🔹از میان تمام نامها؛ ریرا
از همان روز کذایی اسم دخترک در ذهن من ماندگار شد؛ آنقدرها که روز و شب به او فکر میکنم، به کتابهایی که نخواند، بازیهایی که نکرد، به عاشقانههایی که انتظارش را میکشید و به ثمر ننشست و در چشمان کودکانهاش سوخت. به پدرش … به ... ری را.
نیمههای شب با صدای زنگ تلفن، با اضطرابی شدید از خواب پریدم؛ ضربان قلبم را در مغزم احساس میکردم. دوستی آنسوی خط با حالتی آشفتهتر از من، خبر شروع جنگ را داد. هیچ انتظاری از شروع جنگ نداشتم، همزمان تمام کابوسهای فلاکتبار جنگ و جنگزدهها، یکباره بر سر من آوار شد. سراسیمه دست به دامان شبکههای مجازی بُردم، تقریبا همه در مورد حمله موشکی ایران به مواضع آمریکا در خاک عراق صحبت میکردند. گروهی «بسمالله» گویان، با اشتیاقی کور خبر بمباران پایگاه آمریکا را میدادند و عده بیشماری از احتمال شروع جنگ هراسان بودند.
حالا من، فرسنگها دورتر از واقعه، گنگ و مات به صفحه خاموش تلویزیون چشم دوخته بودم و مدام از خودم میپرسیدم: آیا خانواده، دوست، آشنا و مردمی که حتی شاید نمیشناسمشان دوباره باید تجربه تلخ هشتسالهشان را تکرار کنند؟!
ادامه یاداشت #پیام_ماسوری را در ایران وایر بخوانید.
#اخبار_ایران
#سقوط_هواپیما
#پرواز۷۵۲
@Farsi_Iranwire
از همان روز کذایی اسم دخترک در ذهن من ماندگار شد؛ آنقدرها که روز و شب به او فکر میکنم، به کتابهایی که نخواند، بازیهایی که نکرد، به عاشقانههایی که انتظارش را میکشید و به ثمر ننشست و در چشمان کودکانهاش سوخت. به پدرش … به ... ری را.
نیمههای شب با صدای زنگ تلفن، با اضطرابی شدید از خواب پریدم؛ ضربان قلبم را در مغزم احساس میکردم. دوستی آنسوی خط با حالتی آشفتهتر از من، خبر شروع جنگ را داد. هیچ انتظاری از شروع جنگ نداشتم، همزمان تمام کابوسهای فلاکتبار جنگ و جنگزدهها، یکباره بر سر من آوار شد. سراسیمه دست به دامان شبکههای مجازی بُردم، تقریبا همه در مورد حمله موشکی ایران به مواضع آمریکا در خاک عراق صحبت میکردند. گروهی «بسمالله» گویان، با اشتیاقی کور خبر بمباران پایگاه آمریکا را میدادند و عده بیشماری از احتمال شروع جنگ هراسان بودند.
حالا من، فرسنگها دورتر از واقعه، گنگ و مات به صفحه خاموش تلویزیون چشم دوخته بودم و مدام از خودم میپرسیدم: آیا خانواده، دوست، آشنا و مردمی که حتی شاید نمیشناسمشان دوباره باید تجربه تلخ هشتسالهشان را تکرار کنند؟!
ادامه یاداشت #پیام_ماسوری را در ایران وایر بخوانید.
#اخبار_ایران
#سقوط_هواپیما
#پرواز۷۵۲
@Farsi_Iranwire
IranWire | خانه
از میان تمام نامها؛ ریرا
پیام ماسوری
نسل مهاجر؛ حقیقت یک رویا
در طول ۴۰ سال گذشته زندگی کردن در شرایط عادی برای ما ایرانیها و تلاش برای رسیدن به ثبات در نسل ما که بعد از انقلاب به دنیا آمدیم، شاید دست نیافتنی بود.
به جرات میتوان گفت که ما نسل سوختهای بودیم که فقط بزرگ شدیم و هیچ ایده و فرصت تفکری درباره آنچه بر ما گذشت نداشتیم. تا چشم باز کردیم جنگ بود و آتش و خمپاره.
در فضایی بزرگ شدیم که بازیهای کودکانه ما، جنگیدن، ساختن تفنگهای چوبی، و نارنجکهای دستساز کاغذی با ورقهایی از کتابها و مجلات قدیمی بود.
در قامت کودکی، شاهد نمایش بیپرده کشته شدن مردم در جنگ بودیم، بیآنکه بدانیم چه بر سر روح و روانمان میآید.
سقف خواستههایمان در آن روزها، پیروزی در جنگ بود و هر روز آرزوی مرگ دشمنان را با صدای بلند فریاد میزدیم.
یادداشت #پیام_ماسوری درباره مهاجرت و پناهندگی و غربت را در ایران وایر بخوانید.
#اخبار_ایران #قاچاق_انسان #پناهندگی
@Farsi_Iranwire
در طول ۴۰ سال گذشته زندگی کردن در شرایط عادی برای ما ایرانیها و تلاش برای رسیدن به ثبات در نسل ما که بعد از انقلاب به دنیا آمدیم، شاید دست نیافتنی بود.
به جرات میتوان گفت که ما نسل سوختهای بودیم که فقط بزرگ شدیم و هیچ ایده و فرصت تفکری درباره آنچه بر ما گذشت نداشتیم. تا چشم باز کردیم جنگ بود و آتش و خمپاره.
در فضایی بزرگ شدیم که بازیهای کودکانه ما، جنگیدن، ساختن تفنگهای چوبی، و نارنجکهای دستساز کاغذی با ورقهایی از کتابها و مجلات قدیمی بود.
در قامت کودکی، شاهد نمایش بیپرده کشته شدن مردم در جنگ بودیم، بیآنکه بدانیم چه بر سر روح و روانمان میآید.
سقف خواستههایمان در آن روزها، پیروزی در جنگ بود و هر روز آرزوی مرگ دشمنان را با صدای بلند فریاد میزدیم.
یادداشت #پیام_ماسوری درباره مهاجرت و پناهندگی و غربت را در ایران وایر بخوانید.
#اخبار_ایران #قاچاق_انسان #پناهندگی
@Farsi_Iranwire
IranWire | خانه
نسل مهاجر؛ حقیقت یک رویا
پیام ماسوری
🔹 پیام ماسوری: هر وقت بیکار میشوند مادرم را آزار میدهند!
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر بار دیگر این تهدید و آزارها شروع شده است.
او همچنین پیامهایی خصوصی و عمومی در توییتر از اکانتهای ناشناسی میگیرد که او را تهدید به بازداشت در خاک کشور دیگر و انتقالش با «گونی» به ایران میکنند.
پیام ماسوری فارغ التحصیل رشته عکاسی از دانشگاه «سوره» است و تا پیش از ترک ایران، در خبرگزاریهای «آنا» و «مهر»، روزنامه «کلید»، روزنامه «فرهیختگان» و مجله «اندیشه»، با عنوان عکاس و خبرنگار همکاری میکرده است.
پیام ماسوری با اظهار اینکه فقط نگران مادرش است، درباره تماسهای تلفنی تهدیدآمیز به او میگوید: «تقریبا یک سال بعد از اینکه از ایران خارج شدم، تماسهای تهدیدآمیز به مادر و برادرم شروع شد. تماسهایشان هم کوتاه است که رعب و وحشت ایجاد کنند. به مادرم میگویند به پسرت بگو برگردد. میگویند میدانیم پسرت کجاست، هر کاری دلمان بخواهد میتوانیم با او انجام دهیم. حالا اگر من یک بار به تلفن مادرم جواب ندهم، او نگران میشود، خوابش نمیبرد که نکند بلایی سر من آمده است. آنها نقطه ضعف مادرم را متوجه شدهاند و با تماس مستقیم یا پیامهای تلفنی، او را میترسانند. انگار هر وقت بیکار میشوند، یاد مادر من میافتند...»
ادامه گزارش نیلوفر رستمی را بخوانید 👇
#اخبار_ایران #خبرنگاری_جرم_نیست #اطلاع_رسانی #پیام_ماسوری #خبرنگار #عکاس #عکاس_مطبوعات #تهدیدوآزار #ترک_ایران
@Farsi_Iranwire
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر بار دیگر این تهدید و آزارها شروع شده است.
او همچنین پیامهایی خصوصی و عمومی در توییتر از اکانتهای ناشناسی میگیرد که او را تهدید به بازداشت در خاک کشور دیگر و انتقالش با «گونی» به ایران میکنند.
پیام ماسوری فارغ التحصیل رشته عکاسی از دانشگاه «سوره» است و تا پیش از ترک ایران، در خبرگزاریهای «آنا» و «مهر»، روزنامه «کلید»، روزنامه «فرهیختگان» و مجله «اندیشه»، با عنوان عکاس و خبرنگار همکاری میکرده است.
پیام ماسوری با اظهار اینکه فقط نگران مادرش است، درباره تماسهای تلفنی تهدیدآمیز به او میگوید: «تقریبا یک سال بعد از اینکه از ایران خارج شدم، تماسهای تهدیدآمیز به مادر و برادرم شروع شد. تماسهایشان هم کوتاه است که رعب و وحشت ایجاد کنند. به مادرم میگویند به پسرت بگو برگردد. میگویند میدانیم پسرت کجاست، هر کاری دلمان بخواهد میتوانیم با او انجام دهیم. حالا اگر من یک بار به تلفن مادرم جواب ندهم، او نگران میشود، خوابش نمیبرد که نکند بلایی سر من آمده است. آنها نقطه ضعف مادرم را متوجه شدهاند و با تماس مستقیم یا پیامهای تلفنی، او را میترسانند. انگار هر وقت بیکار میشوند، یاد مادر من میافتند...»
ادامه گزارش نیلوفر رستمی را بخوانید 👇
#اخبار_ایران #خبرنگاری_جرم_نیست #اطلاع_رسانی #پیام_ماسوری #خبرنگار #عکاس #عکاس_مطبوعات #تهدیدوآزار #ترک_ایران
@Farsi_Iranwire
IranWire | خانه
پیام ماسوری: هر وقت بیکار میشوند مادرم را آزار میدهند!
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر…
Forwarded from Iranwire
🔹 پیام ماسوری: هر وقت بیکار میشوند مادرم را آزار میدهند!
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر بار دیگر این تهدید و آزارها شروع شده است.
او همچنین پیامهایی خصوصی و عمومی در توییتر از اکانتهای ناشناسی میگیرد که او را تهدید به بازداشت در خاک کشور دیگر و انتقالش با «گونی» به ایران میکنند.
پیام ماسوری فارغ التحصیل رشته عکاسی از دانشگاه «سوره» است و تا پیش از ترک ایران، در خبرگزاریهای «آنا» و «مهر»، روزنامه «کلید»، روزنامه «فرهیختگان» و مجله «اندیشه»، با عنوان عکاس و خبرنگار همکاری میکرده است.
پیام ماسوری با اظهار اینکه فقط نگران مادرش است، درباره تماسهای تلفنی تهدیدآمیز به او میگوید: «تقریبا یک سال بعد از اینکه از ایران خارج شدم، تماسهای تهدیدآمیز به مادر و برادرم شروع شد. تماسهایشان هم کوتاه است که رعب و وحشت ایجاد کنند. به مادرم میگویند به پسرت بگو برگردد. میگویند میدانیم پسرت کجاست، هر کاری دلمان بخواهد میتوانیم با او انجام دهیم. حالا اگر من یک بار به تلفن مادرم جواب ندهم، او نگران میشود، خوابش نمیبرد که نکند بلایی سر من آمده است. آنها نقطه ضعف مادرم را متوجه شدهاند و با تماس مستقیم یا پیامهای تلفنی، او را میترسانند. انگار هر وقت بیکار میشوند، یاد مادر من میافتند...»
ادامه گزارش نیلوفر رستمی را بخوانید 👇
#اخبار_ایران #خبرنگاری_جرم_نیست #اطلاع_رسانی #پیام_ماسوری #خبرنگار #عکاس #عکاس_مطبوعات #تهدیدوآزار #ترک_ایران
@Farsi_Iranwire
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر بار دیگر این تهدید و آزارها شروع شده است.
او همچنین پیامهایی خصوصی و عمومی در توییتر از اکانتهای ناشناسی میگیرد که او را تهدید به بازداشت در خاک کشور دیگر و انتقالش با «گونی» به ایران میکنند.
پیام ماسوری فارغ التحصیل رشته عکاسی از دانشگاه «سوره» است و تا پیش از ترک ایران، در خبرگزاریهای «آنا» و «مهر»، روزنامه «کلید»، روزنامه «فرهیختگان» و مجله «اندیشه»، با عنوان عکاس و خبرنگار همکاری میکرده است.
پیام ماسوری با اظهار اینکه فقط نگران مادرش است، درباره تماسهای تلفنی تهدیدآمیز به او میگوید: «تقریبا یک سال بعد از اینکه از ایران خارج شدم، تماسهای تهدیدآمیز به مادر و برادرم شروع شد. تماسهایشان هم کوتاه است که رعب و وحشت ایجاد کنند. به مادرم میگویند به پسرت بگو برگردد. میگویند میدانیم پسرت کجاست، هر کاری دلمان بخواهد میتوانیم با او انجام دهیم. حالا اگر من یک بار به تلفن مادرم جواب ندهم، او نگران میشود، خوابش نمیبرد که نکند بلایی سر من آمده است. آنها نقطه ضعف مادرم را متوجه شدهاند و با تماس مستقیم یا پیامهای تلفنی، او را میترسانند. انگار هر وقت بیکار میشوند، یاد مادر من میافتند...»
ادامه گزارش نیلوفر رستمی را بخوانید 👇
#اخبار_ایران #خبرنگاری_جرم_نیست #اطلاع_رسانی #پیام_ماسوری #خبرنگار #عکاس #عکاس_مطبوعات #تهدیدوآزار #ترک_ایران
@Farsi_Iranwire
IranWire | خانه
پیام ماسوری: هر وقت بیکار میشوند مادرم را آزار میدهند!
«پیام ماسوری»، عکاس و خبرنگار، که از سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده است، به «خبرنگاری جرم نیست» میگوید از تقریبا یک سال پس از خروجش، افرادی از نهادهای امنیتی، طی تماس یا پیام تلفنی، مادر و برادرش را برای جان او تهدید میکنند. به گفته او، در روزهای اخیر…