سراپای وجودم با حرص و ولع
به سمت تو خیز برمیدارد
اما ظاهرم ثابت است.
برگرفته از نامه های عاشقانه غاده و غسان دو شاعر جهان عرب
@EveDaughters
میدانم که مرا کم داری
اما دنبالم نمیگردی
دوستم داری ولی به من نمیگویی
و آنگونه که هستی، خواهی ماند..
سکوت تو مرا میکُشد
#غسان_کنفانی در جواب میگوید:
من اما لا اقل از یک چیز مطمئنم
و آن ارزش تو نزد من است
سراپای وجودم با حرص و ولع
به سمت تو خیز برمیدارد
اما ظاهرم ثابت است.
برگرفته از نامه های عاشقانه غاده و غسان دو شاعر جهان عرب
@EveDaughters
مـن نـافـرمـانـم...
در برابر میلـہ های قفس,طلایی باشد یا پلاستیکی, با شکوفـہ ها تزیین شده باشد یا با دندانہ های اره,یا پوشیده با یخ.
مـن نـافـرمـانـم...
بر دیکتاتوری کہ دستار اعتراض بر سر دارد
و جلادے کہ برای آزادی سخنرانی می کند
در حالی کہ در پی فرصتی است تا آزادی را برباید و ترور کند.
مـن نـافـرمـانـم..
در برابر انان کہ مژده عشق و عدالت می دهند,در حالی کہ خون از چکمـہ هاشان جاری است./ زن امروزی
#غاده_السمان
@EveDaughters
در برابر میلـہ های قفس,طلایی باشد یا پلاستیکی, با شکوفـہ ها تزیین شده باشد یا با دندانہ های اره,یا پوشیده با یخ.
مـن نـافـرمـانـم...
بر دیکتاتوری کہ دستار اعتراض بر سر دارد
و جلادے کہ برای آزادی سخنرانی می کند
در حالی کہ در پی فرصتی است تا آزادی را برباید و ترور کند.
مـن نـافـرمـانـم..
در برابر انان کہ مژده عشق و عدالت می دهند,در حالی کہ خون از چکمـہ هاشان جاری است./ زن امروزی
#غاده_السمان
@EveDaughters