🔺 زنانِ در انتظارِ اعدام در بامداد؛
محکومین و قربانیانِ اشکال مختلف خشونت علیه زنان
جمعیت قابل توجهی از زندانیان زندانهای زنان، زنانی با اتهام قتل همسر (شوهر کشی) در سه حالت قتل مستقیم، مباشرت و یا معاونت در قتل را تشکیل میدهند. در دورانی که در زندان زنان سنندج بودم با همهی این زنان مصاحبه کردم. همهی موارد به جز دو نفر قربانیان کودک همسری بودند. آنها در سنهای دوازده، سیزده تا هفده سال و بدون حق انتخاب، اجباری ازدواج کرده بودند. قریب به اتفاق همه اشکال مختلف خشونتهای شدید خانگی (فیزیکی، جنسی، اقتصادی و روانی) را تجربه کرده بودند. اکثرا بارها درخواست طلاق داده بودند و بارها از خانوادههایشان حمایت و کمک خواسته بودند.
ولی نداشتن حق طلاق و حضانت فرزندان، نداشتن حمایتهای خانواده و نداشتن استقلال اقتصادی باعث شده بود که در خانهای مشترک با همسری که دوستش نداشتند و مورد خشونت واقع میشدند، در یک سطح از هوش، زیبایی، جایگاه اجتماعی و اقتصادی نبودند، رابطههای خارج از ازدواج برای هر دو طرف پیش آمده بود، بمانند.
معمولا پس از تجربه شدید از خشونت در لحظهای جنون آمیز، با نقشهی قبلی یا بدون نقشهی قبلی، تنهایی یا با همکاری شخصی دیگر (اکثرا مردی دیگر) قتل اتفاق افتاده. ابزارهای قتل: چاقو و یا روسری برای خفه کردن بعد از خوراندن مسکن و خواب آور در غذا در حین خواب بوده.
پروندههای قتل معمولا پروسهی قضایی بسیار طولانی دارند. کسانی هستند که هفت تا ده سال در زندان هستند تا قاضی رای صادر کند. در این فاصله در زندان اکثرا بارها به خودکشی فکر کردهاند یا اقداماتی انجام دادهاند. حتی در مواردی افرادی خود درخواست قصاص دادهاند. مدت زمان طولانی در زندان بدون هیچ حمایت خانوادگی و اقتصادی و با کمترین امید و دوری از فرزندان شرایط و تحمل زندان را سختتر میکند.
زندانیان با اتهام قتل کمترین حمایت از خانوادهها را دارند. معمولا ملاقاتی و تماس با خانواده را ندارند یا بسیار کم است. آنها طرد شده هستند. اکثرا دلتنگ فرزندانشان هستند و آرزویشان یک بار دیگر به آغوش کشیدن بچهشان است. دفتری دارند که یکی دو عکس که به سختی توانستهاند تهیه کنند در آن میچسبانند و در ورقهای دفتر باسواد بسیار کمشان خاطره و درددل می نویسند. از اتفاقاتی که گذشته و آرزوهایشان.
قتل همیشه در همه جای دنیا اتفاق افتاده و از جرایم با احکام سنگین است. در ایران قصاص و یا رضایت با پرداخت دیه حکم اجرایی در برابر قتل است. زنان هر چند در احکام اسلام و مشخصا در ایران نیمهی مردان هستند و اگر کشته شوند معمولا قصاص و اعدامی در کار نیست چون نصف یک انسان کشته شده (مگر خانوادهی مقتول بقیهی دیه را پرداخت کنند تا قاتل اعدام شود) خود برای قتل اعدام میشوند. هرچند سالها مبارزهی فعالین حقوق بشری در راستای لغو قانون اعدام در ایران هنوز به نتیجهای نرسیده ولی همچنان مبارزه در این راه ادامه دارد. چرا که اعدام خشونت و میزان جرایم را کم نکرده و نمیکند و راهحل و درمانی برای مشکلات و مسائل هم نیست.
قتلهایی در دنیا صورت میگیرد که در مواردی ناشی از بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی است یا قتلهایی ناخواسته، انتقام، قتل در دفاع دفاع شخصی یا قتلهایی که با عنوان زنکشی و قتلهای ناموسی میشناسیم که با عنوان حفظ آبرو و شرف و ناموس اتفاق میافتد که اکثر مواقع هم پروندهها شفاف نیست و چون مسئله ناموسی است بعد از زندانی چندماهه با توافقات مردان خانواده پایان مییابد. در این موارد بارها بحث شده و خود مبحثی طولانی است... و اشکال مختلف قتل با انگیزه های متفاوت... ولی موضوع این یادداشت یعنی شوهرکشی نوعی از قتل است که میتواند پیشگیری شود اگر:
▫️قوانینی همچون: لغو کودکهمسری، حق طلاق، حق حضانت فرزندان، قوانینی در برابر خشونت علیه زنان (بهویژه انواع خشونت خانگی برای این موارد) وجود داشتند.
▫️شرایط اشتغال برای زنان برای استقلال اقتصادی وجود داشت و مورد اهمیت و در اولویتها بود.
▫️تورم کاهش مییافت و سیاستها در راستای از بین بردن فقر و تبعیض بودند.
▫️گرایشهای مختلف جنسی و حق انتخاب همسر به رسمیت شناخته میشد.
▫️فرهنگسازی و آموزش برای الزام حمایتهای خانواده و ارگانهایی در این راستا داشتیم.
همه اینها مواردی هستند که میتوانند باعث شوند که زندانها زندانیان کمتری داشته باشند، جانهایی زنده بمانند، فرزندانی بیوالدین نشوند. تا زندگی سازنده باشد.
#ژینا_مدرس_گرجی
https://t.me/women_socialproblems
@EveDaughters
محکومین و قربانیانِ اشکال مختلف خشونت علیه زنان
جمعیت قابل توجهی از زندانیان زندانهای زنان، زنانی با اتهام قتل همسر (شوهر کشی) در سه حالت قتل مستقیم، مباشرت و یا معاونت در قتل را تشکیل میدهند. در دورانی که در زندان زنان سنندج بودم با همهی این زنان مصاحبه کردم. همهی موارد به جز دو نفر قربانیان کودک همسری بودند. آنها در سنهای دوازده، سیزده تا هفده سال و بدون حق انتخاب، اجباری ازدواج کرده بودند. قریب به اتفاق همه اشکال مختلف خشونتهای شدید خانگی (فیزیکی، جنسی، اقتصادی و روانی) را تجربه کرده بودند. اکثرا بارها درخواست طلاق داده بودند و بارها از خانوادههایشان حمایت و کمک خواسته بودند.
ولی نداشتن حق طلاق و حضانت فرزندان، نداشتن حمایتهای خانواده و نداشتن استقلال اقتصادی باعث شده بود که در خانهای مشترک با همسری که دوستش نداشتند و مورد خشونت واقع میشدند، در یک سطح از هوش، زیبایی، جایگاه اجتماعی و اقتصادی نبودند، رابطههای خارج از ازدواج برای هر دو طرف پیش آمده بود، بمانند.
معمولا پس از تجربه شدید از خشونت در لحظهای جنون آمیز، با نقشهی قبلی یا بدون نقشهی قبلی، تنهایی یا با همکاری شخصی دیگر (اکثرا مردی دیگر) قتل اتفاق افتاده. ابزارهای قتل: چاقو و یا روسری برای خفه کردن بعد از خوراندن مسکن و خواب آور در غذا در حین خواب بوده.
پروندههای قتل معمولا پروسهی قضایی بسیار طولانی دارند. کسانی هستند که هفت تا ده سال در زندان هستند تا قاضی رای صادر کند. در این فاصله در زندان اکثرا بارها به خودکشی فکر کردهاند یا اقداماتی انجام دادهاند. حتی در مواردی افرادی خود درخواست قصاص دادهاند. مدت زمان طولانی در زندان بدون هیچ حمایت خانوادگی و اقتصادی و با کمترین امید و دوری از فرزندان شرایط و تحمل زندان را سختتر میکند.
زندانیان با اتهام قتل کمترین حمایت از خانوادهها را دارند. معمولا ملاقاتی و تماس با خانواده را ندارند یا بسیار کم است. آنها طرد شده هستند. اکثرا دلتنگ فرزندانشان هستند و آرزویشان یک بار دیگر به آغوش کشیدن بچهشان است. دفتری دارند که یکی دو عکس که به سختی توانستهاند تهیه کنند در آن میچسبانند و در ورقهای دفتر باسواد بسیار کمشان خاطره و درددل می نویسند. از اتفاقاتی که گذشته و آرزوهایشان.
قتل همیشه در همه جای دنیا اتفاق افتاده و از جرایم با احکام سنگین است. در ایران قصاص و یا رضایت با پرداخت دیه حکم اجرایی در برابر قتل است. زنان هر چند در احکام اسلام و مشخصا در ایران نیمهی مردان هستند و اگر کشته شوند معمولا قصاص و اعدامی در کار نیست چون نصف یک انسان کشته شده (مگر خانوادهی مقتول بقیهی دیه را پرداخت کنند تا قاتل اعدام شود) خود برای قتل اعدام میشوند. هرچند سالها مبارزهی فعالین حقوق بشری در راستای لغو قانون اعدام در ایران هنوز به نتیجهای نرسیده ولی همچنان مبارزه در این راه ادامه دارد. چرا که اعدام خشونت و میزان جرایم را کم نکرده و نمیکند و راهحل و درمانی برای مشکلات و مسائل هم نیست.
قتلهایی در دنیا صورت میگیرد که در مواردی ناشی از بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی است یا قتلهایی ناخواسته، انتقام، قتل در دفاع دفاع شخصی یا قتلهایی که با عنوان زنکشی و قتلهای ناموسی میشناسیم که با عنوان حفظ آبرو و شرف و ناموس اتفاق میافتد که اکثر مواقع هم پروندهها شفاف نیست و چون مسئله ناموسی است بعد از زندانی چندماهه با توافقات مردان خانواده پایان مییابد. در این موارد بارها بحث شده و خود مبحثی طولانی است... و اشکال مختلف قتل با انگیزه های متفاوت... ولی موضوع این یادداشت یعنی شوهرکشی نوعی از قتل است که میتواند پیشگیری شود اگر:
▫️قوانینی همچون: لغو کودکهمسری، حق طلاق، حق حضانت فرزندان، قوانینی در برابر خشونت علیه زنان (بهویژه انواع خشونت خانگی برای این موارد) وجود داشتند.
▫️شرایط اشتغال برای زنان برای استقلال اقتصادی وجود داشت و مورد اهمیت و در اولویتها بود.
▫️تورم کاهش مییافت و سیاستها در راستای از بین بردن فقر و تبعیض بودند.
▫️گرایشهای مختلف جنسی و حق انتخاب همسر به رسمیت شناخته میشد.
▫️فرهنگسازی و آموزش برای الزام حمایتهای خانواده و ارگانهایی در این راستا داشتیم.
همه اینها مواردی هستند که میتوانند باعث شوند که زندانها زندانیان کمتری داشته باشند، جانهایی زنده بمانند، فرزندانی بیوالدین نشوند. تا زندگی سازنده باشد.
#ژینا_مدرس_گرجی
https://t.me/women_socialproblems
@EveDaughters
Telegram
زنان و مسائل اجتماعی
نوشته های چند جامعهشناسی خوانده
در حوزه مسائل اجتماعی.
در حوزه مسائل اجتماعی.
😢4👍3