Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
TED Talks
چرا بعضی از افراد از دیگران فداکارترند؟ آیا مغز آنها متفاوت است؟
@HosseinGaeeni
#انگیزشی #مهارت_نرم #مدل_ذهنی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
چرا بعضی از افراد از دیگران فداکارترند؟ آیا مغز آنها متفاوت است؟
@HosseinGaeeni
#انگیزشی #مهارت_نرم #مدل_ذهنی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
جرعهای #شعر
ما را میگردند
میگويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
روياهایمان را با خود آوردهايم.
پنهان نمیكنيم
چمدانهای ما سنگين است
اما فقط
روياهایمان را با خود آوردهايم.
@HosseinGaeeni
#رویا
👤سید علی صالحی
ما را میگردند
میگويند همراه خود چه داريد؟
ما فقط
روياهایمان را با خود آوردهايم.
پنهان نمیكنيم
چمدانهای ما سنگين است
اما فقط
روياهایمان را با خود آوردهايم.
@HosseinGaeeni
#رویا
👤سید علی صالحی
آیا آماده تغییر و آمادهی داشتن یک #کوچ هستیم؟
بازخوردهای یک کوچ سبب بهبود عملکرد ما میشود...
#کوچینگ #بازخورد #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
بازخوردهای یک کوچ سبب بهبود عملکرد ما میشود...
#کوچینگ #بازخورد #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
📚📖 خلاصه #کتاب
@HosseinGaeeni
سایه، شخصیت اصلی ماست. ما با پذیرفتن این موضوع تمام زوایای تاریک و روشن خود را درمییابیم و با آگاهی از حقایق، اعمالمان را آزادانه انتخاب میکنیم. احساسات سرکوب شده، زیانبخش هستند و در مواقع نامطلوب، بیرون جهیده و ما را درمانده میکنند، در نتیجه باید هنگام آشتی با سایه، احساساتمان را موشکافی کرده و آن را در آغوش بگیریم...
@HosseinGaeeni
📙📘📗 "نیمهی تاریک وجود" کتابیست دربارهی سفر به درون ترسها، که توسط خانم دبی فورد به نگارش درآمده است. دونالد والش در مقدمهی این کتاب میگوید: «اگر پیشتر با این کتاب و درک و خرد دبی فورد آشنا شده بودم، راه بسیار کوتاهتری پیش رو داشتم.» خودِ نویسنده هم هدف اصلی کتاب را در آغوش کشیدن موضوعاتی که از آن بیزاریم، میداند.
📝 متن کامل گزیده این کتاب👈👈👈 https://goo.gl/DmH5b8
یادگیری با تداوم...
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
سایه، شخصیت اصلی ماست. ما با پذیرفتن این موضوع تمام زوایای تاریک و روشن خود را درمییابیم و با آگاهی از حقایق، اعمالمان را آزادانه انتخاب میکنیم. احساسات سرکوب شده، زیانبخش هستند و در مواقع نامطلوب، بیرون جهیده و ما را درمانده میکنند، در نتیجه باید هنگام آشتی با سایه، احساساتمان را موشکافی کرده و آن را در آغوش بگیریم...
@HosseinGaeeni
📙📘📗 "نیمهی تاریک وجود" کتابیست دربارهی سفر به درون ترسها، که توسط خانم دبی فورد به نگارش درآمده است. دونالد والش در مقدمهی این کتاب میگوید: «اگر پیشتر با این کتاب و درک و خرد دبی فورد آشنا شده بودم، راه بسیار کوتاهتری پیش رو داشتم.» خودِ نویسنده هم هدف اصلی کتاب را در آغوش کشیدن موضوعاتی که از آن بیزاریم، میداند.
📝 متن کامل گزیده این کتاب👈👈👈 https://goo.gl/DmH5b8
یادگیری با تداوم...
