یک سری کلیشه ها همیشه آزارممیدهند.
مثل اینکه مرد که گریه نمیکند. نمیتوانم با خودم کنار بیایم که چرا مرد نمیتواند گریه کند؟؟؟
مگر مرد ربات است که دلش نشکند؟غمگین نشود؟دلتنگنشود؟؟عاشق نشود؟؟
پناه مرد در مواقع درد تنهایی شان است.
پناهگاه آخر مرد و اینکه دیگر به آخر خط رسیده باشد،سرازیر شدن اشکهایش است.
یعنی دیگر از عالم و آدم بریده،دیگر کسی یا جایی ندارد تا مرهمی باشد بر زخم هایش.
اما زنان آنگاه که دیگر گریه نکردند باید فاتحه جامعه و خانواده را خواند.
آن زن ردای زنانگی دارد.
گیسوانش به حسب عادت بلندند و با آرایش چهره اش نقابی برای سایه صورتش کشیده.
زن که گریه نکند هیچوقت حس دلبستگی به کسی یا چیزی دیگر را نخواهد داشت.
عشق برایش تمسخری بیش نیست و ابتذال فرهنگ یک کشور از آنجا آغاز خواهد شد.
هر روز برایش تکرار است و در این برزخ بی انتها،دچار یک دور باطل می شود.
یک کابوس بی نهایت...
کاش مردان سرزمینم بدانند که وقتی زنی دگربار گریه نکرد،نشان قدرت زن نیست، آنجا امضای یک اضمحلال زندگی زده شده،آنجا دلی شکسته شده که ترمیمش سر بر خاک گذاشتن است.
#طه_اسماعیل_زاده
#EveDaughters
مثل اینکه مرد که گریه نمیکند. نمیتوانم با خودم کنار بیایم که چرا مرد نمیتواند گریه کند؟؟؟
مگر مرد ربات است که دلش نشکند؟غمگین نشود؟دلتنگنشود؟؟عاشق نشود؟؟
پناه مرد در مواقع درد تنهایی شان است.
پناهگاه آخر مرد و اینکه دیگر به آخر خط رسیده باشد،سرازیر شدن اشکهایش است.
یعنی دیگر از عالم و آدم بریده،دیگر کسی یا جایی ندارد تا مرهمی باشد بر زخم هایش.
اما زنان آنگاه که دیگر گریه نکردند باید فاتحه جامعه و خانواده را خواند.
آن زن ردای زنانگی دارد.
گیسوانش به حسب عادت بلندند و با آرایش چهره اش نقابی برای سایه صورتش کشیده.
زن که گریه نکند هیچوقت حس دلبستگی به کسی یا چیزی دیگر را نخواهد داشت.
عشق برایش تمسخری بیش نیست و ابتذال فرهنگ یک کشور از آنجا آغاز خواهد شد.
هر روز برایش تکرار است و در این برزخ بی انتها،دچار یک دور باطل می شود.
یک کابوس بی نهایت...
کاش مردان سرزمینم بدانند که وقتی زنی دگربار گریه نکرد،نشان قدرت زن نیست، آنجا امضای یک اضمحلال زندگی زده شده،آنجا دلی شکسته شده که ترمیمش سر بر خاک گذاشتن است.
#طه_اسماعیل_زاده
#EveDaughters