📚در سایهسار #کتاب
❓یک انسان خردگرا چه ویژگیهایی دارد؟
@HosseinGaeeni
یک خردگرا شخصی است که برای او یادگیری از اثبات حقانیت خود مهمتر است، کسی که مایل به یادگیری از دیگران است: نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با دادن اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمیکند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد. در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم، او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک میکند. اما قطعا فکر میکند فقط بحث انتقادی میتواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند. فقط بحث انتقادی میتواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
✅ رویکرد خردگرایان را میتوان به شکل زیر توصیف کرد: "شاید من اشتباه میکنم و شما بر حق هستید. در هر حال هر دو ما میتوانیم امیدوار باشیم که بعد از این بحث، هر دو، مسایل را روشنتر از قبل ببینیم و این فقط تا زمانی است که به خاطر داشته باشیم نزدیک شدن ما به حقیقت مهمتر از آن است که کدام یک بر حق هستیم... "
@HosseinGaeeni
📕📗📘زندگی سراسر حل مسئله است/ کارل پوپر
#مهارت_نرم #یادگیری #حل_مسئله #تفکر_انتقادی
❓یک انسان خردگرا چه ویژگیهایی دارد؟
@HosseinGaeeni
یک خردگرا شخصی است که برای او یادگیری از اثبات حقانیت خود مهمتر است، کسی که مایل به یادگیری از دیگران است: نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با دادن اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمیکند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد. در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم، او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک میکند. اما قطعا فکر میکند فقط بحث انتقادی میتواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند. فقط بحث انتقادی میتواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
✅ رویکرد خردگرایان را میتوان به شکل زیر توصیف کرد: "شاید من اشتباه میکنم و شما بر حق هستید. در هر حال هر دو ما میتوانیم امیدوار باشیم که بعد از این بحث، هر دو، مسایل را روشنتر از قبل ببینیم و این فقط تا زمانی است که به خاطر داشته باشیم نزدیک شدن ما به حقیقت مهمتر از آن است که کدام یک بر حق هستیم... "
@HosseinGaeeni
📕📗📘زندگی سراسر حل مسئله است/ کارل پوپر
#مهارت_نرم #یادگیری #حل_مسئله #تفکر_انتقادی
ما "زیر درختان زیتون" با "طعم گیلاس" در جستوجوی "زندگی و دیگر هیچ"... نگاه زیبای تو نشانمان داد که "خانه دوست کجاست"...
@HosseinGaeeni
@HosseinGaeeni
📚در سایهسار #کتاب
من فکر میکنم آنچه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود، این است که:
غالباً ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند. در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوتها، روابط شکل مناسبتری خواهند داشت.
@HosseinGaeeni
📕📗📘طبل حلبی/ گونتر گراس
#مهارت_نرم
من فکر میکنم آنچه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود، این است که:
غالباً ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند. در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوتها، روابط شکل مناسبتری خواهند داشت.
@HosseinGaeeni
📕📗📘طبل حلبی/ گونتر گراس
#مهارت_نرم
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
#کوچینگ #پرسش_پاسخ ❓در چه شرایط و چه زمانهایی جلسات کوچینگ (مربیگری) میتواند مفید باشد؟ ◀️ به نظر میآید در سه وضعیت و زمان متفاوت، کوچینگ میتواند کارایی بسیار خوبی داشته باشد: 👇👇👇 ✅ هنگامی که…
در یکی از پستهای پیشین اشاره شد به یکی از موقعیتهایی که #کوچینگ میتواند کارایی بسیار خوبی داشته باشد:
""هنگامی که فردی، فعالیتی را خیلی خوب انجام میدهد.""
در همین رابطه این کلیپ را ببینید و بشنوید: 👇👇👇
""هنگامی که فردی، فعالیتی را خیلی خوب انجام میدهد.""
در همین رابطه این کلیپ را ببینید و بشنوید: 👇👇👇
📚در سایهسار #کتاب
ما انسانها در برخورد با هر ادعایی از قبل ذهنیتی داریم. یعنی آموختهایم که به بعضی چیزها اهمیت بدهیم، به دنبال منافع خاصی باشیم، و روی بعضی ادعاها حساب نکنیم. بنابراین تفکر نقادانه را همیشه از خلال عقاید فعلی خود آغاز میکنیم. ما به عقاید فعلی خودمان تعلق عاطفی داریم. آنها عقاید ما هستند، و این کاملاً قابل درک است بخواهیم از آنها محافظت کنیم... ما در هر تصمیمی که میگیریم کولهباری شخصی همراه داریم، یعنی تجربههایمان، رویاهایمان، ارزشهایمان، آموختههایمان و عادتهایی که از فرهنگ جامعه خود گرفتهایم.
@HosseinGaeeni
📕📗📘راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا/ نیل بروان و استیوارت ام کیلی
#تفکر_انتقادی #تصمیم_گیری #مهارت_نرم
ما انسانها در برخورد با هر ادعایی از قبل ذهنیتی داریم. یعنی آموختهایم که به بعضی چیزها اهمیت بدهیم، به دنبال منافع خاصی باشیم، و روی بعضی ادعاها حساب نکنیم. بنابراین تفکر نقادانه را همیشه از خلال عقاید فعلی خود آغاز میکنیم. ما به عقاید فعلی خودمان تعلق عاطفی داریم. آنها عقاید ما هستند، و این کاملاً قابل درک است بخواهیم از آنها محافظت کنیم... ما در هر تصمیمی که میگیریم کولهباری شخصی همراه داریم، یعنی تجربههایمان، رویاهایمان، ارزشهایمان، آموختههایمان و عادتهایی که از فرهنگ جامعه خود گرفتهایم.
@HosseinGaeeni
📕📗📘راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا/ نیل بروان و استیوارت ام کیلی
#تفکر_انتقادی #تصمیم_گیری #مهارت_نرم
🎼 ساعت #شعر و #موسیقی
ترانهی ساری گلین (دامنکشان)
شعری از جمشید ارجمند/ یا صدای ویگن/ بر مبنای ملودی آذربایجانی/ در بیات اصفهان
@HosseinGaeeni
دامنکشان
ساقی مِیخواران
از کنار یاران
مست و گیسو افشان
میگریزد...
از چشمانش ریزد به دلم
شور عشق و امید...
ترانهی ساری گلین (دامنکشان)
شعری از جمشید ارجمند/ یا صدای ویگن/ بر مبنای ملودی آذربایجانی/ در بیات اصفهان
@HosseinGaeeni
دامنکشان
ساقی مِیخواران
از کنار یاران
مست و گیسو افشان
میگریزد...
از چشمانش ریزد به دلم
شور عشق و امید...
اوضاع ناخوشایند و غمانگیز این روزهای دنیا... و فاصلهاش با دنیای مطلوب و رویایی که لنگستون هیوز در این #شعر توصیفش میکند:
@HosseinGaeeni
من در رویای خود دنیایی را میبینم
که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمیشمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاههایش را میآراید.
من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن
همهگان راه گرامی ِ آزادی را میشناسند
حسد جان را نمیگزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمیکند.
من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن
سیاه یا سفید
ــ از هر نژادی که هستی ــ
از نعمتهای گسترهی زمین سهم میبرد.
هر انسانی آزاد است
شوربختی از شرم سر به زیر میافکند
و شادی همچون مرواریدی گرانقیمت
نیازهای تمامی ِ بشریت را برمیآورد.
چنین است دنیایِ رویایِ من!
لنگستن هیوز/ برگردان احمد شاملو
@HosseinGaeeni
من در رویای خود دنیایی را میبینم
که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمیشمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاههایش را میآراید.
من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن
همهگان راه گرامی ِ آزادی را میشناسند
حسد جان را نمیگزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمیکند.
من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن
سیاه یا سفید
ــ از هر نژادی که هستی ــ
از نعمتهای گسترهی زمین سهم میبرد.
هر انسانی آزاد است
شوربختی از شرم سر به زیر میافکند
و شادی همچون مرواریدی گرانقیمت
نیازهای تمامی ِ بشریت را برمیآورد.
چنین است دنیایِ رویایِ من!
لنگستن هیوز/ برگردان احمد شاملو
📢 برای دست های سبز و قلب های مهربان...
برای آنها که انسان را رعایت می کنند...💚
✅ بنیاد همدلان کودک و نوجوان، با هدف ارایه خدمات آموزشی و درمانی به کودکان و نوجوانان نیازمند... در صدد حمايت و پشتيباني از كودكان و نوجوانان بي سرپرست و بدسرپرستِ بی بضاعت، بيمار، و يا در معرض آسيب های اجتماعی ست. کودکان و نوجوانان تحت پوشش این بنیاد را یاری گر باشید. فعالیت ها و فراخوان های این مجموعه را در کانال زیر دنبال کنید.
@hamdelan_org
برای آنها که انسان را رعایت می کنند...💚
✅ بنیاد همدلان کودک و نوجوان، با هدف ارایه خدمات آموزشی و درمانی به کودکان و نوجوانان نیازمند... در صدد حمايت و پشتيباني از كودكان و نوجوانان بي سرپرست و بدسرپرستِ بی بضاعت، بيمار، و يا در معرض آسيب های اجتماعی ست. کودکان و نوجوانان تحت پوشش این بنیاد را یاری گر باشید. فعالیت ها و فراخوان های این مجموعه را در کانال زیر دنبال کنید.
@hamdelan_org
Forwarded from آموزشکده توانا
«دیروز از خیابان انقلاب که میگذشتم به سختی از میان تابلوهای پایاننامهنویسی و مقالهنویسی و آدمهایی که در گوشم فریاد میزدند رد شدم. .....
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
Forwarded from آموزشکده توانا
«دیروز از خیابان انقلاب که میگذشتم به سختی از میان تابلوهای پایاننامهنویسی و مقالهنویسی و آدمهایی که در گوشم فریاد میزدند رد شدم. چقدر جا هر روز برای فضاهای فرهنگی و علمی در این خیابان تنگ میشود،؟ چرا هرچه جلوتر میرویم انقلاب کاسبکارانهتر میشود؟
خیابان انقلاب هرچه بیشتر از ماهیت فرهنگیاش دور شده است. اسم این را حتی کالاییشدن علم هم نمیتوان گذاشت این پدیده ویرانی علم و به تمسخر گرفتن نهاد دانشگاه است.
پ.ن:
عکس ازخیابان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران»
نوشتهای از دکترعباس کاظمی، جامعهشناس
برگرفته از صفحه اینستاگرام نویسنده
شما از این پایاننامهفروشیها چه میدانید؟ تجربیات خود را با ما و دیگران در میان بگذارید
@Tavaana_TavaanaTech
خیابان انقلاب هرچه بیشتر از ماهیت فرهنگیاش دور شده است. اسم این را حتی کالاییشدن علم هم نمیتوان گذاشت این پدیده ویرانی علم و به تمسخر گرفتن نهاد دانشگاه است.
پ.ن:
عکس ازخیابان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران»
نوشتهای از دکترعباس کاظمی، جامعهشناس
برگرفته از صفحه اینستاگرام نویسنده
شما از این پایاننامهفروشیها چه میدانید؟ تجربیات خود را با ما و دیگران در میان بگذارید
@Tavaana_TavaanaTech
جرعهای #شعر بنیوشیم...
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون...
@HosseinGaeeni
شعر: مولانا جلال/ با صدای: احمد شاملو/ موسیقی: فرهاد فخرالدینی
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون...
@HosseinGaeeni
شعر: مولانا جلال/ با صدای: احمد شاملو/ موسیقی: فرهاد فخرالدینی
✍ برای زخمِ قلبت، ای بامدادِ خستهی ایران در سالگرد رهاییات
@HosseinGaeeni
•همین روزها بود زیر آفتاب سوزان مرداد 79 که شهر شاهد واپسین دیدار ما بود با بامدادش، با تو: شیرآهن کوه مردِ شعر پارسی. مردم گروه گروه به راه افتادند از روبروی بیمارستان ایرانمهر خیابان شریعتی... بر دستهاشان تابلوهایی و بر هر کدام تکه شعری از تو... تا امامزاده طاهر... در این مسیر هنگامی که صدای همیشهات از بلندگو پخش میشد، انگار با همان لب پایین فرو افتاده نگاهی به رندی میکردی جمع را...
•آن روز "ایران" تیتر زد: "جهان شاملو را از دست داد." چرا که تو خود گفته بودی که خویشاوند نزدیک هر انسانی هستی...
•در سال های پر شور نوجوانی برای نخستین بار پریا را خواندم و قصهی دخترای ننه دریا را شنیدم و گوش سپردم به صدای جادوییات در روایت شازده کوچولو...
• با "شعرهایی که زندگی ست" که ستایش انسان است و آزادی؛ زندگی کردم... آن هنگام که آیدا را در آینه به تماشا نشسته بودی و با او آن گونه سخن گفتی که درخت با جنگل و ستاره با کهکشان... با انسان این دغدغهی همیشهات و با باور زیبایت: " انسان خداست اگر که بخواهد". عشق و بوسه را در ترانههایت قسمت کردی با همهی ما؛ عشقی که سراسر انسانی ست: تو انسانی را در کنار خویش یافتی آینهوار تا در او بخندی و بگریی؛ و نجوا کنی برایش: "در فراسوی مرزهای تنت دوستات می دارم"... و شبی هم در آلاچیق مردمان ترکمن، گمان بردی که نگاه خیره ماندهی دختران دشت و انتظار به زخم قلب آبایی میاندیشد...
•باور داشتی که شعر باید از دغدغههای اجتماعی بگوید... بنبستها را برایمان به تصویر کشد و هشدار دهد که شبپرستان "دهانت را میبویند"... همواره انسان را رعایت کردی و بیزاری جستی از وهنی که بر تبار آدمیان میرود و در دشوارترین گردنههای بلاخیز ما را ندا دادی: "من درد مشترکم، مرا فریاد کن!"... و هراس تو نه از مرگ، که از مردن در سرزمینی بود که مزد گورکن در آن بیشتر است از بهای آزادییِ آدمی... رو به جانب آسمان داشتیم که به ناگاه زمین را به گفتوگومان نشاندی: " آن افسونکار (آسمان) به تو میآموزد که عدالت از عشق والاتر است. دریغا که اگر عشق به کار میبود هرگز ستمی در وجود نمیآمد تا به عدالتی نابکارانه از آندست نیازی پدید افتد"... میدانم که به تقدیر و به پیشانی و اینگونه اباطیل نداری باور؛ با این حال همیشه ما را به چاووشی امیدانگیزی میخوانی: "معشوق در ذره ذرهی جان توست که باور داشتهای" و نومید مردم را معادی مقدر نیست... افق روشنی را ترسیم نمودی که آرزوی هر آزاده انسانیست: "روزی که کمترین سرود بوسه باشد و قفل افسانهیی؛ و مهربانی دست زیبایی را بگیرد، قلب برای زندگی بس باشد و آهنگ هر حرف، زندگی" ....و من آن روز را انتظار می کشم حتا روزی که دیگر نباشم...
•سوگ وار همه ی آن یاران بر خاک افتاده درسال های بد هستی "چرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند" و هنوز که هنوز است بازماندگان را از چشم خونابه روان است؛ و برای آنان که تقوای خاک و آب را باور نداشتند آخر بازی را هم به تصویر کشیدی: "باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد"... و البته لحظههای نخستین عاشقی را نیز پیوند زدی با یاد یارانت: "نخستین بوسه های ما/ بگذار یادبود آن بوسه ها باد/ که یاران با دهان سرخ زخم های خویش/ بر زمین نا سپاس نهادند"... همهی مدایحات بی صله بود چرا که هرگز نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکردی و " بهشت مینوی تو بزروی طوع و خاکساری نبود... آری" تو را دیگرگونه خدایی میبایست" و خدایی دیگرگونه آفریدی.
• ای بامدادی که خلاصهی خود بودی، با همهی جمع چه تنها نشستهای: "کوه ها با همند و تنهایند"...
•در آستانهی رهاییات، اوج شکوه شعر را به نمایش گذاردی که باید اِستاد و فرود آمد: "و خاطرهات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد" ...وتو ای بامداد خسته حقگذار و منتپذیربودی برای این فرصت کوتاه و سفر جانکاه که یگانه بود و هیچ کم نداشت... در سوگ فروغ مرثیهای ساز کردی که امروز ورد زبانمان است در ماتم رفتن همهی یاران و نیز در سوگ همیشهی تو: "به جست و جوی تو بر درگاه کوه میگریم در آستانهی دریا و علف...به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد... متبرک باد نام تو/ و ما هم چنان دوره میکنیم شب را و روز را/ هنوز را."
•"مرا تو بی سببی نیستی" و از این رو قول و قرار این چند سالهی خود را با تو هرگز فرو نخواهم گذارد که ما را میزبان باشی در آرامگاهت "در ساعت پنج عصر"...
پنجشنبهی 31 تیر1389/ حسین گایینی
@HosseinGaeeni
@HosseinGaeeni
•همین روزها بود زیر آفتاب سوزان مرداد 79 که شهر شاهد واپسین دیدار ما بود با بامدادش، با تو: شیرآهن کوه مردِ شعر پارسی. مردم گروه گروه به راه افتادند از روبروی بیمارستان ایرانمهر خیابان شریعتی... بر دستهاشان تابلوهایی و بر هر کدام تکه شعری از تو... تا امامزاده طاهر... در این مسیر هنگامی که صدای همیشهات از بلندگو پخش میشد، انگار با همان لب پایین فرو افتاده نگاهی به رندی میکردی جمع را...
•آن روز "ایران" تیتر زد: "جهان شاملو را از دست داد." چرا که تو خود گفته بودی که خویشاوند نزدیک هر انسانی هستی...
•در سال های پر شور نوجوانی برای نخستین بار پریا را خواندم و قصهی دخترای ننه دریا را شنیدم و گوش سپردم به صدای جادوییات در روایت شازده کوچولو...
• با "شعرهایی که زندگی ست" که ستایش انسان است و آزادی؛ زندگی کردم... آن هنگام که آیدا را در آینه به تماشا نشسته بودی و با او آن گونه سخن گفتی که درخت با جنگل و ستاره با کهکشان... با انسان این دغدغهی همیشهات و با باور زیبایت: " انسان خداست اگر که بخواهد". عشق و بوسه را در ترانههایت قسمت کردی با همهی ما؛ عشقی که سراسر انسانی ست: تو انسانی را در کنار خویش یافتی آینهوار تا در او بخندی و بگریی؛ و نجوا کنی برایش: "در فراسوی مرزهای تنت دوستات می دارم"... و شبی هم در آلاچیق مردمان ترکمن، گمان بردی که نگاه خیره ماندهی دختران دشت و انتظار به زخم قلب آبایی میاندیشد...
•باور داشتی که شعر باید از دغدغههای اجتماعی بگوید... بنبستها را برایمان به تصویر کشد و هشدار دهد که شبپرستان "دهانت را میبویند"... همواره انسان را رعایت کردی و بیزاری جستی از وهنی که بر تبار آدمیان میرود و در دشوارترین گردنههای بلاخیز ما را ندا دادی: "من درد مشترکم، مرا فریاد کن!"... و هراس تو نه از مرگ، که از مردن در سرزمینی بود که مزد گورکن در آن بیشتر است از بهای آزادییِ آدمی... رو به جانب آسمان داشتیم که به ناگاه زمین را به گفتوگومان نشاندی: " آن افسونکار (آسمان) به تو میآموزد که عدالت از عشق والاتر است. دریغا که اگر عشق به کار میبود هرگز ستمی در وجود نمیآمد تا به عدالتی نابکارانه از آندست نیازی پدید افتد"... میدانم که به تقدیر و به پیشانی و اینگونه اباطیل نداری باور؛ با این حال همیشه ما را به چاووشی امیدانگیزی میخوانی: "معشوق در ذره ذرهی جان توست که باور داشتهای" و نومید مردم را معادی مقدر نیست... افق روشنی را ترسیم نمودی که آرزوی هر آزاده انسانیست: "روزی که کمترین سرود بوسه باشد و قفل افسانهیی؛ و مهربانی دست زیبایی را بگیرد، قلب برای زندگی بس باشد و آهنگ هر حرف، زندگی" ....و من آن روز را انتظار می کشم حتا روزی که دیگر نباشم...
•سوگ وار همه ی آن یاران بر خاک افتاده درسال های بد هستی "چرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند" و هنوز که هنوز است بازماندگان را از چشم خونابه روان است؛ و برای آنان که تقوای خاک و آب را باور نداشتند آخر بازی را هم به تصویر کشیدی: "باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد"... و البته لحظههای نخستین عاشقی را نیز پیوند زدی با یاد یارانت: "نخستین بوسه های ما/ بگذار یادبود آن بوسه ها باد/ که یاران با دهان سرخ زخم های خویش/ بر زمین نا سپاس نهادند"... همهی مدایحات بی صله بود چرا که هرگز نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکردی و " بهشت مینوی تو بزروی طوع و خاکساری نبود... آری" تو را دیگرگونه خدایی میبایست" و خدایی دیگرگونه آفریدی.
• ای بامدادی که خلاصهی خود بودی، با همهی جمع چه تنها نشستهای: "کوه ها با همند و تنهایند"...
•در آستانهی رهاییات، اوج شکوه شعر را به نمایش گذاردی که باید اِستاد و فرود آمد: "و خاطرهات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد" ...وتو ای بامداد خسته حقگذار و منتپذیربودی برای این فرصت کوتاه و سفر جانکاه که یگانه بود و هیچ کم نداشت... در سوگ فروغ مرثیهای ساز کردی که امروز ورد زبانمان است در ماتم رفتن همهی یاران و نیز در سوگ همیشهی تو: "به جست و جوی تو بر درگاه کوه میگریم در آستانهی دریا و علف...به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد... متبرک باد نام تو/ و ما هم چنان دوره میکنیم شب را و روز را/ هنوز را."
•"مرا تو بی سببی نیستی" و از این رو قول و قرار این چند سالهی خود را با تو هرگز فرو نخواهم گذارد که ما را میزبان باشی در آرامگاهت "در ساعت پنج عصر"...
پنجشنبهی 31 تیر1389/ حسین گایینی
@HosseinGaeeni
Forwarded from Hossein Gaeeni
Audio
@HosseinGaeeni
جرعهای #شعر بنیوشیم...
یله بر نازکای چمن رها شده باشی...
شبانهای از احمد شاملو
با صدای آیدا و بامداد
جرعهای #شعر بنیوشیم...
یله بر نازکای چمن رها شده باشی...
شبانهای از احمد شاملو
با صدای آیدا و بامداد
اهمیت شناخت #نقاط_قوت
@HosseinGaeeni
⚠️ خیلی وقت ها، نقاط قوت کودکانمان با آرزوهای ما متفاوت است...
ما دوست داریم کودکمان در درس ریاضی بهترین باشد، اما او استعداد هنری شگرفی دارد... ما دوست داریم فرزندمان تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما او در کارهای فنی بسیار توانمند است... دوست داریم در آینده موزیسین شود، ولی او استعداد ورزشی فوقالعادهای دارد...
✅✅✅ همه کودکان توانا هستند، مهم این است که نوع توانمندی و نقطه قوت آنها شناسایی و از سوی بزرگترها تایید و حمایت شود...
@HosseinGaeeni
◀️◀️◀️ نقاط قوت خود را شناسایی کنید؛ مسیر رشد و توسعهی فردی همهی انسانها باید بر اساس استعدادها، توانمندیها و نقاط قوت خودشان ترسیم شود نه بر اساس خواستهها و آرزوهای دیگران...
#برنامه_توسعه_فردی #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni
⚠️ خیلی وقت ها، نقاط قوت کودکانمان با آرزوهای ما متفاوت است...
ما دوست داریم کودکمان در درس ریاضی بهترین باشد، اما او استعداد هنری شگرفی دارد... ما دوست داریم فرزندمان تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما او در کارهای فنی بسیار توانمند است... دوست داریم در آینده موزیسین شود، ولی او استعداد ورزشی فوقالعادهای دارد...
✅✅✅ همه کودکان توانا هستند، مهم این است که نوع توانمندی و نقطه قوت آنها شناسایی و از سوی بزرگترها تایید و حمایت شود...
@HosseinGaeeni
◀️◀️◀️ نقاط قوت خود را شناسایی کنید؛ مسیر رشد و توسعهی فردی همهی انسانها باید بر اساس استعدادها، توانمندیها و نقاط قوت خودشان ترسیم شود نه بر اساس خواستهها و آرزوهای دیگران...
#برنامه_توسعه_فردی #مهارت_نرم #کوچینگ