دختران حوا
Photo
فیلم شنای پروانه(1398)
رفتاری که با پروانه در فیلم شنای پروانه شد، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست. حتی میشود گفت مختص ایران هم نیست وگرنه چه دلیلی داشت که صربها برای تکمیل پیروزیشان دست به تجاوزات گسترده بزنند، به حدی که برای اولین بار در تاریخ حقوق قضایی از این تجاوزات به نام تجاوزات سیستماتیک و جنایت علیه بشریت نام برده شود. ماتئی ویسنی یک در نمایشنامه "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" مینویسد: «در جنگ میان نژادها، پیکر زن میدان نبرد میشود.... جنگجوی جدید بالکان به زن دشمن نژادیاش تجاوز میکند تا به این ترتیب تیر خلاص را به دشمن نژادیاش بزند.» این نقل قول را بگذارید در کنار نقل قولی از فیلم شنای پروانه، جایی که مصیب خطاب به حجت میگوید: «پروانه چشمش بود، زدم تو چشمش.» اما ریشه این دیدگاه به زن کجاست؟ آیا میتوانیم یک دو جین دلایل فیزیولوژیستی یا روانشناختی یا به طور کلی علمی ردیف کنیم که زن ضعیفتر از مرد است و باید توسط جنس قویتر حمایت شود؟ یا باید اینطور دید که در گذر اینهمه سال از زیست انسان بر روی زمین، مردان از ضعف جسمانی زنان به مفهوم تملک کردن زن رسیدهاند؟ چنان شیای در میان اشیا متعلق به مرد. که تجاوز کردن به زن دشمن نمادی از پیروزی و تیر خلاص زدن باشد.
به نظر من ریشه این دیدگاه در ضعیف پنداشتن زنان از سمت مردان و حس حمایتگری است که مردان نسبت به زنان دارند. که نتیجه این دید تقلیلگرایانه، تقلیل دادن زن به مثابه موجودی قابل ترحم، بیدفاع و ضعیف است و همین دید تقلیلگرایانه به مردها کمک میکند تا با وجدانی آسوده دست به تحکم و مردسالاری بزنند چون اساسا زن را از موجودی همرده با خودشان پایین کشیدهاند. رفتارهای به اصطلاح حمایتی غالب مردان ایرانی و تعصبها و خشمی که به جای معطوف شدن به سمت جلاد، گلوی قربانی را میفشارد و او را محکوم میکند ناشی از این دید تقلیلگرایانه به زنان است. آنجا که در همین فیلم، پدر پروانه در جواب استغاثهی پدر جانی میگوید: «مگه خون بچه من ریخته شد چیزی درست شد؟ آبروم برگشت؟ اون بیناموسی که بساط این فیلمو درست کرده بود پیدا شد؟» این تعصبات و دید تقلیلگرایانه و ابزاری به زن، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست بلکه در گوشه گوشه جهان و حتی در میان قشر فرهیخته، تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر بسیار رایج است.
#محمدرضاآشوری
@EveDaughters
رفتاری که با پروانه در فیلم شنای پروانه شد، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست. حتی میشود گفت مختص ایران هم نیست وگرنه چه دلیلی داشت که صربها برای تکمیل پیروزیشان دست به تجاوزات گسترده بزنند، به حدی که برای اولین بار در تاریخ حقوق قضایی از این تجاوزات به نام تجاوزات سیستماتیک و جنایت علیه بشریت نام برده شود. ماتئی ویسنی یک در نمایشنامه "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" مینویسد: «در جنگ میان نژادها، پیکر زن میدان نبرد میشود.... جنگجوی جدید بالکان به زن دشمن نژادیاش تجاوز میکند تا به این ترتیب تیر خلاص را به دشمن نژادیاش بزند.» این نقل قول را بگذارید در کنار نقل قولی از فیلم شنای پروانه، جایی که مصیب خطاب به حجت میگوید: «پروانه چشمش بود، زدم تو چشمش.» اما ریشه این دیدگاه به زن کجاست؟ آیا میتوانیم یک دو جین دلایل فیزیولوژیستی یا روانشناختی یا به طور کلی علمی ردیف کنیم که زن ضعیفتر از مرد است و باید توسط جنس قویتر حمایت شود؟ یا باید اینطور دید که در گذر اینهمه سال از زیست انسان بر روی زمین، مردان از ضعف جسمانی زنان به مفهوم تملک کردن زن رسیدهاند؟ چنان شیای در میان اشیا متعلق به مرد. که تجاوز کردن به زن دشمن نمادی از پیروزی و تیر خلاص زدن باشد.
به نظر من ریشه این دیدگاه در ضعیف پنداشتن زنان از سمت مردان و حس حمایتگری است که مردان نسبت به زنان دارند. که نتیجه این دید تقلیلگرایانه، تقلیل دادن زن به مثابه موجودی قابل ترحم، بیدفاع و ضعیف است و همین دید تقلیلگرایانه به مردها کمک میکند تا با وجدانی آسوده دست به تحکم و مردسالاری بزنند چون اساسا زن را از موجودی همرده با خودشان پایین کشیدهاند. رفتارهای به اصطلاح حمایتی غالب مردان ایرانی و تعصبها و خشمی که به جای معطوف شدن به سمت جلاد، گلوی قربانی را میفشارد و او را محکوم میکند ناشی از این دید تقلیلگرایانه به زنان است. آنجا که در همین فیلم، پدر پروانه در جواب استغاثهی پدر جانی میگوید: «مگه خون بچه من ریخته شد چیزی درست شد؟ آبروم برگشت؟ اون بیناموسی که بساط این فیلمو درست کرده بود پیدا شد؟» این تعصبات و دید تقلیلگرایانه و ابزاری به زن، مختص جامعه اراذل و اوباش ایران نیست بلکه در گوشه گوشه جهان و حتی در میان قشر فرهیخته، تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر بسیار رایج است.
#محمدرضاآشوری
@EveDaughters