مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ نظریه بازی چیست؟
Games theory

✅ نظریه بازی یک حوزه مهم در علوم اجتماعی و اقتصاد است که به بررسی تصمیمات استراتژیک و رفتارهای افراد در شرایط تعاملی می‌پردازد. در این تئوری، مفاهیمی مانند بازی، بازیکنان، استراتژی‌ها و پاداش‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرند.

🟢یک بازی در نظریه بازی، شامل یک مجموعه از بازیکنان است که هرکدام از آن‌ها استراتژی خود را انتخاب می‌کنند تا به هدف خود برسند. استراتژی‌ها بر اساس تصمیمات دیگران و شرایط بازی انتخاب می‌شوند.
🔵برای مثال، فرض کنید دو شرکت (A و B) در بازاری مشترک فعالیت می‌کنند و قصد دارند قیمت محصولات خود را تعیین کنند. هر کدام از این شرکت‌ها دو گزینه برای تعیین قیمت دارند:
🔸️قیمت بالا (H)
🔹️قیمت پایین (L)

🟤حالا بیایید نتایج ممکنه این بازی را بررسی کنیم:

🟧اگر هر دو شرکت قیمت پایین را انتخاب کنند (L و L)، بازار رقابتی می‌شود و قیمت‌ها پایین می‌آید. این موجب کاهش سود هر دو شرکت می‌شود.

🟨اگر هر دو شرکت قیمت بالا را انتخاب کنند (H و H)، ممکن است بازار از افزایش قیمت متاثر شده و مشتریان از دست بروند. اما اگر بازار واکنش نامطلوبی مثل کاهش تقاضا نداشته باشد، سود هر دو شرکت افزایش می‌یابد.

🟪اگر یک شرکت قیمت بالا را انتخاب کند و دیگری قیمت پایین (H و L)، شرکتی که قیمت پایین را انتخاب کرده است، می‌تواند بیشتر از بازار بهره‌مند شود و سود بیشتری کسب کند.

⚫در نهایت، بازیکنان در این بازی باید استراتژی بهینه خود را بر اساس تصمیمات دیگران و پیامدهای ممکنه هر گزینه انتخاب کنند. نظریه بازی به آن‌ها کمک می‌کند تا بهترین تصمیم را با در نظر گرفتن رفتارهای دیگران بگیرند.

⚪کاربرد تئوری بازی در مدیریت استراتژیک

تئوری بازی در مدیریت استراتژیک اهمیت زیادی دارد و به عنوان یک ابزار تحلیلی برای درک و پیش‌بینی رفتارهای رقابتی در بازار و محیط کسب‌وکار استفاده می‌شود.

🔴برخی از کاربردهای تئوری بازی در مدیریت استراتژیک عبارتند از:

🟥تحلیل رقابت:
تئوری بازی به مدیران کمک می‌کند تا رفتار رقبا و تأثیر تصمیمات خود را بر رفتار رقبا در بازارهای رقابتی مورد بررسی قرار دهند. این تحلیل می‌تواند به تعیین استراتژی‌های بهینه برای رقابت در بازار کمک کند.

🟩تصمیم‌گیری استراتژیک:
مدیران می‌توانند از تئوری بازی برای انتخاب استراتژی‌های بهینه برای سازمان خود استفاده کنند، با توجه به تصمیمات رقبا و تأثیرات مختلف آن‌ها بر عملکرد سازمان.

🟦تعیین قیمت:
در صنایعی که در آن قیمت توسط رقبا تعیین می‌شود، تئوری بازی می‌تواند به مدیران کمک کند تا استراتژی‌های مناسبی برای تعیین قیمت انتخاب کنند و به حداکثر رساندن سود بپردازند.

🟫تفاوت‌های استراتژیک:
تئوری بازی به مدیران کمک می‌کند تا تفاوت‌های استراتژیک بین شرکت‌ها را درک کنند و استراتژی‌هایی را تدوین کنند که برای سازمانشان مزیت رقابتی فراهم کنند.

🟧مدیریت تعاملات:
در مواقعی که تعاملات و همکاری بین افراد یا سازمان‌ها اهمیت دارد، تئوری بازی می‌تواند به مدیران کمک کند تا استراتژی‌هایی برای بهبود تعاملات و حل و فصل درگیری‌ها ارائه دهند.
 راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ شش دستیار ويژه تصمیم گیران و سرمایه گذاران

✅ همه ما چه در زندگی شخصی و چه به عنوان یک مدیر سازمان و چه در عرصه کشورداری، همواره در معرض گزارش ها، ایده ها و فرصت های تصمیم گیری و سرمایه گذاری هستیم. یکی از مهم ترین مهارت هایی که باید داشته باشیم این است که نگاهی موشکافانه و تیزبینانه به آنچه می شنویم و در معرض آن قرار می گیریم داشته باشیم، قبل از آن که تصمیم بگیریم و سرمایه گذاری کنیم.

🟢فرض کنید فردی آمده است به شما می گوید که ورود به بازار عراق برای فروش محصولات لبنی جذاب است و بسیاری از کسانی که وارد این بازار شده اند موفق بوده اند و این کار حاشیه سود بالای ۴۰% دارد. اینجاست که شما می توانید شش دستیار ويژه خود را صدا کنید تا به شما در بررسی این ایده کمک کنند. آن دستیاران هر کدام به نوعی ایده را در معرض سوالات ساده اما بنیادین قرار می دهند:
🟦دستیار اول Who: کدام سرمایه گذاران/تاجران مورد بررسی قرار گرفته اند که به چنین نتیجه ای رسیده ایم؟

🟫دستیار دوم Why: چرا این فقط این افراد مورد بررسی قرار گرفته اند (چرا فقط افراد موفق)؟چرا تاجران شکست خورده مورد بررسی قرار نگرفته اند؟ چرا فقط بازار عراق بررسی شده است؟

🟧دستیار سوم What: مشخصا حاشیه سود به چه معنا است و چه چیزی مبنای موفقیت بوده است؟ آیا میزان فروش و میزان سرمایه گذاری اولیه و هزینه های بازاریابی، شبکه سازی نیز بررسی شده است؟

🟨دستیار چهارم When: دوره زمانی بررسی کی بوده است؟ آیا در زمان حمله داعش و کاهش قیمت نفت هم همین نتایج معتبر هستند؟

🟪دستیار پنجم Where: کجا این بررسی انجام شده است؟ در استان های شمالی عراق که منطقه کردستان نامیده می شود یا استان های جنوبی عراق که درآمد سرانه پایین تری دارند؟

⬛دستیار ششم How: فرض کنید که ما هم بخواهیم وارد این بازار شویم، چگونه می شود چنین کاری را انجام داد؟ اصلا الان این کار قابل انجام است؟

⚪در نگاه اول ایده/فرصت مطرح شده، فوق العاده و اغواگر است اما وقتی دستیاران ويژي خود را صدا می کنید باعث می شود که هم ما (شنونده ایده) و هم طرف مقابل (گوینده ایده) عمیق تر فکر کنیم.

🔴این شش دستیار ویژه را همه جا می شود به کار برد: وقتی به ما می گویند که فارغ التحصیلان فلان رشته درآمد بسیار بالاتری دارند پس بهتر است که تغییر رشته بدهیم. وقتی به ما می گویند که تمام کشورهای پیشرفته دنیا از این سیستم استفاده می کنند....

🟢هر جایی که در معرض ایده ها قرار گرفتید می توانید بلافاصله دستیاران ويژه خود را صدا کنید. اهمیت این دستیاران ويژه زمانی ويژه تر می شود که ما در معرض سرمایه گذاری های استراتژيک و تصمیمات مهم قرار می گیریم و ذوق زدگی، خامی، هیجان گرایی، بی دقتی و شتاب زدگی می تواند منجر به از دست دادن بخشی از زندگی، ثروت، آبرو و اعتبار ما شود.
 ✍مجتبی لشکربلوکی

https://t.me/ExecutiveManagement
رشد متزلزل
سازوکارهای مخرب رشد اقتصاد ایران در گفت‌وگو با محمدمهدی بهکیش و پرویز خسروشاهی

✍️ پویا جبل‌عاملی/سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد

🔹 «رشد اقتصاد» یکی از مهم‌ترین مولفه‌هایی است که می‌توان با آن وضعیت و عملکرد یک اقتصاد را سنجید. برای فهم و بررسی روند این مؤلفه، نیاز است که ریشه‌های آن را تبیین کرد.

🔹 به‌طور کلی دو دسته سازوکار کوتاه‌مدت و بلندمدت در اقتصاد ایجادکننده تغییرات در تولید ناخالص داخلی هستند. یک دسته سازوکارهای بلندمدتی هستند که رشد اقتصادی پایدار را ایجاد می‌کنند. یک دسته هم سازوکارهای کوتاه‌مدتی مانند شوک‌ها و نوسان‌هایی است که همه اقتصادها آن را تجربه می‌کنند و البته بستگی دارد که چگونه به اقتصاد منتقل شده و مستهلک شوند. سازوکارهای بلندمدت، عمدتاً با محوریت سرمایه‌گذاری است که موجودی سرمایه را ایجاد می‌کند و پس از آن تولید ناخالص داخلی ایجاد شده و بخشی از این تولید بار دیگر صرف سرمایه‌گذاری می‌شود.

🔹 البته موضوعی که در اقتصادهای جهان باعث به وجود آمدن رشد پایدار می‌شود؛ تکنولوژی است. در اقتصاد ایران این متغیر نوسان‌های بسیاری را طی دهه‌های گذشته تجربه کرده است. اقتصاددانان اعتقاد دارند رشد اقتصادی در ایران ارتباط تنگاتنگی با میزان درآمدهای نفتی داشته که یک سازوکار کوتاه‌مدت به حساب می‌آید و جهش و سقوط‌های آن هم‌راستا با تغییرات این متغیر بوده است. در همین راستا، در سال‌هایی که اقتصاد ایران به دنبال وضع تحریم‌ها، افت درآمدهای نفتی را تجربه کرده است، موتور رشد اقتصادی نیز خاموش شده و برعکس در زمان‌های وفور درآمدهای نفتی، شاهد جهش‌هایی در نرخ رشد اقتصادی بودیم. به گفته کارشناسان، یکی از مهم‌ترین معضلاتی که اقتصاد ایران در شرایط فعلی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، عدم سرازیر شدن درآمدهای نفتی به سمت زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری است.

🔹 همین موضوع باعث شده طی سال‌های گذشته میزان تشکیل سرمایه در اقتصاد ایران حتی کفاف استهلاک سرمایه را هم نداده و اقتصاد کشور را در خطر بروز رشدهای اقتصادی منفی در آینده قرار دهد. با این حال از زمان شروع به کار دولت سیزدهم، آمار رشد اقتصادی بهبود یافته است. رشدی که بیش از همه مدیون افزایش فروش نفت بوده است. اما سوال مهم این است که آیا این رشد به رفاه بیشتر برای شهروندان ایرانی منجر شده است؟ دلیل اهمیت این سوال این است که با وجود بهبود وضعیت این شاخص، عموم مردم این تغییر را در زندگی روزمره خود احساس نمی‌کنند. همچنین سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که این رشد تا چه میزان در بستر متغیرهای بلندمدت رخ داده است و پایدار خواهد بود؟ همان‌طور که اشاره شد طی سال‌های گذشته رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی روند مشابهی را دنبال کردند، بنابراین این نگرانی وجود دارد که با هرگونه تغییر مسیر در صادرات و فروش نفت رشد اقتصادی ایران بار دیگر دچار تغییر مسیر شود.

🔹 همچنین این پرسش مطرح می‌شود که آیا آن‌گونه که دولت بیان می‌کند، در سایه سنگین تحریم‌های بین‌المللی و تنش‌های منطقه‌ای، ایران می‌تواند از افتادن به دامان فقر بیشتر جلوگیری کند؟
برای فهم بهتر این موضوع از شما دعوت می‌کنیم میزگرد فصل «عملکرد اقتصاد ایران» را در سالنامه جامع اقتصاد ایران مطالعه کنید. این میزگرد که با حضور
محمدمهدی بهکیش و پرویز خوشکلام‌خسروشاهی برگزار شده، تلاش می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به وضعیت موجود، چه چشم‌اندازی می‌توان برای رشد اقتصاد ایران متصور بود؟

متن کامل این میزگرد را در سالنامه جامع اقتصاد ایران مطالعه کنید.

به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
👍1
❤1👍1
✳️ با اینکه‌، طبق نمودار فوق ، متوسط ساعات کار شاغلین در ایران با ۴۴/۱ساعت در هفته بیشتر از متوسط جهانی با ۴۱/۲ساعت و بسیار بیشتر از تعدادی از کشور های جهان است ، با اینحال شاخص بهره وری کار و شاخص بهره وری کل اقتصاد ایران بسیار پایینتر از دیگر کشورها است؟!
تحلیل شماچست؟
✳️ تله ایده‌ها

✍ برایان کاپلان / اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون

✅ تصور کنید که کشور شما در حال فروپاشی است. بیکاری و تورم سر به فلک کشیده‌اند. جنگ نزدیک است و خیابان‌ها مملو از اعتراضات. اما اصلا نگران نباشید: انتخابات در پیش است! رئیس‌جمهور فعلی و سیاست‌های شکست خورده‌اش را دور انداخته و جایگزین او حتما با ایده‌های جدیدش کشور را نجات خواهد داد.

🔺واقعاً؟ اما شاید در میان این هرج و مرج مردم قدرت را بدست عوام‌فریبان بی‌مسئولیت بدهند و شرایط حتی بدتر شود. این نگرانی خیلی هم دور از واقعیت نیست. چه زمان‌هایی است که دیوانه‌ترین سیاست‌مداران طرفدار می یابند؟ وقتی که کشور در حال سقوط است.

وقتی به جهان نگاه می‌کنیم شواهد چندانی نمی‌یابیم که کشورهایی که عملکرد بدی دارند قادر به اصلاح مسیر خود باشند. یکی از مهمترین حقایق رشد اقتصادی این است که بطور میانگین کشورهای فقیر قادر نیستند خود را به کشورهای ثروتمند برسانند که مهمترین دلیل آن سیاست‌های بد است. بسیاری از این کشورها دموکراسی هستند ولی تقریبا هیچوقت به کسی رای نمی‌دهند که به سیاست کشورهای موفقی مثل هنگ‌کنگ و سنگاپور نگاه کرده و به سیاست‌های شکست‌خورده ملی پشت کند.

🔺نامطلوب‌ترین مکان‌ها برای زندگی معمولا سه چیز دارند:

رشد اقتصادی کند، سیاست‌های ضد رشد، مقاومت در برابر ایده‌های بهتر و متفاوت.
حال فرض کنید این سه فاکتور رشد، سیاست، و ایده‌ها اساس وضعیت سیاسی اقتصادی یک کشور باشند. همچنین فرض کنید که چیزی مانند قانون حرکت نیوتون این سیستم را هدایت می کند، یعنی:
۱. ایده‌های خوب باعث سیاست‌های خوب می‌شوند.
۲. سیاست‌های خوب به رشد خوب می‌انجامند.
۳. رشد اقتصادی خوب به ایده‌های خوب می انجامد.

🔹قانون سوم که شاید کمی عجیب بنظر برسد را زمانی کشف کردم که ضمن مطالعه عقاید عمومی در مورد اقتصاد دریافتم ظاهراً رشد درآمد باعث افزایش سواد اقتصادی می‌شود، حتی در سطوح پایین درآمدی. این یعنی وقتی افراد فقیر شاهد رشد درآمد خود هستند، مثل مهاجران، درک اقتصادی‌شان نیز بهبود می یابد. در عین حال درک اقتصادی ثروتمندانی که شاهد کاهش درآمد خود هستند افول می‌کند.

🔻متن کامل؛
https://bit.ly/3sSw8Ha
برنامه ريزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اثر دکتر فاکس (اثر اغواگری آموزشی)

✅ در سال 1973 پژوهش جالبی در رابطه با ارزیابی اثربخشی آموزش توسط آقای «دونالد نفتولین» استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی صورت گرفت که به «اثر دکتر فاکس» شهرت یافت. در این پژوهش يك بازيگر هاليوود با نام مستعار «دكتر مايرون فاكس» در نقش یک استاد مدعو به كلاس درس تعدادی دانشجو فرستاده شد تا درباره موضوع تخصصی «نظریه بازی ریاضی و کاربرد آن در آموزش پزشکان» به سخنرانی بپردازد. از او خواسته شد تا در سخنان خود از بيانات متناقض، لغات جعلی، مطالب نامربوط و غير منطقی استفاده كند. سخنرانی این فرد بسيار سرگرم كننده اما خالي از محتوا بود. در پايان سخنرانی، دانشجويان سخنرانی دكتر فاكس را بسيار خوب و آموزنده ارزيابی کردند!

♨️ اثر دکتر فاکس (Dr. Fox effect) یا «اغواگری آموزشی» یک پدیده روانشناختی است که در آن جذابیت شخصی یا شهرت یک سخنران باعث اغوای افراد شده و مطالبی که فاقد پشتوانه علمی و بی‌معنی هستند به عنوان مطالب ارزشمند تلقی می‌شود. همچنین افراد اغلب به اطلاعاتی که به صورت جذاب ارائه می‌شود، بیشتر اعتماد می‌کنند؛ حتی اگر آن اطلاعات غلط یا نادرست باشد.

🔸 پیامدهای اثر دکتر فاکس در آموزش‌های سازمانی می‌تواند بسیار گسترده باشد. اگر فراگیران بیشتر به سبک ارائه مدرس یا شهرت او تمرکز کنند تا به محتوای آموزشی، ممکن است نتوانند مهارت‌ها و دانش مورد نیاز را فرا گرفته و در شغل خود به کار ببندند.

🔻 راهکارهای پیشنهادی جهت کاهش تأثیر اثر دکتر فاکس در آموزش‌های سازمانی:
• اطمینان حاصل کنید که محتوای آموزشی به دقت طراحی شده است.
• از عناصر تعاملی مانند فعالیت‌های گروهی، بحث و تمرینات عملی در برنامه‌های آموزشی استفاده کنید.
• فرهنگ پرسش و پاسخ را در دوره های آموزشی ایجاد کنید تا فراگیران محتوای آموزشی را با تفکر نقادانه مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهند.
• ارزیابی اثربخشی آموزش را جدی تر دنبال کنید.
کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
وقتی «سه نسل» در کنار هم کار می کنند، چه چالش هایی پیش می آید؟

🎯 هم‌‌‌اکنون سه نسل مختلف از کارکنان در کنار هم مشغول به کارند و شیوه‌‌‌های سازماندهی، هدایت و انگیزش این سه نسل تفاوت معناداری با هم دارد.

🎯 منظور، نسل‌‌‌های X (در ایران متولدین قبل از سال ۱۳۵۷)، Y (متولدین بعد از انقلاب اسلامی تا قبل از نیمه دهه ۷۰) و Z (متولدین اواسط دهه ۷۰ تا انتهای دهه ۸۰) است.

🎯 ویژگی‌‌‌ها، نیازها و توقعات این سه گروه با هم متفاوت است و مدیران باید درک درستی از این تفاوت‌‌‌ها داشته باشند تا بتوانند کارکنان را در جهت اهداف سازمانی به خوبی مدیریت و رهبری کنند.

🎯 دوران اینکه به همه پرسنل ۱۰ ساعت اضافه کار تشویقی داده شود، یا به همه ۵ عدد بلیت استخر داده شود، گذشته است.

🎯 چنین اقداماتی دیگر فایده و اثربخشی لازم را نخواهند داشت.

🎯 مدیران حرفه‌‌‌ای می‌‌‌دانند که برای رسیدن به بهره‌‌‌وری بیشتر، ابتدا باید نیازهای اولیه و بنیادین کارکنان را رفع کنند و دغدغه‌‌‌های روزمره زندگی آنها را به حداقل برسانند.

🔗متن کامل

#دنیای_اقتصاد #نسل_ها #مدیران

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
✳️رهبران برنده،شرکت های موفق
رهبری برنده


✅ جوزف در مقاله خود با عنوان «رهبری برنده» می‌نویسد: همه ما وقتی وارد یک شرکت موفق می‌شویم، خیلی سریع متوجه تفاوت‌های آن با سایر شرکت‌ها می‌شویم. برای مثال، به وضوح می‌بینیم که کارمندان آن شرکت، بسیار شاداب و سرزنده هستند و با جان و دل برای شرکت‌شان کار می‌کنند.

🔹موفقیت این قبیل شرکت‌ها به طور ویژه‌ای به نوع رهبری مدیران ارشد آنها بستگی دارد. ما این مدل رهبری را «رهبری برنده» می‌نامیم. ویژگی اصلی «رهبری برنده» این است که عملکرد و تعهد کارمندان را بدون استفاده از ابزارهایی مثل تنبیه، توبیخ یا تهدید، به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد.

🔸تحقیقی درباره شرکت‌هایی که از مدل «رهبری برنده» استفاده می‌کنند، نشان می‌دهد همه آنها این ۱۰ ویژگی مشترک را دارند:

🔹فرآیندها، سیستم‌ها، ساختار وحتی ساعات کاری انعطاف‌پذیری دارند.

🔸به شدت مشتری‌مدارند و جلب رضایت مشتریان اولویت اول همه واحدهای شرکت است.

🔹به شدت تیم‌ محور هستند و برای اجرای هر برنامه و پروژه‌ای، یک تیم ویژه تشکیل می‌دهند.

🔸مدیران ارشد اهداف شرکت و انتظارات‌شان از کارمندان را خیلی شفاف و روشن بیان می‌کنند و در این کار، با هیچ کسی تعارف ندارند.

🔹هر کسی در شرکت به خوبی می‌داند که وظایف اصلی‌اش چیست. وظیفه اصلی مدیران ارشد هم فراهم کردن بسترها و ابزارهای لازم برای کارمندان است تا وظایف‌شان را به خوبی انجام بدهند.

🔸ارتقاء مهارت‌ها و توانایی‌های کارمندان و تاکید بر یادگیری مستمر، یکی از مهم‌ترین اولویت‌های شرکت است.

🔹شرکت از ابزارهای مختلفی برای افزایش همدلی و علاقه بین کارمندانش استفاده می‌کند.

🔸مدیران ارشد شرکت در کنار مشوق‌های مالی، از مشوق‌های غیرمالی هم به میزان قابل توجهی استفاده می‌کنند.

🔹مدیران ارشد شرکت به جای روش‌های دیکتاتورمآبانه، از روش‌های مشارکتی و دموکراتیک برای جلب مشارکت کارمندان استفاده می‌کنند. در این قبیل شرکت‌ها، همه کارمندان می‌توانند بدون هیچ گونه نگرانی‌درباره استراتژی‌ها و برنامه‌های اصلی شرکت اظهار نظر کنند.

🔸مدیران ارشد موظفند کارمندان‌شان را به گونه‌ای تربیت کنند که بتوانند بدون هیچ گونه نظارتی، کارشان را انجام بدهند.

https://t.me/ExecutiveManagement
🥩 سرانه‌ی مصرف گوشت در ایران، به یک‌شانزدهم امارات، یک‌پنجم عراق و یک‌چهارم جیبوتی رسیده است.

ولی تازه این عددِ سرانه‌ است و واضح و مبرهن که میزان مصرف اقشارضعیف ودهک های پایین چنین نیست و بسیار کم‌تر است؟!
❤1
✳️ اقتصاد تردمیلی!

✅ وقتی شما روی تردمیل میدوید، نیرو صرف میکنید ولی از نظر علم فیزیک، چون جابجایی ندارید (هرچه بدوید باز سر جای اول خود هستید) پس شما کاری انجام نداده‌اید، نیرو×جابجایی=کارانجام شده (‏W=f×d)

حالا که فرمول کار در فیزیک را شناختید، بیایید یک دسته بندی جدید به اقتصاد اضافه کنیم و اسم آن‌را بگذاریم
“اقتصاد تردمیلی”

در اقتصاد تردمیلی شما هرچقدر تلاش کنید و پول جمع کنید چون تورم خیلی بالاست، روز به روز ارزش پولتان کم می‌شود، کل زحمت و تلاش شما به باد می‌رود و رسما وارد یک دور باطل می‌شوید و گرانی و تورم از تلاش شما جلوتر است و صرفا باید بدوید تا فقیر نشوید!

در اقتصاد تردمیلی، زن و شوهر باهم دو شیفت کار می‌کنند، خسته می‌شوند ولی باز سر جای اول هستند و هیچ پیشرفت و حرکت رو به جلویی نخواهند داشت چون طبق فرمول کار (w=f×d) این دو شخص به حد کافی نیرو صرف کرده‌اند ولی چون جابجاییشان صفر بوده، کاری از پیش نبرده‌اند!

🔹در اقتصاد تردمیلی برنامه‌ریزی بی‌معناست چون تورم شما را غافلگیر می‌کند، مثلا شما برنامه‌ریزی می‌کنید برای خرید پراید صدمیلیون تومانی، وقتی پول شما جمع شد می بینید پراید ۲۰۰ میلیون تومان شده، شما وام می‌گیرید و پول جمع می‌کنید برای خرید پراید ولی این‌بار پراید گران نمی‌شود، صاحب‌خانه شما پول رهن را ۲۰۰ میلیون تومان افزایش می‌دهد و شما دیگر نمی‌توانید همان پراید را هم بخرید.

🔸اقتصاد تردمیلی به نفع هیچ‌کس نیست و همه آسیب می‌بینند، حتی افراد ثروتمند که دارایی دارند و داراییشان گران می‌شود هم سود نمی‌کنند صرفا ارزش داراییشان حفظ شده (مثلا قبلا ۲ کیلو طلا داشته که ۴۰۰ میلیون تومان خریده و الان شده ۴ میلیارد‏)

🔹اقتصاد تردمیلی⁩، اقتصاد خطرناکی است، چون فاصله طبقاتی را بیشتر می‌کند، در اقتصاد تردیمیلی پولدارها پولدارتر نمی‌شوند ولی فقرا قطعا فقیر تر می‌شوند!

اقشار ضعیف روی تردمیلی هستند که سرعتش روز به روز بیشتر می‌شود و هر لحظه امکان دارد از تردمیل به بیرون پرتاب شوند یا به عبارت بهتری ‏زیر موج تورم له شوند.

🔸در ‌اقتصاد تردمیلی⁩ خیلی از افراد در دام اثر ثروت می‌افتند؛ ‏یعنی مردم از رشد قیمت دارایی‌هایشان خوشحال می‌شوند (مثل گران شدن سهام و خودرو و ملک و...) و تصور می‌کنند که ثروتمند شده‌اند ولی به این نکته توجه نمی‌کنند که قدرت خریدشان از قبل کمتر شده است.

☑️ برندگان اصلی اقتصاد تردمیلی، بدهکاران هستند.

هرچقدر افراد بیشتر بدهکار باشند و وام بگیرند و پول قرض کنند و با آن پول دارایی بخرند بیشتر منفعت می‌برند.
کسانی که بتوانند وام می‌گیرند ولی کسانی که زور و قدرت بیشتری داشته باشند بانک تاسیس می‌کنند و خودشان از خودشان وام می‌گیرند و ایران‌مال‌ها را می‌سازند و ابربدهکاران تبدیل به ابرثروتمندان می‌شوند!

☑️ اما چند توصیه و راهکار برای زندگی در اقتصاد تردمیلی:

‏۱.بدهی ریالی برای خود ایجاد کنید ‏(وام بگیرید، پول قرض کنید و آن‌را به دارایی تبدیل کنید)
‏۲.خریدهای ضروری را به هیچ عنوان به تعویق نیندازید.
‏۳.کمی حساب شده خرج کنید تا در دام چرخه شوم فقر نیوفتید که اگر وارد شوید خارج شدن از آن تقریبا غیر ممکن است.
بازنشرازكانال قواعدبازی

https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
سناریوهای ۱۴۰۳.pdf
262.6 KB
سناریوهای ۱۴۰۳
✳️ گزارش اقتصادی عملکرد ۱۴۰۲

✅ رئیس کل بانک مرکزی ایران در مصاحبه مورخ۲۴اسفند۱۴۰۲

🔹آخرین آمارهای تخصصی عملکرد اقتصاد ایران ‌در ۹ماه سال جاری را در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ارائه کرد که چکیده مهمترین آن به شرح زیر است
● رشد تولید ۴/۵ درصد
●رشدتولید بخش نفت ۱۶ درصد
●رشدتولید بخش کشاورزی ۰/۷درصد
●رشدتولید بخش صنایع و معادن ۳/۹ درصد
● رشد تولید بخش خدمات ۴درصد
● رشد مصرف بخش خصوصی
۴/۲ درصد
● رشد صادرات ۱۷/۹ درصد
● رشد واردات ۵/۳درصد
● رشد تشکیل سرمایه ثابت ۴/۵ درصد
● رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار ۵/۰ درصد

● نرخ رشد تورم نقطه به نقطه حدود ۳۰ درصد ( وپیشبینی آن برای سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ درصد)
● نرخ رشد نقدینگی ۲۵/۴ درصد
● تخصیص ۷۸ میلیارد دلار ارز به نرخ حمایتی وغیر حمایتی که ۶۷
میلیارد دلار آن تاکنون تامین و پرداخت شده است .
🔺بررسی و تحلیل مقدماتی شاخص های عملکردی فوق چند نکته مهم را مطرح می سازد :
اول: رشد های عملکردی فوق، با توجه رشد های متناظر نامطلوب سال های قبل بخصوص دهه نود ، تغیر جهت نسبی مثبتی را در اقتصاد کشور نوید می دهد که به شرط تداوم می تواند آثار و تبعات ملموسی در شرایط اقتصادی کشور و مردم ایجاد کند
دوم: توجه داشته باشیم که رشد ۵ درصدی تولید ناخالص داخلی به میزان ‌زیادی تحت تاثیر رشد ۱۶ درصدی تولید و ۱۷ درصدی صادرات بخش نفت قراردارد
سوم : رشد تولید بخش صنایع و معادن با ۳/۹ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل روند کاهشی دارد و ضمنا رشد کشاورزی با ۰/۷ درصد خیلی پایین است ، از انجاییکه دوبخش عمده صنایع و معادن و کشاورزی به تنهایی حدود ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند لذا تثبیت و تداوم رشد تولید ناخالص داخلی با نرخ حدود ۵درصد ، بمیزان زیادی وابسته به نرخ رشد بالای بخش های صنایع و معادن و کشاورزی دارد ونه بخش نفت !
چهارم : با اینکه برخی از نرخ های رشد گزارش شده مثبت ونوید بخش است اما فراموش نشود که:
• اولا پتانسیل ها وظرفیت های خالی اقتصاد ایران رشدی به مراتب بیشتر از عملکرد های فوق را انتظار دارد ، •ثانیا نرخ های رشد پیش بینی شده در برنامه هفتم توسعه از جمله متوسط نرخ رشد سالانه ۸ درصد برای اقتصاد ملی ، نرخ رشد ۲/۸درصدی بهره وری ،نرخ رشد سالانه سرمایه گذاری و... بسیار فراتر از نرخ های رشد عملکردی ۹ماه اول سال جاری می باشد
•ثالثا ، نرخ رشد ۴/۵ درصدی سرمایه گذاری ، هم در مقایسه با نرخ رشد ۸ درصدی تولید وهم در مقایسه با نرخ رشد استهلاک سرمایه های ثابت کم و
نا مطمن است
پنجم: در گزارش بانک مرکزی ، متاسفانه هیچ آماری از نرخ رشد بهره وری ، که مکمل رشد تولید حاصل از سرمایه گذاری است ارائه نشده است که می تواند ناشی از غفلت تاریخی از درک ضرورت و اهمیت رشد بهره وری برای اقتصاد ایران باشد
ششم : باینکه شاخص های اقتصادی گزارش شده بطور نسبی مثبت ونوید بخش است بااینحال مجلس ، دولت ومسولین بخش های اقتصادی کشور نبایستی تدابیر ومساعی خودرا به عملکرد فوق بسنده و محدود نمایند و باید بدانند که برای نیل به اهداف
رشد تولید سالانه ۸ درصد تدابیر ، تلاش ، وتمهیدات بیشتر و بهتری باید
در پیش بگیرند که یکی از مهمترین این تدابیر
استقرار نظام مدیریت بهره وری در همه ارکان اقتصاد کلان کشور با رویکرد افزایش ستانده ها و کاهش همزمان هزینه ها می باشد.
جعفر عسگری
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1👎1
🔳⭕️برای قوهای سیاه شمع بخرید!
مجتبی لشکربلوکی

بگذارید با یک سوال چالشی شروع کنم صادقانه جواب دهید: برگردید به سی سال پیش، آیا آن موقع می توانستیم رییس جمهور شدن ترامپ را پیش بینی کنیم؟ ظهور بیت کوین را چی؟ ۱۱ سپتامبر را چی؟
می توانستیم پیش بینی کنیم یک چیزی وارد زندگی مان می شود که صبح را با آن آغاز می کنیم، شب با آن به رخت خواب می رویم. مونس همیشگی ماست؛ داخل مترو، تاکسی، کلاس، اداره، مدرسه حتی دستشویی و حمام، موقع غذا خوردن و ... هم آن را چک می کنیم (موبایل را می گویم). قطعا نه! رای آوردن خاتمی سال ۷۶؛ احمدی نژاد ۸۴ و روحانی ۹۲ را چه؟ ممکن است الان بگویید قابل پیش بینی بود. این همان خطای رایجی است که به آن می گویند پس بینی! شما کرونا را هم پیش بینی می کردید که در طول دو سال ۹ هزار میلیارد دلار به اقتصاد جهان ضربه بزند؟ احتمالا این را دیگر نمی توانستید!

به این ها می گویند قوی سیاه! داستان قوی سیاه چیست؟ قبل از اینکه استرالیا کشف شود، همه ما فکر می کردیم که قوها سفیدند تا اینکه فهمیدیم در استرالیا قوهایی هستند که سفید نیستند اتفاقا برعکس، سیاه هستند! میلیون ها بار دیدن قوهای سفید باعث نمی شود که قوهای سیاه وجود نداشته باشند.

قوهای سیاه نماد، رخدادهای مبهوت کننده هستند. از آن جهت مبهوت کننده اند که کسی آن را پیش بینی نمی کرد و برای آن هم آماده نبود. چرا؟ به این دلیل که ما آدم ها با نگاه کردن به تجربه گذشته (تاریخ)، می خواهیم آینده را پیش‌بینی کنیم. و خوب بدیهی است که در گذشته موبایل اختراع نشده بود. داعش وجود نداشت. هیتلر به دنیا نیامده بود. اتحاد جماهیر شوروی فرو نپاشیده بود و جنگ روسیه و اوکراین پیش نیامده بود و یا اگر آمده بود ما اکنون فراموش کردیم.

قوهای سیاه سه ويژگی را دارند:
▫️اول؛ دور از انتظار هستند. بنابراین ما احتمال رخداد آن را بسیار پایین ارزیابی می کنیم.
▫️دوم؛ اگر رخ بدهند تأثیرات خیلی مهم و یا وحشتناکی دارند.
▫️سوم؛ بعد از وقوع، انسان‌ها ادعا می‌کنند که چنین رویدادی قابل پیش‌بینی بود!
دقت کنید که قوهای سیاه همیشه منفی نیستند بلکه می توانند تاثیرات مثبت داشته باشند: متاورس، اینرنت ماهواره ای، موبایل، هوش مصنوعی، رمزارزها و رای آوردن مهاجرین و اقلیت ها در انتخابات کشورهای پیشرفته؛ همه قوهای سیاه مثبت هستند.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
اولین کار این است که بپذیریم که تعیین احتمال رخداد کشف قوهای سیاه با استفاده از روش‌های علمی قابل محاسبه نیست. متاسفانه خبرگان هم در این زمینه به اندازه عوام قدرت پیش بینی دارند. پیش فرضهای ما باعث می شود که نسبت به دیدن قوهای سیاه کور باشیم. یک جمله بامزه از نسیم نیکلاس طالب (نظریه پرداز قوی سیاه) است که می گوید: مشکل خبرگان این است که نمی دانند که چه چیزهایی را نمی دانند.

دومین کار این است که علاوه بر توجه به پارامترهای قطعی (آینده قطعی) و سناریوهای احتمالی (آینده های محتمل)، قوهای سیاه (آیندهای نامحتمل) را هم در نظر بگیریم. چگونه؟ به آینده های نامحتمل فکر کنیم از بین آینده های نامحتمل آنهایی که تاثیرات خیلی اساسی روی ما دارند را شناسایی کنیم و سپس از خود بپرسیم که اثرات آن چیست و سپس چگونه می توان از اثرات منفی آن آسیب ندید؟ مثلا ما فکر می کنیم تاکنون هیچ بانکی در ایران ورشکست نشده، اگر هم ورشکست شود بانک مرکزی جبران می کند. چرا؟ چون در گذشته چنین چیزی رخ نداده. اما شاید یک دفعه فهمیدیم یک قوی سیاه لعنتی وجود دارد و دقیقا همان بانکی که ۱۰۰٪ سپرده ما در آن است ورشکست شد و...
ما شاید نتوانیم جلوی سیل، زلزله، جنگ، تورم هزار درصدی را بگیریم. اما می توانیم در معرض یک رخداد باشیم یا نباشیم و یا می توانیم اقدامات جبرانی- پوششی برای آن ها داشته باشیم یا خیر. کسی که روی گسل خانه‌ دارد، نسبت به زلزله بسیار آسیب‌پذیرتر از دیگران است. ما نمی توانیم جلوی زلزله را بگیریم، حتی نمی‌توانیم بگوییم چه زمانی زلزله می آید؟ اما می توانیم در منطقه خطر زندگی نکنیم.
چند روزی میهمان خانواده ای در اروپا بودم. دیدم ۴۰۰ شمع کوچک خریداری کرده اند و نگهداری می کنند. از آنان پرسیدم داستان چیست؟ گفتند دولت الزام کرده برای سه ماه غذا و گرما و روشنایی باید برای خود تامین کنید که در صورت جنگ های داخلی!!! از سرما و تاریکی و گرسنگی در امان باشید. با خودم فکر کردم چقدر احتمال دارد که آن کشور درگیر جنگ شود، احتمال= صفر. از خودم پرسیدم اگر رخ دهد، تاثیر آن چقدر است؟ تاثیر=بی نهایت. دقیقا این همان قوی سیاه بود.

تجربه تاریخی نشان داده، ایران سرزمین قوهای سیاه است (از بلایای طبیعی گرفته تا غیرطبیعی)، قوهای سیاه هم تاثیرات مثبت هم تاثیرات منفی بالایی دارند. نمی توانیم قوهای سیاه را صید کنیم یا رام کنیم، اما می توانیم شمع بخریم و خود را برای قوی سیاه بعدی آماده نگاه داریم.


https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
نکات ۱۴۰۳.pdf
7.5 MB
نکات اقتصادی سال۱۴۰۳
💵تازه‌ترین آمار توزیع جهانی کل ثروت نشان می‌دهد که مجموع ثروت جهان به ۴۵۰ تریلیون دلار رسیده است. کشورهایی که بیشترین ثروت را دارند، ایالات متحده، چین، ژاپن، آلمان، بریتانیا، فرانسه و هند هستند. در واقع، این هفت کشور مجموعاً ۶۹ درصد از ثروت جهان را در اختیار دارند.

🇺🇸ایالات متحده آمریکا با ثروت ۱۴۵ تریلیون دلار، بخش قابل توجهی از ثروت جهانی را به خود اختصاص داده است. کشورهای چین با ثروت ۸۵ تریلیون دلار در رده دوم و کشور ژاپن با ثروت ۲۶ تریلیون دلار در رده سوم است. عموم ثروت جهان در سه قاره آمریکای شمالی، آسیا و اروپا توزیع شده و قاره آفریقا فقیرترین قاره جهان است
✳️ کودکان کنسروی و توسعه

✅ ویدئویی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد که یک مدرسۀ ابتدایی ژاپنی را نشان می دهد که بچه ها خودشان مدرسه و کلاسِ درسشان را تمیز می کنند.همچنین نشان می دهد که کودکان مدرسه ابتدایی بعد از عبور از خیابان،بر می گردند و به سمت ماشینهایِ ایستاده در خیابان (با احترام) تعظیم می کنند. این ویدئو با «تحسین» مخاطبان مواجه شد.

🔸به شخصه جزء کسانی بودم که از اوایل ورود به ژاپن، اینهمه نظم و سیستم را تحسین می کردم. مطالب مختلفی هم در این خصوص نوشتم (مثلا این و این). حتی زمانی که در آزمایشگاه فولاد دانشگاه کوبه، روز آخر سال بچه های دانشجوی ارشد و کارشناسی، «خانه تکانی (اوسوجی)» می کردند، متنی نوشتم و این رفتارها را تحسین کردم.


🔹 گویا زمان لازم بود تا چند سال بگذرد و متوجه بشوم که چقدر این سیستم بیمار است و چقدر بهداشتِ روانی و روحی انسان را خراب می کند. آقای دکتر محمود گلزاری (به عنوان یک روانشناس مبرّز و با تجربه) معتقد است که مدارس اسلامی (مذهبی) بهداشت روحی کودک را خراب می کنند. این را کسی می گفت که خودش مذهبی و متدین است ولی دانشِ روانشناسی به او آموخته بود که عمدۀ آنچه در مدارس مذهبی ما (در تهران) رخ می دهد، در کوتاه مدت، ظاهرا عالی، ولی در بلندمدت، ویرانه است. همین ماجرا به شکل بدتر و گسترده تر در سیستم آموزشی ژاپن برقرار است.

🔸 آن بچۀ کلاس سوم ابتدایی که بعد از عبورِ از خیابان بر می گردد و «تعظیم» می کند (و رو به ماشینهای خیابان که قبل از خطِ عابر متوقف شده اند) احترام می گذارد، او «کودکی» (به آن مفهومی که دکتر محسن رنانی می گوید) ندارد،بلکه او را در اوج سنینِ پرطراوت کودکی، در چنان «قوطیِ کنسِرو» تنگ و صلبِ از بایدها و نبایدها کرده اند، که ثمره اش در بزرگسالی می شود انسانی پر وسواس، خجالتی، (بعضا) همراه با انواع تیک های عصبی، و مقداری از خمیر مایۀ خشم.این مانند همان دختر نوجوانی است که در اوج سنین با طراوت کودکی و نوجوانی، او را در چادر مشکی قرار می دهیم و بعد افتخار می کنیم که ببین، چقدر تربیتِ نظام مند و ارزشمندی را انتخاب کرده ایم! امتداد و ادامۀ آن کودکی و آن نوجوانی را باید در سی و شش/هفت سالگی دید که ثمره اش چه می شود؟

🔹 در دانشگاه کیوتو، به دفتر ریاست مرکز مطالعات زلزله دانشگاه رفته بودم. این مرکزی است که جزء برترین مراکز مطالعات زلزله در دنیا محسوب می شود و برترین اساتید دانشگاههای آمریکا، دورۀ فرصت مطالعاتی خود را به این مرکز می آیند. در دفتر ریاست مرکز جلسه ای بود. بعد از جلسه (وقتی که همه رفته بودند) رئیس مرکز زلزله پرسید: وضعیت پیشرفتِ پایان نامه ات چطور است؟ چه زمانی فارغ التحصیل می شوی؟ توضیحاتی دادم و همزمان گلایه کردم که استاد راهنمایم قدری بد اخلاق است و این بد اخلاقی هایش، گاه باعث کند شدنِ مسیر پایان نامه می شود. گفت بداخلاقی؟! دست بردار.بعد به گوشه اتاق اشاره کرد و گفت: اینجا را می بینی؟ من دانشجویان دکترایم را می آورم اینجا و چنان می بندمشان به رگبار سوال و فریاد و چنان تحت فشاری قرارشان می دهم که همین گوشه می ایستند و گریه می کنند(یعنی که برو آقا جان بداخلاقیِ استاد که چیزی نیست!)

🔸این«امتدادِ» همان مسیر بیمار است که در بالا اشاره شد. اینکه تصوّر کنی در گوشۀ آن اتاق مجلل مرکز پژوهشی،دانشجویِ دکترا ایستاده و گریه می کند. مسلّم است که همان دانشجوی دکترا،وقتی که استاد شد، بلایی بر سر دانشجوی دکترایش می آورد، که آن بدبخت هم بایستد و گوشه ای گریه کند.

🔺 سخن پایانی:

همین خطا ممکن است در مورد آمریکا نیز رخ دهد: الگوی آمریکایی که بیشتر بر خلاقیت، فردگرایی و انعطاف و آزادی تاکید دارد. نکته همین است که باید دید «امتدادِ» آن رفتارِ کودکی (مثل امتدادِ تعظیمِ به ماشین و چادر در ده سالگی) به کجاها می رسد؟ وگرنه «در لحظه دیدنِ» امور و تحسین کردن، که هُنری نیست.

🔹درد از اینجا آغاز شد که ما همیشه در دیدنِ «اکستریم» ها (چه ژاپن باشد و چه آمریکا و چه هر کشور دیگری)،به وجد می آئیم.حکایتِ همان گزارشِ بازدید آقای حدادعادل از مدرسه ابتدایی ژاپنی (که در کتابهای دورۀ دبیرستانِ ما چاپ شده بود) و حکایت همان دو/سه مقاله خودم که در سالهای نخست تحصیلم در ژاپن، به «تحسین» از سیستم آموزشی نوشته بودم.

🔸دقت کنیم که ما نیز اگر در جستجوی توسعه هستیم باید در مدارس خود سخت کوشی، انضباط، کار گروهی و خلاقیت، انتقادگری و انتقادپذیری... را پرورش دهیم و می دانیم که آن نظم ژاپنی (با معایبش) بهتر از بی سیستمی و بی نظمی و شلختگی است، اما خاطرمان باشد که وقتی به تحسین از یک «رفتار» یا یک «ساختار» می پردازیم، همۀ وجوه ماجرا را دیده باشیم و ببنیم «امتدادِ مسیر» قرار است به کجاها ختم شود؟ از ژاپن الهام بگیریم اما لزوما کپی-پیست (Copy-Paste) راه حل نیست.
📝دکتر محمدرضا اسلامی
👍2
✳️ از «مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران» تا «مؤسسۀ نیاوران»

✅ این عنوانِ یادداشتی است دربارۀ تأسیس مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران به‌عنوان اتاق‌فکر توسعه‌ای وابسته به سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۵۴، انحلال آن بعد از انقلاب، و سپس تأسیس مؤسسۀ نیاوران که در شمارۀ امروز شرق ۱۴۰۲.۱۲.۲۶ منتشر شده است. بخش‌هایی از یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

● رشد سریع اقتصادی در دهۀ ۱۳۴۰ که از آن به «انقلاب صنعتی کوچک» یاد می‌شود و برخی پیامدهای اجتماعی موجب شد تا در نیمۀ دوم دهۀ ۱۳۴۰ و در دوران اجرای برنامۀ چهارم عمرانی (۵۱-۱۳۴۶) به‌تدریج توجه به عوامل غیراقتصادی توسعه در بین کارشناسان و صاحبنظران سازمان برنامه و بودجه شکل بگیرد. حضور جامعه‌شناسانی چون شاپور راسخ، احمد اشرف، سیروس آرین‌پور در کنار اقتصاددانانی نظیر الکساندر مژلومیان و بهمن آبادیان در مدیریت‌های عالی سازمان برنامه و بودجه در آن سال‌ها نیز توجه به ابعاد اجتماعی را در سازمان برنامه و بودجۀ وقت برجسته کرده بود. این سازمان به‌دلیل نقشی که در نظام‌بخشی به سازوکار توزیع و تخصیص منابع و امکانات و تولید کالاهای عمومی و حاکمیتی داشت، در تعامل با نهادهای بین‌المللی تأسیس یک اتاق‌فکر توسعه‌ای را مدنظر قرار داد.

● در فاصلۀ سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ کارگروه‌های مشترکی برای تأسیس مؤسسه ایجاد شد و در این فاصله سه اساسنامه طراحی شد. گزارش هری ریچاردسون، گزارش هیئت گوردون، و گزارش هیئت وان هوک سه گزارش اصلی برای طراحی مؤسسه‌ای در این راستا بودند. «مرکز عمران بین‌المللی ایران»، «مؤسسۀ ملی توسعه»، و «مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران» عنوان‌های متفاوتی است که در این گزارش‌ها برای این نهاد وابسته به سازمان برنامه و بودجه پیشنهاد شده بود.
درنهایت، ویرایش دوم گزارش هیئت تحت راهبری وان هوک که پیشنهاد تأسیس «مؤسسۀ ملی توسعه» را داشت در جلسه‌ای با حضور محمدباقر نمازی (معاون سازمان برنامه و بودجه)، فیروز توفیق (معاون سازمان و رییس مرکز آمار و رییس پیشین مرکز آموزش و پژوهش در برنامه‌ریزی منطقه‌ای)، امیرپرویز خزیمه‌علم (سرپرست مرکز آموزش و پژوهش در برنامه‌ریزی منطقه‌ای)، فیروز وکیل (رییس دفتر برنامه‌سنجی سازمان)، احمد اشرف (رییس دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی سازمان)، و فریدون مبشری (از مهندسین مشاور یکم) مورد تحلیل و بررسی و اصلاح قرار گرفت و «مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران» بنا به مجوز شورای گسترش آموزش عالی در شهریورماه ۱۳۵۴ تأسیس شد و امیرپرویز خزیمه‌علم به‌عنوان اولین رییس مؤسسه تعیین شد. الکساندر مژلومیان، مجید تهرانیان، سیروس آرین‌پور، احمد اشرف، محمد فاضل، محمدسعید نوری‌نایینی، حسین عظیمی، ناصر پاکدامن، فیروز توفیق، محمد طلایی، و بهمن آبادیان ازجمله کارشناسان و پژوهشگرانی هستند که در آن دوره با مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران همکاری داشته‌اند یا در استخدام این مؤسسه بوده‌اند.

● دربارۀ انحلال مؤسسه دو روایت وجود دارد. روایت اول، انحلال مؤسسه را به انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ نسبت می‌دهد. اما در روایت دیگر، انحلال به کمیسیون تبصرۀ ۱۸ قانون بودجۀ ۱۳۵۸ مبنی‌بر اجازۀ دولت به هر نوع حذف، ادغام، و تبدیل شکل حقوقی در دستگاه‌های اجرایی نسبت داده می‌شود. طبق نامه‌ای که سیروس آرین‌پور در آبان‌ماه ۱۳۵۸ در مخالفت با انحلال مؤسسه خطاب به عزت‌الله سحابی (وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه) نوشته است، کمیسیون مذکور با ذکر دو دلیل در نهایت به این تصمیم رسیده است که مؤسسه باید در سازمان برنامه و بودجه ادغام شود. همزمانی این دو، یعنی انقلاب فرهنگی و کمیسیون تبصرۀ ۱۸ درنهایت به انحلال مؤسسۀ برنامه‌ریزی ایران در سال ۱۳۵۹ منجر می‌شود و پس از آن اثری از آن نیست.

● از سال ۱۳۶۵ دوباره ایدۀ تأسیس اتاق‌فکر در سازمان برنامه و بودجه با رویکرد ترکیب نیروهای فکری و تجربی برای شناسایی مسائل توسعه‌ای و هم‌پیوندی حوزه‌های نظری و عملی مطرح شد. حسین عظیمی، پیشینۀ مؤسسه را یادآوری می‌کند و با الگوگرفتن از آن، اساسنامۀ اولیۀ «مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه» تنظیم می‌شود و در شهریورماه ۱۳۶۷ در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب می‌رسد. پس از تصویب اساسنامه، عزت‌الله سحابی به‌عنوان رییس مؤسسه منصوب می‌شود، اما بعد از حدود ۴ ماه، سحابی به این جمعبندی می‌رسد که تداوم حضور او در رأس مؤسسه می‌تواند روند شکل‌گیری و فعالیت‌های مؤسسه را با اختلال و کُندی مواجه کند و ازاین‌رو از ریاست مؤسسه استعفا می‌دهد. بعد از وقفه‌ای چندماهه و تغییر دولت در سال ۱۳۶۸، ریاست مؤسسه به علی‌نقی مشایخی سپرده می‌شود.

متن کامل یادداشت؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-923418

قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ نکاتی در باب اقتصاد توجه

🔺مسعود متاني/پژوهشگر حوزه اقتصاد رفتاری
در اقتصاد آنچه تعیین‌کننده ارزش هر کالایی است، میزان کمیابی آن است. کمیاب‌ترین منبع چیست؟ آنچه در ابتدا به ذهن خطور می‌کند، منابع ملموس مانند نفت، طلا یا الماس است.

اما در «اقتصاد توجه» (Attention Economy)، توجه انسان‌ها کمیاب‌ترین منبع است. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و منابع خبری، هر روز انسان‌ها را با اطلاعات بی‌شماری بمباران می‌کنند. این ازدحام، جلب‌توجه مخاطبان را دشوار می‌کند.

در چنین وضعیتی، ذهن افراد به‌راحتی منحرف می‌شود و بازاریابان باید استراتژی‌های جدیدی را طراحی کنند تا در این اقتصاد جدید، شانسی برای دیده‌شدن داشته باشند. درنتیجه، توجه انسان به کالایی ارزشمند بدل شده و جلب آن، به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از استراتژی تولید درآمد در مدل‌های کسب‌و‌کار متعدد اجرا می‌شود. به‌ویژه پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی، در طراحی رابط‌های کاربری اعتیادآور و تعاملی، از مزیت‌های اقتصاد توجه استفاده کرده‌اند تا مخاطبان را در پلتفرم خود نگه دارند و درعین‌حال داده‌های مربوط به ترجیحات آنها را جمع‌آوری کنند و به تبلیغ‌کنندگان بفروشند. محصولات دیجیتال برای توجه محدود کاربران در حال رقابت هستند. اقتصاد مدرن به‌طور فزاینده‌ای حول محدوده توجه انسان و اینکه چگونه محصولات این توجه را به خود جلب می‌کنند، می‌چرخد.

توجه یکی از ارزشمندترین منابع عصر دیجیتال است. در بیشتر تاریخ بشر، دسترسی به اطلاعات محدود بود. قرن‌ها پیش بسیاری از مردم نمی‌توانستند بخوانند و تحصیل یک امر تجملاتی بود. امروزه ما به اطلاعات در مقیاس وسیع دسترسی داریم. حقایق، ادبیات و هنر (اغلب به صورت رایگان) برای هر کسی که به اینترنت متصل است در دسترس است. انبوهی از اطلاعات به ما ارائه می‌شود، اما همان مقدار قدرت پردازش ذهنی را داریم که همیشه داشته‌ایم. تعداد دقیقه‌ها نیز دقیقا در هر روز ثابت مانده است.

امروزه نه اطلاعات، بلکه توجه عامل محدود‌کننده است.

توجه چیست؟
قبل از پرداختن به بحث اقتصاد توجه، اجازه دهید تعریف توجه را روشن کنیم. تعریف روان‌شناختی رسمی توجه و طرز فکر اکثر مردم از این مفهوم با هم همپوشانی دارند.

توجه: تمرکز انتخابی بر برخی از محرک‌هایی که در حال حاضر درک می‌کنیم در حالی که سایر محرک‌های محیط را نادیده می‌گیریم. در مکالمات معمولی اغلب می‌گوییم «توجه کن». این عبارت بر دو ویژگی مهم توجه دلالت دارد: محدود بودن و ارزشمند بودن آن. وقتی به یک چیز «توجه» می‌کنیم، بودجه منابع ذهنی خود را خالی می‌کنیم تا توجه کمتری برای خرج کردن در جای دیگر داشته باشیم. نظریات توجه انسان همگی موافق هستند که ظرفیت آن محدود است. روان‌شناس و اقتصاددان هربرت آ.‌سیمون توجه را به عنوان یک «گلوگاه» در اندیشه انسان توصیف کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که «انبوهی از اطلاعات باعث ایجاد فقر توجه می‌شود».

مردم نمی‌توانند به‌طور کامل به چندین چیز به‌طور همزمان توجه کنند. بله، ممکن است مردم هنگام تماشای تلویزیون تلفن خود را بیرون بیاورند، اما اگر توجه خود را مثلا به جریان رسانه‌های اجتماعی منحرف کنند، بخشی از اتفاقات نمایش را از دست خواهند داد.

توجه، به اشکال مختلف صورت می‌گیرد: عشق، شناخت، اطاعت، کمک و... اگرچه توجه از نظر تئوری قابل اندازه‌گیری نیست، اما در بسیاری اوقات زمان تمرکز ما بر یک چیز خاص، میزان توجه ما را تعیین می‌کند. ما هر روز با کمبود توجه مواجهیم؛ درحالی‌که به یک چیز «توجه» می‌کنیم، چیزهای دیگر را نادیده می‌گیریم. ما توجه را مانند پول مبادله می‌کنیم.

حتی همین حالا که شما در حال خواندن این مطلب هستید، احتمالا کارها و چیزهای دیگری را نادیده می‌گیرید. توجه به یک چیز، نادیده‌‌گرفتن چیزهای دیگر است. پس، توجه ارزشمند است.

متن کامل؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4052867

كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement