️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.4K subscribers
55.4K photos
50.2K videos
359 files
9.68K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
تبریزِ خاموش؛ خیانت به حافظه مشروطه و شکوه جهانی ایران


در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوب‌گر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیان‌گذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستون‌های حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشت‌ساز سده اخیر همواره در جایگاه پیش‌قراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نه‌تنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را به‌طور جدی مخدوش می‌کند.

برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایه‌های عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.

1⃣نخستین عامل، شکل‌گیری یک #سپهر_شبه‌نخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانون‌های مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، به‌جای بازخوانی نقش آذربایجان به‌عنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانه‌سازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانه‌ای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژه‌ای واکنشی و سردرگم بوده است.

2⃣عامل دوم، که دیگر نمی‌توان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیه‌طلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سال‌های اخیر، تحت مدیریت و جهت‌دهی مشخص، به سکویی برای عادی‌سازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی می‌خواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهره‌برداری سازمان‌یافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی توده‌ای در خدمت پروژه‌ای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بی‌خطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادی‌خواهانه را یا به بن‌بست می‌کشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار می‌دهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیین‌کننده و انکارناپذیر است.

3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطوره‌سازی‌های رایج، در دهه‌های اخیر به‌شدت به شبکه‌های رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبش‌های ملی بود، امروز در بخش‌هایی از خود به نیرویی محافظه‌کار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاه‌مدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نه‌فقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.

اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشت‌ساز ایران، یا بازپس‌گیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمام‌حجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاه‌های تبدیل‌شده به ابزار تجزیه‌طلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بی‌تعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.

ایران امروز در آستانه یک جابه‌جایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرم‌افزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرم‌افزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه به‌عنوان نوستالژی، بلکه به‌مثابه پروژه مدرن‌سازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.

بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا می‌خواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ به‌ناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بی‌طرف نخواهد بود.

#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم


✍️جهان_ایرانی
93👍32🔥6👌3
تبریزِ خاموش؛ خیانت به حافظه مشروطه و شکوه جهانی ایران


در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوب‌گر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیان‌گذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستون‌های حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشت‌ساز سده اخیر همواره در جایگاه پیش‌قراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نه‌تنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را به‌طور جدی مخدوش می‌کند.

برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایه‌های عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.

1⃣نخستین عامل، شکل‌گیری یک #سپهر_شبه‌نخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانون‌های مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، به‌جای بازخوانی نقش آذربایجان به‌عنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانه‌سازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانه‌ای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژه‌ای واکنشی و سردرگم بوده است.

2⃣عامل دوم، که دیگر نمی‌توان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیه‌طلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سال‌های اخیر، تحت مدیریت و جهت‌دهی مشخص، به سکویی برای عادی‌سازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی می‌خواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهره‌برداری سازمان‌یافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی توده‌ای در خدمت پروژه‌ای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بی‌خطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادی‌خواهانه را یا به بن‌بست می‌کشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار می‌دهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیین‌کننده و انکارناپذیر است.

3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطوره‌سازی‌های رایج، در دهه‌های اخیر به‌شدت به شبکه‌های رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبش‌های ملی بود، امروز در بخش‌هایی از خود به نیرویی محافظه‌کار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاه‌مدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نه‌فقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.

اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشت‌ساز ایران، یا بازپس‌گیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمام‌حجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاه‌های تبدیل‌شده به ابزار تجزیه‌طلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بی‌تعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.

ایران امروز در آستانه یک جابه‌جایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرم‌افزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرم‌افزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه به‌عنوان نوستالژی، بلکه به‌مثابه پروژه مدرن‌سازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.

بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا می‌خواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ به‌ناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بی‌طرف نخواهد بود.

#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم


✍️جهان_ایرانی
👏96👍138🔥1