Iranwire
41.5K subscribers
27K photos
24.6K videos
940 files
39.4K links
عکس، فیلم، خبر و پیام‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
📞🎥📲📷 t.me/shomaIranwire
iranwire.com
instagram.com/iranwire
twitter.com/iranwire
facebook.com/iranwire
youtube.com/iranwire

کانال واتساپ: https://iranwire.org/skoqp
Download Telegram
🔹رخشنده حسین‌پور: اجازه عزاداری نداشتیم در سکوت خودم را می‌زدم

صدای زنی خسته از آن دوردست‌ها می‌آید که مدت کوتاهی است دوره سخت شیمی تراپی را به سلامت پشت سرگذاشته. اما صحبت از سختی‌های زندگی و بیماری صدایش را نمی‌لرزاند تا وقتی که می‌رسد به شرح ماجرای اعدام برادر و همسرش و مرگ مبهم برادر دیگرش در حوادث تلخ سیاسی دهه شصت، آنجا که می‌گوید «دیگر هیچ برادری ندارم» صدایش می‌لرزد.

وقتی می‌گوید سال ۱۳۵۴ به مدت دو ماه میهمان زندان اوین بودم، فکر می‌کنم به درازای عددهایی که با عمر نسل من برابری می‌کند، مبارزه کرده‌اند.

ازهمسرش، «علی مهدی زاده ولوجردی» که حرف می‌زند لحن و بارمعنایی کلماتش تغییر می‌کنند و احساس می‌کنی با دختر جوانی حرف می‌زنی که همین لحظه راهی قرار ملاقاتی عاشقانه است.

رخشنده و علی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و در جریان فعالیت‌های سیاسی با هم آشنا شدند. با هم فیلم می‌دیدند وعلی با لحنی رسا دفاعیات شکرالله پاکنژاد، (یکی از زندانیان سیاسی دوره محمدرضا شاه که دفاعیه‌اش شهرت زیادی دارد) را برایش می‌خواند. کوه می‌رفتند و در مورد رویاهای مشترکشان حرف می‌زدند.

آن روزها رخشنده کارمند شهرداری تهران و علی کارمند عالی رتبه بانک مرکزی تهران بود. بعد از آنکه حکم هشت سال زندان رژیم پهلوی برایش صادر شد یک عده از دوستانش به رخشنده توصیه می‌کردند که برود پی زندگی اش. نه تعهدی داشت نه معذرویتی. برود و بقیه عمرش را پای انسانی که آینده مبهمی در انتظار اوست هدر ندهد. اما رخشنده عاشق بود و این بار برای تسهیل در ملاقات‌های زندان با وکالتی که علی فرستاده بود به طور غیابی به همسری علی درآمد تا بتواند او را نزدیکتر از آن سوی شیشه‌ها ببیند.

گزارش ماهرخ غلامحسین پور را اینجا بخوانید👇
#اخبار_ایران #دهه_شصت #کشتار_دهه_شصت #اعدامهای_دهه_شصت
@Farsi_Iranwire
Forwarded from Iranwire
🔹رخشنده حسین‌پور: اجازه عزاداری نداشتیم در سکوت خودم را می‌زدم

صدای زنی خسته از آن دوردست‌ها می‌آید که مدت کوتاهی است دوره سخت شیمی تراپی را به سلامت پشت سرگذاشته. اما صحبت از سختی‌های زندگی و بیماری صدایش را نمی‌لرزاند تا وقتی که می‌رسد به شرح ماجرای اعدام برادر و همسرش و مرگ مبهم برادر دیگرش در حوادث تلخ سیاسی دهه شصت، آنجا که می‌گوید «دیگر هیچ برادری ندارم» صدایش می‌لرزد.

وقتی می‌گوید سال ۱۳۵۴ به مدت دو ماه میهمان زندان اوین بودم، فکر می‌کنم به درازای عددهایی که با عمر نسل من برابری می‌کند، مبارزه کرده‌اند.

ازهمسرش، «علی مهدی زاده ولوجردی» که حرف می‌زند لحن و بارمعنایی کلماتش تغییر می‌کنند و احساس می‌کنی با دختر جوانی حرف می‌زنی که همین لحظه راهی قرار ملاقاتی عاشقانه است.

رخشنده و علی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و در جریان فعالیت‌های سیاسی با هم آشنا شدند. با هم فیلم می‌دیدند وعلی با لحنی رسا دفاعیات شکرالله پاکنژاد، (یکی از زندانیان سیاسی دوره محمدرضا شاه که دفاعیه‌اش شهرت زیادی دارد) را برایش می‌خواند. کوه می‌رفتند و در مورد رویاهای مشترکشان حرف می‌زدند.

آن روزها رخشنده کارمند شهرداری تهران و علی کارمند عالی رتبه بانک مرکزی تهران بود. بعد از آنکه حکم هشت سال زندان رژیم پهلوی برایش صادر شد یک عده از دوستانش به رخشنده توصیه می‌کردند که برود پی زندگی اش. نه تعهدی داشت نه معذرویتی. برود و بقیه عمرش را پای انسانی که آینده مبهمی در انتظار اوست هدر ندهد. اما رخشنده عاشق بود و این بار برای تسهیل در ملاقات‌های زندان با وکالتی که علی فرستاده بود به طور غیابی به همسری علی درآمد تا بتواند او را نزدیکتر از آن سوی شیشه‌ها ببیند.

گزارش ماهرخ غلامحسین پور را اینجا بخوانید👇
#اخبار_ایران #دهه_شصت #کشتار_دهه_شصت #اعدامهای_دهه_شصت
@Farsi_Iranwire
🔹 کبابی سنتی و لاله‌های پژمرده انقلاب

یکی از عبارت‌های آشنا برای نسل من که یا چند سال پیش و یا پس از انقلاب به دنیا آمده‌اند، «لاله‌های انقلاب» است. من که در زمان رویداد ۱۳۵۷ سه سال هم نداشتم و هیچ خاطره‌ای از دوران شاه ندارم، از همان نسل لاله‌ها بودم. لاله گل بسیار زیبایی است که سه‌گلبرگ آن جامی رنگین و شگفت‌انگیز می‌سازند و انسان را مسحور خود می‌کنند. اما در لاله معنای دیگری هم نهفته است که ما لاله‌ها، چون سرافراز به این لقب زیبا بودیم، از آن چشم‌پوشی کردیم. لاله زودگذر است. آن جام زیبا چند روزی نمی‌ماند که می‌پژمرد و گلبرگ‌هایش فرو می‌ریزد و آن ساقه برافراشته سر خم می‌کند. برای نسل من، این معنی لاله شاید مصداق بیشتری داشت؛ چون امیدها و زیبایی‌های جوانی با دغدغه جنگ، مرگ، تحمیل و زور جایگزین شدند.

خود را شناختن یک کودک در دهه شصت خورشیدی همراه با دریافتن حقیقت جنگ «تحمیلی»، احتمال مرگ در بمباران، دفترچه کوپن، سقوط ریال، اخراج پدر و مادر از کارهایشان، زندگی و فرهنگ و باور دوگانه در داخل و خارج از خانه، نماز جماعت اجباری در مدرسه، تحقیر در مدرسه، «چهارراه» باز کردن بر فرق سر دانش‌آموزِ مو بلند با ماشینِ دستی، جایگزینی اسطوره‌های ایرانی با قهرمانان مذهبی شیعه ناآشنا و جلب توجه نکردن به خود بود. در آن زمان، حتی برنامه‌های کودک پایگاهی برای تاثیرگذاری بر و اسلامیزه کردن افکار کودکان بود که در آن نفرت‌پراکنی و آرزوی مرگ برای هر کس که دگراندیش بود، ترویج می‌شد و فرهنگ شهیدپروری و جنگیدن تا آخرین قطره خون برای آرمان‌های انقلاب و رهبری ارزش به شمار می‌رفت.

در چنین شرایط پر از تناقض و محدودیت و تلخی، یکی از سنت‌های خوشایند و خاطره‌انگیز خانواده ما رفتن به رستوران برای مناسبت‌های ویژه مانند تولد و یا سالگرد ازدواج پدر و مادرم بود. رستوران رفتن کم پیش می‌آمد و بسیار تجربه مغتنمی بود. خانه ما نزدیک به میدان «ولی‌عصر» بود و چندین رستوران با پیاده‌روی در دسترس بود. یکی از این رستوران‌ها که در کوچه کبکانیان قرار داشت «کبابی سنتی» واقع در نبش خیابان بود؛ ساختمان آجری زیبایی داشت و با این‌که مکانش کوچک بود، بسیار باسلیقه فضایش طراحی شده بود.

ادامه یادداشت نظام‌الدین میثاقی را اینجا بخوانید 👇

#اخبار_ایران #انقلاب_اسلامی #دهه_شصت
@Farsi_Iranwire
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همایش گفت‌وگو «برای #نجات_ایران»، پنل دوم: رنگین کمان ایران، جامعه مدنی، دادخواهان
منیره برادران، نویسنده و از دادخواهان #دهه_شصت: «باید هر نیروی آلترناتیوی، خود را متعهد به تحقق خواست‌های دادخواهانه و #دادخواهی بداند. اصل اول دادخواهی روشن شدن حقیقت است٬ بی‌اعتبار ساختن روایت دروغ٬ تحریف شده و رسمی حاکمیت.»

#اطلاع_رسانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنان «حسین مرتضوی زنجانی»، رییس سابق زندان اوین در چند روز گذشته، فضای کلاب‌هاوس را به خود مشغول کرده است، هرچند که او از حدود ۲۰ سال پیش در برخی نشست‌ها در جمع‌های محدود سخنانی مشابه را بیان کرده، اما مورد توجه قرار نگرفته است.
یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز مطرح شده توسط مرتضوی که تا پیش‌ازاین، هیچ‌یک از مسوولین جمهوری اسلامی درباره آن صحبت نکرده بودند، موضوع ازدواج اجباری یا تجاوز به دختران زندانی با این بهانه که آنان به بهشت نروند، بود.

احسان مهرابی، نویسنده گزارش « رییس سابق زندان اوین: به دختران باکره تجاوز می‌کردند که بهشت نروند» با حضور در برنامه «پشت صحنه خبر با لیدا ایاز» گفت که موضوع اعدام‌های دهه 60 پیش از این با انتشار فایل منسوب به آیت الله منتظری در دیدار با هیات مرگ مورد توجه قرار گرفت.

برای مطالعه متن کامل این گزارش می توانید به وب‌سایت «ایران‌وایر» مراجعه کنید.

#اطلاع_رسانی #حسین_مرتضوی_زنجانی #اعدام #دهه_شصت #تجاوز_در_زندان #دختران_باکره #هیات_مرگ

@Farsi_Iranwire