فیلمبازان
34.6K subscribers
8.8K photos
3.01K videos
64 files
963 links
کانال رسمی «فیلمبازان»
با بیش از ۶ سال سابقه فعالیت

عشق به #سینما، عشق به زندگیست.

مطالب کانال⬅️ #اخبار | #دیالوگ | #ببینید | #وقت_موسیقی | #تریلر | #fun و...
Download Telegram
🎥 تکنیک های خلاقانه فیلمسازی گدار
1⃣ نور پردازی
🎬 فیلم: گذران زندگی (1962)


هشدار اسپویل داستان
✍️ در این روایت داستانی چند بخشه، آنا کارینا در شخصیت نانا، یک بازیگر شکست خورده که برای پرداخت اجاره خونش به فاحشه گری روی اورده بازی می کنه. گدار با استفاده از نورپردازی دراماتیک و سیاه و سفید فیلم برای نشون دادن غم و غصه این زن جوون استفاده میکنه. این فیلم فقط یک سال بعد از فیلم کمدی و شاد و رنگارنگ گدار، "زن، زن است" ساخته شد که در اون هم آنا کارینا نقش آنجلای زیبا و ساده دل رو بازی میکنه.

فرق بین این دو فیلم در موضوعه، یکیشون یک کمدی با جلوه های بصری خیره کنندست و اون یکی کاوشی تاریک در زندگی زنی که میخواد جایگاهش رو در این دنیا پیدا کنه. که این یک گواه بر عمق هنری گدار و قابلیت های بازیگری کارینا هست.

چیزی که در این فیلم جالب توجهه، دستکاری کردن نور برای نشون دادن تاریکی توسط گدار هست. نور یا عدم نور به عنوان وجدان بحران زده نانا تعمیم داده میشه. در نمای معف فیلم، پشت نوشته ها نانا به ما معرفی میشه، چهره اون توسط یک سایه سنگین و نور کم پوشانده شده. اون در سکوت نشسته و ما با ترس به این فکر میکنیم که اون چه کسیه و چه حسی داره.

ناگهان فیلم به چهره کامل اون در نور روشن کات میخوره. هیچ چیز در این روشنایی نمیتونه مخفی بمونه، هیچ چیز ندیده نمیمونه. ما هر جز چهره معصومانه اون رو میبینیم که فقط با نگاه کردن به ما و بدون حرف زدن غمگینی شخصیت رو میرسونه. در کات دیگه، اون به حالت سایه دار و اسرار آمیزش برمیگرده، انگار که نمیتونه درد گذشته و شرم حال رو تحمل کنه.

یک استفاده قوی از نور دیگه در سالن سینما اتفاق میوفته، جایی که نانا فیلم ژاندارک رو میبینه. در پایان فیلم، زمانی کهژان میفهمه برای کارهایی که انجام داده چه چیزی در انتظارشه، ما چهره نانا رو میبینیم که با نور روشن شده، نور مصنوعی صفحه سینما قطره های اشکی که ناشی از احساس پست بودنشه رو نشون میده.

ما حس میکنیم که انگار اون داره زندگی خودش رو در صفحه سینما نشون میده، میخواد برای یه هدف والا زندگی کنه و بمیره. نانا از ما برای یک لحظه هم رو بر نمیگردونه و یا پنهان میشه بلکه در نورپردازی مصنوعی گدار احساس راحتی میکنه.

دقایقی بعد در فیلم، ما نانا را در صحنه ای کاملا متفاوت میبینیم که داره به جرم دزدی توسط پلیس بازجویی میشه. اون هم مثل ژاندارک برای جرایمش محاکمخ میشه. اما اون میفهمه که جرائمش برای هدف والایی نبوده و مجازات جرمش عادلانه هست. هیچ تاریکی برای قایم شدن اون نیست، نور طبیعی اون رو احاطه کرده. اونقدر از خودش خجالت میکشه که بزور میتونه سرش رو بالا نگه داره تا ما ببینیم. اون بیهوده تلاش میکنه که چهره خودش رو از مخاطب برگردونه و در نتیجه گناهکار به نظر میرسه.


| #تکنیک_فیلمسازی_گدار
👤| #کارگردان_ماه
✍️| اختصاصی کانال فیلمبازان
🎥 تکنیک های خلاقانه فیلمسازی گدار
2⃣ ⁣تدوین
🎬 فیلم: ⁣از نفس افتاده (1960)


هشدار اسپویل داستان
✍️ ⁣این فکر که بخوایم یه لیست از تکنیک های خلاقانه #ژان_لوک_گدار درست کنیم بدون این که به «از نفس افتاده» اشاره کنیم مثل این میمونه که یک جمع کاتولیک رو بدون عشای ربانی تصور کنیم. بسیاری از منتقدین و نظریه پردازهای فیلم عقیده دارند که این فیلم نه تنها یکی از بزرگترین فیلم های موج نوی فرانسه هست، بلکه شاخص ترینشونه. شجاعت، هیجان و بی حد و مرز بودن «از نفس افتاده» قوانین سینما رو تغییر داد.

چیزی که «از نفس افتاده» برای اون شناخته شده، سبک تدوین گدار هست، که جامپ کات ها رو مقبول و محبوب کرد. از فیلم های اون زمان انتظار میرفت که تغییر صحنه آروم داشته باشند توی تدوین و هر کاتی یک الگوی منطقی داشته باشه. گدار با فرمول کلی داستان گوییش این قانون رو عوض کرد و به جای این کار بر روی جامپ کات های سریع و غیر منتظره تکیه کرد.

در دقایق ابتدایی فیلم ما اولین جامپ کات ها رو میبینیم. ژان پاول بلموندو بازیگر نقش مایکل، یک خورده کلاه بردار که خودشو یک خلافکار نابغه میدونه هست. در صحنه اول ما شاهد این هستیم که در روز روشن توی خیابونهای پاریس یک ماشین رو میدزده و با اون به بیرون شهر فرار میکنه. اون تلاشی برای عادی نشون دادن خودش نداره و با سرعت به مسیرش ادامه میده.

گدار وقتی که مایکل از کنار چند ماشین کنار جاده رد میشه از جامپ کات استفاده میکنه. ما داریم از دید مایکل خیابون رو میبینیم که ماشین پشت ماشین از کنارش رد میشن. گدار همین صحنه رو بارها بدون صیغل دادن یا روان کردن تکرار میکنه. ما به داخل یک هرج و مرج از هم گسیخته انداخته میشیم. شاهکار گدار در کات زدن نه تنها به مخاطبین هیجان میده، بلکه شخصیت مایکل رو هم نشون میده. اون نابغه ای که خودش فکر میکنه نیست، اون محتاط یا حرفه ای نیست، بلکه بی پرواست و بدون شک قبل این که در خلافکاری به جایی برسه دستگیر میشه.

فقط چند دقیقه بعد ما میبینیم که بی فکری مایکل کار دستش میده. اون توسط یک موتورسیکلت پلیس به جرم سرعت زیاد و احتمال دزدی ماشین متوقف میشه، همونطور که پلیس سمت مایکل میاد اون یه تفنگ رو بیرون میکشه و به سینه پلیس شلیک می کنه و اون رو در جا میکشه. گدار مرگ رو فقط توی چهار نمای سریع نشون میده و بعد بافاصله مایکل رو در حال دویدن نشون میده. بار دیگه، گدار از تدوین برای توضیح شخصیت استفاده می کنه. مایکل کسیه که تصمیمات سریع و بی فکری میگیره و به عنوان شخصیت اصلی ما، ما نمیدونیم اون توی داستان ما رو به کجا میبره.

یک ویژگی متمایز دیگه در تدوین گدار، رها کردن نما/ضد نما در صحنه های مکالمه هست، به جای این گدار ترجیح میده در یک قاب هر شخصیتی که درگیر مکالمه هست رو نشون بده، و یا روی چهره یک شخصیت تمرکز کنه وقتی که مکالمه گرم گرفت. برای مثال، دیالوگ طولانی بین پاتریشا و مایکل در آپارتمان پاتریشا به دقت تدوین شده برای این که توجه مخاطب به شخصیت صحیحی باشه.

در فیلم های مرسوم هالیوود در زمان موج نو سینما فرانسه، معمولا تمرکز دوربین روی شخصیتی بود که حرف میزد و نمای دوربین بین شخصیت ها عوض میشد. این نما/ ضد نما هست. گدار کاملا از این استاندارد فیلمبرداری مکالمه خارج شد و چیزی که مخاطبین به عنوان نتیجه دیدند استثنایی بود.

وقتی که شخصیتی که موضوع مکالمه هست از تمرکز دوربین خارج نمیشه، اون نمیتونه خودش قایم کنه. مخاطب واکنش اون رو به مکالمه میبینند، مخصوصا در روایت داستانی گدار. بدون تغییر شخصیت در فیلمبرداری ما میتونیم عمق شخصیت رو بدون ادای کلمه ای و فقط با حالات صورت ببینیم.

⁣⁣⁣⁣ پست بخش اول نور پردازی

| #تکنیک_فیلمسازی_گدار
👤| #کارگردان_ماه
✍️| اختصاصی کانال فیلمبازان