دختران حوا
642 subscribers
2.39K photos
791 videos
14 files
672 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
🍁 گمنامی زن در جامعۀ مردسالار

زن در جامعۀ مردسالار نام و هویت مشخصی ندارد. اعتبار زنان بسته به مردان خانواده، قبیله و قوم است. حتا زنان عزت و آبروی مخصوص به خود و مستقل از مرد را نیز ندارند. زیرا موقعی‌که فرد هویت نداشته باشد، عزت و آبرو نیز ندارد؛ برای اینکه عزت و آبرو ارتباط می‌گیرد به هویت هر فرد. از آنجایی‌که زنان اعتبار خود را از مردان می‌گیرند، هر کاری که از ایشان سر می‌زند، در حقیقت بنا به عزت و آبروی مردان معنادار می‌شود.

اگر به یک زن تجاوز می‌شود، مسئله این نیست که آن زن مورد خشونت واقع شده است؛ مسئله این است که عزت و آبروی مردان بر باد رفته است. زنی که مورد تجاوز واقع شده است ممکن کشته شود، زیرا نگاه جامعۀ مردسالار به زنان مثلِ نگاه به غذا است. زن غذای مرد است که از آن استفاده می‌کند. امکانِ حرام‌شدن آن خیلی زیاد است؛ هر لحظه می‌تواند این غذا کثیف و حرام شود. درصورتی‌که حرام شود، باید دور انداخته شود.

زنی که مورد تجاوز واقع شده حرام شده است، کثیف شده است. لکۀ ننگین عزت و وقار مردان است. از نظر مردان، بهتر است این زن سربه‌نیست شود. تنها این زن قربانی نیست؛ زن دیگری نیز قربانیِ این تجاوز می‌شود. برای تأمین عزت مردان، قبیلۀ متجاوز دختری را به بد می‌دهد.* تجاوز و نزاع را مردان انجام می‌دهند، زنان قربانی می‌شوند. (با اندکی ویرایش به نقل از یسنا، ۱۴۰۰: ۱۹ ــ ۲۰)

در جامعۀ ما موقعی‌که از زنی به‌خوبی یاد کنند، می‌گویند: «خیلی زنی خوب است؛ کسی نامش را نشنیده است». در جامعۀ مردسالار، زنِ خوب زنی است که نام و نشان نداشته باشد. هرگونه نام و نشان داشتنِ زن، در واقع، برچسبی بد به زن است. بنابراین زنان تا شوهر نکرده‌اند به نام «دختر فلانی» یا «خواهر فلانی» یاد می‌شوند. شوهر که کردند به نام «زن فلانی» یاد می‌شوند. حتا در بین مردان خانواده نیز نام ندارند. به نام پسرش یاد می‌شوند: «مادر فلانی». (همان: ۲۰)

در فرهنگِ جامعۀ مردسالار طوری‌که بدن زن تابو است، نام زن نیز تابو است. پرسیدن نام زنان و گرفتن نام زنان ننگ و شرم است. اگر از مردی نام زنانِ متعلق به او پرسیده شود، در واقع، به حیثیت و عزت او برخورد شده است. معمولاً از زنان در عرصۀ عمومی به نام «اولادها»، «دور دیکدان»، «کُوچ»، «عیال»، «غَرَلی»، «بچ و کچ» و ... یاد می‌شود. این بی‌نامیِ زنان و کتمانِ نامِ زنان اتفاق ساده‌ای نیست؛ بلکه یکی از استراتژی‌های فرهنگیِ جامعۀ مردسالار است که با کتمان و بی‌نامی، زنان را به «چیز و ابزار» تبدیل می‌کنند. این چیز و ابزار از جملۀ چیزها و وسایل مورد استفادۀ مردان است. بیشتر از چیزبودن برای مردان اعتباری ندارند. در جامعۀ مردسالار، ابزار و وسایل نام دارند، اما زن نام ندارد.

پرسش این است که زنان چرا نام نداشته باشند؟ اگر زنان نام داشته باشند، هویت دارند؛ اگر هویت داشتند، نفس، خود، شخصیت و استقلال شخصیتی دارند. درصورتِ هویت‌داشتنِ زن، سلطه و مالکیت مطلق مرد بر نفس، بر خود و بر هویت زن پایان می‌یابد. اما در فرهنگِ جامعۀ مردسالار، هویت زن تعریف ندارد و به‌رسمیت شناخته نمی‌شود. زن متعلق به اعتبار و هویت مرد است. بنابراین سلطۀ مطلق و مالکیت مرد بر زن، خود، نفس و هویت زن را تصرف می‌کند تا زن بی‌هویت و گمنام باشد. (همان: ۲۱)

📚 یسنا، یعقوب. (۱۴۰۰). زن‌نامه: نقد گفتمان پدرسالار. کابل: انتشارات مقصودی.

📝 پانوشت:
* بد دادن: معاملهٔ زنان در دعواهای و نزاع‌ها در فرهنگ مردسالار عرف است. به این عرف «بد دادن» گفته می‌شود. اصطلاح بد دادن عرفی است که معمولاً در نزاع‌های قتل، نزاع‌های ناموسی مانند رفتن یک زن از یک قبیله با مرد یک قبیلهٔ دیگر یا رابطهٔ نامشروع یک زن و مرد و ... صورت می‌گیرد. برای رفع این نزاع‌ها زنان بین مردان معامله می‌شوند. به این معامله «بد دادن» می‌گویند، به این معنا که بدِ کار خود را پرداخت. مسئله این است که اشتباه و خطا را مردان می‌کنند، اما آسیب و ضرر را زنان متقبل می‌شوند. یک مرد کسی را می‌کُشد؛ بنابراین به خانوادهٔ کشته‌شده باید خواهر یا دختر خود را بد بدهد. (همان: ۴۲)

#یعقوب_یسنا

@EveDaughters
👍2👎1