مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
پدیده دولت مگسی.pdf
1.4 MB
پدیده دولت مگسی

دکترلشکربلوکی
👍2
✳️ بودجه تحقیق و توسعه( R&D )در اروپا

✅ به گزارش مرکز آمار اتحادیه اروپا ، بودجه سرانه اختصاصی دولت‌ها برای تحقیق و توسعه در سال ۲۰۲۳ به صورت زیر بوده :
🔺بیشترین بودجه
۱. سوئیس ؛۹۱۰ یورو
۲. ایسلند؛ ۷۵۰ یورو
۳. نروژ ؛ ۶۸۰‌یورو
۴. لوکزامبورگ ؛ ۶۴۷ یورو
۵. دانمارک ؛ ۵۵۳ یورو
۶. آلمان ؛ ۵۲۹ یورو
۷. هلند ؛ ۵۱۰ یورو
۸. اتریش ؛ ۴۵۰ یورو
۹. فنلاند ؛ ۴۱۰ یورو
۱۰ . سوئد؛ ۳۹۰ یورو

🔺 کمترین
۱. رومانی ؛ ۲۱ یورو
۲. بلغارستان؛ ۳۳ یورو
۳. مجارستان؛ ۴۸ یورو

🔹سه کشور اول خارج از اتحادیه اروپا هستند .
🔹 این ارقام؛ به غیر از بودجه های کلان شرکتهای خصوصی است.
🔹 بودجه سوئیس به نسبت جمعیت خیره کننده است.
💢 اختلاف بسیار زیاد بین بیشترین و کمترین بودجه تحقیق و توسعه بین این کشورها ؛ در فاصله زیاد در کیفیت توسعه یافتگی کشورها نیز دیده می شود.

💢 در ایران در این حوزه دو مشکل اساسی وجود دارد:
۱. عدم تخصیص بودجه کافی
۲. عدم توزیع مناسب بودجه بین بخش‌های تحقیقاتی "واقعی" و اتلاف منابع بنام تحقیقات علمی و صنعتی، بدون دستاورد !
رضا پاکدامن
https://t.me/ExecutiveManagement
کتاب_جهان_بدون_فقر،دکترمحمدیونس،برنده_جایزه_صلح_نوبل،بنگلادش.pdf
2.4 MB
🔹کتاب جهان بدون فقر

دکتر محمد یونس، اقتصاددان و رئيس دولت موقت بنگلادش

وي در این کتاب تمام جزئیات موفقیت خود را در ایجاد بانک گرامین برای مبارزه با فقر در کشورش بنگلادش شرح می دهد.

بانک گرامین با ایده پرداخت وام های کوچک به خانواده ها و زنان فقیر برای گذراندن زندگی شان تشکیل شده و به موفقیت های چشمگیری دست یافته است تا اینکه امروزه پس از گذشت سه دهه، مبحث وام‌های خرد به یکی از مباحث مهم ادبیات توسعه تبدیل شده است.

یونس به خاطر فعالیت هایش در راستای مبارزه با فقر جایزه صلح نوبل سال 2006 را از آن خود کرد چرا که وی نیز همانند بسیاری دیگر معتقد است که تا فقر هست، صلح در دنیا حکم فرما نخواهد شد.
👌2
fl_The world of three zeros matn1.pdf
1.8 MB
کتای دنیای سه صفر
🔺👆 کتاب دنيای سه صفر
فقر صفر، بیکاری صفر و سرجمع کربن صفر

✍نویسنده: پروفسور محمد یونس
♻️مترجم: محمد هاشم غرقی

کتاب دنیای سه صفر حاصل تجربه محمد یونس، اقتصاددان اهل بنگلادش است که مهم‌ترین تجربه و دستاوردش در اقتصاد «خرده وام» و «کسب و کار اجتماعی» است.

دکتر یونس پس از اتمام تحصیلات در آمریکا و مراجعت به زادگاهش بنگلادش در سال ۱۹۷۲ ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه چیتاگونگ را عهده‌دار شد. در این کتاب به شرح فعالیت‌هایش برای حل مشکلات فقرا پرداخته است.

پروفسور یونس پا را فراتر از انتشار کتاب و تدوین تئوری گذاشته و خود در عمل با تأسیس «بانک گرامین» و اعطای وام‌های خرد سهل‌الوصول به فقرا در بنگلادش، زمینه توسعه کسب‌وکارهای محلی و عبور بخشی از این جوامع از فقر را فراهم آورده است.

ایده بانکداری فقرا که در کتاب «پیریزی مدل‌های کسب‌وکار اجتماعی: درس‌هایی از تجربه گرامین01 » به خوبی تبیین شده، الهام‌بخش بسیاری از تلاش‌ها در جهت توسعه کشور بنگلادش شد. این یک تصادف نیست که بنگلادش در دهه ۶۰ و نیمه اول دهه ۷۰ میلادی، با نرخ‌های رشد منفی GDP تا ۱۳ درصد مواجه بود، اما از زمان تأسیس گرامین بانک در سال ۱۹۷۶ ،همواره رشد مثبت در تولید ناخالص داخلی خود را تجربه کرده و میزان افزایش آن در دو دهه گذشت عمدتا بیش از ۵ درصد بوده است.

پس از این تجربه موفق، ایده‌های او در کشورهای دیگری چون فرانسه و ایالات متحده نیز مورد استفاده قرار گرفته و نتایج اثرگذاری در کاهش فقر را نیز در پی داشته است.ً نکته قابل توجه آنکه اجرای ایده کسب‌وکارهای اجتماعی، لزوما نیازی به مشارکت دولت‌ها ندارد بسیاری از کسب‌وکارها و افراد صاحب نفوذ سیاسی و اجتماعی به همراهی با این ایده پرداخته‌اند.

چه آنکه بسیاری از این بنگاه‌ها و افراد به خوبی درک کرده‌اند که مسئولیت اجتماعی امری خیریه‌ای و نمایشی نیست و برای دستیابی به توسعه زیربنایی در محیط پیرامونی حوزه فعالیتشان، باید مشارکت فعال اجتماعی در قالب الگوها و مدل‌های توسعه محور داشته باشند.

این تجربیات به ما می‌آموزد که هر یک می‌توانیم سهم خود را در کاهش فقر و افزایش کیفیت زندگی گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه ایفا کنیم. از این رو مطالعه این کتاب را به فعالان بخش خصوصی، که دغدغه و رویای زندگی بهتر برای تمام هموطنانمان را در سر می‌پرورانند، توصیه می‌کنیم.

امید آنکه ایده‌های پروفسور محمد یونس در این کتاب، زمینه ایجاد کسب و کارهای اجتماعی و توسعه جوامع محلی، روستایی و آسیب پذیر را فراهم آورد./كانال قواعدبازی
✳️ اهمیت انکارناپذیر کلمات؟!

✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» می‌نویسد:
🔺 انسان‌ها برای توصیف احساسات، افکار و تجربیات‌شان از کلمات استفاده می‌کنند. از طرف دیگر، کلماتی که یک فرد از آنها استفاده می‌کند، بر احساسات، افکار و تجربیات او تاثیر می‌گذارند.

🟢 مثلا شخصی را تصور کنید که در اوضاع بدی گیر کرده و برای توصیف وضعیتش یکی از این دو جمله را می‌گوید: «حس می‌کنم کاملا نابود شده‌ام» یا «تعجب می‌کنم چرا اوضاع این طور شد؟»

🔵 بدون شک، این دو جمله با این که یک شرایط را توصیف می‌کنند، اما تاثیرات متفاوتی روی گوینده و شنونده بر جا می‌گذارند.

🟤 به همین دلیل است که در روانشناسی می‌گویند اگر کلمات‌تان را تغییر بدهید، می‌توانید احساسات‌تان را تغییر بدهید.

🟠 به همین دلیل است که استفاده درست از کلمات، می‌تواند به قدرت ما در متقاعدسازی را به شدت افزایش بدهد.

🟡 تحقیقات نشان می‌دهد که این ۱۲ کلمه، بیشترین تاثیر را روی متقاعدسازی طرف مقابل‌مان دارند:
- ما (خودمان و طرف مقابل را در یک گروه ببینیم)
- پول
- صرفه‌جویی
- نتیجه مطلوب
- سلامتی
- راحتی
- عشق
- کشف
- اثبات شده
- جدید
- ایمنی
- ضمانت

🟣 در زمینه بازاریابی هم می‌توانیم این ۱۲  کلمه دیگر را به فهرست بالا اضافه کنیم:

- مجانی
- بله
- سریع
- چرا
- چگونه
- رازها
- فروش
- اینک
- قدرت
- اعلام کردن
- مزیت‌ها
- راه‌حل
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ابربحران ها در صنعت ایران

✅ صاحبان بنگاه‌های بزرگ کشور در نشستی به بیان مطالبات خود از دولت جدید پرداختند و خواهان حل چالش‌های پیش روی تولید و صنعت شدند. «مساله تحریم‌ها، مشکل کمبود مواد و قطعات، مشکلات تامین اعتبار اسنادی، استهلاک صنایع، قطعی‌های مکرر برق و گاز در صنعت، فربه شدن شرکت‌های دولتی، عدم الحاق به اف‌ای تی اف، بالاترین هزینه‌های تولید و تجارت، به رسمت نشناختن بخش خصوصی از سوی دولتمردان، بروکراسی مخرب در اکثر وزارتخانه‌ها، درگیری اکثر صنایع با موضوع مهاجرت نیروی انسانی،...

ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=174035
https://t.me/ExecutiveManagement
🔴 جمعیت سالمند در ایران ۵ برابر شده است!

رسول رئیس جعفری، پژوهشگر:

در آخرین سرشماری، جمعیت بالای ۶۵ سال کشور از سال ۱۳۴۵ تا ۱۴۰۰ حدود ۵ برابر شده است، یعنی به نسبت ۵۰ یا ۶۰ سال پیش، جمعیت بالای ۶۵ سال ما که جمعیت سالمند کشور را تشکیل می‌دهند ۵ برابر شده و در این دوره جمعیت کل کشور ۳.۲ برابر شده است.

یعنی با یک نرخ آینده‌ جمعیت ما به سمت پیرتر شدن رفته و پیش‌بینی می‌شود در سال ۱۴۳۰ جمعیت سالمند بالای ۶۵ ساله ما حدود ۱۹ میلیون نفر باشد.

اگر قرار باشد این جمعیت ۱۹ میلیونی ۶۵ سال به بالا، تحت پوشش صندوق‌های بیمه‌ای باشند؛ نیازمند جمعیت حداقل ۸۰ میلیون نفر شاغل هستند یعنی در ۱۴۳۰ باید ۸۰ میلیون نفر بیمه پرداز داشته باشیم. اکنون این جمعیت چیزی حدود ۱۶ میلیون نفر است.

صندوق تامین اجتماعی به طور ماهیانه دچار کسری است و در دو سه سال گذشته مجبور شده برای تامین این کسری وام بگیرد و از ذخایرش استفاده کند./ جماران
✳️ نردبان شغلی دوسویه (Dual Career Ladder) چیست؟

🪜 نردبان شغلی دوسویه برنامه‌ای برای توسعه کارراهه و مسیر شغلی است که به کارکنان اجازه می‌دهد بدون این‌که روی سمت‌های سرپرستی یا مدیریتی منصوب شوند، به سمت سطوح سازمانی بالاتر حرکت کنند.

این برنامه معمولا به‌عنوان روشی برای پیشرفت و ارتقای کارمندانی است که دانش فنی عمیق یا تحصیلاتی خاص دارند، اما علاقه یا فرصتی برای ادامه کار در پست‌های مدیریتی و ریاستی ندارند.

🔅 نردبان شغلی دوسویه می‌تواند یک ابزار ارزشمند برای سازمان‌ها باشد تا به کارکنان خود فرصت‌های پیشرفت و ارتقای شغلی در حوزه تخصصی خود را بدهند. با اجرای دقیق این برنامه، سازمان‌ها می‌توانند استعدادهای خود را حفظ کنند، بهره‌وری را افزایش دهند و در بازار رقابتی بهتر عمل کنند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
*چند بحران اجتماعی مهم در ایران امروز*

✍️ فریبا نظری

✏️پس از رأی گیری اخیر و آغاز بکار رییس‌جمهور دولت چهاردهم، وی و تیم همراهش با چند بحران اجتماعی مهم در کشور روبرو هستند.

1️⃣ فقر روزافزون:
آمار و داده‌های کارشناسان و مراکز داخلی هم‌چون مرکز پژوهش‌های مجلس، نشان از افزایش فقر در همه ابعاد زندگی ایرانیان است. درمان و سلامت جسم و روان، مسکن، خوراک، آموزش، و رفاه بسیاری از خانواده‌های ایرانی بشدت از این فقر روزافزون نابود شده است. این نابودی و مرگ زندگی در حاشیه‌ی کلان شهرها و شهرهای استان‌هایی با شاخص فلاکت اقتصادی، از شدت بیشتری برخوردار است.  
گروه‌هایی نیز که از فقیرتر شدن مستمر، آسیب بیشتری دیده و در معرض خطرات جدی هستند عبارتنداز: بازنشستگان، کارگران، معلولان، افراد دارای مشاغل غیررسمی و روزمزد. 

2️⃣ انسداد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی:
سرکوب منتقدان و معترضان گروه‌های مختلف جامعه، اصرار و تداوم منازعه با زنان در همه‌ی عرصه‌های زیست فردی و اجتماعی و کنترل و تبعیض و محرومیت آنان از حقوق شهروندی، سانسور و غیریت انگاری در عرصه‌ی هنر و نهاد آموزش و رسانه، و تداوم سیاست راهبردی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی؛ جامعه‌ی ایران را در شرایط نا آرام و آماده‌ی اعتراضات و مطالبات فروخورده و سرکوب شده، قرار داده است.  

3️⃣ بی اعتمادی و شکاف جامعه و حاکمیت:
برگزاری دو رأی گیری مجلس و ریاست جمهوری به فاصله‌ی سه ماه و کمیت و کیفیت کنش ایرانیان در این دو رخداد، گواه خوبی برای سنجش شاخص اعتماد و سرمایه اجتماعی حاکمیت در نزد مردم ایران است.
سیاست زدگی و تبعیض ایدئولوژیک، گستاخی مدیران و متولیان ناشایست و خائن به حقوق مردم و زیست بوم این سرزمین، تکرار فسادهای گسترده‌ی سیستماتیک، عدم برخورد با آن‌ و پاسخ‌گو نبودن حاکمیت در قبال آن‌ها؛ بی اعتمادی میان جامعه و حاکمیت را از تقابل به شکاف رسانده و این واقعیتی است انکارناپذیر که نپذیرفتن آن تنها اصل مسئله را عمیق‌تر می‌سازد.

4️⃣ عدم مقبولیت سیاست خارجی در نزد مردم:
داده ها و مشاهدات میدانی بروز داده شده در 
میدان کنش و مطالبات عمومی نشان می‌دهد که بیشتر مردم با ارزش‌های سیاست خارجی حاکمیت، هم‌دل و همراه نیستند. و همین انحراف در مقبولیت شاخص‌های سیاست خارجی نظام نزد جامعه، تولیدکننده‌ی اضطراب و نگرانی از سایه‌ی بروز تنش و منازعات منطقه‌ای و جهانی در میان ایرانیان است. 

5️⃣ ابهام در آینده زندگی در ایران:
آن‌چه در چهار بحران بالا ذکر شد، خود آسیب و بحران بزرگتر و عمیق‌تری را بنام ابهام در آینده و ناامیدی فردی و اجتماعی در ادامه‌ی زندگی با ویژگی کنونی و در این سرزمین ایجاد کرده است. 
ابتلا به انواع آسیب‌های فردی و اجتماعی چون: اعتیاد، قتل، سرقت، خودکشی، افسردگی، پرخاش‌گری، درگیری، قانون‌شکنی، تظاهر و ریا، دروغگویی و انواع بیماری‌های مختلف جسم و روان، مهاجرت و فرار ناخواسته و اجباری از این کشور؛ بخشی از پیامد این ابهام و ناامیدی است.
۳ مرداد ۱۴۰۳
✳️ بهترین راه برای تبدیل شدن به یک مدیرصاحب نفوذ تاثیر گذار

✅ نیک مورگان نویسنده کتاب نشانه‌های قدرت می‌گوید «به دست آوردن قدرت نفوذ بر دیگران در محل کار مدرن و امروزی بسیار دشوار است. وجود حجم بسیار بالای اطلاعات در دسترس همگان و سرعت زندگی دیجیتالی (منجر به کوتاهی فاصله‌ها) شده است. با این حال فشار موجود در محل کسب‌وکار برای گرفتن نتیجه، اهمیت داشتن توانایی نفوذ بر دیگران را دو چندان می‌کند

⭕️ در اینجا لازم است به چند نکته پرداخته شود:
1️⃣ ایجاد ارتباطات:
کلارک می‌گوید در یک سطح اساسی یکی از دلایلی که مردم برای شما کاری انجام می‌دهند یا ایده شما را پشتیبانی می‌کنند یا با بودجه مورد نظرتان موافقت می‌کنند این است که شما را دوست دارند. برای رسیدن به این نقطه شما نیاز دارید که یک ارتباط کاری خوب با همکارانتان برقرار کنید.

2️⃣ قبل از تلاش برای متقاعد کردن گوش دهید:
بهترین راه برای اینکه همکاران از شما و موضوعات مورد نظرتان پشتیبانی کنند این است که آنها احساس کنند شما شنونده نظرات آنها هستید. پس از همکارانتان درخواست کنید که دیدگاه‌ها و توصیه‌ها خود را با شما در میان بگذارند.
3️⃣ مراقبت از زبان بدن:
مورگان می‌گوید مردم به‌طور مداوم در حال ارزیابی این هستند که آیا به شما اعتماد کنند یانه ؟ ما سخت تلاش می‌کنیم که تا جواب این سوال را پیدا کنیم که افراد دوست ما هستند یا مخالف ما ؟ زبان بدن شما در درستی شکل انتقال پیام مدنظر شما، نقش بسیار مهمی دارد. همان اندازه که درست ایستادن، عقب دادن شانه‌ها و با مخاطب خود با سر بالا گفت‌وگو کردن نشانه اعتماد به نفس، فرماندهی و احاطه شما بر موضوع مورد گفت‌وگو است، برعکس با سر پایین وبا چشم‌های دوخته شده به پاهای خود صحبت کردن در جلسات کاری پیام متضادی را به مخاطب انتقال می‌دهد. 
4️⃣ توسعه تخصص:
کلارک می‌گوید، راه دیگر برای افزایش نفوذ در محل کار این است که در صنعت یا سازمان خود به‌عنوان یک متخصص شناخته شوید. این توانمندی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما شما می‌توانید برای توسعه تخصص و مهارت‌های حیاتی کسب‌وکار اقداماتی انجام دهید.
5️⃣ نقشه راه استراتژیک:
هنگامی‌که زمان قدرت نفوذتان برای ترویج ابتکار و ایده خاصی که به‌وجود آورده‌اید فرا می‌رسد باید یک فرد استراتژیست باشید. توجه داشته باشید که اینجا جنگ بازی موقعیت است، موقعیت چه کسی ممکن است به‌وسیله برنامه‌های شما تهدید شود و چگونه می‌توانید آنها را همسو و در راستای اهداف ویژه‌ای که طراحی کرده‌اید به حرکت درآورید ؟
6️⃣ به مردم آنچه می‌خواهند ارائه دهید:
شما می‌توانید به‌وسیله شرح صادقانه مساله به‌عنوان یک مزیت برای افرادی که می‌خواهید در کنار شما باشند، نفوذ خود را روی یک مساله خاص افزایش دهید. نیازها، دیدگاه‌ها و سلیقه هر ذی‌نفع را در نظر بگیرید. مورگان می‌گوید کشف کنید، افراد نیاز به شنیدن چه چیزی دارند و چه چیزی توجه آنها را جلب می‌کند.
✳️ مردان، زنان و تقسیم کیک مذاکره

✅ لیگ تامپسون در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مذاکره» می‌نویسد:

تفاوت زنان و مردان در هنگام مذاکره چیست؟ شما هم ممکن است مثل من احساس کنید که این سوال، شاید به پاسخ‌های جانب‌دارانه منجر شود ولی می‌خواهم شما را با نتایج یک تحقیق علمی در این موضوع آشنا کنم.

🟢زمانی که مردان و زنان در یک مذاکره روبروی یکدیگر قرار می‌گیرند، مردان سهم بیشتر از کیک مذاکره را به خود اختصاص می‌دهند. دلیل اختلاف سهم از کیک مذاکره، در خواسته‌های اولیه آنان است نه در توانایی‌شان برای مذاکره.

🔵به عبارت دقیق‌تر، ریشه این تفاوت را می‌توان در پیشنهادهای اولیه مذاکره‌کنندگان جستجو کرد، به این معنا که زنان معمولا به اندازه آن چه مردان در مذاکره طلب می‌کنند، درخواست نمی‌کنند.

🟤این تفاوت رفتار حتی وقتی که زنان و مردان دقیقا در نقش‌های یکسان قرار می‌گیرند نیز وجود دارد. برای نمونه، خانم لیندا بابکوک به این نکته توجه کرد و کتابی تحت عنوان «زنان نمی‌خواهند»، منتشر کرد.

🟠در این کتاب، دیدگاه‌های جدیدی در زمینه تفاوت مردان و زنان در مذاکره مطرح شده و مدارک کافی در این زمینه، به خصوص در زیاده‌خواهی مردان و قناعت زنان گرده آمده است.

🟡خانم بابکوک معتقد است: تصویر کلیشه‌ای مثبتی که ما از زنان، به عنوان انسان‌هایی خوب، مهربان و قابل کنترل در ذهن داریم، در واقع می‌تواند در مذاکره به آنها آسیب وارد کند. در حقیقت این قبیل تصورات رایج از زنان، باعث می‌شود آنها در فرایند مذاکره سهم کمتری از کیک را برای خودشان طلب کنند.

🟣خانم بابکوک در ادامه می‌نویسد: اما قطعا باید این شرایط را تغییر بدهیم و به زنان کمک کنیم سهم‌شان از کیک مذاکره را افزایش بدهند.

⚫وی در توضیح نظراتش به کتاب پروفسور هوارد رایفا در کتاب «هنر و دانش مذاکره» اشاره می‌کند و می‌نویسد: برخی از ۳۸ ویژگی یک مذاکره‌کننده موفق که آقای رایفا در کتابش تشریح کرده، مثل صراحت، قاطعیت و برتری‌جویی، بیشتر به شخصیت‌های مردانه می‌خورند، اما در مقابل، برخی دیگر از این ویژگی‌ها مثل همدلی، توانایی در ارتباط غیرکلامی و غیره، بیشتر به رفتارهای زنانه اشاره دارند.

⚪خانم بابکوک با در نظر گرفتن این واقعیت که خانم‌ها در بسیاری از ویژگی‌های یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای، سرآمدتر از آقایان هستند، نتیجه می‌گیرد: وقتی خانم‌ها از این واقعیت مطلع می‌شوند، عملکرد بسیار بهتری از خود نشان می‌دهند و به یک مذاکره‌کننده بسیار بهتر تبدیل می‌شوند.

🔴خانم بانکوک در پایان می‌گوید: بحث بر سر این نیست که مردان از زنان سوءاستفاده می‌کنند و امتیازهای بیشتری را به دست می‌آورند، بلکه همان گونه که لویی پاستور گفته «شانس با ذهن‌های آماده همراه است»، پس اگر خانم‌ها هم با ذهن آماده وارد مذاکره شوند، شانس‌شان برای موفقیت افزایش می‌یابد.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
"چرا احساس بی ثباتی می کنیم؟"

یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

به نظر می رسدتحلیل و شناخت از وضع موجود جامعه ما بسیار اندک است. مدیران کار طبیعی خود را انجام می ­دهند. این کار عمدتاً Propaganda است. در چنین شرایطی، وظیفه کانونی روشنفکران، تفکیک تحلیل از Propaganda  است. روی آوردن به نبض جامعه و Fact ها، بهترین روش علمی برای شناخت است. ۳ دلیل برای فهم وضع موجود جامعه قابل تصور است:

۱-کشور ما، کشور افراد است و نه سیستم­ ها
الفاظی مانند رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و چارچوب در توسعه یافتگی کشورها مقدس هستند. اصولاً، سیستم ها هستند که توسعه را هدایت می ک­نند. اما در پیشبرد بسیاری از امور در جامعه ما، در نهایت باید رضایت افراد را جلب کنیم تا آنکه طبق مقررات و آیین نامه ها عمل کنیم. بی ­دلیل نیست در آلمان، ساعت پنج بعدازظهر همه محل کار خود را ترک می­کنند تا بروند و زندگی کنند. لزومی ندارد تا ۱۲ شب جلسه بگذارند. جلسات فراوان به معنای ناهماهنگی و معرف فقدان رویه و قاعده است. طی ۱۷۰ سال تجربه تحول در کشور، نتوانسته­ ایم مهم ترین فرآورده مدرنیته که سیستم­ سازی در همه عرصه­ ها است را ایجاد کنیم. تقریباً حل هر مسئله­ ای تابع رأی، سلیقه، خواسته­ ها، منافع و حتی مزاج افراد است. این وضعیت به صورت طبیعی فراز و نشیب دارد. انسان ها همیشه حالات ثابتی ندارند و افکار و تمایلات روحی آنها ممکن است در شرایط مختلف متفاوت باشد و تحت ­الشعاع منافع آنی باشد. متکی بودن به افراد، بی ­ثباتی می­ آورد. در حالی که رویه ­ها و سیستم­ ها ثبات دارند و شهروندان می­ توانند خروجی آنها را پیش بینی کنند. از ۱۳۵۰ به بعد نه تنها به طرف سیستم نرفته ­ایم بلکه به صورت مقایسه­ ای با کشورهای هم طراز خود، غلظت نقش فرد در تصمیم­ گیری، تصمیم ­سازی و حکمرانی را به شدت افزایش داده­ ایم. امروز در جهان، سیستم­ ها، خطاها را تشخیص می ­دهند و نه افراد. بنابراین، بی ­ثبات هستیم چون با درصد بالا، تحت تأثیر قضاوت افراد هستیم نه سیستم ­ها؛

۲- ابهام در سیاست­ گذاری ها
به­ طور اعجاب­ آوری، علاقه فراوانی داریم در خانواده، در ادارات، در جامعه، همه جا تقریباً، امور را و افراد را کنترل کنیم. کنترل را بر روابط قاعده ­مند ترجیح می­ دهیم. چون کنترل را بر مدیریت اولویت می ­دهیم، به یک خصلت ضد توسعه مجهزیم: ابهام. بدون شفافیت در سیاست­ گذاری ها، برنامه ­ریزی­ ها و قواعد نمیتوان پیشرفت کرد چون شفافیت، اطمینان خاطر می­ آورد. به همان دلیل که با افراد دمدمی مزاج نمی­توان، عمارت دوستی ساخت، در شرایط ابهام هم نمی­توان برنامه ­ریزی کرد و آینده ­ای مطمئن بنا کرد. شهروند و کارآفرین آلمانی به ثبات اندیشه ­ها و سیاست­گذاری ها در مدیریت کشور، اطمینان ذهنی، روانی و عینی دارد و می­ تواند طراحی کند و به ثبات روندها در سال های آتی، اعتماد داشته باشد. ما به ابهام علاقه داریم چون م ی­خواهیم کنترل کنیم.ابهام و کنترل کردن، نقش فرد را افزایش می­دهد و سیست م­سازی را مختل می ­کند. اکثر کشورها در حوزه­ های امنیتی قابل پیش ­بینی نیستند. اما در امور اقتصادی، مالی، مالیاتی، بانکی، شهری، اجتماعی، مدنی، فرهنگی و آموزشی بسیار شفاف هستند. این شفافیت، ثبات می ­آورد؛

۳- تأثیر سیاست خارجی بر زندگی مردم
دوره روابط دولت ها تقریباً پایان یافته است؛ امروز عصر شبکه ­سازی است. شبکه ­سازی با شرکت ها، مؤسسات، مراکز تحقیقاتی و بنیادها. شبکه­ ها کارها را پیش می­برند. اکثر دولت ها، ارتباط این شبکه ­ها را تسهیل می­ کنند. نگاه سنتی به روابط بین ­الملل و راضی کردن یا تقابل با دولتها اندیشه­ ای است که به قرن گذشته تعلق دارد. سیاست خارجی یعنی شبکه­ سازی با جهان، یعنی روان کردن ارتباطات میان شبکه های تولیدی، علمی، نوآوری داخلی با هم قطاران بین­ المللی خود. آن هایی که تولید می­ کنند می­ خواهند بیاموزند از هر فردی، از هر ملیتی، از هر قومی. توانایی مهم است و نه ملیت و محل تولد. در جهان شبکه ­ها، مهارت مهم است و نه جغرافیا. وقتی سیاست خارجی مبتنی بر رهیافت روابط بین الدول باشد، دچار فراز و نشیب می­ شود و به درگیری­ های لفظی و امنیتی منجر می­ شود. آلمانی ­ها اهمیت نمی دهند چه فردی و با چه روحیه­ ای در کاخ سفید است؛ آنها با هزاران شبکه تولیدی، علمی، آموزشی، فناوری و بازارها در جامعه آمریکا کار می­ کنند. این نوع رهیافت، ثبات می ­آورد، منافع مشترک تعریف می­ کند و از خصلت­ های منفی فردی مانند عصبانیت، مزاج، پیش ­داوری و سوء برداشت ....

ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر:
sariolghalam.com/?p=1202

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
"سیستم تصمیم گیری و فروپاشی پهلوی دوم"

یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

به سه گزیده از صورتجلسات شورای اقتصاد با حضور محمدرضا شاه توجه فرمایید:

یک:

شهردار پایتخت (غلامرضا نیک­پی) بعرض رساند: با توجه به تأکیدی که در مورد ایجاد آپارتمانهای یک اطاقه فرمودند باید سطح زیربنای آنها نیز مشخص گردد.

شاهنشاه فرمودند: مساحت آپارتمانهای یک اطاقه باید در حد ۴۰ تا ۵۰ متر باشد و مساحت آپارتمانهای چند اطاقه نیز نباید کمتر از ۹۰ متر باشد. (۲/۱۲/۱۳۵۵، صفحه ۲۶، جلسه ع۱۳٫ دبیرخانه شورای اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه).

دو:

سپس شاهنشاه سئوال فرمودند: در مورد دستوری که قبلاً داده­ایم مبنی بر اینکه به سوپرمارکتها بگویید برای ایجاد مزارع صنعتی که بدون خاک در آن می­شود سبزیجات تازه در تمام مدت سال تولید نمود چه اقدامی کرده­اند؟

وزیر کشاورزی و منابع طبیعی (منصور روحانی) بعرض رساند: اولین نوع آن در مرکز تحقیقات وزارت کشاورزی و منابع طبیعی در اوین مشغول آزمایش این نوع زراعت می­باشند (می­باشد) تا محصولش بدست آید و با نشان دادن محصول و قیمت آن معتقدشان کنیم که اگر کنار هر سوپرمارکت یک واحد ۳۰۰ متر مربعی بوجود بیاورند می­توانند سبزیجات تازه در تمام مدت سال در اختیار مشتریان خود بگذارند.

شاهنشاه فرمودند: زودتر اینکار را انجام دهید. قبلاً گفته بودیم که اتکا اقدام نماید (۱/۱۲/۱۳۵۵، صفحه ۳۰، جلسه ع۱۴).

سه:

شاهنشاه فرمودند:اولویت را به کارهای ساختمانی مربوط به مسکن دهید.

مجیدی (عبدالحمید مجیدی، وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه) بعرض رساند: قسمتی از کارهای ساختمانی که ضمن طرحهای عمرانی صورت میگیرد ضرورت و فوریت ندارد مثلاً در خیلی از طرحهای صنعتی و کشاورزی، هزینه­های ساختمانی از قبیل ساختمانهای اداری و محوطه­سازی و خیابان سازی و غیره خیلی سنگین است.

شاهنشاه فرمودند: لیست آنها را تهیه کنید تا ما دستور دهیم. (۲۹/۹/۱۳۵۵، صفحه ۱۰، شماره جلسه ع۱۰)

طبیعی است که می­ توان در باره صدها موضوعِ مربوط به نیروهای مسلح، سیاست خارجی، امنیت داخلی، تلویزیون و مطبوعات، ورزش و جوانان، دانشگاه ها و نظام آموزشی به این روش تصمیم ­سازی، مدیریت کرد.
آیا در حکمرانی جدید و مدرن می­توان، تصمیم­ سازی و تصمیم­ گیری در صدها موضوع را به یک گروه بسیار کوچک معطوف کرد؟ آیا دانش و اطلاعات عظیم بشری که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تصمیم­ گیری است را می ­توان در چند نفر محدود خلاصه کرد؟ آیا می ­توان بدون صدها کمیته، کمیسیون و سیستم ­های نظارتی، حکمرانی معقول، منطقی و همه جانبه اِعمال کرد؟ آیا می توان بدون پارلمان و قوه مقننه که تجمع افرادی با دانش، با تشخیص و استقلال فکری باشد، به حسن اجرای قوانین و سیاست گزاری ها امید بست؟ آیا می ­توان بدون رسانه­ های آزاد و مستقل که ناظر بر عملکرد مسئولان، مدیران و تصمیم ­گیرندگان یک کشور باشند، سلامت سیاسی جامعه را نهادینه کرد؟ به هر میزانی که شاه و گروه کوچک اطراف او، باهوش، بادرایت، آینده ­نگر و خوش ­نیت برای توسعه عمرانی کشور باشند، اما تصمیم­ گیری، مدیریت و اجرای طرح ها و برنامه­ ها محتاج یک بوروکراسی شفاف، کارجمعی، نهادسازی و نظارت رسانه­ ها می­باشد. حکمرانی خوب سیستم می­خواهد و نمی­تواند با افراد محدودی هدایت شود.

آیا می ­توان به تصمیمی منطقی رسید ولی در جلسات تصمیم ­گیری، فرصت طرح دیدگاه های مختلف و متعارض وجود نداشته باشد؟ آیا می­توان به تصمیمی منطقی رسید وقتی بخشی از داده­ ها و اطلاعات کلیدی، نادیده گرفته شوند؟ آیا می­توان به تصمیمی منطقی رسید وقتی اعضای جلسه نتوانند با شاه، بحث کنند، مخالفت کنند و دیدگاه ­های متفاوتی را مطرح کنند؟ آیا می­توان با مونولوگ، کشوری را مدیریت کرد؟ آیا می ­توان با یک تلقی از موضوعات به تصمیم ­گیری عقلانی رسید؟ افراد باید تصمیم بگیرند یا کمیته­ ها و کمیسیون ها؟ اگر قشر تحصیل کرده جامعه احساس کند نقشی در فرآیندهای تصمیم­ گیری کشورش ندارد به چه صورت باید از خود تعلقی نسبت به سیستم سیاسی نشان دهد؟ اگر مدارهای مشورت بسیار محدود باشند، چرا باید کارشناسان و متخصصین یک جامعه همکاری کنند یا حس کنند جزئی از یک نظام اجتماعی هستند؟ آیا می­ شود قشر متخصص تربیت کرد ولی به آنها بها نداد؟

مشارکت متخصصان، کارشناسان، محققان، خبرنگاران و اندیشمندان از مکاتب فکری گوناگون برای فهم، تصمیم ­سازی و مدیریت مسایل یک کشور شروع فرآیندی است که بلوغ آن به سیستم حزبی، آزادی رسانه­ ها و در نهایت بعد از دهه­ ها به دموکراسی منجر می­ شود. اگر حکمرانان نتوانند میان خود و این اقشار به فهم مشترک و صورت بلوغ یافته آن یعنی قرارداد  اجتماعی برسند، الگوها و افکار آنان نمی ­تواند تداوم  پیدا کند چون احساس تعلق از میان می­رود. در نهایت می شود یک ....

ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر👇

sariolghalam.com/?p=1340

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
" چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟ "
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می ­رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده­ ایم:

۱) نیاموخته ­ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم­ هاست و نه ریاست افراد؛

۲) نیاموخته ­ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می­ گیرد و در ذهن جزیره­ ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی­ های فکری بپرهیزیم؛

۳) نیاموخته ­ایم که با Fact، قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ­ها و شایعات؛

۴) نیاموخته ­ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛

۵) نیاموخته­ ایم که قدرت، مسئولیت می ­آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت­ مندی عامه شهروندان است؛

۶) نیاموخته ­ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می­ گذاریم، در عرصه Public (عرصه عمومی) وارد شده­ ایم و در عرصه Public، نمی ­توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛

۷) نیاموخته ­ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن ­آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛

۸) نیاموخته ­ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛

۹) نیاموخته ­ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس Publicاهمیت دهیم و

۱۰) نیاموخته ­ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم (Self-obsession)، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می ­دهیم حتی­ المقدور عمل کنیم.

    طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ­ها به آموختن­ ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان­ پذیر نیست. اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش ­های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک ­الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.

    اگر ریشه­ ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می­ کنند؟ آیا دانش، علم و داده ­های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ­ریزی، سیاست­ گذاری و تعیین اولویت ­ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت ­العلل کانونی چیست؟

    به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ­ای برای تکرار اشتباهات مطرح می ­نماید: سه خوشه علّی (Causal clusters) به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیر­گذارند را مطرح می­کنیم: فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.

الف: عنصر فرهنگی که باعث می­شود ما بسیار اشتباه کنیم:  هر چند ما به عنوان یک جامعه دارای آداب جمعی هستیم، خصوصیات جمعی داریم، سنت­ هایی را پاس می­داریم، زبان مشترک داریم اما رسالت و هویت جمعی که بدان تعلق خاطری، فراتر ازفردیت خود داشته باشیم را نداریم و یا بسیار ضعیف است. از طرفی دیگر، اندیشه­ ها و رفتارهایی
(Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است (قرارداد اجتماعی). به عبارت دیگر، دستور کار فردی باعث شده که جمع را فراموش کنیم، کوتاه ­مدت بیاندیشیم، به دنبال منافع خود و گروه خود باشیم و به عموم و مصلحت عامه فکر نکنیم. تقریباً هر فردی هر نوعی که دوست دارد عمل می­کند. بیشتر به شخصی احترام می­ گذاریم که در دایره ماست. کمتر فردی را به خاطر اینکه شهروند این جامعه است محترم می­ شماریم. شاید به همین دلیل اگر با اتوموبیلی تصادف کنیم که راننده ­اش را می ­شناسیم خوب برخورد می­ کنیم ولی به راننده ­ای که نمی ­شناسیم ناسزا می­ گوییم و با او نزاع می­ کنیم چون با او حس جمعی و هویت جمعی نداریم بلکه او را بیگانه می­ شماریم. برای کسانی جا

ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر 👇

sariolghalam.com/?p=1566

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
" چرا اینقدر ناپایداری؟ "
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

پاراگراف زیر، دریایی از مطلب دارد:

 

     «نصرت­ الله معینیان، رییس دفتر مخصوص شاهنشاهی… مردی رازدار و متواضع بود. هیچ کس، حتی دشمنان دربار و مخالفان شاه در ذکاوت، دقت و به خصوص صحت عمل وی تردیدی ابراز نمی­ داشتند… در پایان رژیم، قطعاً با اجازه یا تأیید شاه، تمام بایگانی دفتر مخصوص شاهنشاهی را که مشتمل بر همه اسناد پنجاه ساله دوران پهلوی بود با دو هواپیمای نظامی به خارج از ایران منتقل کرد که اکنون قاعدتاً باید در صندوق­ های بانک یا بانک­ هایی باشد و مسلماً منبع بی ­نظیر و بدیلی برای مطالعه تاریخ این دوران خواهد بود.»

(منبع: هوشنگ نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی: آخرین شاهنشاه ایران. پاریس: نشر Perrin، ۲۰۱۳٫ ترجمه فارسی ۲۰۱۴، صص ۴۵۹-۴۵۸).

    

طی تحقیقات برای تدوین کتابِ در حال اتمام خود، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی،» به امثال این نقل قول و نقل قول­ هایی مشابه بسیار برخورد کرده­ ام. از منظر یک دانشجوی علوم انسانی، این سئوال به کرّات مطرح می­ شود: چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست­ ها و اندیشه ­هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می ­شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟

     در یک و نیم قرن گذشته، به جز دوره ­های کوتاه چند ساله آرامش، عموماً کشور از یک بحران به بحران دیگر مبتلا شده است: بحران­ های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی. آیا این فراز و نشیب­ ها، لازمه استقرار نهایی است؟ مانند آنچه در تاریخ کشورهایی مانند نروژ، سوئد، هلند و ژاپن مشاهده می­ کنیم. اگر این­طور است باید چه کار کنیم که به استقرار برسیم؟ چرا باید مهم ­ترین اسناد نیم قرن کشور به مکان نامعلومی در خارج برود؟ چرا نمی ­توانیم سیستمی بسازیم که حداقل به یک قرن برسد؟ آنهایی که ساخته­ اند چه کار متفاوتی نسبت به ما انجام داده­ اند؟ آیا مشکل در جغرافیا، یا فرهنگ یا نظام اقتصادی یا عوامل خارجی است؟ این نوع پاسخ­ ها خیلی کلّی هستند و گره­ ای را باز نمی­ کنند. باید ریز شویم. دقیق شویم. سراغ تجربیات بشری برویم. از دیگران بیاموزیم. مشورت کنیم. از همه مهم­ تر، قدری سئوال کنیم؛ این خصلت تعیین­ کننده ­ای که کانون بهتر شدن و رشد است.

     شاید لازم است به کلیدی ­ترین موضوع برسیم و آن تعریف انسان است.رفتار انسان ها بر اساس نیاز است. طیفی از نیازها. تا نیازهای او تأمین نشود آرام نمی­ گیرد. تا به نیازهای او توجه نشود، استقرار نمی ­یابد. نیازها طبقه ­بندی دارند. نیازی مقدم بر نیازی دیگر است. تا یک نیازی تأمین نشود، سراغ نیاز بعدی نمی­ رود. در کشور چاد، آزادی و دموکراسی خیلی مشتری ندارد. اولین نیاز، زنده نگاه داشتن بچه ­هایی است که بدنیا می­ آیند. در سال ۱۳۵۵ حدود صد هزار نفر ایرانی در اروپا، آمریکای شمالی و هند، دانشجو بودند. محمدرضا شاه نیاز به غذا، تا حدّی مسکن، آموزش زنان، تربیت متخصص در دانشگاه ها، دیده شدن محترمانه ایران در جهان را فراهم کرد. حتی در سال ۱۳۵۲، ایران ار به یکی از بهترین شرکت های هواپیمایی جهان تبدیل شد. اما بعد گفت: مشورت و مشارکت و نظرخواهی و تبادل آراء ممنوع. به نوعی به مردم گفته شد که مقدّرات کشور فقط در ملاحظات، محاسبات و منافع یک فرد تعیین می­ شود. او مانع از تأمین یک نیاز مدنی شد. نمی ­شود در یک جامعه صدها هزار متخصص تربیت کرد، بعد مستقیم و غیرمستقیم به آنها گفت شماها در جهت­ گیری کشور کاره­ ای نیستید. این کار درستی بود که ایران در دهه چهل شمسی سراغ صنعت، اقتصاد، تولید، شهرنشینی، نوسازی عمرانی، آموزش عمومی و ارتباطات گسترده بین ­المللی رفت اما وقتی شهروندان وارد مرحله بعدیِ نیازها شدند، نظام سیاسی مانع شد. استبداد فردی با شدت بالاتری از ۱۳۴۸ آغاز شد. نظام تصمیم­ گیری به نیازهای طیف وسیعی از شهرنشینان و تحصیل کرده ­ها بی ­تفاوت بود. بنابراین، بحران ها بر روی هم انباشته شدند.

     تداوم (Consistency) ناشی از انجام دادن هر کاری در زمان و مکان خاص خودش است. در خانواده، در بنگاه، در جامعه و در حکمرانی، اولین نشانه ­های مشکل، زمانی است که نیازهای طرفین نادیده گرفته شوند. چرچیل سه بار در زندگی سیاسی کاملاً شکست خورد ولی باز ظهور کرد. او تا آنجا پیش رفت که رفتار ناجوانمردانه سیاست ­مداران را علائم نیاز بعضی از آنان دانست. او انتظار رفتار اخلاقی از جانب عموم سیاست مداران را نداشت. چرچیل در اواخر عمر زمانی که یک خبرنگار از او پرسید: چه مسئله ­ای شما را در زندگی بیش از همه آزار داد و شما را رنجاند، گفت: بی­ خوابی. او معتقد بود افراد قوی، طیفی از نیاز دارند و افراد ضعیف، طیف دیگر.

     به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، اولین شرط ....

ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر 👇
sariolghalam.com/?p=1576

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
"محور توسعه نخبگان اند یا مردم؟"

یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم در روزنامه شرق

تبدیل مسئله توسعه ملی به یک دغدغه عمومی و مسئله جدی فکری در میان اندیشمندان حوزه‌های اجتماعی کشور و زمینه‌سازی برای تولید گفتارهای منظم در حوزه توسعه ملی یکی از دغدغه‌های «محسن رنانی» است. او به امید پدیداری تدریجی یک «گفتمان ملی توسعه» در ایران، تصمیم گرفته سلسله «گفت‌وگوهای توسعه» را. اندیشمندان حوزه‌های علوم اجتماعی ایران برگزار کند. بر‌این‌اساس و با همکاری پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت‌ مدرس، برگزاری سلسله‌گفت‌وگوهای توسعه از مهرماه سال جاری آغاز شده است.  در «گفت‌وگوهای توسعه»، پس از انتخاب صاحب‌نظر، تمامی نوشته‌ها، منشورات و مکتوبات او را یک «گروه بازخوان» مطالعه می‌کنند و آن‌گاه از مجموعه آنها «روایت توسعه» مبتنی بر نگاه آن صاحب‌نظر استخراج می‌شود. این روایت در یک نشست طولانی با صاحب‌نظر، بررسی و تنقیح و تکمیل می‌شود. سپس روایت استخراجی در اختیار ناقدان قرار می‌گیرد و آنان با مطالعه «روایت» در چند جلسه گفت‌وگوی مفصل با صاحب‌نظر به واکاوی نقد و تحلیل ابعاد مختلف آن نظریه می‌پردازند. در پایان این فرایند ما به یک «روایت نهایی و بسط‌یافته از مسئله توسعه‌نیافتگی ایران»‌ از نگاه یک صاحب‌نظر خاص دست خواهیم یافت.  دکتر محمود سریع‌القلم، نخستین متفکری بود که برای دور اول این گفت‌وگوها انتخاب شد. ناقدان «روایت محمود سریع‌القلم» نیز – که روایت او را از سه منظر آکادمیک، اجتماعی و سیاسی نقد می‌کردند- آقایان دکتر عباس حاتمی (دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان)، دکتر احمد توکلی (عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی و نماینده سابق مجلس) و دکتر علیرضا علوی‌تبار (عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل مدنی ایران) بودند.  گزارش زیر چکیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در دور اول «گفت‌وگوهای توسعه» است که در مهر و آبان سال جاری در پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس برگزارشده است.

محمود سریع‌القلم بیشتر به بنیان توسعه‌نیافتگی در ایران توجه می‌کند؛ یعنی خلق‌وخوی شخصیت ایرانی و البته آنچه در ذیل «اقتدارگرایی» اکثریت ایرانیان قابل توضیح است. او درس‌گرفتن از تجربه‌های جهانی توسعه و حکمرانی را معیار و مبنا می‌داند. به روندهای «سیاست‌گذاری» اقتصادی و نیز «مباحث سیاسی، اجتماعی روز و در سطح ملی، جهانی و منطقه‌ای»، اهمیت بیشتری می‌دهد و به‌تبع‌آن، عملا بین‌المللی‌تر از بقیه نظریه‌پردازان توسعه فکر می‌کند.
سریع‌القلم به ایرانی جهانی‌شده می‌اندیشد که بتواند از پس‌ تاریخ ‌درآید و روبه‌سوی افق‌های آینده گذار کند. ازاین‌منظر می‌توان او را ذیل اندیشمندان گفتمان گذار قرار داد. گفتمانی که به تجربه‌های جهانی کشور- ملت‌های موفق نظر می‌کند: از چین و کشورهای آمریکای لاتین تا آلمان، ژاپن، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس؛ بنابراین تمام تلاش سریع‌القلم بر این است که اسباب و لوازم این گذار را فراهم آورد. او به نسل‌های آینده ایرانیان امیدوار است و تصویر مطلوب خود را از شهروند ایرانی شایسته، سیاست‌مدار، سیاست خارجی ایرانی و… ارائه می‌دهد. البته این کندن از گذشته و دل‌بستن به آینده او را از لحظه حال غافل نمی‌کند. الگو و نقشه راهی برای هیئت حاکمه سیاست‌مداران امروز جمهوری‌اسلامی ترسیم می‌کند تا شاید در پرتو چنین نقشه‌ای، جهت‌گیری این سیاست‌مداران را از:
– سیاست خارجی «تقابلی» و امنیت‌گرا که صرفا «حفظ تمامیت ارضی و [بقای] نظام سیاسی» را سرلوحه اهداف خود دارد؛
 – «کلی‌گویی‌های مبتنی‌بر اصول ثابت انقلاب ‌اسلامی، به‌سمت ریزنگری‌های دقیق و معطوف به توسعه‌خواهی» رهنمون کند. برای تحقق این نقشه راه، به جز حاکمان سیاسی، درهمین‌زمینه نقش نخبگان فکری یا همان «اندیشمندان دینی [یا متخصص] در توسعه‌یافتگی» نیز مهم است. پس هرچند در مسیر توسعه‌خواهی، او معتقد است «گفت‌وگو، تبادل افکار، میزگردگذاشتن یا راه‌انداختن بحث‌های دانشگاهی» میان این اندیشمندان بی‌فایده است، ولی به‌هرحال فراتر از بحث‌های دانشگاهی و انتزاعی، همچنان اولویت «نخبگان فکری حوزه دانشگاه، علم و نظریه‌پردازی» و نیز «نخبگان ابزاری سیاست‌مدار و تصمیم‌گیرنده» را در این می‌داند که در نقش «گروه‌های نافذ حکومت، پایه‌های  فلسفی- نظری توسعه‌یافتگی را در میان خود حل‌وفصل کنند» و به ‌این‌ هدف – آن‌طور که «از حکومت‌داری چوئن‌لای در چین مثال می‌زند» – در مسیر رسیدن توافق بر سر «پایه‌های فلسفی- نظری توسعه‌یافتگی»، «نظم جهانی را بپذیرند»؛ «قبول‌کردن نظمی که غرور ایرانی، تن ‌به ‌پذیرفتن آن نمی‌دهد»، نظمی که در ضمن آن فرقی میان «شانگهای، پاریس، نیویورک، فرانکفورت» و احتمالا در آینده تهران وجود ندارد و ایرانی هم ورای «بادگیرهای یزد و افتخارش به ساز ...

ادامه مطلب و ارسال نظر در لینک زیر 👇
sariolghalam.com/?p=1586

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
در حکمرانی مطلوب، افکار جدید مهم هستند یا افراد جدید؟
محمود سریع القلم

در اواخر دهۀ 1960، وقتی چین تصمیم گرفت اقدامات لازم و تجربۀ ­شده بشری برای صنعتی شدن و رشد اقتصادی را به تدریج به مرحله اجرا درآورد، مائو و افراد کلیدی در اطراف او بودند که این تحول فکری را ایجاد کردند. آنها با مشاهدۀ تحولات جدید، این اعتماد به نفس را داشتند که افکار خود را با شرایط جدید جهانی منطبق کنند. همین نوع تغییر عیناً در دهۀ 1990 در شش کشور دیگر اتفاق افتاد: اندونزی، هند، ویتنام، ترکیه، مکزیک و برزیل. در عموم این کشورها طی سال­های پس از جنگ جهانی دوم، نقش سنگین دولت بر صنعت، بانکداری، کشاورزی، سرمایه گذاری، آموزش و دیگر ارکان حکمرانی سایه افکنده بود. سیاسیون این کشورها برای مدت ها، خود را به اندیشه هایی مانند دولت­ سالاری، تمرکزگرایی، مدیریت عمودی، نهضت غیر متعهد ها و مبارزه با امپریالیسم مشغول کرده بودند. خروجی این افکار عمدتاً به تداوم فقر، فاصلۀ طبقاتی، ناکارآمدی، اتلاف منابع ملی و مهاجرت تحصیل کرده ها منجر شد.

مطالعه ادامه یادداشت، ارسال نظر و دریافت فایل صوتی این یادداشت

کانال تلگرام 👇
@sariolghalam
‎⁨کتاب_رایگان_قدرت_شروع_ناقص_وای_پرشین⁩.pdf
19.9 MB
کتاب قدرت شروع ناقص
جستارهایی درباره بهترانجام دتدن کارها

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اول رفع تحریم‌ها بعد بهره‌وری

مرتضی افقه، استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز،
✅ بر اساس بررسی‌های نهادهای پژوهشی، افزایش قیمت بنزین در ایران می‌تواند تورم و تبعات سیاسی-اجتماعی شدیدی به همراه داشته باشد. این نگرانی‌ها ناشی از ارتباط مستقیم بین گرانی بنزین و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و تورم انتظاری در سایر کالاها است.
با وجود فشارهای مالی بر دولت به دلیل یارانه‌های انرژی، هرگونه افزایش قیمت بنزین می‌تواند تورم بالای ۵۰ درصدی که اخیراً کاهش یافته است را دوباره شعله‌ور کند.
🔹مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور منتخب، در انتخابات اعلام کرده بود که قصد افزایش قیمت بنزین را ندارد، اما پس از پیروزی، اظهار داشت که کشور با ناترازی انرژی مواجه است و ادامه فروش بنزین با قیمت پایین به زیان اقتصاد است.
این اظهارات برخی را به این نتیجه رسانده که ممکن است افزایش قیمت بنزین در دستور کار دولت جدید باشد. با این حال، تا زمانی که تیم اقتصادی دولت مستقر نشود، نمی‌توان با قطعیت گفت که چنین تصمیمی گرفته خواهد شد.
🔹مرتضی افقه، استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز، از مخالفان سرسخت افزایش قیمت بنزین است و توصیه می‌کند که دولت جدید به جای افزایش قیمت، به کاهش هزینه‌های دولتی و بهبود بهره‌وری در اقتصاد بپردازد.
او معتقد است که شرایط کنونی کشور هیچ‌گونه افزایشی در قیمت بنزین را تحمل نمی‌کند و یادآور می‌شود که سوابق افزایش قیمت‌های گذشته و تنش‌های سیاسی ناشی از آن، باید مورد توجه قرار گیرد.
🔹افقه همچنین به ناکارآمدی طرح‌های یارانه‌ای در گذشته اشاره کرده و معتقد است که افزایش قیمت بنزین، بدون اجرای مناسب سیاست‌های جبرانی، تنها به افزایش مشکلات اقتصادی کشور منجر خواهد شد. او هشدار می‌دهد که دولت چهاردهم باید به جای افزایش قیمت بنزین، به اصلاح ساختارهای ناکارآمد و رفع تحریم‌ها توجه کند تا اقتصاد کشور بتواند از بحران‌های موجود عبور کند.

مطالعه این گزارش ؛
https://jahanesanat.ir/?p=477163
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement