دختران حوا
#فیلم_کوتاه_انیمیشن 🎥نام: Rhapsody For A Pot کارگردان: GOBELINS محصول: 2015 داستان با نگاهی کمدی و موزیکال به نقش مادر و کار خانگی زنان در خانواده می پردازد. 💥ما مردان هم مقصریم از وقتی به یاد داریم، مادران ما در آشپزخانهها…
زنی در برابر فقه سنتی
همیشه برایم سؤال بوده که چرا زنان باید بهخاطر انجام کارهایی که حتی وظیفهشان نیست، پایبند خانه بمانند و در خانه محصور شوند و از رشد و پیشرفت در صحنهٔ جامعه و عرصههای اجتماعی و اقتصادی و... بازبمانند؟
این همه محدودیت و محرومیت در ازای بهدستآوردن چه چیزی؟ کمی حمایت مالی(اجرت المثل) که آن هم فقها حداقلش را کافی دانستهاند! یعنی زنی که میتواند کار کند و درآمدهای بعضاً بالایی کسب کند و از نام و آوازهٔ اجتماعی برخوردار شود، باید در خانه بماند و لوازم آرامش و راحتی همسر و فرزندانی را فراهم کند که حتی حقی بر آنها ندارد و «مال» پدرشاناند! آنوقت در ازای این همه ایثار، از حمایت مالی حداقلی برخوردار شود. تازه، فقها و اسلامگرایان سنتی این را کمال زن میدانند و بهترین شغل زن را خانهداری معرفی میکنند. میگویند: «زن برای فرزندآوری خلق شده و زایمان برای بدن زن شفا محسوب میشود.»
نمیفهمم اگر رئیس و مدیر و حافظ و رهبر خانواده مرد است (آنطور که سنتیها خیال میکنند)، پس چرا برای حفظ کیان خانواده زن باید محدود و محصور شود؟ این تناقض چگونه حلشدنی است؟ از یک طرف مرد را همهکاره و تصمیمگیرندهٔ خانواده میدانند و از طرف دیگر، برای پایداری و حفظ سلامت خانواده و اعضای آن، زن را به ماندن در خانه ملزم میکنند. آن هم بدون اینکه حقوق خاصی را برایش در نظر بگیرند.
دلم میخواست جواب سؤالاتم را در دین پیدا کنم. اما افسوس که بازار دین در دست عدهای دیندار سنتی است که به زنان گران میفروشند و به هیچ روی نمیخواهند و نمیتوانند بپذیرند که فلسفهٔ وجودی زن تمکین و اطاعت از مرد و یهرهوری و آرامشیافتن مرد با او نیست. افسوس که در بازار داغ جعل احادیث، موضوعات مربوط به زنان بیشترین خریدار را داشته و هنوز هم دارد و عدهای دیندار سنتی طرفدار پروپاقرص اینگونه تبعیضات و تلقیات مردسالارانه از دین هستند و بازنشرش میدهند.
بزرگترین آرزویم این است که بتوانم دین را از چنین پلشتیهایی که بهنام اسلام و حرف خدا و معصومان به خوردمان میدهند، بپیرایم و به دینگریزان و دینستیزان بباورانم که دین قشنگتر از این چیزهایی است که دینداران (با عرف و سنت غلط) یا حاکمان (با قوانین تبعیضآمیز) یا یهودیان (با جعلها و تحریفهایی که بهنام اسرائیلیات معروف است) نشانمان میدهند.
#مینا_صالحی
پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین
@EveDaughters
همیشه برایم سؤال بوده که چرا زنان باید بهخاطر انجام کارهایی که حتی وظیفهشان نیست، پایبند خانه بمانند و در خانه محصور شوند و از رشد و پیشرفت در صحنهٔ جامعه و عرصههای اجتماعی و اقتصادی و... بازبمانند؟
این همه محدودیت و محرومیت در ازای بهدستآوردن چه چیزی؟ کمی حمایت مالی(اجرت المثل) که آن هم فقها حداقلش را کافی دانستهاند! یعنی زنی که میتواند کار کند و درآمدهای بعضاً بالایی کسب کند و از نام و آوازهٔ اجتماعی برخوردار شود، باید در خانه بماند و لوازم آرامش و راحتی همسر و فرزندانی را فراهم کند که حتی حقی بر آنها ندارد و «مال» پدرشاناند! آنوقت در ازای این همه ایثار، از حمایت مالی حداقلی برخوردار شود. تازه، فقها و اسلامگرایان سنتی این را کمال زن میدانند و بهترین شغل زن را خانهداری معرفی میکنند. میگویند: «زن برای فرزندآوری خلق شده و زایمان برای بدن زن شفا محسوب میشود.»
نمیفهمم اگر رئیس و مدیر و حافظ و رهبر خانواده مرد است (آنطور که سنتیها خیال میکنند)، پس چرا برای حفظ کیان خانواده زن باید محدود و محصور شود؟ این تناقض چگونه حلشدنی است؟ از یک طرف مرد را همهکاره و تصمیمگیرندهٔ خانواده میدانند و از طرف دیگر، برای پایداری و حفظ سلامت خانواده و اعضای آن، زن را به ماندن در خانه ملزم میکنند. آن هم بدون اینکه حقوق خاصی را برایش در نظر بگیرند.
دلم میخواست جواب سؤالاتم را در دین پیدا کنم. اما افسوس که بازار دین در دست عدهای دیندار سنتی است که به زنان گران میفروشند و به هیچ روی نمیخواهند و نمیتوانند بپذیرند که فلسفهٔ وجودی زن تمکین و اطاعت از مرد و یهرهوری و آرامشیافتن مرد با او نیست. افسوس که در بازار داغ جعل احادیث، موضوعات مربوط به زنان بیشترین خریدار را داشته و هنوز هم دارد و عدهای دیندار سنتی طرفدار پروپاقرص اینگونه تبعیضات و تلقیات مردسالارانه از دین هستند و بازنشرش میدهند.
بزرگترین آرزویم این است که بتوانم دین را از چنین پلشتیهایی که بهنام اسلام و حرف خدا و معصومان به خوردمان میدهند، بپیرایم و به دینگریزان و دینستیزان بباورانم که دین قشنگتر از این چیزهایی است که دینداران (با عرف و سنت غلط) یا حاکمان (با قوانین تبعیضآمیز) یا یهودیان (با جعلها و تحریفهایی که بهنام اسرائیلیات معروف است) نشانمان میدهند.
#مینا_صالحی
پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین
@EveDaughters
👏8👎1
آیا حقوق همسران در قانون اساسی ایران به یکسان استیفا میشود؟
۱. قانونگذاری یک بحث است و تدارک دیدن ضمانت اجرا برای اجرای صحیح و عادلانهٔ قانون، بحثی دیگر و بهمراتب مهمتر است. عادلانه بودن قانون مهم است. اما مهمتر این است که بررسی شود که قوانین در عمل چقدر محقق میشوند و تا چه حد توانستهاند مشکلات مردم را حلوفصل کنند؟ اساساً حلوفصل کردهاند یا اوضاع را وخیمتر کردهاند؟
۲. طبق قانون، عرف، شرع و عقل، همسران حقوق و وظایف متقابلی در خانواده دارند و هرکدام باید در راستای آرامش و آسایش دیگری بکوشد. این معنای زندگی «مشترک» است. حال اگر یکی از همسران از انجام وظایف خود در قبال دیگری سرباز زند و حقوق همسرش را ادا نکند، مستحق مجازات است. در اینگونه مواقع حکومت و قوهٔ قضاییه حق دخالت دارد و میتواند بهنام قانون، حق ذیحق را از همسرش استیفا کند.
۳. حال به گوشهای از ضمانتهای اجرای قوانین درخصوص خانواده نگاهی میافکنیم:
🔸اگر مردی همسرش را در حال برقراری رابطهٔ جنسی با دیگری، با شرایط آمده در قانون ببیند، میتواند به پشتوانهٔ قانون (مادهٔ ۶۳۰ قانون مجازات، تعزیرات)، همسرش و مرد دیگر را بکشد و درصورت برقرار بودن شرایط قانون از قصاص نفس معاف میشود و دیه نیز لازم نیست پرداخت کند!
اما اگر زنی همین عمل را از همسرش ببیند، باید آن را ثابت کند تا درنهایت بتواند جدا شود. چرا که وفق قانون امکان تعدد زوجات برای مرد وجود دارد و صرف اختیار کردن همسر، اعم از دائم و موقت، نمیتواند امکان گرفتن حق طلاق را برای زن فراهم کند.
🔸 مرد میتواند بدون هیچ دلیل موجهی همسرش را ممنوعالخروج کند تا بی هیچ محدودیتی او را همیشه در اختیار داشته باشد. اما همین مرد می تواند ماهها خانه و زندگیاش را ترک کند و زنی که شوهر بیمسئولیتش ماههاست بی هیچ توضیحی او را ترک کرده، باید بازهم چشمانتظار بماند تا سر وقت معین (شش ماه) طبق مادهٔ ۱۱۳۰ قانون مدنی، به دادگاه مراجعه کند و با صلاحدید قاضی و پس از طی مراحل قانونی، طلاق غیابی جاری شود؛ البته اگر زوج برنگردد و عملاً در این شش ماه، بلاتکلیف و بیپشتوانه است. البته اثبات عدم حضور زوج و عدم پرداخت نفقه همه به دوش زوجه است.
🔸 اگر مردی از همسرش در ایفای وظایف زناشویی راضی نباشد، میتواند با گرفتن گواهی عدم تمکین از دادگاه از دادن نفقه خودداری کند و حتی بدون کسب رضایت همسرش اقدام به ازدواج مجدد نماید. اما اگر زنی دارای همسری بدخلق و لجباز باشد که آسایش و رفاه او را مطابق عرف تأمین نمیکند و حقوق جنسی اش راهم رعایت نمی کند، باید به دادگاه رفته و با طی فرایندی طولانی و نفسگیر، عسر و حرج وارده را ثابت کند. همهٔ اینها نیازمند طی کردن مسیری طولانی و بعضاً چندینساله است تا برای قاضی محرز شود که مرد مشکلی دارد.
🔸اگر مردی حتی بیدلیل از همسرش ناراضی باشد، میتواند علیرغم مخالفت همسرش او را طلاقش دهد. اما زن ناراضی و حتی تحت ستم جدی باید سالها بدود و مدارک محکمهپسند گردآوری کند تا بتواند نالایقی شوهر را به دادگاه اثبات کند.
۴. چگونه است که ضمانت اجرا در قانون، برای مردان بدون فوت وقت قابل توجه در نظر گرفته شده و مردان خود میتوانند بدون تجربه حرجی که زن می کشد، حقشان را بگیرند؛ اما زنان باید عسر و حرجشان را با مشقت و صرف زمان و پول و اعصاب، ثابت کنند؟
چرا مردان میتوانند خود قانون را اجرا کنند یا با یک درخواست ساده حکم ممنوعالخروجی یا عدم تمکین را بگیرند، اما زنان باید سالها از عمر خود را در پلههای دادگاه هدر دهند تا «شاید» بتوانند حق خود را بازگیرند؟
در این میان راه فرار و دور زدن قانون هم برای مردان بسیار باز است. برای مثال، بهراحتی میتوانند با زدن اموالشان به نام دوستی معتمد، از زیر بار دادن نفقه و مهریه معمول شانه خالی کنند. اما زنان راه فراری از تیغ تیز «عدالت» ندارند.
🔸گویا رویههای قضایی برای مردان به سان غلطک و برای زنان به سان بالاترین تیرهای موانع در مسابقات اسبدوانی عمل میکند...
#مینا_صالحی
پژوهشگر حوزه جامعهشناسی دین
@EveDaughters
۱. قانونگذاری یک بحث است و تدارک دیدن ضمانت اجرا برای اجرای صحیح و عادلانهٔ قانون، بحثی دیگر و بهمراتب مهمتر است. عادلانه بودن قانون مهم است. اما مهمتر این است که بررسی شود که قوانین در عمل چقدر محقق میشوند و تا چه حد توانستهاند مشکلات مردم را حلوفصل کنند؟ اساساً حلوفصل کردهاند یا اوضاع را وخیمتر کردهاند؟
۲. طبق قانون، عرف، شرع و عقل، همسران حقوق و وظایف متقابلی در خانواده دارند و هرکدام باید در راستای آرامش و آسایش دیگری بکوشد. این معنای زندگی «مشترک» است. حال اگر یکی از همسران از انجام وظایف خود در قبال دیگری سرباز زند و حقوق همسرش را ادا نکند، مستحق مجازات است. در اینگونه مواقع حکومت و قوهٔ قضاییه حق دخالت دارد و میتواند بهنام قانون، حق ذیحق را از همسرش استیفا کند.
۳. حال به گوشهای از ضمانتهای اجرای قوانین درخصوص خانواده نگاهی میافکنیم:
🔸اگر مردی همسرش را در حال برقراری رابطهٔ جنسی با دیگری، با شرایط آمده در قانون ببیند، میتواند به پشتوانهٔ قانون (مادهٔ ۶۳۰ قانون مجازات، تعزیرات)، همسرش و مرد دیگر را بکشد و درصورت برقرار بودن شرایط قانون از قصاص نفس معاف میشود و دیه نیز لازم نیست پرداخت کند!
اما اگر زنی همین عمل را از همسرش ببیند، باید آن را ثابت کند تا درنهایت بتواند جدا شود. چرا که وفق قانون امکان تعدد زوجات برای مرد وجود دارد و صرف اختیار کردن همسر، اعم از دائم و موقت، نمیتواند امکان گرفتن حق طلاق را برای زن فراهم کند.
🔸 مرد میتواند بدون هیچ دلیل موجهی همسرش را ممنوعالخروج کند تا بی هیچ محدودیتی او را همیشه در اختیار داشته باشد. اما همین مرد می تواند ماهها خانه و زندگیاش را ترک کند و زنی که شوهر بیمسئولیتش ماههاست بی هیچ توضیحی او را ترک کرده، باید بازهم چشمانتظار بماند تا سر وقت معین (شش ماه) طبق مادهٔ ۱۱۳۰ قانون مدنی، به دادگاه مراجعه کند و با صلاحدید قاضی و پس از طی مراحل قانونی، طلاق غیابی جاری شود؛ البته اگر زوج برنگردد و عملاً در این شش ماه، بلاتکلیف و بیپشتوانه است. البته اثبات عدم حضور زوج و عدم پرداخت نفقه همه به دوش زوجه است.
🔸 اگر مردی از همسرش در ایفای وظایف زناشویی راضی نباشد، میتواند با گرفتن گواهی عدم تمکین از دادگاه از دادن نفقه خودداری کند و حتی بدون کسب رضایت همسرش اقدام به ازدواج مجدد نماید. اما اگر زنی دارای همسری بدخلق و لجباز باشد که آسایش و رفاه او را مطابق عرف تأمین نمیکند و حقوق جنسی اش راهم رعایت نمی کند، باید به دادگاه رفته و با طی فرایندی طولانی و نفسگیر، عسر و حرج وارده را ثابت کند. همهٔ اینها نیازمند طی کردن مسیری طولانی و بعضاً چندینساله است تا برای قاضی محرز شود که مرد مشکلی دارد.
🔸اگر مردی حتی بیدلیل از همسرش ناراضی باشد، میتواند علیرغم مخالفت همسرش او را طلاقش دهد. اما زن ناراضی و حتی تحت ستم جدی باید سالها بدود و مدارک محکمهپسند گردآوری کند تا بتواند نالایقی شوهر را به دادگاه اثبات کند.
۴. چگونه است که ضمانت اجرا در قانون، برای مردان بدون فوت وقت قابل توجه در نظر گرفته شده و مردان خود میتوانند بدون تجربه حرجی که زن می کشد، حقشان را بگیرند؛ اما زنان باید عسر و حرجشان را با مشقت و صرف زمان و پول و اعصاب، ثابت کنند؟
چرا مردان میتوانند خود قانون را اجرا کنند یا با یک درخواست ساده حکم ممنوعالخروجی یا عدم تمکین را بگیرند، اما زنان باید سالها از عمر خود را در پلههای دادگاه هدر دهند تا «شاید» بتوانند حق خود را بازگیرند؟
در این میان راه فرار و دور زدن قانون هم برای مردان بسیار باز است. برای مثال، بهراحتی میتوانند با زدن اموالشان به نام دوستی معتمد، از زیر بار دادن نفقه و مهریه معمول شانه خالی کنند. اما زنان راه فراری از تیغ تیز «عدالت» ندارند.
🔸گویا رویههای قضایی برای مردان به سان غلطک و برای زنان به سان بالاترین تیرهای موانع در مسابقات اسبدوانی عمل میکند...
#مینا_صالحی
پژوهشگر حوزه جامعهشناسی دین
@EveDaughters
👍7😢2🤮1