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
فایل PDF خلاصه #کتاب "نیمه تاریک وجود" نوشته "دبی فورد"
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
فایل PDF خلاصه #کتاب "نیمه تاریک وجود" نوشته "دبی فورد"
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
نیمه_تاریک_وجود_خلاصه_کتاب_@HosseinGaeeni.pdf
334.1 KB
@HosseinGaeeni
خلاصه #کتاب "نیمه تاریک وجود" نوشته "دبی فورد"
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
خلاصه #کتاب "نیمه تاریک وجود" نوشته "دبی فورد"
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
جرعهای #شعر
#خودآگاهی
@HosseinGaeeni
حالا کوری را میشناسم:
فقط آینه دیدن است.
در ظلمات
آنجا که همهچیز بینیاز از حواشیست،
وضوحِ لمس کفایت میکند، و ترس
نامِ دیگرِ اعتمادیست مکتوم.
حالا میدانم
که استغنای دل
پشتوارهی مایست
که به معرفتِ عالمی ناگزیر رسیدهایم،
و جان تنها یک واژه است
تا آندم که رنج بردن نیاموخته است.
آنچه نمیدانستم این بود
که عشق چگونه زندگی مییابد و
شیشه بیآنکه پاسخی با خود بیاورد
در تاریکی متلاشی میشود،
اینکه چگونه تو به جهان من رخنه میکنی و
شکل اشیا را نشانم میدهی:
شکل تمامی اشیا را.
👤 الوین پانگ/ محسن عمادی
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
#خودآگاهی
@HosseinGaeeni
حالا کوری را میشناسم:
فقط آینه دیدن است.
در ظلمات
آنجا که همهچیز بینیاز از حواشیست،
وضوحِ لمس کفایت میکند، و ترس
نامِ دیگرِ اعتمادیست مکتوم.
حالا میدانم
که استغنای دل
پشتوارهی مایست
که به معرفتِ عالمی ناگزیر رسیدهایم،
و جان تنها یک واژه است
تا آندم که رنج بردن نیاموخته است.
آنچه نمیدانستم این بود
که عشق چگونه زندگی مییابد و
شیشه بیآنکه پاسخی با خود بیاورد
در تاریکی متلاشی میشود،
اینکه چگونه تو به جهان من رخنه میکنی و
شکل اشیا را نشانم میدهی:
شکل تمامی اشیا را.
👤 الوین پانگ/ محسن عمادی
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشنوید #شعر و صدای شاملو
@HosseinGaeeni
چه بیتابانه تو را طلب میکنم!
...
بینجوای انگشتانت
فقط. ــ
و جهان از هر سلامی خالیست.
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
چه بیتابانه تو را طلب میکنم!
...
بینجوای انگشتانت
فقط. ــ
و جهان از هر سلامی خالیست.
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
هفته نو به #شادی با #کتاب و #آگاهی
@HosseinGaeeni
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
📙 #کتاب
علاقهی من بیشتر به این مسئله است که آیا به هدفی که دارم میرسم یا نه، بنابراین با این حساب دوی استقامت کاملا مناسب طرز تلقی من است.
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
علاقهی من بیشتر به این مسئله است که آیا به هدفی که دارم میرسم یا نه، بنابراین با این حساب دوی استقامت کاملا مناسب طرز تلقی من است.
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
📚📖 در کوچه باغ #کتاب
اشتباه نکنید، من اصلا اهل رقابت نیستم. به دلایلی هرگز برایم اهمیت نداشته است کسی را شکست دهم یا کسی مرا شکست دهد. وقتی هم بزرگ شدم این احساس در من باقی ماند. در هر زمینهای که باشد، شکست دادن کسی کار من نیست. علاقهی من بیشتر به این مسئله است که آیا به هدفی که دارم میرسم یا نه، بنابراین با این حساب دوی استقامت کاملا مناسب طرز تلقی من است.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم/ 👤 ✍ هاروکی موراکامی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
اشتباه نکنید، من اصلا اهل رقابت نیستم. به دلایلی هرگز برایم اهمیت نداشته است کسی را شکست دهم یا کسی مرا شکست دهد. وقتی هم بزرگ شدم این احساس در من باقی ماند. در هر زمینهای که باشد، شکست دادن کسی کار من نیست. علاقهی من بیشتر به این مسئله است که آیا به هدفی که دارم میرسم یا نه، بنابراین با این حساب دوی استقامت کاملا مناسب طرز تلقی من است.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم/ 👤 ✍ هاروکی موراکامی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
❓چقدر نسبت به #عادت های خود، آگاه هستیم؟
✅ عادتهای ما، #آینده ما را میسازد.
#خودآگاهی #باور
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
❓چقدر نسبت به #عادت های خود، آگاه هستیم؟
✅ عادتهای ما، #آینده ما را میسازد.
#خودآگاهی #باور
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
🎯🎯🎯 با کیفکو آینده خود را خلق کنید 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
شما چه فکر میکنید؟ در صورت تمایل پاسخهای خود را برای ادمین ارسال نمایید: @Hosseingn
#دیدگاه #همدلی #مهارت_نرم
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
#دیدگاه #همدلی #مهارت_نرم
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترکیب آموزشهای مهارتمحور با #کوچینگ و #منتورینگ برای افزایش #یادگیری و بهبود عملكرد
🎯🎯🎯 کانون یادگیری فردا (کیفکو) 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
🎯🎯🎯 کانون یادگیری فردا (کیفکو) 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
📑کارخانه مقالهسازی
این داستان را برای دوستان زیادی تعریف کردهام. موضوع از آنجا شروع میشود که یک بار در یک اتوبوس میانشهری با چند سرباز وظیفه همسفر شده بودم که از بیهوده تلفشدن وقتشان در پادگان و دوران سربازی گلهمند بودند. بعد از گپ کوتاهی که با ایشان در استراحتگاهی میان راه داشتم، سوار اتوبوس شدم و در ادامه راه از پنجره به بیابان مینگریستم. در این بین انبوه کیسههای نایلونی رهاشده در بیابان نظرم را جلب کرد. کیسههایی که به بوتهها چنگ انداخته بودند تا باد نتواند آنها را جابهجا کند. به عادت معلمی خود سعی کردم تخمینی از حجم کیسههای رهاشده بزنم، اعداد در ذهنم سر به فلک زدند. همان لحظه راهحلی عاجل و هوشمندانه برای این مشکل (در واقع دو مشکل) به ذهنم خطور کرد. با خود گفتم اگر من در این کشور بر مسند تصمیمگیری بودم، میتوانستم مشکلی از مشکلات کشور را حل کنم. راهحل ساده و آسان بود. کافی است که به هر سرباز بگوییم به ازای هر کیلو زبالهای که از بیابان بزداید، یک روز از دوران سربازی را به پاس خدمتی که به کشورش کرده، میبخشیم. مگر نه اینکه ایشان سربازانی هستند که باید در خدمت کشور خود زمانی را به اجبار بگذرانند. خب این هم خدمتی است ارزنده در جنگی با آلودگی و پلیدی.
در ذهن به راهحل هوشمندانه خود افتخار میکردم و از اینکه در آن مسند ذهنی نیستم تا بتوانم با قانون یا بخشنامهای آن را پیاده کنم، حسرت میخوردم. مطمئنا با اعلام این قانون تعداد زیادی از سربازان مرخصی گرفته و سر به بیابان میگذاشتند و دستهدسته کیسههای رهاشده در بیابانها را در گونیها چپانده و به مراکز توزین و احتساب کسر خدمت تحویل میدادند. برای کوتاهشدن زمان سفر تصمیم گرفتم این بازی ذهنی را ادامه دهم. شاید این از مواهب نبودن در همان مسند قدرت بود که به من فرصت کافی میداد به عواقب تصمیمم کمی فکر کنم. موهبتی که میدانم خیلی از تصمیمگیران کشور از آن بیبهرهاند. میشد حدس زد که کار جمعکردن کیسهها در همان فاز اول خاتمه نیابد. بدیهی است که والدین متمولی با فرزندان تنبل و تنپرور وجود دارند که حاضرند برای کسر خدمت عزیز دردانهشان هزینه کنند تا دیگرانی به جای سوگولیهایشان زباله جمع کنند. هرچند این آن چیزی نیست که قانونگذار انتظارش را داشت، ولی در هر صورت در جهت حصول به نتیجه مورد انتظار است. اما هر جا پولی برای ارائه خدمتی جابهجا شود، آغازی برای یک تجارت است و اینجاست که احتمالا در مرحله بعد نوبت به شرکتهای تجاری آشغالجمعکن برای تسهیل این تجارت میرسد. شرکتهایی که افرادی را به استخدام درمیآورند تا آشغال جمع کنند و آنها را به قیمت مناسب و رقابتی به مشتریان کسر خدمت خود بفروشند. هنوز به انتهای سفر نرسیده بودم و فرصت داشتم که تخیلم را باز به کار ببرم تا قدم بعدی را نیز پیشبینی کنم. با شروع به کار شرکتها مطمئنا بیابانها روز به روز تمیز و تمیزتر میشدند و یافتن کیسهای در بیابان مشکل و مشکلتر، ولی متقاضیان همچنان در صف دریافت آشغال. قانون آشنای عرضه و تقاضا در این زمان به کمک شرکتها میآید تا قیمت کالای ارزشمند خود را به نرخ روز و متناسب با سختترشدن فرایند یافتن زبالهای در بیابان افزایش دهند. بالاخره روزی میرسد که قیمت کیسه نایلون مصرفشده و رهاشده در بیابان از قیمت کیسه نو بالاتر میرود. در اینجاست که نوابغی از دنیای تجارت کارخانههایی به پا خواهند کرد که در آنجا کیسههای نو را مچاله کرده و به متقاضیان زباله بفروشند! مدتی بود که سفر به پایان رسیده بود و از همراهان سربازم خداحافظی کرده بودم. اکنون در اتوبوس شهری در خیابانهای شلوغ تهران در حرکت بودم. ولی همچنان در فکر سرنوشت قانون هوشمندانهام بودم. شروعش خیلی خوب بود، ولی چرا اینگونه فاجعهبار و با کارخانه آشغالسازی تمام شد؟ شاید به این دلیل که هر قانونی را عمری باید. وقتی به میدان انقلاب رسیدم، از اتوبوس پیاده شدم. نگاهی به اطراف خود انداختم. ناگهان متوجه شدم که در و دیوار خیابان را آگهیهای کارخانههای آشغالسازی از نوع تولید مقاله و پایاننامه پر کرده است. آشغالهایی که حتما بازارشان هنوز خیلی گرم است و کارخانههایی که چرخهایشان به سرعت در گردش است. مطمئن هستم در روزگاری دور متفکرانی برای حل مشکل «غریبهبودن دانشگاهها و دانشگاهیان کشور با استانداردهای بینالمللی پژوهش» راهحل هوشمندانهای داشتهاند، راهحل ساده ارجنهادن به مقالات منتشره در مجلات بینالمللی. هرچند این قانون در سالهای اول خود تأثیر مثبتش را بر فضای علم و پژوهش گذاشت، ولی متأسفانه قانونگذاران در این سالها فراموش کردند که هر قانونی را اگر نه عمری، حداقل رصد و ویرایشی باید. تا زمانی که این آییننامهها به آشغالها همان بهایی را بدهند که به پژوهشهای ناب، آنها خریدار دارند.
👤محمدرضا اجتهادی
@HosseinGaeeni
#تفکر_سیستمی
این داستان را برای دوستان زیادی تعریف کردهام. موضوع از آنجا شروع میشود که یک بار در یک اتوبوس میانشهری با چند سرباز وظیفه همسفر شده بودم که از بیهوده تلفشدن وقتشان در پادگان و دوران سربازی گلهمند بودند. بعد از گپ کوتاهی که با ایشان در استراحتگاهی میان راه داشتم، سوار اتوبوس شدم و در ادامه راه از پنجره به بیابان مینگریستم. در این بین انبوه کیسههای نایلونی رهاشده در بیابان نظرم را جلب کرد. کیسههایی که به بوتهها چنگ انداخته بودند تا باد نتواند آنها را جابهجا کند. به عادت معلمی خود سعی کردم تخمینی از حجم کیسههای رهاشده بزنم، اعداد در ذهنم سر به فلک زدند. همان لحظه راهحلی عاجل و هوشمندانه برای این مشکل (در واقع دو مشکل) به ذهنم خطور کرد. با خود گفتم اگر من در این کشور بر مسند تصمیمگیری بودم، میتوانستم مشکلی از مشکلات کشور را حل کنم. راهحل ساده و آسان بود. کافی است که به هر سرباز بگوییم به ازای هر کیلو زبالهای که از بیابان بزداید، یک روز از دوران سربازی را به پاس خدمتی که به کشورش کرده، میبخشیم. مگر نه اینکه ایشان سربازانی هستند که باید در خدمت کشور خود زمانی را به اجبار بگذرانند. خب این هم خدمتی است ارزنده در جنگی با آلودگی و پلیدی.
در ذهن به راهحل هوشمندانه خود افتخار میکردم و از اینکه در آن مسند ذهنی نیستم تا بتوانم با قانون یا بخشنامهای آن را پیاده کنم، حسرت میخوردم. مطمئنا با اعلام این قانون تعداد زیادی از سربازان مرخصی گرفته و سر به بیابان میگذاشتند و دستهدسته کیسههای رهاشده در بیابانها را در گونیها چپانده و به مراکز توزین و احتساب کسر خدمت تحویل میدادند. برای کوتاهشدن زمان سفر تصمیم گرفتم این بازی ذهنی را ادامه دهم. شاید این از مواهب نبودن در همان مسند قدرت بود که به من فرصت کافی میداد به عواقب تصمیمم کمی فکر کنم. موهبتی که میدانم خیلی از تصمیمگیران کشور از آن بیبهرهاند. میشد حدس زد که کار جمعکردن کیسهها در همان فاز اول خاتمه نیابد. بدیهی است که والدین متمولی با فرزندان تنبل و تنپرور وجود دارند که حاضرند برای کسر خدمت عزیز دردانهشان هزینه کنند تا دیگرانی به جای سوگولیهایشان زباله جمع کنند. هرچند این آن چیزی نیست که قانونگذار انتظارش را داشت، ولی در هر صورت در جهت حصول به نتیجه مورد انتظار است. اما هر جا پولی برای ارائه خدمتی جابهجا شود، آغازی برای یک تجارت است و اینجاست که احتمالا در مرحله بعد نوبت به شرکتهای تجاری آشغالجمعکن برای تسهیل این تجارت میرسد. شرکتهایی که افرادی را به استخدام درمیآورند تا آشغال جمع کنند و آنها را به قیمت مناسب و رقابتی به مشتریان کسر خدمت خود بفروشند. هنوز به انتهای سفر نرسیده بودم و فرصت داشتم که تخیلم را باز به کار ببرم تا قدم بعدی را نیز پیشبینی کنم. با شروع به کار شرکتها مطمئنا بیابانها روز به روز تمیز و تمیزتر میشدند و یافتن کیسهای در بیابان مشکل و مشکلتر، ولی متقاضیان همچنان در صف دریافت آشغال. قانون آشنای عرضه و تقاضا در این زمان به کمک شرکتها میآید تا قیمت کالای ارزشمند خود را به نرخ روز و متناسب با سختترشدن فرایند یافتن زبالهای در بیابان افزایش دهند. بالاخره روزی میرسد که قیمت کیسه نایلون مصرفشده و رهاشده در بیابان از قیمت کیسه نو بالاتر میرود. در اینجاست که نوابغی از دنیای تجارت کارخانههایی به پا خواهند کرد که در آنجا کیسههای نو را مچاله کرده و به متقاضیان زباله بفروشند! مدتی بود که سفر به پایان رسیده بود و از همراهان سربازم خداحافظی کرده بودم. اکنون در اتوبوس شهری در خیابانهای شلوغ تهران در حرکت بودم. ولی همچنان در فکر سرنوشت قانون هوشمندانهام بودم. شروعش خیلی خوب بود، ولی چرا اینگونه فاجعهبار و با کارخانه آشغالسازی تمام شد؟ شاید به این دلیل که هر قانونی را عمری باید. وقتی به میدان انقلاب رسیدم، از اتوبوس پیاده شدم. نگاهی به اطراف خود انداختم. ناگهان متوجه شدم که در و دیوار خیابان را آگهیهای کارخانههای آشغالسازی از نوع تولید مقاله و پایاننامه پر کرده است. آشغالهایی که حتما بازارشان هنوز خیلی گرم است و کارخانههایی که چرخهایشان به سرعت در گردش است. مطمئن هستم در روزگاری دور متفکرانی برای حل مشکل «غریبهبودن دانشگاهها و دانشگاهیان کشور با استانداردهای بینالمللی پژوهش» راهحل هوشمندانهای داشتهاند، راهحل ساده ارجنهادن به مقالات منتشره در مجلات بینالمللی. هرچند این قانون در سالهای اول خود تأثیر مثبتش را بر فضای علم و پژوهش گذاشت، ولی متأسفانه قانونگذاران در این سالها فراموش کردند که هر قانونی را اگر نه عمری، حداقل رصد و ویرایشی باید. تا زمانی که این آییننامهها به آشغالها همان بهایی را بدهند که به پژوهشهای ناب، آنها خریدار دارند.
👤محمدرضا اجتهادی
@HosseinGaeeni
#تفکر_سیستمی
📚📖 در کوچه باغ #کتاب
پیش از این هنگامی که میگفتم راه چاره را باید انتخاب کرد، گفتهام ناقص بود:
راه چاره را نباید و نمیتوان "انتخاب" کرد، راه چاره را باید اختراع کرد، باید آفرید؛
و هر کس با آفریدن راه چارهی خود در حقیقت خود را میآفریند.
انسان هر روز باید خود را بیافریند.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 ادبیات چیست؟/👤✍ ژان پل سارتر
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
پیش از این هنگامی که میگفتم راه چاره را باید انتخاب کرد، گفتهام ناقص بود:
راه چاره را نباید و نمیتوان "انتخاب" کرد، راه چاره را باید اختراع کرد، باید آفرید؛
و هر کس با آفریدن راه چارهی خود در حقیقت خود را میآفریند.
انسان هر روز باید خود را بیافریند.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 ادبیات چیست؟/👤✍ ژان پل سارتر
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
کودکان را پیش از علم، با مهربانی و انسانیت آشنا کنیم.
دنیای امروز به انسان مهربان نیازمند است و نه دانشمند نامهربان...
#یادگیری
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
دنیای امروز به انسان مهربان نیازمند است و نه دانشمند نامهربان...
#یادگیری
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
جرعهای #شعر
من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بینگهبان و دیوارهی سیمی
ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای
یا نامهی سربسته تحویل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم میآیند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که میتوانی گوشه قلبت پنهان کنی:
عشق، #اندیشیدن، دریافتن.
👤 ناظم حکمت
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بینگهبان و دیوارهی سیمی
ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای
یا نامهی سربسته تحویل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم میآیند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که میتوانی گوشه قلبت پنهان کنی:
عشق، #اندیشیدن، دریافتن.
👤 ناظم حکمت
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg